تبليغاتX
امیرحسین

کمال تبريزي



  کمال تبريزي



نام: کمال تبريزي

تاريخ تولد: 1338



Biography


شرح حال


متولد: 1338 تهران
تحصيلات: فارغ التحصيل رشته سينما از مجتمع دانشگاهي هنر
فعاليت در سينما: از سال 1358 با فيلم كوتاه «انقلابي بزرگتر از انقلاب اول
كمال تبريزي از جمله فيلمسازاني است كه در حوزه سينماي جنگ (دفاع مقدس) فعاليت چشمگيري از خود نشان داده است. تبريزي با فيلم «ليلي با من است» توانايي هاي خود را به اثبات رساند. اين فيلم يكي از بهترين نمونه هاي سينماي كمدي به شمار مي آيد. تبريزي چندي بعد با فيلم «مهر مادري» كه فضاي تلخ زندگي بچه هاي بي سرپرست را به نمايش مي گذاشت جاي پاي خود را در سينماي ايران محكم تر كرد.

جوايز:

*

برنده جايزه بهترين فيلمنامه از چهاردهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1374 براي فيلم «ليلي با من است»

فيلم شناسی:

* در مسلخ عشق (1369)
*

پايان كودكي (1372)
*

ليلي با من است (1374)
*

مهر مادري (1376)
*

شيدا (1377)
*

فرش باد (1382)



*

يه تکه نان (1384)
*

اينجا دانشگاه است (فيلم كوتاه 1359)
*

شهادت طلبان (فيلم كوتاه 1359)
*

فيلمي كه ما ساختيم (فيلم كوتاه 1359)
*

بچه هاي ديار با صفا (فيلم كوتاه 1360)
*

عبور (1367)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:47 |

تهمينه ميلاني



  تهمينه ميلاني

نام: تهمينه ميلاني

تاريخ تولد: 1339



Biography


شرح حال


تحصيلات: فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه علم و صنعت
فعاليت در سينما: از سال 1361 با عنوان منشي صحنه در فيلم «خط قرمز»
تهمينه ميلاني يكي ديگر از 10 فيملساز بعد از انقلاب ايران بشمار مي آيد. وي در آثار خود به مسايل و مشكلات زنان مي پردازند و نگاه فيمينيستي در همه آثارش ديده مي شود. ميلاني، البته در آثار متاخر خود يعني «دو زن» و «نيمه پنهان» به مسايل سياسي نيز گوشه چشمي نشان مي دهد و توجه او به مسايل سياسي در فيلم «نيمه پنهان» برايش دردسرساز شده و از طرف دادگاه احضار و مدتي به زندان مي افتد اما در نهايت تبرئه مي شود. ميلاني جداي از اين مسائل به خوبي با تكنيك سينما آشناست و عليرغم فراگيري تجربي سينما، توانسته است خود را بعنوان يك فيلمساز توانا معرفي كند.

جوايز:

*

برنده جايزه بهترين فيلم اول در هشتمين جشنواره فيلم فجر تهران 1368 براي فيلم «بچه هاي طلاق»
*

جايزه بهترين فيلمنامه از هفدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1377 براي فيلم «دو زن» و چند جايزه بين المللي براي فيلمهاي «دو زن» و «نيمه پنهان» از جشنوارهاي خارجي

فيلم شناسی:

*

دو زن (1377)
*

نيمه پنهان (1379)
*

واكنش پنجم (1382)



*

بچه هاي طلاق (1368)
*

افسانه آه (1369)
*

ديگه چه خبر (1370)
*

کاکادو (1373)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:46 |

ابراهيم حاتمي کيا



ابراهيم حاتمي کيا

ابراهيم حاتمي كيا از نسل اول فيلمسازان بعد از انقلاب به شمار مي آيد. وي يكي از فيلمسازان ژانر دفاع مقدس (جنگ) محسوب مي شود كه با ساخت آثاري همچون ديده بان و مهاجر خود را معرفي كرد. حاتمي كيا پس از گذشت حدود 2 دهده هنوز هم فيلمسازي درباره جنگ و شرايط آدمهاي جنگ را رها نكرده است. در آثار او كمتر نشاني از قهرمان سازي هاي كاذب و غيرواقعي ديده مي شود بلكه آدمهاي آثار او از نمونه هاي واقعي گرفته شده اند و به همين دليل آثار حاتمي كيا مورد استقبال عامه مردم قرار نگرفته است. اين فيلمساز در آثار متاخر خود به نقد شرايط اجتماعي مي پردازد و لحظاتي را خلق مي كند بسيار تلخ است.


--------------------------------------------------------------------------------

جوايز:

برنده ديپلم افتخار بهترين فيلم مستند از سومين جشنواره فيلم فجر تهران 1363 براي فيلم كوتاه «صراط»

جايزه ويژه هيات داوران در هفتمين جشنواره فيلم فجر تهران 1367 براي فيلم «ديده بان»

جايزه بهترين فيلمنامه و فيلم از هشتمين جشنواره فيلم فجر تهران 1368 براي فيلم «مهاجر»

جايزه بهترين فيلم از يازدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1371 براي فيلم «از كرخه تا راين»

جايزه بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين كارگرداني از شانزدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1376 براي فيلم «آژانس شيشه اي»

بهترين كارگرداني بخش بين الملل هفدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1377 براي فيلم «روبان قرمز» و …


--------------------------------------------------------------------------------

فيلم شناسی:

از كرخه تا راين (1371)
خاكستر سبز (1372)

برج مينو (1374)

بوي پيراهن يوسف (1374)

آژانس شيشه اي (1376)

روبان قرمز (1377)

خاك سرخ (سريال تلويزيوني 1378 تا 1381)

موج مرده (1379)

ارتفاع پست (1380)
به نام پدر (ابراهيم حاتمي کيا، 1385)

تربت (فيلم كوتاه 1363)

صراط (فيلم كوتاه 1363)

طوق سرخ (فيلم كوتاه 1364)

كوردلان (فيلم كوتاه 1364)

هويت (1365)

ديده بان (1367)

مهاجر (1368)

وصل نيكان (1370)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:45 |

داریوش مهرجویی



داریوش مهرجویی

داریوش مهرجویی، آذر ماه سال 1318 در تهران به دنیا آمد. از کودکی بخت آن را داشت که با مسائل هنری آشنا شود. به این ترتیب، مهرجویی از همان سالها به فراگیری موسیقی و نقاشی می‌پردازد. در 20 سالگی به کالیفرنیا عزیمت می‌کند تا در رشته سینما ادامه تحصیل دهد. در دانشگاه یوسی‌ال‌ای با افراد نامداری چون رنوآر آشنا می‌شود و اصول سینما را می‌آموزد. پس از گذراندن چند ترم، ناگهان سینما را ترک می‌کند و در همان دانشگاه به فلسفه تغییر رشته می‌دهد. بلافاصله پس از فارغ‌التحصیلی با کمک دوستانش، مجله نقد پارسی را به منظور آشنا کردن غرب با ادبیات ایران منتشر کرد. همانجا، نخستین فیلمنامه خود را با مضمون عاشقانه به رشته تحریر درآورد و سپس با هدف ساختن فیلمی بر اساس آن، راهی ایران شد. اما این پروژه با شکست روبرو شد و مهرجویی چندی بعد فیلم الماس 33 را جلوی دوربین برد. این فیلم، گرچه از نظر فنی قابل قبول بود اما موفقیت چندانی کسب نکرد
اما فیلم دوم او داستان دیگری داشت. مهرجویی با "گاو" شهرت فراوانی کسب کرد و ظهور دوره جدید سینمای ایران را نوید داد. گاو از اولین فیلمهایی بود که از کمک دولتی استفاده کرد ولی در هنگام نمایش، گرفتار سانسور شد. فیلم در سال 1350(1971) در جشنواره ونیز شرکت کرد و جایزه ویژه منتقدان را از آن خود کرد. پس از آن هم، گاو در جشنواره‌های متعددی شرکت کرد. گاو که اکنون به عنوان فیلمی کالت شناخته می‌شود بارها توسط منتقدان ایرانی به عنوان یکی از فیلمهای برتر تاریخ سینما انتخاب شده است. فیلم بعدی او، آقای هالو، یک درام اجتماعی بود که موفقیت تجاری خوبی داشت. سپس، پستچی را بر اساس نوشته‌ای از کارل بوخنر با مضمونی سیاسی ساخت. دایره مینا، فیلم دیگر او بود که با جریانات انقلاب همزمان شد و در محاق توقیف ماند ولی پس از 4 سال که امکان نمایش در خارج از کشور را یافت به عنوان فیلمی موفق از آن یاد شد. پس از انقلاب، چند سالی را در فرانسه گذراند و در بازگشت، فیلم موفق اجاره‌نشینها را ساخت که هنوز هم به عنوان بهترین فیلم کمدی سینمای ایران شناخته می‌شود.
و اما هامون، یکی از محبوبترین فیلمهای نسل جوان پس از انقلاب، مسیر فیلمسازی مهرجویی را تغییر داد. موفقیت فوق‌العاده فیلم در سایه حمایت دولت، مهرجویی را به سمت ساختن فیلمهای شخصی‌تر با مضامین فلسفی سوق داد (در مورد هامون سخن بسیار است و شاید در آینده به طور مفصل درباره آن بنویسم). بانو فیلم بعدی او بود که به دلایلی نامعلوم توقیف شد و پس از 7 سال به نمایش در آمد. مهرجویی، سارا را پس از آن ساخت و سپس به سراغ پری رفت. اگر پری را فقط به خاطر عنوانش فیلمی زنانه حساب کنیم، لیلا آخرین بخش از چهارگانه مهرجویی درباره زنان است. درخت گلابی، فیلم دیگر اوست که برخی منتقدان، آن را کاملترین فیلم وی دانسته‌اند. پس از آن، مهرجویی به سراغ تجربه‌ای شخصی رفت و بمانی را با سبکی کاملا متفاوت از دیگر فیلمهای خود که به شدت استیلیزه بود ساخت و همه را متعجب کرد. آخرین فیلم او مهمان مامان است که رگه‌های اجتماعی قوی دارد و منتقدان منتظرند که بدانند آیا با این فیلم فصل جدیدی در کارهای او گشوده می‌شود؟ اما از دیدگاهی دیگر، مهرجویی در همه این سالها سیاست مشترکی را دنبال کرده است. واضحترین وجه مشترک فیلمهای او، اقتباس از آثار ادبی است و این نشان می‌دهد که مهرجویی علاقه بسیاری به ادبیات دارد. از اولین فیلم موفق او "گاو" که بر اساس نوشته معروف ساعدی ساخته شد تا آخرین فیلمش "مهمان مامان" که با کمک داستانی از مرادی کرمانی به همین نام شکل گرفت بیشتر فیلمهایش به نوعی وامدار ادبیات بوده‌اند. همچنین، همه فیلمهای او به نوعی مورد توجه و تاثیرگذار بوده‌اند که این برای یک فیلمساز موفقیت فابل توجهی به شمار می‌رود.وی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در آمریکا فیلمنامه ای نوشتم و قرار شد آن را با و وزارت فرهنگ وقت به جریان اندازیم، ولی سانسور شد و گیر کرد، زیرا موضوع رابطه شیرین و فرهاد و خسرو بود و بعد از آن هم برای هیچ فیلمی نتوانستم تهیه کننده پیدا کنم تا این که مجبور شدم یک فیلم تجاری ساختم. آقای مهرجویی می گوید: فیلم گاو روی کوران فیلمسازی ایران دو بار تاثیرگذار بود؛ یک بار زمانی که فیلم سانسور شد و سپس در فستیوال ها جایزه برد و یک بار هم بعد از انقلاب زمانی که تولیدات سینمای ما از 70 در سال به صفر رسیده بود، که در این زمان گاو را از تلویزیون نشان دادند که آقای خمینی فیلم را تصادفا دیده بود و گفت فیلم آموزنده ای بود و با سینما مخالف نیستیم.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:43 |

کيانوش عياري


 


  کيانوش عياري

نام: کيانوش عياري

تاريخ تولد: 1330



Biography


شرح حال


متولد: 1330 اهواز
تحصيلات: ديپلم
فعاليت در سينما: از سال 1349 با ساخت فيلمهاي كوتاه در سينماي آزاد اهواز
كيانوش عياري يكي از بهترين فيلمسازان ژانر اجتماعي بعد از انقلاب به شمار مي آيد. «آنسوي آتش»، «آباداني ها» (برگردان ايراني دزد دوچرخه اثر ويتوريو ديسكا) و «بودن يا نبودن» از آثاري سينماي واقع گراي ايران محسوب مي شوند. آخرين اثر وي «سفره ايراني» نمونه بارزي از سينماي تجربي و خلاقانه اوست، فيلمي درباره مناسبات اقتصادي - اجتماعي مردم ايران در سفر يك اسكناس هزار توماني قلابي.

جوايز:

*

برنده جايزه بهترين كارگرداني از چهارمين جشنواره فيلم فجر تهران 1364 براي فيلم «تنوره ديو»
*

جايزه بهترين كارگرداني از ششمين جشنواره فيلم فجر تهران 1366، جايزه بهترين فيلم و فيلمنامه از انجمن مولفين و مصنفين دراماتيك در جشنواره فيپا 1989، جايزه بزرگ جشنواره بروژدره بلژيك 1990 و جايزه بزرگ فيلمهاي تلويزيوني توكيو 1990 براي فيلم «آنسوي آتش»
*

جايزه بهترين كارگرداني بخش بين المللي و بهترين فيلم بخش سينماي ايران يازدهمين جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان اصفهان 1374 براي فيلم «شاخ گاو»
*

چندين جايزه بين المللي براي فيلم «بودن يا نبودن» و بهترين فيلم اجتماعي سينماي بعد از انقلاب اسلامي و …

فيلم شناسی:

*

آباداني ها (1371)
*

شاخ گاو (1374)
*

زن امروز (فقط تدوين كننده1375)
*

سريال خانه به خانه (1375)
*

بودن يا نبودن (1377)
*

سفره ايراني (1379 - 1380)
*

پر پرواز (فقط تدوين كننده)



*

آواز تابستاني (16 ميلي متري1356)
*

خاك شيري (16 ميلي متري1359)
*

تنوره ديو (1364)
*

شبح كژدم (1365)
*

آنسوي آتش (1366)
*

روز با شكوه شهر كوچك (1367)
*

دو نيمه سيب (1370)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:42 |

احمد رضا درويش



احمد رضا درويش

نام: احمد رضا درويش

تاريخ تولد: 1340



Biography
شرح حال


فارغ التحصيل رشته معماري و گرافيك
احمدرضا درويش از نسل دوم سينماگران بعد از انقلاب به شمار مي‌‌آيد. وي در گروه فيلمسازاني قرار دارد كه به مضامين جنگ و حاشيه جنگ پرداخته اند. صحنه هاي آغازين فيلم «سرزمين خورشيد» شايد بهترين صحنه هاي جنگي سينماي ايران باشد.
درويش در آثار خود بدون قهرمان سازي واكنش هاي غيرواقعي شخصيت هاي آثار خود را معرفي مي كند و به همين دليل فيلمهاي او همچون «كيميا»، «سرزمين خورشيد» و «متولد ماه مهر» همچنان در يادها باقي مانده اند.


--------------------------------------------------------------------------------

جوايز:

برنده جايزه بهترين فيلم اول در هشتمين جشنواره فيلم فجر تهران 1368 براي فيلم «آخرين پرواز»

جايزه ويژه هيات داوران سيزدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1373 براي فيلم «كيميا»

جايزه ويژه هيات داوران در پانزدهمين جشنواره فيلم فجر تهران 1375 براي فيلم «سرزمين خورشيد» و …


--------------------------------------------------------------------------------

فيلم شناسی:

سرزمين خورشيد (1375)

متولد ماه مهر (1378)

دوئل
آخرين پرواز (1368)

ابليس (1369)

آذرخش (1371)

كيميا (1373)


+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:40 |

مسعود کیمیایی


 


مسعود کیمیایی

زمان تولد:سال ۱۳۲۲
محل تولد:یکی از محلات جنوبی تهران
تحصیلات : او تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد ولی شوق و علاقه ی او به سینما منجر به این شد که به جای تحصیل در دانشگاه کار خود را به صورت عملی در نزد بزرگان سینما آغاز کند.
شروع کار: او فعالیت خود را در سینما با دستیاری مرحوم ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران آغاز کرد و با این فیلم او با محیط حرفه ای سینما آَشنا گردید.در سال ۱۳۴۷ مسعود کیمیایی اولین فیلمش بیگانه بیا را کارگردانی کرد و با همین نخستین فیلم مخاطبان خاص خود را پیدا کرد.
کارنامه هنری: او در سال ۱۳۴۸ فیلم بعدی خود قیصر را ساخت فیلمی که به جرات می توان گفت سینمای آن سال ها را کاملا تحت تاثیر خود قرار داد و آن را آغاز گر موج نوی سینمای آن سال ها می دانند. موجی که به همراه خود استعدادهای نهانی مانند داریوش مهرجویی را کشف کرد.قیصرکه بر اساس فیلم وسترن نوادا اسمیت به کارگردانی هنری هاتاوی ساخته شد در اولین اکران عمومی خود موفقیت چندانی در گیشه کسب نکرد اما در اکران دوم به طور غریبی رکورد فروش را شکست . قیصر قهرمان جدیدی را با بازی فوق العاده ی بهروز وثوقی به مردم معرفی کرد که ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران داشت.همچنین بازی زیبای ناصر ملک مطیعی و فیلم برداری قوی مرحوم مازیار پرتو را نیز منتقدان از نقاط قوت این فیلم می دانند.مسعود کیمیایی در اوج محبوبیت فیلم قیصر در سال ۱۳۴۹ فیلم درخشان رضا موتوری را ساخت این فیلم که حاصل همکاری مجدد بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی بود به شدت مورد توجه قرار گرفت . مسعود کیمیایی در این فیلم عصیان یک فرد در برابر اجتماع را به طرز هنرمندانه ای به تصویر می کشد . ترانه ی مرحوم فرهاد مهراد بر روی صحنه ی پایانی این فیلم که با مرگ رضا موتوری همراه است از جاودانه ترین صحنه های تاریخ سینمای ایران است.در سال ۱۳۵۰ مسعود کیمیایی حقوق اقتباس از شاهکار صادق هدایت را خریداری کرد و فیلم زیبای داش آکل را کارگردانی کرد .داش آکل با بازی های زیبای بهروز وثوقی و بهمن مفید به قدری زیباست که گویی مسعود کیمیایی کتاب را مصور کرده است.در سال ۱۳۵۴ مسعود کیمیایی شاهکار دیگرش گوزن ها را خلق کرد . ریتم قوی و زیبای گوزن ها ، بازی های هنرمندانه ی بهروز وثوقی و فرامرز قریبیان در این فیلم بعد از گذ شت سال ها در یاد ها مانده است . صحنه ی پایانی این فیلم و دیالوگ فراموش نشدنی بهروز وثوقی تیر خورده به نقش سید که به فرامرز قریبیان می گوید : نمردیم و گوله هم خوردیم هنوز دهان به دهان می چرخد.در سال ۵۴ او فیلم زیبای غزل را کارگردانی کرد. این فیلم روایت عشق دو برادر جنگل بان به یک دختر و چگونگی خود فروپاشی آن ها را به زیبایی توصیف می کند همچنین این فیلم نقطه ی عطفی در کارنامه ی مرحوم فردین به شمار می رود چرا که این فیلم تنها فیلم موج نویی درکارنامه ی هنری اوست.او در سال ۵۶ فیلم سفر سنگ را کارگردانی کرد .
پس از پیروزی انقلاب مسعود کیمیایی از ایران خارج نشد و در سال ۱۳۶۱ فیلم خط قرمز را با بازی سعید راد کارگردانی کرد . این فیلم توقیف شد و به جز یک بار نمایشش در جشنواره ی فجر دیگر هرگز نمایش داده نشد.او در دهه ی شصت فیلم های تیغ و ابریشم ، سرب ، دندان مار و گروهبان را کارگردانی کرد. در سال ۷۳و ۷۴ او فیلم های تجارت و ضیافت را کارگردانی کرد و بازیگران جوانی را با این دو فیلم به سینمای ایران معرفی کرد.او در همان سال فیلم زیبای سلطان را کارگردانی کرد او در این فیلم از پسرش پولاد کیمیایی نیز به عنوان بازیگر استفاده کرد. همچنین او بار دیگر با این فیلم هدیه ی تهرانی و فریبرز عرب نیا را به سینمای ایران معرفی کرد.در سال های بعد او مرسدس و اعتراض را ساخت که مورد انتقاد بعضی از دوست داران قدیمی او قرار گرفت ولی هر دوی این فیلم ها آثار قابل احترامی هستند. گر چه کیمیایی در سال های اخیر بسیار مورد انتقاد مردم و رسانه های داخل و خارج از کشور قرار گرفته است ولی او هنوز فیلم می سازد و آثار آخر او سربازان جمعه و حکم به خوبی نشان دهنده ی حال وهوای ذهنی صاحب اثر هستند.در دهه 70 مسعود کیمیایی با فائقه آتشین (گوگوش) ازدواج کرد و موجب شکستن سکوت بیست ساله ی او شد . در سال 1379 گوگوش به کمک مسعود کیمیا یی موفق به خروج از کشور شد و کیمیایی با نام مستعار نصرت فرزانه برای اولین آلبوم گوگوش بعد از خروج از ایران ، زرتشت ، ترانه سرایی کرد . خروج گوگوش از کشور و به دنبال آن تور کنسرت های گوگوش، جنجال های زیادی را به دنبال داشت ولی آن چه که همگان بر آن اتفاق نظر دارند نقش کیمیایی در خارج شدن گوگوش از کشور و شکستن سکوت 20 ساله ی ا وست. حال این کار به هر دلیلی و تحت هر شرایطی که انجام شده باشد بدون شک درخشان ترین نمره در کارنامه ی هنری کیمیایی محسوب می شود.
کارنامه هنری مشترک با گوگوش : زرتشت ، بوی سفر، خاک اسیر ، گوشه نشین ، دلتنگی

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:38 |

مجموعه ی 4 فیلم 2007

و باز هم سری جدید از فیلم های پر طرفدار و پر فروش جهان

Harry potter 5



هری پاتر 5



Shrek 3



شرک 3



Spiderman 3



اسپایدرمن 3



Fantastic4 2



 



پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را خریداری کنید و از دیدن آنها لذت ببرید




قیمت: 8000 تومان

روش خرید: شما برای خرید محصول فوق میتوانید با تکمیل فرم خرید پستی، ابتدا سفارش خود را درب منزل یا محل کار در هر جای ایران تحویل گرفته و سپس پول آن را به مامور پست بدهید.

خرید پستی

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:30 |
همه چيز درباره شرک 2

Shrek 2

يک غول سبز و يک خر پر حرف

اشاره :

((شرک)) (SHREK) يکی از شخصيت های محبوب انيميشن معاصر سينمای جهان است. موفقيت غافلگيرکننده شرک، سازندگان آن را برآن داشت تا دنباله ای براين انيميشن بسازند و بدينسان شرک 2 شکل گرفت . در شرک، بازيگران معروفی چون (( ادی مورفی ))، (( جولی اندروز )) و . . . . به جای شخصيت های کارتونی حرف میزنند. شرک 2 به تازگی درسينماهای جهان به اکران درآمده است. اين غول سبز و دوستش خر وراج نه تنها کودکان و نوجوانان بلکه همه مردم را جذب خود کرده اند. بااين مطلب شما اطلاعات جالبی در مورد شرک پيدا می کنيد.

خلاصه داستان شرک 2

داستان (شرک2) دقيقا از جايي شروع می شود که در (شرک1) به پايان رسيد، يعنی ((شرک)) و ((فيونا)) تصميم می گيرند که به ماه عسل بروند و فيلم ما را به سرزمين ((فارفاراوی – یعنی سرزمين بسيار بسيار دور)) می برد. ((شرک و فيونا)) به ((فارفاراوی)) می روند تا خبر خوشحال کننده ی ازدواج شان را به پدر و مادر ((فيونا)) که شاه و ملکه ی آن سرزمين بودند بدهند.

اما وقتی همه می فهمند که ((فيونا)) با يک ديو ازدواج کرده است بسيار ناراحت می شوند و در اين ميان((پرنس چارمنيگ)) که قرار بود او طلسم ((فيونا)) را بشکند بيش از همه ناراحت می شود. در ضمن در اين فيلم با ((مادر افسانه ای)) اسرارآميز و با به نام ((اپل پويزن)) ((سيب مسموم)) آشنا می شويم که در اين ((بار)) گربه ای چکمه پوش رفت آمد می کند و اين گربه شکارچی ديو است و اجير می شود تا شرک را از ميان ببرد و . . .

عوامل فيلم (شرک 2)

ساخت شرکت دريم وورکس Dream Works

کارگردانان : اندور آدامسون، کلی آزبری، کنرادورنان

فيلمنامه نويسان : اندرو آدامسون بر اساس داستانی از ((ويليام استيج))

تهيه کنندگان : آرون وارنر، ديويد ليپ من، جان اچ. ويليامز

موسيقی : هری گرگسون- ويليامز

صداها:

شرک : مايک مايرز

خر: ادی مورفی

پرنس فيونا: کامرون اياز

ملکه: جولی اندروز

گربه چکمه پوش : آنتونيو باندراس

شاه : جان کليس

پرنس چارمينگ : راپرت ايورت

مادر افسانه ای : جنيفر ساندرز


مايک مايرز ( شرک ) Mike Myers



((مايک مايرز)) 25 مه 1963 در کانادا متولد شد. او بازيگری را در برنامه های تبليغاتی تلوزيونی با برنامه زنده ی ((شب شنبه)) در 8 سالگی آغاز کرد. آنگاه در چند شوی تلوزيونی کانادا حضور يافت. وی پس از فارغ التحصيلی از دبيرستان به سرعت به گروه نمايشی مشهور ترنتو با نام ((شهر دوم)) پوست. در سن 20 سالگی به يکی از ستارگان سريال های تلويزيونی تبديل شده بود. در ضمن مجری برنامه ويديو و صحبت (Vecjay) نيز بود.

در سال 1994 به خاطر فيلنامه نويسی برنده جايزه ی ((امی)) شد. او درفيلم های بسياری که مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت ايفای نقش پرداخت، فيلمهايي چون ; جنگ ستارگان ((بخش اول))، مرد مرموز بين المللی، من با قاتل اکسی ازداواج کردم و . . . و در فيلم های اول و دوم ((شرک)) روی شخصيت ((شرک)) صداگذاری کرد.



آنتونيو باندراس (گربه چکمه پوش) Antonio Banderas




((آنتونيو باندراس)) 10 اوت 1960 در اسپانيا متولد شد. او در ابدا می خواست يک بازيکن حرفه ای فوتبال شود اما در 14 سالگی پايش شکست و مجبور شد با رويای خود خداحافظی کند.

سپس در کلاس هنرهای نمايشی شرکت کرد سرانجام به يک گروه تئاتری پيوست . او در تئاتر، نمايش های خيابانی به بازی پرداخت تا اينکه سرانجام در تئاتر ملی اسپانيا به بازی مشغول شد. او در سال 1982 در اولين فيلم سينمايي خود در اسپانيا به ايفای نقش پرداخت و بعد از آن طی چند سالی در چندين فيلم مختلف بازی کرد و چنان درخشيد که خيلی زود به يکی از بازيگران مطرح سينمای اسپانيا تبديل شد. او اولين بازی آمريکايي خود را در سال 1991 با فيلم ((حقيقت يا شجاعت)) انجام داد. سپس در فيلم های ديگری چون نقاب زورو، اوتيا (1998)، بچه های جاسوس 1 و 2 حضور يافت.

در فيلم شرک 2 او به جای گربه ی چکمه پوش صدا گذاشته است .



ادی مورفی (خر) Eddie Murphy



هشت ساله بود که پدرش را از دست داد. او پليس بروکلين (آمريکا) بود و کنار مادر و پدرخوانده اش بزرگ شد. در 19 سالگی در برنامه ی کمدی زنده ی شب به ايفای نفقش پشتيبان پرداخت. او فوق العاده سرزنده و شاداب در عين حال پر حرف بود. پس از آن در چند فيلم به ايفای نقش پرداخت و در سال 1983 برنده ی جايزه گرامی شد.

او در فيلم هايي چون پليس بيورلی هيلز (1984)، کودک طلايي (1986) و ورود به امريکا (1987) و . . . حضور يافت.

وی در فيلم های (شرک) و (شرک 2) به جای خر پر سرو صدا صداگذاری کرده است.



کامرون دياز (پرنس فيونا) Cameron Diaz



30 اوت 1972 در کاليفرنيا متولد شد. در 16 سالگی مدرسه را ترک کرد و مانکن شد و به مدت 5 سال به کشورهای ژاپن، استراليا، مکزيکو، مراکش و پاريس سفر کرد. سپس در سن 21 سالگی به کاليفرنيا بازگشت و در فيلم ((ماسک)) در کنار ((جيم کری)) به ايفای نقش پرداخت. پس از آن به دليل بازی خوب و زيبايي و اندام زيبايش در فيلم های مختلفی چون شام آخر(1995)، خودشه!(1996)، عروسی بهترين دوستم(1997) و . . . به بازی پرداخت.



جولی اندروز (ملکه) Julie Andrews



))جولی اندروز))- جوليا اليزابت ولز- اول اکتبر 1935 در حومه ی شهر لندن متولد شد. پدرش معلم و مادرش نوازنده و مدرس پيانو بود. او از کودکی ((باله)) و ((موسيقی)) آموخت و در 4 سالگی شروع به فراگيری آواز کرد. او در سن 12 سالگی يکی از محبوب ترين کودکان ترانه خوان بريتانيا شد. و در 13 سالگی در فيلم ((نور ستاره روی بام)) ساخت شرکت برادوی بازی کرد. اما بازی او در فيلم ((دوست پسر)) باعث شد به يکی از ستارگان روز آن دوره مبدل شود و در فيلم های خاطره انگيزشان آوای موسيقی. در ايران با نام اشک ها و لبخندها اکران شد. مری پاپينز به ايفای نقش پرداخت. جولی در سال 1974 دو کودک يتيم به نام امی و جوآنا را به فرزندی قبول کرد و آنها را در کنار دختر خود((اماکيت)) بزرگ کرد.

جولی اندروز در سال 1998 به دليل عمل جراحی ای که روی گلويش برای برداشتن غده های خوش خيم انجام شد صدای فوق العاده خود را تا مدتی از دست داد، اما پس از گذشتن دوره نقاهت برنامه ای به نام ((بازگشت دوباره)) ترتيب داده شد و جولی در آن برنامه مجددا آواز خواند. نام جولی اندروز در فهرست افتخارات بريتانيا قرار دارد و به وی لقب ((بانو)) اعطاء شده است. او درفيلم متحرک سازی رايانه ای ((شرک 2)) نقش ملکه- مادرفيونا- را صداگذاری کرده است.
روپرت اوي ورت Rupert Everett

((روپرت اوي ورت)) 29 مه 1959 در انگلستان متولد شد. در سن 13 سالگي به فکر بازيگري افتاد و همين مسائله باعث شد تا در سن 15 سالگي ترک تحصيل کند. در مدرسه مرکزي نمايش هاي دراماتيک لندن پبت نام کرد.

او در لندن به نوعي زندگي خياباني و باشگاهي روي آورد و پس از مدتي به ميلان سفر کرد و در آنجا مانکني موفق شدآنگاه به اسکاتلند رفت و در تئاتر شهر ((گلاسکو)) روي صحنه رفت و اولين بازي خود در فيلم سينمايي را در سال 1982 محصول ((وست اند)) ايفا کرد و در سال 1987 در يک فيلم سينمايي آمريکايي به نام ((قلب هاي آتش)) يه ايفتس نقش پرداخت و چنان درخشيد که از آن موقع به بعد در فيلم هاي ديگريدعوت به کار شد. وي در فيلم شرک2 نيز به جاي ((پرنس چارمينگ)) صدا گذاشته است.

جان کليس ( شاه ) John cleese



((جان کليس)) 27 اکتبر 1939 در انگلستان متولد شد. او از سال 1953 به مدت 5 سال در کالج کلينتون درس خواند و دو سال پس از آن به مطالعه حقوق پرداخت، سپس با ((گراهام چپ من)) که در راديو کار مي کرد آشنا شد و پس از آن در راديو بي بي سي مشغول به کار شد. آنگاه به سيرک کمبريج پيوست و با آن به نيوزيلند سفر کرد. سپس به امريکا رفت و مدتي در آنجا ماند و در مجله ((کمک!)) قلم زد. آنگاه بخش سياسي مجله ي ((نيويورک)) را به وي سپردند اما چندان در اين قسمت موفق عمل نکرد و به لندن بازگشت. سپس به همراه گراهام چپ من، اريک آيدل، تري جونز و مايکل پلين که در سيرک کمبريج با هم کار مي کردند براي مجله ((فراست)) مقاله نوشتند کليس در سال 1968 با ((کاني بوشا)) بازيگري امريکايي ازدواج کرد. تا آن زما با دو دوره سيرک همکاري داشت که در دوره ي سوم سيرک نيز کنار گروه باقي ماند. کليس و همسرش مجموعه جذاب تلوزيوني ((برج هاي فالتي)) در سال 1975 را ساختند که سال ها ادامه يافت و کليس بع ايفاي نقش در چندين فيلم سينمايي چون ((سيلورادو))، ((فرانکشتاين)) و . . . پرداخت. پس از مدتي کليس از همسرش جدا شد و با ((باربارا ترنتام)) بازيگر امريکايي ديگري ازدواج کرد.

در شرک 2 جان کليس به جاي شاه – پدر فيونا- صدا گذاري کرده است.

جنيفر ساندرز ( مادر افسانه ای ) Jennifer Saunders



((جنيفر ساندرز)) 12 ژوئيه 1958 در بريتانيا متولد شد. او در مدرسه مرکزي ((سخن ودراما)) شرکت کرد و با همبازي آينده خود در فيلم هاي کمدي يعني ((دان فرنج)) در آنجا آشنا شد. او پس از فارغ التحصيلي در لندن در مجموعه کمدي ((مغازه کمدي)) به عنوان بازيگر و نويسنده مشغول به کار شد و در آنجا با ((آدريان ادموندسون)) (همسر آينده اش)، ((ريک مايال))، ((نيگل پلانر))، ((الکسي سيل)) و ((پيتر ريچارد سون)) آشنا شد و آنگاه خود با کمک اين افراد باشگاهي راه انداخت و مجموعه اي ((کميک استريپ)) ترتيب داد.

اين مجموعه بعدها به تلوزيون با نام ((کميک استريپ تقديم مي کند...)) راه يافت که طرفداران بسياري به خود جلب کرد.

جنيفر در فيلم هاي بسياري چون: جوانان (1982)، خانواده هاي خوشبخت (1985) و . . . بازي کرد.

او در فيلم شرک 2 به جاي مادر افسانه اي صداگذاري کرده است.

نقدي بر شرک 2

خري که تبديل به اسب مي شود!

((شرک 2)) نتوانسته است مانند ((شرک 1)) که ترکيب شگفت آوري از قلب و روح و سحر طنز است، جذاب و لذت بخش باشد. اما چندان هم خالي از لطف نيست و ين بار روي لودگي ها و چوک گفتن هاي شخصيت ها تکيه داشته و سبک کمدي و خنده دار روحوضي را دارد. ((شرک 2)) بهترين صداگذارها را به دور جمع مي کند تا نوعي تفريح و شادي خلق کند که هدفش شاد کردن گروه هاي مختلف سني است . اگر چه ((شرک 2)) نمي تواند در باجه هاي بليت فروشي چون ((شرک 1)) بسيار موفق عمل کند، اما مي توان آن را موفقيت ديگري براي شرکت سازنده ي آن – وريم وورکس – که مانند فيلم اول توانست به جشنواره کن – جايي که فيلمسازان به رقابت با يکديگر برمي خيزند – راه پيدا کند، دانست.

در اين فيلم فيلمنامه نويسان – اندور آدامسون، جو استيل من، جي ديويد استم و ديويد ان ويس – پيشنهادهاي بسيار مطرح کردند و برخلاف شرک 1 که مسير داستان سيري مستقيم و معين داشت در اين قسمت جهش هاي بسياري صورت مي گيرد. در فيلم اول شرک (( شاهزاده فيونا)) با شرک که يک ديو سبز است ازدواج کرد. در اين شماره او علاوه بر اينکه بسيار شبيه شرک شده و داراي پوستي سبز رنگ است بلکه اخلاق و رفتارش نيز چون شرک مي باشد پس جاي تعجبي ندارد که پادشاه و ملکه از ديدن دخترشان شوکه شوند. نويسندگان اين شما ره شخصيت ها و طرح هاي متفاوتي مطرح کردند و هنگام نوشتن فيلمنامه سئوالاتي از اين قبيل مطرح کردند که :

چطور مي شود خويشاوندي سببي بين شرک که ديو است و پادشاه و ملکه سرزمين ((فارفار اوي)) به وجود آيد؟ و اين سئوال مسائل تبعيض نژادي را مطرح مي کند.

چطور مي شود که در اين شماره مادر افسانه اي فيونا طرح برنامه پرنس چارمينگ – که شاهزاده اي زيبا و شيک پوش است – باشد زيرا قرار بود او با فيونا ازدواج کند و طلسم را بشکند؟

چطور مي شود اگر شرک و فيونا پس از بازگشت از ماه عسل دوباره با خر وراج ((شرک 1)) روبه رو شوند و ((خر)) نيز همچنان فضاي اطراف خود را از سر و صدا پر کند.

چطور مي شود اگر پادشاه شوکه شده از ازدواج دخترش با يک ديو و مادر افسانه اي براي از بين بردن شرک برنامه مي ريختند و به دنبال اين برنامه پادشاه سرزمين فارفاراوي مخفيانه به درون ((باراپل پويزه)) مي خزيد تا گربه چکمه پوش که ديوکشي مشهور بود را استخدام کند؟

و بالاخره چطور مي شود اگر شرک و خر پرحرف به درون کارخانه مادر افسانه اي دزدانه وارد شوند و با دزديدن يک فرمول خاص شرک را از موجود چاق و بدهيکل به يک مرد خوش تيپ و خوش قيافه و خر را نيز به يک اسب سفيد رعنا تبديل کند؟

حق با شماست گفتن داستان فوق حداقل هنگام تعريف کردن دشوار است. شخصيت گربه چکمه پوش در اين فيلم اگرچه دلپسند و مطبوع است اما چندان به خوبي پرداخت نشده و بطور کلي هدف خاصي را دنبال نمي کند. البته وجود شخصيت هاي بانشاط و لطيفه هاي با مزه باعث مي شود که تماشاچي از اين نقص صرفنظر کند. علاوه بر آن فيلم پر از شوخي هاي با نمک و چشم اندازهاي زيبا چون سرزمين فارفاراوي – که چشم اندازي چون تپه هاي بيورلي هاليوود دارد. در اين سرزمين خيابان هاي زيبايي وجود دارد که دو طرفشان درخت هاي نخل کشيده شده اند. فيلم از شخصيت هايي چون پينوکيو، سه بچه خوک و زيباي خفته بهره مي جويد. مثلا در صحنه اي در قصر ((کريس دوري داس)) به درون يک ((جوک باکس)) سکه مي اندازد تا موسيقي نواخته شود و موسيقي هايي از اشخاص و فيلم هاي معروفي چون ديويد بووي، ديکسو، ماموريت غير ممکن و . . . شنيده مي شود و در حالي که داستان از بيان چيزي که مي خواهد بگويد عاجز است اما به سبب نشاط حاکم بر فيلم نمي توان از آن بيزار شد.

در ضمن انيميشن سازي 3 بعدي اين فيلم با کارگرداني اندروآدامسون، کلي آزبري کنراد ورنا مخصوصا در چهره سازي انسان ها و نورپردازي در صحنه هاي انفرداي بسيار عالي کار شده است.

تماشاگران و شرک

((شرک 2)) فيلم بسيار خوبي است، اما نمي توان آن را به خوبي فيلم اول دانست. شوخي هاي مطرح شده در فيلم با نمک هستند اما بيشتر به درد گروه سني بزرگسالان مي خورند. در مجموع شرک 2 مانند فيلم اول ابتکار و خلاقيت ندارد . نظر من لزومي نداشت که برخي از شخصيت هاي کم اهميت شماره اول مجددا در اين فيلم حاضر شوند. البته نشاط موجود در اين فيلم نقاط ضعف آن را مي پوشاند. و من از اين فيلم نااميد نشده ام، اما احساس مي کنم که نقاط قوتي هم دارد ولي اميدوارم آخرين شماره شرک باشد.

اگرچه صحنه هاي فيلم شرک 2 بسيار با نشاطتر و بانمکتر از شرک 1 است اما هدف خاصي را دنبال نمي کند. در شرک 1 بازيگران ابتداي فيلم غمگين و از همه جا رانده بودن اما همانطور که داستان پيش مي رفت تغييرات عمده اي صورت گرفت و در پايان داستان هر کس به چيزي مي رسد اما در شرک 2 بازيگران به چيز قابل توجه اي دست نمي يابند.

شماره های آينده شرک که در تاريخ های زير بر پرده سينما خواهد آمد

Shrek 3 (2006) Estimated for December 2006

Shrek 4 (2010) Estimated for May 2010

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:22 |
اگر عزمتان را جزم كرديد لا غر شويد, بايد علا وه بر كم كردن كالري غذاهاي مصرفي با ورزش هاي متنوع نيز مقداري از كالري هارا بسوزانيد.
پياده روي براي يك زمان معين و در يك فاصله معين پس از چند روز خسته كننده مي شود , سعي كنيد به ورزش خود تنوع دهيد.

مي توانيد پس از هر 5 دقيقه پياده روي , يك دقيقه بدويد و حتي مي توانيد سرعت آن را هم در هر دوره كم و زياد كنيد.

البته اگر براي ورزش شنا را ترجيح مي دهيد, مي توانيد نوع شنا و سرعت آن را تغيير دهيد.

باورش مشكل است ولي با در دست گرفتن يك توپ كوچك انعطاف پذير و فشار دادن آن در طول روز نيز مي توانيد كالري بسوزانيد.

همچنين بايد آب بيشتري بنوشيد و در فضاي باز ورزش كنيد.

شايد اين به علت هواي آزاد يا تابش خورشيد باشد كه در بيرون خانه انرژي بيشتري براي ورزش كردن پيدا مي كنيم و كالري بيشتري مي سوزانيم .

مصرف ادويه نيز براي سوزاندن كالري مفيد است زيرا ادويه موجب افزايش متابوليسم بدن مي شود.

نوشيدن چاي سبز و قهوه نيز به شما در اين راه كمك مي كند.

همچنين به جاي سه وعده غذايي سنگين در روز آن را به پنج وعده تقسيم كننده ولي حجم آن را كم كنيد و مصرف پرتئين را غافل نشويد.

و اينكه در تمام مدت به خود انرژي دهيد كه " مي توانيد " .



چگونه بخوريم كه لاغر بمانيم؟!


محققان علوم تغذيه به اين نتيجه دست يافتند كه بهترين راه براي كاهش وزن، رعايت رژيم غذايي مناسب بدون ترك و نخوردن مواد غذايي دلخواه فرد است. بسياري از افراد چاق به هنگام مراجعه به پزشك تغذيه از اين ناراحت هستند كه مبادا از خوردن مواد غذايي دلخواه خودشان منع شوند. از اين رو اكثر اين دسته از افراد از مراجعه به پزشك صرفنظر مي كنند. اما بايد اين نكته را متذكر شد كه امروزه با به كارگيري روش هاي مناسب درمان چاقي، مي توان خورد و لاغر شد. بهترين راه مصرف مواد غذايي كم كالري و كم چرب و استفاده از موادمغذي جايگزين است. بسياري از غذاهاي پركالري كه امروزه مورد مصرف قرار مي گيرند شامل: انواع چيپس ها، بيسكوييت ها و چوب شور و كراكرها هستند و مصرف زياد اين مواد، سبب چاقي مي شود. از اين رو پزشكان و متخصصان توصيه مي كنند، حدالامكان از اين مواد غذايي كمتر استفاده شده و پس از خوردن غذاهاي اصلي آنها را مصرف كنيم. بهتر است از انواع سوپ ها و سبزيجات پخته و يا خام در رژيم غذايي روزانه استفاده شود، چرا كه آب موجود در اين غذاها، چربي هاي زايد و موجود در ديگر غذاها را از بين مي برد و حلال آنها است. مصرف آبگوشت و يا سالاد از هرنوع سبزي كه مورد رضايت و ميل مصرف كننده باشد به عنوان پيش غذا بهترين راه لاغر شدن است



ازروغن ماهي براي كاهش وزن كمك بگيريد


بررسي دانشمندان استراليايي نشان مي دهد اسيدهاي چرب موجود در ماهي كه تاثير پيري را بر مغز انسان كاهش مي دهند, چنانچه دركنار ورزش متعادل مصرف شوند به كاهش وزن هم كمك مي كنند.

اين پژوهشگران معتقدند امگا سه موجود در روغن ماهي جريان خون به عضلات را هنگام ورزش بهبود ميبخشد و به سوزاندن چربي كمك مي كند


سالاد بخوريد چاق نشويد


كارشناسان امور تغذيه، خوردن سالاد كم كالرى پيش از غذا و نان سبوس دار را براى جلوگيرى از چاقى توصيه مى كنند.

سالاد كم كالرى سالاد بدون سس است، سالاد همراه با سس 400 كالرى چربى دارد كه كالرى آن 17 درصد بيش از غذاى اصلى است.

به گفته پژوهشگران، سالادها با طعم هاى مختلف را بايد با نوعى چربى زودهضم خورد تا مواد معدنى سالاد جذب بدن شود و روغن زيتون گزينه مناسبى است.

بسيارى بر اين باورند كه اگر سالاد زياد بخورند، چاق مى شوند، در حالى كه سالاد بدون سس براى كم كردن اشتها غذاى بسيار مناسب و سالمى است.

پژوهشگران اعلام كردند: سالادهايى كه با آبغوره، سركه و آبليمو طعم مى گيرد، سالم ترين و مغذى ترين نوع سالاد است.

اين طعم ها سبب جذب بيشتر مواد ويتامينى و پروتئينى موجود در مخلفات سالاد مانند كاهو، هويج، گوجه، نخودفرنگى و خيار مى شود.

سس هاى موجود با طعم هاى مختلف علاوه بر چاقى كاذب سبب تنگى شريان ها، بيمارى هاى معده و پوستى مى شود حتى خوردن بسيارى از آنها در سالن هاى غذاخورى مسموميت هاى غذايى به همراه مى آورد.



چگونه وزن خود را كاهش دهيم؟




رژيـم هاي متفاوت به منظور كاهش وزن تاثيرات متفاوتي را نير بر روي افراد مختلف دارند. شما تنها در صورتي قادر خـواهيد بود وزن خود را كاهـش دهـيـد كـه از رژيـم هـايي اسـتـفاده كـنيد كه همراه با نرمش و ورزش بوده و در برابر تغييرات زندگي روزمره، انعطاف پذيري داشته باشند.


آيا فرمول خاصي وجود دارد؟


ديــده ميشود كه در دوره هاي مختلف، رژيمهاي متفاوتي مـــد مي شوند و وعده كاهش وزن هاي چشمگيري را به مـردم مي دهند، اما متاسفانه اغلب اين نوع رژيم ها جز اينكه مردم را در نا اميدي رها كنند، چيز ديگري در بر ندارند. خيلي سخت مي توان گفت كه كاهش وزن يك فرمول خاص دارد. به عبارت ديگر نمي توان ادعا كرد كه يك رژيم غذايي خاص وجود دارد كه با به كارگيري آن تمام افراد مي توانند وزن خود را كاهش دهند، بايد توجه داشت كه هر كس نيازمند رژيم غذايي مطابق با عملكرد بدن خودش است. براي بدست آوردن بهترين نتيجه بايد توجه خود را بر روي استراتژي هايي كه مختص بدنتان است، متمركز كنيد. در وحله اول مي بايست پاسخ سوالات زير را مشخص كنيد: علت چاقي چيست؟ ميزان جديت مشكل شما در چه حدي است؟ و آيا اين امكان وجود دارد كه مشكلات ديگري را براي سلامتي در كنار خود به وجود آورد؟(مثل ديابت، فشار خون و يا افسردگي). پزشكاني كه بيماري چاقي را در راس مطالعات خود قرار داده اند، به اين نتيجه دست پيدا كرده اند كه با طرح ريزي درمان هاي متناوب حول محور فاكتورهاي ذكر شده، بيماران شانس زيادي را براي كاهش وزن پيدا كرده و همچنين مي توانند وزن خود را تا مدت ها در همان حد نگه دارند.


يا كمتر بخوريد يا ورزش كنيد


كسي كه از كودكي دچار چاقي مزمن بوده و پدر و مادر او هم چاق بوده اند، از نظر ژنتيكي، زمينه براي چاقي او كاملا مهيا است و كمتر اتفاق مي افتد كه بتواند با رژيم غذايي و يا رفتن به باشگاه ورزشي وزن خود را كاهش دهد. اين افراد بايد تحت نظارت مستقيم پزشك قرار بگيرند و با اتكا به راهكارهاي پزشكي از قبيل داروي هاي كاهش وزن و يا جراحي معده، وزن خود را پايين بياورند.


از سوي ديگر افرادي كه تنها به دليل عوامل زيست محيطي، چاق شده اند، مي توانند با اتكا به رژيم هاي غذايي مناسب و ورزش و نرمش، وزن خود را كاهش دهند. اما متاسفانه اين روزها اغلب افراد معمولا تحت تاثير شديد غذاهايي با كالري بالا قرار دارند و همچنين وقت كافي براي رفتن به باشگاه ورزشي را نيز ندارند. اگر شما هم در يك چنين موقعيتي قرار گرفته ايد، نا اميد نباشيد، اين شانس وجود دارد كه از طريق برنامه ها و دستوراتي كه با رضايت آنها را مي پذيريد، شيوه غذا خوردن خود را تغيير داده و ورزش كردن را در برنامه هفتگي خود بگنجانيد.


كليه دست آوردهاي اصولي براي كاهش وزن، همگي به اين نقطه ختم مي شوند كه بدن بايد تعادل انرژي خود را حفظ كند. به همين دليل براي لاغر شدن بايد كاري كنيد كه بدنتان انرژي (كالري) بيشتري، نسبت به مقداري كه جذب مي كند، مصرف مي كند. تحقيقات اخير دپارتمان كشاورزي آمريكا در زمينه كاهش وزن به اين نتيجه دست پيدا كرده اند كه بهترين رژيم هاي غذايي آنهايي هستند كه ميزان كالري جذب شده را در افراد چاق به پايين ترين ميزان خود كاهش مي دهند. به عبارت ديگر براي كاهش وزن شما بايد ميزان انرژي جذب شده بدن از ميزان انرژي مصرفي كمتر باشد. براي ثابت نگه داشتن وزن نيز بايد ميزان انرژي مصرفي و انرژي ذخيره شده يكسان باشند. اگر ميزان انرژي گرفته شده بيش از انرژي مصرفي باشد، فرايند افزايش وزن از نو شروع مي شود.


برنامه هاي مختلف غذايي


در جستجو براي انتخاب يك رژيم غذايي مناسب به طور حتم با انواع و اقسام مختلفي از برنامه ها غذايي مواجه خواهيد شد و اين امر انتخاب را براي ما اندكي دچار مشكل مي كنند. برخي از برنامه ها نسبت به بقيه داراي برتري هاي بيشتري هستند. دپارتمان كشاورزي آمريكا بر اين باور است كه اگرچه بسياري از رژيم هاي غذايي به شما كمك مي كنند تا وزن خود را كاهش دهيد، اما آن دسته از برنامه هايي كه بر روي مصرف متعادل گروه هاي مختلف غذايي تاكيد دارند، از نظر مواد مغذي و ويتامين ها غني تر هستند و براي استفاده در دراز مدت مفيد تر خواهند بود؛ و اگر مي خواهيد براي مدت زمان طولاني وزن خود را ثابت نگه داريد بهتر است از آنها استفاده كنيد.


به علاوه تحقيقات نشان مي دهند كه اگر وعده هاي غذايي زياد باشند، اما در هر وعده ميزان كالري جذب شده كنترل شده باشد و بتوانيد براي مدت زمان مقتضي آنرا اجرا كنيد به راحتي نتيجه مثبت خواهيد گرفت. اگر بتوانيد در برنامه روزانه خود وقتي را به تمرين هاي ورزشي و نرمش نيز اختصاص دهيد بسيار موثر هستند.


انجام چنين تغييراتي آنقدرها هم كه به نظر مي رسد، ساده نيستند؛ اما اگر اين اراده را داشته باشيد كه طبق آنها عمل كنيد مي توانيد به ميزان قابل توجهي از وزن خود را كاهش دهيد و مي توانيد براي مدت زمان يكسال و حتي بيشتر وزن خود را ثابت نگه داريد. اغلب در چند ماه اول افراد 10% از كل وزن بدن خود را از دست مي دهند و پس از آن مجددا مقداري وزن اضافه مي كنند. دليل اين افزايش وزن ناگهاني، تاثيرات "بازگرداننده بدن" است. عكس العمل طبيعي بدن در مقابل از دست دادن وزن اين است كه كاري كند تا وزن بدن را ثابت نگه دارد؛ اين امر را از طريق راههاي مختلف نظير كند كردن متابوليسم بدن و يا افزايش اشتها جبران مي كند. اما همواره به خاطر داشته باشيد كه حتي اگر نتوانستيد به ميزان وزن دلخواه خود دست پيدا كنيد به هر حال هر ميزان وزني كه كاهش دهيد به مشا كمك مي كند تا سلامت خود را حفظ كرده و بهتر بتوانيد از بيماري هاي وابسته به چاقي جلوگيري نماييد. از نظر علمي ثابت شده است كه استفاده از رژيم هاي غذاي كه از نظر ميوه جات و سبزي جات تازه غني هستند و همچنين نرمش هاي مكرر نه تنها از بروز چاقي جلوگيري مي كنند، بلكه از ابتلا به بيماري هايي نظير سرطان و بيماري هاي قلبي- عروقي نيز پيشگيري مي كنند.


دانشمندان در دانشگاه پزشكي هاروارد پرسشنامه اي را براي تشخيص دليل اصلي چاقي با هدف دست يابي به درماني موثر براي افراد چاق، تهيه كردند. در اين امتحان كه "دليل چاقي" را مبناي پرسش ها قرار داده بودند، كسب اطلاع مي كردند از اينكه دليل چاقي آيا به صورت ارثي و ژنتيك به آنها منتقل شده و يا به دليل مسائل محيطي ايجاد شده است. همچجنين پژوهشگران در سوالات خود به دنبال اين بودند كه آيا دلايل روانشناسي و اجتماعي نيز مي توانند نقشي را در چاقي بازي كنند يا خير. سپس بعد از پاسخ دادن به اين سوالات بيماران را بر حسب ميزان چاقي و چربي هاي اضافه ذخيره شده در بدن، دسته بندي مي كردند. زماني كه شما متوجه دلايل چاقي و ميزان شدت بيماري مي شويد .



+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:9 |

چه کار کنم تا قدم بلندتر شود



غده هیپوفیز قدامی که در مغز قرار دارد، علیرغم اندازه کوچکش محل ترشح هورمونی به نامهورمون رشد است.این هورمون باعث می شود که چربی اضافی و زائد بدن سریع تر به انرژی تبدیل شود، در نتیجه موجب رشد بیشتر و قوی تر استخوان های بدن خواهد شد. هورمون رشد مهم ترین عامل برای افزایش قد در دوران رشد می باشد. اگر چه میزان تولید هورمون رشد در بدن کاملاً به مغز وابسته است، ولی می توان با استفاده از روش هایی میزان تولید آن را در بدن افزایش داد. البته باید بگویم افزایش قد در دوران رشد امکان پذیر خواهد بود و بعد از سخت شدن قسمت نرم و غضروفی استخوان ها و توقف رشد طولی آنها، قد فرد افزایش نخواهد یافت .

شش راه وجود دارد که شما می توانید با انجام آنها تا حدی باعث افزایش ترشح هورمون رشد شوید :

1-خواب کافی و منظم باعث افزایش مقدار هورمون رشد در طول روز می شود.

2- به جای اینکه سه وعده غذایی و در هر وعده مقدار زیادی غذا مصرف کنید ،سعی نمایید وعده هایی غذایی خود را به شش وعده غذایی برسانید تا در هر وعده مقدار کمتری غذا مصرف کنید، زیرا مصرف زیاد مواد غذایی که دارای اندیس گلیسمی بالا ( قند بالا ) هستند، بدن را وادار می کند که مقدار انسولین بیشتری ترشح نماید. این مسئله نه تنها منجر به ذخیره چربی اضافی در بدن می شود، بلکه ممکن است جریان هورمون رشد را در بدن متوقف کند.

به این نکته مهم اشاره می کنیم که مصرف غذاهای حاوی قند کمتر، از آزاد شدن انسولین جلوگیری خواهد کرد. ورزش کردن ، خواب کافی، تغذیه صحیح و کاهش استرس ، نه تنها شما را سالم تر نگه می دارد، بلکه غده هیپوفیز قدامی را برای انجام وظایف خویش که یکی از آنها ترشح هورمون رشد است، تشویق می کند.

3-کارشناسان تغذیه بیان می کنند، مصرف غذاهای حاوی پروتئین و کربوهیدرات، دو ساعت قبل از فعالیت ورزشی و بلافاصله بعد از آن، باعث افزایش قابل توجه هورمون رشد و تستوسترون در خون می شود. بنابراین دو ساعت قبل از انجام فعالیت های ورزشی ،یک ساندویچ کوچک سالاد و جوجه مصرف کنید.

4- انجام ورزش های کششی روزمره مثل نرمش های بدنسازی روزانه، تاثیر مستقیمی بر روی ترشح هورمون رشد دارند.مطالعات جدید نشان می دهند که مقدار و دفعات ترشح هورمون رشد با فعالیت ورزشی شدید مرتبط می باشد. بعد از فعالیت ورزشی شدید هورمون رشد بیشتری در بدن آزاد می شود. برای اینکه شما بیشترین بهره را از فعالیت ورزشی بدست آورید، باید مطمئن باشید که مدت و شدت فعالیت ورزشی شما برای ایجاد پاسخ مناسب ( تحریک هیپوفیز قدامی برای ترشح هورمون رشد ) کافی است.

ورزش های بی هوازی شدید و پیاده روی به مدت حداقل30-20 دقیقه باید انجام شود. ورزش های کششی خاصی وجود دارد که ممکن است تا حدی باعث آزاد شدن هورمون رشد شوند.

با انجام حرکات کششی که مستلزم کار گروهی ماهیچه ها می باشد، شدت فعالیت ورزشی بالا می رود و به دنبال آن غده هیپوفیز قدامی مجبور می شود که هورمون رشد بیشتری آزاد نماید. شرکت در فعالیت های ورزشی هوازی شدید نیز می تواند باعث افزایش ترشح هورمون رشد شود.


5- دریافت اسید آمینه گلیسین قبل از فعالیت ورزشی می تواند تا حدی باعث تحریک ترشح هورمون رشد شود. ولی این اسید آمینه زمانی موثر است که به صورت مکمل دریافت شود. با مصرف غذاهای غنی از اسید آمینه گلیسین ( مانند گوشت ، ماهی ، مرغ و شیر ) قبل از فعالیت ورزشی، نمی توان ترشح هورمون رشد را افزایش داد، زیرا با مصرف این نوع غذاها قبل از فعالیت ورزشی، معده شما پر خواهد شد و گلیسین اضافی جذب بدن نخواهد شد. اگر اسید آمینه گلیسین بیشتر از مقدار لازم دریافت شود، مقدار اضافی آن باید از سد خونی- مغزی ( blood-brain barrier ) عبور کند، در نتیجه اثر گلیسین بر روی ترشح هورمون رشد کاهش می یابد.

بنابراین می توان گفت،فقط در صورتی که این اسید آمینه به صورت جدا و به شکل مکمل و ترجیحاً با معده ی خالی مصرف شود، باعث آزاد شدن هورمون رشد می شود. در این حالت سرعت جذب گلیسین بالا می رود و سایر اسیدهای آمینه نیز با جذب آن تداخل نخواهند کرد.

6- بیشترین مقدار هورمون رشد در دو ساعت اولیه خواب ترشح می شود.هرگز دو ساعت قبل از خواب وعده غذایی سنگین ( حاوی مقادیر زیاد مواد غذایی ) مصرف نکنید، زیرا نیاز به انسولین بالا بعد از مصرف زیاد مواد غذایی، از آزاد شدن هورمون رشد به مقدار زیاد جلوگیری می کند. در نتیجه بدن نمی تواند از فواید استراحت بهره مند شود.

همچنین به نظر می رسد ،شب بهترین زمان برای دریافت مکمل اضافی جهت افزایش ترشح هورمون رشد می باشد. محققان دریافته اند ، مصرف اسیدهای آمینه آرژنین و اُرتینین با یکدیگر و با معده خالی، قبل از خواب می تواند مقدار هورمون رشد را افزایش دهد. مکمل های قابل دسترس مطمئن تری نیز وجود دارند که شما می توانید از آنها استفاده کنید. مثلاً 5- هیدروکسی تریپتوفان که قبلاً برای درمان بی خوابی استفاده می شد، به ترشح هورمون رشد کمک می کند.

البته تمامی این مکمل ها باید تحت نظر پزشک و با تجویز وی مصرف شوند و ار مصرف خودسرانه آنها خودداری کنید.

این مطلب را با جستجوی فراوان در سایت های متعدد یافته و ترجمه کرده ایم که امیدوارم تا حدودی توانسته باشیم، برای افزایش قد شما را راهنمایی کنیم.

* منبع : www.betaller.com

مترجم : کارشناس تغذیه تبیان

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:6 |

نگاهی به زندگی حضرت

 آدم علیه السلام

خلقت آدمخود خواهی ابلیس

آدم در بهشتوسوسه های ابلیس

هبوط آدم علیه السلام

خلقت آدمخدای متعال زمین را در دو نوبت(1) خلق كرد، كوهها را روی زمین بنا نهاد و زمین را بین همه كرات بركت داد و خوراك اهل زمین را در چهار نوبت مقدر كرد.

آنگاه آسمان را از ماده ای شبیه گاز مشتعل آفرید و به آسمان و زمین دستور داد، بیایید! آسمان و زمین گفتند: با میل آمدیم و سپس هر دو را مسخّر ساخت.

سپس خدا به عرش پرداخت و خورشید و ماه را مسخر خود ساخت و مقرر كرد تا وقت معلوم در گردش باشند، آنگاه فرشتگان را آفرید تا همواره او را ستایش كنند و نامش را مقدس دارند و در عبادتش مخلص باشند.

پس از آن، اراده و مشیّت خداوند بدان تعلق گرفت كه آدم و ذریّه او را بیافریند، تا در زمین سكنی گزینند و در آبادانی آن بكوشند. خدا فرشتگان خود را در جریان گذاشت و به آنها خبر داد كه به زودی مخلوق دیگری می آفرینم كه در روی زمین منتشر می شوند. از منابع زیرزمین استخراج می كنند و گروه گروه جای یكدیگر قرار می گیرند و زمین را حفظ می كنند.

فرشتگان مخلوقاتی هستند كه خدا آنان را جهت پرستش خود برگزیده است و نعمت خویش را بر آنان جاری و فضل خود را بر آنان مخصوص نموده است. آنان را در راه خشنودی خود موفق و در طریق اطاعت خویش حمایت نموده است.

ملائك از راز خلقت و خلافت انسان بی خبر بودند، لذا بر آنان گران آمد كه خدا موجودات دیگری را خلق كند، زیرا خداوند فرموده بود كه بیشتر این موجودات در تقوی و عبادت به پای فرشتگان نمی رسند، پس آنها ترسیدند كه شاید اراده خدا در خلقت انسان، به خاطر قصور آنان در انجام وظیفه اشان بوده است، لذا بی درنگ به تبرئه خویش پرداختند و عرضه داشتند: بار خدایا! با این كه، ما همواره تسبیح و تقدیس تو را می نماییم، چگونه اراده شما بر خلقت دیگری قرار گرفته است؟ می خواهی آنان را روی زمین جانشین خویش قرار دهی؟ آیا می خواهی این نو آفریدگان، در منافع زمین با یكدیگر به اختلاف برخیزند و هر یك فواید آن را برای خویش بخواهند و آنگاه به فساد بپردازند و خون های فراوان بریزند و جان های پاك و منزه را تباه كنند؟!(2)

فرشتگان رمز خلقت انسان را سوال كردند تا شبهه آنان بر طرف و وسوسه از فكرشان خارج شود، یا شاید امیدوار بودند كه خدا آنان را در زمین جانشین خود قراردهد، چون فرشتگان قبل از بشر، نعمت خدا را رعایت و حق معرفت او را ادا كرده و در پرستش خدا خالص و در حكمتش تابع بودند، اما هرگز نمی خواستند شك و تردیدی نسبت به حكمت خدا و خلیفه او وارد سازند، زیرا ملائك، اولیاء مقرب خدا و بندگان شایسته او هستند، قبل از خدا سخن نمی گویند و همواره به فرمان او عمل می كنند.

خدای تعالی برای آن كه فرشتگان از حیرت در آیند، به آنان چنین پاسخ داد: "من در راز این آفرینش چیزی را می دانم كه شما نمی دانید" من در خلافت انسان بر روی زمین حكمت دارم كه شما بر آن وقوف ندارید. به زودی آنچه را خواستم خلق می كنم و آن كه را مایلم به نمایندگی خویش می گمارم. سپس آنچه بر شما مخفی است، آشكار می گردد و شما آن را مشاهده می كنید. آنگاه فرشتگان را امركرد، چون من آدم را آفریدم و از روح خود در آن دمیدم. همه (ازجهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده كنید.(3)

خدا پیكر آدم را از گل پخته آفرید، سپس جان و روح در كالبد وی دمید و دستگاه عقل و حواسش را به كار انداخت و به اراده خدا چشمه ای از نور فضل و حكمت در او تجلی یافت و نام و راز مخلوقات را بر او آشكار ساخت، سپس موجودات را برای ملائك ظاهر ساخت و ندا داد: "اگر شما راست می گویید نام و راز این موجودات را برای من باز گویید!" (4)

خداوند بدینوسیله خواست عجز فرشتگان را ثابت كند و محدودیت علمشان را آشكار سازد تا ملائك دریابند كه حكمت خدا بر این تعلق گرفته است كه آدم در علم و دانش نیز شایسته و سزاوارتر از فرشتگان باشد و اولویت خلافت خدا در روی زمین با آدم است و این موضوع قابل انكار نیست.

فرشتگان در پاسخ به سوال خداوند مبهوت ماندند و چون به حافظه خود مراجعه كردند تا پاسخی برای آن بیابند، در آن فرو ماندند و اظهار عجز و ناتوانی كردند و اعتراف كردند كه علمشان محدود است و بیش از آنچه از تو آموخته ایم، چیزی نمی دانیم و تو دانا و حكیمی. ­(5)

آنگاه كه آدم از فیض الهی بهره برد و از نور علم او منور گشت و به راز و رمز مخلوقات پی برد، خداوند به او دستور داد: درباره آنچه فرشتگان از آن عاجز بودند برایشان سخن گوید و به آنها بفهماند كه نیروی دركشان از آموختن آن عاجز است، تا ثابت شود كه آدم دارای فضیلتی برتر از ملائك است و لیاقت خلافت خداوند بر زمین را دارد، لذا آدم طبق دستور خداوند آنچه را فرشتگان در آن درمانده بودند، بیان داشت و خدا خطاب به  فرشتگان فرمود: مگر من به شما نگفتم از اسرار غیب آسمان و زمین آگاهم و آشكار و نهانتان را می دانم.(6)

در این زمان برتری آدم آشكار گشت و فرشتگان رمز خلقت او را دریافتند و حكمت خلافت آدم بر روی زمین بر آنها روشن گشت. پس آنگاه خدا آنها را امر كرد به جهت اعتراف به مقام آدم، بر او سجده كنید. تمام ملائك با خضوع و فروتنی دعوت خدا را پذیرفتند و با ادای تعظیم رو به سوی آدم نهادند و در حالی كه پیشانی خود را بر زمین گذاشتند، بر او سجده كردند، جز شیطان كه از فرمان خدا سرپیچی كرد.

خود خواهی ابلیس (7)شیطان كه در صف فرشتگان بود از سر كبر و ترفع و خود خواهی با دستور خداوند مخالفت نمود و به نافرمانی روی آورد. زیر بار سجده آدم نرفت، خود خواهی كرد و در زمره كافرین در آمد.

خداوند از ابلیس پرسید سبب و علت خود داری تو از سجده بر آدم چه بود؟ چه چیز تو را از سجده بر مخلوقی كه من به قدرت و عنایت خویش آفریده ام منع كرد؟ آیا خود خواه شده ای و خود را برتر می دانی؟(8)

ابلیس گمان كرده بود كه نژاد وی برتر از آدم و جوهراو اصیل تر از بشر است و كسی در شان و مقام، با وی برابر نیست و هیچ موجودی نمی تواند به مراتب عظمت او دست یابد، لذا عرضه داشت "من برتر از آدمم، مرا از آتش فروزان خلق كردی و آدم را از گل تیره" (9) لذا سزاوار نیست كه من بر او سجده كنم".

ابلیس مخالفت خود را علنی ساخت و در نافرمانی خویش اصرار ورزید، از فرمان خدا سرپیچی كرد و حاضر نشد بر موجودی كه خدا با دست عنایت و قدرت خود خلق كرده بود، سجده كند و به همین جهت در زمره كافران در آمد.

خداوند ابلیس را بخاطر این نافرمانی مجازات كرد و از مقام قرب خود مطرود ساخت و به او چنین خطاب كرد: از صف ساجدان خارج شود كه تو رانده درگاه ما هستی و تا روز قیامت بر تو لعن و نفرین باد.(10)

ابلیس از خدا خواست تا روز قیامت به او مهلت دهد و او زنده بماند. خدا خواهش او را برآورد و به او گفت: "تا روز معین و وقت معلوم تو را مهلت خواهد بود.(11) چون خواسته ابلیس برآورده شد و آرزوی او جامه عمل پوشید، نعمت خدا را سپاس نكرده بلكه  كفران نعمت نمود و منكر لطف خدا شد و گفت: "چون مرا گمراه كردی، برای گمراهی آدم و فرزندانش در كمین می نشینم، پس از پیش رو و پشت سرشان و از سمت راست و چپشان به آنان حمله می كنم. بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت."(12)

خدا ابلیس را با خواری و خفت از درگاه خود راند و چون آرزوی او را برآورد، به او فرمود: به راهی كه انتخاب كرده ای وارد شو و در مسیر ناپسندی كه برگزیدی قدم بردار و با بانگ خویش هر كه را توانستی به خود جلب كن، "با سواره نظام و پیاده ات به آنان حمله بَر و در اموال و اولادشان شریك آنها شو و آنها را بفریب و مغرور ساز،(13) به آنان وعده های دروغ بده و آرزوهای طولانی را در مغز آنها جایگزین كن!

ولی این را بدان كه من بین تو و مردمی كه عقیده ای صحیح دارند و بندگان خالصم كه هدفی استوار دارند، راهی باز نمی گذارم و تو نمی توانی بر آنان تسلط یابی، زیرا قلوب آنان از تو روی گردان است و گوششان به حرف تو بدهكار نیست.

اما چون تصمیم گرفته ای كه مردم را گمراه و آنان را منحرف سازی، برای تو حسابی سخت و عقابی سنگین است و من به یقین جهنم را برای تو و همه آنان كه از تو پیروی كرده اند، قرار می دهم.

آدم در بهشتپس از آنكه خدا ابلیس را عقاب نمود و او را از نعمت خود محروم ساخت، متوجه آدم گردیده او و همسرش را وارد بهشت ساخت و به او وحی كرد كه نعمتی كه به تو عطا كرده ام به خاطر داشته باش، زیرا من تو را به فطرت بدیعی خلق كردم و به اراده خود، تو را مخلوقی تمام عیار نمودم، از روح خود در تو دمیدم و فرشتگان خود را به سجده تو وا داشتم و پرتوی از نور علم خود را به تو افاضه كردم.

ای آدم، ابلیس را به خاطر تو از رحمت خود محروم ساختم و آنگاه كه از فرمان من سرپیچی كرد لعنش كردم. خانه ابدی بهشت است و این منزل جاوید را جایگاه و مكان تو قرار دادم، اگر اطاعت فرمان كردی، پاداشت را نیكو می دهم و در این بهشت تو را تا ابد نگاه می دارم، ولی اگر نافرمانی مرا نمودی تو را از خانه ام اخراج می كنم و با آتش خویش تو را عذاب خواهم كرد، به خاطر بسپار! این ابلیس دشمن تو و همسرت است، از مكر او بر حذر باش تا از بهشت رانده نشوی.

خدا به آدم و همسرش اجازه داد كه در امنیت كامل از خوراكی های بهشت استفاده كنند و آنان را در چیدن هر میوه ای كه میل داشتند آزاد گذاشت و تنها از آنان خواست كه در بین آن همه نعمت، از میوه یك درخت صرف نظر كنند.

برای این كه هیچگونه ابهامی درباره این درخت باقی نماند و در شناسایی آن تردیدی نباشد، خداوند به درخت ممنوع اشاره و آن را مشخص كرد تا هر گونه شبهه كه ممكن است به ذهن آدم و همسرش راه یابد بر طرف گردد و مجدداً به آنان هشدار داد كه اگر به این درخت نزدیك شوید و یا از محصول آن بچینید، در زمره ستمگران قرار می گیرید، و در عوض به آنان وعده داد كه اگر از این درخت ممنوع صرف نظر كردید "وسائل آسایش و تنعم شما فراهم است و در بهشت، گرسنگی، برهنگی، تشنگی و درد برای شما وجود ندارد".(14)

لذا صریحاً به آنان فرمود: "تو و همسرت در بهشت منزل كنید، هر گاه خواستید، با آزادی كامل از محصولات بهشت بخورید ولی به این درخت نزدیك نشوید كه از ستمگران می گردید."(15)

آدم وارد بهشت شد و هر چه مطابق میلش بود مورد استفاده قرار می داد، در میان درختان بهشت گردش و در سایه آنها استراحت می كرد و از گلهای آن می چید و از محصولات  بهشت لذت می برد و كام خود را شیرین می كرد و از آبهای گوارای بهشت می نوشید. همسر آدم نیز از این نعمت های بهشتی بهره مند و كامیاب بود و چون آب چشمه سعادت بر آنها جاری بود در كنار هم خوشبخت بودند.

وسوسه های ابلیسابلیس از آسایش آدم و همسرش و محرومیت خویش از رحمت خدا و بهشت برین سخت غضبناك بود، لذا تصمیم گرفت كاخ سعادت آدم را واژگون سازد و او را از نعمت های بهشتی محروم گرداند! زیرا به نظرش این آدم بود كه او را از اوج عزت به زیر كشید و از رحمت خدا و خشنودی او محروم ساخت و اكنون كه او از بهشت رانده شده و آدم در كامیابی از نعمت های بهشت بسر می برد، پس باید این شكست را جبران كند و با فریب آدم، او را نیز از این موهبت محروم سازد.

ابلیس برای فریب آدم و همسرش مخفیانه به بهشت راه یافت و با حیله و نیرنگ مشغول صحبت با آدم شد و به او وانمود كرد كه در رفاقت خود با آدم صادق و در پند و اندرز ناصحی مشفق است. ابلیس برای حصول اطمینان آدم هر راهی را پیمود و هر دری را كه می پنداشت امیدی در آن باشد كوبید، مهر و محبت خویش را بر آدم و همسرش عرضه داشت و از راه دلسوزی، ایشان را از زوال نعمتشان ترساند و به آنان گفت: " رمز این كه خدا شما را از میوه این درخت منع كرده این است كه اگر از آن استفاده كنید، فرشته خواهید شد و یا در بهشت جاویدان خواهید بود!" (16)

ابلیس چون دید، آدم و همسرش از رای و مشورت او گریزانند و وسوسه اش در این زن و شوهر موثر نمی افتد، و گوش ایشان به حرف های او بدهكار نیست، برایشان سوگند یاد كرد كه من خیر خواه و امین شما هستم و قصد ضرر و زیان به شما را نداشته و نمی خواهم به شما صدمه ای وارد شود تا بدین ترتیب بر صحت قصد و رای خود تاكید كند.

سپس ابلیس در كار خود افراط و اصرار ورزید و به فریب آدم و همسرش ادامه داد تا به هر طریق بتواند دست آدم و حوا را به میوه ممنوع برساند و ادامه داد: بوی این میوه بسیار مطبوع و طعم آن بی نظیر است و رنگی بسیار زیبا و جالب دارد.

سرانجام مكر و حیله شیطان، آدم و همسرش را فریب داد و كلمات زیبا و وعده های شیرین ابلیس این زن و شوهر را اغوا كرد و عاقبت ایشان از رای او متابعت كردند و خود را به آنچه خدا نهی كرده بود، رساندند.

هبوط آدم علیه السلامآنگاه كه آدم و همسرش از دستور خدا سرپیچی كردند، خدا نعمت خویش را از آنان گرفت و بهشت را بر آنان تحریم كرد و بر آنان یاد آوری نمود: "مگر من شما را از این درخت منع نكردم و به شما نگفتم: شیطان دشمن آشكار شما است"؟(17)

آدم و همسرش توبه كردند و از كرده خویش پشیمان شدند و گفتند: "بارخدایا! به خویشتن ستم كرده ایم، اگر ما را نیامرزی و بما رحم نكنی ما از زیان كارانیم. خدا دستور داد: پایین بروید، و از بهشت خارج شوید. شما در زمین جایگزین می شوید در حالی كه بعضی با بعضی دیگر دشمن هستید و زمین تا هنگامی معین جایگاه شماست".(18)

خداوند توبه این زن و شوهر را قبول كرد و لغزش آنان را بخشید و این بخشش آنها را امیدوار و خوشحال و چشمشان را روشن ساخت و آرزوی ماندن در بهشت و برخورداری مجدد از نعمت های آن در مغزشان خطور كرد: خدا از این فكر و تمایل ایشان آگاه بود، لذا به آنان دستور داد از بهشت بیرون روید و به آنان هشدار داد كه دشمنی بین شما و ابلیس برای همیشه باقی است. خدا این خبر را به آنان داد تا از مكر و فتنه او بر حذر باشند و اسیر وسوسه و نیرنگ او نشوند. خداوند صریحاً به این زن و شوهر فرمود: "هر دو از بهشت بیرون روید، كه برخی از شما با برخی دیگر دشمنید، اگر هدایتی از من به سوی شما آمد، هر كس هدایت مرا متابعت كرد نه گمراه شود و نه شقی و بدبخت گردد.(19)

خدا ضروریات و نیاز آدم علیه السلام را در نظر گرفت و امیدی در دلش به وجود آورد تا به سوی تداوم زندگی قدم بردارد و در این راه تلاش كند. و به او خبر داد كه روزگار نعمت خالص و آسایش كامل، سپری گشته است. پس از خروج از بهشت و محرومیت از نعمت های آن همواره بر سر دو راهی خواهید بود: راه هدایت و گمراهی، راه ایمان و كفر، طریق فلاح و خسران. هر كس راهی را كه خدا تعیین كرده است؛ پیمود و در راه شریعت و سنت الهی و مسیر مستقیم گام برداشت، نباید از وسوسه شیطان و خدعه او ترس داشته باشد، ولی هر كس از یاد خدا غافل و از راه راست منحرف شد، اسیر سختی و محنت می گردد و در زمره كسانی قرار می گیرد كه سعی آنان در دنیا بی ثمراست در حالی كه فكر می كنند كار شایسته ای انجام می دهند و از نیكوكارانند.

پی نوشت ها:

1- درآیات بسیاری از قرآن كریم لفظ یوم، یومئذ و ... آمده است كه این كلمات فقط در موارد معدودی، به معنی روز گرفته شده است و در مابقی موارد به معنی وقت، اكنون و زمان و ... آمده است. با این بیان، لفظ نوبت كه عربی آن در قرآن كریم "یوم" است، ممكن است زمانی فراتر از روز باشد و در این كتاب  به نوبت ترجمه شده است. (مترجم)

2- بقره/ 30"... اتجعل فیها من یفسد فیها..."

ممكن است از این آیه استنباط كنیم كه قبل از آدم، موجوداتی روی زمین زندگی می كرده اند و پس از طغیان و اخلالگری و نابودی یكدیگر، نسلشان منقرض گردیده و در دورانی بعد، مجدداً اراده خدا به خلق انسان بر روی زمین تعلق گرفته است و فرشتگان كه سوابق بشر را می دانستند در صدد رفع شبهه خود و اطلاع از حقیقت امر بر آمدند، (مترجم).

3- حجر/29 و ص/ 72- "فاذا سویته و نفخت فیه من روح..."

4- بقره/ 31 "انبئونی با سماء هولاء..."

5- بقره/ 32 " قالوا سبحانك لا علم لنا..."

6- بقره/ 33 " الم اقل لكم انّی اعلم غیب السّموات والارض..."

7- در قرآن كریم لفظ "ابلیس" یازده بار و كلمه "شیطان" 88 بار به صور مختلف آمده است. ظاهراً لفظ شیطان وصف است نه اسم خاص ابلیس و به علت دوری از رحمت خدا بر او كلمه شیطان اطلاق شده است.

این واژه بر انسان ها نیز به علت بدكاری و دوری از رحمت بودنشان اطلاق شده است (بقرة/ 14).

8- ص/ 75 " ... ما منعك ان تسجد لما خلقت بیدی..."

9- ص/ 76 "قال انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین.

10- ص/ 77 و حجر/ 34 "قال فاخرج منها فانك رجیم..."

و این چنین بود كه ابلیس با هفت هزار سال عبادت در بهشت با ترك سجده بر آدم و رد فرمان خدا از درگاه خداوند رانده شد. (مترجم).

11- حجر/ 37 و 38 "فانك من المنظرین. الی یوم الوقت المعلوم."

12- اعراف/ 16و17 "فبما اغویتنی لا قعدنّ لهم..."

13- اسراء/ 64 " و استفزز من استطعت منهم بصوتك..."

14- طه/ 118 " ان لك الا تجوع فیها ولا تعری"

15- بقره/ 35 "و قلنا یا آدم اسكن انت و زوجك ..."

16- اعراف/ 20 "... ما نهاكما ربكما عن هذه ..."

17- اعراف/22 "... ا لم انهّكما عن تلكماالشّجرة..."

18- اعراف/ 23و 24 "قال ربنا ظلمنا انفسنا..."

19- طه/ 123 "قال اهبطا منها جمیعاً..."

بر گرفته از كتاب:

قصّه های قرآن یا تاریخ انبیاء

مولفین: محمد احمد جاد المولی، محمد ابوالفضل ابراهیم، علی محمد البجاوی، السید شحاته.

مترجم: استاد مصطفی زمانی(ره)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 17:41 |

حضرت لوط علیه السلام

اخلاق ناپسند قوم لوط

دعوت لوط علیه السلام

كیفر قوم لوط

میهمانان ناخوانده

قوم لوط تمایلی به دختران او ندارند

فرار شبانه لوط و نزول عذاب الهی

اخلاق ناپسند قوم لوط

آنگاه كه ابراهیم علیه السلام از سرزمین مصر كوچ كرد، لوط نیز به همراه وی حركت كرد، ایشان با مال فراوان و اندوخته ای بسیار از مصر خارج و به سرزمین مقدس فلسطین وارد شدند، ولی پس از مدتی به علت افزایش احشام و گوسفندان محیط فلسطین را بر خود تنگ دیدند، لذا لوط از سرزمین عموی خود ابراهیم كوچ كرد و در شهر سدوم رحل اقامت افكند. مردم سدوم دارای اخلاقی فاسد و باطنی ناپاك بودند؛ از انجام هیچ معصیتی پرهیز نمی كردند و در اعمال ناشایستی كه انجام می دادند، نصیحت پذیر نبودند. این قوم در فسق و فجور و زشتی سیرت كم نظیر بودند. دزدی و راهزنی و خیانتكاری را پیشه خود ساخته بودند، بر راه هر رهگذری كمین و از هر سو به او حمله می كردند و اموالش را می ربودند. ایشان دین و آیینی نداشتند كه مانع اعمال ناپسندشان شود و هرگز از ستمكاری شرمگین و سرافكنده نمی شدند، و پند هیچ واعظ و نصیحت هیچ عاقلی را گوش نمی دادند!

گویا روح قوم لوط تشنه جنایت بود و جنایات مكرر، روح عصیانگر و طبیعت ستمكار آن قوم را اقناع نمی كرد؛ دل های آنان آلوده به مفاسد بود و هر روز جنایت و عمل ناشایست تازه ای را مرتكب می شدند، تا جایی كه عمل ناشایستی را كه قبلاً كسی مرتكب نشده بود بر گناهان پیشین خود افزودند و به عمل نامشروع و غیر اخلاقی لواط روی آوردند. این قوم نابكار، زن ها را كه خدا برای تسكین ایشان خلق كرده بود را ترك كرده و به رابطه با مردان روی آوردند. و در كمال بی شرمی این عمل ناپسند را آشكارا انجام می دادند و هرگز به فكر ترك این مفاسد نبودند بلكه بر انجام آن اصرار می ورزیدند. این قوم مردم را ناگزیر می ساختند با فاسدین همراهی كنند و آنها را به این كار دعوت می كردند و پیوسته به گمراهی خود می افزودند. آنقدر عمل زشت خود را تعقیب و تبلیغ كردند تا ارتكاب به منكرات علنی و آشكار شد، جنایات افزایش یافت و قلب آنان با گناه و فحشاء آمیخته شد.


دعوت لوط علیه السلام

هنگامی كه قوم لوط غرق در معصیت گشتند، گمراهی را بر راه حق ترجیح دادند و جهالت را بر هدایت مقدم داشتند و شیطان در دل آنان نفوذ كرد و آنان را به تداوم اعمال ناشایست وادار ساخت و پیروی از شهوات را بر آنان چیره كرد. خداوند به لوط وحی كرد كه آنان را به پرستش حق بخواند و از ارتكاب به آن جرائم باز دارد.

پس لوط علیه السلام دعوت خود را آغاز كرد و رسالت خویش را در میان قوم اعلان نمود، ولی گوش آنان از شنیدن سخن لوط عاجز و چشم هایشان از دیدن حق ناتوان بود، قلب های آنان در حجاب شهوات اسیر بود و به شدت به سوی مفاسد كشانده می شدند و به انجام اعمال زشت خود اصرار داشتند و هر روز در یاغیگری دستشان بازتر می شد و از گمراهی خود غافل بودند و نفس اماره، آنان را به انجام كارهای زشت و ناشایست وادار می كرد!

سرانجام لوط و پیروان او را تهدید به اخراج از شهر و تبعید نمودند در حالی كه جرم لوط اجتناب از گناهان آنان بود. گناه وی دوری از رذیلت و دعوت به فضیلت بود و از زندگی توأم با اندیشه های فاسد آنان بیزار بود؛ به همین دلیل او مورد بی مهری مردم قرار گرفت و از شهر خود تبعید گشت.

آنگاه كه لوط علیه السلام بی میلی قوم را به دعوت خود مشاهده كرد، از شكنجه و عذاب خدا بیمشان داد ولی قوم لوط از هشدار و اعلام خطر وی نهراسیدند و تهدید وی را جدی نگرفتند، اما لوط در پند و اندرز آنان اصرار كرد و آنان را از عاقبت و كیفر كردارشان برحذر داشت ولی قوم دست از زشتی ها و اعمال غیر انسانی خود بر نداشتند، بلكه به جنایات بیشتر چنگ زدند و تمایل بیشتری به انجام آن از خود نشان دادند و از سر تحقیر و استهزاء به لوط گفتند، عذاب خویش را بیاور! و آنچه كیفر ماست و مستحق آن هستیم برایمان نازل گردان!!


كیفر قوم لوط

لوط از پروردگار خویش درخواست كمك كرد تا بر آن قوم مفسد پیروز گردد و برای آنان عذابی دردناك طلبید تا آنان را به كیفر كفر و عنادشان برساند، و بر گمراهی و جنایت خود مجازات گردند، زیرا قوم لوط پیوسته بر فساد خود می افزودند و آن را توسعه می دادند و بیم سرایت این اخلاق فاسد به دیگران وجود داشت. این مردم قوم فاسدی بودند كه باید ریشه كن می شدند. زیرا در زمین اخلالگری كردند و مردم را از راه راست بازداشتند، گوش آنان قادر به شنیدن حرف حق نبود و از طریق هدایت روی گردان بودند.

خداوند دعای لوط علیه السلام را به اجابت رساند و فرشتگان خویش را به سوی این قوم فاسد گسیل داشت، تا كیفر شایسته ی آنان را بر ایشان نازل گرداند.

فرشتگان قبل از این كه به سرزمین لوط بروند، وارد منزل ابراهیم شدند، ابراهیم گمان كرد كه آنها رهگذرند، لذا بهترین غذایی كه برای مهمان در نظر داشت مهیا كرد و گوساله ای فربه ذبح و بریان نمود و نزد ایشان نهاد. اما فرشتگان به ظرف غذا دست نبردند، به همین جهت ابراهیم ترسید و از رفتار آنان متحیر شد. اما فرشتگان خدا با معرفی خود ابراهیم را از ترس و نگرانی در آوردند و او را بشارت دادند كه: خدا به زودی فرزندی نیكو به تو عنایت خواهد كرد.

ابراهیم علیه السلام كه سنین پیری عمر خود را می گذراند و همسری نازا و مسن داشت با ناامیدی پرسید چگونه چنین چیزی ممكن است. در این حال ساره نیز كه به سخنان آنان گوش می داد تعجب كرد و گفت: چگونه من فرزند می آورم در حالی كه سال های عمرم زیاد شده و شوهری سالخورده دارم.فرشتگان در این حال گفتند: مشیت و اراده خداوند مافوق قواعد طبیعی و سنن عادی است. پس او را مژده دادند كه به زودی قوم ستمكار لوط نیز به عذاب گرفتار می شوند.

فرشتگان گفتند: ما به سوی قوم لوط كه دعوت پیغمبر خدا را نپذیرفته اند و از مجرمین و مفسدین گشته اند، رهسپاریم. به زودی عذاب دردناك و شكنجه ی سختی به آنان می دهیم و این عقوبت به خاطر جنایاتی كه مرتكب شده اند و مفاسدی كه عادت كرده اند متوجه آنان می گردد.

اندوه ابراهیم افزایش یافت و درباره قوم به وساطت پرداخت تا مگر بلا را از ایشان به تأخیر افكند و شاید به آنان مهلت بیشتری داده شود. شاید انتظار ابراهیم این بود كه مردم سدوم به سوی خدا باز گردند و دست از گناهانی كه مرتكب می شدند بشویند و خط عذری بر لوح گناهان خویش كشند و شاید ابراهیم می ترسید كه لوط نیز در عذاب گرفتار گردد، زیرا لوط مردی بود كه بیزار از اخلاق و رفتار قوم خود است و به همین جهت نباید به او گزندی می رسید و او مستحق عذاب نبود.

لذا فرشتگان خدا به ابراهیم گفتند: آسوده خاطر باش و از اندوه خویش بكاه و به خاطر مردمی كه به گناه اصرار می ورزند و به معاصی چنگ زده اند، به درگاه خدا وساطت مكن كه ایشان توبه پذیر نیستند. سپس فرستادگان خدا به ابراهیم اطمینان دادند كه لوط به عذاب گرفتار نمی شود و صدمه ای نمی بیند و به زودی لوط و بستگانش به جز همسر وی نجات می یابند و همسر لوط نیز به خاطر این كه با قوم خود همفكر است و از آنان پیروی می كند به عذاب ایشان گرفتار می گردد.


میهمانان ناخوانده

آنگاه كه فرشتگان از ابراهیم علیه السلام جدا شدند به صورت جوانانی خوش صورت به شهر سدوم وارد شدند. هنگام ورود به شهر دوشیزه ای را دیدند كه برای بردن آب از منزل خارج شده بود. ایشان از او خواستند آنان را به منزل خود راه دهد و پذیرایی كند. دختر ترسید كه از قوم لوط گزندی متوجه میهمانان گردد و او نتواند از آنان حمایت نماید، لذا تصمیم گرفت از پدر خود برای حمایت از ایشان كمك بخواهد، به همین جهت از مسافرین تازه وارد مهلت خواست، تا پیش پدر برود و با او درباره ی آنها مشورت نماید.

دختر نزد پدر شتافت و گفت، پدرجان چند نفر جوان در كنار دروازه شهر شما را می خواهند، من تاكنون خوش صورت تر از آنان ندیده ام و می ترسم قوم شما از وضع آنان مطلع گردند و رسوایی ببار آورند.

پدر، همان لوط پیغمبر بود و این دوشیزه دختر وی، آنچه به طور مسلم می توان درباره ی لوط گفت، این است كه از این خبر ناگهانی نگران شد و به همراه دخترش به سوی جوانان شتافت تا از وضع میهمانان ناخوانده مطلع گردد و درباره ی آنان اطلاعات بیشتری به دست آورد و با مشورت با دخترش بهترین راه را برای حفظ و حمایت ایشان انتخاب كند.

شاید لوط در آمادگی برای پذیرش میهمانان تردید داشت و در قبول آنان به میهمانی مردد بود. لذا به فكرش خطور كرد كه از آنان عذرخواهی كند و یا آنان را در جریان وضع خطرناك قوم بگذارد تا او را به زحمت نیندازند و به حال خویش واگذارند. ولی كرم و عطوفت لوط به او اجازه این كار را نداد، مروت و مردانگی او را به پیش راند و مشكلات راه را در نظرش هموار ساخت، لذا مخفیانه به استقبال میهمانان خود شتافت.

لوط علیه السلام كوشید تا دور از چشم قوم خود و قبل از این كه آنان متعرض میهمانانش شوند و از آمدنشان جلوگیری كنند به میهمانان خویش برسد، زیرا قوم او، لوط را از مراوده با مردم و بیگانگان بر حذر می داشتند و به او گفته بودند كه حق ندارد از میهمانی پذیرایی كند و نباید كسی شب وارد منزل او شود. گویا آنها لوط علیه السلام را دردسر بزرگی برای خویش می دانستند و می ترسیدند دعوت او منتشر گردد. ایشان لوط را خطر بزرگی می پنداشتند كه از طغیان آن در هراس بودند، در صورتی كه لوط فقط دشمن اخلاق و رفتار ناشایست آنان و مخالف مفاسدشان بود.


قوم لوط تمایلی به دختران او ندارند

لوط مخفیانه خود را به میهمانان رساند و با آغوش باز از آنان استقبال كرد و با روی خوش آنان را پذیرفت، سپس آنان را به دنبال خود به سوی خانه فرا خواند. او پیشاپیش آنان، به راه خود ادامه می داد، ولی بیم و نگرانی لحظه ای او را آسوده نمی گذاشت و می ترسید كه قوم از ورود میهمانان او با خبر و از وضع آنان آگاه گردند و به سمت او و میهمانانش هجوم برند، در این صورت لوط به تنهایی قدرت دفاع از میهمانان را نداشت و هیچ خویشاونند و یاری هم نداشت كه از تجاوز و بی شرمی قوم جلوگیری كنند.

با این كه لوط در این افكار غوطه ور بود، میهمانان خود را به منزل خویش برد و در كتمان موضوع كوشید و برای جلوگیری از افشاء خبر، خود نیز از دید مردم پنهان شد، اما متأسفانه همسر لوط كه همفكر قوم خود بود، خبر ورود میهمانان جدید را منتشر و قوم را مطلع ساخت.

به دنبال اعلام این خبر، قوم شتابان و با شادی و خرسندی و پای كوبان به طرف منزل لوط روان شدند، لوط چون دید مردم با چنین حرص و ولع و به قصد كار ناشایست با میهمانان او آمده اند، ناگزیر تقوا و پرهیزكاری را به آنان یادآور شد و از آنان خواست تا از كردار ناشایست خود بپرهیزند و از فسق و فحشاء دوری كنند و دست از اعمال زشت خود بشویند. ولی این قوم، جنایتكار و كوته فكر و كافرانی گمراه بودند و به پند و اندرز لوط گوش ندادند و تسلیم رأی وی نشدند، لوط ناچار برای دفاع از میهمانان در منزل را به روی قوم بست، و مانع امیال نامشروع ایشان شد.

آنگاه كه لوط علیه السلام دید قوم به نصیحت او گوش نمی دهند و دعوت وی را نمی پذیرند، آنان را به پیروی از قانون طبیعت و سنت خلقت و رابطه با همسرانشان كه خدا بر ایشان حلال نموده راهنمایی و ترغیب كرد و به آنان گفت: این عادت ناپسند خود را كنار بگذارید و از كیفر این كردار ناشایست بپرهیزید، ولی سخنان لوط در گوش آنان اثر نكرد و اعتنایی به نصایح او نكردند، بلكه در كار خویش اصرار و اظهار تمایل بیشتری می كردند و به آنچه روح ناپاكشان عادت كرده بود، عشق می ورزیدند و به كار نادرستی كه در انجام آن تصمیم گرفته بودند مصّر بودند و حتی هنگامی كه لوط دختران خود را به همسری قوم عرضه نمود به او گفتند: ای لوط تو می دانی ما احتیاجی به دختران تو و میلی به زنان خویش نداریم و خود بهتر می دانی كه ما برای چه كاری به منزل تو آمده ایم.

جهان برای لوط تنگ آمد و درهای امید به روی او بسته شد و از شدت نگرانی و ناراحتی برای میهمانان خود، مانند داغدیدگان در ماتم فرو رفت. تمام آرزویش این بود كه میهمانان خود را از شر قوم خویش نجات دهد، لذا گفت: ای كاش من نیرویی داشتم و می توانستم تجاوز و بی شرمی شما را دفع نمایم و از شر شما در امان باشم و در مقابل شما بایستم. اگر من در بین شما تنها نبودم و دارای اقوام و خویشاوندانی بودم شما را به جای خود می نشاندم و به شما درس عبرتی می دادم.


فرار شبانه لوط و نزول عذاب الهی

با ادامه این وضع، ابری از غم و اندوه بر لوط مستولی شد و آنگاه كه از ممانعت قوم مأیوس شد غضبناك گردید و از وقاحت و جسارت آنان به سختی و مشقت افتاد. لوط می دید كه به زودی وارد منزلش می شوند و به میهمانان او هجوم می آورند و آبروی او را می برند. لوط پی برد كه دیگر نصیحت و پند و اندرز در قوم اثری ندارد و هر راهی كه برای ارشاد آنان پیموده سودی نبخشیده است.

آنگاه كه فرشتگان نومیدی و غم و اندوه لوط علیه السلام را دیدند، او را دلداری دادند و خاطر او را آسوده كردند و گفتند: ای لوط ما فرستادگان خدای توییم. ما برای نجات تو آمده ایم و می خواهیم دست تجاوز را از سر تو كوتاه كنیم، مطمئن باش كه این قوم كافر به تو و ما دسترسی پیدا نمی كنند و به زودی شكست می خورند.

چند لحظه ای نگذشت كه ترس و نگرانی بر قوم مستولی شد و در حالی كه شدیداً احساس خطر می كردند از اطراف خانه لوط متواری شدند. اندوه لوط زدوده و غم او بر طرف گردید و مورد لطف خدا قرار گرفت و در حالی كه شاد و آسوده خاطر بود از نصرت الهی به وجد آمد و به تهدیدهای قوم خود بی اعتنا شد.

هنگامی كه تیرگی غم، از وجود لوط علیه السلام بر طرف شد، فرشتگان خدا به لوط دستور دادند كه شب هنگام با نزدیكان خود از شهر خارج شود! زیرا خداوند دستور عذاب این قوم ستمگر را صادر كرده و كیفر آنها به زودی فرا می رسد.

سپس فرستادگان خداوند به لوط گفتند: همسر خویش را رها كن تا در شهر بماند، او هم باید به عذاب مردم گرفتار گردد و به سزای كفر و نفاق خود برسد و او را سفارش كردند؛ چون عذاب نازل گردد، صبر را پیشه خود ساز و ثابت قدم باش.

لوط علیه السلام و نزدیكانش  بدون اظهار تأسف برای مردم شهر، از این سرزمین ناپاك بیرون رفتند. سپس زمین لرزید و زیر و رو گشت و بارانی از سنگ های آسمانی بر سر قوم لوط بارید و سرزمینشان ویرانه گردید و خانه هایشان به جرم ستمشان درهم كوبیده شد.

"همانا كه در این سرنوشت نشانه ای است (برای مردمی كه پند و اندرز بگیرند) و بیشتر این مردم مؤمن نبودند."(شعراء/174)


یادآوری:

1- داستان حضرت لوط از آیات زیر اقتباس گردیده است، سوره اعراف، آیات/80 تا 84؛ سوره نمل، آیات/54 تا 58؛ سوره هود، آیات/77 تا 83؛ سوره عنكبوت، آیات/26 تا 35؛ سوره شعراء، آیات/160 تا 175؛ سوره حجر، آیات/ 57 تا 77؛ سوره صافات، آیات/133 تا 138؛ سوره انعام، آیه/ 86؛ سوره انبیاء، آیات/ 47 تا 75؛ سوره حج، آیات/ 43 تا 44؛ سوره ق، آیات/ 13 تا 14؛ سوره قمر، آیات/ 33 تا 39.

مشهور است كه در تمام مدت دعوت لوط تنها دو دخترش به او ایمان آوردند و همسر او و تمامی اهل شهر سدوم كافر بودند و پس از نزول عذاب و ویرانی شهر سدوم، لوط  و دخترانش به صوغر هجرت كردند.

منبع:قصه های قرآن

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 17:38 |

نگاهی به زندگانی حضرت یونس (ع)

 

دعوت یونس(ع) به توحید

آخرین هشدار یونس(ع)

نزول عذاب بر قوم یونس(ع)

یونس(ع) در شكم ماهی


دعوت یونس(ع) به توحید

در شهر نینوا و در اوج بت پرستی و در تاریكی جهل و شرك، یونس نور ایمان را شعله ور ساخت و پرچم توحید را بر كف گرفت و به قوم نادان خود گفت: عقل شما عزیزتر از آنست كه بت را عبادت كند و جبین- پیشانی-  شما گرامی تر از آن است كه بر این جمادات بی روح سجده كند، به خود آیید و از خواب غفلت بیدار شوید و به چشم دل بنگرید تا ببینید كه در ورای این جهان بدیع، خدایی بزرگ وجود دارد كه یگانه و بی نیاز است و تنها ذات كبریایی او شایسته عبادت و ستایش است.

او مرا برای راهنمایی شما فرستاده و از در رحمت، مرا بر شما مبعوث كرده تا شما را به سوی او راهنمایی و ارشاد كنم، زیرا پرده های جهل و نادانی عقل و دیده شما را پوشانده و از درك حقایق عاجزید.

قوم یونس با شنیدن این سخنان تازه و صحبت از خدای یگانه، دچار حیرت و وحشت شدند و چون از خدایی شنیدند كه تاكنون او را نشناخته اند، بر ایشان گران آمد كه ببینند یك نفر از خودشان بر آنان برتری یابد و ادعای پیغمبری و رسالت نماید، لذا به یونس گفتند: این مهملات چیست كه می بافی؟! این خدایی كه ما را به سوی آن دعوت می كنی كیست؟ ما خدایانی داریم كه پدرانمان سالیان سال آنها را پرستش می كرده اند و ما هم اكنون آنها را می پرستیم. چه چیز تازه ای در جهان به وجود آمده و چه حادثه جدیدی اتفاق افتاده كه ما باید دین اجدادمان را كنار بگذاریم و به دین ابداعی و تازه تو روی آوریم؟

یونس گفت: پرده های تقلید را از چشم های خود بردارید و عقل خود را از حجاب خرافات برهانید، اندكی فكر كنید و قدری بیاندیشید. آیا این بت هایی را كه صبح و شب مورد توجه قرار می دهید، در برآوردن حاجات و یا دفع شر و بلیات می توانند شما را یاری كنند، برای شما نفعی دارند و یا می توانند شری را از شما بر طرف گردانند؟! آیا این بت ها می توانند چیزی را خلق و یا مرده ای را زنده نمایند، بیماری را شفا دهند و یا گمشده ای را هدایت كنند؟!

آیا اگر من بخواهم به آنها ضرری برسانم می توانند از این امر جلوگیری كنند؟ و یا اگر آنها را بشكنم و ریز ریز كنم می توانند دوباره خود را استوار سازند!


آخرین هشدار یونس(ع)

یونس گفت: چرا از دینی كه شما را به سوی آن دعوت می كنم روی می گردانید و از آن اعراض می كنید، در حالی كه این دین به شما قدرت می دهد امور خود را اصلاح كنید، وضع جامعه خود را سامان دهید و اجتماع خود را تقویت و بهسازی كنید. دین من شما را امر به معروف و نهی از منكر می نماید، ستمگری را مغضوب و صلح و عدالت را تایید و تمجید می كند، امنیت و اطمینان را بین شما به وجود می آورد، شما را توصیه می كند كه نسبت به مستمندان مهربانی و به بینوایان لطف روا دارید، گرسنگان را اطعام و اسیران را آزاد سازید. به عبارتی، دین من، شما را به سعادت و صلابت رهبری می كند.

یونس پیوسته از سر خیر خواهی و مهربانی قوم خود را پند و اندرز داد ولی در پاسخ غیر از عناد و استدلال های جاهلانه چیزی نمی شنید.

مردم نینوا در پاسخ به استدلال یونس گفتند: تو نیز مانند ما بشری و یكی از افراد اجتماع ما هستی، ما نمی توانیم روح خود را آماده پیروی از تو كنیم و گوش به سخنان تو بسپاریم و دعوتت را تصدیق بنماییم. دست از دعوت خود بردار و ما را به حال خود واگذار! آنچه تو از ما می خواهی برای ما قابل پذیرش نیست.

یونس گفت: من با زبان خوش و مسامحه با شما سخن گفتم، و با منطق شما را به خیر و صلاحتان دعوت كردم، اگر گفتار من در اعماق روح شما اثر كند به هدفی كه به آن امیدوار و به ایمانی  كه طالب آن بوده ام، رسیده ام؛ ولی اگر دعوت مرا رّد كنید باید بدانید كه بلایی سخت بر شما نازل می گردد و هلاكت شما نزدیك است. به زودی پیش درآمد عذاب را می بینید و باید منتظر عواقب آن باشید.

قوم به یونس گفتند: ای یونس، ما دعوت تو را نمی پذیریم و از تهدید تو نیز هراسی نداریم، اگر راست می گویی آن عذابی كه ما را از آن می ترسانی بر ما نازل كن!

در این حال دریافتند كه باید به خدای یونس پناه ببرند و به او ایمان آورند و از گذشته و گناهان خویش توبه نمایند. به همین منظور سر به كوهستان ها و دره ها و بیابان ها نهادند و با آه و ناله و گریه و تضرع به درگاه خدا شتافتند و بین مادران و اطفالشان، و میان حیوانات و بچه هایشان جدایی افكندند، ناله و فریاد آنان كوه و دشت را پر كرد و شیون مادران و غوغای چهار پایان در نشیب و فراز كوه و دشت پیچید!

صبر یونس لبریز شد، عرصه بر او تنگ آمد و چون از بحث خود نتیجه ای نگرفت، از آنان ناامید گشت و با خشم و ناراحتی دست از آنان شست و شهر و قوم خود را رها كرد، زیرا هر چه مردم را دعوت كرد، آنان ایمان نیاوردند و حجت و برهان او را نپذیرفتند و در آن تفكر و تامل نكردند. بدین ترتیب یونس فكر كرد كه مسئولیت او به پایان رسیده است و آنچه انجام داده كفایت می كند، در صورتی كه اگر یونس بر دعوت خود پافشاری و اصرار می كرد و با صبر بیشتر آن را پی گیری می كرد شاید در میان مردم نینوا افرادی پیدا می شدند كه به او ایمان آورند و دعوت او را لبیك گویند و دل به حقیقت بسپارند، از كرده خود پشیمان گشته و توبه كنند، ولی یونس تاب نیاورد و به استقبال قضاء و نزول كیفر الهی از شهر خارج شد.


نزول عذاب بر قوم یونس(ع)

هنوز یونس از نینوا دور نشده بود كه مردم اعلام خطر عذاب و پیش درآمد هلاكت خود را دیدند. هوای اطرافشان تیره و تار شد، رنگ رخسار آنها دگرگون گشت و اضطراب آنان را فرا گرفت و بیم و هراس بر آنها مستولی شد. در این حال دریافتند دعوت یونس حق و هشدارش صحیح بوده است و بدون تردید عذاب دامنشان را فرا می گیرد و سرنوشت عاد و ثمود و نوح همانگونه كه شنیده بودند در مورد آنان نیز تكرار خواهد شد.

در این حال دریافتند كه باید به خدای یونس پناه ببرند و به او ایمان آورند و از گذشته و گناهان خویش توبه نمایند. به همین منظور سر به كوهستان ها و دره ها و بیابان ها نهادند و با آه و ناله و گریه و تضرع به درگاه خدا شتافتند و بین مادران و اطفالشان، و میان حیوانات و بچه هایشان جدایی افكندند، ناله و فریاد آنان كوه و دشت را پر كرد و شیون مادران و غوغای چهار پایان در نشیب و فراز كوه و دشت پیچید!

در این حال خدا بال و پر رحمت خویش را بر سر آنان گشود و ابرهای عذاب خود را از فراز آنان كنار زد، توبه آنان را قبول كرد و به ناله آنان پاسخ داد، زیرا در توبه خود بی ریا و در ایمان خود صادق بودند و خدا هم عقاب را از آنان برداشت و عذاب خود را بر طرف ساخت و مردم نینوا با ایمان كامل و امنیت خاطر به خانه های خود بازگشتند و آرزو كردند كه یونس به جمع آنان باز گردد و در بین آنان به عنوان پیغمبر و رسول، و رهبر و پیشوا زندگی كند.
اما یونس نینوا را ترك كرده و آن سرزمین را رها نموده بود و به راه خود ادامه داد تا به دریا رسید، آنجا عده ای را دید كه قصد عبور از دریا را داشتند، لذا از آنان اجازه خواست كه با آنان همسفر گردد و بر كشتی ایشان سوار شود. مردم خواست او را با آغوش باز پذیرفتند و او را ارج نهادند و به وی احترام گذاشتند، زیرا آثار بزرگواری و عظمت روح در سیمای او دیده می شد و پیشانی درخشانش از تقوا و پرهیزكاری او خبر می داد، اما كشتی هنوز از ساحل دور نشده بود و از خشكی فاصله زیادی نگرفته بود كه دریا طوفانی شد و امواجی سهمگین كشتی را متلاطم ساخت و سرنشینان كشتی فرجام بدی را برای خود پیش بینی می كردند، چشم ها خیره شده بود و قلب ها به تپش و دست و پای افراد به لرزه در آمده بود و در این حال راهی جز سبك كردن كشتی به نظرشان نمی رسید. مسافرین با یكدیگر مشورت كردند كه چه كنند، سپس به توافق رسیدند كه قرعه بیاندازند و به نام هر كس افتاد او را به دریا بیافكنند. پس قرعه انداختند و به نام یونس در آمد، ولی به خاطر احترام و ارزشی كه برای او قائل بودند، حاضر نشدند او را به دریا اندازند؛ پس بار دیگر قرعه را تجدید كردند، باز هم به نام یونس در آمد، اما این بار هم دریغ كردند كه او را به دریا افكنند و برای سومین بار قرعه انداختند و این بار نیز قرعه به نام یونس در آمد.


یونس(ع) در شكم ماهی

یونس چون دید سه بار قرعه به نامش در آمد، دریافت كه در این پیشامد سرّی نهفته است و خدا در این حادثه تدبیر و حكمتی دارد. سپس به اشتباه خود پی برد و دریافت كه قبل از این كه اجازه هجرت و ترك شهر و مردمش را داشته باشد و پیش از صدور امر الهی، قوم و دیار خود را ترك كرده است. به همین جهت خود را در میان دریا انداخت و جان خویش را تسلیم امواج خروشان دریا كرد و در اعماق دریا و در آغوش متلاطم امواج و ظلمت دریا فرو رفت.

در این هنگام خدا به ماهی بزرگی دستور داد یونس را ببلعد و او را در شكم خود مخفی سازد ولی نباید گوشت او را بخورد و استخوانش را بشكند، زیرا او پیغمبر خداست كه دچار عجله و ترك اولایی شده و از تعجیل خود نادم و پشیمان است. سپس ماهی را وحی كرد یونس امانتی است در شكم تو و هر گاه خدا دستور داد باید او را سالم تحویل دهی.

یونس در شكم ماهی قرار گرفت و ماهی امواج را شكافت و در اعماق تیره دریا فرو رفت، عرصه بر یونس تنگ آمد و غم و اندوه وجودش را فرا گرفت و در این حال از درگاه خدای یكتا استمداد طلبید و به یاور مصیبت زدگان و دادرس ستمدیدگان پناه آورد؛ خدایی كه رحمان و رحیم، توبه پذیر و بخشنده گناهان است. یونس "در قعر دریا و تاریكی های آن فریاد برآورد: ای معبود سبحان، خدایی غیر از تو نیست. بار خدایا! تو منزهی و من درباره خود از ستمگرانم!"

خدا دعای یونس را به اجابت رساند و به ماهی فرمان داد كه میهمان خود را در ساحل دریا بگذارد، زیرا كه او كیفر مقدر و مدت حبسش را به پایان رساند. ماهی یونس را با بدنی لاغر و نحیف كنار ساحل انداخت، رحمت خدا او را دریافت و بوته كدویی بالای سرش رویید، یونس از میوه آن خورد و در سایه اش آرمید تا نیروی خود را باز یافت و به زندگی امیدوار شد.

یونس در شكم ماهی قرار گرفت و ماهی امواج را شكافت و در اعماق تیره دریا فرو رفت، عرصه بر یونس تنگ آمد و غم و اندوه وجودش را فرا گرفت و در این حال از درگاه خدای یكتا استمداد طلبید و به یاور مصیبت زدگان و دادرس ستمدیدگان پناه آورد؛ خدایی كه رحمان و رحیم، توبه پذیر و بخشنده گناهان است. یونس "در قعر دریا و تاریكی های آن فریاد برآورد: ای معبود سبحان، خدایی غیر از تو نیست. بار خدایا! تو منزهی و من درباره خود از ستمگرانم!"

سپس خدایتعالی به او وحی كرد " به شهر خود باز گرد و به جمع بستگان و طایفه خود بپیوند، زیرا آنها ایمان آورده اند، بت ها را كنار گذاشته و اكنون در جستجوی تو و منتظر بازگشت تو هستند."

یونس به شهر خود بازگشت و با تعجب دید آنهایی كه به هنگام هجرت یونس به پرستش بت ها كمر بسته بودند، اكنون زبانشان به ذكر خدا باز شده است و خدای یكتا را سپاس و ستایش می كنند.

منبع: قصه های قرآن

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 17:36 |

پنج سال در صحرا


قدراني از حليمه و دخترش


داستان شق صدر


درگذشت پدر


بشارتهاى انبياى الهى درباره آمدن رسول خدا


بشارتهاى انبياء الهى و ديگران درباره ظهور رسول خدا(ص)


مراسم نامگذاري پيامبر اسلام


حوادث شب ولادت


نظريه ساختگي بودن نذر عبد المطلب


ازدواج عبدالله با آمنه


اجداد پيامبر همگي موحد بودند


داستان نذر عبدالمطلب


زمان سال ولادت و دوران حمل


زمان و مکان ولادت پيامبر2


زمان و مکان ولادت .


بازگشت‏به مکه


گم شدن رسول خدا(ص)در مکه


محمد امين


قدرت روحي پيامبر اکرم‏«ص‏»


شرکت در جنگ فجار


تحليلي راجع به شباني پيامبر (صلي الله عليه و آله)


خديجه قبل از ازدواج با پيامبر(ص)


انگيزه ازدواج پيامبر با خديجه از نگاه چند روايت


خطبه عقد و مهريه


سن پيامبر(ص) و خديجه در هنگام ازدواج


(پيامبر تا خديجه زنده بود زن ديگرى اختيار نکرد)


فرزندان رسول خدا(ص)از خديجه


شمه‏اى از فضايل خديجه


تاريخ و زمان بعثت


آيا نخستين وحى در ماه رمضان بود؟


اقسام وحى


واقعيت‏بعثت از نگاه اهل بيت


نقد روايات اهل سنت پيرامون داستان بعثت


تعليم نماز و وضو


آغاز دعوت خصوصى و سرى


اسناد و نکاتى از حديث‏يوم الدار


عکس العمل و موضع‏گيرى قريش در برابر دعوت عمومى


آزار و شکنجه حربه‏اى ديگر


تولد بهترين زن


دستور هجرت به حبشه


 چرا هجرت به حبشه؟


اهداف هجرت‏به حبشه


هيئت اعزامى قريش


هيئت تحقيقى مسيحيان


هجرت به حبشه در دو مرحله:


معراج رسول خدا(ص)


وفات ابو طالب و خديجه


موضع‏گيرى قريش در اين دوران


 سفر به طائف


ازدواج با سوده


ساختمان مسجد مدينه


خانه‏هاى جمعى از مهاجرين و فضيلتى از على(ع)


عقد اخوت (پيمان برادرى)


پيمان با يهود و كارشكنى آنها


ازدواج با عايشه


سريه حمزة بن عبد المطلب


سريه عبيدة بن حارث


غزوه ودان


مرگ اسعد بن زراره


مرگ كلثوم بن هدم


مرگ وليد بن مغيره از بزرگان مكه و مشركين


غزوه بواط


غزوه عشيره


سريه سعد بن ابى وقاص


غزوه بدر اولى(يا سفوان)


سريه عبد الله بن جحش


 تغيير قبله مسلمانان


بناى مسجد قبا


فرض روزه(بنا بر قولى)


ازدواج امير المؤمنين با فاطمه(ع)


جنگ بدر


غزوه سويق


غزوه ذى امر


سريه عمير بن عدى (1)


غزوه بنى سليم در «كدر» (1)


پيمان شكنى يهود بنى قينقاع و اخراج آنها از مدينه


سريه زيد بن حارثه


ازدواج با حفصه


سريه ابو سلمه


ولادت امام مجتبى(ع)


حادثه رجيع و شهادت عده‏اى از ياران پيامبر


سريه بئر معونه


غزوه بنى النضير


ازدواج پيامبر با زينب دختر خزيمه


ازدواج پيامبر با ام سلمه


غزوه ذات الرقاع (1)


ولادت امام حسين(ع)


وفات فاطمه بنت اسد


غزوه بدر صغرى


غزوه دومة الجندل


حرمت‏شرب خمر


شيوه قرآن در تحريم شراب


وفات سعد بن معاذ


غزوه بنى قريظة


ازدواج با زينب بنت جحش و داستان زيد بن حارثه


ازدواج با ام حبيبه


سريه عبد الله بن عتيك


غزوه ذى قرد


نماز استسقا و طلب باران


غزوه بنى المصطلق


روشن شده آتش اختلاف ميان مهاجر و انصار و تدبير پيامبر(ص)


داستان افك به روايت عايشه


صلح حديبية


مزاياى سفرى كه منجر به صلح حديبيه شد


دعوت سران جهان به اسلام


جنگ خيبر


سرگذشت فدك


مراجعت جعفر بن ابيطالب از حبشه


داستان بازگشتن خورشيد


عمره قضاء


ازدواج با ميمونه


سريه عمرو بن كعب و حارث بن عمير


جنگ مؤته


سريه ذات السلاسل


فتح مكه


جنگ حنين (1)


جنگ طائف و حوادث بعد از آن


عمره رسول خدا از جعرانه و بازگشت‏به مدينه


ولادت ابراهيم فرزند رسول خدا(ص)


مرگ دختر پيامبر(ص) و حوادث پايانى سال هشتم


اسلام كعب بن زهير (1) شاعر معروف


مسلمان شدن زيد الخير و عدى بن حاتم


جنگ تبوك


داستان مسجد ضرار


هيئت ثقيف در محضر رسول خدا(ص)


هيئت نجران (1) و داستان مباهله


ماموريت على(ع) در اعلان برائت از مشركين


مرگ ابراهيم فرزند رسول خدا(ص)


هيئت‏هاى نمايندگى ديگر در سال نهم


ادامه وفود


مسافرت حضرت على(ع) به يمن


+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 14:22 |

 

فضايل


 

اخلاق


 

شدت علاقه پيامبر (ص) به فاطمه (س)


 

وفات مادر:


 

هجرت به مدينه (1)


 

هجرت به مدينه (2)


 

خواستگاران فاطمه (ع)


 

ازدواج با على عليه‏السلام


 

تولد امام حسن (ع)


 

تولد امام حسن(ع)(2)


 

تولد امام حسين (ع)


 

تولد امام حسين (ع)(2)


 

فاطمه عليهاالسلام در جنگ


 

سقيفه


 

سَقيفه بنى ساعده


 

غصب فدك


 

غصب فدك(2)


 

هجوم به خانه پيغمبر


 

حمله به خانه حضرت


 

زنان انصار در خانه پيغمبر


 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 14:19 |

نهج البلاغه 
مصحف على (ع) 
شهادت على (ع) 
ضربه ابن ملجم 
جنگ نهروان با خوارج سال 37 يا 38 هجرى 
عمربن عاص 
مالك اشتر 
عزل قيس از حكومت مصر و نصب محمد بن ابو بكر 
فرستادن قيس بن سعد به عنوان والى مصر 
جلسه حكمين و نتيجه 
بازگشت امام (ع) از صفين به كوفه 
گفتگوى امام (ع) با ابوموسى 
واكنش مردم 
پيمان متاركه و صلح 
نيرنگ عمرو عاص 
تلاش معاويه براى صلح 
تحركات سياسى 
 عمار و فئه باغيه


آغاز جنگ 
تعيين سرنوشت جنگ صفين 
حوادث قبل از جنگ 
فراخوانى براى سپاه 
اقدامات مقدماتى معاويه 
كوفه، مركز خلافت اسلامى 
پس از جنگ 
سرنوشت طلحه و زبير 
جنگ
مقدمات جنگ 
تشكيل سپاه از كوفه 
ناكثان در بصره 
كودتا 
در تعقيب ناكثان 
مقدمات آشوب 
عزل و نصب‏ها 
اولين خطبه 
جريان بيعت 
كشته شدن عثمان 
مخالفان عثمان 
قيام بر ضد عثمان 
مال‏اندوزى عثمان 
بيعت از حضرت على عليه السلام و بنى هاشم 
هجوم بخانه پيغمبر 
پيشنهاد ابوسفيان
سقيفه


على (ع) به كمك چهار تن ديگر پيامبر را دفن كرد  


على نخستين كسى بود كه بر پيامبر نماز گزارد 
تجهيز پيامبر(غسل دادن پيامبر و حنوط كردن و تكفين وى توسط على عليه السلام) 
على نزديك‏ترين كس در هنگام مرگ به پيامبر (ص) بود
ابلاغ سوره برائت


سريه ذات السلاسل 
سفر به سوى يمن 
فاتح دژ خيبر 
صلح حديبيه 
داستان «افك» 
غزوه بنى المصطلق 
غزوه بنى‏قريظه 
جنگ احزاب(خندق) 
غزوه خندق 
غزوه «بنى النضير» 
احد 
غزوه احد 
بدر 
در جنگ بدر 
هزينه عقد و عروسى 
ازدواج با زهرا (س) 
حضرت على (ع) برادر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است 
هجرت به مدينه 
ليله المبيت


مرگ پدر(2) 
مرگ پدر 
محاصره اقتصادى
سخن عفيف بن قيس كندى 
دو گفتار 
خطبه قاصعه 
پيشگامى على عليه السلام در اسلام 
پيشگامى در اسلام 
حضرت على(ع) در غار حرا 
زندگى در خانه پيامبر
داوريها و قضاوتها و مسائل عجيب آن حضرت 
على (ع) در دامان پيغمبر تربيت‏شد 
ولادت 
عدالت على (ع) 
عبادت على (ع) 
فكر و تدبير على (ع)
فصاحت و بلاغت على (ع) 
دلاورى على (ع) 
زهد على (ع)
حضرت على (ع) يگانه مرجع فتوا در عصر خليفه دوم 
رفع نيازهاى علمى عثمان ومعاويه 
دانش1 
حسن خلق على (ع) 
مهربانى با يتيمان 
گذشت على (ع) 
اوصاف بدنى على (ع)
سخاوت و بخشندگى على (ع)
فرزندان على (ع) 
همسران على (ع)


+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 14:16 |

 

-   حسين(ع) زيباترين واژه هستی

-   حسين(ع) خون خدا و پسر خون خدا

-   حسين(ع) يعنی عشق، عشق به همه خوبی ها

-   حسين(ع) شخصيتی است که خداوند در روز عرفه نخست به زائران سيدالشهداء نظر می کند بعد به زائران خانه خودش

-   حسين(ع) شخصيتی است که خداوند ثواب زيارت قبر شش گوشه او را از زيارت خانه خودش بيشتر و افزونتر قرار داده است.

 

 حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:

 اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.

دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.

سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.

چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.

   برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.

   با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.

   برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.

   دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :

1.  زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.

2. ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)

3. علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.

 

   چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.

   مطوئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دلت را پاک کنی تا جواب سلام امام را بشنوی و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.

 

 >>> ائمه و زيارت عاشورا :

"   امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی. " (کامل الزيارات- ص 74)

"   امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده     آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند     بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد." (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

"    در روايت ديگر می خوانيم: اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و      حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)

>>> در احاديث ديگرز از معصومين تأکيد بر زيارت امام حسين(ع) کرده اند که نمونه ای ازآنها ذکر می گردد:

-          زيارت امام حسين(ع) مثل زيارت خدا در عرش اوست.

-          زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 69)

-          کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی             گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

-          اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع)  را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

-          کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 0:0 |

 

گامى به سوى شناخت امام حسين عليه السلام

امام(ع) در سـوم يا چهارم شعبان سال چهارم هجرى در مـدينه ديده به جهان گشـود. 6 سال در زمان جـدش, 30 سال در كنار پـدرش و 10 سال در كنار بـرادر و پـس از آن 10 سال در اوج قـدرت معاويه با وى مبارزه كرد و سـرانجام در محـرم 61 هجـرى در كـربلا به شهادت رسيد.

تولد امام حسين(ع)

امام رضا(ع) مى فرمايد: چون حسيـن(ع) متولد شد و او را نزد رسول اكرم(ص) آوردند, حضرت در گـوش هاى وى اذان و اقامه گفت و مراسـم نامگذارى به پايان رسيد. پيامبـر (ص) او را بـوسيـد و گـريه كـرد و فرمـود: ((تـو را مصيبتـى عظيـم در پيـش است. خـداوند لعنت كند كشنده او را.)) در روز هفتم نيز پس از ايـن كه برايش ((عقيقه)) كرد, از شهادت او خبـر داد و فرمـود: ((گروهـى كافـر ستمكار از بنى اميه او را خواهند كشت.))

فطرس ملك آزاد شده حسين است

از حضـرت صادق(ع) روايت شـده كه فطـرس ملكـى از حاملان عرش الهى بـود و به سبب تعلل, مغضـوب خـداوند شـد. بالـش درهـم شكسته در جزيره اى مشغول عبادت بود.
چـون جبرئيل و جمعى از فرشتگان براى تهنيت گـويـى ولادت حسيـن(ع) مىآمدند, او نيز همراه آنان آمد; خـود را به گهواره حضرت ماليد و تـوبه اش قبـول شـد و به وضع اول برگشت.
چون ((فطرس)) به آسمان بالا مى رفت, مى گفت: ((كيست مانند من, مـن آزاد شده حسيـن بـن على و فاطمه و محمد(ص) هستـم.)) شهيد مطهرى مـى گـويد: داستان فطرس ملك, رمزى است از بركت وجـود سيدالشهداء كه بال شكسته ها با تماس به او صاحب بال و پر مـى شـوند, افراد و ملتها اگـر به راستـى خـود را به گهواره حسيـن(ع) بمـالنـد, از جزايـر دور افتـاده رهـايـى يـافته و آزاد مـى شـوند.

امـام حسيـن(ع) همـراه و همـرزم پـدر و برادر

حضرت در دوران نـوجـوانى روزى وارد مسجد پيامبر(ص) شد, ديد عمر بالاى منبر است. گفت: از منبر پدرم پاييـن بيا و بالاى منبر پدرت برو. عمر گفت: پـدرم منبر نـداشت. او در هرسه جنگ حضرت علـى(ع) شـركت فعال داشت و هنگام حـركت نيـروهاى امام مجتبـى(ع) به سمت شـام, همـراه آن حضـرت در صحنه نظامـى حضـور يافت.

اوضـاع سيـاسـى و اجتمـاعى دوران امـام حسيـن(ع)

انحراف از اصـول و مـوازيـن اسلامـى, از ((سقيفه)) شروع شـد, در زمان عثمان گستـرش يافت و در زمان امام به اوج رسيـد تا جائى كه اصل اسلام تهديـد مـى شـد. براى شناخت بهتر ايـن انحراف, لازم است قبلا بنى اميه را بشناسيم.

ابوسفيان

او در فتح مكه چاره اى جز تسليـم نـداشت و پـس از 20 سال مبارزه بـا پيـامبـر(ص), به ظاهـر اسلام را پذيرفت.
روزى چشمـش به پيامبر افتاد و با خود گفت: ((ليت شعرى باى شيىء غلبتنـى)); كاش مـى دانستـم به چه وسيله اى بـرمـن پيـروز شـدى؟! پيامبر سخـن او را شنيد يا ضميرش را خـوانـد و فرمـود: ((بالله غلبتك يـا ابـاسفيـان)) روزى ابـوسفيـان در خـانه عثمــان گفت: ((يا بنى اميه تلقفوها تلقف الكره اما والذى يحلف به ابـوسفيان لاجنه و لانـار و مـازلت ارجـوهـا لكـم و لتصيـرن الـى ابنـائكـم وراثه.)) حكـومت را مانند كره (تـوپ) به يكديگر پاس دهيد. آگاه باشيد, قسـم مى خـورم نه بهشتـى و نه آتشـى در كار است. آنچه را براى شما آرزو داشتـم به وراثت به فرزندان خود بدهيد. در دوران حكومت عثمان, روزى از احد عبور مى كرد, بالگد به قبر ((حمزه بـن عبـدالمطلب)) زد و گفت: چيزى كه ديروز بـر سـر آن با شمشيـر با شما مـى جنگيـدم امـروز در دست كـودكان ما افتاده و با آن بـازى مى كنند.

دوران معاويه

مطرف بن مغيره بـن شعبه مـى گـويـد: با پـدرم به شام نزد معاويه رفتـم. پدرم هرگاه از پيش معاويه مىآمد, از او تمجيد مى كرد. يك شب ناراحت بازگشت, گفتم: چه شده؟ گفت: از نزد ناپاكتريـن افراد مىآيـم. گفتم: چرا؟ گفت: امشب به معاويه گفتـم: اكنـون (بعد از صلح با امام حسـن(ع)) پير شدى و كار در دست تـوست, بر بنى هاشـم كه اقـوامت هستند سخت نگير. او ناراحت شد و گفت: چه مـى گـويـى؟ ابـوبكر, عمر و عثمان مردند نامى از آنان باقى نماند; اما ايـن پسـر هاشـم (پيامبـر(ص)) روزى پنج بار به نام او فـرياد (اذان) مى زنند.
مسعودى مـى نـويسـد: كار اطاعت مردم از معاويه به جايـى رسيد كه هنگام رفتـن به صفين, نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كرد. معاويه به عمروبـن عاص گفت: بامن بيعت كن. گفت: بردينم مى ترسم; بيعت مى كنـم به شرط آنكه از دنيايت بهره گيرم. معاويه حكومت مصر را به او داد.
معاويه سخنـان پيـامبـر را به تمسخـر گرفت
وقتـى وارد مدينه شد و چشمـش به ((ابـوقتاده)) افتاد, گفت: چرا شما جماعت انصار به ديدنـم نيامديد؟ ابـوقتاده جواب داد: وسيله سوارى نداشتـم. معاويه با تمسخر پرسيد: شتران آبكـش خـود را چه كرديد؟ ابـوقتاده گفت: در روز بدر در جستجوى تو از دست داديـم. پيامبر فرمـود: بعد از مـن افراد ناشايست بر ما مقدم مـى شـوند. معاويه: در آن هنگام به شما چه دستـور داد؟ ابـوقتـاده: دستـور داد صبـر كنيـم. معاويه: پـس صبـركنيـد تـا او را ببينيـد.
در زمـان معاويه, آزادگـان به شهادت رسيـدند
حجربـن عدى (شخصيت وفادار به علـى(ع), و چندتـن ديگر, چـون به استاندار كـوفه اعتراض كردند, به شام احضار شـدنـد. در آنجا به آنان گفتند: على(ع) را لعن كنيد. آنان گفتنـد: ((ان الصبر علـى حـرالسيف تاءيسـر علينا مماتـدعونا اليه)); گرمـى شمشير بـر ما آسان تـر است از آنچه از مامـى خـواهيـد. آنگاه آنها را به شهادت رساندند.
ابن ابـى الحـديد مـى گـويد: زيادبـن ابيه دوستان علـى(ع) را زير هرسنگ و كلـوخـى يافت, به قتل رسانـد, دست و پاها را قطع كرد و آنان را بـردار آويخت تـا جايـى كه حتـى يك نفـر معروف در عراق باقـى نمانـد. معاويه, برخلاف حكـم پيامبـر(ص) زياد را به پـدرش ابـوسفيان ملحق كرد. در زمان او سب على(ع) به صورت سنت در آمد. علامه امينـى مـى گـويد: ((70 هزار منبر بر پا شـد كه سب علـى(ع) كنند.)) مبـارزات امـام حسيـن(ع) بـا حكومت معاويه در آن شرايط كه كسـى جراءت اعتراض نداشت, امام در برابر ستمهاى او به مبارزه برخاست. در اين مقاله, سه گـواهى تاريخـى بر ايـن امر ارائه مى دهيم.

1 ـ سخنـرانيها و نـامه هـاى اعتراض آميز

الف) مخالفت با وليعهدى يزيد
معاويه به دنبال فعاليت هاى دامنه دار براى تثبيت وليعهدى يزيـد, سفرى به مـدينه داشت و با بزرگان آنجا, بخصـوص امام حسيـن(ع) و عبـدالله بـن عبـاس, ديـدار و مـوضـوع اصلـى را مطـرح كرد.
امام با ذكر مقـدمه اى فرمـود: ((... تـو در برترى و فضيلتـى كه براى خـود قايلى, دچار لغزش شدى و... يزيد را چنان تـوصيف كردى كه گـويا شخصـى را مـى خـواهى معرفـى كنـى كه زندگـى او بر مردم پـوشيده است... يزيد را آن چنانكه هست, معرفـى كـن, يزيد جـوان سگباز و كبـوتـرباز و بـوالهوسـى است كه عمـرش با ساز و آواز و خوشگذرانى سپرى مى شود.))

ب) نگـرانـى معاويه از قيـام امـام و پـاسخ امـام
مروان بـن حكم ـ حاكـم مدينه ـ به معاويه نوشت: گروهى با حسيـن بـن علـى رفت و آمـد دارنـد و اطمينـان نـدارم او قيـام نكنـد. معاويه به امام نوشت: گزارش پاره اى از كارهاى تـو به مـن رسيده است. مـواظب خود باش و به عهد و پيمان خـود (صلح امام حسـن(ع)) وفا كـن و از تفرقه امت بپرهيز. امام نـوشت: ((... اما آنچه در باره مـن به گـوش تـو رسيده, يك مشت سخنان بـى اساس است... . از اينكه بـرضـد تـو و دوستان ستمگر و بـى دينت, كه حزب ستمگـران و بـرادران شيطـاننـد, قيـام نكـرده ام از خـدا مـى تـرسـم.
آيا تـو قاتل ((حجربـن عدى)) و يارانـش نبـودى, پـس از آنكه به آنـان امـان دادى و سـوگنـدهـاى اكيـد ياد كـردى...؟ تـو قـاتل ((عمـروبـن حمق)) آن مسلمان پارسا, كه از كثـرت عبـادت, چهره و بدنـش فرسـوده شده بود, نيستـى...؟ آيا تـو نبـودى كه زياد پسر سميه را, كه ـ پدرش مشخص نبود. ـ پسر ابـوسفيان قلمداد كردى در حـالـى كه پيـامبـر فـرمـود: (( نـوزاد به پـدر (شـرعى) ملحق مى گردد.))... و او با اتكا به قدرت تـو مسلمانان را كشت, دستها و پـاهايشان را قطع كـرد و بـر شـاخه هاى نخل به دار آويخت .... آيا تـو قاتل ((حضرمـى)) نيستـى...؟ اى معاويه, مـن هيچ فتنه اى بزرگتر و مهمتـر از حكـومت تـو بـر ايـن امت سراغ نـدارم....))

ج) سخنـرانـى افشـاگـرانه در كنگـره عظيـم حج
يكـى دو سـال قبل از مـرگ معاويه, كه فشـار نسبت به شيعيان اوج گرفت, امام حسيـن(ع) به حج مشرف شد. در منـى از صحابه و تابعان و بنى هاشـم دعوت كرد در چادرش جمع شوند. بيش از هفتصدنفر تابعى و دويست نفر صحابـى آمـدنـد. حضـرت در بخشـى از خطبه اش فرمـود: ((ديديد ايـن مرد زورگو و ستمگر (معاويه) با ما و شيعيان ما چه كرد...؟ وقتى به شهرهاى خـود برگشتيد, با افراد مورد اعتماد در ميان بگذاريد و آنان را به رهبرى ما دعوت كنيـد; زيرا مـى ترسـم حق نابود گردد.))
در تحف العقـول خطبه اى از حضـرت نقل شـده كه ظاهـرا هميـن خطبه ((منى)) مى نمايد. در بخشى از ايـن خطبه مى فرمايد: ((... شما به چشـم خود مى بينيد كه پيمانهاى الهى را مى شكنند...; ولى بيـم و هـراس به خـود راه نمـى دهيـد... . مصيبت شما عالمان امت از همه بيشتـر است. زمام امـور بايـد در دست كسانـى باشـد كه عالـم به احكام خـدا و امين بر حلال و حرام اوينـد. ... آنان را بـر ايـن مقام مسلط نساخت مگر گـريز شما از مرگ و دلبستگى تان به زنـدگـى چند روزه دنيا... .)) حضرت در پايان عرض مـى كنـد: ((پروردگارا! ايـن حـركت ما نه به خاطر رقابت بـر سر حكـومت و قـدرت و نه به منظور به دست آوردن مـال دنيـاست, بلكه به خـاطــر آن است كه نشانه هاى ديـن تـو را به مـردم نشان دهـم و اصلاحات را در كشـور اسلامى اجرا كنم....)).

2 ـ ضبط اموال دولتى

در همان ايام كاروانـى از يمـن, كه حـامل مقـدارى از بيت المال بود, از طريق مدينه رهسپار دمشق بـود. امام حسيـن(ع) آن را ضبط و در ميان مستمنـدان بنـى هاشـم و ديگران تقسيـم كـرد. آنگاه به معاويه نوشت: ((كاروانى از اينجا عبـور مى كرد كه حامل امـوال و پـارچه ها و عطـرياتـى بـراى تـو بـود تا آنها را به خزانه دمشق سرازير كنى و به خويشانت, كه تاكنون شكمها و جيبهاى خـود را از بيت المال پر كرده اند, ببخشـى. مـن نياز به آن امـوال داشتـم و آنها را ضبط كردم.)) بى شك ايـن عمل امام يك گام در جهت نامشروع نمايانـدن حكـومت معاويه و مخـالفت با آن بـود. حضـرت بـا ايـن اقـدام, خـود را ولـى امـور و صـاحب اختيـار بيت المـال دانست.
پيامبر خلق كريـم خـود را از هيچ كـس دريغ نمـى كرد, ولـى روشـى محتـاط داشت و تـا زنـده بـود بنـى اميه در حكـومت جـاى پـايـى نيافتنـد. بعد از پيامبـر در زمان عمـر, معاويه والـى شام شـد.
عثمان كه خود از بنى اميه بـود بيت المال و مناصب حكومتى را در اختيـار آنـان گذاشت و آنـان چهار عامل مهم ثـروت, روحــانيت (اجيـركـردن امثال ابـوهـريـره) و ديانت (بـا بهانه قـرار دادن پيراهـن عثمان) و قـدرت را به دست گرفتند. در ايـن امر چند چيز دخالت داشت:

1 ـ تيزهوشى معاويه
2 ـ سوء تدبير خلفا
3 ـ جهالت مردم

علت مبـارزه بنـى اميه بـا اسلام دو چيز بـود

1 ـ رقـابت نژادى كه در سه نسل متـراكـم شـده بـود.
2 ـ تباين قـوانيـن اسلام با نظام زندگى (جابرانه) روساى قريـش, خصـوصـا امـويها. قـرآن كـريـم مـى فـرمـايد:
((و ما ارسلنا فى قريه مـن نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون))(سوره سبا, آيه 34.)

حكومت فاسد يزيد

بعضـى از مفـاسـد حكـومت يزيـد عبارت است از:

1 ـ سگبازى و ميمون بازى
علاقه وافـر او به شكار و تفـريح, مانع رسيـدگـى به امـور مملكت مـى شـد و علاقه به حيـوانات, كارهاى او را به صـورت مسخـره اى در آورده بود. يك عده بوزينه داشت. يكى ابـوقيـس كنيه داشت. او را در مجلس شراب خويـش حاضر مى كرد و لباس ابريشـم و حرير مى پوشاند و به مسابقه مى فرستاد.

2 ـ ارتباط نامشروع با محارم
عبدالله بـن حنظله با عده اى به نمايندگـى از سـوى اهل مدينه به شـام آمـد تـا اوضـاع حكـومت را از نزديك ببيننـد. عبـدالله در بازگشت, گفت: ((والله ماخـرجنا علـى يزيـد حتـى خفنا ان نـرمـى بـالحجاره مـن السماء ان رجلا ينكح الامهات و البنات و الاخـوات و يشرب الخمر و يدع الصلوه والله لـولـم يكـن معى احـد لابليت لله فيه بلاء حسنا))

3 ـ شرابخوارى
يزيـد دائم الخمر بـود. به قـولـى, حتـى مردنـش در اثر افراط در نوشيدن شراب و از بيـن رفتـن كبد تحقق يافت. (در سـن 37 سالگى) او مى گـويد: ((دع المساجد للعباد تبشرها) وقف دكه الخمار تزئينا

4 ـ گرايش به مسيحيت تحريف شده
مى گـويند مادر يزيد در اصل, مسيحـى بـود. بديـن سبب, به مسيحيت گرايـش داشت. به نظر گروهى از مورخان, از جمله ((لامنـس)), بعضى از استادان يزيد از مسيحيان شام بـودند. يزيد تربيت پسرش را به يك مسيحـى سپـرد. او دربـاره شـراب مـى گـويـد:
فان حرمت يـوما على دين محمد فخذها علـى ديـن المسيح بـن مريـم

5 ـ عيش و طرب پيوسته
يك سال معاويه او را بـراى جنگ فـرستاد, شخصيت وى را بالا بـرد. سفيـان بـن عوف را نيز بـا وى همـراه ساخت.
يزيد زن مـورد علاقه اش ((ام كلثـوم)) را همراه برد. در محلـى به نام ((غذقذونه)) سـربـازان به تب و آبله مبتلا شـدنـد. يزيـد در منزلى با معشوقه اش سرگرم بـود كه خبر بيمارى سربازان را دريافت كرد. در اين هنگام اشعارى خواند كه معنايش چنين است: مـن با ام كلثـوم خـوشـم و به مـن چه ربطـى دارد كه سـربازان از آبله رنج مى برند.

6 ـ كفر
هنگام ورود اسرا به مجلـس يزيد, او فكر مى كرد ديگر رقيب ندارد, با شعر معروف ((لعبت هاشـم بالملك...)) كفر خود را آشكار ساخت. سه جنايت بزرگ در سه سال حكومت
در سـال اول حكـومت ننگيـن خـويـش, امـام حسيـن(ع) را به شهادت رساند.
در سال دوم دستـور داد مـدينه را به خاك و خـون بكشند و سه روز تمام جز خانه امام سجاد(ع) آنچه را در مـدينه بـود (مال, جان و نـامـوس مـردم) بـر سپـاهيـان خـود حلال كـرد.
در سال سـوم بـراى دستگيرى ((عبـدالله بـن زبيـر)), كه عليه او قيام كـرده و به مسجـدالحـرام پناهنـده شـده بـود, كعبه را بـا منجنيق به آتـش كشيد. با روى كار آمـدن يزيـد, اصل اسلام در خطر قرار گرفت. مردم اين خطر عظيـم را به خوبى درك نمى كردند. بديـن سبب, بايد يك مـوج ايجاد مـى شد تا براى هميشه اسلام را تضميـن و وجدان خفته مردم را بيدار كند.

امام حسين(ع) و قيامى خونين

امـام حسـن(ع) در سـال چهل و نهم هجـرى به شهادت رسيـد و امـام حسيـن(ع) امامت را عهده دار شـد. او به همان دلايل كه برادرش صلح كرده بـود, عليه معاويه قيام نكرد و در پاسخ نامه هايى كه به او نوشته شده بود, فرمود: ((وجدان مـن اجازه نمى دهد, پيمانى را كه با معاويه بسته ايـم, بشكنـم و تا معاويه زنـده است, برهمان عهد پايدار هستـم و پس از درگذشت او, در تصميم خود تجديد نظر خواهم كرد.)) معاويه در شصت هجـرى, پـس از آنكه به رغم پيمان خـود با امام حسـن(ع), يزيـد را به فـرمانروايـى مسلمانان منصـوب كرد و براى او بيعت گرفت, درگذشت.
روزى كه مروان مـى خـواست از امام حسيـن(ع) نيز براى يزيـد بيعت بگيرد, امام فرمود:
((انالله و انا اليه راجعون و علـى الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد. )) همانا از خداييم و به سوى او باز مى گرديـم و بر اسلام بايد فاتحه خـوانـد; زيرا امت به رهبرى مثل يزيـد مبتلا شده است.
و اسلام در خطر قرار گرفت و تنها قيامى خـونيـن مى تـوانست وجدان خفته مردم را بيدار و كاخ ظلم را متزلزل سازد, امام(ع) در ايـن راه گام نهاد و براى آگاه كردن مردم كـوفه طى نامه اى اعلام كرد:
((فلعمرى ما الامام الاالعامل بالكتاب و القائم بالقسط و الـدائن بديـن الحق.)) به جانـم سوگند, امام جز كسى كه عمل به كتاب خدا كنـد و عدالت را به پـا دارد و راه حق را مـى پيمـايـد, نيست.
او, در وصيت نـامه اى كه قبل از خـروج از مـدينه به ((محمـدبـن حنفيه)) نـوشت, هـدف قيـام خـود را ايـن گـونه تـرسيـم كــرد: ((مـن بـراى طغيان و خـوددارى از قبـول حق و فساد و ستـم خـارج نشدم, بلكه براى اصلاح امـور امت جدم خارج مى شـوم. اراده كرده ام امـر به معروف و نهى از منكـر كنـم و روش جـدم و پـدرم علـى بـن ابى طالب(ع) را پيـش گيرم. در بيـن راه مكه و كـوفه (منزلگاه ذى حسـم) در خطبه اى به يـارانـش فـرمـود:
((الاتـرون الى الحق لايعمل به و الـى الباطل لايتناهـى عنه ليرغب المـومـن فـى لقاء الله محقـا فـانـى لا ارى المـوت الاالسعاده و الحياه مع الظالميـن الا برما.)) آيا نمى نگريد به حق عمل نمى شود و از باطل جلـوگيرى نمى گردد؟ بنابرايـن, اشتياق مـومـن به لقاى خدا (و شهادت طلبى) سزاوار و لازم است. مـن در ايـن وضع, مرگ را جز سعادت و زنـدگـى بـا ستمگـران را جز رنج و شكست نمـى دانــم. سرانجام امام رسالت خـويـش را با ترسيـم خط سرخ شهادت به پايان برد.

آثار قيام امام حسين(ع)

1 ـ درهم شكستـن چهارچوب ساختگى دينى كه امويان تسلط خود را بر آن پايه استوار ساخته بـودند و رسوا كردن روح لامذهبى جاهليت كه روش حكومت آن زمان بود.
2 ـ شهادت امام موجى شديد از احساس گناه در مردم به وجـود آورد و ايـن احساس پيـوسته بر افروخته ماند تا انگيزه انتقام از بنى اميه وجـود داشته باشد و در نتيجه سقوط بنى اميه و نجات ديـن از بـدعتهاى آنان, كه مـى رفت ديـن را نابـود كنـد, ثـابت بمـانـد.
3 ـ هدف معاويه بالا بردن محبـوبيت بنى اميه و از بيـن بردن محبت آل على و رسـول اكرم(ص) بود, با ايـن نهضت محبـوبيت آل علـى(ع) فزونـى يـافت و بنـى اميه منفـور شــد.
4 ـ پـس از قيـام امـام, در مكتب روح انقلابـى دميـده شد و انقلاب هايى از قبيل:
انقلاب مـدينه در روز اول محرم سال 63 هجـرى, قيام مختار در سال 66 هجرى در عراق, قيام تـوابيـن در كـوفه در سال 65 هجرى, قيام مطرف بن مغيره در سال 77 هجرى, قيام ابـن اشعث در سال 81 هجـرى و نهضت زيـد بـن علـى در سـال 122 هجـرى تحقق يافت.
ايـن روح انقلابـى مكتب همـواره در طـول تـاريخ منشاء بسيارى از انقلابها, شـورشها و قيامها عليه مستبـدان و مستكبران گرديد. در زمان مـا نيز انقلاب اسلامـى ايـران بـا الهام از آن قيـام و روح انقلابـى مكتب به رهبـرى امـام خمينـى(ره) به ثمـر رسيــد.


بالای صفحه
---------------------------------------------------



زندگینامه امام حسین علیه السلام

 

   ابو عبد اللّه حسين بن على بن ابى طالب(ع)، امام سوم از ائمه اثنى عشر(ع)و پنجمين معصوم از چهارده معصوم(ع)است .فرزند دوم على بن ابى طالب(ع) و حضرت فاطمه(ع)در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه منوره به دنيا آمد.مدت حملش را شش ماه و ده روز نوشته‏اند.تفاوت سن او با برادر بزرگترش امام حسن(ع)كمتر از يك سال بود.
   پس از تولدش بشارت به رسول اكرم(ص)بردند و حضرت شادمانه به ديدار فرزند و فرزندزاده خود شتافت، در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را با اشتقاق از نام حسن(ع)»حسين«(يعنى حسن كوچك)-كه تا آن زمان در عرف عرب سابقه نداشت-نهاد.روز هفتم ولادتش گوسفندى عقيقه كرد و فرمود موى سرش را برچينند و هم وزن آن نقره صدقه دهند.
   پيامبر اكرم(ص)او را پسر و پاره تن خود، گل خوش بوى خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند.او را بر دوش خود سوار مى‏ كرد و به سينه خود مى‏چسبانيد و دهان و گلوى او را مى‏بوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانهايش معرفى مى‏كرد.
ائمه اهل سنت به اسناد متعدد روايت كرده‏اند كه رسول اللّه(ص) از شهادت و مشهد امام حسين(ع)خبر داد و نصرت او را واجب و قاتلانش را لعنت كرد.(اسد الغابة، 123، 349)حسين را از خود و خود را از حسين دانسته و فرمود: خدايا دوست بدار هر كه حسين را دوست بدارد.(صحيح ترمذى، 307/2)
   عمر شريفش، 57 سال بود كه 7 سال آن در آغوش رسول اللّه(ص)، 30 سال در زمان امامت پدر و بقيه را در صحبت برادر يا در مقام امامت بود.كنيه‏اش ابو عبد اللّه و مشهورترين لقب پس از شهادتش سيد الشهداء مى‏ باشد.سجع خاتمهاى شريفش»لكل أجل كتاب«، »حسبى اللّه«و»إن اللّه بالغ أمره«بود.از او شش پسر و سه دختر به وجود آمدند كه سه پسرش در كربلا شهيد شدند و يكى از پسرانش على اوسط زين العابدين(ع) امام چهارم شيعيان است.
   حسين(ع) چراغ هدايت و كشتى نجات و سالار شهيدان و ثاراللّه(كسى كه خونخواه او خدا است)مى ‏باشد، در تربت پاكش شفا و در زير قبه‏اش استجابت دعا و در زيارت قبر مطهرش ثواب بسيار روزى مى ‏شود.امام احمد بن حنبل روايت كرده است كه حسين(ع) فرمود: هر كس در مصيبت من حتى يك بار اشك بريزد خداى عز و جل بهشت را روزى او خواهد فرمود.
   قيام آن حضرت بر ضد يزيد بن معاويه و امتناع از بيعت با يزيد، كه او را به هيچ وجه شايسته خلافت مسلمين نمى ‏دانست و مقاومت بى‏مانند او و يارانش در برابر سپاه يزيد و سر فرود نياوردن او به ننگ تسليم و استقبال او از شهادت در راه عقيده خود و در راه اسلام، برنامه حكومت آل ابى ‏سفيان را كه انقراض اسلام و باز گردانيدن آثار جاهليت بود نابود كرد و او را از برجسته‏ترين چهره‏هاى دينى و سياسى تاريخ اسلام نمود.
    شيعيان قدر فداكارى بى‏ نظير او را در راه آرمانهاى اسلام بخوبى شناخته‏اند و ياد او را چنان گرامى مى‏ دارند كه در هيچيك از اديان و مذاهب عالم سابقه ندارد.عزادارى امام حسين(ع)و شهداى كربلا كه در سرتاسر سال بطور عموم و در ايام محرم بطور خاص در ميان شيعيان مرسوم است، به صورت رمزى براى اقامه شعائر دين و زنده نگاهداشتن شور و شوق عميق مذهبى و تمثل و مقاومت در برابر ظلم ظالمان و سرپيچى از حكم حكام جور زمان درآمده است.
    شيعيان با اقامه مراسم سوگوارى بر سيد الشهداء(ع)در حقيقت از بى‏عدالتى و زورگويى نفرت مى ‏جويند و انزجار خود را از گردنكشان زمانه اظهار مى‏دارند و اشكشان بر فضيلت و تقوا و فداكارى در راه اعتقاد و لعنتشان بر رذيلت و فسق و پايمال ساختن حقوق ضعيفان است و اين تولى و تبرى را به صورت قالبى دينى و عبادى درآورده‏اند و با اين مراسم و با اين اشكها در حقيقت درخت تقوا را آبيارى مى‏كنند و آن را بارور مى ‏سازند و مهمتر از همه آنكه دين را به صورت نهادى سياسى كه سر فرود نياوردن در مقابل سلطه جويان جهان و سر فرود آوردن در برابر حكومت عدل الهى باشد در مى‏آورند.
    شيعيان علاوه بر آنكه حسين(ع)را»رحمت واسعه الهى«و»باب نجات امت«مى‏دانند حكومتهاى جابر جهان را به مبارزه مى‏طلبند و عمل حسين(ع)و يارانش را سرمشق كوشش در راه عدالت و آزادى و استقلال و»اباى از ضيم«مى ‏شمارند.شهادت امام حسين(ع)حماسه شرف و فضيلت و درس ايمان و استقامت و مثل اعلاى فداكارى و حميت در راه كسب خشنودى خداوند است.
    به قول ماربين فيلسوف آلمانى در كتاب سياست اسلامى حركت امام حسين از مكه به كربلا با زنان و فرزندان و استقبال از مرگ تذكارى خونين براى شيعيان بود تا از بنى اميه انتقام بگيرند.هم او گويد: تاريخ كسى را سراغ ندارد كه خود و عزيزترين كسان خود را براى احقاق حق به كام مرگ فرستد جز حسين كبير آن يگانه مردى كه دانست چگونه دولت عظيم و وسيع بنى اميه را متلاشى كند و اركان سلطنت ايشان را فرو ريزد.حادثه طف سرّ بقاى اسلام و موجب درخشندگى و تداوم تاريخ اين شريعت مقدس گرديده است.
  شيخ محسن حويزى آل ابى الحب در قصيده غراى حائريه خود به همين مفهوم اديبانه(از قول امام)اشاره مى ‏كند كه:
    إن كان دين محمد لم يستقم إلا بقتلي يا سيوف خذيني
   اگر دين محمد جز با كشته شدن من استقامت خود را نمى ‏يابد اى شمشيرها مرا فرا گيريد.
   از بعضى اخبار و روايات برمى‏ آيد كه امام حسين(ع)از صلح برادر خود امام حسن(ع)با معاويه راضى نبود ولى به احترام اينكه او برادر بزرگتر است اعتراضى نكرد.اما اين معنى از نظر مسأله امامت در اعتقادات شيعه درست نمى ‏آيد، زيرا بنا به اعتقاد شيعه امام مفترض الطاعه است و اقوال و افعال او بر حسب مصالح امت و خواست الهى صورت مى ‏گيرد و به عبارت ديگر امام معصوم و برى از خطا است و از اين رو مستوجب اعتراض نيست.
    بنا به اخبار و روايات موجود امام حسين(ع)پس از وفات برادرش تا زمانى كه معاويه زنده بود، در ظاهر مخالفتى با معاويه نكرد زيرا بر حسب ظاهر و بنا بر مصلحت با معاويه بيعت كرده بود و اين بيعت اگر چه به معنى شناختن او به عنوان خليفه مسلمين نبود اما به اين معنى بود كه امام در ظاهر مخالفتى با او ندارد و نمى‏ خواهد بر ضد او قيام كند.
    امام اين بيعت ظاهرى و صورى را نمى ‏خواست نقض كند و آن را به صلاح امت نمى ‏دانست.ولى اين امر به معنى موافقت و رضايت آن حضرت با اعمال خلاف حق و خلاف اسلام معاويه نبود، اعمالى از قبيل استلحاق زياد بن ابيه ، كشتن حجر بن عدى كه مردى مسلمان و متقى بود، ناسزاگويى و جسارت او به مقام حضرت امير(ع)، بيعت گرفتن براى پسرش يزيد و صرف بى‏ محابا و بى ‏حساب اموال مسلمين در راه مقاصد سياسى خود.
هنگامى كه معاويه در سال 56 ه.ق. تصميم گرفت كه پسرش يزيد را جانشين خود سازد و در زمان حيات خود براى او از مردم بيعت بگيرد تا مخالفى برايش نماند، از جمله كسانى كه بيعت ايشان بسيار مهم شمرده مى‏ شد، امام حسين(ع)و عبد اللّه بن زبير و عبد الّه بن عمر بودند.اين اشخاص در موقعيتى قرار داشتند كه محل توجه عموم و در نظر عامه شايسته وصول به مقام خلافت بودند.
    هيچ يك از اين سه تن از پيشنهاد معاويه براى بيعت با يزيد استقبال نكردند و به همين جهت معاويه در سفرى كه به مكه و مدينه نمود ابتدا روى خوشى به ايشان نشان نداد اما بعد در ظاهر ايشان را بگرمى پذيرفت و در باطن تهديد كرد كه اگر در هنگام اعلام جانشينى يزيد اظهار مخالفت كنند كشته خواهند شد.با اين تهديد اين سه تن خاموش ماندند بى ‏آنكه اظهار موافقت يا مخالفتى كرده باشند.
    معاويه در سال شصت هجرى از دنيا رفت و پسرش يزيد تصميم گرفت كه از اين سه تن كه در نظر مردم مدعيان خلافت بودند براى خلافت خود بيعت بگيرد و به وليد بن عتبة بن ابى سفيان حاكم مدينه نوشت تا به زور از اين سه تن بيعت بگيرد.
    وليد نتوانست از ايشان بيعت بگيرد و امام و عبد اللّه بن زبير تصميم گرفتند كه از مدينه بيرون بروند و به مكه پناه ببرند زيرا مكه به دستور قرآن نبايد محل فسوق و جدال باشد و هر كس وارد آن شد بايد در امان باشد.به گفته طبرى امام حسين(ع)شب يكشنبه دو روز مانده به آخر ماه رجب سال شصت هجرى از مدينه بيرون شد و بسوى مكه به راه افتاد.فرزندان و برادران و اولاد برادران و تمام اهل بيتش با او همراهى كردند بجز محمد حنفيه كه در مدينه ماند.
سفر امام پنج روز طول كشيد و روز سوم شعبان وارد مكه شد.امام حسين(ع)در مكه مورد توجه عموم قرار گرفت و شخصيت والاى او شخصيت عبد اللّه بن زبير را تحت الشعاع قرار داد چنانكه عبد اللّه بن زبير ناچار شد هر روز با مردم ديگر نزد امام برود.
جماعتى از شيعيان و هواخواهان حضرت على(ع)در كوفه پس از شنيدن خبر مرگ معاويه در منزل سليمان بن صرد خزاعى گرد آمدند و نامه‏اى به امام حسين(ع)نوشتند كه در آن پس از اظهار خوشحالى از مرگ معاويه اظهار داشتند كه امامى ندارند و منتظر قدوم او به كوفه هستند تا شايد خداوند به وسيله او مردم را به دور حق جمع كند.پس از اين نامه، نامه‏ هاى ديگرى هم نوشتند و رسولانى فرستادند و امام را به حركت به سوى كوفه ترغيب كردند.
امام حسين(ع) در پاسخ نامه‏هاى ايشان نامه‏اى نوشت و پسر عم خود مسلم بن عقيل را فرستاد تا از وضع كوفه و احوال مردم آگاهى دهد و اگر اوضاع را مطابق نامه‏ ها و پيغامهايشان يافت او را خبر دهد تا او نيز بسوى ايشان حركت كند.
چون مسلم بن عقيل به كوفه رسيد، مردم زيادى در ابتدا با او بيعت كردند و والى كوفه از طرف يزيد كه نعمان بن بشير نام داشت بر او سخت نگرفت. مسلم به امام حسين(ع)نامه نوشت و گفت كه هر چه زودتر به سمت كوفه حركت كند.هواداران بنى اميه نامه‏اى به يزيد نوشتند و او را از ضعف و سستى نعمان بن بشير در برابر مسلم و اتباع او آگاهى دادند.يزيد پس از مشورت با سرجون كه از موالى معاويه بود، عبيد اللّه بن زياد والى بصره را مأمور كوفه كرد و دستور داد كه مسلم را تعقيب كند تا آنكه يا او را از شهر بيرون كند و يا به قتلش برساند.
عبيد اللّه بن زياد بيدرنگ روانه كوفه گرديد و به تنهايى وارد آن شهر شد و زمام حكومت را به دست گرفت و مردم را با وعده و وعيد به خود جلب كرد.مسلم سرانجام در روز هشتم يا نهم ذى الحجه سال شصت در كوفه خروج كرد و دار الاماره را محاصره كرد.اما اشراف كوفه و رؤساى قبايل كه دل با عبيد اللّه داشتند، افراد طوايف خود را از پيروى از مسلم بر حذر داشتند و در اين كار موفق شدند، چنانكه مسلم تنها ماند و به تفصيلى كه در كتب تاريخ مذكور است گرفتار و كشته شد.
امام حسين(ع)پيش از آنكه از خبر قتل مسلم آگاه گردد عازم خروج از مكه و حركت به سوى كوفه گرديد.عده‏اى از بزرگان قوم از جمله عبد اللّه بن عباس او را اندرز دادند كه در مكه بماند و به كوفه كه مردم آن قابل اطمينان نيستند نرود و حتى عبد اللّه بن عباس پيشنهاد كرد كه بجاى كوفه به يمن برود و از آنجا داعيان و مبلغان خود را به اطراف بفرستد ولى امام هيچ يك از اين پيشنهادها را نپذيرفت و در حركت بسوى كوفه جازم و مصمم ماند.
در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه مگر امام با آن همه سابقه و آگاهى كه خود از نزديك به احوال مردم كوفه داشت، خطر غدر و نفاق كوفيان را پيش بينى نمى‏كرد؟
پاسخ آن است كه قطع نظر از مسأله امامت در نظر شيعه كه به موجب آن امام از عواقب امور آگاه‏تر و بصيرتر از مردم ديگر است، امام حسين(ع)حتما عواقب خروج خود را از مكه و رفتنش را به ميان مردم كوفه تصور مى‏ كرد و بهتر از ديگران مى‏ دانست كه چگونه مردم كوفه پدر او را در برابر معاويه تقويت نكردند و چگونه برادرش را تنها گذاشتند و نزديك بود كه او را تسليم معاويه كنند.بنابر اين نامه‏هاى مردم كوفه او را اغفال نمى ‏كرد.او مى‏دانست كه مردم كوفه مى ‏توانستند از حجر بن عدى و ديگران حمايت كنند و حكومت زياد بن ابيه را گردن ننهند و سب امام على(ع) را بر بالاى منابر تحمل نكنند.امام مى ‏دانست كه كوفيان ممكن است به وعده خود وفا نكنند و او را تنها بگذارند.پس چرا به نامه‏ هاى ايشان پاسخ مثبت داد و به مذاكرات ياران و نزديكان خود توجه نكرد و با پاى خود بسوى قتلگاه شتافت؟
پاسخ آن است كه امام حسين(ع)نمى ‏توانست حكومت يزيد بن معاويه را بر مسلمين تحمل كند، چه او را اصلا شايسته خلافت نمى ‏دانست و اطاعت از مردى را كه روزگارش در لهو و لعب و شكار مى‏گذشت و حتى به فسق مشهور بود جايز نمى‏دانست.اشتهار يزيد به فسق چنان بود كه حتى عبيد اللّه بن زياد نيز به آن اقرار داشت.
هنگامى كه يزيد او را در سال 63 مأمور كرد كه به مدينه برود و عبد اللّه بن زبير را در مكه محاصره كند، عبيد اللّه از اين مأموريت سر باز زد و گفت نه! من براى اين فاسق(يعنى يزيد)دو چيز را با هم جمع نمى ‏كنم: قتل حسين فرزند رسول خدا و تاختن به كعبه، و از اين مأموريت عذر خواست.عبد اللّه بن زبير نيز پس از شنيدن شهادت سيد الشهداء(ع) سخنانى ايراد كرد و در ضمن آن گفت: »حسين(ع) كسى نبود كه قرآن را به غناء بدل سازد و گريه از ترس خدا را به حداء(نوعى آواز)مبدل كند و شرب خمر را جانشين روزه و شكار را جايگزين مجالس ذكر خداوند كند«.مقصود ابن زبير كنايه به يزيد بن معاويه و فسوق او بود(كامل، ابن اثير، 98/4، 112)و نيز رسيدن يزيد به مسند خلافت بر خلاف اصول مقرر در اسلام بود و معاويه در حيات خود با زور و تطميع براى او بيعت گرفته بود.خلافت مسلمانان امرى مهم است كه به اعتقاد شيعه بايستى به نص رسول الله (ص)يا امام معصوم(ع)باشد و به اعتقاد اهل سنت بايستى به انتخاب اهل حل و عقد مسلمانان، و از روى اختيار و آزادى باشد و هيچ يك از اين شرايط در خلافت يزيد حاصل نشده بود و اين كار معاويه راه را براى روش سلطنتى و امپراطورى كه در آن حكومت از راه ارث است نه شايستگى، باز مى‏كرد كه بر خلاف اصول و مبانى اسلامى بود.
نيز امام خود را به حق شايسته ‏تر از همه كس براى مقام خلافت مى ‏ديد و نامه‏هاى كوفيان، با آنكه قابل اطمينان نبود، براى او تكليفى شرعى ايجاد مى‏كرد تا با تمام قوا در راه انجاز مقاصد اسلامى بكوشد و هر گونه تعلل را در اين كار مخالف اين وظيفه و تكليف شرعى خود مى‏ دانست.
باز اين سئوال پيش مى ‏آيد كه اگر امام مى ‏دانست خروج او از مكه و رفتنش به كوفه خطرناك است و به اغلب احتمالات موجب قتل و شهادت او خواهد گرديد چرا خود را به مهلكه انداخت؟
در پاسخ بايد گفت كه امام با اين عمل خود مى‏خواست راه فداكارى و»اباى از ضيم«و نرفتن زير بار زور و نيز دفاع از حقيقت و پافشارى در راه عقيده را به ديگران بياموزد.اگر امام اين كار را نمى‏كرد و سر به اطاعت يزيد فرود مى‏آورد و پاسخ نامه ‏هاى كوفيان را نمى ‏داد، چگونه مى‏ توانست سربلند و با افتخار در ميان مردم زندگى كند و در جواب مردمى كه او را نمونه تقوا و مثل اعلاى يك فرد اسلامى مى‏دانستند چه مى‏گفت؟
پس امام مى‏دانست كه كشته خواهد شد و ترجيح داد كه اين امر در بيرون كعبه و مكه صورت گيرد تا توهين و هتك حرمتى به خانه خدا وارد نيايد و حرمت قرآن و اسلام محفوظ بماند.
باز هم سؤالى پيش مى‏آيد كه چرا امام مطابق اندرز عبد اللّه بن عباس به يمن نرفت كه مردم آنجا لااقل سابقه غدر و عهد شكنى نداشتند.پاسخ آن است كه امام مى ‏خواست مخالفت خود را با حكومت جور بنى‏اميه آشكارا بر جهانيان معلوم دارد و اين امر در عراق كه بزرگترين مركز تجمع اسلامى بود و شهرهاى بزرگ كوفه و بصره در آن قرار داشتند بهتر ميسر بود تا در يمن كه دور از مراكز اسلامى بود.
ابن زياد پس از قتل مسلم(ع)مرزهاى عراق را با حجاز بست و فرستاده‏هاى ديگر امام را در كوفه گرفت و كشت و سپاهى را براى گرفتن و كشتن امام حسين(ع)و اصحاب او آماده ساخت.چون خبر شهادت مسلم(ع)و ساير فرستادگان در راه كوفه به گوش امام رسيد روى به همراهان خود كرد و فرمود تا هر كه مى خواهد برگردد و او ايشان را از عهد و ميثاقى كه با او بسته بودند آزاد مى‏ كند.
بسيارى از همراهان او پراكنده شدند و فقط ياران و اهل بيت او كه از مكه با او همراه بودند باقى ماندند.
در بطن عقبه، مردى عرب به او رسيد و او را سوگند داد كه برگردد زيرا اين راهى كه ميرود بسوى شمشيرها و سر نيزه‏ها است.اگر مردمى كه به او نامه نوشته بودند راه را براى او باز مى‏كردند و امر را براى او آماده مى‏ساختند رفتن او وجهى داشت اما اكنون كه اين وضع پيش آمده است رفتن او صلاح نيست.حضرت در پاسخ فرمود: »آنچه تو گفتى بر من پوشيده نيست ولى كسى نمى ‏تواند بر امر خدا غالب شود«.آنگاه از آن محل دور شد.
در منزلى به نام»شراف«، حر بن يزيد رياحى با هزار نفر از سوى حصين بن نمير تميمى كه مأمور حفاظت مرزهاى عراق بود رسيد و گفت مأمور است تا او را پيش عبيد اللّه بن زياد ببرد.امام به او سخت پرخاش كرد و حر گفت او مأمور جنگ نيست و فقط مأمور است كه او را به كوفه ببرد.حضرت خطبه‏اى ايراد فرمود و خود را شناسانيد و نامه‏هاى كوفيان را يادآورى كرد و غدر و نفاق ايشان را متذكر شد و تأكيد فرمود كه يزيد و اتباع او از شيطان اطاعت مى ‏كنند و فساد را آشكار كرده و حدود الهى را به حال تعطيل درآورده‏اند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام ساخته‏اند و قيام او و آمدنش از مكه براى همين امر است.در اين ميان چهار تن از كوفه رسيدند و خبر آوردند كه اشراف كوفه با گرفتن پول و رشوه به مخالفت با امام و موافقت با يزيد برخاسته‏اند و مردم ديگر اگر چه دلهايشان با امام حسين(ع)است اما شمشيرهايشان بسوى او آخته است. نيز خبر آوردند كه قيس بن مسهر فرستاده امام به قتل رسيده است.
البته امام با آنكه خبر شهادت مسلم را شنيده بو باز عازم كوفه بود و شايد اميد مى ‏داشت كه با رفتن او به كوفه هواخواهانش قيام كنند و حكومت ابن زياد را سرنگون سازند.اما با آمدن حر بر ايشان مسلم گرديد كه ابن زياد بر اوضاع مسلط شده است و هواخواهان واقعى او در كوفه بسيار اندك هستند و در حالت اختفا بسر مى ‏برند.به همين جهت از رفتن به كوفه منصرف شد و مى‏خواست به مدينه باز گردد كه حر مانع او گرديد.در اين ميان قاصدى از ابن زياد رسيد كه امام حسين(ع)را در تنگنا بگذارد و او را در فضايى باز كه حصن و پناهگاه و آب نداشته باشد فرود بياورد تا امر بعدى او برسد.
امام بناچار روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و يك هجرى در محلى به نام كربلا فرود آمد و فرداى آن روز عمر بن سعد بن ابى وقاص با چهار هزار تن از سوى عبيد اللّه بن زياد رسيد و مأمور بود كه از امام حسين(ع)براى يزيد بيعت بگيرد.امام حسين(ع)پيشنهاد كرد كه راه را براى او باز بگذارند تا به مدينه باز گردد يا جاى ديگر برود.عمر بن سعد اين پيشنهاد را به ابن زياد فرستاد و او مى‏خواست بپذيرد ولى شمر بن ذى الجوشن مانع شد و گفت اگر امام حسين(ع)را رها كنند نيرو خواهد گرفت و گرفتن بيعت از او ممكن نخواهد شد.
ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر نامه‏اى به عمر بن سعد نوشت و گفت امام حسين(ع)يا بايد تسليم شود و يا كشته شود.فاجعه كربلا از اينجا آغاز مى‏گردد.امام حسين(ع)سر تسليم فرود نياورد و به ياران خود اختيار داد كه شبانه او را ترك كنند و او را تنها بگذارند زيرا او تسليم نخواهد شد و به قتل خواهد رسيد و از اين رو نمى ‏خواهد كه اصحاب به سرنوشت او دچار شوند.اما اصحاب و خويشان او همچنان وفادار ماندند و با دليرى بى‏ مانندى از او دفاع كردند و جان خود را در راه او باختند.شرح شجاعت و جنگ سرسختانه سيدالشهداء(ع)و اصحابش را مى‏توان در تاريخ طبرى(وقايع سال 61 هجرى)ملاحظه كرد.
دفاع دليرانه امام (ع) حيرت انگيز بود.شخصى به نام عبد اللّه بن عمار كه شاهد عينى ماجرا بوده مى‏گويد نديدم مردى كه فرزندان و اهل بيت و يارانش كشته شده باشند، قويتر و مطمئنتر و دليرتر از حسين بن على(ع) كه پيادگان دشمن مانند گوسفند از پيش او مى‏گريختند.اين شجاعت را بازماندگان او نيز از خود نشان دادند و در برابر كسانى كه ايشان را اسير كردند و در مجلس ابن زياد و يزيد - با اينكه در حال اسارت بودند - قوت نفس بى ‏مانندى از خود نشان دادند. نمونه كامل اين قدرتِ اراده و تسلط بر نفس و عدم تسليم، در وجود حضرت زينب (ع)متجلى شد كه پايدارى و سخنان تند و سخت او در برابر ابن زياد معروف است.
عبد اللّه بن زبير با اينكه خود را رقيب امام حسين (ع)مى‏ديد و با اهل بيت رسول الله(ص) عداوت خاصى داشت چون خبر شهادت او را شنيد گفت: »اگر چه خداوند كسى را آگاه نمى‏ كند كه كشته خواهد شد امام حسين مرگ شرافتمندانه را بر زندگى پست ترجيح داد...آنها كسى را كشتند كه طول شب را نماز مى ‏خواند و روزها را روزه مى ‏گرفت و در امر خلافت از آنها سزاوارتر بود و در دين و فضيلت بر ايشان برترى داشت.(تاريخ طبرى، 366/2)
شهادت حضرت سيد الشهداء(ع)و برادران و برادرزادگان و فرزندان و اصحاب بزرگوار او روز دهم ماه محرم سال شصت و يك هجرى رخ داد.زنان و كودكان خاندان رسالت همه به اسارت كوفيان درآمدند.خيمه‏ هاى آنها را آتش زدند و بر جنازه شهدا اسب تاختند و سرهاى شهيدان را از تن‏ها جدا و بر نيزه‏ها كردند.سر امام(ع) را سنان بن انس يا شمر بن ذى الجوشن از تن جدا كرده با سرهاى شهداى ديگر به كوفه نزد عبيد اللّه بن زياد برد.
اعراب بنى اسد بعد از پايان جنگ كربلا تن‏هاى بي‏ سر شهدا را دفن كردند.درباره مدفن سر امام به يقين نمى ‏توان اظهار عقيده كرد، در دمشق و مصر و كربلا مشاهدى به نام»رأس الحسين«زيارتگاه شيعيان است.
حسين بن على(ع)به حكم رسول اللّه(ص)و وصيت برادرش حسن(ع)از روز پنج شنبه 28 صفر سال 50 ه.ق. بعد از شهادت برادر به امامت رسيد و حدود 11 سال اين وظيفه خطير را عهده‏ دار بود.تربت پاكش زيارتگاه شيعيان جهان و ذكر مصيبات و گريه بر مظلوميتش پاك كننده گناهان است.مزار امام حسين(ع)را نخستين بار اعراب بنى اسد مشخص نمودند و پس از آن بارها دستخوش تبديل و تغيير و تخريب و تعمير گرديد تا به سال 767ه.ق. در عهد سلطان اويس ايلخان بناى فعلى روضه مطهره حسينى ساخته شد.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 23:57 |
بسم منتهی الرجایا"

(بنام نهایت امیدها)

طبیعی است که برای شکست دشمن ابتدا باید اوراشناخت.
خب پس کتاب "شیطان در کمینگاه" را که ازسایت کتابخانه دیجیتال Pars Tech گرفتم برای شما عزیزان میذارم. 

هشدار: این کتاب با اینکه فصیح است و حجم نسبتا کمی دارد اما ممکن است هرگز ویا حتی در کوتاه مدت موفق به اتمام آن نشوید چون در این کتاب تمام مسایل مربوط به شیاطین از ابلیس و ابیض و داسم گرفته تا شیاطین انس که تمام راههای فریفتن آنها وداستانهای واقعی و هولناک تاریخی در آن موجود است به طوری که پس از خواندن آنهااتفاقات اطراف خود که تا کنون متوجه آنها شدید یا نشدید و همچنین خصلتهایی که تا کنون با آنها خوی گرفتید ولی از ریشه آنها بی خبرید ,در این کتاب قانونی که تاکنون به چاپ نیز رسیده ونوشته نعمت الله صالحی حاجی آبادی می باشد , آورده شده است که انسان با خواندن آنها پی به حقایقی می برد که جز به هنگام مرگ که آنهارا به چشم خواهد دید , نبرده است.

توصیه: حتما دانلودش کنید (براتون خیلی مفید خواهد بود)
لینک دانلود

  حجم: 1907 کیلوبایت
موضوع اصلی :مذهبی
موضوع فرعی:حکایت

برخی از سرفصلهای این کتاب عبارتند از:

شجره نامه شیطان
ازدواج شیطان
خلقت شیطان
چرا خداوند شیطان را آفرید؟
چرا خداوند شیطان را مهلت داد؟
شیطان سگ تربیت شده خدا
مهلت شیطان تا چه موقع است؟
قاتل شیطان کیست؟
عبادات شیطان
کیفیت نفوذ شیطان
اشتباه شیطان
شیطان چگونه وارد بهشت شد؟
شیطان چگونه آدم و حوارا فریفت؟
وسوسه شیرین شیطان
نیازهای مادی شیطان
درخواست های آدم (ع) از خدا
دلیل خوشبختی آدم وبدبختی شیطان
استاد شیطان
برادران شیطان
مادر شیطان
حزب شیطان
پیروان شیطان
دوستان ودشمنان شیطان
بدترازشیطان
لشگرشیطان
رقص و خنده شیطان
کمینگاه شیطان
شعارشیطان
و .........

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 0:0 |

" بسم من لا یدوم الی ملکه "

(بنام آنکه دوام نیابد جز فرمانروایی او)

سلامی به اندازه تعداد ثانیه های محرومیت ما از حضرت بقیة الله الاعظم

دانلود کتاب داستانهایی ازامام زمان(عج)

دراین کتاب تمامی داستانهای مربوط به امام زمان از زمان پیامبراکرم(ص) تا معاصر موجود است.

حدود ۱۴۰ صفحه دارد وسرشار از داستانهایی مربوط به امام زمان مهدی موعود (عج) که برگرفته از کتاب بحارالانوار می باشد.

دانلود کتاب داستانهایی از امام زمان (عج) با حجم ۱.۳۲ مگابایت

منبع: کتابخانه دیجیتال پارس تک

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 23:53 |
رضا

هیئت الرضا میدان امام حسین خ دماوند قاسم آباد حسینه صباقچی متولد 1360 , اصالتا خرمشهری است و بزرگ شده تهران است ,متاهل و دارای دو کودک , دیپلمه نقشه کشی ساختمان و دانشجوی انصرافی حقوق قضایی , در حال حاضر در تهران پارس سکونت میکند.در سن, 12 13 سالگی در هیئت الرضا قاری قرآن بود و در همان سنین با شرکت در مجالس حاج منصور ارضی تقریبا آداب مداحی را آموخت , تا قبل از سال 1379 تنها اهالی منطقه میدان خراسان تهران او را به عنوان مداحی جوان میشناختند , اما از سال 1382 با برپایی هیئت الرضا در مسجد جامع ابوذر نام او نیز به عنوان مداحان سرشناس اضافه شد , از سال 1383 هیئت الرضا به حسینیه قهرودی ها نقل مکان کرد و شاید بتوان گفت بهترین و مساعدترین شرایط برای هیئت فراهم شده بود چرا که بعد از محرم 84 دشمنی ها علیه اهل بیت علیهم السلام خیلی جدی آغاز شد , تا آنجا که چندین بار هلالی را در خیابان و حتی یکبار در حسینیه . . . جلوی چشم خلق الله به باد کتک گرفتند , و یا از بدترین نامروتی ها و دشمنیها می توان به پخش کردن فیلم خصوصی عبدالرضا هلالی در بین عموم اشاره کرد , که او به خاطر شرایط روحی بدی که داشت هیئت را برای مدتی تعطیل کرد اما از آنجا که همه چیز به ضرر او تمام می شد و نیز با اصرار و نامه های برخی مراجع تقلید برای ادامه مجدد کار , او بار دیگر با استمداد از اهل بیت علیهم السلام با برگزاری رمضان 1385 در حسینیه شهدای صباغچی فراغت خود از این جامعه نا آگاه را ثابت کرد.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 23:42 |

زندگینامه دکتر محمود احمدی نژاد

دكتر محمود احمدی‌نژاد سال1335 در شهرستان گرمسار به دنيا آمد،

پدر ايشان آهنگر بوده و هفت فرزند داشت، محمود احمدی‌نژاد فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگی به همراه خانواده خود از آن شهرستان كوچ كرده و در تهران اقامت گزيدند، وی دوران تحصيلات خود را تا مقطع پايان متوسطه در مدارس تهران از جمله مدرسه سعدی و دانشمند پشت سرگذاشته و با كسب رتبه 130 از كنكور سراسری قبول شده و در سال 1354 در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالی را شروع كرد، در سال 1365 در مقطع كارشناسی ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 68 نيز به عضويت در هيأت علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمده و در سال 1376 نيز موفق به دريافت مدرك تحصيلی دكترای مهندسی و برنامه‌ريزی حمل و نقل ترافيك شد، ايشان ضمن تدريس در دانشگاه مذكور استاد راهنمايی دهها پايان نامه معتبر و علمی كارشناسی ارشد در زمينه‌های مختلف مهندسی بوده است.
محمود احمدی‌نژاد پيش از پيروزی انقلاب اسلامی در كسوت دانشجو با شركت در مجالس مذهبی و سياسی وارد فضای سياسی جامعه شد و با مشاركت در تهيه و توزيع اعلاميه‌های روشنگر قدم در راه خيل مبارزان انقلاب گذاشت، وی پس از پيروزی انقلاب اسلامی از پايه‌گذاران انجمن اسلامی دانشجويان بود.
دكتر احمدی‌نژاد از مرداد سال 1358 به عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت برای شركت در جلسات به حضور حضرت امام (ره)مشرف می‌شد، كه استمرار اين جلسات در حضور مقام‌معظم‌رهبری زمينه شكل‌گيری شورای اوليه دفتر تحكيم وحدت را مهيا كرد.
ايشان با شروع جنگ تحميلی به منطقه غرب شتافت و تا سال 1364 در فعاليت‌های پشتيبانی منطقه تلاش كرد و در سال 1365 داوطلبانه به تيپ ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پيوسته و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عمليات برون مرزی كركوك شركت نمود و بعد از آن نيز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشگر 6 ويژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استانهای غربی كشوربه خدمت پرداخت.
دكتر احمدی‌نژاد در دهه شصت، چهارسال به عنوان معاون و فرماندار ماكو و خوی و همچنين 2سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهای آذربايجان و كردستان را نيز پشت سرگذاشته و از سال 1372 در شرايطی كه به عنوان مشاور فرهنگی وزير فرهنگ و آموزش عالی فعاليت می‌كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. ايشان در كنار راه‌اندازی تشكيلات اداری استان سه سال پی در پی بعنوان استاندار نمونه كشور انتخاب شد، استانداری اردبيل در زمان مديريت ايشان عليرغم محدود بودن فصل كار عمرانی به دليل سردسيری منطقه، در سالهای 74 و 75 طبق رده‌بندی سازمان برنامه‌ و بودجه در زمينه فعاليت عمرانی به عنوان استانداری برتر شناخته شد.
دكتر احمدی‌نژاد پس از بازسازی 7500 واحد مسكونی تخريب شده در جريان زلزله كه در طول مدت كوتاه 7ماه صورت گرفته بود، مورد تقدير قرار گرفت.
محمود احمدی‌نژاد در مهرماه سال1376 به دوره خدمت در استانداری اردبيل پايان داده و از آن پس تا كنون به عنوان عضو هيأت‌علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت مشغول تدريس و انجام فعاليت‌های مختلف علمی، فرهنگی، سياسی و اجتماعی بوده است. وی در 13 ارديبهشت ماه سال1382 طبق مصوبه دويست و چهل‌و هفتمين جلسه متناوب و دومين جلسه اعضاء دوره دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار تهران انتخاب شد و دوره‌ ديگری از تجربه خدمتگزاری خود را در كلان شهر تهران آغاز نمود.
 

سوابق و تجربيات ذيل را نيز می‌توان به متن زندگينامه وی اضافه كرد:

- روزنامه‌نگاری.
- مؤسس و عضو انجمن تونل .
- عضو انجمن مهندسين ايران.
- عضو انجمن مهندسين راه و ترافيك آسيا و اقيانوسيه .
- عضو اولين شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علم و صنعت .
- عضو اولين شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجويان دفتر تحكيم وحدت .
- عضو شورای مركزی جامعه اسلامی مهندسين .
- عضو شورای مركزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:55 |
متولد 1313 ه.ش.

محل تولد :  روستاي نوق، رفسنجان

فرزندان:محسن/مديرعامل مترو، مهدي‎/ مديرعامل شركت بهينه سازي مصرف سوخت، ياسر‎/ مشاور وزير نفت، ، فاطمه‎/ رئيس بنياد بيماري هاي خاص، فائزه /  مؤسس اولين روزنامه زنان (که درسال 1378 توقيف شد) ،رئيس فدراسيون ورزش هاي بانوان ، شوراي ورزش زنان

تحصيلات: تحصيلات حوزوي- اجتهاد

علي اکبردومين فرزند از 9 فرزند ميرزا علي هاشمي بود: يک روحاني کشاورز  که مالک بزرگترين مزارع پسته کشور بود. او که در يک مزرعه پسته بزرگ شد دو چيز را از پدر به ارث برد:مذهب وتجارت ؛ و درهر دو توانست آينده روشني را براي خود رقم بزند.

 وي در پنج سالگي به مكتب خانه رفت و درس رسمي مدرسه را به همراه گلستان و قرآن ياد گرفت. او در سال 1327 براي تحصيل علوم ديني به قم آمد و پس از مدتي توانست از آيت الله بروجردي شهريه طلبگي بگيرد. آمدن هاشمي به قم با نهضت ملي شدن صنعت نفت هم زمان شد و او را كه به مسايل سياسي علاقه فراوان داشت به دنياي مبارزه كشاند. در همين دوران، او به امام خميني علاقه فراواني پيدا كرد و از شاگردان ايشان شد.

راه اندازي مجله مكتب تشيع در سال 1338 با همكاري شهيد باهنر از كارهاي مهم دوره طلبگي هاشمي، قبل از قيام امام است.

از سال 1342 وارد مبارزات شد. در همين سال سربازي براي طلبه ها اجباري شد و او را به سربازي بردند، اما وي پس از دو ماه از سربازخانه فرار كرد و مجبور شد مخفي شود. بنابراين به شهر خود بازگشت.

در فاصله بين دستگيري هايش، چاپخانه اي را تأسيس کرد که کتابهايي در زمينه اسلام و تاريخ ايران به چاپ مي رساند. دراين ايام خود وي نيز چندين کتاب نوشت از جمله كتاب «سرگذشت فلسطين» را ترجمه و منتشر كرد که با توجه به ارتباط رژيم شاه با اسرائيل ، ممنوع الچاپ بود. همچنين با علاقه اي که به اميرکبير داشت کتاب «امير کبير ، قهرمان مبارزه با استعمار» را نيز به رشته تحرير در آورد.

در اسفند 1343، به اتهام اقدام عليه امنيت كشور دستگير شد و پنج ماه در زندان ماند. در طي اين سال ها کمک هاي مالي کلاني براي پيشبرد اهداف آزادي خواهان مذهبي انجام داد (که  حتي مقام رهبري نيز اين مورد را تأييد کرده اند).

در فاصله سال هاي 43 تا 46، بيشتر وقت او به برگزاري كلاس ها و مراسم مذهبي و البته سخنراني عليه رژيم گذشت. اين كارها باعث شد ساواك به فعاليت هاي هاشمي بسيار حساس شود. تا قبل از پيروزي انقلاب، او چند بار ديگر هم دستگير شد و آخرين بار، مجبور شد مدتي طولاني، تا پاييز 57 در زندان بماند.

كارهاي مهم هاشمي بعد از آزادي تا سال 59 اين هاست: راضي كردن كارگران شركت نفت به شكستن اعتصاب براي تامين سوخت داخلي، عضويت در شوراي انقلاب، تاسيس حزب جمهوري اسلامي، سرپرستي وزارت كشور بعد از استعفاي دولت موقت و برگزاري اولين انتخابات رياست جمهوري.

وي در سال 1359 به مجلس رفت و تا سال 1368، سه دوره متوالي نماينده مردم تهران شد. در همان سال 59، به همراه شهيد چمران، نماينده امام در شوراي عالي دفاع و فرمانده ستاد جنگ هاي نامنظم شد. او در دوران جنگ هم مدتي قائم مقام فرماندهي كل قوا بود.

پس از جنگ، دو دوره متوالي رئيس جمهور شد. دردوران فعاليت انتخاباتي اش بر اهميت  آموزش و توجه مداوم به پيشرفت هاي علمي و تکنولوژيکي براي پيشرفت کشور تأکيد مي کرد.  در اين دو دوره، علاقه و توجه اصلي او به فعاليت هاي عمراني بود. او پس از سال 76 به انتخاب رهبر انقلاب به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفت و تاكنون در آن جا مانده است.

 

سوابق و مسووليت ها:

 عضويت در كميته سوخت و اعتصاب شوراي انقلاب

عضويت در شوراي انقلاب

سرپرستي وزارت كشور پس از استعفاي دولت موقت

 نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و رياست آن در دوره هاي اول تا سوم

 امامت جمعه موقت تهران

 نمايندگي امام در شوراي عالي دفاع

 جانشيني فرماندهي كل قوا در دوران جنگ تحميلي

 رياست جمهوري اسلامي ايران در دو دوره متوالي

 رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام

 نمايندگي مجلس خبرگان رهبري در سه دوره متوالي از استان تهران

 عضويت در شوراي بازنگري قانون اساسي

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:52 |
زندگينامه آيت الله العظمي خامنه اي

 گذار تقويم، بيست و هشتم صفر سال 1318 هجري شمسي را نشان مي داد که منزل محقر و ساده پدريش با تولد ايشان که دومين فرزند خانواده بود حال و هواي تازه يافت. پدر معظم له از علماي زاهد و بنام مشهد بود که سالها در اين شهر منبع فيوضات بسياري براي طلاب به شمار مي رفت. دوران کودکي را در دامان مادري که از شيفتگان خاندان اهل بيت اطهار بود گذراند و به تدريج با ملکات اخلاقي يک خانواده روحاني و اهل علم خو گرفت و آشنا شد. پدر ايشان حجت الاسلام حاج سيد جواد خامنه اي و مادرشان صبيه حجت الاسلام سيد هاشم نجف آبادي، سعي بليغي در تربيت فرزند خود داشته و در دوران طفوليت زمينه شناخت و آشنايي او را با معارف اسلامي فراهم ساختند.

 

جد ايشان آقا سيد حسين خامنه اي از علماي آذربايجاني هاي مقيم نجف  و از روحانيون مشهور و مبارز دوران مشروطه بود. او نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي ملي شد و عليه نابساماني موجود در جامعه و استبداد پهلوي قيام کرد و پس از سالها مبارزه، در تبريز به شهادت رسيد. سيد علي خامنه اي از چهار سالگي آموزش قرآن را در مکتب خانه آغاز کرد و در هفت سالگي راهي دبستان شد و پس از پايان تحصيلات دوران ابتدايي، دوره سه ساله سيکل اول دبيرستان را پشت سر گذاشته و به موازات طي دروس کلاسيک به تحصيلات طلبگي در مدرسه نواب ادامه داد و در سن 18 سالگي همزمان بااخذ ديپلم متوسطه موفق به گذراندن دروس سطح در نزد پدرشان و اساتيد ديگر حوزه مشهد مانند حاج هاشم قزويني و حاج سيد احمد مدرس يزدي شد. ايشان سپس دو سال از درس خارج خود را در مشهد در خدمت آيت الله ميلاني گذراند و شوق آشنايي با حوزه هاي علميه جهان تشيع و موانست با شيوه هاي تدريس در مراکز علمي اسلامي او را در سال 1326 به نجف کشاند و مدت دو سال در آنجا اقامت کرد. اواخر سال 37 به قم عزيمت کرد و در محضر اساتيدي چون آيت الله العظمي بروجردي، حضرت امام خميني و آيت الله العظمي حائري به کسب فيض پرداخت. او که در حوزه علميه مشهد نشو و نما نموده و جوانه هاي نبوغ و استعداد در وجودش متبلور شده بود، در حوزه قم و در محضر درس امام خميني با فقه و اصول خو گرفت و عطر مبارز و شميم نهضت را شنيد و به جان خريدار شد. ايشان همچنين در مدت اقامت در قم از محضر درس فلسفه علامه طباطبايي استفاده نمود.

 

شروع مبارزات:

حوزه علميه قم در سال 41 با نداي حضرت امام خميني (ره) به پا خاست و شوري ديگر در اين مرکز علم و تقوي و جهاد پديد آمد. نداي قيام و مبارزه از حوزه عليمه قم به ساير حوزه هاي علميه ديني نيز منتقل گرديد که مهمترين آنها حوزه بزرگ مشهد بود. آيت الله العظمي خامنه اي در اين مورد نقش سازنده و عظيمي را ايفا نمود و ضمن فعاليتهايي که در قم داشت ارتباط خود را با علما و طلاب مشهد تقويت کرد، و کوشيد با استفاده از فعاليتهاي ساير علماي خراسان هرچه بيشتر و بهتر طلاب را تجهيز نمايند. اين فعاليتها آنچنان موثر و چشمگير بود که در سال 42 از طرف امام مأموريت يافتند سه پيام را به مشهد ببرند. سه پيامي که با محرم سرنوشت سازي که 15 خرداد در آن اتفاق افتاد ارتباط داشت.

پيام اول: براي علما، خطبا و منبريها و سران هيئتهاي مذهبي، درباره حمله به اسرائيل و مساله فيضيه.

پيام دوم: براي مرحوم آيت الله ميلاني.

پيام سوم: براي حاج آقا حسن قمي.

اين رسالت بخوبي به انجام رسيد و پيامها توانست موجب تشديد مبارزات در خراسان گردد. آيت الله العظمي خامنه اي در اين سفر گوشه هايي از اين پيامها را در شهرهاي بين راه روي منبر براي مردم خواندند و همه جا بذر قيام را پاشيدند. سپس با تني چند از دوستان متعهد قرار گذاشتند به شهرهاي مختلف استان سفر کنند و به ترتيبي که امام خميني معين فرموده بودند. از روز هفتم محرم آن سال، مسائل روز و اوضاع سياسي و اجتماعي و مساله فيضيه و نقشه هاي پنهاني رژيم را براي مردم شرح دهند و اين بدان علت بود که پس از جريان انجمنهاي ايالتي و ولايتي و قضاياي رفراندوم قلابي شاه و ضديت او با اسلام و علماء و روحانيت و فاجعه اي که درفيضيه پديد آمد و نيز عزاي عمومي نوروز سال 42 زمينه براي قيام عمومي عليه رژيم ستمشاهي پديد مي آمد.  محرم آن سال بهترين موقعيت را به دست داد، لذا امام و روحانيت به بهترين نحو از آن استفاده کردند.  و از روز هفتم مطالب اساسي و حقايق با نهايت صراحت براي مردم بيان گرديد و مقرر شد تا چهره منفور شاه از پس نقاب اصلاح طلبي براي مردم آشکار گردد. سهم آيت الله العظمي خامنه اي شهر بيرجند شد که مرکز قدرت و سيطره رژيم و به اصطلاح تيول اسدالله علم نخست وزير وقت بود. حضرت آيت الله العظمي خامنه اي پس از ورود به بيرجند از روز سوم محرم منبر مي روند و با آگاهي بخشيدن به مردم نهضت را شروع مي نمايند. ايشان روز هفتم محرم که جمعيت کثيري در مجلس شرکت کرده بودند قضاياي مدرسه را با حالي پر شور و بياني گيرا گفته و مردم را بطور عجيبي متأثر و آگاه مي کنند. اين منبر در شهر خيلي صدا مي کند و فردا صبح در مجلس ديگري که در منزل شخصي بود جمعيت عظيمي مي آيند و آنجا نيز مسائل روز مطرح مي گردد. شهر بيرجند در اين دو روز به شدت منقلب شده بود و مردم آمادگي خاصي پيدا کرده بودند. صبح روز نهم (روز تاسوعا) حضرت آيت الله العظمي خامنه اي منبر داغي مي روند و اوضاع به گونه اي مي شود که عوامل رژيم به شدت نگران مي شوند. و با اينکه در روزهاي تاسوعا و عاشورا معمولا روحانيون را دستگير نمي کردند ولي از شدت وحشت ايشان را دستگير مي کنند. ايشان را 2 روز در بيرجند نگه مي دارند و سپس به مشهد برده و به تحويل ساواک مشهد مي دهند اما همين دستگيري نيز اثر مهمي در بيداري مردم مي گذارد. اثرات اين فعاليتها و پيامها به گونه اي بود که در محرم آن سال مشهد پس از تهران بيشترين دردسر را براي رژيم فراهم کرد. به همين علت طاغوت با حضرت آيت الله العظمي خامنه اي که رسول آن پيامها بود و خود نقش اساسي در قيام مردم داشت با شدت و خشونتي برخورد کرد که تا آن موقع سابقه نداشت با روحانيون اينگونه رفتاري بشود. يعني ابتدا ايشان را به ساواک و از آنجا به زنداني مخروبه در دژبان مي برند که حتي از وسايل اوليه زندان هم محروم باشند. پس از آزادي از زندان مجددا به مبارزه پرداخته و با دوستان قرار مي گذارند هرکدام به يک نقطه از کشور بروند و حقايق را افشا نمايند. اين سفرها و حرکت دسته جمعي آن هم پس از 15 خرداد و بازداشت حضرت امام، بسيار ارزشمند بود و دامنه آن که اکثر شهرها و روستاها را در بر مي گرفت رژيم را مستأصل و وحشت زده کرد و لذا عکس العمل شديدي نشان داد.

ماه رمضان سال 42 که مصادف با  سالگرد رفراندوم قلابي شاه بود، امام خميني در حبس بودند اما در غياب ايشان روحانيت و بخصوص شاگردان نزديک امام به کار پرداختند و براي آگاهي دادن به مردم به اطراف کشور رفتند. ايشان در کرمان دو سه روزي به سخنراني و ديدار و مذاکره با علما و طلاب و افراد مبارز مي پردازند وسپس به زاهدان مي روند. در زاهدان در مسجد جامع منبر مي روند که استقبال خوبي از سوي مردم  مي شود. شب شانزدهم رمضان که تولد حضرت امام حسن مجتبي (ع) بود سخنراني داغ و پرشوري ايراد کرده و صراحتا مسائل را مطرح مي نمايند که همان شب توسط ساواک دستگير و با هواپيما به تهران فرستاده مي شوند. ايشان را به زندان قزل قلعه تحويل مي دهند و حدود دو ماه اين زندان طول مي کشد که مدتي به صورت انفرادي و همراه با توهين و شکنجه هاي شديد بود. با وجود اين، پس از آزادي، اولين اقدام ايشان که نشان دهنده شجاعت معظم له است، رفتن به ديدار امام در منزلي واقع در قيطريه، که زندان محترمانه!! ايشان بود، مي باشد. معظم له به همراهي ده نفر ديگر از روحانيت جلسه اي تشکيل داده و درباره ايجاد تشکيلاتي مخفي به مذاکره مي پردازند. هدف از تشکيلات، متشکل کردن کليه فعاليتهاي حوزه علميه قم و سپس مردم در جهت و خط امام بود. در سال 44 اين تشکيلات لو مي رود و آيت الله العظمي خامنه اي به تهران آمده و در تهران با آقاي هاشمي رفسنجاني همخانه مي شوند. مدتي قبل از اين حادثه مقام معظم رهبري به علت ترجمه کتاب آينده در قلمرو اسلام مجبور به ترک شهر مشهد شدند زيرا مطالب اين کتاب و بخصوص مقدمه و پاورقي هاي ايشان، ساواک را به شدت نگران کرده بود. ساواک کتاب را در چاپخانه توقيف کرده و دو نفر از مسئولين چاپخانه را دستگير مي کند، و با اين وجود کتاب از طريق ديگر چاپ و پخش مي شود.

 

روز چهاردهم فروردين 46 حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در مشهد براي چندمين بار دستگير و زنداني مي شوند اين بار زندان ايشان حدود چهار ماه طول مي کشد. پس از آزادي در مشهد اقامت مي کنند و به کارهاي ديني و علمي بخصوص تشکيل کلاسهاي تفسير قرآن کريم مي پردازند و ضمن آن به سازماندهي طلاب مشغول مي شوند. در زلزله ويرانگر منطقه فردوس و کاخک و گناباد که خرابي و تلفات زيادي به بار آورد حضرت آيت الله العظمي خامنه اي با تعدادي از روحانيون و طلاب و بازاريان به آن سامان رفته و بطور چشمگيري اوضاع را مرتب نمودند. ساواک بيشتر از قبل نسبت به ايشان حساس شده و بارها درس تفسير ايشان را تعطيل کرد. در سال 46 مجددا ايشان در قم دستگير شده ولي همان روز آزاد مي شوند. در سال 49 پس از فوت مرحوم آيت الله حکيم در رابطه با تبليغ خط امام و مرجعيت ايشان دستگير شدند و مدت بيش از چهار ماه در زندان بودند و پس از آزادي مجدداً به فعاليت پرداختند. از جمله در تهران در انجمن اسلامي مهندسين در محرم سال 49 شبهاي تاسوعا و عاشورا درباره حديث (من راي سلطان جائرا .....) سخنراني بسيار پرشور و حماسه اي کردند که همه را تحت تأثير قرارداد و پس از آن گروههاي مسلح زير زميني با ايشان تماس گرفته و در ارتباط با همين گروههاي مسلح در سال 50 پس از عمليات انفجار دکلهاي برق در هنگام جشنهاي دو هزار و پانصدمين سال ستمشاهي، ايشان دستگير و اين بار تحت شکنجه هاي شديد قرار مي گيرند و در سلولي تاريک و نمور و بدون هيچگونه روشنايي زنداني مي شوند. و عليرغم اين همه فشار، با مقاومت دليرانه اين روحاني شجاع و آزاده روبرو مي شوند و نمي توانند از او چيزي بدست آورند، به ناچار پس از پنجاه و چند روز (حدود دو ماه) وي را آزاد مي سازند. ايشان دوباره به فعاليت مشغول مي شوند. اين بار مسجد امام حسن که آن موقع مسجد کوچکي بود به پايگاه ها اضافه مي شود و آيت الله العظمي خامنه اي در آن به اصرار عده اي از علاقمندان به اقامه نماز جماعت و درس تفسير مي پردازند. و بدين ترتيب علاوه بر ارتباطهاي مخفي و محدود، ارتباط مستقيم شبانه روزي از طريق مسجد با توده هاي مردم نيز اضافه مي شود. بعد از مدتي از ايشان براي امامت جماعت مسجد کرامت نزديک باغ نادري مشهد که يکي از شلوغترين و حساسترين نقاط اين شهر است، دعوت به عمل مي آيد که به علت ازدحام مردم و استقبال شديد توده هاي انبوه، ساواک مسجد را براي مدتي تعطيل مي کند. اين نوع فعاليت خيلي موثر بوده مورد توجه همه به خصوص شهيد مطهري و شهيد باهنر قرار گرفت.

مرحوم آيت الله طالقاني صريح مي گفتند که آقاي خامنه اي اميد آينده است و مشهد که مي رويد حتما با ايشان ديدار نمائيد. اين فعاليتها موجب شد که ايشان تحت مراقبت ويژه بوده و همواره با احضار به ساواک مورد بازجويي قرار گيرند و يا منزل ايشان را محاصره و از رفت و آمد افراد ممانعت به عمل آورند وبه تدريج درسهاي ايشان را نيز با زور تعطيل نمايند.

و بالاخره هم در ديماه سال 53 ايشان را دستگير و به تهران آورده در زندان و شکنجه گاه مخوف ساواک يعني کميته مبارزه با خرابکاري به طور انفرادي محبوس مي کنند. اين دوره از زندان حدود دو ماه به طول انجاميد و تمام اين مدت در سلولهاي انفرادي يا دو سه نفره همراه با شکنجه هاي شديد گذشت. عليرغم همه اين فشارها و شکنجه ها ساواک مخوف شاه، نتوانست پي به اسرار اين شاگرد مقاوم امام ببرد و حتي نتوانست مدرکي ولو کوچک از ايشان به دست آورد که وي را به دادگاه بفرستد و محکوميتي براي او بگيرد. لذا به ناچار در زمستان 54 ايشان را رها ساختند و معظم له دوباره به مشهد رفتند و باز مبارزه و جهاد خستگي ناپذير را دنبال کردند. اين بار مسئوليتها بسيار شديدتر از گذشته بود. با اوج گرفتن مبارزات و آشکار شدن انحراف در سازمان منافقين و احساس روحانيت و مردم به لزوم تشکلي اسلامي که در رأس آن به جاي افراد عادي و سياسي افرادي روحاني و آشناي به فقه و سياست باشند، در مشهد هسته اوليه تشکلي اسلامي با رهبري امام و مديريت روحانيت متعهد و انقلابي شکل يافت. خبر اين تشکيلات را به زندان براي علماي دربند مثل آقاي هاشمي رفسنجاني و .... مي فرستند و آنها هم تأييد مي کنند. شهيد مطهري هم در همان سال در پيامي که از نجف از طرف امام آورده بودند مبارزين سابقه دار را گردهم جمع مي کنند.  همين ارتباطات باعث گرديد که تظاهرات عظيم سالهاي 56 ـ 57 سازمان يابد که نقش آيت الله العظمي خامنه اي در پايه گذاري اين تشکل بسيار قابل توجه است. آن هم تشکلي که به خاطر خدا و جهاد و شهادت پديد آمده بود نه براي قدرت طلبي و به دست آوردن موقعيت و مقام.

 

تبعيد به ايرانشهر:

در گيرودار اين فعاليتها و در نقطه اوجگيري انقلاب اسلامي در سال 56 رژيم ستمگر با نهايت خشونت ايشان را دستگير مي کند و پس از چند شب زندان ايشان را به ايرانشهر تبعيد مي نمايد. اما تبعيد و آب و هواي گرم و دمدار ايرانشهر کمتر از آن بود که اين مظهر جهاد و تلاش و مبارزه را آرام سازد. بلکه آنجا نيز از فرصت استفاده کرده در ايجاد وحدت و همبستگي بين نيروهاي مبارز آن سامان و نيز وحدت بين برادران شيعه و سني مي کوشند و موفقيت زيادي به دست مي آورند. و با تماس با مردم و تبليغ و برطرف ساختن مشکلات و محروميتهاي اين استان نقش مهمي در توجه مردم به امام و روحانيت و اسلام و انقلاب ايفا مي کنند. انفاقاً در آن سال در ايرانشهر سيلي مي آيد که منجر به بي خانمان شدن و صدمه ديدن عده زياي از مردم مي شود.آيت الله العظمي خامنه اي با استفاده از تجربه فردوس و گناباد يک گروه از روحانيون و طلاب را بسيج مي کنند. و گروه امداد روحانيت را تشکيل مي دهند. و اين گروه به قدري در کار امداد و تبليغ و تحريک و تشجيع مردم موفق مي شود که ساواک وحشت مي کند. ايشان را احضار کرده و رئيس ساواک به معظم له مي گويد:

(ديشب در کميسيون امنيت شهرباني به ساواک گفتم شما چقدر بي عرضه هستيد که هيچ کاري نکرديد. يک تبعيدي ببينيد اينجا چه اوضاعي درست کرده!).

اين تبعيد تا سال 57 طول مي کشد و در اين سال با اوجگيري انقلاب و بيرون رفتن کنترل اوضاع از دست رژيم، آيت الله العظمي خامنه اي به مشهد باز مي گردند و بيش از پيش به فعاليت مي پردازند.

 

 فعاليتهاي دوران انقلاب

شوراي انقلاب اسلامي:

مسلماً پس از مقام رهبري يکي از مهمترين ارکاني که در پيروزي انقلاب و اداره آن پس از پيروزي نقش اساسي داشته است، شوراي انقلاب اسلامي است. آيت الله العظمي خامنه اي در مورد اعضا شوراي انقلاب مي فرمايند: (البته شوراي انقلاب به مقتضاي مصلحت روز، افراد ديگري را هم پذيرفت که داراي خطوط سياسي ديگري بودند و به تدريج چهره آنها روشن گرديد اما آن گروه که پايه و اساس انقلاب بودند و حافظ اصول و حدود و معيارها بيشتر همين برادران بودند. اينها با همه سختيهايي که کار با افراد ليبرال و مهره هايي مانند بني صدر در برداشت به خاطر انقلاب و مصالح امت اسلامي تحمل کردند و با سعي و کوشش کارها را به سامان رساندند ضمن اينکه در مواقع لزوم در مقابل آن افراد مقاومت لازم را مي نمودند).

 

کميته استقبال از امام:

هسته اصلي تظاهرات و راهپيمايي ها، در سالهاي 56 ـ 57 گروههايي بودند که تحت مديريت شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و شهيد مطهري و شهيد باهنر و يارانشان اداره مي شدند. و هسته هاي اصلي در شهرستانها نيز روحانيوني از قبيل شهيد آيت الله صدوقي، شهيد آيت الله دستغيب و........ بودند که در ارتباط با هسته اصلي قرار داشتند. در استان خراسان شاخص ترين فرد روحانيت مبارز حضرت آيت الله خامنه اي بود که در مرکزيت همه تظاهرات و راهپيمايي ها قرار داشتند. حاصل اين جريانات به فرار شاه و بازگشت امام خميني انجاميد و براي اداره امور استقبال کميته استقبال از امام پديد آمد که پايگاه آن در مدرسه رفاه بود. امام که به کشور تشريف آوردند کميته هاي مختلف در مدرسه رفاه و علوي تشکيل و يا اگر قبلا تشکيل شده بود به کار خود با نظم و جديت بيشتري ادامه داد. آيت العظمي خامنه اي مسئوليت تبليغات دفتر امام را به دوش گرفت و اين قسمت از کار را که بسيار کارشاق و پر زحمتي بود بخوبي اداره کردند. خاطرات اين روزهاي پر هيجان که هر لحظه خبري نو و حادثه اي جديد پديد مي آمد و ملت ما پايه هاي ستم دو هزار و چند ساله خودکامان و جلادان شاهنشاهي را در هم مي ريخت بايد به طور جداگانه نوشته شود. اما از بين همه آنها، بايد گفت ا آيت الله العظمي خامنه اي بخوبي توانستند توطئه ها را به بهترين نحو خنثي نمايند.

 

اولين مقاله از صداي جمهوري اسلامي:

از کارهاي خوبي که در دفتر تبليغات امام صورت گرفت انتشار نشريه اي به نام امام بود که به ياد اقامت امام در تهران چند شماره منتشر گرديد. حضرت آيت الله خامنه اي چند مقاله در اين نشريه به يادگار نوشتند و جالب است که روز 22 بهمن که راديو به دست مردم افتاد مقاله اي که ايشان تحت عنوان «پس از نخستين پيروزي» نوشته بودند اولين مقاله اي بود که در راديو خوانده شد.

 

مأموريت به سيستان و بلوچستان:

در فروردين ماه 58 از طرف امام خميني مامور رسيدگي به اوضاع و خواسته هاي استان سيستان و بلوچستان شدند و خدمات ارزنده اي در آن سامان به مردم محروم و رنجديده آن استان نمودند.

  

نماينده شوراي انقلاب در وزارت دفاع:

در سال 58 نماينده شوراي انقلاب اسلامي در وزارت دفاع شدند و سپس مسئوليت معاونت وزير دفاع را نيز پذيرفتند و در اين مسئوليتها خدماتي ارائه کردند.

 

سرپرستي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي:

در سال 58 حضرت آيت الله خامنه اي سرپرستي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را به عهده گرفته و توانستند آنجا را سر و سامان دهند.

 

رسيدگي به امور دانشجويان:

آيت الله العظمي خامنه اي هميشه مورد توجه نسل جوان و دانشگاهي بوده و لذا بنا به تمايل امام، دانشجويان مسائل خود را با ايشان در ميان مي گذاشتند.

 

امامت جمعه تهران:

پس از فوت مرحوم آيت الله طالقاني امام امت طي حکمي آيت الله العظمي خامنه اي را به امامت جمعه تهران منصوب فرمودند.

 

نمايندگي مجلس شوراي اسلامي:

با شروع انتخابات مجلس شوراي اسلامي دوره اول، آيت الله العظمي خامنه اي از سوي ائتلاف بزرگ که از روحانيت مبارز تهران و حزب جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و برخي ديگر از انجمنها و سازمانها و گروههاي اسلامي متشکل بود نامزد نمايندگي مجلس از تهران گرديدند و با اکثريت عظيم حدود يک ميليون و چهارصد هزار راي در دور اول به مجلس راه يافتند. در سال 59 از طرف امام به سمت مشاور معظم له در شوراي عالي دفاع انتخاب گرديدند. در روز ششم تيرماه 1360 يعني يک روز قبل از حادثه عظيم هفتم تير در حالي که در خانه خدا (مسجد ابوذر) مشغول سخنراني بودند مورد سوء قصد ناجوانمردانه منافقين قرار گرفته به شدت زخمي مي شوند و به بيمارستان منتقل مي گردند. اما خداوند متعال وجود پر برکت ايشان را براي خدمت به ملت مسلمان ايران حفظ کرده و به زودي پس از اينکه سلامت خود را باز يافتند دوباره همچون گذشته پرشور و با نشاط به انجام وظيفه در سنگرهاي مختلف پرداختند.

 

نماز جمعه تاريخي:

سخنان ارزشمند امام جمعه تهران در نماز جمعه دشمن شکن مجموعه اي از معارف اسلامي و تحليلهاي سياسي و رهنمودهاي ارزنده است. و حماسه عظيم و پرشکوه نماز جمعه تاريخي و بي سابقه (مورخ 24/12/63) در حالي که انفجار در صف نمازگزاران چندين شهيد و ده ها مجروح گرفته بود و موج انفجار جايگاه نماز جمعه را لرزانده و پاره هاي پيکر پاک شهدا را بر اندام ديگر نمازگزاران نماز جمعه پاشيده بود و از آسمان هواپيماهاي آخرين مدل استکبار تهديد به بمباران مي کرد و صبح آن روز تهران را بمباران کرده بود و صد هواپيما با شليک مداوم خويش غوغائي بپا کرده بودند، ولي در سايه قدرت روحي امام جمعه و آرامش قلبي او و تأييدات الهي همه استوار و محکم برجاي ماندند و صفها همچنان مرتب باقي ماند و امام جمعه با نهايت قدرت به خطبه ها ادامه داد بدون اينکه لرزشي در طنين صداي او پديد آيد. و سپس نماز را در نهايت طمانينه و با توجه خاص خواند و دوست و دشمن را به شگفتي فرو برد و امام امت در پيام سال نو به آن اشاره کرده فرمودند: (من فراموش نمي کنم قصه روز جمعه را که آن طور با شکوه، با نورانيت و با استقامت گذشت، آن طور با طمانينه با آن صداهايي که مي آمد. من ملاحظه مي کردم، نگاه مي کردم مخصوصاً نگاه مي کردم ببينم در بين مردم چه وضعي هست. نديدم حتي يک نفر را که تزلزلي در او پيدا بشود و آن وقت امام جمعه آن طور با آن طنين قوي صحبت کرد. مردم آن طور گوش کردند و فرياد زدند که ما براي شهادت آمديم.)
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي پس از انفجار مقر رياست جمهوري توسط منافقين و شهادت شهيدان رجايي (رئيس جمهور) و دکتر باهنر (نخست وزير)، با اکثريت قاطع آرا ملت به رياست جمهوري برگزيده شدند و سپس در پايان دوره اول مجدداً توسط ملت به دومين دوره رياست جمهوري انتخاب گرديدند. با رحلت جانگداز حضرت امام خميني (ره) مجلس خبرگان در 14 خرداد 68 به اتفاق آرا، ايشان را براي رهبري انقلاب اسلامي و امت بزرگ اسلام انتخاب نمودند و تا امروز با صلابت و نورانيت انقلاب اسلامي را به سمت همان اهداف وصولي که امام بزرگوار ترسيم فرموده بودند، هدايت نموده اند و به لطف الهي تا ظهور صاحب اصلي انقلاب،
حضرت بقيه الله الاعظم، ارواحنا له الفدا با قدرت و محبوبيت روز افزون آن را هدايت خواهند فرمود.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:52 |
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله  سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى  یثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله  العظمى حاج شیخ عبدالكریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام  برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم  گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به  تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد  محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سركشـى مى كردیـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـورى پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .
در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یكـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـكریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـمیـنى كه با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمینـى كه با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل مى كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  مىآمد .
امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش كه تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمیـنى بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریكـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حكیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.

تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت كرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینى در نجف در شرایطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلكه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد كرده است. ولى هیچیـك از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .
امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یكى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا مى خواند .
امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .
اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنى امام خمیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریكـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند .
شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغییر داد. امام خمینى در واكنیشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد .

اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند .
او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى كرد .

هجرت امام خمینى از عراق به پاریس

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یكى از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــى تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .
امام خمیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبى پرداختند

بازگشت امام خمینى به ایران
پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .

رحلت امام خمینى
وصال یار، فراق یاران

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید.
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریكایى و غربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .
شایـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست .
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند .
اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردى كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .
پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

 

زندگى امام به روایت امام

متن زیر فرازهائى از زندگى حضرت امام خمینى - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامى ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالى

به حسب شناسنامه شماره : 2744  تولد: 1279 شمسى در خمین، اما در واقع 20 جمادى‏الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق اول مهر 1281 شمسى است. (18 جمادى‏الثانى 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگى: مصطفوى; پدر: آقا مصطفى; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمینى المسكن)

صدور در گلپایگان به وسیله صفرى‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهاى ابتدایى سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدى (دایى) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقاى نجفى خمینى منطق شروع و نزد حضرت‏عالى (×) ظاهرا (سیوطى و شرح باب حادى عشر و) منطق و مسلما در مطول مقدارى. در ادراك كه سنه 1339 قمرى براى تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد على بروجردى مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانى منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمرى بود) هجرت آیت‏الله حائرى به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانى موسوم به آقا میرزا محمد على و سطوح را نزد مرحوم آقاى حاج سید محمد تقى خوانسارى مقدارى و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید على یثربى كاشانى تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائرى (حاج شیخ عبدالكریم) مى‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینى و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا على اكبر یزدى. و عمده استفاده در علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقاى آقامیرزا محمد على شاه‏آبادى بوده است پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده ‏اى از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقاى بروجردى - رحمة‏الله - به قم آمدند براى ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقاى بروجردى عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضاى آقایان; مثل مرحوم آقاى مطهرى به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفى معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسى، صبیه حضرت آقاى  حاج میرزا محمد ثقفى طهرانى.

تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفى، متولد: 1309 شمسى; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد.

پی ‏نوشت:

× منظور آیت الله پسندیده مى‏باشند.

 

روز شمار برخی مبارزات و تبعیدهای حضرت امام خمینى (ره)

16 مهرماه سال 1341
جلسه مهم حضرت امام خمینى (ره) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ایالتى و ولایتى

11 آذر ماه سال 1341
لغو تصویبنامه ساختگى انجمنهاى ایالتى و ولایتى به دنبال مبارزات پیگیر حضرت امام خمینى (ره) و صدور پیام حضرت امام خمینى (ره) در مورد ختم این غائله

2 بهمن سال 1341
تحریم رفراندوم غیر قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمینى (ره)

2 فروردین ماه سال 1342
فاجعه خونین مدرسه فیضیه به دست عمال رژیم شاه

15 خرداد سال 1342
دستگیرى شبانه حضرت امام خمینى (ره) . قیام تاریخى ملت ایران در اعتراض به دستگیرى حضرت امام (ره)

4 تیرماه سال 1342
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد.

21 فرودین سال 1343
سخنرانى تاریخى حضرت امام خمینى (ره) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.

4 آبان 1343
سخنرانى كوبنده حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت طرح اسارتبار كاپیتولاسیون.

13 آبان 1343
بازداشت و تبعید حضرت امام خمینى (ره) به تركیه

21 آبان سال 1343
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از آنكارا به بورساى تركیه

13 مهرماه سال 1344
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از تركیه به بغداد

16 مهرماه 1344
حركت امام خمینى (ره) از سامرا به كربلا بعد از تبعید به عراق

23 مهرماه 1344
ورود و استقرار حضرت امام خمینى در نجف بعد از تبعید به عراق

23 آبان 1344
شروع درسهاى حوزه‏اى حضرت امام خمینى در نجف پس از تبعید به عراق

12 اردیبهشت 1356
پیام حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت چهلم شهداى قم

2 مهرماه 1357
محاصره منزل حضرت امام خمینى (ره) توسط نیروهاى بعثى عراق

10 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به سوى كویت

13 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به فرانسه

12 بهمن 1357
بازگشت امام خمینى (ره) به میهن اسلامى پس از 15 سال تبعید.

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:42 |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:38 |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
http://www.myglobal aces.nu
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:37 |
 

سلام دوستان این هم مال امروز

http://www.openanywebsite.com/

http://letmego.org/

http://www.superproxyfree.info/

http://webfree.athost.net/p4/

http://www.fckya.info/

http://www.makeanon.info/

http://www.iseenoblock.info/

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:35 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:34 |

http://iranproxy.net

http://proxy.vg

http://monkeyaround.net

http://monsterproxy.com

http://unblockyourself.com

http://clanfiles.info

http://wrigglethrough.com

http://sitesurfing.com

http://12-21-2012.org

http://fudgeyourself.com

http://googleintranet.com

http://myspacepr0xy.info

http://monsterproxy.com
http://wrigglethrough.com
http://onlines.ir/topids/click.asp?id=filtershekandaram
http://safeprox.net/

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:33 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:33 |

http://setare.info/

http://beshkan.persiangig.com/index.php

https://kingproxy.info/

https://liteproxy.info/

http://www.azadsahar.com/

http://www.azaddel.com/

http://www.azadsahar.com/

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:32 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:26 |
راه استفاده:
لینک های زیر رو یکیشون رو کپی کنیدو سپس در یک صفحه مرور گر paste نموده وgo رو بزنید سپس یه صفحه بز میشه و در اون صفحه یقسمت هست ب نام url ودر اونجا لینک فیلتر شده رو وارد و enter کنید....
نظر هم بدید

http://www.squidsurf.com/

http://www.poundgames.com/

http://www.browserr.com/

http://www.adultbypass.com/

http://www.wtunnel.net/

http://www.zendproxy.com/day/index.php

http://ml596.com/

http://51gqq.com/

http://7in24.com/

http://www.opencity.us/
http://www.proxiezone.com/cindex.php

http://www.ltunnel.net/

http://unblockfac3book.com/

http://blockify.com/

http://eunblock.com/

http://bunblock.com/

http://www.vividgames.net/

http://proxy-list.p6s.org/

http://www.proxgle.com/

http://kilawatt.info/

http://www.sneakme.info/

http://www.isneak.in/

http://www.9rh.org/

http://www.myspace4all.net/

http://www.unknownbrowse.com/

http://www.hidemybrowsing.com/

http://www.goanony.com/index.html

http://startstudy.info/

http://www.omgbrowser.com/

http://www.zend2.com/

http://www.conceal.it/

http://proxy-list.p6s.org/

http://www.rtunnel.net/

http://ml596.com/

http://71hy.com/

http://kziv.info/

http://openallweb.com/

http://www.webproxyking.com/

http://www.otunnel.net/

http://www.imsly.com/

http://unblockusa.com/

http://cunblock.com/

http://dunblock.com/

http://aunblock.com/

http://calculusbc.info/

http://proxeis.weblog.sh/

http://www.keep-learn.info/

http://www.born2die.info/

http://www.proxysurfing.biz/

http://www.proxhe.info/

http://www.simplygr8.com/

http://www.sneakto.net/

http://www.surfersguard.com/

http://coverip.com/

http://www.myspacetool.info/
http://www.geekporn.us/
فیلترشکن ها

http://www.proxypiggy.com
http://www.fiwh.net
http://www.myspace-surf.com/
http://www.stealthysurfers.com/
http://stopsansour.blogspot.com/
http://www.proxystars.com/

http://www.quikproxy.com/

http://ac1.specter.gunship.anondriver.com/

http://www.zippyfile.com/

http://www.sneakmeout.com/
http://www.firewallkiller.com/
http://www.hamsedaa.com
http://www.fastmyspaceproxy.com
http://www.surfinter.net/terms.php
http://www.workplaceproxy.info
http://www.golbehi.com
http://www.ehide.info
http://www.myspaceplan.info
http://stopsansour.blogspot.com/
http://www.schoolatmyspace.info
http://www.schoolmyspace.info
http://www.proxymypage.info
http://www.gosurf.in
http://www.ihideme.info
http://www.hidemes.info
http://www.myspaceunblocked.info
http://www.bestfreeproxyserveronline.info
http://www.sneakyinternet.com
http://www.ipaddresshide.info
http://www.thecloak.eu
http://www.raditz.net
http://www.virtualip.org
http://www.accessfromschool.com
http://www.sneakto.net
http://www.hidemy.org
http://www.proxyfalcon.com
http://www.accessfromwork.com
http://stopsansour.blogspot.com/
http://www.whosgonnaknow.com
http://www.surfersguard.com
http://www.firewallkiller.com
http://www.willthisdayend.com
http://www.unknownbrowse.com
http://www.coverip.com
http://www.zawoogle.com
http://www.kamkha.com
http://www.screwfirewalls.com

نظر یادتون نره https://www.hidebehind.net

https://www.vtunnel.com

https://proxysystems.net/proxy

http://superfunnel.com
http://www.ganjvar.com
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:26 |

فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین و حضرت ابوالفضل را به تمام عاشقان و شیفتگان آن حضرت


تسلیت میگویم و التماس دعا از تمام بازدیدکنندگان داریم

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 1:43 |
حتما حتما حتما به این وبلاگ سربزنید چون وبلاگ پدرم است.

 

 

www.akbarvasaba.blogfa.com

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 1:23 |
 

اینک که من از این دنیا می روم 25 کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز درایران دارای احترام می باشند.

جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد راه نگهداری این کشور ها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو 12 کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زریکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزايی نه اینکه از آن بکاهی من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که در هنگام ضرورت از آن برداشت شود اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.

ده سال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم چون انبارها پیوسته تخلیه میشود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی.

کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند.

کنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار کند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را انجام بدهی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما.

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان به مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.

افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدنشان باشد و تلافی آنها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند.

امرآموزش را که من شروع کرده ام ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری می توانی سلطنت کنی.

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی کند.

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر من بشوی و تابوت سنگی مرا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت می کردم مرده ام.

مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه 25 کشور باشد یا یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند.اگر هر زمان که فرصتی بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد و وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو که قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز بگذارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.

زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی مشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر بنماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی میرود.

در آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.

پیش از این نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 0:57 |
 

chaplin.jpg

انجلینا چاپلین | چارلیشون که معرف حضورتون هست!

 

 

depp.jpg

انجلینا دپ | همون جونی دپ بازیگر هالی وود ..

 

 frankenstein.jpg

انجلینا فرانکشتاین ! والا منم نفهمیدم این یارو کیه ولی خوب محض اینکه عریضه خالی نباشه  هاهاها !!

 

manson.jpg

انجلینا منسون ... | همون مرلین منسون عشق بعضیا !!

 

 monster.jpg

انجلینا مانستر | فک کنم اگه با این قیافه برای بچه ها پخش میشد +13 رو شاخش بود

 

 pitt.jpg

انجلینا پیت | لباتو خام خام برد دره پیت

 

 ventura.jpg

انجلینا ونچورا | اگه فیلمشو دیده باشین که معرف حضورتون هست ... جیم کری بیچاره ...

 

 willis.jpg

انجلینا ویلز | اینم که از ریخش ملومه چی کارس و کیه  لب لو زده فک کنم

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 0:52 |

چهره‌های مشهور سینما و تلویزیون و خوانندگان و ورزش‌کارهای معروف در کنار کار در رشته‌ای که به آن شناخته شده‌اند، حرفه‌های دیگری را هم تجربه می‌کنند؛ از قبیل:


 
 

1- محمدرضا گلزار --- کلوب زیبایی

2- بهرام رادان --- کافی شاپ

3- پرویز پرستویی --- کارمند دادگستری (قبلاً)

4- پژمان بازغی --- فروش اقساطی خودرو

5- رضا صادقی --- کافی شاپ

6- علی لهراسبی --- تبلیغات

7- تهمینه میلانی --- معماری داخلی

8- قاسم افشار --- آهن فروشی

9- رضا کیانیان --- مجسمه سازی

10-حسین زمان --- استاد دانشگاه

11- یوسف تیموری --- فروشگاه لوستر فروشی


12- مهتاب کرامتی --- مزون لباس

13- محمد سلوکی --- پیک موتوری و نمایندگی پارس

14- نیما مسیحا --- کارخانه تولید واکس

15- فتحعلی اویسی --- کارمند شبکه اول سیما (قبلاً)

16- لیلا حاتمی --- کافی شاپ

17- محمود شهریاری --- فروش اشیاء عتیقه (قبلاً)

18- بهنوش بختیاری --- منشی صحنه

19- ساعد هدایتی --- کارمند بیمارستان

20- رضا رشیدپور --- محاسبات ساختمانی

21- امین تارخ --- آموزشگاه بازیگری

22- سید محمد حسینی --- معاملات املاک در امارات

23- بهرام شفیعی --- ساخت و ساز

24- مریلا زارعی --- تجارت

25- سیدجواد یحیوی--- کشت گندم

26- علیرضا دبیر --- فروشگاه شکلات

27- رامبد جوان --- تبلیغات

28- مانی رهنما ---- تدریس آواز و مربی دوچرخه سواری

29- مریم کاویانی --- پرستار

30- نیکی کریمی --- مترجم

31- شبنم قلی‌خانی --- مدرس دانشگاه

32- مرتضی حیدری --- سهامدار بانک

33-هرمز شجاعی مهر – سردبیر خانواده سبز

34- سیدمحمدرضا حسینیان --- سردبیر زندگی ایده‌آل

35- لاله صبوری --- مدیر رستوران (قبلاً)

36- حمید غلامعلی --- کارمند بانک

37- رضا عطاران --- آتلیه عکاسی

38- مجید اخشابی --- استودیوی تولید موسیقی

39- مهرداد میناوند --- معاملات املاک در امارات

40- بهاره رهنما --- نویسنده

41- حسین رفیعی --- آتلیه نقاشی

42- محمد نصرتی --- فروشگاه لوازم صوتی و تصویری

43- پوریا پورسرخ --- طراحی فضای سبز

44- شاهین آرین --- تالار پذیرایی

45- سپند و کمند امیرسلیمانی --- آتلیه عکاسی

46- حسن جوهرچی--- تبلیغات

47- علی دهکردی --- دفتر فیلمسازی

48- حمید استیلی --- بوتیک

49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحی داخلی

50- امیر تاجیک --- مهندسی بدنه هواپیما (قبلاً)

51- سید جواد هاشمی --- معلم

52- مریم امیرجلالی --- حسابدار

53- کریم باقری --- نمایشگاه اتومبیل

54- علی مصفا --- کافی‌شاپ

55- مرجان شیرمحمدی --- نویسنده

56- مسعود کیمیایی --- مدرسه فیلمسازی

57- حمید خندان --- کافی شاپ

58- داریوش مهرجویی --- مترجم

59- علیرضا افتخاری --- ساخت و ساز

60- اندیشه فولادوند --- تجارت

61- خشایار اعتمادی --- ساخت و ساز

62- نگار جواهریان --- روزنامه‌نگار

63- لاله اسکندری --- صنایع دستی

64- افشین یداللهی --- روانپزشک

65- گلاب آدینه --- کلاس بازیگری

66- محمد اصفهانی --- ساخت و ساز

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 0:20 |

مایکل جکسون حقیقتا بزرگترین ستاره ی پاپ دهه ی80 بود و مسلما یکی از هنرمندان بزرگ در تمامی زمانها.در دوران جوانی جکسون نیرویی غیر قابل کنترل بود  که ظاهرا تمامی ابزار ها را برای تسخیر جدول ها به همراه داشت.صدایی کاملا قابل شناسایی ، حرکات موزون ، تطبیق پذیری  بسیار خوب موزیکال و توانایی ستاره شدن. اولین کارمحبوب او در سال ۱۹۸۲ با نام "Thriller" پر فروش ترین آلبوم شد.(و احتمالا بهترین کار او) .او اولین هنرمند سیاه پوست بود که در تلوزیون موسیقی به ستاره ای تبدیل شد. او مرزهای بی شماری را به وسیله ی طبقه اش و موسیقی اش که آثاري هنری بود از بین برد . در عین حال ( پس ازاینکه  تورهاي مسافرتي جکسون اغاز شد  به آهستگی شروع به پایین آمدن از قله ی موفقیت کرد .) بیشتر کارهای او بر روی نوعی بی قانونی عجیب متمرکز شده بود. او همیشه به عنوان فردی  مشهور توصیف شده است. کسی که کاملا در پناه نمایش ها از واقعیت های زندگی محافظت شده است.در سال 1993پوزخند زدن به رسوایی تبدیل شد, زمانی که جکسون متهم به آزار رساندن یک پسر 13ساله شد. هرچند که او به طور قطعی این مسئله را رد کرد اما این مسئله نتوانست تصویر لکه دار شده ی او را پاک کند. او هرگز نتوانست از ننگ این اظهارات فرار کند و زمانی که او در حال فروش کار هایش در سطح حرفه ای بود  نتوانست انها را به تعداد کافی منتشر کند تا بار دیگر به اندازه ی  زندگی قبلی اش شهرت بدست آورد خواه  به عنوان یک خواننده ی پاپ و خواه  به عنوان یک کاریکاتور روزنامه.

مایکل جوزف جکسون در29 اگوست سال1958به دنیا امد. پنجمین پسر "جو جکسون" آهنگر، مایکل ، از سن بسیار کم استعداد خود را در رقص و موسیقی نشان داد . دوران کودکی او به شدت کنترل شده بود .از اغاز او در برابر دنیای بیرون تحت حمایت مادرش قرار داشت. پدر او اغلب عصبانی و فردی اهل انضباط بود. "جو"در سال 1962به همراه سه پسر بزرگترش شروع به تشکیل یک گروه موسیقی خانوادگی کرد . و مایکل نیز به انها پیوست و به سرعت به خواننده ی پر انرژی تبدیل شد.گروه اولین البوم خود را در اکتبر 1969منتشر کرد. زمانی که مایکل یازده ساله بود." می خواهم برگردی" ، "ای بی سی "، "عشقی که تو حفظ می کنی " و "من انجا خواهم بود"همگی کارهای برتر سال1970بودند که "the Jackson 5 " را به اولین گروه در تاریخ پاپ که چهار کار برتر در صدر جدول داشتند تبدیل کرد. اولین کار فردی مایکل " رسید تا انجا باشد" در اواخر سال 1971منتشر شد و در بین پنج کار برتر قرار گرفت.  چندی بعد در سال 1972جکسون اولین کار موفق فردی خود با نام "Ben" را ارائه کرد.نام این کار برگرفته از کتابی کودکانه درباره ی پسر جوانی که با "Ben"رفتار دوستانه ای داشت بود .رهبر فوق العاده باهوش یک گروه آدمکش. این آهنگ به طرز عجیبی صمیمی و احساساتی بود و نامزد دریافت اسکار شد.هر چند که نیروی آنی کارهای جکسون (اکثرا مانند the Jackson 5)خیلی زود به اتمام رسید. او چهارمین و آخرین آلبوم خود را در سال 1975منتشر کرد و در همان سال او و برادرانش به کارهای حماسی روی آوردند و به "جکسون ها"تبدیل شدند .

در سال 1977جکسون در کنار "دایانا رز"در فیلم "جادوگر شهر آز" بازی کرد.اینجا بود که او برای اولین بار "کوئینسی جونز"را که آهنگ ساز و تهیه کننده بود را ملاقات کرد.مشتاق به خاطر موفقیت "جکسون ها"که توسط خودش تهیه شده بود و آلبوم "سرنوشت"را در سال1978تولید شد جکسون تصمیم گرفت تا كار فردی خود را از سر بگیرد. با تهیه کنندگی "جونز"، جکسون اولین البوم خود را با نام "Off the Wall"ضبط کرد.یک کار زیبا و هنرمندانه شامل دیسکو پاپ ، روح لطیف ، شاداب و قطعات پاپ رومانتیک."Off the Wall "دوباره او را به ستاره ای تبدیل کرد.این البوم چهار بار در بین ده کار برتر قرار گرفت که شامل رتبه های اول "Don't Stop 'til You Get Enough" و"راک با تو" بود که  به فروشی نجومی دست یافت .(چیزی بیش از هفت میلیون نسخه). هرچند که جکسون وفادار به برادرانش باقی ماند و با  گروه  ماند .هیچ گروهی نمی توانست جکسون را که به سرعت ستاره می شد برای مدتی طولانی حفظ کند. هر چند که هنوز هیچ نشانی برای اثبات این مسئله که البوم بعدی او بزرگترین البوم در طول تاریخ خواهد بود وجود نداشت.در سال 1982 "Thriller" که توسط "کوئینسی جونز" تهیه شده بود نیروهای "Off the Wall "را خالص کرد.  

رقص و تراک های راک بیشتر تاثیر گذار بودند، آهنگ پاپ و تصنیف ها ملایم تر و پر از احساس و تمام ان به وضوح مایکل بود.  جکسون " پائول مک کارتنی" را برای کاری دو نفره ، "ادی  فن هالن "را که گیتاریست بود برای یک کار فردی  و "وینسنت پرایس" را برای یک از بر خوانی غیر عادی به گروه اورد.این مسئله که "Thriller"به موفقیت دست یافت اصلا عجیب نبود.ان چیزی که عجیب بود قدرت دوام و حفظ جایگاهش بود. کار دو نفره ی جکسون با "مک کارتنی" با نام " آن دختر مال من است " صدایی کاملا طبیعی داشت و ان را در رتبه ی دوم قرار داد . بعد " بیلی جین " و تراک " فن هالن" با نام "گمشو" در جایگاه اول قرار گرفتند(به ترتیب برای هفت هفته و سه هفته). دو آهنگ اخیر علاوه بر بودن در لیست پنج کار برتر در آینده ، وجهه ای عمومی داشتند. جکسون انها را به نحوی استادانه با ویدئو ساپورت می کرد و این کار تحولی در نحوه ی ساخته شدن ویدئو ها ایجاد کرد. جکسون انها را به عنوان فیلم های کوتاه  با طول  یک اهنگ و ساختاری داستان گونه تولید می کرد ."بیلی جین "اهنگ ها را بر اساس ادعای یک زن مبنی بر ازدواج با یک مرد، در یک کابوس شبانه مطرح می کرد."گمشو" که احساسات ضد خشونت را نشان می داد و کلیپ ده دقیقه ای "Thriller" (که به عنوان بهترین ویدئو انتخاب شد)جکسون را به عنوان رهبر گروه رقص مرده ها با گریم های  ترسناک نمایش مي داد.

تلوزیون موسیقی که در گذشته هرگز هنرمندان سیاه را تائید نمی کرد کلیپ های مایکل را بسیار پخش می کرد. جکسون با منتشر کردن "moonwalk" در16 مه سال1983 این پدیده را برای خود حفظ کرد. هرچند که او "moonwalk" را  اختراع نکرد اما این کار چیزی به بزرگی امضای او  یا دستکش های سفید پولکی او بود."Thriller"بدون نشان دادن هیچ گونه اثری از کند شدن به رشد و پیشرفت ادامه داد .این کار شامل "می خواهم در  چیزی ستاره باشم " ، " تصنیف پوچ" ،"سرشت انسان" و " P.Y.T. Pretty Young Thing " بود. در کل هفت ترانه از نه ترانه ی این البوم درمیان کار های برتر قرار گرفتند. "Thriller"برای مدت دو سال در جدول ها قرار داشت و برای 37هفته در جایگاه اول بود.این البوم بیشترین میزان فروش را داشت.البوم تنها در امریکا به فروشی معادل 25میلیون کپی و در جاهای دیگر حدود 20میلیون نسخه دست یافت.طبیعتا جکسون جوایز زیادی را دریافت نمود که شامل هشت جایزه  در یک شب بود. او بزرگترین قرارداد خود را از زمان تبدیل شدن به سخن گوی پپسی امضا کرد. (بعد ها او در یک تصادف در حین فیلم برداری یک فیلم تبلیغاتی اتش گرفت.).در پایان سال1983جکسون دوباره در صدر جدول قرار گرفت.این زمان او دومین کار خود با "مک کارتنی"با نام "بگو بگو بگو "را انجام داد.در سال 1984جکسون برای اجرای البوم "پیروزی"دوباره به برادرانش پیوست.سال بعد او و " لیونل ریچی" سرود "ما جهان هستیم"را برای کمک به" ایالات متحده ی امریکا برای افریقا" نوشتند که بسیار سریع به فروش رسيد.

در این زمان شایعه های بدی راجع به زندگی خصوصی او وجود داشت و خجالت و اکراه او از مصاحبه تنها به این مسئله دامن  می زد.بعضی از مردم با اشاره ها به صدای ملایم  و دخترانه ی او را به استفاده از هورمون برای  حفظ جوانیش  متهم می کردند.داستانهایی راجع به خوابیدن او در حفره ای با فشار بالا برای پایین اوردن سرعت پیری و خریدن اسکلت "جان مریک"و "الفنت من"(جکسون انها را در بیمارستان لندن دیده بود اما انها را نخریده بود.)وجود داشت. او در کالیفرنيا یک مزرعه ی بزرگ خرید و ان را از حیوانات مختلف پر کرد. او بارها عمل جراحی زیبایی انجام داد  که باعث شد از سوی مردم سیاه این تهمت که او عمدا پوست خود را سفید کرده است به او زده شود. چند سال بعد او فاش کرد که او یک اختلال به نام "ویتیلیگو"داشت که رنگ از روی پوست پاک می شود و لکه های سفید بر جا می گذارد داشته است. یکی از شایعاتی که کاملا در مورد او درست بود این بود که او صاحب حقوق کاتالوگ "the Beatles"بود.در سال  1985او انتشار "ATV" را کسب کرد.شرکتی که تمام حقوق کپی "لنون-مک کارتنی"را کنترل می کرد.در زمان بی کاری او، جکسون علاقه ی خود را برای کار در فیلم ها با کار در کنار "جورج لوکاس" و "فرانسیس فورد کاپولا "نشان داد. سرانجام جکسون دوباره شروع به همکاری با "کوئینسی جونز "کرد تا کاری غیر ممکن را عملی کند. "بد" در سال 1987منتشر شد و مورد استقبال عموم قرار گرفت.این البوم در جایگاه اول قرار گرفت و کار "من نمی توانم دوستت نداشته باشم" که به همراه "Siedah Garrett" اجرا شده بود نیز رتبه ی اول را کسب کرد. مانند "Thriller" ،"بد" برای یک سال بعد همچنان به کار خود ادامه داد و به عنوان اولین البومی که پنج بار به طور متوالی مقام اول را بدست اورده بود انتخاب شد."بد"، "چیزی که تو باعث می شوی من احساس کنم"،" مردی در اینه"،"دیانای کثیف" کار هایی بودند که جکسون البوم را به وسیله ی انها در طول توری که داشت ساپورت می کرد. این طولانی ترین توری بود که تا به حال انجام شده بود.هرچند که موفقیت های او یک در میان و متناوب بود اما در ان ناامیدی دیده میشد شاید به دلیل اینکه"Thriller"کاری بی نظیر بود .

("بد"فقط هشت میلیون نسخه فروش کرد.) و یا به دلیل اینکه البوم در مقایسه با کار های سابق او زیبا نبود.جکسون وقفه ی طولانی دیگری نیز در بین البوم هایش داشت. در این زمان یکی از روزنامه های انگلیس او را " وکو جکو "نامید ،نامی که او از ان متنفر بود .زمانی که او در اواخر سال1991با البوم جدیدی بازگشت نام مستعار "پادشاه پاپ" را برای خود انتخاب کرد."خطرناک" نشان داد که جکسون به پایان خود با "جونز"رسیده است.بنابراین بسیاری از کارها به وسیله ی "تددی رایلی"تولید شده بودند.همان طور که انتظار می رفت البوم رتبه ی اول را بدست اورد و کار اصلی ان "سیاه یا سفید"نیز در جایگاه اول قرار گرفت.جکسون به وسیله ی ویدئو ی این کار مجادله ای را پدید اورد. (پس از پایان اهنگ رقصی طولانی که جکسون در ان فریاد می زد که عجیب به نظر می رسید و با پیام اهنگ مطابقت نداشت.)این ویدئو سود زیادی برای او در بر داشت اما او از سوی منتقدین به دلیل خشونت و پیام نه چندان مناسب ان برای بینندگان جوانتر مورد بازخواست قرار گرفت.هر چند که جکسون برای مدت طولانی شهرت خود را حفظ نکرد.در اوایل سال 1992"البوم "اهمیتی ندارد" که از کارهای "نیروانا"بود البوم "خطرناک" او را از جایگاه اول پایین اورد.پس از جایگزینی راک ،جدول های پاپ دیگر مانند گذشته نبودند. جکسون البوم های دیگری نیز تولید کرد که شامل "زمان را بیاد آر"و"درون کمد" بود که در میان ده کار برتر قرار داشتند."مربا"و "خوب کردن دنیا"هر دو ناامید کننده بودند.جکسون از مدت ها قبل شرکت های مربوط به کودکان را ترجیح می داد و با تعدادی از انها دوست بود و انها را برای اقامت در مزرعه اش(نا کجا)دعوت می کرد و از زمین بازی بزرگی که در طول سالها فراهم اورده بود لذت می برد. در سال 1993 جکسون متهم به ازار رساندن یک پسر 13ساله شد که مهمان نا کجا  بود.قابل پیش بینی بود که حس کشف حقیقت در بین روزنامه ها و رسانه ها وجود داشت .در نظر مردم این اتهامات باور نکردنی بود.جکسون انسان عجیبی بود و اکنون دلیل واضحی برای شخصیت او و بی میلی او نسبت به دوستی با افراد بزرگسال وجود داشت.علاوه بر این او برای مدت کوتاهی به یک مرکز بازپروری رفت تا اعتیاد خود نسبت به داروهای ضد درد را از بین ببرد.بررسی ها برای پیدا کردن پسران دیگر که چنین اظهاراتی داشتند ناموفق بود .هرچند که با وجود این حقیقت هرگز پرونده ی جنایی علیه جکسون تنظیم نشد.اما او به خانواده ی پسر در اوایل 1995، 18  تا20 میلیون دلار پرداخت کرد و بسیاری از مردم احساس کردند که پرداخت این پول به معنی قبول جرم بوده است و زمانی که او در سال 1994با " Lisa Marie Presley"ازدواج کرد این حرکت به عنوان یک کار ناامیدانه برای ترمیم تصویر خود در نظر دیگران برداشت شد.ازدواج انها نوزده ماه بعد به طلاق انجامید.در سال 1995او تلاش کرد تا تمرکز خود را با کار"تاریخ : گذشته ،امروز و آينده " متوجه موسیقی اش کند .

البوم رتبه ی اول را کسب کرد اما بر روی جکسون تاثیر عکس داشت.این طرفداران او بودند که صاحب موفقیت بودند و البوم جدید به اندازه کافی عجیب نبود  اما در ان نشانه های دل گرم کننده ای نیز وجود داشت.کار اصلی البوم "فریاد" که یک کار دو نفره به همراه خواهر "Janet" بود در جایگاه پنجم ظاهر شد و طرحی جدید را در ضبط ایجاد کرد که در کار بعدی تغییر یافته بود."تو تنها نیستی" اولین کاری بود که در میان 100کار برتر در رتبه ی نخست قرار گرفت اما در کل "HIStory" کاری نومید کننده بود.علاوه بر این جکسون در حین تمرین کاری برای جایزه بیهوش شد و به بیمارستان برده شد.

نتیجه اینکه "عقابها"بزرگترین موفقیت انها(1975_1971 )در حال رسیدن به "Thriller"بود.(و سرانجام به ان رسید و هر دو به تساوی ادامه دادند).نشانه هایی مبنی بر اینکه او نسبت به لقبش "پادشاه پاپ"حریص بود وجود داشت. طرح روی جلد "HIStory"تصویری از مایکل بود و او در مراسمی  که  در سال1996برای جوایز "BRIT" مانند مسیح ظاهر شد. به همراه تعدادی از بچه ها  و یک رهبر یهودی که با احترام به دور او جمع شده بودند."Jarvis Cocker" که خواننده ی رهبر "پالپ"بود در میان اهنگ برای  اعتراض به عمل گستاخانه ی او به صحنه حمله کرد . در سال 1997ریمیکس البوم "خون در سالن رقص" حتی نتوانست فروشی مناسب داشته باشد. هر چند که البوم های ریمیکس به اندازه ی کارهای جدید مورد توجه قرار نمی گیرند. در اواخر سال 1996جکسون برای دومین بار با "Debbie Rowe"که پرستار بود ازدواج کرد.دو سال بعد انها دو فرزند  با نام های  پرنس مایکل جکسون جوان و پاریس مایکل کاترین جکسون داشتند. هرچند که جکسون و"Rowe" در سال 1999از یکدیگر جدا شدند.در سال2001جکسون در لیست افراد مشهور راک اند رول وارد شد و سپس در مادیسون پارك  کنسرت بزرگی( به مناسبت سیمین سالگرد ضبط اولین کار فردی اش ) اجرا کرد. از نظر تمامی افراد مشهور حاضر در جشن این نمایش اولین کار "جکسون ها "پس از "پیروزی"بود.پس از یازدهم سپتامبر او یک کار خیریه با نام "چه چیزدیگری می توانم به تو بدهم"را ساخت.البوم جدید او با نام " شکست نا پذیر" در اواخر سال منتشر شد. این اولین مجموعه با کار های کاملا جدید از زمان "خطرناک"بود.این باعث شد که او با تهیه کننده ای به نام "Rodney Jerkins"کار کند. "شکست ناپذیر"در اولین انتشار در جایگاه اول قرار گرفت و به فروشی دو برابر 300000 کپی دست یافت. هرچند که کارهایی چون "تو دنیای مرا دگرگون می کنی" و "پروانه ها" نتایجی نا امید کننده در پی داشتند و حتی در میان ده اهنگ برتر هم قرار نگرفتند. کار گران قیمت "چه چیز دیگری میتوانم به تو بدهم" به دلیل اشکار شدن این مسئله که "مارک شافل" در زمینه ی کار های خارج از اخلاق فعالیت می کند به وسیله ی سونی کنسل شد.گروه جکسون تلاش کردند تا او را از شافل جدا کنند و همکاری های مختلف با او را قطع کنند.سونی و جکسون در تابستان2002یک جنگ خبری را اغاز کردند .شروع این درگیری ادعای جکسون مبنی بر پرداخت 200میلیون دلاری به شرکت ضبط موسیقی به خاط بازاریابی بود.هرچند که انها 55میلیون دلار برای کار ناامید کننده ی او خرج کرده بودند ،سونی اعلام کرد که هیچ گونه درخواستی وجود نداشته است.جکسون چند هفته قبل از صحبت با مدیر سونی "تامی موتولا"که او شیطان صفت نامیده بود و ادعا کرده بود که او نژاد پرستانه صحبت می کند نگران بود.بسیاری هنرمندان سونی ازجمله ماریا کاری و ریکی مارتین از موتولا دفاع کردند اما جکسون و خانواده اش ادعا کردند که نژادپرستی رابطه ی حرفه ای انها را از بین برده است.از ان به بعد کار جکسون بسیار تغییر کرد(عجیب شد!) و شروع این مسئله جوایز تلوزیون موسیقی به ویدئو های سالیانه بود.زمانی که "برتنی اسپیرز"به همراه یک کیک تولد به او معرفي شد.مسئله ی دیگر این بود هنرمند هزاره بودن تنها دریافت جامی بی معنی برای بود (جایزه ای که هر کسی با ظاهر شدن بر روی صحنه می توانست ان را دریافت کند).پس از ان ،  شرکتی در حال رشد او را متهم به عملی نکردن وعده اش در مورد یک تور و چندین نمایش کرد.جکسون دیر در دادگاه حاضر شد و با خواب الودگی شهادت داد.

چند روز بعد طرفداران المانی او،او را دیدند که فرزند یازده ماهه ی خود"پرنس مایکل دوم" را از بالکن اتاقش در هتل اویزان کرده است.هرچند که او روز بعد عذر خواهی کرد و مدعی شد که مقصر بوده است اما این مسئله او را در نظر دیگران به میلیونر غیر قابل کنترل تبدیل کرد.سال 2003 سال خوبی برای او نبود .نوامبر همان سال مزرعه ی به وسیله ی پلیس جست و جو شد و پلیس او را به جرم سواستفاده از کودکان بازداشت كرد.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 16:25 |
زندگی نامه ی مدُنا

برای یک ستاره که  به جایگاه مشخصی می رسد بسیار آسان است که دلیل شهرت و تمرکز بر روی شخصیت خود  را فراموش کند. مدُنا چنین ستاره ای است.

او به سرعت در سال 1984 به یک ستاره مبدل شد به همین دلیل بسیاری از کارهای زیبا و با کیفیتش گمنام باقی ماندند. قدردانی از کار های او بعد از گذشت ده سال بسیار مشکل تر شد همانطور که بحث در مورد  نحوه ی زندگی او از بحث در مورد موسیقی او آسان تر گشت. هرچند که یکی ازبزرگترین موفقیت های او مهارت وی در تاثیر گذاری بر مردم به وسیله ی موسیقی و فیلم و تبلیغات خود در کار با رسانه و عموم است.

مدُنا اولین ستاره زن پاپ بود که برموسیقی و تصاویر خود کنترل کامل داشت. او در سال 1977 با رویای یک رقاص باله  از محل زندگی خود یعنی میشیگان به نیویورک نقل مکان کرد.او به همراه Alvin Ailey که رهبر گروه رقص بود آموزش دید .  در سال 1979 به عضویت نمایشنامه ی انتقادی پاتریک هرناندز درآمد .یک گروه دیسکو که آهنگ  موفق "به دنیا آمدن برای زنده ماندن "را اجرا کردند.او با هرناند ز به پاریس سفر کرد ودر  آنجا با Dan Gilroy آشنا شد.کسی  که خیلی  زود دوست او شد.به محض بازگشت آنها به نیو یورک این دو نفر با هم گروه "باشگاه صبحانه "را که یک گروه پاپ و رقص بود شکل دادند.مدُنا در اصل برای این گروه درام می زد اما پس از مدتی خواننده ی اصلی گروه شد. در سال 1980 او این گروه را ترک کرد و با دوست قدیمی خود و درام زنی به نام" استفان بری" گروه "Emmy" را تشکیل داد.خیلی زود "Bray"و مدُنا از گروه بیرون رفتند و شروع  به کار در  گروه های رقص و دیسکو کردند.یک نمونه ی آزمایشی از این آهنگ ها شخصی به نام Mark Kamins  را که یک تهیه کننده ی دی جی اهل نیو یورک بود را تحت تاثیر قرار داد.

کامینز اولین کار فردی مدُنا یعنی "Everybody"  را تولید کرد که آهنگی موفق دراواخر 1982بود. دومین کار فردی وی "جذابیت  فیزیکی "در سال 1983 یک موفقیت بزرگ دیگر بود. در ژوئن سال 1983 او سومین کار موفق خود یعنی "تعطیلات " را که به وسیله ی "Jellybean Benitez" نوشته شده بود را ارائه کرد.اولین آلبوم مدُنا در سپتامبر 1983 با نام خودش منتشر  شد ."تعطیلات "اولین کار او بود که درمیان 40 آهنگ موفق در آن ماه قرار گرفت. "خط مرزی "نیز اولین کار او بود که در بین 10 آهنگ برتر در مارس 1984 قرار گرفت وشروع یک رشته ی هفده تایی بود که به طور متوالی در میان ده آهنگ برتر قرار داشتند.زمانی که "ستاره ی خوشبخت "به رده ی چهارم صعود می کرد  مدُنا شروع به کار بر روی اولین  نقش خیره کننده ای در فیلم "ناامید در جستجوی سوزان" ساخته ی Susan Seidelman کرد.دومین آلبوم او ساخته ی "Niles Rodgers" با نام "مانند یک  باکره" بود که در اواخر سال 1984 منتشر شد.نام آلبوم  در ماه دسامبر در صدر آهنگ ها قرار گرفت و برای شش هفته  این مکان را حفظ کرد.این شروع یک سال توفانی برای این خواننده بود.در سال 1985 مدُنا به یک  فرد مشهور در کل جهان مبدل  شد.پس ازاینکه  "دختر مادی"دو موفقیت در مارس بدست آورد اولین تور خود را با حمایت  "بیستی بوی ز" آغاز کرد."دیوانه برای من" دومین آهنگ موفق او در ماه مارس بود "ناامید در جست و جوی سوزان" در جولای پخش شد و رکورد دار در فروش بلیت شد.

او همچنین  بلافاصله شروع به فعالیت در "یک قربانی مسلم" که از قبل برنامه ریزی شده بود کرد."یک قربانی مسلم" یک درام عشقی با بودجه ی پایین بود که او در سال 1979 در آن بازی کرد. "یک قربانی مسلم "تنها راز مخفی خجالت آور او  نبود که در تابستان 1985 به درون روشنایی کشیده شده بود . دو مجله عکس هایی بدون لباس از او پخش کردند که در سال 1977 از او گرفته شده بود .با این حال از محبوبیت او به خاطر هزاران دختر نوجوان که به آنها پیرو مدُنا گفته می شود و او را پذیرفته بودند به هیچ وجه کاسته نشد.

او در اگوست با بازیگری به نام" Sean Penn" ازدواج کرد. ازدواجی بی ثبات که در سال1989به جدایی انجامید.

مدُنا در آغاز سال 1986 شروع به همکاری با "پاتریک لئونارد" کرد.لئونارد بسیاری از آهنگ های موفق سال 80 از جمله "زندگی برای گفتن" را که در ژوئن 1986برترین آهنگ ماه انتخاب شد را نوشت. از آلبوم های ضبط شده که بیش از دو آلبوم قبلی بلند پروازانه و کامل بود می توان از " True Blue " یاد کرد که در ماههای بعد منتشر شد. در آن هم  موفقیت های تبلیغاتی (در امریکا و انگلستان در رتبه ی نخست قرار داشت و به تنهایی در امریکا بیش از پنج میلیون نسخه به فروش رسید.) و هم تحسین های بیشتری از سوی منتقدین به چشم می آمد.

"پدر موعظه نکن " چهارمین کار موفق او در امریکا بود. زمانی که کار او در موسیقی رو به پیشرفت بود در حرفه ی بازیگری نتایج وحشتناکی با فیلم " Shanghai Surprise" بدست آورد .با بازی مدُنا و"Sean Penn" کمدی تجدید نظر های هولناکی را از سوی مردم دریافت نمود که نمود آن به صورت پس دادن بلیت ها بود.در آغاز سال 1987 پنجمین کار فردی وی با نام "قلبت را بگشا" به بازار آمد.این اسم برگرفته از آهنگی در سومین فیلم او یعنی "آن دختر کیست" بود و  کاری موفق بود. هر چند که این فیلم به نوبه ی خود یک بمب فروش بلیت بود.

سال 1988سالی نسبتا ساکت برای مدُنا بود. او نیمی از سال را در فیلمی ساخته ی" David Mamet"بازی می کرد.ضمنا او ریمیکس آلبوم "تو می توانی برقصی" را منتشر کرد.

رجوع به برگه های طلاق که او در اغاز سال 1988 پر کرده است نشان دهنده ی آن است که  او از "Penn "در آغاز سال 1988جدا شد."مانند یک دعا " که در بهار 1989پخش شد زیباترین آلبوم او بود . آمیزشی از پاپ و راک و رقص. این البوم پیروزی دیگری مانند "خودت را ابراز کن" . "گرامی داشتن" و "Keep It Together" بود. در اوریل 1990 او تور بزرگ خود را آغاز کرد که تا پایان سال ادامه داشت."رسم" نخستین آهنگ ماه مه بود که پرده ی نمایش را برای  بازی او در فیلم "دیک تریسی" ساخته ی Warren Beatty آماده کرد.این موفق ترین فیلم وی از زمان "ناامید در جست و جوی سوزان "بود. مدُنا زیباترین البوم خود "The Immaculate Collection"را در پایان سال منتشر کرد.این مجموعه در برگیرنده ی دو آهنگ جدید و سینگل "عشقم را تصدیق کن" بود . دومین آهنگ جدید "نجاتم ده" به عنوان بالاترین شروع کار به وسیله ی یک هنرمند زن در تاریخ امریکا انتخاب شد . "راستی یا شهامت"مستندی از تور بلند پروازانه ی او بود که موج مثبتی داشت و در بهار 1991 فروش زیادی کرد.

مدُنا در تابستان 1992 با قطعه ی "اینجا قبلا زمین بازی من بود"از فیلم       "A League of Their Own" دوباره به صحنه بازگشت .فیلمی که مدُنا را در قسمتی کوتاه نشان می داد.

یک کتابچه کوچک گران قیمت که عکس های زیادی از خود او وچندین مدل و نیز افراد مشهور دیگری چون ایزابلا روسلینی ، بیگ ددی کان ، نائمی کمپبل و وانیلا ایس.این مجموعه با برخورد شدید مردم مواجه شد اما باز هم از فروش بیش از دو میلیون نسخه ای آلبوم همراه آن یعنی "نوشته های عاشقانه" جلوگیری نکرد. "قصه های زمان خواب "دو سال بعد روانه ی بازار شد و نسبت به "نوشته های عاشقانه" بسیار آرامتر بود .در ابتدا آنقدر عالی به نظر نمی رسید  و این باعث شد که برخی از منتقدین نام "سابق" را بر آن بگذارند.هر چند که آلبوم هنوز هم  بیشترین فروش را داشت. "تعظیم کن " آهنگی بود که مکان خود را برای هفت هفته ی متوالی در صدر حفظ کرد.همچنین "بی جرک" که در رده ی چهلم نیز قرار نگرفت.به دنبال ان "سرشت انسان" نیز به رده ی چهلم سقوط کرد.هرچند که "قصه های زمان خواب" هفتمین آلبوم او بود که به فروشی بیش از 300000نسخه دست یافت.

در آغاز سال 1995 او با صحبت راجع به نقشی در "Evita" که فیلمی از "Andrew Lloyd Webber" بود مشغول ساختن تصویری زیرکانه از خود شد.بازگشتن از آلبوم های "نوشته های عاشقانه" و "قصه های زمان خواب" او خود را یک تحصیل کرده ی باهوش و گران قیمت نشان داد و ترکیب "چیزی برای بیاد آوردن" حقیقتا در خور نقشه ی او بود که در پاییز 1995منتشر شد. آلبوم او دربرگیرنده ی قطعات رمانتیک بود تا شنوندگان بالغ را خرسند سازد. زمانی که فیلم تمام شد او اعلام کرد که باردار است و دختر او لوردس در اواخر  1996درست در زمان پخش "Evita" به دنیا امد. این فیلم اندیشه ی مثبت همگانی را به دنبال داشت و باعث شد تا او نامزد دریافت اسکار شود و در نتیجه  برنده ی (گلدن گلاب) به عنوان بهترین بازیگر زن شود اما نه نامزد جایزه ی اسکار . هرچند آهنگ "Evita" به همراه رقص "آرژانتین برایم گریه نکن" و "باید مرا دوست بداری " آهنگی موفق و زیبا بود .در سال 1997 او با ویلیام اربیت که یک تهیه کننده بود بر روی آلبوم دیگری شروع به کار کرد. "پرتو نور" کاملا تحت تاثیر الکترونیک و تکنو و موزیک رقص  قرار گرفته بود. او به خاطر به روز کردن رقص کلاسیک خود تجدید نظر فوق العاده ای را کسب کرد.در حدود یک ماه این آلبوم به بهترین آلبوم او از زمان "مانند یک دعا" تبدیل شد. پس از دو سال او با "موسیقی " بازگشت که او را دوباره با اوربیت پیوند داد.

در سال 2000 دومین فرزند او "روکو" (بچه ی فیلمسازی به نام " ریچی" ) به دنیا آمد. آن ها در پایان سال با هم ازدواج کردند. با وجود ریچی کارگردان و مدُنای بازیگر فیلم "ویران شده" در سال 2002 به بازار امد. این فیلم  به سرعت کاهش فروش بلیت داشت و یکی از کم ارزش ترین فیلم های سال بود. آلبوم سال 2003 او "زندگی امریکایی" کمی بهتر بود اما چندان موفق نبود. در همان سال او کتاب  موفق گلهای رز انگلستان را برای کودکان چاپ کرد.

"اعتراف در سالن رقص " را که در سال 2005 منتشر شد را می توان بازگشت او به موسیقی دانست. این آلبوم در صدر بیلبورد قرار داشت و به همراه توری جهانی در سال 2006 بود.یعنی همان سالی  که "می خواهم رازی را به شما بگویم" به بازار آمد !

آلبوم "اعتراف در سالن رقص " در سایت برای دانلود موجود است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 16:18 |

زندگی نامه بروسلی 

بروسلی یکی از معروفترین رزمی کاران وهنر پیشگان بوده است. وی در اواخر دهة 60 واوایل دهة 70 میلادی به علّت اجرای ضربات عالی وتکنیک های برتر در مبارزه در محافل گونگ فوی بین المللی معروف ومشهور شد. او همیشه تکنیکی را که خودش ابداع کرده تمرین می نمود وبه نمایش می کذاشت. فیلم های گونگ فوی بروسلی بسیار هیجان آور وشگفت انگیز بود. بروسلی یکی از 7 نفر معروف در محافل کونگ فوی جهان به شمار می رفت و به علّت هنرمند وهنرپیشه بودن وی شرکت هالیوود آمریکا بعد از مرگش یک موزة یادبود برای او درست کرد. بروسلی در بازیگری مهارت زیادی داشت وتکنیک های بوکس چینی را خیلی خوب اجرا می کرد، علت کسب این همه موفّقیّت این بود که وی سبکی به نام جیت کان دو که حرکات، ضربات وتکنیک های موثر سبکهای دیگربودرا ابداع نمود. اینمیراث گرانهایی بود که او به ووشوی چینی داد. بروسلی ،جیت کان دو را بر اساس تکنیک های ووشو و برخی سبک های خارجی بوجود آورد وبعد ان را به یک سبک مبارزه ای تبدیل کرد . بنیان گذاشتن جیت کان دو روح انقلابی بروسلی را ظاهر می کرد. او حرکات و تکنیک هایی را که در کونگ فوی چینی ( ووشو) برتر بود ، انتخاب می کرد. وی از نظریات محافل ووشوی سنّتی تخطّی می کرد واز تکنیکها وضربات متعلّق به رشته های دیگر که کاربرد خوبی داشت نیز استفاده می نمود. حرکات این سبک ، ساده وضربات آن کاربردی وتکنیک هایش خیلی شدید وخشن می باشد. نتیجة کار بروسلی ، در جمع آوری سبک های ووشو در جیت کان دو ظاهر می باشد . بروسلی می گفت : از بی قانونی تا قانون ، از بی محدودیتی تا محدودیت که این عالی ترین گوهر ایدئولوژی جیت کان دو است. در جیت کان دو، تکنیک وحرکات مخصوصی برای دست وپا وجود ندارد. جیت کان دوکار باید در مبارزه ، با توجّه به حرکت وتکنیک های اجرایی حریف، حرکت وتکنیک خود را عوض کند ، تا بتواند حریفش را شکست دهد. مبارز میتواند از هر محیط وشرایطی عبور کند و هیچ شرایط محیطی نمی تواند او را محدود کند . بنابراین کسی که جیت کان دو را به طور کامل اموزش دیده و با موفّقیّت تمام فنون این سبک را یاد گرفته باشد ، می تواند حریفش را به راحتی شکست دهد. این حقیقت کاربرد و خلاصه ومعنای جیت کان دو است .

پدر بروسلی از ایالت « گوان دونگ نانگ های » چین بود و بروسلی در تاریخ 27 نوامبر 1940 در سال اژدها در بیمارستان چینی شهر جوجین شان (سان فرانسیسکو) – جایی که چینی های زیادی در آنجا زندگی می کنند – متولّد شد نام اصلی فوق ستارة سینما « لی جون فان » بود. ولی بعد ها در ادارة ثبت احوال اسم بروسلی را به عنوان نام هنری برای خود انتخاب کرد . اعضای خانوادة بروسلی هفت نفر بودند . اسم پدر او «لی هوی چوئن» و نام مادرش گریس می باشد. پدر او خوانندة اپرا بود و در ووشو مهارت زیادی داشت وبه همین خاطر در پیشرفت بروسلی تأثیر زیادی گذاشت. نام خواهر بزرگ بروس «اگنس» ، خواهر کوچکش«فیبی»، برادر بزرگش «لی جون شن» و برادر کوچکش «لی جون خوی» می باشد. بروس در ماه دوم (فوریه) سال 1964 میلادی با دختری مهربان، زیبا و دلسوز به نام لیندا ازدواج کرد. خانم لیندا در زندگی وکار پشتیبان خوبی برای همسرش بود . آنها بعد از ازدواج صاحب یک پسر به نام «براندون لی» ودختری به نام «شانون» شدند.

توسعه دادن کونگ فوی چینی

و مطرح کردن آن در فیلم های رزمی جهان

دوران زندگی بروسلی کوتاه بود، ولی نتیجة کار او در سینما و ورزشهای رزمی به ویژه کونگ فوی چینی، موجب شگفتی همگان است. او پس از دو سال بازیگری ، در محافل فیلم جهانی نورانی و درخشان شد. بروس نه فقط در کونگ فو عالی بود ، بلکه استعداد خیلی خوبی هم در نمایش داشت. او تقریباً در یک سالگی در فیلم « جینگ مانگ نیو»(دختر شهر دروازه طلایی)نقش داشت ودر شش سالگی در فیلم های « سرگذشت یک پسر بچه»و«اژدهای کوچک» و در دوران جوانی نیز در فیلم « ژن های گوهم » بازی نمود که مورد استقبال مردم واقع شد .او در این فیلم، فنون و تکنیک های برتر زیادی از کونگ فوی چینی را به نمایش گذاشت و به همین علّت بود که وی در زمینة فیلم مشهور شد و ستارة کودکی نام گرفت.در سال 1966 بروس در هالی وود آمریکا در سریال « چینگ فن شا» (زنبور سبز) به عنوان یک قهرمان و حامی، ایفای نقش کرد و توانست قدرت ونیروی ووشو (کونگ فوی چینی) را به خوبی نشان دهد . بعد از اینکه ووشو در سراسر جهان یک دگرگونی همچون موج بوجود آورد ، در یکی از مجلات و انتشارات فیلم آمریکا چنین نوشته بود : بروسلی از کشوری کهن ، با فرهنگ غنی وباستانی و پهناور آمده، مردم چین آداب ورسوم غنی دارند ، ودر چشم غربیها این کشور پر از رمز وراز است . اجرای حرکات وتکنیک های کونگ فوی چینی توسط برسلی واقعاً برای مردم شگفت انگیز بود .در سال 1967 او در هنگ کنگ در فیلم برادر بزرگ ( تانگ شان) نقش داشت و بار دیگر کونگ فو را به مردم جهان نشان داد.در سال 1971 با موفّقیّت عالی در فیلم خشم اژدها بازی کرد که در این فیلم او خشن ترین و جدی ترین هنر پیشه بود . او با تکنیک های عالی و مبارزة شگفت انگیزش ، بار دیگر جیت کان دو را به نمایش گذاشت . علی الخصوص در اجرای ضربات وفنون نانچکو و نمایش دادن سه تکنیک برتر پا موفق بود و مردم از بازی او لذّت بردند . در سال 1972 بروسلی برای خود یک شرکت فیلم سازی تأسیس کرد . بعد ها خودش نمایش نامه می نوشت و خودش هم بازی میکرد . به این ترتیب فیلم راه اژدها را ساخت و بار دیگر قدرت نانچکو را به مردم نشان داد . .او در این فیلم با قهرمان کاراته جهان (چاک نوریس) مبارزه کرد که این یک مبارزة شگفت انگیز بود . در سال 1973 وی با شرکت فیلم سازی برادران وارنر (حوانا هالی وود) همکاری نمود و در هنگ کنگ فیلم اژدها وارد می شود را ساختند. این آرزوی او که چند سال پیش قصد داشت فوق ستاره فیلم های هالی وود باشد با ساختن این فیلم به حقیقت پیوست و او به بازیگر درجه یک جهان تبدیل شد فیلم بازی با مرگ از شرکت تولید فیلم سکواویا (شی خو) آخرین فیلم بروس می باشد. وی در هنگ کنگ برای ساختن ابن فیلم از تکنیک ها ، ضربات و صحنه های جالب و بسیار دیدنی فیلم برداری می کرد . البته قبلاً تصمیم گرفته بود که بعضی از صحنه ها را در مناظر کرة جنوبی فیلم برداری کند ، امّا به علّت خستگی بیش از حد او این تصمیم اجرا نشد. وقتی که او دوباره سعی کرد تصمیمش را عملی کرده و این فیلم را تمام نماید ناگهان اتّفاق ناگواری موجب مرگ او شد . برای احترام گذاشتن به وی و یاد بود این ستارة بزرگ کونگ فوی چینی ـ بروسلی ـ در سال 1993 سازمانها و دانشکده های هنری شرکت فیلم سازی هالی وود آمریکا تابلویی درخشان و پر نور از پنج ستارة طلا و نقّاشی فیلمی که بروس در آن بازی کرده بود را در هالی وود نصب کردند

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 22:38 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 22:35 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 22:35 |

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 22:33 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 22:32 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 22:31 |
818-884-2222 عارف
310-289-8924 اندی
818-244-6877 Boys
818-346-4040 بیزن مرتضوی
818-509-0026 شهبال شبپره
213-654-7003 داود بهبودی
818-832-0455 داریوش
310-441-5996 بلک کتس
818-702-6666 فرامرز آصف
818-599-0015 فتانه
310-470-4809 حمیرا
818-905-8811 شماعی زاده
818-591-9557 ه.هوشیار نزاد
310-877-8835 هوتن
818-348-2207 زاکلین
818-712-9105 هما میر افشار
818-266-8782 لیلا فروهر
310-276-2270 خردادیان
818-567-4567 مارتیک
310-488-5390 منصور
410-821-9198 مهران
818-882-3046 مسعود فردمنش
818-257-4600 مایکل
818-348-4999 مهرداد آسمانی
949-679-1954 مسعود امینی
310-446-1720 مهستی
818-996-8742 مرتضی
818-888-7401 محمود مقدم
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 21:1 |

سروش هیچ کس : 09123045650

 رضا پیشرو : 09126275862

 حسین تهی : 093295101۱۱

 سینا نرگال : 09125342749

 حسین ابلیس : 09156437687

 سامان فینچر : 09125342749

ابوالفضل خیانت : 09352484339

 بابک تیغه : 09122276501

 امیر تتلو : 09123702067

 پارسا دیاکو : 09121395668

 شاهین فلاکت : 09329169569

 ساسی شیدی : 09124617732

 آهورا : 09122347680

 حسام استپس : 09122796320

 پویا داگی : 09126336769

پارازیت : 09111544572

بیباک : 09126543287

سعید توپاک : 09125879347

داریا : 02177459712

مهدی ترور : ۰۹۳۵۴۹۴۵۸۴۵

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:54 |
مهران مديري، مشغول ساخت يه شاهكار ديگه

مهران مديري فيلم سينمايي «كشتي گمشده» را به تهيه‌كنندگي مجيد آقاگليان در بهار سال 87 كليد مي‌زند.


مجيد آقاگليان كه تهيه‌كنندگي اين فيلم سينمايي را برعهده دارد، گفت: اين فيلم سينمايي كه در حال حاضر «كشتي گمشده» نام دارد، يكي از بزرگ‌ترين و پرهزينه‌ترين فيلم‌هاي سينمايي طنز ايراني خواهد بود.

وي افزود: مدت زيادي است كه روي فيلمنامه اين پروژه كار كرده‌ايم. مهمترين لوكيشن اين فيلم سينمايي، يك كشتي خواهد بود و در حال حاضر مشغول تدارك مراحل اوليه هستيم كه تا يك ماه ديگر وارد مرحله پيش‌توليد مي‌شويم.

وي درباره بازيگران حاضر در اين فيلم سينمايي گفت: بازيگراني كه در دوره‌هاي قبل با ما همكاري كرده‌اند، در اين پروژه سينمايي حضور خواهند داشت اما در كنار آنها از چند بازيگر معروف سينمايي نيز استفاده خواهيم كرد.


وي تصريح كرد: فيلم سينمايي‌ «كشتي گمشده» كه احتمالا در مراحل بعدي نامش تغيير خواهد كرد، داستاني بكر دارد و در حال حاضر ترجيح مي‌دهم درباره آن بيشتر از اين صحبت نكنم.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:51 |
«اخراجي‌ها2» بهار 87 با بازيگران جديد كليد مي‌خورد

مسعود ده‌نمكي گفت: اميدوارم بتوانم در فصل بهار «اخراجي‌ها2» را با اضافه شدن بازيگراني جديد جلوي دوربين ببرم.

اين سينماگر در گفت وگو با فارس در مورد پيشرفت پروژه «اخراجي‌ها2» گفت: مرحله تحقيقاتي اين فيلم از بيش از ده ‌سال پيش آغاز شده، به صورت فرهنگنامه‌اي 60 جلدي آماده چاپ است كه قرار است توسط بنياد شهيد و امور ايثارگران منتشر شود.
وي افزود: بر اساس اين مستندات داستاني نوشتم و آن داستان به صورت فيلمنامه درآمد كه اكنون مراحل نگارش آن كاملا به پايان رسيده و به زودي ساخت آن آغاز مي‌شود.
وي در مورد قضاي اين فيلم گفت: اين فيلم در يك اردوگاه فرضي مي‌گذرد و فرضي بودن اردوگاه به اين دليل است كه بتوانيم تمام خاطرات مختلف آزادگان را در اين فيلم بياوريم.
ده نمكي گفت: اكنون در حال گفت وگو با تهيه‌كنندگان هستم و از بين «حبيب‌الله كاسه‌ساز»(تهيه‌كننده اخراجي‌هاي يك)، علي سرتيپي (پخش‌كننده اخراجي‌هاي يك)، مرتضي شايسته و مسعود جعفري جوزاني، به زودي با يك يا دو تهيه كننده براي ساخت اين فيلم توافق خواهيم كرد.
وي در مورد تركيب بازيگران اين فيلم گفت: بعضي از بازيگران «اخراجي‌ها» در اين فيلم هم حضور خواهند يافت و بازيگران جديدي هم به تركيب قديمي اضافه مي‌شود كه اين موضوع بستگي به شرايط توليد فيلم هم دارد.


ده نمكي در پايان در مورد اسم فيلم تصريح كرد: از ابتدا تصميم داشتم اين فيلم يك سه گانه باشد و به همين خاطر «اخراجي‌ها2» را نام مناسبي مي‌دانم

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:50 |
سري جديد فيلم "‌ترميناتور" بدون حضور "آرنولد شوايتزينگر"، با نقش‌آفريني "كريستيان بل" و "جان كانر" به‌زودي مقابل دوربين مي‌رود.

به گزارش ايسنا، "مورتيز بورمن" تهيه‌كننده "ترميناتور 4 " با اعلام اين مطلب، گفته است: «در حال حاضر تمام توجه‌مان به‌حفظ داستان نسخه جديد "ترميناتور" است و خلاصه 6، 7 صفحه‌يي آن تحت تدابير شديد امنيتي محافظت مي‌شود واين قصه‌يي است كه هر كسي چشم به راه ديدن و شنيدن آن است.»

بنا به اعلام ورايتي، "بورمن" درباره‌ي عدم حضور "شوايترينگر" كه در سه قسمت اول "ترميناتور" نقشي موثر و موفق داشته است، گفته: «او به‌عنوان يك شخصيت مناسب مورد قبول است و احتمال استفاده از او در سري‌هاي بعدي ترميناتور همچنان وجود دارد.»

فيلمنامه ترميناتور 4 با عنوان فرعي "رستگاري نابودگر: آينده" كه توسط "جان برانكاتو" و "مايكل فريس" به‌نگارش درآمده است، كارگرداني آن برعهده‌ي "مك جي" خواهد بود.

نخستين نابودگر ( ترميناتور) را در سال 1984 جيمز كامرون با بودجه‌يي معادل 5/6 ميليون دلار ساخت و همان سال بيش از 110 ميليون دلار فروش داشت.

فيلمبرداري چهارمين فيلم از مجموعه‌ي "ترميناتور" تابستان سال آينده (2008) آغاز مي‌شود و تا تابستان سال 2009 آماده پخش مي‌شود.

به گزارش ايسنا، كمپاني "برادران وارنر" حقوق پخش ترميناتور 4 را به خود اختصاص داده است.

اين فيلم با بودجه‌يي كمتر از 200 ميليون دلار ساخته مي‌شود، بودجه‌يي كه كمتر از مبلغ اختصاص يافته براي ترميناتور 3 بوده است.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:48 |
«بهرام رادان» در فيلم كارگردان مسلمان آمريكايي «مولانا» مي‌شود

«بهرام رادان» در فيلم زندگي «مولانا» كه قرار است توسط «اريديو سالازار» ساخته شود، نقش «مولانا» را ايفا خواهد كرد.
 

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «اريديو سالازار» كارگردان آمريكايي بر اساس زندگي جلال‌الدين محمد بلخي(مولانا) در ايران فيلم مي‌سازد.
بنا بر اين گزارش، اين كارگردان مسلمان با اقتباس از كتاب «عارف جان سوخته» نوشته نهال تجدد اين فيلم را كارگرداني مي‌كند.
همچينن «عليرضا شجاع‌نوري» اين پروژه را تهيه مي‌كند و قرار است نقش «شمس» را بازي كند.
قرار است «اريديو سالازار» به زودي به ايران سفر ‌كند تا فيلمنامه «عارف جان سوخته» را بنويسد.
به گزارش فارس «مهستي بحريني» نيز كه اين كتاب را به فارسي ترجمه كرده، اين كارگردان را ياري مي‌كند.
«عارف جان سوخته» كه نخستين بار در فرانسه منتشر شده، به تازگي در ايران توسط انتشارات نيلوفر ترجمه و به بازار نشر راه يافته است.
بر اين اساس، هنوز عنواني براي اين فيلم انتخاب نشده است و مشخص نيست سازندگان آن عنوان «عارف جان سوخته» را براي فيلم بر مي‌گزينند يا نام ديگري به آن مي‌دهند.
از عوامل سازنده اين فيلم سينمايي تاكنون حضور «ملك‌جهان خزايي» به عنوان طراح هنري قطعي شده است و با سفر «سالازار» به ايران توليد اين پروژه شكل جدي به خود مي‌گيرد و پيش توليد آن آغاز مي‌شود.
بر اساس اين گزارش،«اريديو سالازار» كه دين اسلام را برگزيده،پيش از اين در ايران فيلمي درباره «امام محمد غزالي» ساخته است و براي شبكه‌هاي جهاني چون BBC برنامه‌هاي فلسفي و عرفاني توليد كرده است.
اين كارگردان آمريكايي اخيرا مجموعه مستندي در مورد حج ساخته است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:47 |

مجموعه «چارخونه» که سه شب پيش با تلويزيون خداحافظي كرد  با همه نقاط قوت و ضعف در حالي استقبال 60 تا 70 درصدي مخاطبان را در پي داشته که مخاطب قدرت انتخاب ندارد و شايد اين رضايت به نوعي کاذب باشد.

به گزارش مهر، صداوسيما افزون بر همه رسالت‌هاي خود که امروز در هر خانه و زير هر سقف شعبه دارد، يکي از توانمندي‌هايش برنامه‌ريزي مستقيم براي پر کردن اوقات فراغت و تأمين درست نياز به تفريح است. از ميان گزينه‌هاي گوناگون براي انبساط خاطر کار طنز در هر عرصه انتخابي پرمخاطب است.

طنز از ويژگي‌هايي برخوردار است که يکي از آنها نشاندن خنده بر لب‌هاست؛ خنده‌اي که جزو نيازهاي زندگي و از ضروريات جامعه بانشاط است. گفته مي‌شود خنده در طنز از نوع هر خنده‌اي نيست، بلکه خنده بر ساده‌دلي‌ها يا خنده از روي تمسخر نقطه ضعف‌هاست. جنس خنده آن هم هميشه خنده از روي شوخي نيست، بلکه نيشدار است.

در واقع، طنز تلنگري است بر انديشه مخاطب که در پس خنده ناشي از آن توقع رسوب فکري نيز مي‌رود. در طنز نمايشي داستان طنز از الگوي ساختاري متون ژانر دراماتيک پيروي مي‌کند؛ يعني داستان آن بايد منطقي و داراي ساختار محکم باشد. در طرح داستان، طرح و توطئه، گره‌افکني، اوج و گره‌گشايي بايد مسير منطقي طي شود و تنها استفاده از عنصر ناسازگاري و تضاد ميان شخصيت‌ها، موقعيت و حادثه‌آفريني، مي‌تواند در قوت طنز و نيفتادن به ورطه لودگي خلل وارد کند.

در واقع نکته‌اي که طنز را متمايز مي‌کند، اغراق در مسائل و شخصيت‌ها و بزرگتر نشان دادن واقعيات است. اين اغراق‌پذيري نيز اصول دارد، زيرا طنز در کنار ابعاد گوناگون آن کاري جدي است و اگر غلو آن بيش از اندازه شود، کار را ناموزون مي‌کند، از سوي مخاطب پس زده مي‌شود. رسانه ملي در راستاي اهداف و کارکردهاي خود، چندي است سنت طنزهاي نود شبي را در دستور کار خود قرار داده و به اين وسيله، توانسته جمع خانواده‌هاي ايراني را گرمتر کند.

امسال نيز همانند سال‌هاي گذشته، مجموعه طنز نود شبي چارخونه از شبکه سوم سيما به کارگرداني سروش صحت روي آنتن رفت. صحت را تا پيش از اين بازيگري توانا و نويسنده‌اي خوش‌قريحه مي‌دانستيم که اکنون بايد به اين پيشينه کارگرداني را نيز افزود. او در نخستين تجربه کارگرداني توانست بسياري از بينندگان تلويزيون را در شب‌هاي متوالي با خود همراه کند.

صحت در اين کار از نويسندگاني چون محمدرضا آريان، عليرضا بذرافشان، حميد برزگر، عليرضا ناظرفصيحي، بهمن معتمديان و ... بهره برد که با همه آنها کارهايي مشترک انجام داده است. در «چارخونه» چهره‌هايي چون حميد لولايي، مريم اميرجلالي، فلامک جنيدي، بهنوش بختياري، محمد شيري و رضا شفيعي‌جم بار ديگر در کنار هم جمع شدند؛ شخصيت‌هايي که مي‌توان گفت بعضاً دست نخورده از مجموعه‌هاي طنز گذشته وام گرفته شده‌اند.

مجموعه با تيتراژي متناسب با نام «چارخونه» آغاز مي‌شود که مي‌توان به روشني تأثير رضا عطاران و شاخصه‌هاي خلاقانه و برجسته کارهايش را در آن ديد: بهره بردن از تصاوير به ظاهر بي‌ربط به مجموعه در عنوان بندي و آوازي ناشناخته با سير آوازخواني مألوف رسانه، بهترين شاهد بر اين مدعاست.

«چارخونه» هر چند خاطره کارهاي پيشين طنز را به ياد مي‌آورد، در بخش ميزانسن تلاش خود را کرده تا صحنه پردازي معقول و چشم‌نواز ارايه دهد. صحنه‌پردازي واقعگرايانه که سعي شده دکورها داراي نمادي از مشاغل ساکنان خود باشند مانند تابلو مرغ در راهرو خانه منصور، باند صوتي و ماکت هواپيما در خانه رعنا و حامد به همراه رنگ‌آميزي گرم و سنگين براي خانه شکوه و منصور، رنگ‌هاي شاد براي زوج‌هاي جوان و ... با ايجاد تضاد گرافيکي تنوع تصويري خوبي در تدوين ايجاد کرده است.

اما متأسفانه، تصويربرداري مجموعه از ضعف‌ها و خطاهاي تکرارشونده رنج مي‌برد. چنان که حضور بوم صدابرداري در غالب نماها تا پايان مجموعه ديده مي‌شود که به نظر نمي‌رسد کارکردي خاص براي اين کار مورد نظر بوده باشد، چرا که حتي کاغذ ديالوگ‌ها نيز از گوشه قاب نمايان مي‌شود!

گذشته از مباحث تکنيکي از نکات قابل بررسي مجموعه، سبک و نوع طنزي است که قالب مجموعه است. آنچه در «چارخونه» بيشتر ديده مي‌شود، طنز موقعيت و بعضاً کلامي است که در قالب طنز خانوادگي نشانده و موجب توفيق اين مجموعه شده، چرا که طنز خانوادگي از جذابيت و تنوع خاص خود برخوردار است.

«چارخونه» براي ايجاد طنز از تضاد ميان شخصيت‌ها يا جابجايي نقش‌ها بهره مي‌برد و در بعد طنز غيرکلامي به صورت يکنواخت و کشدار با بازي گرفتن از اشيا، موقعيت‌هاي طنز ايجاد مي‌کند مانند دست به دست کردن مرتب ظروف بر سر ميز غذاخوري يا پرتاب ليوان و سيب به بالا و...

به اين ترتيب، طنز خانوادگي و طنز موقعيت، براي يکديگر شرايطي فراهم مي‌کنند که داستان با موضوعات خانوادگي و طنزي قابل قبول پيش برود. به لحاظ همين زمينه‌هاي طنز است که صحت به ايجاد موقعيت‌هاي طنز و بهره‌برداري از آن پرداخته مانند دعواهاي شکوه با منصور بر سر فروغ، واكنش‌هاي آنان هنگام قهر، خيال‌پردازي‌هاي حامد و رعنا و ... .

هرچند بهره بردن از جابجايي نقش‌هاي جنسيتي چون نان‌آوري زن، خلقيات مردگونه شکوه، صفات بچگانه و سر به هوايي مردان و نياز آنها به حمايت زنان تا اندازه‌اي در مجموعه‌هاي قبلي هم ديده مي‌شود، ولي در اين مجموعه با اغراق بيش از اندازه رو به رو هستيم که موجب آسيب ديدن مجموعه و نوعي پس زدگي از سوي مخاطب مي‌شود.

بيکاري حامد و نفقه خوري از زنان، استعفاهاي پي در پي منصور در کنار شغل رعنا و منبع مالي بي‌انتهاي شکوه دو خط پررنگ و موازي هستند که در طول داستان به جلو مي‌روند و به ذوق بيننده آسيب مي‌رسانند. ارايه الگويي تازه از زندگي زناشويي، يعني زندگي زير دو سقف، دعواهاي پشت هم شکوه و منصور و اعمال قدرت و خشونت در عين مهرباني که روابط مخدوش ارتباطات خانوادگي را نشان مي‌دهند، از مواردي هستند که در «چارخونه» مردان را در فرودست زنان قرار مي‌دهد.

کاراکترها و ويژگي‌هاي آنها در اين مجموعه تکراري است، اما گزينش بازيگران براي نقش‌ها را مي‌توان گزينشي درست و دور از ريسک دانست و اشکال را در تکراري بودن و نبود خلاقيت در شخصيت پردازي آنها دانست. شکوه با جوش آوردن‌هاي معروف، منصور مردي بي‌کفايت در هر زمينه که حرف چنداني براي اظهار وجود قوي ندارد، حامد تيپ جديدي که مخلوطي از خوانندگي بامشاد در نقطه‌چين و لهجه‌دار بودن گل مراد در باغ مظفر است و البته ترانه‌هاي نه چندان جذاب او و خيال‌پردازي‌هايش موقعيت‌هاي خوبي براي مجموعه ايجاد کرد.

شخصيت رعنا نيز با ارايه بازي سطحي و بدون ويژگي خاص و شخصيت‌پردازي سردستي، در اندازه‌هاي تکميل نقش حامد ديده مي‌شود. پرستو اما در تضاد با روحيات رعنا به دليل هياهويي که از شاخصه‌هاي شخصيت داستاني اوست، بيشتر به چشم مي‌آيد و در زمان رکود داستان و بازيگري با حرکات بچگانه خود تنوعي کوتاه پديد مي‌آورد؛ هر چند ميزان و نوع جنب و جوش حرکتي وي به مثابه يک زن در خارج از بحث داستاني قابل تأمل است.

حضور فرخ را که شخصيتي حاشيه‌اي و در اين مجموعه خنثي به نظر مي‌رسد، مي‌توان مورد پرسش قرار داد که چرا به عنوان شخصيت دايمي در مجموعه حضور پيدا کرده است؟ به نظر مي‌رسد نبود پرداخت قوي شخصيت‌ها و ناهمگوني در بازي‌ها ناشي از تعدد نويسندگان متن‌هاست که در شکل‌گيري شخصيت يکپارچه خلل وارد کرده است، اما نظير شنبه از خوش‌پرداخت‌ترين شخصيت‌هاست که به دليل روحيه دسيسه‌چيني و دورويي به طرح توطئه و تعليق داستان‌ها افزوده است.

مجموعه به لحاظ پرداخت داستاني نيز با نوسان‌هاي بسياري همراه بوده که گاه موضوعات جديد مانند داستان ليگ برتر و ... را به خوبي لحاظ و گاه موضوعات تکراري، قديمي و بدون جذابيت خاص داستاني مانند کلاهبرداري و طلبکاري را به صورت سطحي و دم‌دستي بيان مي‌کند.

اين مجموعه با همه قوت‌ها و ضعف‌هايش توانسته استقبال 70-60 درصدي مخاطبان را در پي داشته باشد، آن هم با همين قالب کليشه‌اي و تکراري خود که حتي نوآوري‌هايش را با تکرار و کم‌دقتي از طراوت انداخته است، اما بايد يادآور شويم که مخاطب در شرايطي است که قدرت انتخاب جز ديدن اين معدود کارها ندارد و معمولاً بدون تحليل و ارزشگذاري و تنها براي سرگرمي به ديدن اين‌گونه کارها روي مي‌آورد و به همين دليل، شايد نوعي رضايت کاذب نيز داشته باشد.

نظرات كاربران:
این برنامه از بیمحتواترین وسطحی ترین طنرهای سالیان اخیربود.ایکاش بجای نزول کمی ارتقا داشتیم.
روند نزولی کیفیت سریالهای طنز در صدا و سیما واقعا حیرت انگیز است! و همچنان بیت المال صرف تولید این گونه سریالهای بی محتوا می شود.
با سلام
اين آمار 60 تا 70 درصدي را كه ديدم ياد حكايت آن پادشاه عريان افتادم كه در واقع عريان بود و لباسي در تن نداشت اما عده اي بنا بر ملاحظاتي مجبور به تعريف و تمجيد از از نوع پوشش و مدل و رنگ لباس او بودند. سريال چارخونه هم حكايت همين پادشاه است. به نظر من سازندگان اين سريال بي محتوا فكر كرده اند كه طنز يعني اينكه هر چه ولو بي محتوا به نمايش بگذاري اين مي شود طنز.
به نظر من ساخت چنين سريالهايي نوعي توهين به مردم است كه بجز تلف كردن وقت نتيجه ديگري ندارد. با تشكر.
سلام

واقعا مسئولان صدا و سیما باید فکری بحال برنامه های اینچنینی بکنند.این برنامه هیچ جذابیتی برای بینندگان نداشت و فقط به بی توجهی به ارباب رجوع اشاره میکرد
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:46 |
در حالي كه فيلم ضدايراني «300» با فروش 454 ميليوني، رتبه ششم فيلم‌هاي پرفروش دنيا در سال 2007 را به دست آورد، شب گذشته در حالي پخش سريال ايراني «40 سرباز» به پايان رسيد كه بيشتر مردم ايران، رغبتي به ديدن اين سريال پيدا نكردند. اين در حالي است كه هاليوود، پروژه سينمايي «شاهزاده ايران» را در دستور كار خود دارد.


به گزارش خبرنگار «تابناك»، به نظر مي‌رسد سريال ايراني «40 سرباز»، نخستين مجموعه پرداخته به قهرمانان اساطيري ايران بوده و با وجود آن‌كه كار آن از پنج سال پيش آغاز شد، برخي آن را پاسخي در برابر «300» تلقي كردند.
 
فروش نيم ميليارد دلاري فيلم «300» و كسب رتبه ششم در جهان، نشان مي‌دهد كه ده‌ها ميليون تن از مردم جهان آن را نگاه كرده و به فرهنگ مردم ايران بدبين شده‌اند، اما با گذشت نزديك به يك سال از آغاز پخش اين فيلم سينمايي و اعتراضات گسترده، هنوز كاري عملي كه بتواند ايرانيان و جهانيان را با فرهنگ غني اين سرزمين آشنا كند، مشاهده نشده و اين در حالي است كه هاليوود و كمپاني «والت ديسني» به زودي فيلمبرداري پروژه ديگري را درباره تاريخ ايران در 1300 سال پيش آغاز مي‌كنند.

اما در اين سوي سريال ايراني «40 سرباز»، به رغم آن‌كه با ابتكار نويسنده، به تلفيق فرهنگ ايراني و اسلامي به عنوان شكل‌دهنده هويت مردم مسلمان ايران پرداخته بود، آنچنان ضعيف ظاهر شد كه با وجود هزينه‌هاي گزاف ميلياردي، به سرعت به يكي از كم‌بيننده‌ترين سريال‌هاي سيما بدل گشت.

اين سريال با محور قرار دادن شاهنامه فردوسي، ضمن بيان بخش‌هايي از داستان‌هاي شاهنامه و ماجراهاي پهلوانان اساطيري چون رستم و سهراب و اسفنديار، گريزهايي به تاريخ صدر اسلام و زندگي رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) داشته و سرانجام به دوران جمهوري اسلامي مي‌پردازد، اما پردازش و بازي‌سازي‌هاي ضعيف، اين سريال پرهزينه تاريخي را در حد يك تئاتر تلويزيوني تقليل داد.

بخش‌هاي پاياني اين سريال، حتي به موضوع تقابل هويت ايراني و قدرت‌طلبي نظام سلطه آمريكايي، اشغال نمادين ايران توسط ارتش آمريكا و به موازات آن، تقابل بسيجيان و انقلابيون پشيمان پرداخت، اما سناريو ضعيف و دخالت دادن ناشيانه و افراطي تمايلات سياسي كارگردان، باعث شد به جاي آن‌كه اين سريال، باعث افتخار مخاطبان به فرهنگ و هويت ملي و ديني ايران شود، آنان را مقهور قدرت آمريكا كند، به گونه‌اي كه نماد فرهنگ بسيجي در عصر حاضر، زماني كه اسير دست ژنرال آمريكايي بود و هويت خود را معرفي مي‌كرد، با چهره‌اي خشن، نام رستم و سهراب تا نام امام علي(ع) و حضرت زهرا(س) و امام حسين(ع) و شهدا و امام خميني را فرياد مي‌زد و ژنرال آمريكايي كوچك‌ترين توجهي به او نمي‌كرد.

اين سريال همچنين به شيوه‌اي ناشيانه و خنده‌آور، صحنه تقابل نظاميان آمريكا با بسيجيان را به تصوير كشيد كه با لباس خاكي امروزي، شمشير و پيشاني‌بند گرفته و در كنار رستم و سهراب و مالك اشتر و ... به مصاف آمريكاييان رفتند و گلوله آمريكايي‌ها به هيچ كس برخورد نكرد و همه گريختند.

جالب آن‌كه اين مجموعه تهيه شده توسط كارگردان متدين آن، با شكستن برخي عرف‌هاي رايج در بيشتر سريال‌هاي سيما، عروس نقش مثبت سريال را با آرايش بسيار غليظ و ناخن‌هاي لاك‌زده و زن ديگري كه يك تنه پيام‌آور تمام هويت ايراني و اسلامي اعم از رستم و سهراب، شهدا و امام زمان بود با آرايش غليظ، گردن نمايان و البته چادر مشكي! به تصوير كشيد، به گونه‌اي كه حتي كم كردن رنگ تصوير نيز مانع از مشخص شدن اين موارد نشد.

اكنون پرسش اينجاست كه تا كي بايد با كم‌توجهي به هويت ايراني و اسلامي و يا پرداختن بيش از حد ضعيف نظير اين سريال پرهزينه كه ساخت آن پنج سال وقت گرفته، عمل كنيم و آيا اين بار نيز بايد شاهد توهين‌هاي احتمالي فيلم سينمايي شاهزاده ايراني به فرهنگ كشورمان باشيم؟
هاليوود به دنبال شاهزاده ايران
نظرات كاربران:
من اوایل بدلیل وجود نقش رستم و علاقه به دیدن فیلمی از این شخصیت باستانی ایران خیلی به دیدن فیلم راغب بودم اما متاسفانه آنقدر موارد غیر مرتبط را به نحو خسته کننده ای به هم چسبانده بودند که به سرعت از این فیلم زده شدم و آن را رها کردم.
بعنوان یک ایرانی متاسفم که فرهنگ و تمدن ایران زمین را بدین گونه ضعیف منعکس می کنند. واقعا سریال ضعیف و بی محتوا بود (حیف بیت المال). باید سریالهای تاریخی را به افرادی داد که تجربه این کار را دارند.
سینمای ایران باید بیش از این به فرهنگ تاریخی کشورمان و سینما اهمیت دهد و از این توهین های کشورهای غرب ساکت نشینم و سینمای ایران را بهبود بخشیم
با درود. من اين سريال را نديده ام چون در ايران نيستم و از طريق سايت شما فهميدم و حالا هر چه فكر مي كنم رستم و سهراب چه ربطي به امريكا دارد نمي فهمم اين فيلم اگر قرار بود به اساطير تاريخي ايران بپردازد ديگر چه لزومي داشت به امريكا گره زده شود ؟!
اي كاش فقط يكي از داستانهاي شاهنامه فقط يكي شو تبديل به فيلم مي كردند اونوقت مردم دنيا مي فهميدند كه ايران و ايراني چه انسانهايي بودند و اگر كوچكترين مطالعه اي در تاريخ و فرهنگ غني خود داشته باشند مي توانند بهترين كشور دنيا بشوند
افراط و تفریط در اظهار نظر دوستان جایز نبود . ما که از زیبایی های تطبیق جالب اشعار فردوسی و فرهنگ و تاریخ شیعی در این مجموعه بهره وافر بردیم . دستشان درد نکند . تشکر
با سلام
ما بعنوان وارث اين تمدن و فرهنگ بزرگ براي معرفي ان هيچ كاري نكرده ايم بدليل فراوان و از همه مهمتر اينكه ميخواهيم همه گذشته مان را با هم مخلوط كنيم و انچه را كه ميخواهيم به معرض نمايش بگذاريم نه انچه هست و بوديم. و همه را بايك وزن نشان دهيم . باور كنيد با اينهمه داستانهاي ناب ايراني قبل از اسلام و بعد ازان چرا موجودات تخيلي مثل بت من و مرد عنكبوتي بايد الگوي بچه هاي ما باشد؟
من در جواب پسر 4 ساله ام كه ميپرسد بابا اينها كه مال ما ايرانيها نيست پس قهرمان ايراني ها كيست و كجاست جوابي براي گفتن ندارم بجز اينكه داستانهاي قهرمانان ايراني را با اب و تاب برايش قصه گويي ميكنم تا بفهمد ما هويت داريم ونياز نيست پيرو مردان تخيلي انها باشيم. بايد براي فرهنگ اين مرز و بوم كهن اما زنده و پويا ارزش گذاشت ، زحمت كشيد و پول خرج كرد.بايد از تمام سرمايه مان استفاده كنيم .اسلام عزيز است و رزمندگان زمان جنگ نيز بزرگ و گرامي.ولي چرا همه چيز را ميخواهيم يك جوري به هم وصل كنيم. بجاي اين سريال بلند يك فيلم مستند و يا سينمايي ميتوانست خيلي اثر گذارتر و مخاطب پسند تر باشد. البته يادمان باشد اين تمدن و هويت گذشته انقدر قوي است كه نه تنها فيلم 300 بلكه سياه نماييهاي بدتر از ان نيز كاري از پيش نخواهند برد.
مشکل اساسي ما اين است که هنوز رسانه را درست نمي شناسيم و با يک سريال قصد داريم تمام مشکلات را حل کنيم!! من نيز در ابتدا مشتاق تماشاي آن بودم ولي بعد از هر قسمت اشتياق کم ميشد. بطور اتفاقي قسمت آخر آن را ديدم. واقعا يک کمدي کامل بود. سرشار از شعارهاي مستقيم و ... .حتي در کتابهاي کودکان هم همچنين مواردي يافت نمي شود چه برسد به يک داستان اساطيري و حماسي!
وقتی سریالی را با آمیختن چند موضوع در هم می آمیزن و یک نمونه غلو به وجود می آورند چگونه میشود انتظار داشت که سریال بیننده داشته باشد .من اول که فیلم را دیدم خیلی خوشم آمد ولی بعد از تداخل موضوعات بی ربط علاقه ام رو از دست دادم .
نمي دانم چرا اين سريال پخش شد چون هيج بعدي نداشت .
توصيه به دست اندر كاران : اما اگر دفعه بعد خواستند همچين كاري كنند لطفا درباره ي افراد تحقيق كنند تا حداقل مورد خنده ي مردم قرار نگيرند
من ابتدا بسیار خوشحال شدم که یک فیلم راجع به ایران ساختند ولی کیفیت کار آنقدر پایین بود که دنبال نکردم تا اینکه قسمت آخر رو دیدم.واقعا افتضاح بود!!
جالب اینکه این فیلم انگار مشاور تاریخی نداشت چون "نگاره انسان بالدار" را که اکنون نماد زرتشیان است تا عهد رستم عقب برد!! همین طور ستاره یهود و...
حال آنکه فیلمی چون "ذوالقرنین" از کمبود منابع مالی رنج می برد.
جالب تر آنکه این فیلم درست از تلخترین جای شاهنامه شروع کرده بود و داستان های زیبایی چون فریدون و ضحاک و ... در ابتدای این فیلم اصلا جایی نداشتند.
واقعا متاسفم.
يكي از ضعيفترين كارهايي بود كه در اين چند ساله ديده بودم.
اگر ميخواهيد در مورد فردوسي و شاهنامه فيلم بسازيد بسيار عاليست...
اگر ميخواهيد در مورد پيامبر و حضرت علي فيلم بسازيد خبلي خوب است.
اگر ميخواهيد در مورد جنگ حرف بزنيد هيچ ايرادي ندارد. فقط چرا بايد به زور همه اين اينها را در يك بسته بپيچيد و به خورد بيننده بدهيد؟! چرا اجازه نميدهيد بيننده خودش اين ارتباط را درك كند؟!
اگر در مورد يك داستان شاهنامه فيلم ميساختند و برايش خرج ميكردند خيلي بهتر از اين سريال بلند و آموزنده!!! و مفتضحانه بود.
با سلام و تشكر
اگر دقت مي كرديد ، در مورد لباس سربازان آمريكايي در قسمت آخر هم متوجه مي شديد كه :
اولا" سرباز ها عينك هاي محافظ رو از روي كلاه آهني زده بودند ، و مال بعضي هاشو اصلا" رو صورتشون نيفتاده بود و پا در هوا روي كلاه و به صور كج روي چشمشون افتاده بود ، در حالي كه همانطور كه در اخبار ديديد اول عينك محافظ و بعدا" كلاه آهني رو ميذارن روي سر و عينك زير كلاه مي مونه نه روي اون .

دوما" و جالبتر از اون اين كه در قسمت آخر تفنگ هاي M 16 سربازان آمريكايي هيچ كدوم خشاب نداشت ولي معلوم نبود چي شليك مي كرد و در صحنه اي كه فرمانده آمريكايي داشت به طرف رستم در جنگل شليك مي كرد اصلا" از لوله كلت آتش و دود بيرون نمي آمد و اسلحه در اثر شليك لگد كه اسلحه تكون هم نمي خورد .

سوما" M 16 ها به طور مفتضحانه اي كج و كوله و تابلو درست شده بودن و يه نفر كه تا حالا اصلا" اسلحه نديده هم ، به راحتي مي فهميد كه پلاستيكي هستند .

به نظر من سريال سر تا پا اشكال و ضعف داشت و اصلا نبايد از شبكه سراسري پخش مي شد .
من تنها قسمت آخر این سریال را دیدم و اما هنوز گرفتار صحنه آخر هستم که همه اساطیر ایرانی و اسلامی شعار مردانگی می دهند و ژنرال تنهای آمریکایی را دوره می کنند .. واقعا متاسفم (البته همین یک مورد شاید کافی باشد)
اين سريال با نهايت هنرمندي توانست رستم و ايران و هنرپيشه هاي معتبر و محبوب و ... را با اين همه هزينه به افتضاح بكشاند! اميد است كارگردان محترم، با اين تجربه پرهزينه بداند كه دفعات بعد چگونه سريالهايي از اين دست بسازد و يا شايد بهتر آنكه نسازد!
اگر به سلاح های m16 سربازان آمریکایی (در قسمت آخر) توجه می کردید متوجه می شدید که خشاب ندارند !!!
وقتی کارگردان این سریال به این جزییات توجه نمی کند و به شعور بیننده توهین می کند ، چگونه انتظار داریم که اینگونه سریال ها پربیننده باشد؟!
من که نتوانستم حتی یکی از قسمت های این سریال را بطور کامل تماشا کنم.
به نام خدا
پس از ساخت سریال امام علی به کارگردانی آقای میرباقری که یکی از شاهکارهای تاریخی ایران بود . متاسفانه ساخت سریال تنها ترین سردار به آقای فخیم زاده پیشنهاد شد که با آنهمه هزینه به دلیل ضعف کارگردانی و بازی مورد استقبال قرار نگرفت
نمونه دیگر فیلم حضرت ابراهیم که با آنهمه فضا در داستان برای کار فیلمی بسیار ضعیف ارائه شد که حاوی ایراداتی مثل ( خارج شدن بخار از دهان نمرود در حالی که لباس بر تن ندارد . پریدن وزیر نمرود از روی برج مثلا بلند نمرود همانند پریدن از یک چهارپایه یک متری است . حذف قسمت خلق مجدد چهار پرنده از داستان به دلیل نیاز به جلوه های ویژه کامپیوتری ) میباشد .
اگر بجای فیلم چهل سرباز که در آن تنها افرادی با لباسهای باستانی برای هم شهر و داستان می خوانند آقای داریوش ارجمند با کت و شلوار پشت میز فقط شاهنامه میخواند به مراتب بیشتر با استقبال روبرو میشد .
افسوس ...
يكي ديگر از نقصهاي اين سريال اين بود كه پهلوانان ايراني هيچ شباهت فيزيكي به پهلوان نداشتند و بجاي اينكه بازوان بزرگ داشته باشند لباسهاي پف كرده بر تن داشتند اين سريال را با فيلمهايي نظير هركول و اسپارتاكوس و ... مقايسه كنيد ظاهر فيزيكي هنر پيشه هاي آنها كجا و اين مجموعه كجا
من روز اولی که این فیلم رو دیدم گفتم چه خوب که با همچین موضوعی فیلمی ساخته شد ولی ای کاش همه چیز به هم ربط پیدا نمی کرد.
من هم اوایل پخش سریال بخاطر وجود اساطیر ایرانی این فیلم را دنبال می کردم. وخوشحال شدم از اینکه بالاخره مسئولین فرهنگی ما به فکر هویت ملی ما افتادند اما با گذشت چند هفته ،سر از عربستان، عراق و... در آوردیم ودر لابلای نخلها دنبال رستم ،اسفندیار، سهراب و... گشتیم . ولی افسوس که رد پای ضعیفی از آنان باقی مانده بود. وافسوس خوردم ایران با این همه پیشینه و اسطوره وقهرمانان ملی چرا از ساختن فیلم زندگی ودلاوری های آنان عاجز بوده ویا سر باز می زند؟؟؟
عاقبت بخيري از جمله دعاهاي پركاربرد پدران ما است.اين سريال عاقبت بخير نشد.اي كاش سريال بعد از شكست اسفنديار از رستم تمام مي شد.
متاسفم که فرهنگ کهن ایران زمین را ایگونه ناشیانه لگدمال کردن/ حیف رستم و فردوسی و .......
به جاي ساخت تعداد بيشماري سريال و فيلمهاي سينمايي پر خرج، بي مفهوم، نا متناسب با فرهنگ ديني و ميهني بهتر است اين هزينه ها را در جهت ساخت يك فيلم تاريخي-باستاني با جلوه هاي ويژه (حداقل در حد فيلمهاي سطح پايين هاليوودي) صرف كنيم تا ضمن دفاع از تاريخ و هويتمان زمينه اشتغال بسياري از افراد خوش ذوق و گرافيست در اين زمينه را فراهم كنيم.
در ابتدا این مجموعه بسیار جذاب بنظر میرسید.اما در اواسط کار از این شاخه به آن شاخه پریدن این سریال آغاز شد.در حالی که مردم ما مطمئنا دوست دارند سریالی ببینند که درباره پهلوانان اساطیری ایران باشد،گریز این سریال به اعصار مختلف ضربه سختی به بینندگان آن زد بطوری که برادر بنده که یکی از مشتریان پر و پا قرص این سریال در ابتدا بود،بعد از چند قسمت،قید دیدن این سریال را زد.
سریال پیش از حد کشدار وملال آور بود اختلاط ناشیانه اسطوره های ملی با شخصیت های مذهبی باعث شد تا این سریال نتواند مخاطب جذب نماید
من تنها دو قسمت از اين سريال را نگاه كردم و متاسف شدم چرا بدون مطالعه كار انجام مي دهند اين فيلم از بابت متن،تدوين،چره پردازي،و....فوق العاده بد بود .
اين سريال رو در ابتدا بخاطر پرداختن به شاهنامه حكيم فردوسي نگاه مي كردم اما از قسمت 3 و 4 به بعد متوجه تحريفات در اصل داستان و كلا از محتوي تهي بودن كار ، بشدت از اين سريال روي گردان شدم .
نميرم ازين پس كه من زنده ام
كه تخم سخن را پراكنده ام
حريم و حيطه حكيم توس جايي نيست كه به راحتي مجال پاي گذاردن در آن داشته باشيم
با تشکر از نقد کوتاه و رسای شما.
من هم مثل خیلی از هم وطنان ابتدای سریال را میدیدم ولی بعد از چند قسمت به کلی آن را رها کردم.
سریال40سربازخیلی خوب پیش می رفت تا اینکه به یکباره با همه دورانها و قومیتها ادغام شد .راستی شاهنامه و رستم و سهراب چه ربطی به جنگهای صدر اسلام و تفنگداران آمریکایی داشت!!! ما که نفهمیدیم به همین خاطر هم سریال را نگاه نکردم
باسلام از نقد و پرداختن شما تابناكيان به اين موضوع مهم بسيار سپاسگزارم. روي سخن من با بينندگان و آنهايي است كه نظراتي را ابراز نموده اند. مدت بسياري است كه به دليل بسياري از كج كاري ها و تند روي ها به نام دين كتاب ها و سريال هايي كه تحت اين عنوان ساخته مي شوند از سوي مخاطبات مورد استقبال چنداني قرار نمي گيرد اما برعكس كتاب ها و موضوعات مربوط به مليت و اساطير بسيار طرف دار دارد. بنده منكر آشنايي با اساطير و بزرگان ملي خود نيستم و خود در اين زمينه مطالعات زيادي دارم و مورد علاقه بنده مي باشد اما از انصاف به دور است كه اينچنين نا عادلانه با موضوعات بدون تفكر و صرفا از روي احساسات برخورد كنيم. اين سريان نه صرفا تا قسمت هاي سوم و چهارم (علي رغم آنچه كه دوستان در بالا ذكر كرده و طبق معمول شورش را در آورده اند) بلكه تا 7 يا 8 قسمت پاياني سريال به زيبايي ساخته و پرداخته شده بودكه كمي انصاف و مداقه در آن اين مساله را روشن مي كند. اما همانند غالب سريال ها و فيلم هاي ايراني نه از ابتدا براي انتهاي سريال سناريويي موثر در نظر گرفته شده بود ونه هيچگاه سينمايي هاي ما مي خواهند دست از سره سمبل كاري هاي خود بردارند.
دورود بر مهر ورزان فرهنگ پارسي.
كار بزرگ مخصوص انسان هاي بزرگ است .چرا كار به اين مهمي را به دست كسي مي دهيد كه به جاي كمك ودفاع از فرهنگ آن را مضحكه عام وخاص مي كند.كجاست فردوسي كجاست مولوي وسعدي انان بزرگان اهل فرهنگ در قديم بوده اند وكارگردان اين مجموعه هم ...!!!
روي صحبت من به اهل فرهنگ به خصوص سينما است ، ايا كسي نيست كه جوابي به اين ياوه گويان گستاخ بدهد كجاست ياور آئين وفرهنگ اين سرزمين.
کشورهای خارجی یانگوم میسازند تا مردم برای دیدن ای لحظه شماری کنند اما ما بهترین داستانهای دنیارو ....
من سريال سربداران را 3 بار ديدم اگر باز نشان بدهند باز هم ميبينم . اما اين سريال فقط 1 قسمت ان را ديدم بسيار بسيار بد بود
با سلام
وقتی سریالا همزمان با پخش تولید می شه نتیجه هم نباید بهتر از این با شد
قسمتهای اول خیلی عالی بود منتهی در آخر همه چیز سرهم بندی و سرسری بود کما اینکه قسمت آخر سریال با تاخیر دو هفتهای پخش شد
واقعا ما ایرانیها بخصوص صدا و سیمادر اتلاف منابع نمونه ایم. که اگر تمام هالیوود را به ایران می دادند باز هم با مدیریت ویژه مان فیلم را بهتر از این در نمی آوردیم
با سلام
جايی که هويت ايرانی و اسلامی ما موضوع اصلی باشد لازم است دقت بيشتری لحاظ گردد. جدا از ايرادات فنی و ساختاری که حتی تماشاگر غير حرفه ای را به ستوه می آورد سناريو داستان و شيوه نگرش توليد کنندگان مجموعه به موضوع تنها برای مخاطبان با طيف سنی زير 10 سال مناسب بود.
ایرادات این سریال آن قدر پیش پا افتاده است که هر کس یک قسمت از آن را دیده باشد می تواند کلی ایراد از آن بگیرد واقعا سریال اعصاب خرد کنی بود من در یک قسمت از آن دیدم که در یک باغ سیاه درخت فردوسی مشغول جمع آوری انار بود من نمیدانم از کی درخت زرد آلو انار میدهد
آنقدر در اين سريال وقايع تاريخي با يكديگر قاطي شده بودند كه اگر مخاطب تاريخ نمي دانست در تقدم و تاخر وقايع دچار اشتباه و سردرگمي مي شد.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:44 |

بيوگرافي دانيال حكيمي تاريخ ارسال: چهارشنبه، 18 مهرماه 1386

نام : دانيال

نام خانوداگي : حكيمي 

جنسيت : مرد

سال تولد :1342

 

بيوگرافي:

 

همکاری با اداره فعالیت های فرهنگی و هنری دانشگاه تهران در سال ١٣٦٠

 

شروع فعالیت در تاتر در سال ١٣٦١

 

شروع فعالیت در رادیو به عنوان بازیگر در سال ١٣٦٣

 

گذراندن دوره بازیگری زیر نظر حمید سمندریان در سال ١٣٦٣

 

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "مخترع ٢٠٠١" (امیر توسل) در سال ١٣٧٠

 

 

 

فیلم شناسی :

 

1380  لژیون

 

1375  طوفان

 

1375  ستاره‌ های سربی

 

1374  بازی‌ های پنهان

 

1371  چشم‌ هایم برای تو

 

1370  مخترع 2001

 

1370  دیگه چه خبر؟! .



+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 22:53 |
وي در نهم خرداد ماه سال 1338 به دنيا آمد، ديپلم تجربي دارد و پس از آن تحصيلاتش در دو بخش است. ابتدا در مقاطع رسمي دانشگاه سينما و تلويزيون، سپس در موسسات حرفه اي كاربردي بازيگري و كارگرداني، تمام آنها نيز پس از ديپلم در خارج از كشور بوده است». او از آن زمان‌ها مي‌‌گويد: تا يادم است در زمان تحصيل مردودي نداشتم، اما در برخي از مقاطع دبيرستان تجديدي‌ها بلاي جان تابستان‌هاي من بود، يادم مي‌‌آيد كه در سال آخر دبيرستان از درس شيمي، نمره 9 شدم و آن را تك‌ماده كردم. هيچ گاه نتوانستم در دوران تحصيل با اين درس ارتباط برقرار كنم...
    او در ادامه مي‌‌گويد: در طي‌ سال‌هايي كه در خارج از كشور بودم، وقتم به آموزش و تحصيل، تدريس يا تمرين در اين حرفه مي‌‌گذشت، در تعدادي از كارهاي كوتاه، نيمه بلند و بلند حضور داشتم كه از قضا انگليسي زبان به حساب مي‌‌آمدند، درخارج از كشور هم دوربين را تجربه كرده بودم و در 25 تا 30 تز دانشجويي كه قابل تامل بود، با رعايت اصول صحيح در دانشكده سينما ساخته مي‌‌شد، بازي داشتم... من در هاليوود به مدرسه استراسبرگ و مايزنر رفتم تا آموزش بازيگري متد يا شيوه‌گرايي را دنبال كنم. در دانشگاه‌هايUCLA و USC چهار دوره كارگرداني بازيگري را با كارگردان‌هاي حرفه‌اي گذراندم ودر آنجا بازيگري فرانسوي و انگليسي را آموزش ديدم و عطش خاصي براي فراگيري ديگر سبك‌ها داشتم... ضمن آنكه از كارهاي فني جدا نبودم. مثلا دستيار دوربين و صدا بودم، در تئاتر ، نورپردازي صحنه انجام مي‌‌دادم، البته در كارهايي كه بازي نمي‌‌كردم.
    وي در ادامه مي‌‌گويد: به اين نتيجه رسيدم كه بايد بحث‌ سينما را جدي بگيرم از آن زمان كار برايم جدي‌تر شد، پس از تحصيل در اين زمينه اوايل سال 1371 به ايران برگشتم، در هفته چهل ساعت تدريس و مسئوليت آموزش در دانشگاه را تجربه كردم.
    به دنبال بازيگري نمي‌ رفتم، در واقع پس از بازگشت از امريكا در مسير آموزش بازيگري در سطح دانشگاهي قرار گرفتم... تا اينكه بازيگري آمد سراغم... فكر مي‌‌كنم بر حسب تقدير اين توفيق نصيب من شد، به واسطه رشته‌اي كه تدريس مي‌‌كردم و مجاورت با فيلم سازان مختلف وارد وادي بازيگري در ايران شدم، با اينكه در اين 12، 13 سال گذشته تمام وقت من را كارهاي مختلف تلويزيون و بعضا سينمايي گرفته، با اين حال، خودم را كم كار يا گزيده كار مي‌‌دانم.
    
    * * *
    مامون در ولايت فقيه، حضرت‌ابراهيم (ع) در ابراهيم خليل‌ا... ، و حضور در مختارنامه...
    صادقي كه مدرك دكتراي سينما و تلويزيون دارد درباره اين اثرهاي تاريخي مي‌‌گويد: به نقش‌هاي فاخر و تاريخي علاقه خاصي دارم، شخصيت‌هاي تاريخي با همه رمز و رازهايي كه در آن نهفته است برايم جالب است و مدت زماني كه در تاريخ از زمان حيات آنها تا عصر ما گذشته، اين جالب بودن را بيشتر مي‌كند...
    وي در مورد خصوصيات اخلاقي اش مي‌‌گويد: اصولا آدمي پر كار، با صداقت، عاطفي و پرتحرك هستم و هيچ اعتقادي به كينه ورزي ندارم، صدمه‌اي كه اين خصوصيت منفي رفتاري به آدم مي‌‌زند، بيش از نتايجي است كه به بار مي‌آورد...
    او مي‌‌گويد: از خودم راضي هستم، فكر مي‌‌كنم محمد صادقي در حد توانش كارهايي را كه بايد مي‌‌كرده انجام داده است...
    محمد صادقي از راه بازيگري و فعاليت‌هاي آموزشي درآمد دارد« درآمدم خوب است، من آدم مادي نيستم، به ميزاني درآمد دارم كه نيازهايم را بر آورده كند».
    
    
كودكي و تصوير

    
    در كودكي عاشق تصوير بودم، عكاسي، مجلات مصور، نقاشي و سينما، برخلاف بچه‌هايي كه حيوانات ريز و درشت و دست‌آموز را دوست دارند، توجهي به اين موضوعات نداشتم. عذاب مادرم حجم مجلات مصوري بود كه من جمع‌آوري مي‌‌كردم، همين علاقه باعث شد وقتي در رشته مكانيك، ماشين‌هاي كشاورزي و صنايع غذايي قبول شوم به دنبالش نروم. شايد اگر روزي بحث بازيگري و آموزش را كنار بگذارم، از طريق كارهاي كشاورزي و ساختماني و از آنجا كه نزديكاني دارم كه تجربه اين كارها را دارند، مي‌‌روم گندم و جو مي‌‌كارم.
    او مي‌‌گويد: از تنها گذاشتن پسر كوچكم در دنياي وانفساي امروز مي‌‌ترسم، آنقدر كه اين موضوع ترسناك است، چيز ديگري مرا نمي‌‌ترساند، حتي مرگ...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 22:50 |
بنام خدا
ويليام شکسپير

ویلیام شکسپیرویلیام شکسپیر (1616-1564) را بزرگترین نمایشنامه‌نویس در زبان انگلیسی دانسته‌اند.به همان درجه که سعدی، حافظ و فردوسی مظهر تفکر و زبان و ادبیات ایرانیان هستند و گفته‌های آنان زبانزد خاص و عام است، شکسپیر هم در تمدن انگلستان مقامی بسیار ارجمند دارد که شواهد آن در تشکیل انجمن‌های مخصوص برای قرائت نمایشنامه‌های او، دسته‌های سیار یا ثابت هنر پیشگان حرفه‌ای یا تفننی به نام "گروه شکسپیر" و همچنین تصاویر و مجسمه‌های متعدد از او و بازیگران نمایشنامه‌های او، نامگذاری خیابانها، خانه‌ها و حتی میکده‌ها به نام او کاملاً مشهود و محقق است. حتی جملات و گفته‌های او به صورت کلمات قصار و ضرب المثل در گفتگوهای روزمره به گوش می رسد، بدون این که گوینده یا شنونده از منبع حقیقی آن آگاه باشد.زندگی نامهدر اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهکده‌ای نزدیک شهر استرتفورد در ایالت واریک انگلستان زارعی موسوم به ریچارد شکسپیر زندگی می کرد. یکی از پسران او به نام "جان" در حدود سال 1551 به شهر استرتفورد آمد و در آنجا به شغل پوست فروشی پرداخت و "ماری آردن" دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید. ماری در 26 آوریل 1564 پسری به دنیا آورد و نامش را "ویلیام" گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال، شوخ و شیطان شد، به مدرسه رفت و مقداری لاتین و یونانی فرا گرفت. ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می‌گویند اول شاگرد قصاب شد و چون از دوران نوجوانی به قدری به ادبیات دلبستگی داشت که معاصرین او نقل کرده‌اند، در موقع کشتن گوساله خطابه می سرود و شعر می گفت.در سال 1582 موقعی که هجده ساله بود، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام "آن هثوی" از دهکده مجاور شد و با یکدیگر عروسی کردند و به زودی صاحب سه فرزند شدند. از آن زمان زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد و به قدری تحت تأثیر هنرپیشگان و هنر نمایی آنان قرار گرفت که تنها به لندن رفت تا موفقیت بیشتری کسب کند و بعداً بتواند زندگی مرفه تری برای خانواده خود فراهم نماید.پس از ورود به لندن به سراغ تماشاخانه‌های مختلف رفت و در آنجا به حفاظت اسبهای مشتریان مشغول شد ولی کم کم به درون تماشاخانه راه یافت و به تصحیح نمایشنامه‌های ناتمام پرداخت و کمی بعد روی صحنه تئاتر آمد و نقشهایی را ایفا کرد. بعدا وظایف دیگر پشت صحنه را به عهده گرفت. این تجارب گرانبها برای او بسیار مورد استفاده واقع شد و چنان با مهارت کارهایش را پیگیری کرد که حسادت هم قطاران را برانگیخت.در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه‌ای محترم و محبوب تلقی نمی شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند، آن را مخالف شئون خویش می دانستند. تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می دادند.در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال 1594 دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در 1597 اولین کمدی خود را به نام "تقلای بی فایده عشق" در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعد نمایشنامه‌های او مرتباً تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می آمد.الیزابت در سال 1603 زندگی را بدرود گفت، ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه‌ای نسبت به شکسپیر نشد. جیمز اول به شکسپیر و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد. نمایشنامه‌های او در تماشاخانه "گلوب" که در ساحل جنوبی رود تیمز قرار داشت، بازی می شد. بهترین نمایشنامه‌های شکسپیر درهمین تماشاخانه گلوب به اجرا درآمد. هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می آمدند تا شاهد اجرای آثار شکسپیر توسط گروه پر آوازه " لرد چیمبرلین" باشند. اهتزاز پرچمی بر بام این تماشاخانه نشان آن بود که تا لحظاتی دیگر اجرای نمایش آغاز خواهد شد. در تمام این سالها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر - چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر- کار می کرد. این گروه، علاوه بر آثار شکسپیر، نمایشنامه‌هایی از سایر نویسندگان و از جمله آثار "کریستوفر مارلو" ی گمشده و نویسنده نو پای دیگر به نام "جن جانسن" را نیز به اجرا در می آورند، اما احتمالا آثار استاد "ویلیام شکسپیر" بود که بیشترین تعداد تماشاگران را به آن تماشاخانه می کشید.این تماشاخانه به صورت مربع مستطیل دو طبقه‌ای ساخته شده بود، که مسقف بود ولی خود صحنه از اطراف دیواری نداشت و تقریباً در وسط به صورت سکویی ساخته شده بود و به ساختمان دو طبقه‌ای منتهی می گشت که از قسمت فوقانی آن اغلب به جای ایوان استفاده می شد.شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال 1613 در ضمن بازی نمایشنامه "هانری هشتم" سوخت و سال بعد بار دیگر افتتاح شد، که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت، چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود. احتمالا شکسپیر در سال 1610 یعنی در 46 سالگی دست از کار کشید و به استرتفرد بازگشت، تا درآنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد. چرا که حالا دیگر کم و بیش آنچه را که در همه آن سالها در جستجویش بود به دست آورده بود. نمایش نامه‌هایی که در این دوره از زندگیش نوشته " زمستان" و " توفان" هستند که اولین بار در سال 1611 به اجرا در آمدند. در آوریل سال 1616 شکسپیر چشم از جهان بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان خود و تمام مردم دنیا بجا گذاشت. آرمگاه او در کلیسای شهر استرتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او با وضع اولیه خود همیشه زیارتگاه علاقمندان به ادبیات بوده و هر سال در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می‌گردد.[ویرایش]مجموعه آثاربا توجه به تعداد نمایشنامه‌هایی که هر ساله از شکسپیر به صحنه می‌آمد، می‌توان این طور نتیجه گرفت که او آنها را بسیار سریع می‌نوشته‌است. مثلا گفته شده او فقط دو هفته وقت صرف نوشتن نمایشنامه "زنان سر خوش وینزر" (که در سال 1601 اجرا شد) کرده است. البته این بسیار هیجان آور است که شکسپیر را در حالتی شبیه به آنچه در این نقاشی می‌بینیم، در ذهن مجسم می‌کنیم، که تنها با تخیلات و الهامات خود در یک اتاق زیر شیروانی کوچک نشسته است و با شتاب چیز می‌نویسد، اما واقعیت غیر از این بود. آن طور که گفته می‌شود شکسپیر بیشتر نمایشنامه هایش را دراتاق کوچکی در انتهای ساختمان تماشاخانه می‌نوشته است. به احتمال زیاد شکل فشرده‌ای از نمایشنامه را از طرح داستان گرفته تا شخصیتها و سایر عناصر نمایشی، با شتاب به روی کاغذ می آورده... بعد آن را کمی می‌پرورانده و در پایان، زمانی که بازیگرها خود را با نقشهای نمایشی انطباق می دادند، شکل نهایی آن را تنظیم می‌کرده است. طرحهای شکسپیر اغلب چیز تازه‌ای نیستند. در حقیقت او این قصه را از خود خلق نمی کرده، بلکه آنها را از منابع مختلفی مثل تاریخ، افسانه‌های قدیمی و غیره بر می‌گرفته است. یکی از منابع آثار شکسپیر کتابی بوده به نام "شرح وقایع انگلستان، اسکاتلند و ایرلند" اثر "هالینشد" شکسپیر قصه‌های بسیاری از نمایشنامه خود را از جمله: "هانری پنجم"، "ریچارد سوم" و "شاه لیر" را از همین کتاب گرفت.ازدیگر آثاری که از نمایشنامه‌های شکسپیر به جا مانده است می‌توان به: هملت ، شب دوازدهم، اتلو، هانری چهارم، هانری پنجم، هانری ششم، تاجر ونیزی، ریچارد دوم، آنطور که تو بخواهی، رومئو و ژولیت، مکبث، توفان، تلاش بی ثمر عشق ... اشاره کرد.نمایشنامه رومئو و ژولیت در پنج پرده و بیست و سه صحنه تنظیم شده و اگر نمایشنامه تیتوس اندرونیکوس را به حساب نیاوریم ؛ اولین نمایشنامه غم انگیز شکسپیر محسوب می‌شود. تاریخ قطعی تحریر آن معلوم نیست و بین سالهای 1591 و 1595 نوشته شده، ولی سبک تحریر و نوع مطالب و قراین دیگر نشان می دهد، که قاعدتاً بایستی مربوط به سال 1595 باشد.هملت بزرگ ترین نمایشنامه تمامی اعصار است. هملت بر تارک ادبیات نمایشی جهان خوش می‌درخشد. دارای نقاط اوج، جلوه‌ها و لحظات بسیار کمیک است. می‌توان بارها و بارها سطری از آن را خواند و هر بار به کشفی تازه نایل شد. می‌توان تا دنیا، دنیاست آن را به روی صحنه آورد و باز به عمق اسرار آن نرسید. انسان خود را در آن گم می‌کند، گاه به بن بست می‌رسد، گاه لحظاتی سرشار از خوشی و لذت می‌آفریند و گاه انسان را به اعماق نومیدی می‌کشاند. بازی در این نقش، انسان را با تمام ذهن و روحش درگیر خود می‌کند و او را در خود فرو می‌برد.
نوشته شده توسط وحید خسروی سال سوم
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 20:37 |
به نام خدا
سیمین دانشور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.
Jump to: navigation, search
سیمین دانشور (متولد ۱۳۰۰ شمسی) نويسنده و مترجم ايرانی است.

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام.

در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.

در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر). سال بعد، در ۱۳۲۹، با وجود مخالفت خانوادهٔ آل‌احمد، با آل‌احمد ازدواج کرد. دانشور در ۱۳۳۱ به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.

پس از برگشتن به ایران، دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.





[ویرایش] کتابها
اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارت‌اند از مجموعه‌های داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷) و شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰) و نیز ترجمهٔ آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)، آنتوان چخوف (دشمنان، ۱۳۲۸)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانيل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.

معروف‌ترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. دربارهٔ این رمان نقدهای بسیار معدودی منتشر شده است (گلشیری، ص ۹). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه می‌پردازد، و ماجراهای آن در نیمهٔ اول سال ۱۳۲۲ در شیراز اتفاق می‌افتند، ولی به گفتهٔ خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره می‌کند (گلشیری، ص ۱۷۱).

از آثار دیگر وی می‌توان به چهل طوطی (با جلال آل‌احمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ۱۳۵۹)، و ترجمهٔ ماه عسل آفتابی (۱۳۶۲) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ۱۳۶۰)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامهٔ مهرگان.

مهم‌ترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمان‌های جزیرهٔ سرگردانی (خوارزمی، ۱۳۷۲) و ساربانْ سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن می‌پردازند.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 20:34 |
حکیم ناصر خسرو از شاعران بزرگ و فیلسوفان برتر ایران است که بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفهٔ یونانی و حساب و طب و موسیقی و نجوم و فلسفه و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کرده است. ناصرخسرو بهمراه حافظ و رودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته است. وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده است.

فهرست مندرجات [مخفی شود]
۱ زندگینامه
۲ شخصیت ناصرخسرو
۳ درونمایه شعر ناصرخسرو
۴ آثار ناصرخسرو
۵ نمونه اشعار
۶ برگرفته از
۷ جستارهای وابسته
۸ پیوند به بیرون



[ویرایش] زندگینامه
ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، معروف به ناصرخسرو، در سال ۳۹۴ در روستای قبادیان در بلخ (در استان بلخ در شمال افغانستان امروز) در خانوادهٔ ثروتمندی چشم به جهان گشود.

بگذشت ز هجرت پس سیصد نود و چار بنهاد مرا مادر بر مرکز اغبر
(اغبر= غبارآلود، مرکز اغبر = کره زمین)

در آن زمان پنج سال از آغاز سلطنت سلطان محمود غزنوی میگذشت. ناصرخسرو در دوران کودکی با حوادث گوناگون روبرو گشت و برای یک زندگی پرحادثه آماده شد: از جمله جنگهای طولانی سلطان محمود و خشکسالی بی سابقه در خراسان که به محصولات کشاورزان صدمات فراوان زد و نیز شیوع بیماری وبا در این خطه که جان عدهٔ زیادی از مردم را گرفت.

ناصرخسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از بر کرد. در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید و بعد از با شکست غزنویان از سلجوقیان، ناصرخسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد و به دلیل اقامت طولانی در این شهر به ناصرخسرو مروزی شهرت یافت.

همان ناصرم من که خالی نبود ز من مجلس میر و صدر وزیر
نخواندی به نامم کس از بس شرف ادیبم لقب بود و فاضل دبیر
به تحریر اشعار من فخر کرد همی کاغذ از دست من بر حریر
وی که به دنبال سرچشمه حقیقت میگشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران دینی آنها در مورد حقیقت هستی پرس و جو کرد. اما از آنچا که به نتیجه‌ای دست نیافت دچار حیرت و سرگردانی شد و برای فرار از این سرگردانی به شراب و میگساری و کامیاریهای دوران جوانی روی آورد.

در سن چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را می‌گوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر» ناصرخسرو پاسخ داد «حکما چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد» مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بی خردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصرخسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» گفت «عاقبت جوینده یابنده بود» و به سمت قبله اشاره کرد. ناصرخسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد، از شراب و همه لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت. وی مدت هفت سال سرزمینهای گوناگون از قبیل ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیرة العرب، قیروان، تونس، و سودان را سیاحت کرد وسه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت.

ناصر خسرو در سال ۴۴۴ بعداز دریافت عنوان حجت خراسان از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گردید. او در خراسان و به‌خصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به کیش اسماعیلی نمود، اما برخلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وی پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عده‌ای تحمل او را نیاورده و در تبانی با سلاطین سلجوقیان بر وی شوریده، و از خانه بیرونش کردند. ناصرخسرو از آنجا به مازندران رفت و سپس به نیشابور آمد و چون در هیچ کدام از این شهرها در امان نبود به طور مخفیانه میزیست و سرانجام پس از مدتی دربدری به دعوت امیر علی بن اسد یکی از امیران محلی بدخشان که اسماعیلی بود به بدخشان سفر نمود و بقیهٔ ۲۰ تا ۲۵ سال عمر خود را در یمگان بدخشان سپری کرد.

پانزده سال بر آمد که به یمگانم چون و از بهر چه زیرا که به زندانم
و تمام آثار خویش را در بدخشان نوشت و تمام روستاهای بدخشان را گشت. حکیم ناصرخسرو
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 20:33 |




فهرست شعرا < ورودی >


شعر و شاعری
--------------------------------------------------------------------------------

سهراب سپهری
در 15 مهر ماه 1307 در کاشان چشم به جهان گشود
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رساند و وارد دانشکده هنرهای زیبا تهران شد
و در سال 1332 در رشته نقاشی با احراز رتبه اول و دریافت نشان درجه علمی لیسانس گرفت
در سال 1336 از راه زمینی به پاریس و لندن سفر کرد در سال 1337 در اولین بی ینال تهران و کمی بعد در بی ینال ونیز و در سال 1339 در بی ینال دوم تهران شرکت جست و جایزه اول هنرهای زیبا را دریافت داشت
در دی ماه سال 1358 برای درمان بیماری سرطان خون به انگلستان رفت و در اسفند ماه همین سال در ایران بازگشت و در تاریخ اول اردیبهشت 1359 در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فرو بست
وی را در روستای مشهد اردهال کاشان به خک سپردند










دفترهای شعر
مرگ رنگ تهران 1330

زندگی خابها سپهر 1332

آوار آفتاب تهران 1340

شرق اندوه تهران 1340

صدای پای آب مجله ارش 1344

مسافر مجله آرش 1345

حجم سبز روزن 1346

ما هیچ ما نگاه تهران 1356

هشت کتلب طهوری 1356

منتخب اشعار طهوری 1364






--------------------------------------------------------------------------------

نشانی
خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به اگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسید به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی
خانه دوست کجاست



--------------------------------------------------------------------------------

شب تنهایی خوب
گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند
شب سلیس است و یکدست و باز
شمعدانی ها
و صدا دار ترین شاخه فصل ماه را می شنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست و در اسراف نسیم
گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلکها را بتکان کفش به پا کن وبیا
و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت :ـ
بهترین چیز رسیدنم به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 20:32 |
 

ابوعلي سينا

ابر مرد خرد گرا و اهريمن ستيز

پوهنوال دكتور ب . شيوا مل

شيخ الرئيس . حجته الحق . ريس العقلا . شرف الملك ابوعلي سينا ( حسين پسر عبدالله حسن پسر علي پسر سينا )

در دنياي امروز كمتر ملتي است كه به مفاخر گذشته خود توجه نكند زيرا يكي از علايم حيات و زنده بودن ملت ها ملتفت بودن و توجه داشتن به مفاخر گذشته فلسفي. علمي.فرهنگي .ادبي .سياسي.اجتماعي و ملي انهاست كه اين گذشتگان با وجود گذشت روزگار و سير زمان و وقوع حوادث نا گوار با هزاران خون دل براي اينده گان خود به ميراث گذ اشته اند كه بايد انرا گرامي و عزيز داشت و انرا بارور ساخت.

شيخ الرئيس نواسه علي سينا، ‌معروف به ابن سينا . به قولي در ماه صفر سال 370 هجري قمري(مطا بق 980 ميلادي ) از پدر بلخي ايي بنام عبدالله ( از سبب وزير ماليه بودن در زمان سلطنت نوح بن منصور به بخارا مركز ماورالنهر و خراسان انزمان انتقال نموده بود) و مادر بخارايي بنام ستاره در قريه خورميثن(قريه اي ميان بلخ و بخارا)طفلي چشم به جهان گشود .كه نامش را حسين گذاشتند .

. شركت در جلسات بحث از دوران كودكي ، به واسطه پدر كه از پيروان آنها بود . بوعلي را خيلي زود با مباحث و دانش هاي مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وي در فراگيري علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصيه استاد وي ابو عبدالله ابراهيم بن حسين ناتلي ، ‌ابن سينا را به جز تعليم و دانش اندوزي به كار ديگري مشغول نكند . و چنين شد كه وي به دليل حافظه قوي و نبوغ خود در ابتداي جواني در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت يافت .

تا آنجا كه پادشاه بخارا ، نوح بن منصور ( 366 تا 387 هجري قمري ) به علت بيماري خود ، وي را به نزد خود خواست تا او را تداوي نمايد ابو علي ابن سينا بعد از تداوي از نوح تقاضا كرد تا به كتابخانه عظيم دربار ساماني دست يابد و از ان استفاده نمايد اين تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت . به اين ترتيب وي توانست با استفاده از اين كتابخانه در علوم مختلف از جمله حكمت ،‌ منطق و‌ رياضيات تسلط يابد ( خاندان سامانيان از مردم بلخ بودند و دين زردشتي داشتند سامان خدا از روشناسان و حاكم بلخ بود والي عربي خراسان در نصف قرن هشتم ميلادي با سامان دوست شد وسامان دين اسلام اختيار كرد از جمله نواسه هايش اسمعيل پسر احمد در سالي 892 ميلادي بعد از مرگ برادر ش نصر و گرفتن سمرقند سلسله سامانيان را بنيان گذاشت .

وي با وجود پرداختن به كار سياست در دربار منصور ، پادشاه ساماني و دستيابي مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله ديلمي و نيز درگير شدن با مشكلات ناشي از كشمكش امرا كه سفرهاي متعدد و حبس چند ماهه وي توسط تاج الملك ، حاكم همدان ، را به دنبال داشت . بيش از صدها جلد كتاب و تعداد بسياري رساله نگاشته كه هر يك با توجه به زمان و احوال او به رشته تحرير در آمده است . وقتي در دربار امير بود و آسايش كافي داشت و دسترسي اش به كتب ميسر بود ،‌ به نوشتن كتاب قانون در طب و كتاب الشفا يا دائره المعارف بزرگ فلسفي خود مشغول مي شد كه اوج كمال تفكر قرون وسطي است كه بدان دست يافت و در تاريخ تفكر انساني از تحقيقات معتبر جهان بشمار ميرود .

اما در هنگام سفر فقط يادداشت ها و رساله هاي كوچك مي نوشت از ميان تاليفات ابن سينا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتي جهاني يافته است . كتاب شفا در هجده جلد در بخش هاي علوم و فلسفه ، يعني منطق ، رياضي ، طبيعيات و الاهيات نوشته شده است . منطق شفا امروز نيز همچنان به عنوان يكي از معتبرترين كتب منطق مطرح است و طبيعيات و الاهيات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . كتاب قانون در طب در هفت جلد نيز كه تا قرن ها از مهمترين كتب طبي به شمار مي رفت . شامل مطالبي درباره قوانين كلي طب ، دواهاي تركيبي و غير تركيبي و امراض مختلف مي باشد . اين كتاب در قرن دوازدهم ميلادي همراه با آغاز نهضت ترجمه به زبانهاي لاتين و تا امروز به زبان هاي انگليسي ، فرانسوي و آلماني و ايراني نيز ترجمه شده است و به عنوان متن درسي طبي در پوهنتون هاي اروپايي تا سال 1650 ميلادي به عوض آثارجالينوس و موندينو در دانشگاه هايLavain و Monpellier تدريس ميشد.

ابن سينا در زمينه هاي مختلف علمي نيز اقداماتي ارزنده به عمل آورده است . او اقليدس را ترجمه كرد . رصدهاي نجومي را به عمل درآورد و در زمينه حركت ، نيرو ، فضاي بي هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت تحقيقات ابتكاري داشت . رساله وي درباره معادن و مواد معدني تا قرن سيزدهم در اروپا مهمترين مرجع علم زمين شناسي بود . درباره اين رساله فيگينه در كتاب دانشمندان قرون وسطي چنين آورده است : ابن سينا رساله اي دارد كه اسم لاتين آن چنين است : De Conglutineation Lagibum . در اين رساله فصلي است به نام اصل كوه ها كه بسيار جالب توجه است . در آنجا ابن سينا مي گويد : ممكن است كوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . يكي برآمدن قشر زمين . چنان كه در زمين لرزه هاي سخت واقع مي شود و ديگر جريان آب كه براي يافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عين حال سبب برجستگي زمين مي شود . زيرا بعضي از زمين ها نرم هستند و بعضي سخت . آب و باد قسمتي را مي برند و قسمتي را باقي مي گذارند . اين است علت برخي از برجستگي هاي زمين .

ابن سينا خرد مبتني بر منطق داشت و به تقدم عالم معتقد بود و مي گفت ( وجود خداوند بر جهان تقدم ذاتي دارد نه زماني) او به موجوديت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود .....سينا ميگفت افعال و حوادث مستقيما از خدا بوجود نمي ايد بلكه در نتيجه عمل غايي داخلي تكامل ميابد . سينا كو شش زياد كرد تا نظريات فلسفي خود را با عقايد عامه مسلمانان توافق دهد سينا همه قضايا را تنها به روش عقلي و كاملا مستقل از قران مورد بحث قرار ميداد از اين سبب بود كه تا قرن ها از طرف خلافت ها و هيت هاي حاكم ارتجاعي اورا مظهر كفر و الحاد ميدانستند و سوزاندن كتابهايش از سياستهاي متداول طي چند قرن در كشور هاي اسلامي منطقه بود زمانيكه اورا كافر و ملحد گفتن او گفت . ((كفري چو مني گزاف و اسان نبود محكم تر از ايمان من ايمان نبود در دهر چو من يكي و ان هم كافر پس در همه دهر يك مسلمان نبود)) و به واسطه عقل منطقي و نظام يافته خود حتي در طب نيز تلاش داشت تداوي را تا سرحد امكان تابع قواعد رياضي سازد . تسلط بر فلسفه را كمال براي يك دانشمند مي دانست . وي براي آگاهي از انديشه هاي ارسطو و درك دقيق آن ،‌ آن گونه كه خود در شرح احوالش نوشته است ، 40 بار كتاب علم الهي و يا مابعدالطبيعه(متا فيزيك ) ارسطو را خواند و به حكم تصادف با استفاده از كتاب كه ابونصر فارابي كه درباره اغراض ما بعد الطبيعه نوشته بود ، به معاني آن راه يافت . ابن سينا در دوران عمر خود از لحاظ عقايد فلسفي دو دوره مهم را طي كرد . اول دوره اي كه مصروف مطالعه اي فلسفه .عقايد و علوم مشاهي (ارسطو يي )بود و دوم دوره اي كه از آن عقايد عدول كرد و به قول خودش طرفدار حكمت مشرقين و پيرو فلسفه اشراق شد با مرگ سينا تقريبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسيد روجر بيكن اورا بزرگترين استاد فلسفه بعد از ارسطو لقب داده اند (فلسفه ابن سينا فلسفه مشاهي و متاثر از فلسفه نوع افلا طوني ودين اسلام است وي كوشيده است كه فلسفه را با دين اسلام توفيق دهد معذالك جمع اورا كافر وملحد خوانده اند اگر چه او و ابن رشد هر دو از پيروان ارسطو بودند اما شيخ الريس كمتر از ابن رشد تابع اصيل يونان بودند .

اما سينا قبل از ابن رشد بين فلسفه و احكام شريعت شكافي به وجود اورد و اولين كسي است كه در اسلام كتب جامع و منظم در فلسفه نوشته است و كتاب الشفا او در حكم دايره المعارف فلسفي است تاريخ اجتماعي ايران ج هشتم ) .وي به پشتوانه تلاش يك صد ساله اي كه پيش از او از سوي كساني همچون رازي و فارابي براي شكل گيري فلسفه صورت گرفته بود ، موفق شد نظام فلسفي منسجمي را ارائه دهد . با توجه به اين كه پيش از او مقدمات اين كار فراهم شده بود ، كار و وظيفه ابن سينا اين بود كه مشكلات و پيچيدگي ها را كشف و حل كند و آنها را به نحوي مظبوط و موجز شرح نمايد . فروع جزئي را به تصول شامل ارتباط دهد و اطراف آن را به هم بياورد .

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بين مفاهيم كلي مثل انسان ،‌ فضيلت و جزئيات حقيقي به يكي از پرسشهاي علماي قرون وسطي كه مدت هاي طولاني ذهن آنها را به خود مشغول كرده بود پاسخ داد . تاثير آراي فلسفي ابن سينا ، ‌همچون آموزه هاي طبي او ، ‌بر علاوه قلمرو اسلامي ، ‌در اروپا نيز امري قطعي است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلماني فرقه دومينيكي (1200 تا 1280 ميلادي ) ‌نخستين كسي بود كه در غرب تفسير و شرح جامعي بر فلسفه ارسطو نوشت . به همين دليل اغلب او را پايه گذار اصلي ارسطوگرايي مسيحي مي دانند . وي كه جهان مسيحيت را با سنت ارسطويي الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سينا متكي و معتقد بود. همچنين فلسفه ما بعد الطبيعه ابن سينا ، ‌خلاصه مطالبي است كه متفكران لاتيني دو قرن بعد از او بدان رسيدند در قرن پنجم هجري به وسيله پيشوايان مذهب و پيروان خانقاه مبارزه گسترده و شديد عليه علم و حكمت و مخصوصا فلسفه اغاز شد و در مدارس و مكاتب اهل علم تدريس هر گونه علم .فلسفه و حكمت را حذف كردند و جاي انرا به تفسير قران.احاديث. و اصول فقه واگذار كردند . علما مورد تكفير اربابان مذهب قرار گرفت از جمله كسانيكه كه با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغيان كرد حجته اسلام غزالي(450 الي 505هجري) بود كه عمري فلسفه را اموخت و به علت ياس وحيرت و واهمه عجيبي كه به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محكم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه .علم و حكمت گرديد.

غزالي در تهافت الفلا سفه (فارابي) و سينا را رد ميكند و ميگويد(علي التحقيق انها را ظلماتي فوق ظلمات فرا گرفته است) در المنقذ من الضلال متذكر شده است كه اين دو فيلسوف در بيست مورد در موضوع الهيات اشتباه كرده اند .در سه مورد مستوجب تكفير و در هفده مورد مستوجب تبعيد اند) و سه مورد كه انها را از اسلام جدا ميسازد و مورد تكفير قرار ميگيرند مينويسد: (1- معتقد بودن انها بر اينكه خداوند حاكم بر كليات است نه جزييات . 2- اعتقاد شان به تقدم عالم. 3- اينكه اجساد حشر ندازد ثواب و گناه مربوط روح است نه جسم .)

تعرض به سينا بدينجا پايان نمپذيرد بعضي از دانشمندان كوته استين در قرون بعدي نيز به او تاخته اند از جمله عثمان بن عبدالرحمن موسوم به ابن صلاح (643) سينا را مرتد و بي دين شمرده و او را از جمله علماي خارج مذهب دانسته و خواندن كتاب هاي سينا را براي مسلمانان جايز نمي شمارد و گناه كبيره ميداندو سينا را شيطاني از شياطين لقب داده است) غافل از اينكه او خودش شيطان بزرگ بود . هر قدر از قرن وسطي دور تر ميشويم و هر قدر رايره نفوذ دين بيشتر ميشود اين اعتراظات بيشتر و شديد تر ميشود علت هم معلوم است زيرا منطق و نحوه استنتاج سينا با مبادي ظاهر بينان دين كه پايه اش بر تعصب نهاده شده سازگار نيست مخصوصا كه با هجوم تركان عثماني دين زا با خرافات . اساطير وفانتزي ها اميخته ساختند و توده هاي كشور هاي اسلامي را در جهل و خرافه نگهداشتن تا هيت هايي حاكم بتواند براحتي حاكميت نمايند و تنها دشمني كه دز مقابل هر گونه جهل و خرافه ايستادگي ميكند علم و معرفت است بنا اين مخالفت ها متدينين ظاهر نما با اشاعه فلسفه و حكمت امري طبعيي بشمارميرود.

ابوعلي سينا در سال 428 هجري قمري ، زماني كه تنها 58 سال داشت ،‌ در حالي رخت از جهان بربست كه با اداي دين خود به دانش بشري ، نامي به صلابت تمدن خراساني از خود به جاي گذاشت اما دريغ ودرد كه امروز اين صلابت تمدن خراساني دارد كه اهسته اهسته به باد فراموشي سپرده شود.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 0:26 |
یاعلی مدد تا بعد...........
+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 22:0 |
فکر کنم با دیدن این تصاویر برای ساعتها از زندگی عادی دور خواهید شد و به ياد دوران شیرین کودکی، دورانی که سادگی ، یک رنگ و آب خیلی زیبا بهش داده بود ، مي افتيد .
یادش بخیر هر روز جمعه تلویزیون دولتی دوساعت برنامه اضافه تر از روزهای عادی داشت، وقتی ظهر جمعه همه خواب بودند ما بیدار می موندیم که کارتون نگاه کنیم ! سروصدا راه می انداختیم که دست آخر مادرامون شاکی می شدند، یادش بخیر…

منبع : شاهوار دات نت   www.shahvar.net

در تصاوير زير حدود ۶۰ كارتون قديمي گرد آوري شده اند

به دليل تعداد بالاي تصاوير و بسته به سرعت اينترنت شما ، براي لود عكسها مي بايست كمي صبر كنيد … البته ارزشش رو داره
ضمنا اكثر عكسها در اندازه هاي بزرگ گرد آوري شده اند ، لذا پس از لود كامل صفحه ، اين صفحه را ذخيره كنيد و عكسهاي آن را در كامپيوتر خود در اندازه بزرگتر ببينيد ….

جهت مشاهده تصاوير بر روي More كليك كنيد …

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:52 |

فكر نكنم تا به حال اين ماوس هاي عجيب و غريب را ديده باشيد ، براي همين تصميم گرفتم تا چند تا عكس از مجموعه ماوس هاي عجيب و غريب را براي شما‌ آماده كنم. شايد اولش تعجب كنيد و بگوييد كه كار كردن با اين ماوس ها چه قدر سخته ! اما اين ماوس ها جديد ترين ماوس هاي توليد شده از شركت هاي مختلف مي باشند كه طبق جديد ترين تكنولوژي ها ساخته شده اند.

شاهوار دات نت

براي ديدن اين تصاوير بر روي more… كليك كنيد.

 شاهوار دات نت

شاهوار دات نت

شاهوار دات نت

یک پاسخ به “مجموعه ماوس هاي عجيب و غريب !!!”

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:49 |
امروز قصد داريم تا بار ديگر به معرفي يك بازي جالب ، كم حجم و البته اين بار كاملا فارسي بپردازيم كه فارسي سازي اين بازي توسط تيم نرم افزاري شاهوار دات نت انجام شده است .

نگهبان آسمان يك بازي هواپيمايي بسيار هيجان انگيز است كه مطمئنم كه شما نيز تنها با يكبار بازي كردن ، معتاد اين بازي مي شويد ! و تا هنگامي كه بازي را به پايان نرسانيد خيالتان راحت نمي شود .

با اينكه بازي داراي حجم بسيار كمي است اما گرافيك بازي در نوع خود ، بسيار عالي است و موزيك هاي بازي نيزبسيار خوش ساخت و زيبا هستند طوري كه هيچ گاه از موزيك بازي و روند بازي خسته نمي شويد …

بازي داراي مراحل مختلف و فراواني است كه برخي از مراحل بسيار ساده و برخي ديگر بسيار سخت است و شايد ساعتها وقت شما را بگيرد .

جهت اجراي بازي نيز به سيستمي با مشخصات بالا احتياج نداريد و بازي در كامپيوترهاي قديمي نيز به راحتي اجرا مي شود فقط كافي است تا يك كارت گرافيكي با ۱۶ مگابايت حافظه ، يك كارت صدا و ۶۴ مگابايت رم (و يا بالاتر) داشته باشيد تا بتوانيد نگهبان آـسمان را بازي كنيد .

شرح هر ماموريت نيز در ابتداي هر مرحله به زبان فارسي شرح داده شده است .

منبع : شاهوار دات نت ---- www.shahvar.net

ضمنا كليدهايي كه در بازي به آن احتياج پيدا مي كنيد به شرح ذيل مي باشد :

كليك چپ : شليك تيربار

كليك راست : رها سازي بمب

Shift= بالابردن سرعت هواپيما

Ctrl= پايين آوردن سرعت هواپيما

ضمنا جهت نمايش اطراف هواپيما نيز در هر لحظه مي توانيد از كليدهاي جهت دار صفحه كايد (كليدهاي راست ، چپ ، بالا و پايين) استفاده كنيد .

پيشنهاد مي كنيم شما نيز اين بازي زيبا و كم حجم را دانلود كرده و نظرات خود را راجع به اين بازي بيان كنيد .

دانلود بازی نگهبان آسمان نسخه فارسی

حجم : ۸.۴ مگابایت

ضمنا بازي به صورت كرك شده نصب مي گردد و لذا احتياجي به كرك و يا شماره سريال نخواهيد داشت .

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:42 |
بازی مهیج NFS Carbon برای موبایل ؛ با کیفیت بالا.

این بازی در گوشی هایی که از جاوا پشتیبانی می کنند اجرا می شود.

شاهوار دات نت

دانلود NFS Carbon

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:40 |
امروز قصد داريم تا بار ديگر به معرفي يك بازي زيبا بپردازيم .

Alien Shooter يك بازي اكشن بسيار زيبا است كه مطمئنا پس از دانلود و نصب و اجرا آن مجذوبش شده و از گرافيك فوق العاده و مراحل جذاب آن لذت خواهيد برد .

شايد بتوان گفت اين بازي مشابه بازي خون آشام (رزنت اويل) در Playstation مي باشد .

شخصيت بازي نيز همانند بازي خون آشام مي تواند مرد يا زن باشد .

اما تفاوت اين بازي با بازي خون اشام در سوني اين است كه شما در Alien Shooter مي بايست به نابودي موجوداتي ناشناخته و ماقبل تاريخ بپردازيد .

مراحل بازي بسيار متنوع و زياد هستند و موزيك بازي بسيار عالي است . شيوه نمايش دوربين از بالاست (چيزي شبيه بازيهاي استراتژيك) كه شايد در ابتدا زياد برايتان جالب نباشد ولي مطمئنا پس از چند دقيقه بازي ، روند بازي در دستتان خواهد بود و خواهيد ديد كه اين شيوه نمايش چقدر مفيد است .

در طول مراحل مختلف مي توانيد اسلحه ، مهمات ، جعبه هاي كمك هاي اوليه و پول جمع آوري كنيد كه گاهي اين وسابل مخفي بوده و مثلا در كمدها و يا ديوارها جاسازي شده اند . شما با جمع اوري پول مي توانيد در ابتداي هر مرحله اسلحه هاي جديد ، مهمات ، جليقه هاي ضد گلوله ، و ابزارهاي كمكي مثل : جعبه كمك هاي اوليه ، بالا بردن سرعت عمل كاراكتر ، چراغ قوه ، و … خريداري كنيد .

اين بازي رو من حدود ۲ سال پيش دانلود كرده بودم و بازي مي كردم ولي تا امروز يكي از بهترين دانلودهاي من در زمينه بازي بوده است . مطمئنم شما نيز پس از دانلود بازي و اجرا آن ساعتها در پشت كامپيوتر خود ميخ كوب شده و از خواب و خوراك خواهيد افتاد

ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:40 |

بچه هايي كه منو مي شناسن مي دونند كه اصلا اهل بازي هاي كامپيوتري نيستم .

اما مطمئناهيچ كدومون ، از بازيهاي كم حجم و جذاب كامپيوتري بدمون نمي ياد .حتي برخي از اين بازي ها آن قدر زيبا و جذاب هستند كه گاه آدم رو ساعتها پاي كامپيوتر ميخكوب مي كنند .

نمونه اين بازيها در سي دي شاهوار ۳ زياده ، كه دوستاني كه سي دي شو دارن حتما ديدن ( كه اون بخش يكي از پر طرفدارترين بخشهاي سي دي است ) .

Alien Shooter يكي از همين بازيها است ! كه مدتي قبل در سايت خودمون نسخه ۱.۲ آن معرفي شده بود . (لينك مطلب)

امروز متوجه شدم كه نسخه جديد اين بازي نيز ارائه شده است …. يعني نسخه ۲.۵.۰.۱ .

Alien Shooter يك بازي اكشن بسيار زيبا است كه مطمئنا پس از دانلود و نصب و اجرا آن مجذوبش شده و از گرافيك فوق العاده و مراحل جذاب آن لذت خواهيد برد .

منبع : شاهوار دات نت ....www.Shahvar.net

شايد بتوان گفت اين بازي مشابه بازي خون آشام (رزنت اويل) در Playstation مي باشد .

شخصيت بازي نيز همانند بازي خون آشام مي تواند مرد يا زن باشد .

اما تفاوت اين بازي با بازي خون اشام در سوني اين است كه شما در Alien Shooter مي بايست به نابودي موجوداتي ناشناخته و ماقبل تاريخ بپردازيد .

مراحل بازي بسيار متنوع و زياد هستند و موزيك بازي بسيار عالي است . شيوه نمايش دوربين از بالاست (چيزي شبيه بازيهاي استراتژيك) كه شايد در ابتدا زياد برايتان جالب نباشد ولي مطمئنا پس از چند دقيقه بازي ، روند بازي در دستتان خواهد بود و خواهيد ديد كه اين شيوه نمايش چقدر مفيد است .

ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:38 |

بي شك شما نيز بازي Super Mario را به خاطر داريد .. يك بازي ماندگار در دستگاه ميكرو كه خاطره هاي بازي با اون رو هيچ گاه فراموش نخواهيم كرد .

اين بازي در ايران با نام قارچ خور رواج يافت و طرفداران زيادي داره تا جايي كه خيلي ها بازي كردن با اين بازي رو به بازيهاي امروزي ترجيح مي دهند .

به تازگي يك نسخه كاملا سه بعدي از اين بازي مخصوص PC ارائه شده است .

مزيت بسيار عالي اين بازي علاوه بر گرافيك فوق العاده آن ، استفاده از موزيك هاي ماندگار همان بازي قديمي است .

 

منبع : شاهوار دات نت

اين بازي با نام Super Mario ۶۴ انتشار يافته است و كاملا رايگان مي باشد .

Super Mario ۶۴ نيز همانند بازي اصلي داراي مراحل مخفي است .

همچنين در اين نسخه قادريد تا در هر لحظه اقدام به ذخيره بازي كنيد و بعدا دوباره از همان قسمت به بازي خود ادامه دهيد .

با تمام محاسني كه گفته شد اين بازي تنها ۷ مگابايت حجم دارد و فكر مي كنم همگان قادر به دانلود آن مي باشند .

ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:35 |

موتور جست‌وجوي دوقلوي گاهويوگل - GahooYoogle - كه قابليت‌هاي جست‌وجوي گوگل را با نتايج فهرست ياهو تركيب مي‌كند و نتايج هر دو موتور جست‌وجو را در يك پنجره با دو فريم نشان مي‌دهد، از سوي يك ايراني راه‌اندازي شده است.
در سايت گاهويوگل با آدرس www.gahooyoogle.com با وارد كردن كلمه‌ي مورد جست‌وجو،‌ پنجره‌ي مرورگري با دو فريم باز مي‌شود كه در يكي نتايج جست ‌وجو از ياهو و در ديگري نتايج جست‌وجو از گوگل قابل مشاهده است.

در حالي كه در نتايج جست‌وجو بروي سايت دايره‌المعارف ويكي‌پديا، يك نروژي به عنوان موسس وب‌سايت gahooyoogle معرفي شده بود، مستندات جديدي براساس اطلاعات سايت domaintools.com كه تمامي ‌مشخصات سايت‌ها و موسسان آن‌ها را به ثبت مي‌رساند نشان مي‌دهد اين سايت را يك ايراني به نام آربل ‌هاكوپيان در سال ۲۰۰۵ ايجاد كرده است. گويا اطلاعات مربوط به سايت YaGooHoogle براي معرفي GahooYoogle استفاده شده بوده است.
هر چند سايت‌هايي ديگري نيز وجود دارند كه نتايج جست‌وجوي موتورهاي جست‌وجوي مختلف را ارايه مي‌دهند، اما زيبايي سايت GahooYoogle عرضه‌ي نتايج جست‌وجوي معروف‌ترين و بزرگ‌ترين موتورهاي جست‌وجوي جهان گوگل و ياهو در يك صفحه است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:32 |

هر روز بر تعداد كساني كه از نرم افزار ياهو مسنجر استفاده مي كنند افزوده مي شود .

همانطور كه مي دانيد ياهو سرويسي را به كاربران خود ارائه مي دهد كه با استفاده از آن قادرند تا به صورت مخفي با ID خود اقدام به چت با دوستان خود كنند .

 

منبع : شاهوار دات نت

عموم كاربران علاقه زيادي به اين موضوع دارند كه تا بفهمند كه دوستان خود به راستي آنلاين هستند ، يا اينكه به صورت مخفي چت مي كنند .

سايت Xeeber تنها وب سایتی است که در زمینه ارائه سرویس شناسایی Invisible ها در یاهو مسنجر فعالیت می کند. در حال حاضر نرم افزارهایی مثل Buddy Spy و برنامه های مشابه به علت تغییر پروتکل یاهو مسنجر دچار اختلال شده و قادر به شناسایی Invisble ها به صورت صحیح نیستند ولی با استفاده از وب سایت Xeeber.com شما براحتی بدون هیچ محدودیتی و به صورت رایگان می توانید از Invisble بودن هر شخص در یاهو مسنجر مطلع شوید.

كه بي شك شما نيز تا به حال از آن استفاده كرديد و شايد بگوييد اين كه خبر جديدي نيست !؟

اما كمي صبر داشته باشيد …

مدتي كوتاهي است كه اين سايت قابليت جديدي را به وب سايت خود اضافه كرده است . كافي است به سايت Xeeber.com مراجعه كرده و طبق معمول ID فرد مورد نظر را وارد كرده و بر روي دكمه ذره بين كليك كنيد .

حال نه تنها از وضعيت واقعي دوست خود در ياهو باخبر مي شويد ، بلكه اين سايت به تازگي Avatar اي كه شخص نيز به كار مي برد را به شما نمايش مي دهد !

اطلاعات تصاوير هر فرد (Avatar) كاملا شخصي و مخفي است و Xeeber كه يك سرويس كاملا وطني است براي اولين بار توانسته است به آن دستيابي پيدا كند .

اينجاست كه اين سايت پا را يك قدم فراتر گذاشته و اطلاعات بيشتري را از هر كاربر در اختيار همگان قرار مي دهد !

به نشر شما قدم بعدي Xeeber چيست ؟

پا نوشت :

»» خودم ID هاي مختلفي رو تست كردم … نتايجي مثل آي دي Google برام خيلي جالب بود

»» روشي ديگر جهت پي بردن به وضعيت دوستانتان در ياهو مسنجر از طريق يك ربات ابراني در ياهو مسنجر

شما نيز هم اكنون از وضعيت دوستتان و Avatar وي با خبر شويد ! xeeber.com

منبع : شاهوار دات نت

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:31 |
مدت كوتاهي از هك شدن دامين اصلي پرشين بلاگ مي گذرد . (Persianblog.com)
اين چند روزه خبرها و بحث هاي فراواني در مورد هك شدن دامين .COM پرشين بلاگ در همه جا مطرح بود و همه نگاه ها و توجهات به اين سايت بود.
The image “http://news.blogfa.com/Photo/n/news.gif” cannot be displayed, because it contains errors. اما روز گذشته سايت بلاگفا نيز اعلام كرد دامين اصلي اين سايت يعني Blogfa.com مورد تهديد جدي قرار گرفته است .
با وجود اطلاعيه اي كه از طرف “عليرضا شيرازي” مدير سايت بلاگفا منتشر شده بود ، استفاده از دامين جديد به عنوان ابزاری پیشگیرانه در صورت از دست رفتن نام اصلی عنوان شده بود اما به گفته ی یک کارشناس امنیتی، احتمالا دامین سایت بلاگفا اکنون روزها است که کاملآ هک شده و ظاهرآ مدیران آن دیگر کنترلی نسبت به نام آن ندارند.

“محمد مظفری” کارشناس امنیت وب و مدیر سایت “رسانه امنیت دیجیتال” نظر متفاوتی در این زمینه دارد و می گوید:

گفتن اینکه ما برای آینده نگری و یا حمایت از دامنه های ویزه ایرانیان نام دامنه اصلی خود که چند سال است در گوگل ایندکس شده و …. را یک شبه از com. به ir. تغییر دادیم منطقی بنظر نمی رسد. در عرض کمتر از چند روز دو سرویس دهنده ی بزرگ وبلاگ فارسی دامنه های خود را از دست دادند! درست بعد از اعلام نتایج نخستین جشنواره رسانه های دیجیتال که هر دو این سرویس دهنده ها جزو برندگان آن بشمار می روند دامنه های آنها بسرقت رفت.

همه بخوبی می دانیم که دامنه در اینترنت حکم شناسنامه انسان را دارد و بیش از هرچیز دیگر باید به آن اهمیت داد. همه پرشین بلاگ را با نام آن می شناسند و بلاگفا را نیز همینطور. وقتی با کمال تعجب و در حالیکه هنوز از شوک سرقت دامنه پرشین بلاگ بیرون نیامده بودم این مطلب را خواندم، تهدید دامنه سایت بلاگفا توسط یک گروه ناشناس. حدس زدن در رابطه با دلیل نوشتن این مطلب کار سختی نبود!

دامنه جدید بلاگفا  blogfa.ir پس از کمی بررسی براحتی متوجه تغییرات انجام شده در دامنه بلاگفا در ۸ روز پیش یعنی تاریخ ۱۹-Jul-۰۷ خواهید شد. دامنه احتمالا دیگر در دست صاحبان واقعی آن نیست. بنظر نمی رسد نفوذگران که در حال حاضر دامنه را در دست دارند، قصد آزار رساندن را داشته باشند در غیر اینصورت هنوز دامنه بر روی blogfa.ir منتقل نمی شد.

اما ساعاتي پيش در قسمت اخبار سايت بلاگفا مطلبي درج شد كه تمام شك ها را به يقين تبديل كرد !
اين پست كه ساعاتي پيش از سايت حذف شده است ، خبر از مرگ بلاگفا مي دهد و چيزي كه تقريبا مشخص است اينه كه از طرف مديريت سايت ارسال نشده است !

(تصويري از اين پست حذف شده )

اگر این پست توسط افراد هکر نوشته شده باشد بدان معنی است که، نفوذگران دسترسی در سطح مدیریت به بلاگفا دارند و براحتی قادر به انجام هر کاری می باشند !

لازم به ذکر است با نگاهی به مشخصات دامنه blogfa.com در بخشی از اطلاعات این سایت، آدرس شهر بیروت در کشور لبنان (LBN, beirut ۱۱-۴۱۸۱ Lebanon) به چشم می آید یعنی همان آدرسی که پس از هک شدن دامین پرشین بلاگ در قسمت توضیحات آن اضافه شده بود.

تا این زمان سایت بلاگفا اظهار نظری پیرامون عدم مالکیت دامین اصلی این سایت نکرده است و باید دید در ساعات آینده عکس العمل مسئولان این سایت چه خواهد بود. همچنین هنوز اطلاعات دقیقی پیرامون نحوه این حملات و یا حمله کنندگان نه از طرف سایت پرشین بلاگ و نه از طرف بلاگفا منتشر نشده است. برخی این گروه مخرب را عراقی، برخی آنرا آلمانی، لبنانی و حتی آنرا یک گروه ایرانی می دانند.

با مسائلي كه اين روزها براي دو سرويس بزرگ وبلاگ نويسي يعني پرشين بلاگ و بلاگفا رخ داده ، و همچنين مشكلاتي كه مدتي پيش ، ميهن بلاگ ديگر سرويس وبلاگ نويسي ايرانيان دچار آن شد و بسياري از وبلاگها را نيز حذف نمود ، مبحثي كه دكتر مزيدي در رابطه با مهاجرت از سرويسهاي وطني به وردپرس دات كام مطرح كردند ، هر روز بيشتر در بين كاربران پخش شده و با توجه به امكان استفاده از زبان فارسي در وردپرس ، Wordpress.com يكي از بهترين گزينه ها براي مهاجرت از سرويسهاي وبلاگ نويسي وطني مي باشد .

در پايان آرزو داريم تا مشكلات مربوط به پرشين بلاگ و بلاگفا هر چه سريعتر حل شده و به پايان برسد .

و ديگر شايد چنين حملات مشابهي نباشيم .

» منبع خبر : winbeta

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:30 |

شايد براتون پيش اومده باشه كه ساعت سيستمتون اشتباه باشه و بخواهيد بدانيد ساعت كامپيوترتون رو به صورت دقيق تنظيم كنيد . و يا اينكه يكي از بستگان شما در يكي ازكشورهاي ديگه زندگي مي كنه و بخواهيد بدونيد كه هم اكنون اونجا ساعت چنده …

شاهوار دات نت

اما قصد معرفي روشي را داريم كه شما قادريد تنها با استفاده از سايت گوگل كه هميشه از آن به عنوان جستجوهاي اينترنتي استفاده مي كنيد بتوانيد ساعت دقيق هر مكان از كره خاكي را بدانيد !

ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:27 |
امروز قصد داريم به معرفي ترفندي بسيار جالب براي گوشيهاي همراه اپراتور اول بپردازيم . كه با استفاده از آن قادريد تا اطلاعات آخرين صورت حساب تلفن همراه خود را مشاهده كنيد .

منبع : شاهوار دات نت .... www.shahvar.net

كافي است به سايتي كه در ادامه مطلب به شما معرفي مي گردد ، مراجعه كرده و اطلاعات زيادي را در مورد آخرين فيش تلفن همراه (موبايل) به دست آوريد .

اطلاعاتي كه به شما نمايش داده مي شود شامل موارد زير است :

  1. مبلغ كاركرد تلفن شهري
  2. مبلغ كاركرد تلفن بين شهري
  3. هزينه جابه جايي
  4. هزينه پيام كوتاه
  5. رومينگ بين الملل
  6. خدمات ويژه
  7. آبونمان
  8. تماس هاي خارج از كشور
  9. ماليات
  10. صورتحساب كلي اين دوره
  11. بدهي پيشين
  12. بستانكاري پيشين
  13. و ساير هزينه ها

مي شود … همانطور كه ملاحظه مي كنيد ، اطلاعات جامع و كاملي رو مي تونيد در مورد تلفن همراه خود بدست آوريد .

مزيت بزرگي كه اين ترفند داره اينه كه شما به راحتي مي تونيد مبلغ كاركرد تلفن همراه دوستان و آشنايان خود را نيز مشاهده كنيد !
كه در نوع خود مي تونه خيلي جالب باشه ….

براي اطلاعات بيشتر و معرفي سايت مربوطه ادامه مطلب را دنبال كنيد …

ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:25 |
اگر به دنبال يك گوشي ارزان قيمت و شيك مي گرديد كه نيازهاي اوليه شما را از يك تلفن همراه بر آورده كند ، بي شك گوشي J۱۰۰ سوني اريكسون بهترين انتخاب است .

ظاهري زيبا ، صفحه نمايش رنگي ، زبان فارسي ، پخش فايلهاي midi ، امكان تعويض Wallpaper و از همه مهمتر سادگي كار با گوشي باعث شده ، J۱۰۰ از ديگر رقباي هم قيمت خود همانند ۱۱۰۰ نوكيا يك سروگردن بالاتر باشه .

اين گوشي كه محصول فوريه ۲۰۰۶ است و چند ماهي است كه وارد بازار شده است ، يكي از بهترين گزينه ها براي كساني است كه فقط يك گوشي ساده و زيبا و سبك مي خواهند كه قابليت عكس برداري و بلوتوث براشون مهم نباشه و فقط قصد دارند با گوشي تماس بگيرند و اس م اس ارسال كنند (و البته بالعكس)

ابعاد گوشي ۱۸ * ۴۴ * ۱۰۰ میلی‌متر است و تنها ۷۹ گرم وزن دارد و در دو رنگ سفید، آبی شفقی عرضه مي شود .

وضوح صفحه نمايش آن ۶۴ *‌ ۹۶ پیکسل است و تعداد رنگ آن ۶۵۵۳۶ رنگ  است .

قابليت ذخيره ۲۵۰ شماره تلفن را تنها بر روي سيم كارت دارد و همچنين ۵۰ پيام كوتاه (SMS) و نوع زنگ J۱۰۰ پلی‌فونیک (۳۲ کانال)  است . را بر روي سيم كارت ذخيره كرده وداراي تقويم ماشين حساب و بازي نيز مي باشد .

ضمنا J۱۰۰ يك گوشي خيلي كم مصرفه و باطري زيادي رو نگه ميداره و به صورت معمول مي تونيد ۴ روز از اون استفاده كنيد تا شارژش تموم بشه .

در حالت انتظار ۳۰۰ ساعت و در حالت مكالمه ۸ ساعت مداوم ، باطري دارد .

با توضيحاتي كه داده شد اگر قصد داريد تا يك j۱۰۰ براي خودتون دست و پا كنيد از ترفند زير مي توانيد براي تست همه قسمتهاي گوشي اطلاع يابيد و از صحت عملكرد گوشي خود اطمينان ۱۰۰% حاصل نماييد

كافي است كد  #۸۹# را وارد كنيد …

حال مي توانيد تمامي قسمتهاي زير را چك كنيد

  • تست تمامي كليدهاي گوشي
  • تست ويبريتور گوشي
  • تست RGB (رنگهاي صفحه نمايش)
  • تست صداي زنگ گوشي
  • تست ميكروفون و اسپيكر گوشي
  • و در آخر تست خاموش شدن گوشي

به همين راحتي قادريد تا از صحت گوئشي خود به صورت ۱۰۰% اطمينان حاصل كنيد و سپس اقدام به خريد آن كنيد .

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:22 |

امروزه با افزايش قدرت خريد خانواده ها ديگر داشتن تلفن همراه فقط مخصوص پدر يا بزرگ خانواده نميشه و ديگه اين روز ها تو هر خانواده اي چند گوشي موبايل پيدا ميشه… و از اين چند گوشي كه موجوده آيا كسي هست كه اطلاعات كاملي از امكانات اين گوشي ها داشته باشه ؟

شاهوار موبايل

يكي از رايج ترين گوشي هايي كه اين روزها خريداري ميشه گوشي هايي با سيستم عامل سيمبين سري ۶۰ به بالا هست براي همين من امروز يك آموزش كامل همراه با تصوير از اين سري گوشي ها رو قرار دادم كه در كل ۲۶ فصل در ۴۹ صفحه با فرمت استاندارد فايل PDF در اين بسته آموزشي قرار دارد.

براي مشاهده سر فصل ها و دانلود بسته آموزشي بر روي ادامه مطلب كليك كنيد.

ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:21 |

حتما شما نيز تا به حال براي دريافت خلافي اتومبيلتان اقدام كرده ايد و مي دونيد كه اين كار چقدر دردسر داره .

اما اين بار قصد داريم روشي را معرفي كنيم كه از طريق آن قادريد تا خلافي ماشين خودتون رو از طريق سرويس پيام كوتاه ، بر روي تلفن همراه خود دريافت كنيد .

منبع : شاهوار دات نت

 

  ادامه مطلب »

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:20 |

يكي از قابليت هاي مفيد سيم كارتهاي ايرانسل ، نمايش نام خياباني كه در آن بوديد در صفحه نمايش تلفن همراهتان بود  . اين موضوع در شهرهاي بزرگي كه به آن مسافرت مي كنيد مي تونه خيلي مفيد باشه و بي شك از گم شدن شما در ميان خيابان هاي مختلف كه تابلوي مشخصي هم براي اونها نيست جلوگيري مي كنه .  حتي در شهرهاي محل زندگي خودتان نيز با اين قابليت مي تونيد از خيابان هايي كه از اسامي آنها اطلاع نداريد با خبر شويد .

همين قابليت باعث جذب طرفداران بسياري به سمت سيم كارتهاي ايرانسل شده بود .

 مدتي پيش شركت اپراتور اول نيز اين قابليت را  به صورت آزمايشي در چند شهر بزرگ از جمله تهران و مشهد و شيراز فعال كرد و قصد دارد تا به تدريج اين قابليت را در همه شهرهاي ايران فعال كند .

از همان ابتدا كه خبر اين موضوع به دستمان رسيد قصد معرفي آن را داشتيم … اما با توجه به اينكه اين قابليت هنوز در شهر خودمون (شاهرود) فعال نشده بود ، دست نگه داشتيم تا بعدها ، اولين كسي باشيم كه نويد خبر فعال سازي  اين قابليت را در شهر شاهرود مي دهد .

 

موبايل ها دات كام

امروز اين قابليت در شاهرود نيز فعال شد !

قابل ذكر است كه اين قابليت را كافي است در تلفن همراهتان فعال كنيد … حال چه سيم كارت ايرانسل و چه سيم كارت همراه اول در گوشيتان باشد مي بايست نام خيابان را مشاهده كنيد  .

در ادامه مطلب مي توانيد نحوه فعال سازي اين قابليت را در تمامي تلفنهاي همراه مشاهده كنيد .

ادامه مطلب »

نوشته شده در تاريخ : ۲۰ مهر ۱۳۸۶ توسط : حامد صفا
مطالب بيشتري را در بخش ترفندهاي موبايل بخوانيد
+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:17 |
پیدایش اینترنت به دهه ۱۹۶۰ برمیگردد زمانی که دولت ایالات متحده براساس طرحی موسوم به “Arpa” مخفف ” آژانس تحقیق پروژه‌های پیشرفته” که در آن زمان برای کارکردهای دفاعی بوجود آمده بود، این طرح را اجرا نمود. طرح این بود که کامپیوترهای موجود در شهر های مختلف ( در آن زمان چیزی بنام کامپیوتر شخصی وجود نداشت بلکه سازمانهای بزرگ و دانشگاهها و مراکز دولتی معمولا دارای سیستمهای کامپیوتر بزرگ “MainFrame” بودند) که هر کدام اطلاعات خاص خود را در آن ذخیره داشتند بتوانند در صورت نیاز با یکدیگر اتصال بر قرار نموده “Connect” و اطلاعات را به یکدیگر منتقل کرده “Communicate” و یا در صورت ایجاد بستر مناسب اطلاعات را در حالت اشتراک “Share” قرار دهند. در همان دوران سیستمهایی بوجود آمده بودند که امکان شاهوار دات نتارتباط بین کامپیوترهای یک سازمان را از طریق مختص همان سازمان فراهم می نمودند طوریکه کامپیوتر های موجود در بخشها یا طبقات مختلف با یکدیگر تبادل اطلاعات نموده و امکان ارسال نامه بین بخشهای مختلف سازمان را فراهم می کردند که اکنون به این سیستم ارسال نامه پست الکترونیک (Email) می گویند. اما برای اتصال و ارتباط دادن این شبکه‌های کوچک و پراکنده که هر کدام به روش و استاندارد های خودشان کار میکردند استانداردهای جدید و مشخصی که همان پروتکل ها “Protocol” هستند توسط کارشناسان وضع شد. سرانجام درسال ۱۹۶۱ تعداد ۴ کامپیوتر در ۲ ایالت مختلف باموفقیت ارتباط بر قرار کردند و با اضافه شدن واژه نت “Net” به طرح اولیه نام آرپانت “ArpaNet” برای آن منظور شد. در دهه ۱۹۷۰ با تعریف پروتکلهای جدیدتر از جمله “TCP” که تا به امروز رواج دارد و نیز مشارکت کامپیوترهای میزبان “Host” بیشتر به آرپانت وحتی گسترده شدن آن به برخی نواحی فراتر از مرزهای ایالات متحده، آرپانت شهرت بیشتری یافت وایده اینترنت همراه با جزییات بیشتر راجع به شبکه‌های کامپیوتری مطرح گشت تا اینکه طی سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰ شبکه‌های مختلف تصمیم گرفتند به صورت شبکه‌ای با یکدیگر ارتباط بر قرار نمایند و آرپانت را بعنوان هسته اصلی انتخاب کردند. بعدها در سال ۱۹۹۳ نام اینترنت “Internet” روی این شبکه بزرگ گذاشته شد. وب یا همان “www”که مخفف “WorldWideWeb” ” تار جهان گستر” می‌باشد توسط آزمایشگاه اروپایی فیزیک ذرات Cern بخاطر نیاز آنها به دسترسی مرتب تر و آسان تر به اطلاعات موجود روی اینترنت ابداع گشت. در این روش اطلاعات به صورت مستنداتی صفحه‌ای “Page” بر روی شبکه اینترنت قرار می گیرند و بوسیله یک مرورگر وب ” WebBrowser ” قابل مشاهده هستند و هم اکنون کارکردهای بسیاری دارند.

تاریخچه اینترنت در ایران

• • سال ۱۳۷۱: تعداد كمی از دانشگاه‌های ایران، از جمله دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه گیلان، توسط مركز تحقیقات فیزیك نظری و از طریق پروتكل UUCP به اینترنت وصل می‌شوند تا با دنیای خارج ایمیل رد و بدل كنند.

• • سال ۱۳۷۲ : در سال ۱۳۷۲ هجری شمسی ایران نیز به شبکه اینترنت پیوست. نخستین رایانه ای که در ایران به اینترنت متصل شد مرکز تحقیقات فیزیک نظری در ایران بود. در حال حاضر نیز این مرکز یکی از مرکزهای خدمات اینترنت در ایران است .مركز تحقیقات فیزیك نظری و ریاضیات،‌ بعنوان تنها نهاد ثبت اسامی قلمرو [ir.] در ایران به رسمیت شناخته می‌شود. این قلمرو مشخّصه تعیین شده برای هویّت ایران در فضای اینترنت است.

شاهوار دات نت

• • سال ۱۳۷۳ : مؤسسه ندا رایانه تأسیس می‌شود. پس از راه‌اندازی اوّلین بولتن بورد (BBS)، در عرض یك سال نیز اوّلین وب سایت ایرانی داخل ایران را راه‌اندازی می‌كند. همچنین، این مؤسسه روزنامه «همشهری» را به زبان فارسی در اینترنت منتشر می‌كند، كه این اوّلین روزنامه رسمی ایرانی در وب محسوب میشود. در همین سال بدنبال اتصال به اینترنت از طریق ماهواره كانادائی «كد ویژن» (Cadvision)، مؤسسه ندا رایانه فعالیت بازرگانی خود را بعنوان اوّلین شركت خدمات سرویس اینترنتی (ISP) آغاز می‌كند.

• • سال ۱۳۷۴ : مجلس ایران تأسیس شركت «امور ارتباطات دیتا» تحت نظر شركت مخابرات ایران را تصویب می‌كند و مسؤلیت توسعه خدمات دیتا در سطح كشور را بطور انحصاری در اختیار آن شركت قرار می‌دهد.

• • سال ۱۳۷۷ : پروژه یونیكد در ایران با قرارداد شورای عالی انفورماتیك و همكاری بنیاد دانش و هنر واقع در انگلستان و با نظارت و مدیریت فنّی دانشگاه صنعتی شریف تحت عنوان «فارسی وب» آغاز می‌شود. هدف پروژه اینست كه با گنجاندن كامل و جامع الفبای فارسی در استاندارد یونیكد، نشر فارسی در كامپیوتر، مخصوصاً اینترنت و وب، استاندارد شود و اصولاً مشكل قلم (فونت) های غیر استاندارد موجود در نرم افزارهای ایرانی حل شود.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:15 |
 دوچرخه سواری تا فوتبال

 

در چهارم مهر ماه 1324 چند جوان نظامي علاقمند به ورزش دوچرخه سواري ، بنامهاي « ميرزائي، نواب و جانان پور » در خيابان فردوسي تهران اقدام به تأسيس يك باشگاه ورزشي نمودند و به دليل اينكه اعضاي اين باشگاه همگي دوچرخه سوار بودند، نام آن را باشگاه «دوچرخه سواران» نهادند. اولين اعضاي اين باشگاه در بدو تأسيس عبارت بودند از: جانان پور، خاكزاد، گيتي، گريش، كلاني، مهديون، حسيني،ميرزائي و خشايار.

   رفته رفته دوچرخه سواران در ساير رشته هاي ورزشي نيز از قبيل واليبال، بسكتبال،پينگ پونگ، وزنه برداري، كشتي، شنا، فوتبال، و .... تصميم به فعاليت گرفتند. در اين زمان تيم فوتبال « تور » كه توسط مرحوم علي دانائي فرد تشكيل شده بود، توانست در يك رقابت، تيم فدرتمند كارگران آبادان را شكست دهد. بنابراين مورد توجه ويژه باشگاه دوچرخه سواران قرار گرفت. مسئولان وقت اين باشگاه با مؤسس تيم تور به توافق رسيدند تا از آن پس اين تيم با نام تيم فوتبال دوچرخه سواران در مسابقات شركت نمايد.

   پس از يك سازمان دهي نسبي در باشگاه، « پرويزعموقلي، گرائيلي، دانايي فرد و سيدآقاجلالي » به عنوان هيئت مديره انتخاب شدند. بنابر اين تيم فوتبال دوچرخه سواران در سال 1325 اولين حضور رسمي خود را در مسابقات باشگاهي با كسب دو عنوان نايب قهرماني مسابقات باشگاه هاي تهران و نايب قهرناني جام خذفي تهران با موفقيت به پايان رسانيد و سال 1326 نخستين سال صدرنشيني اين تيم با قهرماني در مسابقات جام حذفي تهران بود.

   اولين ديدار رسمي باشگاه دوچرخه سواران در پانزدهم اسفندماه 1328 در مقابل تيم شاهين با حضور 2000 تماشاگر در ورزشگاه امجديه « شهيد شيرودي فعلي » برگزار گرديد كه طي آن اولين گل تاريخ فوتبال اين تيم توسط بيوك جدي كار از نقطه كرنر به درون دروازه شاهين ارسال شد و اين تيم با نتيجه يك بر صفر مقابل شاهين نخستين پيروزي خود را جشن گرفت.

اين باشگاه در سال 1328 نام خود را تغيير داده و عنوان « تاج » را برگزيد و در همين سال مقام قهرماني باشگاه هاي تهران را نيز كسب كرد. از آن به بعد « تيم فوتبال تاج » به دليل حضور تعدادي از نظاميان در تركيب آن بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت. و از آنجا كه مرحوم علي دانايي فرد، پايه گزار فوتبال اين باشگاه، به رده هاي پايه اي توجه ويژه اي داشتند،تيم تاج بر آن شد تا اقدام به تأسيس شعبه هايي در سراسر كشور نمايد و تيم هاي « تورج » « افسر »، « ديهيم »، « كورش » و « اتم » را در رده هاي سني پائين بنابر تصميم اتخاذ شده تأسيس نمود.

رفته رفته اين باشگاه به عنوان يكي از مطرح ترين تيمهاي فوتبال كشور بدل گشت و بازيكناني از قبيل « بيوك جدي كار، پرويز كوزه كناني، برادران بياتي، عارف قلي زاده، و.... » از اين تيم ظهور كرده و به اوج شهرت در فوتبال دست يافتند.

باشگاه تاج به عنوان ميزبان نهايي سومين دوره جام باشگاه هاي آسيا در سال 1349 ، رقيبان حرفه اي خود را به تهران دعوت كرد و در پايان با غلبه بر نماينده اسرائيل، قهرماني اين دوره از جام را در خانه جشن گرفت كه برخي از بازيكنان اين دوره عبارت بودند از: « طالبي، كاروحق ورديان، ناصر حجازي، اكبر كارگر جم، غلامحسين مظلومي، مهدي حاج محمد، عليرضا حاج قاسم، منصور پورحيدري، نصرالله عبداللهي و .... ».

با پيروزي انقلاب، تيم تاج به « استقلال » تغيير نام داد و همچنان پر قدرت و درخشان در ميدان هاي سبز مسابقات ظاهر گرديد و در سال 1370 بار ديگر عنوان قهرماني خود را در جام باشگاه هاي آسيا تكرار نمود. افتخار آفرينان اين دوره نيز افرادي چون : « شاهرخ بياني، شاهين بياني، مجيد نامجومطلق، عبدالعلي چنگيز، مهدي فنوني زاده، امير قلعه نوعي، عباس سرخاب، حميد بابازاده و .... » بودند.

اكنون تيم استقلال به عنوان يكي از پرافتخارترين باشگاههاي آسيا و ايران شناخته ميشود

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:4 |
 سلام خدمت شما عزیزان

 

از شاهين

شاهين باشگاهي بود که در سال 1321 به دست يک معلم به نام دکتر عباس اکرامي با همکاري و همراهي گروهي از بهترين جوانان کشور که عمدتاً دانشجو بودند ، بنا نهاده شد و مفاخر بزرگي چون اميرمسعود برومند ، امير عراقي ، شکيبي ، فاخري ، انصاري ، دکتر نادر افشار ، مرحوم پرويز دهداري ، حسينعلي کلاني ، جعفر کاشاني ، هميون بهزادي ، حميد شيرزادگان ، و ... تربيت کرده و به جامعه فوتبال تقديم نمود .
شاهين داري 402 تيم جوان با 62 شعبه در سطح کشور بود که دکتر اکرامي اين تيم را بر پايه 3 اصل ( اخلاق ، تحصيل و علم و ورزش ) استوار ساخته بود . .

شاهين در آن روزگار ، تنها دفتري بود در ورزشگاه امجديه ( شيرودي فعلي ) که بازيکنانش بري تعليم در آنجا گرد هم مي آمدند . ين باشگاه بري اولين بار آموزش فوتبال  را به صورت کتابي و از روي اصول ، شروع کرد و نخستين جزوه آموزشي را که در بر گيرنده اصول ورزش فوتبال بود ، و با استفاده از منابع جهاني تهيه و تنظيم گشته بود ، جهت يادگيري در اختيار اعضاي خود قرار داد .

اين تيم به جهت سيستم و قدرت عجيبي که بازيکنانش در کار حمله داشتند به ندرت اجازه ميداد حريفانش ( حتي بزرگترينشان ) خود را از شکست نجات دهند . ليکن بي دريتي و عدم دور انديشي مديران وقت باشگاه و کج سليقگي و انفعال دستگاه ورزش وقت کشور ، دست به دست هم داد و باعث شد بدليل پاره ي مسائل بعد از بازي اين تيم با تهرانجوان در هفته دهم ( در تاريخ 16/4/1346 ) اين باشگاه منحل گردد .

در ان بازي ناظم گنجاپور با وارد کردن سه گل در دقيق 61 ، 68 و 75 به درون دروازه تهرانجوان اين افتخار را بدست آورد که تا تمام کننده کتاب پيروزي هاي شاهين براي هميشه باشد .

آن روز شاهين در هفته دهم بازي ها با 18 امتياز از 10 ديدار ( در آن زمان براي هر پيروزي 2 امتياز منظور مي شد ) و 19 گل زده و 7 گل خورده در صدر و داريي با 16 امتياز در رديف دوم قرار گرفته بود .

اين بازي آخرين بازي شاهين بود در حالي که در اين فصل ، 3 هفته از بازي هاي ين تيم مقابل شهرباني ، ديهيم و تاج باقي مانده بود ، ناگهان با اطلاعيه رسمي سازمان تربيت بدني از تاريخ 20/4/1346 شاهين منحل گرديد . پس از انحلال شاهين ، بازيکنان آن همچنان يکپارچگي خود را حفظ کردند و حدود يک سال محروميت را با ادامه بازي ها و تمرينات خود در زمين هاي خاکي ، سپري نمودند . تا اين که باشگاه هاي مطرح آن روز در صدد جذب اين جوانان بي رقيب بر آمدند و از آن جمله باشگاه پاس خواهان کاشاني ، کلاني و همايون بهزادي بود و بعضي از باشگاه هاي ديگر هم بقيه آنان را مدنظر قرار داده بودند لذا شاهينيها به تکاپو افتادند تا از تفرق و پراکندگي مجموعه خود جلوگيري به عمل آورند ( از آن جمله مرحوم پرويز دهداري را مي توان نام برد ) و بر آن شدند تا اين مجموعه را در باشگاه پرسپوليس گردهم آورند .



و اما پرسپوليس ...



پرسپوليس باشگاهي بود که در سال 1342 بدست علي عبده بنا شده بود و در آن رشته هاي بولينگ ، واليبال و بسکتبال فعال بود . عبده از آمريکا به ا يران آمده بود و در جامعه ورزشي آمريکا در رشته بوکس صاحب عنوان قهرماني بود ( بابا بوکسور ! ) . عبده مدت ها انديشه يجاد تيم فوتبال پرسپوليس را با خود داشت و تيم فوتبالي را نيز يجاد کرده بود که تيمي ضعيف در رده دوم باشگاه هاي کشور محسوب مي شد و از اعضاي محبوب و ماندگار آن محمود خوردبين را مي توان نام برد .

پس از انحلال شاهين با دريت امير مسعود برومند و ريزني هي مرحوم دهداري ، چند تن از بازيکنان قبلي شاهين در ترکيب تيم دسته دومي پرسپوليس قرار گرفته و ترتيب يک مسابقه با تيم جم آبادان ( که در آن زمان تيم صاحب نامي بود ) را دادند و پس از آن تمامي اعضي شاهين به پرسپوليس پيوستند و محبوبيت شاهين بلند پرواز را به پرسپوليس هديه نمودند .

پرسپوليس بهار خود را در آغازين روزهاي سال 1347 با مربيگري دهداري ( کاپيتان پيشين شاهين ) و سرپرستي دکتر برومند آغاز کرد . مطابق مقرراتا ين تيم مي بايست کار خود را در فوتبال از دسته سوم و يا حداکثر از دسته دوم باشگاه ها شروع کند . اما انحلال چند تيم در اين زمان باعث گرديد تا به جي مسابقات ليگ يکسري مسابقات رده بندي در سطح باشگاه هي پيتخت برگزار شود . در آن مسابقات 44 تيم به رقابت پرداختند که 4 تيم پرسپوليس ، تاج ، عقاب و پاس سرگروه گرديدند .
از آن پس پرسپوليس رسماً وارد مسابقات باشگاهي يران گرديد . ين تيم در سال 1347 قدرت نمايي کرد و تمام رقيبان را پشت سر گذاشت و به عنوان قهرمان باشگاه هي تهران ، جهت شرکت در در مسابقات آسيايي تايلند عازم بانکوک گرديدند .

در سال 1348 کارخانه يران ناسيونال با مديريت خيامي ( از طرفداران تيم شاهين ) تازه تاسيس گرديده بود و تيم فوتبال ضعيفي هم داشت ، ( علي پروين هم از جمله بازيکنان ين تيم بود ) در ين زمان ( 1348 ) فکر تبليغ محصول ين شرکت ( پيکان ) با استفاده از محبوبيت تيم شاهين ، خيامي را بر آن داشت تا مذاکراتي با چند تن از شاهينيي سابق انجام داده و آنان را به تيم پيکان دعوت نميد . با رفتن آنها افراد باقي مانده نيز راهي جز پيوستن به يشان نديدند . لذا تمامي بازيکنان شاهين ( به جز عزيز اصلي ، دروازبان شاهين ) به پيکان مهاجرت کردند و در اين سال عنوان قهرماني باشگاه هي يران را از آن پيکان نمودند و در همين سال پيکان به جاي تيم ملي در تورنمنت جام دوستي نيز شرکت کرده و در بين 5 تيم مقام نخست را از آن خود کردند .

لازم به ذکر است که در اين زمان پيکان در برابر پرسپوليس با تک گل علي پروين و با نتيجه يک بر صفر پرسپوليس را شکست داد .

پرسپوليس در غياب شاهيني ها با تصاحب 12 امتياز در رده يازدهم قرار گرفتند . حضور در پيکان بيشتر از 1 سال به طول نيانجاميد و مجدداً بازيکنان در سال 1349 به خانه خود برگشتند و قهرماني اولين دوره ليگ تخت جمشيد در سال 1350 را از ان خود کردند . پرسپوليس در 5 دوره برگزاري ليگ تخت جمشيد ، با کسب دو قهرماني ( ليگ اول و سوم ) و سه نائب قهرماني ، به عنوان پرافتخارترين باشگاه کشور شناخته شد .

با وقوع انقلاب اسلامي ، اين تيم دچار بحران نفرات گرديد و بازيکنانش بکلي عوض شدند و تعداد بسيار اندکي از بازيکنان قديمي باقي ماندند . ليکن برگزاري مسابقات جام شهيد اسپندي در سال 1358 و ديگر مسابقات ، باعث گرديد تا بازيکنان مستعد و جوان کشور نگذارندا ين باشگاه بلند آوازه از رونق بيفتد .

باشگاه پرسپوليس در سال 1365 تحت پوشش بنياد مستضعفان و جانبازان قرار گرفت که نام آن به (( آزادي )) تغيير دادند . ليکن پس از مدت زمان اندکي بنياد از اداره ا ين باشگاه خودداري کرد و در ين زمان با توجه به موقعيت اين باشگاه ، سازمان تربيت بدني ، خود اداره آن را عهده دار گرديده و نامش را نيز به (( پيروزي )) تغيير دادند که تا کنون نيز با همين نام در ميادين ورزشي حضور مي يابد . البته اين تيم براي هواداران پر شمار اين تيم همان پرسپوليس است .

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:3 |
احتمالاً آب ميوه‌ي سرد شده در بسياري از كشورهاي جهان از جمله چين از 3000 سال پيش شناخته شده را مي توان اولين بستني ها دانست و طبق اطلاعات موجود، رومي‌هاي قديم از برف كوه‌ها براي سرد كردن آب ميوه استفاده مي‌كرده‌اند. از آن تاريخ تا قرن هيجدهم ميلادي، مدارك زيادي در دست نيست، تا اين كه ماركوپولو سياح مشهور ونيزي در بازگشت از سفر مشهورش به آسيا اطلاعاتي در زمينه‌ي ساخت شيريني از شير منجمد(احتمالاً نوعي بستني ميوه‌اي امروزي) را همراه خود از چين آورد.

 اين روش در ونيز مورد استفاده قرار گرفت و سپس در سرتاسر ايتاليا گسترش يافت. به تدريج كشورهاي ديگر اروپايي نيز از اين روش براي تهيه بستني استفاده كردند.

در ايران، بستني ابتدا به صورت سنتي و دستي با عنوان "بستني زعفراني" تهيه مي‌شد. اين بستني درون ظرفي(بشكه اي) دو جداره درست مي‌شد؛ به اين صورت كه درون جدار داخلي شير، خامه، شكر، ثعلب و زعفران، و در جدار بيروني يخ و نمك ريخته مي‌شد؛ سپس بشكه را مرتباً تكان مي‌دادند تا بستني تهيه شود. اما امروزه اين صنعت توسعه‌ي فراوان يافته و تقريباً در تمام شهرهاي ايران به صورت صنعتي تهيه و مصرف مي‌گردد.....

بستني در ايران

تهيه بستني در ايران متداول نبود و در قرن نوزدهم از اروپا به ايران انتقال يافت و متداول شد. در حقيقت از سفر سوم ناصرالدين‌شاه به اروپا، پلومبير نام محلي ييلاقي در فرانسه است كه بستني خوشمزه‌اي در آنجا تهيه مي‌شد و نام پلومبير يعني نوعي بستني كه با مخلفاتي همراه است از اين شهر منشاء گرفته است.

مي‌گويند در سال آخر سلطنت ناصرالدين شاه ساختن بستني در ايران متداول شد و معروف‌ترين بستني‌ فروش بعدي تهران يعني ممدريش بستني خامه‌دار مخصوصي تهيه مي‌كرد كه در تهران مردم استقبال زيادي از آن كردند. اين بستني با ثعلب تهيه مي‌شد. يخ و نمك را در بشكه‌اي ريخته داخل بشكه را شير مي‌ريختند و با وسايل مخصوص و تمهيدات زياد و تكان دادن و چرخاندن ظرف از آن بستني تهيه مي‌كردند. بستني‌فروشي‌هاي دوره‌گرد به زودي در تهران پيدا شدند كه بستني را در همان محفظه‌ها مي‌گرداندند و با نان مخصوص عرضه مي‌كردند.

ميرزا رضا كرماني قاتل ناصرالدين‌شاه در روز پنجشنبه 11 ارديبهشت 1275/16 ذي‌قعده 1313 ه.ق/ در تهران بود و از دكان ممد ريش بستني خريد و خورد. روز بعد هنگام ظهر ناصرالدين‌شاه را داخل حرم مطهر حضرت عبدالعظيم(ع) ترور كرد. مي‌گويند مامورين نظميه كه سرگرم تحقيق و تفحص درباره ريشه‌هاي ترور بودند وقتي دانستند يك روز قبل ميرزا رضا از ممد ريش بستني خريده و خورده است به سراغ او رفتند و او را به نظميه برده زير اشكلك انداخته و شكنجه‌اش كردند و مرتبا مي‌پرسيدند:< پدر سوخته در بستني چه ريخته بودي كه ميرزا رضاي شال‌فروش فقير كرماني را آن‌قدر جرات بخشيده بود كه شاه مملكت را بكشد. زودباش بگو و حقيقت را بيان كن.>
بيچاره ممد ريش كه تركه انار زيادي كف پايش زده و ضمنا او را به اشكلك بسته بودند هرچه قسم مي‌خورد كه به پير، به پيغمبر من دخالت و مشاركتي در طرح ترور اعلي حضرت نداشته‌ام از او نمي‌پذيرفتند. او گريه‌كنان گفت: <من روزي 1000 بستني مي‌فروشم. اگر قرار است هركس بستني بخورد آدم بكشد پس چرا تهران پر از تروريست و آدمكش نمي‌شود!؟>


بستني ممد ريش شهرت زيادي در تهران به دست آورد. بستني‌فروشي او در جنوب شهر بود و در بهار و تابستان غلغله‌اي در دكان دو نبش او كه سه نبش و چهارنبش هم شد بر پا مي‌شد او تا حدود سال‌هاي 1335-1334 زنده بود. بستني خامه‌اي پر از گلاب و خامه و هل و بسيار مايه‌دار و كش‌آمدني، كاملا سفيد مانند برف  لاي دو نان مخصوص معروف به حصيري كه روزانه چند هزار دانه از آن به فروش مي‌رفت. سال‌ها بستني به همان سادگي و رنگ شيري عرضه مي‌شد تا اينكه در حدود سال 1329 بستني ماشيني كاليفرنيا به بازار آمد و ذايقه‌ها بدان عادت كرد. بعدها بستني زعفراني زرد‌رنگ نيز شهرت يافت .

ديگر بستي فروش مشهوري كه شهرتش حتي به شهرهايي مانند لوس آنجلس و پاريس هم رسيده است اكبر مشدي است. نام واقعي اين شخص اكبر مشهدي ملايري بود. وي در ابتدا شكر و چاي  را شمال مي برد و از آنجا هيزم به تهران مي آورد.هنگامي كه وي ۲۰ ساله بود كه با ممد ريش آشنا شد و از طريق آشنايان وي توانست به  آشپزخانه دربار مظفرالدين شاه راه پيدا كند و تا آخر دوره قاجاريه در  دربار بستني سرو مي كرد. 

بعد از انقراض سلسله قاجاريه ،رضا شاه  تمامي پرسنل و خدمه دربار ازجمله اكبر مشهدي ملايري را از دربار اخراج كرد . اكبر مشهدي ملايري بعد از اين واقعه با پولي كه در مدت خدمت در دربار جمع كرده بود توانست مغازه بستني فروشي خود را در درحوالي ميدان راه آهن با نام بستني فروشي اكبر مشدي  افتتاح كند. وي معتقد بود كه بستني هاي ايراني بايد كاملا با بستني هاي خارجي فرق داشته باشد و ايراني ها ترجيح مي دهند تا در بستني هايشان خامه ، گلاب و زعفران بيشتر از نگهدارنده ها ي ديگر باشد.

آن زمان هنوز يخچال ساخته نشده بود و وي مجبور بود براي تهيه يخ از يخچال هاي طبيعي راه هاي طولاني تا كوه هاي شمال شهر را طي كند . گاه تا عمق ۶۰ متري در دل يخچال هاي طبيعي پايين برود.تا ذره اي يخ بدست بياورد.

به زودي شهرت وي بقدري زياد شد كه رجال مملكتي و سفراي خارجي مقيم تهران نيز به مشتريان پرو پا قرص اكبر مشدي تبديل شدند. نقل است كه فخرالدوله مادر دكتر اميني (نخست وزير وقت) از اكبر مشدي خواسته بود تا با هزينه وي به فرانسه سفر كند و براي مهمانان وي بستني سرو كند.

اكبر مشدي در ۹۲ سالگي بر اثر عارضه كليوي فوت كرد . خبر فوت وي حتي در روزنامه هاي عراق و پاكستان هم انعكاس يافته بود. يكي از ديپلمات هاي پاكستاني مقاله اي را براي بزرگداشت اكبر مشدي در روزنامه نوشت.  


با گذشت سال ها و افزايش شهر نشيني و بالار فتن مشتريان بستني ، بستني به تدريج به صورت ليوان كاغذي عرضه شد اما بستني‌فروشان سنتي از اين كار خودداري كردند (و مي‌كنند.) بستني بلوت كه انواع رنگ‌ها را در بستني توت و شاه‌توت و قهوه و كاكائو و پرتقال و ليمو و آناناس و موز و غيره عرضه مي‌داشت زماني بازار بسيار پررونقي داشت.
اكنون انواع بستني‌ها در ايران عرضه مي‌شود و البته بستني‌هاي تهيه شده در كارخانه‌هاي معروف كه پس از توليد در كاميون مجهز به سردخانه به فروشگاه‌ها انتقال يافته و در يخچال فروشگاه‌ها قرار مي‌گيرد ، فروش بسيار گسترده‌تري دارد....

نكات جالبي راجع به بستني

*كودكان بين سنين 2 تا 12 سال بيشترين دوستداران بستني هستند و افراد بالاي 45 سال هم از خوردن بستني بيشترين لذت را مي‌برند.
*براي خوردن يك بستني قيفي تقريبا بايد 50 بار آن را ليس زد.
*خوردن بستني در شهر نيوجرسي آمريكا بعد از ساعت 6 بعد از ظهر بدون اجازه پزشك ممنوع است.
*آمريكا بيشترين مصرف كننده‌ بستني در جهان است. آمريكا با ساخت بيش از 1/5 ميليارد گالن بستني در رده اول توليد بستني در جهان است.
*  50 درصد آمريكايي ها بستني را با سگ و گربه خود قسمت مي‌كنند.
*مردان بيشتر از زنان علاقه به خوردن بستني به عنوان دسر دارند.
*بيشترين مقدار وانيل به‌كار برده شده در بستني در ماداگاسكار تهيه مي‌شود.
*شكلات پرطرفدارترين شهد به‌كار رفته روي بستني است.
*تقريبا 13 درصد مردان و 8 درصد از زنان بعد از اتمام بستني، ظرف بستني خود را ليس مي‌زنند.
*بزرگ‌ترين بستني در دنيا 3 متر و 70 سانتي متربلندي دارد و با 4 هزار و 666 گالن بستني در كاليفرنيا در سال 1985 تهيه شده است. اين بستني 24 هزارو910 كيلو گرم وزن دارد. همچنين بزرگ‌ترين كيك بستني در چين ساخته شد كه 50 متر ارتفاع و 3 متر عرض داشت. اين كيك 32 هزار تكه شد.
*كوكي جارويس 39 ساله كه تقريبا 419 كيلوگرم وزن دارد مي‌تواند در عرض 12 دقيقه يك گالن كه معادل 255 گرم بستني وانيلي است، بخورد. او در مسابقه خوردن بستني نفر اول در جهان است.
*از شخصيت‌هاي مشهوري كه به خوردن بستني علاقه‌مند بودند مي‌توان به اسكندركبير، چارلز دوم، امپراتور روم (نرون)،ماركوپولو، جرج واشنگتن، توماس جفرسون،جيمزماريسون،ناصرالدين شاه، مظفرالدين شاه و رضا خان اشاره كرد .
*رونالد‌ريگان جولاي را به نام ماه بستني معرفي كرده است

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 20:54 |

بیو گرافی کیت وینسلت بازیگر دختر خوشگل خارجی - Kate Winslet Biography


نام اصلی: کیت وینسلت
سال تولد: پنجم اکتبر، 1975
محل تولد: لندن، انگلستان
نامزد اسکار: تایتانیک (1998)

کیت وینسلت در پنجم اکتبر سال 1975 در لندن به دنیا‌ آمد. در سن 11 سالگی اولین نقش نمایش خود را در پفکهای شکری تبلیغ نوعی غذای کودک تجربه کرد. او اجرا در مدرسه هنر را ادامه داد و در پی آن نقشهایی در نمایش درام تلویزیونی چروک (1988)، مجموعه های تلویزیونی تصادف (1989)، فصل تاریک (1991)، برگشتن (1992) و رفتارهای آنگلوساکسون (1993) بازی کرد. کیت وینسلت به همراه لئوناردو دی کاپریو دو کشف بزرگ فیلم عظیم تایتانیک بودند و از آن هنگام تا به حال شهرت خود را مدیون تایتانیک و جیمز کامرون هستند. کیت وینسلت در نوامبر 1998 با جیم ترایپتس - دستیار دوم فیلم عوضی بدقیافه که قبل از تایتانیک ساخته شده بود - ازدواج کرد.


بخشی از فیلمشناسی:
زندگی دیوید گیل (2003)
انیگما (معما) (2000)
قلم پرها (2000)
تایتانیک (1998)
دود مقدس (1998)

...


+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:6 |

بیوگرافی کاترین زتا جونز بازیگر زن خوشگل و ناز هالیوود - Catherine Zeta Jones Biography

download-persian.mihanblog.com


نام اصلی: کاترین زتا جونز
سال تولد: 25 سپتامبر 1969
محل تولد: سوانسی
همسر مایکل داگلاس
نامزد گلدن گلاب:
شیکاگو 2002
ترافیک (قاچاق) 2000
برنده اسکار:
شیکاگو 2002

 

کاترین زتا جونز روز 25 سپتامبر 1969 به دنیا آمد.
او همسر مایکل داگلاس پسر کرک داگلاس و بازیگر سینما است.
شاید تا قبل از بازی در شیکاگو چندان مطرح نبود. اما بازی خیره کننده اش در این فیلم باعث شد تا هم کاندید جایزه گلدن گلاب شود - هرچند که در رقابت با رنه زلویگر هم بازی او در این فیلم شکست خورد - و برنده جایزه اسکار 2003.
او بعد از دریافت چند جایزه معتبر بین المللی سرانجام مجسمه اسکار ربود.


بخشی از فیلمشناسی:
میمون صفت (2004)
آینه ها و غبار (2004)
ظلم غیرقابل تحمل (2003)
سندباد: افسانه هفت دریا (2003) (فقط صدا)
شیکاگو (2002)
دلبرهای آمریکایی (2001)
وفاداری بزرگ (2000)
ترافیک (قاچاق) (2000)
راه خاکستر (1999)
تله گذاری (1999)
پاتوق ارواح (1999)
نقاب زورو (1998)
شبح (1996)
جوهر آبی (1995)
کاترین کبیر (1995)
بازگشت بومی (1994)
شکوفه های محبوب ماه می (1993)
جدایی وراث (1993)
کریستف کلمب - اکتشاف (1992)

...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:6 |

بیوگرافی دیوید بکهام و همسرش ویکتوریا - David Beckham & Victoria Biography

دیوید بکهام


ابتدا به شرح مختصری درباره دیوید بکهام - معروفترین و پرحاشیه ترین فوتبالیست حال حاضر جهان – می پردازیم و سپس از همسرش ویکتوریا بکهام ، ستاره موسیقی پاپ و خواننده گروه سابق "اسپایس گرلز ( Spice Girls )" خواهیم گفت .

دیوید رابرت ژوزف بکهام در دوم می سال 1975 در لیتونستون لندن چشم به جهان گشود . پدرش "دیوید ادوارد" که در پمپ بنزین کار می کرد با مادرش "ساندرا پست" که آرایشگر بود در سال 1969 در محله هوکستون در شرق لندن با هم ازدواج کردند و صاحب سه فرزند شدند : لین ، دیوید و جوانا ... پدر او همیشه آرزو داشت یکی از فرزندانش در رشته های ورزشی ، به ویژه فوتبال ، به درجات عالی برسد که این آرزو در مورد دیوید به حقیقت پیوست .

پدربزرگ ( پدر مادر ) دیوید طرفدار تیم تاتنهام و پدرش طرفدار آرسنال لندن بود ، اما دیوید از همان دوران کودکی طرفدار منچستر بود و همیشه با شال گردن و کلاه منچستر در لندن به مدرسه می رفت و به این خاطر دعوا و کتک کاری زیادی در مدرسه برپا می شد . او بارها بدون اجازه والدین سوار ترن شده و به منچستر می رفت تا از نزدیک شاهد تمرین های تیم منچستر باشد . وی عاشق "سرالکس فرگوسن" بود ؛ چرا که در 13 سالگی به دیوید یک خودنویس هدیه داده بود که هنوز هم آن را دارد . پدرش از آنجا که دوست داشت دیوید فوتبالیست شود و علاقه شدید پسرش به منچستر را دید ، او را به باشگاه نونهالان منچستر فرستاد تا اینکه پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند

او چند سال است که یکی از ستارگان تیم ملقب به کهکشانی رئال مادرید است و هنوز هم در هنر اصلیش یعنی ارسال سانتر و زدن ضربه های ایستگاهی منحصر به فرد است . بکهام طبق ادعای مجله فوربز با درآمدی معادل 65 میلیون پوند، ثروتمندترین فوتبالیست جهان به حساب می‌آید. فاصله او با دنیس برکمپ مهاجم هلندی تیم آرسنال که در رده دوم این جدول جای دارد، به چیزی حدود 2 برابر بالغ می‌شود؛ اما او ثروتمندترین مرد جهان نیست. بکهام در رده‌بندی نهایی پولداترین افراد جهان در رده‌هایی به‌مراتب پایین‌تر از بانکداران، سیاستمداران و تاجران نفتی در رده نازل 41 قرار دارد.

وی در حال حاضربه زندگی خانوادگی ، فرزندان و همسرش توجه زیادی دارد و از جمله کسانی است که حواشی زیادی پیرامون او شکل می گیرد .

اما همسر او "ویکتوریا آدامز(بکهام)" خواننده گروه سابق "اسپایس گرلز(Spice Girls)" می باشد . خیلی ها دوست دارند بدانند او کیست و چه گذشته ای دارد ؛ ویکتوریا در کودکی دختری گوشه گیر بود ، اما در جوانی مانند شوهرش در زمینه هنر پله های ترقی را پیمود . زندگی نامه او را بخوانید :

ویکتوریا کرولاین آدامز" یک سال از دیوید بزرگتر و متولد هفدهم آوریل 1974 است و در "هرتفورد شایر " انگلستان به دنیا آمد . او یک برادر به نام کریستین و یک خواهر به نام لوئیز دارد . پدر و مادر ویکتوریا ، جکی و تونی در کار عمده فروشی محصولات الکتریکی بودند و روزگارشان بد نبود .

ویکتوریا در کودکی به گونه ای عجیب ، تنها بود ؛ بچه ها معمولاً او را به خاطر کک و مک های صورتش مسخره می کردند و او حتی از پدرش می خواست او را جلو مدرسه پیاده نکند تا مبادا چشم بچه ها به رولزرویس خانوادگی شان بیفتد !

با داشتن چنین شخصیتی بعید به نظر می رسید او روزی بتواند به یک ستاره پاپ تبدیل شود ، اما او از همان دوران دبستان وارد یک گروه موسیقی شد . وی در نوجوانی در مدرسه تئاتر جیسون تحصیل و سپس زندگی در کالج هنر و تئاتر "لین " را تجربه کرد و در دوران کالج ، هنر رقص باله نیز به تجربه های او اضافه شد .

اگر چه اولین گروه موسیقی او هرگز به جایی نرسید ، اما زندگی او ، زمانی که تصمیم گرفت به آگهی منتشر شده در نشریه استیج پاسخ مثبت دهد ، به کلی دگرگون شد . در آن آگهی از دختران واجد شرایط برای تشکیل یک گروه موسیقی 5 نفره دعوت به همکاری شده بود . ویکتوریا در آن زمان حتی فکرش را نمی کرد که این گروه کوچک به "اسپایس گرلز " تبدیل شود و چهارچوب موسیقی پاپ دنیا را به لرزه درآورد . نخستین ترانه این گروه Wannabe که در سال 1996 وارد بازار شد و نخستین آلبوم آنها ، Spice ، بازار فروش محصولات موسیقی را در ایالات متحده و سایر کشورها ، تکان داد . ویکتوریا و همراهانش اِما ، جری و مِل ها ، آن قدر مشهور شدند که دنیای پاپ را متحول کردند و به توانایی های دختران در موسیقی ، معنای دیگری دادند . ( گفتنی است جری بعدها همسر پل اسکولز شد ) . آن ها با قطعاتی چون "become" و life Spice up your "  ،سی و پنج میلیون آلبوم خود را در سراسر جهان فروختند و در این زمینه رکورد تازه ای برجای گذاشتند .

اما این "ابر موفقیت " عمر کوتاهی داشت ؛ چرا که بعد از تورهای جهانی ، فروش میلیون ها آلبوم و حتی تولید یک فیلم به نام "دنیای اسپایس " جری در سال 1998 تصمیم گرفت گروه را ترک کند و با این کار ، ضربه ای جبران ناپذیر به پیکره آن وارد کرد

4 نفر باقیمادنده هم بعد از انتشار آلبوم "Forever" در سال 2000 ، تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند و فعالیتهای خود را به صورت انفرادی ادامه دهند هر چند هیچ کدام از آنها به صورت انفرادی نتوانستند موفقیت گذشته در قالب گروه Spice Girls را تکرار کنند . ویکتوریا در یکی از دوره های استراحت خود ، دل به دیوید بکهام ، ستاره دنیای فوتبال بست و در ماه جولای سال 1999 با او ازدواج کرد . ثمره این ازدواج نیز سه فرزند پسر به نام های بروکلین ، رومئو و کروز است .

وی در دوران فعالیت انفرادی ، زندگی نامه ای از خود تحت عنوان "یادگیری پرواز " منتشر کرد . او سپس در سال 2001 نخستین آلبوم انفرادی خود را با عنوان "ویکتوریا بکهام " منتشر ساخت .

در مواقع فراغت نیز از خرید کردن و رسیدگی به امور مربوط به سه خانه ویلایی خود در یورکشایر لذت می برد . همچنین ویکتوریا بعد از به دنیا آمدن سومین فرزندش تصمیم گرفته است تا از خوانندگی و موسیقی کناره گیری کند و فقط به حرفه طراحی مد بپردازد .

لقب او شیک است !

کمتر تولید کننده پوشاکی است که ویکتوریا تا به حال لباسهایش را در آنجا امتحان نکرده باشد ؛ گوچی ، پراوا ، دی اند جی و ... همه و همه بر این باورند که شخصیتی چون ویکتوریا به راحتی قادر خواهد بود فروش محصولات آن ها را بالا ببرد .

یکی از دلایل این که لباس ها به تن او می نشیند بدون شک هماهنگی آنها با شخصیت اوست . هر چه باشد ، لقب او "شیک" است !

نقل قولی از خود ویکتوریا :

ویکتوریا بکهام درباره شخصیتی که مطبوعات از او درست کرده اند ، می گوید : « شخصیتی که آنها از من درست می کنند ، مرا از شدت عصبانت به حد انفجار می رساند !»

رسوائیهای اخلاقی دیوید بکهام

دیوید و ویکتوریا بکهام در حال حاضر زندگی آرامی را به همراه پسرانشان  می گذرانند و ظاهراً همه چیز برای این خانواده ثروتمند به خوبی پیش می رود ، ولی هر از چند گاهی خبرهایی درباره رسوائیهای اخلاقی دیوید بکهام پخش می شود که معمولاً به شدت مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد .

التون جان خواننده پاپ و پدرخوانده رومئو و بروکلین درباره مسائل اخلاقی که در اوایل امسال برای دیوید بکام به وجود آمد، همسر او را مقصر می‌داند. بکهام پس از انتقال به رئال مادرید دست‌ کم دو مورد رسوایی اخلاقی به بار آورد. یکی ربکالوس منشی شخصی‌اش بود که ماجرای ارتباط با وی را در مطبوعات و تلویزیون منتشر کرد و از این راه به سود کلانی دست یافت و دیگری یک مدل مالزیایی شاغل در استرالیا که در زمان عضویت او در منچستریونایتد با دیوید مسائلی داشت و بلافاصله پس از ربکالوس به فاش کردن آن پرداخت. هر چند ویکتوریا در ظاهر همه اینها را تکذیب می‌کرد و این دو نفر را متهم به اغفال دیوید بکهام کرد! اما بین او و دیوید اختلافی عمیق شکل گرفت. بکام برای جلب رضایت او اقدام به خرید یک جواهر صورتی رنگ سلطنتی به مبلغ دو میلیون پوند کرده بود. التون جان در توصیف وضعیت این زوج و رسوایی‌های به بار آمد می‌گوید: «ویکتوریا همیشه مسائل حرفه‌ای مربوط به خوانندگی‌اش را به مسائل خانوادگی ترجیح داده است. او نباید دیوید را در آن شرایط در دیار غربت تنها می‌گذاشت و در انگلیس می‌ماند. تصورش را بکنید که مردی مثل دیوید بیش از 6 ماه در اتاقی در یک هتل به تنهایی زندگی کند. من مقصر را ویکتوریا معرفی می‌کنم.» او که در مصاحبه با مجله هیت مگزین درباره این زوج صحبت می‌کرد، ادامه داد: «آدم در این شرایط دیوانه می‌شود. به نظر من آنها نباید در دو نقطه جدا از هم زندگی می‌کردند. فکر می‌کنم ویکتوریا می‌خواست چیزی را به همسرش ثابت کند. نمی‌‌دانم چه چیز؛ اما می‌دانم که او باید از اشتباهش درس گرفته باشد.» التون جان حتی تکذیب رابطه دیوید با ربکالوس را مورد انتقاد قرار می‌دهد و می‌گوید: «آنها به جای تکذیب باید اطلاعیه‌ای را منتشر می‌کردند با این مضمون که هرکس اشتباه می‌کند و در زندگی هر فردی بالا و پایین وجود دارد؛ اما آنها فقط و فقط به تکذیب اکتفا کردند و هنوز هم روی موضع خود پافشاری می‌کنند.»

نکته جالب توجه و عجیب در اظهارات التون جان خواننده بزرگ پاپ اینست که ظاهراً در غرب نیز در چنین مواردی همه تقصیرها به گردن زن انداخته می شود . بهرحال دیوید و ویکتوریا علاقه زیادی به یکدیگر دارند؛ اما نمی‌شود انکار کرد که در دوره‌ای چند ماهه رابطه این دو به شدت خراب شده بود.

دیوید و ویکتوریا ولخرج ترین والدین جهان

شاید باور نکنید؛ اما حقیقت دارد. دیوید بکهام و همسرش ولخرج‌ترین والدین جهان هستند. البته وقتی به لیست 20 بازیکن ثروتمند جهان که از سوی مجله فوربز منتشر شد، نگاه می‌کنیم به آنها حق می‌دهیم که به اینگونه ریخت و پاش‌ها دست بزنند.

«اسکاتس من» گزارش داد که این زوج ولخرج فقط در یک فقره خرید برای دو فرزند خود مبلغ 120 هزار پوند هزینه کرده اند. آنها این مبلغ گزاف را – که البته کمی بیش از حقوق یک هفته پدر این خانواده است – صرف خرید یک قلعه بزرگ چوبی کردند. در این قلعه بزرگ چوبی یک سرسره آهنی عظیم‌الجثه و نرده‌هایی برای بالا و پایین رفتن و حرکات آکروباتیک تعبیه شده است. «دیلی میل» در وصف قلعه بکینگام – لقب کاخ دیوید بکهام که استعاره از کاخ معروف باکینگام است – می‌نویسد: «این یک برج دو طبقه است، با لامپ‌های فراوان و وسایل گرمایشی. بچه‌ها در زمستان هم می‌توانند در قلعه به بازی بپردازند و درصورتی که بروکلین و رومئو – نام فرزندان بکهام – یا دوستان شان از نرده‌ها سقوط کنند، تشک‌هایی که روی زمین کار گذاشته شده است، از مصدومیت آنها جلوگیری می‌کند. یکی از بازدیدکنندگان به طعنه گفت که این قلعه از منزل شخصی او بزرگ‌ تر است!»

کروز نام سومین فرزند بکهام

نام فرزند سوم دیوید و ویکتوریا که چندی پیش به دنیا آمد کروز است. عده ای می گویند وی به جهت رفاقت با چهره بزرگ هالیوود – تام کروز- این نام را برای فرزندش برگزیده؛ اما خودش میگوید کروز نام یک افراطی هوادار یونایتد است که او و همسرش تصمیم گرفتند به احترام حس وفاداری این شخص و علاقه دیرین دیوید به منچستر یونایتد، فرزند سوم خود را کروز صدا بزنند ! به هر حال، در این قسمت از دنیا افرادی وجود دارند که حتی وقتی یک کلمه را تلفظ میکنند، جنجالساز میشوند...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:3 |

بیوگرافی کامرون دیاز بازیگر زن ناز و زیبای هالیوودی - Cameron Diaz Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com


کامرون در سی ام آگوست 1972 در سن دیه گو کالیفرنیا بدنیا آمد او هنرپیشه ای معروف و موفق است. کامرون دختر یک پدر آمریکایی کوبایی از نسل دوم و یک مادر که ملیتی آمریکایی ایتالیایی و آلمانی دارد می باشد.

استعدادش او را به مجلاتی مانند مادمازل و seventeen و فعالیتهای تبلیغاتی برای کمپانیهایی مانند Calina Klein و کوکاکولا و لویس کشاند. بعد از ترک کردن خانه در سن 16 سالگی او به عنوان مدل به دور دنیا رفت موفقیت حرفه ای او را به ژاپن، استرالیا، مراکش و پاریس کشاند کامرون در سن 21 سالگی به کالیفرنیا برگشت.

در سال 1994 کامرون اولین نقش خود را در فیلم کمدی-اکشن ماسک بدست آورد و ستاره ما با کمدین بزرگ جیم کری روبرو شد. بدون هیچ تجربه قبلی او یک نقش اصلی در این فیلم بازی کرد. بعد از بازی در فیلم ماسک کامرون دیاز درخواستهای زیادی از طرف چند فیلمساز برجسته برای بازی در فیلمهایشان دریافت کرد.


در حالیکه کامرون برای ایفای نقش در نسخه تبدیل به فیلم شده بازی معروف مورتال کامبت آموزش می دید مچ دستش صدمه دید که باعث شد از بازی در این فیلم صرفنظر کند. در عوض او یکسری فیلمهای مستقل ساخت که شامل the last super و Feeling Minnesota با شرکت Keanu Reeves و shes the One با شرکت «اِد بِرنز » و «جنیفر آنیستون» و Head Above Water با شرکت Harrey Keitey می شد.

در سال 1997 شایعاتی در مقالات از نامزد شدن کامرون برای بازی در برابر جولیا رابرتز در فیلم کمدی پرطرفدار My Best Friend Wedding بوجود آمد با وجود اینکه این درخواست برای کامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فیلمهای مستقل با هزینه کم از قبیل « چیزهای خیلی بد » ، « چیزهایی که فقط با نگاه کردن به او می توانی بگویی » ادامه داد.

در پاییز سال 2000 او در « فرشته های چارلی » ظاهر شد و پروژه بعدی او فیلمی بود از مارتین اسکورسیزی که در برابر لئوناردو دی کاپریو ایفای نقش می کند...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:1 |

بیو گرافی آنجلینا جولی بازیگر خوشگل و ناز هالیوود - ANGELINA JOLIE VOIGHT Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com


نام کامل:ANGELINA JOLIE VOIGHT
تاریخ تولد: 4 جون 1975.
محل تولد: لس انجلس آمریکا.
شغل: بازیگر و مدل.
قد: 170 سانتی متر.
وزن: 58 کیلو گرم.
علت شهرت: ایفای نقش در فیلم GIA در سال 1998.
نام پدر:JON VOIGHT---شغل: بازیگر .
نام مادر:MARCHELINE BERTRAND---شغل: بازیگر اسبق.
* در سال 1976 از یکدیگر طلاق گرفته اند.
نام برادر:JAMES HAVEN VOIGHT---شغل: کارگردان.


شوهران:
1- JONNY LEE MILLER---شغل: بازیگر--تاریخ ازدواج: 1996 ----تاریخ طلاق: 1999.

2-BILLY BOB THORNTON----شغل: بازیـگر، کارگردان و
فیلم نامه نویس-- ازدواج: 1999 ----طلاق: 2002.

۳- ‌‌‌Brad Pitt ( برد پیت ) --- شغل : بازیگر

 
تحصیلات: از سن 11 سالگی در کلاسهای آموزش تئاتر ثبت نام کرد. دوران متوسطه را در دبیرستان بورلی هیلز به اتمام رسانید. در دانشگاه نیویورک نیز راه یافت اما خیلی زود از آنجا انصراف داد.
فرزندان:
1-پسر:MADDOX JOLIE----اهل کامـبودیـا می بـاشد که
تـوسـط آنـــجلینا در سال 2002 به فرزند خواندگی پذیرفته
شد.

2- دخـتـر: ZAHARA MARLEY JOLIE----- اهــل اتـیـوپـــی
می بـاشــد کــه والدینش بر اثر بیماری ایدز جان باختند و
انجلینا وی را نیز در سال 2005 به فرزند خواندگی پذیرفت.


۳- سومین فرزند او متعلق به خود او و برد پیت است.


جوایز دریافتی: بهترین بازیگر، بهترین بازیگر پشتیبان از
سوی ACADEMY AWARD و GOLDEN GLOBE.
فیلمهایی که در آنها نقش آفرینی کرده است:
Lookin to Get Out (1982)
Cyborg 2 (1993)
Angela & Viril (1993)
Alice & Viril (1993)
Without Evidence (1995)
Hackers (1995)
Mojave Moon (1996)
Love Is All There Is (1996)
Foxfire (1996)
Playing God (1997)
Gia (1998)
Hells Kitchen (1998)
Playing by Heart (1998)
Pushing Tin (1998)
The Bone Collector (1999)
Girl, Interrupted (1999)
Gone in Sixty Seconds (2000)
Lara Croft: Tomb Raider (2001)
Original Sin (2000)
Life or Something Like It (2002)
Trading Women (2003)
Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003)
Beyond Borders (2003)
Taking Lives (2004)
Shark Tale (2004) (voice)
Sky Captain and the World of Tomorrow (2004)
The Fever (2004)
Alexander (2000)
Mr. and Mrs. Smith (2005)
The Good Shepherd (2006) و ...
مطالبی در رابطه با انجلینا جولی:
1- آنـجـلینا جـولی در کـودکـی آرزو داشتـه مـدیـر مراسم
تدفین گردد.
2- وی بـا پـدرش مـیــانه خوبی ندارد به همین منظور نام
خانوادگی خود را حذف کرده است.
3- او در لندن و نیویورک بــعـنوان مدل مشغول بکار است.

4-آنجلینا جولی چپ دست میباشد.
5- خالکوبیهای متعدد بدنش از مشخصات بارز وی بشمار
می رود.
6- آنجلینا جولی از سال 2001 تاکنون به عنوان سفیرویژه سازمان ملل در حوزه پناهندگان مشغول به فعالیت میباشد. وی همچنین گهگاهی به کشورهای جهان سوم و فقیر مسافرت میکند...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:58 |
بیوگرافی تام کروز

بیوگرافی تام کروز بازیگر خارجی - Tom Cruise Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com

عکس تام کروز و همسرش کتی هولمز


نام اصلی: تام کروز
سال تولد: 3 جولای، 1962
محل تولد: نیویورک
همسر سابق: نیکول کیدمن

همسر فعلی : کتی هولمز
نامزد اسکار: متولد چهارم ژوئیه (1989)


بیوگرافی:
او در حال حاضر یکی از موفق ترین ستارگان هالیوود است. او شانس این را داشت که به همراه همسرش - نیکول کیدمن - در آخرین فیلم کارگردان فقید سینمای جهان - استنلی کوبریک - با نام چشمان کاملا بسته بازی کند. بازی او در دومین قسمت از فیلم پرخرج - 150 میلیون دلار - و پر سروصدای ماموریت غیرممکن بار دیگر نام او را سر زبانها انداخت. او این شانس را هم داشته که در فیلمی از استیون اسپیلبرگ با نام گزارش اقلیت بازی کند.

بخشی از فیلمشناسی:
عشق بی پایان (1981)

شیپور خاموشی (1981)

از دست دادن آنها (1983)

کسب و کار پرمخاطره (1983)

تمامی حرکات دست (1983)

افسانه (1985)

تاپ گان (1986)

رنگ پول (1987)

کوکتل (1988)

رین من (1988)

متولد چهارم ژوئیه (1989)

روزهای تندر (1990)

دور و دورتر (1992)

چند آدم خوب (1992)

موسسه (1993)

مصاحبه با خون آشام (1994)

ماموریت غیر ممکن (1996)

جری مگوائر (1996)

چشمان کاملا بسته (19۹8)

ماگنولیا (1999)

ماموریت غیر ممکن 2 (2000)

  آسمان وانیلی (2001) 

 گزارش اقلیت (2001)

آخرین سامورائی

جنگ دنیاها

ماموریت غیرممکن ۳

و...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:49 |

ارتش ایالات متحدۀ امریکا اعلام کرد که پنج قایق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ،سه ناوچه ایالات متحدۀ امریکا را در آبهای خلیج فارس در اواخر هفته،تهدید کرده اند.
به گزارش سی .ان.ان؛مقامات ارتش ایالات متحدۀ امریکا اعلام کردند که مانور تهدیدی ایرانیان در شامگاه شنبه در تنگۀ هرمز رخ داده است.
مقامات ارتش ایلات متحدۀ امریکا در مصاحبه ای با سی.ان.ان اظهار داشتند که پنج قایق ایرانی به طور تهدید آمیزی تا ۲۰۰متری ناوهای امریکایی نزدیک شده وبا ارسال پیامهای رادیویی و تهدید سربازان امریکایی اعلام کردند که ما به سوی شما می آییم و در ظرف چند دقیقه منفجر خواهید شد.

مقامات ارتش امریکا همچنین اظهار داشتند،زمانیکه که سربازان امریکایی به محض شنیدن تهدیدات ایرانیان در حالت آماده باش قرار گرفته و منتظر دریافت دستور از فرماندهان خود دائر بر شلیک به سوی آنها شدند،ایرانیان به سرعت از محل دور شدند.

فرماندهان ارتش ایلات متحدۀ امریکا اعلام کردند که در این درگیری هیچ شلیکی انجام نگرفته و هیچ کس مجروح نشده است.


باربارا استار در خصوص درگیری میان قایقهای ایرانی و سه ناوچه آمریکایی گزارش می دهد.

مقامات ارتش امریکا بدون اشاره به جزئیات ، به خبرنگار سی ان ان گفتند که ایرانیان یک جعبۀ سفید در مقابل ناوهای ایالات متحدۀ امریکا به درون آب پرتاب کردند.
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از سی .ان.ان؛در ماه نوامبر ارتش ایالات متحدۀ امریکا اعلام کرده بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ،فرماندهی عملیات ناوگان دریایی ایران را بعهده دارد.همچنین خبرگزاری رویترز در گزارش خود اعلام کرد قیمتهای نفت متعاقب انتشار خبر از سوی سی ان ان، ۳۰سنت افزایش یافته و به ۹۸دلار در هر بشکه رسیده است.رویترز همچنین اعلام کرد که مانور تهدیدآمیز ایرانیان موجب افزایش ریسک عدم عبور محموله های نفتی از تنگۀ هرمز که شاهراه عبور محموله های نفتی است ،شده است.به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از رویترز؛این اقدام ایران در حالی صورت گرفته اس که جرج بوش،رئیس جمهوری امریکا،قصد دارد اواخر هفتۀ جاری سفر ۸روزۀ خود را به خاورمیانه آغاز کند.جرج بوش طی مصاحبات خود با خبرگزاری های مختلف یکی از اهداف سفر خود به خاورمیانه را ،مهار تهدیدات ایران و حمایت از متحدین عرب خود در مقابله با ایران خوانده است. از سوی دیگر سخنگوي وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران،اقدام صورت گرفته در خصوص يك كشتي آمريكايي را يك مساله عادي خواند.بر اساس این گزارش به نقل از نمابر ارسالی اداره کل رسانه و مطبوعات وزارت امور خارجه، سیدمحمدعلی حسینی افزود: اين يك مساله عادي است كه هر از گاهي براي طرفين اتفاق مي‌افتد و بعداز شناسايي دوطرف قضيه حل و فصل مي‌شود.سخنگوي دستگاه ديپلماسي ايران با يادآوري اين نكته ، كه اين مساله در گذشته نيز اتفاق افتاده است ، خاطرنشان كردكه دو طرف پس از اينكه همديگر را شناخته‌اند، قضيه خاتمه يافته است.

حسيني گفت: نمونه‌اي كه روز شنبه اتفاق افتاده مشابه موارد گذشته و يك موضوع عادي و طبيعي است.
ناوگان آمریکا در خلیج فارس

خبر تکمیلی از قول
سایت سی ان ان : نيروي دريايي آمريكا به [نيروي دريايي] سپاه به عنوان نيرويي جنگجوتر از نيروي دريايي تابع وزارت دفاع ايران مي‌نگرد.
از سوي ديگر ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا در بحرين نيز با صدور اطلاعيه‌اي براي كه در اقدامي كم‌نظير و تحريك‌آميز، در آن از تركيب مجعول “خليج عربي” به جاي “خليج فارس” بهره گرفته است، اعلام كرد بنا بر فعاليت‌هايي كه طي ماه‌هاي گذشته در “خليج عربي” [خليج فارس] مشاهده شده است به نظر مي‌رسد نيروي دريايي [ارتش جمهوري اسلامي] ايران مناطق مراقبت و كنترل خود را به منطقه بين تنگه هرمز و درياي عمان منتقل كرده و وظيفه حضور در “خليج ع.رب.ي” [خليج فارس] را به نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي واگذار كرده است.
سي ان ان مي‌افزايد: پس از حادثه بازداشت ملوانان انگليسي از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، سپاه تدابير جديدي به اجرا در آورده كه از جمله آنها مراقبت از ناوهاي هواپيمابر و كشتي‌هاي جنگي است و اين به عادت واحدهاي دريايي آمريكا تبديل شده كه به نيروهاي دريايي ايران نزديك باشند.
يك مسؤول آمريكايي در اين باره به سي‌ان‌ان گفت: معمولاً بسيار كم پيش مي‌آيد كه نيروهاي سپاه پاسداران به تلاش‌هاي نيروي دريايي آمريكا براي برقراري تماس بين بخش‌هاي مختلف نيروي دريايي پاسخ دهند.

درگیری آمریکا و ایران در خلیج فارس تنگه هرمز - تهدید ناو آمریکایی توسط ۵ قایق های ایرانی - فیلم تهدید کشتی آمریکایی در خلیج فارس

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:0 |

يك ميليون استراليايي با جمع شدن در اطراف “هاربر بريج” يا پل بندر در سيدني زودتر از همه جهان آغاز سال ۲۰۰۸ ميلادي را جشن گرفتند.آتش‌بازي بزرگي در كنار هاربر بريج برپا شد كه گفته مي‌شود بيش از ‪ ۵۰۰‬ هزار دلار هزينه داشته است.

استراليا و نيوزيلند شرقي‌ترين كشورهاي جهان هستند و مردم آنها زودتر ديگر مردم جهان كه تقويمشان تقويم ميلادي است سال نو را جشن گرفتند.

با اختلافي نيم ساعته مردم ژاپن هم سال نو ميلادي را جشن گرفتند. آنها همچنين به پيشواز سال نوي باستاني خودشان كه هفتم فوريه آغاز مي‌شود نيز رفته‌اند. امسال در ژاپن سال موش است.

new year 2008, australia:ha,shahrionline
آتش‌بازي سال نو در سيدني، استراليا

new year 2008, Australia: hamshahrionline

آتش‌بازي سال نو در سيدني، استراليا

new year 2008, Australia: hamshahrionline

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:24 |

بی نظير بوتو ، يکی از رهبران اپوزسيون پاکستان، ساعتی پيش بر اثر يک انفجاری انتحاری در شهر راولپندی کشته شد. منابع آگاه در حزب بوتو اعلام کردند، بی نظیر بوتو که امروز برای دومین بار هدف تروریستها قرار گرفته بود بر اثر شدت جراحات وارد شده درگذشت.

وزارت کشور پاکستان نیز کشته شدن بی نظیر بوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان ،را در حمله انتحاری در شهر راولپندی تایید کرد.

جمیل سومورو، یکی از سخنگویان بوتو گفت: به هنگام ورود خانم بوتو انفجاری در محلی که از وی استقبال شد رخ داد.

بی نظير بوتو ۵۴ سال سن داشت و بيش از دو دهه در عرصه سياست داخلی پاکستان فعاليت کرده بود. او نخستين زنی بود که در پاکستان به مقام نخست وزيری رسيده بود.
او در سال ۱۹۸۸ ميلادی برای نخستين بار برای تصدی مقام نخست وزيری سوگند ياد کرد بود که در فاصله ۲۰ ماه از قدرت برکنار شد، اما در سال ۱۹۹۳ ميلادی بار ديگر در انتخابات پيروز شد و تا سال ۱۹۹۶ ميلادی رياست دولت پاکستان را به عهده داشت.

خانم بوتو از سال ۱۹۹۸ ميلادی در تبعيدی خود خواسته در دبی به سر می برد و در روز ۱۸ اکتبر سال ۲۰۰۷ ميلادی به پاکستان بازگشته بود. او به محض ورود به کشور نيز با دو سوءقصد رو به رو شد، اما جان سالم به در برده بود.

وي هدفش از باگشت به پاكستان را شركت در انتخابات و احياي دموكراسي در كشور ژنرال مشرف اعلام كرده بود.

لازم به ذكر است، با وقوع ترور بوتو درگيري هاي در پاكستان توسط حاميان بوتو و به طور كل مخالفان مشرف با دولت حاكم بر پاكستان آغاز خواهد شد و با توجه به اينكه مشرف از رياست ارتش كناره‌گيري كرده انتظار ايجاد شرايط دشوار و سخت براي رئيس جمهور پاكستان مشرف، مي‌رود.

گفتني است، وزير کشور پاکستان پيش‌تر هشدارهايي مبني بر وجود طرح‌هاي القاعده براي ترور پرويز مشرف و بي‌نظير بوتو، داده بود.

آخرین اخبار ترور بی نظیر بوتو
گزارش تصویری ترور بی نظیر بوتو

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:23 |

تقریباً ده سال پس از اولین پرواز هواپیما نوبت به کشور ما رسید. یک خلبان روسی تصمیم گرفت با هواپیمای خود از نوع «بلریو» به تهران پرواز نموده و مدتی در این شهر اقامت نماید و پروازهای نمایشی برای مردم شهر داشته باشد.

در یکی از روزهای آخر سال ۱۲۹۲ هجری شمسی مردم تهران برای اولین بار شاهد پرواز این طیاره در آسمان شهر بودند. این طیاره که در ارتفاع پایین پرواز می‌کرد، چند دقیقه‌ای در حال پرواز بود و چون فرودگاهی در تهران وجود نداشت، خلبان که مدتی در آسمان تهران به دنبال محل مناسبی برای فرود می‌گشت، نهایتاً میدان مشق قزاق (محل فعلی وزارت امور خارجه و نیروی انتظامی) را مناسب‌ترین محل برای فرود تشخیص داد، اما هنگام فرود با لوله توپی که در میدان قرار داشت تصادف کرد و آسیب دید اما به خلبان آن صدمه‌ای وارد نشد. این هواپیما مدتی در میدان تمرین نظامی ارتش (میدان مشق) در مرکز شهر قرار داشت و مردم هر روز برای دیدن این پرنده آهنی می‌آمدند. اما پس از مدتی خلبان که شخصی به نام «کوزمینسکی» روسی بود، هواپیمای آسیب‌دیده را جهت تعمیر به تعمیرگاه قشون در محل باشگاه افسران ارتش منتقل کرد.از آنجایی که میدان مشق فاقد فضای کافی برای پرواز بود، هواپیما پس از تعمیر به قصر قجر که محلی در اطراف شهر بود از راه زمین انتقال یافت و از آنجا پرواز دوم خود را بر فراز شهر تهران انجام داد. پس از آن هم گهگاه پرواز نمایشی انجام می‌داد.

مدتی بعد دو هواپیمای انگلیسی که به سمت تهران پرواز کرده بودند در زمینی در نزدیکی شهر فرود آمدند. این محل که قلعه‌مرغی نامیده می‌شد، مدتی بعد با فرود اجباری یک فروند هواپیمای روسی در آن، کم‌کم به فرودگاه تبدیل شد.

با توجه به اطلاعاتی که از روزنامه‌های آن زمان باقی مانده است، سفر اولین ایرانیانی که در آسمان پرواز کردند مربوط به سال ۱۳۰۱ است. روزنامه جریده ایران در روز ۲۶ فروردین ماه ۱۳۰۱ می‌نویسد:

«آئروپلانی که ۱۵ فروردین از بندر انزلی به تهران آمده، عصر دیروز و پریروز در آسمان تهران پرواز کرد و پس از تماشای مردم فرود آمد». استقبال عمومی مردم از این پرنده آهنین قابل توجه بود. تعدادی نیز داوطلب پرواز با این هواپیما به عنوان مسافر بودند. در اولین پرواز ایرانیان که در روز پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ماه ۱۳۰۱ انجام شد، تعدادی از ایرانیان از جمله شاهزاده محمدحسین میرزا به همراه وزیر مختار روسیه نیز به عنوان مسافر حضور داشتند.

در سال ۱۹۲۴ کمپانی یونکرس آلمان اولین هواپیمای خود را به تهران فرستاد. مردم با پرداخت ۵۰ ریال (۳ دلار) می‌توانستند سوار این هواپیما شده و از آسمان شهر را تماشا کنند.

در همان سال هواپیمای یونکرس توسط ارتش ایران خریداری شد.

با خرید هواپیمای یونکرس، دولتمردان ایرانی نسبت به رشد صنعت هوانوردی در کشور علاقه نشان دادند و بدین ترتیب ایرلاینی با حمایت دولت توسط یونکرس در ایران شکل گرفت. یونکرس با ایجاد یک سرویس حمل و نقل هوایی در ایران، پروازهایی را بین تهران و بعضی از شهرهای عمده کشور برای حمل مسافر انجام می‌داد. این شرکت از چند فروند هواپیمای «یونکرس-اف ۱۳» استفاده می‌نمود. این هواپیما اولین هواپیمای حمل و نقل تمام فلزی و یک باله و بال پایین جهان به شمار می‌آمد و دارای دو خدمه پروازی و سرعتی در حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ کیلومتر در ساعت بود. کابین سرپوشیده هواپیما گنجایش چهار نفر مسافر را داشت

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:12 |

میخواهیم که شما را کمی بیشتر با عصب کشی دندان آشنا کنیم. بسیاری از افراد از مراجعه به دندانپزشک به خصوص هنگامی که نام عصب کشی به میان می آید هراس دارند. آیا عصب کشی عملی دردناک است ؟ چرا دندان نیاز به درمان ریشه پیدا می کند؟ در این مطلب پاسخ سوالات رایج در این مورد را خواهید یافت.

در درون هر دندان یک سری بافت زنده شامل یک مویرگ ،یک ورید و یک شاخه عصبی کوچک و تعدادی سلول بافتی وجود دارد.اگر به دندانی آسیبی مثل ضربه وارد شود،عصب موجود در دندان به شدت تحت تاثیر قرار گرفته و حتی گاهی این آسیب منجر به مرگ این عصب می شود.در چنین شرایطی،تمام سلول های این منطقه می میرند و جریان خون ناحیه قطع می شود.این سلولهای مرده در داخل دندان مکانی برای رشد باکتریها خواهند شد و دندان به یک کانون عفونی مبدل می شود.این وقایع میتواند یک هفته،یک ماه و یا حتی بیشتر به طول انجامد.

متاسفانه چنین دندان عفونی گاهی منجر به درد شدید و تورم خواهد شد.در مواردی گسترش این عفونت به سایر ارگانهای بدن به مرگ بیمار منتهی خواهد شد.برای پیشگیری از این عوارض،دندان مزبور باید کشیده شده و یا تحت درمان ریشه قرار گیرد.درمان ریشه به معنای خارج ساختن بافت مرده و عفونی درون کانال ریشه ی دندان و جایگزینی آن با یک ماده مناسب است که به منظور ممانعت از بازگشت باکتریها به دندان صورت میگیرد.

عصب كشي

چرا دندان نیاز به درمان ریشه پیدا می کند؟

تروما و ضربه های خارجی به بافت و عصب داخل دندان منجر به مرگ سلولهای آن شده و چنین دندانی نیاز به درمان ریشه یا عصب کشی پیدا میکند.این تروما میتواند در اثر عوامل مختلفی مثل تصادف ایجاد شود.شکستگی های دندانی که باعث شوند عصب دندان به محیط غیر استریل خارج از ان مرتبط شود و با ترکهایی که از سطح دندان به داخل آن گسترش می یابند از جمله علل نیازمندی دندان به درمان ریشه اند.

آیا عصب کشی دردناک است؟

در گذشته انجام این درمان دردناک بوده،چراکه متدهای بی حسی موضعی پیشرفت امروزی را نداشت.به همین علت مریض ان قدر از انجام درمان امتناع می کرد تا زمانی که عفونت گسترش یافته و بیمار درد بسیار شدیدی را تجربه می کرد.(لازم به ذکر است که در این حالت بی حسی نیز به خوبی قادر به بی حس کردن دندان مزبور نمی باشد.)

امروزه تکنیک ها به طور قابل ملاحظه ای پیشرفت کرده اند،بی حسی عمیقی برای بیمار انجام خواهد شد و بیمار در طول درمان هیچ احساس نا خوشایندی نخواهد داشت.

برای انجام عصب کشی چند جلسه مراجعه به دندانپزشک نیاز است؟

درمان اکثر دندانها در یک جلسه خاتمه می یابد،اما برای برخی دندانهای با عفونت شدید درمان بیش از یک جلسه طول خواهد کشید.

هفت تير

آیا عصب کشی درمان مطمئنی است و هیچ عارضه ای به دنبال ندارد؟

در مورد این مسئله هنوز بحث و اختلاف نظرهایی وجود دارد.ضمن عصب کشی تمامی سلولهای مرده و زنده داخل کانال ریشه تواما خارج می شوند،کانال با محلولهای ضد باکتری شست و شو داده می شود و سپس ترکیبی از مواد جهت پر کردن کانال مورد استفاده قرار می گیرند.موفقیت این درمان در گذشته بر اساس فروکش کردن علایم حاد،مثل درد، تخمین زده می شد.امروزه اشعه X به وضوح کیفیت درمان و اینکه آیا هیچ نشانی از عفونت به جا مانده است یا خیر را برای ما آشکار می کند. همان طور که می دانید عاج دندان از یک سری توبولهای بسیار ظریف تشکیل شده است. اختلاف نظر ها درست همین جاست،عده ای معتقدند که باکتریهای عامل عفونت می توانند در این لوله های ظریف پنهان شوند و با ترشح مواد سمی موجب گسترش عفونت به سایر نواحی بدن شوند،در حالیکه خود دندان ظاهرا سالم است و هیچ مشکلی بعد از انجام درمان ریشه ندارد!

عصب كشي + دندان +  اشعه x در عصب کشی + عفونت  لثه

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:11 |

شايد هيچ حيواني به اندازه گرگ بدنام نباشد و شايد دليل اصلي اين بدنامي، داستان ها و افسانه هايي باشد که به خصوص از کشورهاي روسيه و امريکا سرچشمه گرفته است. اما زيست شناسان اين کشورها پس از مطالعاتشان در دهه هاي اخير بر روي اين گونه، متذکر شده اند که گرگ بي جهت خطرناک قلمداد شده است و از نظر اکولوژيک، نقش بسيار مهمي دارد. گزارش هاي حمله گرگ به دام هاي اهلي همگي در مناطقي بوده اند که حيوانات وحشي آن مناطق نابود شده اند. البته بايد گفت در چند سال گذشته، گزارش هاي پراکنده يي هم از حمله گرگ به انسان وجود دارد اما علت آن را مي توان تغيير بسيار زياد زيستگاه هاي گرگ به دست انسان ها و کم شدن شديد تعداد طعمه هاي آن بر اثر شکار بي رويه و تخريب مراتع دانست. گرگ که بزرگ ترين گونه از خانواده سگ سانان است معمولاً در بين صخره ها، سوراخ حيواناتي مانند روباه و ريشه درختان، دو يا چند لانه مي سازند که در مواقع احساس خطر بچه ها را از يک لانه به لانه ديگر منتقل مي کنند. پراکنش جهاني اين گوشت خوار به قاره هاي امريکا، اروپا و آسيا محدود شده و در اکثر مناطق کشور ما زندگي مي کنند. هفت تير

گرگ ها که حيواناتي شبگرد هستند، معمولاً در گروه هايي که به ندرت از ۱۰ گرگ تجاوز مي کند، زندگي مي کنند و قوي ترين گرگ، رهبري گروه را به عهده دارد. گرگ هاي عضو يک گروه، غالباً با هم نسبت فاميلي دارند و معمولاً گروهي به شکار مي روند. غذاي آنها را علف خواران بزرگ مانند قوچ وحشي، پازن، آهو، مرال و شوکا تشکيل مي دهد. علاوه بر آنها از مهره داران کوچک و پرندگان نيز تغذيه مي کنند اما در مواقع کميابي طعمه، از لاشه حيوانات و مواد گياهي استفاده مي کنند. جالب توجه است که در منطقه مراکان آذربايجان غربي، غذاي اصلي گرگ ها را در فصل تابستان، «هندوانه» تشکيل مي دهد. گرگ ها که حيواناتي بسيار پرطاقت و خستگي ناپذير هستند، مي توانند ۱۰۰ کيلومتر را با سرعت آهسته در يک روز بدوند. گرگ هاي پير که توانايي همراهي با گله را ندارند، از گله جدا شده و بقيه عمر را به تنهايي زندگي مي کنند. نحوه شکار گرگ ها نيز به گونه يي است که ابتدا طعمه هاي خود را زير نظر گرفته و با تعقيب کردن پيرترين، ضعيف ترين و مريض ترين حيوان گله، آن را شکار مي کنند. شاخص ترين خصوصيت گرگ ها در هنگام شکار، اين است که به راحتي شکار خود را رها نمي کنند. تا چند روز پس از خوردن غذا نيز در کنار طعمه خود استراحت مي کنند و پس از آن براي به دست آوردن غذا به محل جديدي مي روند. سن بلوغ گرگ ها، با توجه به جنسيت متفاوت است. نرها بين دو تا سه سالگي بالغ شده و ماده ها در دو سالگي به بلوغ مي رسند و نر و ماده، هر دو مي توانند هم با سگ و هم با شغال جفت گيري کرده و بچه دار شوند. دوره بارداري دو ماه است و تعداد توله ها بين ۲ تا ۱۰ توله گزارش شده ولي عموماً ۳ تا ۵ بچه مي زايند. مسووليت تهيه غذا براي ماده و توله ها به عهده گرگ نر است ولي نر و ماده مشترکاً از توله ها مواظبت مي کنند. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، بعد از ۱۰ روز چشم باز مي کنند و تا ۶ ماه به والدين خود وابسته هستند. طول عمر آنها در طبيعت ۹ سال بوده ولي در اسارت تا ۱۶ سال زندگي مي کنند. گرگ ها در اسارت، همانند سگ مهربان و بازيگوش هستند. بسيار زيرک و باهوش بوده و استعداد شناسايي افراد را دارند. بچه هاي آنها خيلي زود اهلي مي شوند. گرگ ها دشمن طبيعي خاصي ندارند، اما در سال هاي اخير به خاطر کم شدن طعمه، تعقيب با وسايل نقليه موتوري، شکار، تله گذاري و استفاده از طعمه مسموم، جمعيت آنها در اکثر مناطق کشور کم يا نابود شده است. يکي از اهميت هاي اکولوژيک گرگ ها، جلوگيري از انتشار بيماري در گله هاي علف خواران و جمعيت پستانداران منطقه است. به اين صورت که آنها با انتخاب مريض ترين حيوان هر گله، از انتشار بيماري جلوگيري کرده و در قوي نگه داشتن پستانداران وحشي علف خوار نقش بسيار مهمي را ايفا مي کنند. از اين رو حفاظت اين گونه و ساير گونه ها (چه خطرناک و چه بي خطر براي انسان) حائز اهميت است.

شغال هايي که لانه ندارند

شغال شباهت زيادي به گرگ دارد با اين تفاوت که جثه آن کوچک تر است. رنگ آن حنايي تر و سايه سياهي روي پشت دارد، البته رنگ شغال هاي جنوب ايران روشن تر از شغال هاي نواحي شمال است. در اغلب مناطق ايران شغال يافت مي شود و به طور کلي بوته زارهاي نواحي پست، سواحل دريا، محل هاي ريختن زباله و اطراف مناطق مسکوني را ترجيح مي دهد. از نظر جهاني نيز شغال ها در قاره هاي اروپا، آسيا و آفريقا پراکنده اند. اين جانور غالباً شبگرد است ولي گاهي در روز هم مشاهده مي شود و به صورت انفرادي، جفت و گاهي گروهي زندگي مي کند. معمولاً لانه مشخصي ندارد و از گودال ها، سوراخ هاي طبيعي، شکاف سنگ ها و لانه متروکه ساير جانوران، براي ايجاد لانه و تولد نوزادان استفاده مي کند. معمولاً در اوايل غروب، شغال ها به صورت دسته جمعي زوزه يي شبيه فرياد انسان سر مي دهند. شغال ها که حيواناتي کم توقع هستند، غذاي خود را از منابع مختلفي تامين مي کنند. اغلب اوقات لاشه حيوانات، باقي مانده غذاي طعمه خواران و زباله هاي شهري و روستايي غذاي اصلي آنها را تشکيل مي دهد. گاهي نيز پستانداران کوچک، پرندگان، خزندگان و حشرات را شکار مي کنند و در مواقع کميابي اين منابع غذايي، کاملاً گياه خوار شده، از ميوه ها تغذيه مي کنند. معمولاً شغال ها توانايي شکار حيوانات بزرگي مثل گوسفند را ندارند اما به حيوانات پير و مريض و همچنين نوزادان آنها حمله مي کنند و با گرفتن گردن يا گلوي حيوان، آن را از پاي درمي آورند. اين جانور از انسان گريزان نيست و بيشتر نزديک محل سکونت انسان ها ديده مي شود. در بعضي روستاها به طور مرتب به محل کشتار گوسفندها سر زده و بقاياي کشتار و به طور کلي مواد حيواني و ساير فضولات را مي خورند و در تميز کردن محل موثر هستند.

اين حيوان به علت تطابق با شرايط گوناگون محيط، قدرت استتار خوب و استفاده از منابع غذايي متفاوت، در حال حاضر از جمعيت خوبي برخوردار است و خطري نسل آنها را تهديد نمي کند. شايد حساسيت شغال ها به بيماري هاري و کاله آزار مهمترين تهديد جمعيت آنها باشد.

روباه هايي که خرما مي خورند

اين گوشت خوار در اکثر زيستگاه هاي کشور و حتي داخل شهرها مشاهده مي شود، اما غالباً در مناطق بسيار خشک بياباني و جنگل هاي انبوه (به جز منطقه جنگلي پارک ملي گلستان) يافت نمي شود. در خارج از ايران نيز، در قاره هاي آفريقا، امريکا و آسيا نيز زندگي مي کند. اين جانور شب گرد که عموماً اوايل غروب و صبح زود فعاليت بيشتري دارد، در فصل جفت گيري، زمان تهيه غذا براي بچه ها و مواقع مريضي، روزها نيز مشاهده مي شود. در مواقع روز عموماً مي خوابد و در خواب هم نسبت به بو و صدا بسيار حساس است. به طوري که با نزديک شدن انسان يا حيوان، از خواب مي جهد. معمولاً به تنهايي زندگي مي کند و فقط در زمان جفت گيري و نگهداري از بچه ها زندگي مشترک دارد.رژيم غذايي روباه هاي معمولي بستگي به موادي دارد که در دسترس اش قرار مي گيرد اما معمولاً از پستانداران کوچک نظير موش و خرگوش، پرندگان و جوجه آنها، حشرات و ساير بي مهرگان تغذيه مي کند. در شکار کردن بسيار زيرک، حساس و محتاط عمل مي کند. شهرتش نيز به خاطر زيرکي در شکار است. عموماً طعمه خود را با تعقيب رد آن (به خصوص در برف) شکار مي کند. البته همانند بقيه سگ سانان موجود در ايران، روباه معمولي نيز گاهي از غذاهاي گياهي به عنوان مکمل تغذيه مي کند تا جايي که در بعضي از مناطق (مانند دشت ترکمن صحرا) در تابستان ها در کنار مزارع هندوانه ساکن مي شوند و از هندوانه به عنوان غذاي اصلي استفاده مي کنند. در جنوب کشور، در مواقعي که تعداد جوندگان بسيار کم باشد، ماهي و خرما غذاي اصلي روباه ها را تشکيل مي دهد.
هفت تير
روباه هاي معمولي عموماً دو لانه اختيار مي کنند و لانه حيواناتي نظير رودک و خرگوش يا سوراخ هاي طبيعي محل مناسبي براي سکونت آنهاست. نکته جالب اينکه لانه ها علاوه بر راه اصلي، چندين راه خروجي اضطراري دارند و روباه در مواقع احساس خطر، بچه ها را از لانه يي به لانه ديگر منتقل مي سازد. فصل جفت گيري آنها معمولاً زمستان است. پس از جفت گيري، نر و ماده مشترکاً شروع به تدارک محل زايمان مي کنند. ماده ها پس از ۵۰ تا ۵۶ روز بارداري، تعداد ۴ تا ۸ بچه مي زايند. در روزهاي اول زايمان، وظيفه تهيه غذا به عهده روباه نر بوده و ماده در اين مدت از لانه خارج نمي شود. بچه ها که در بدو تولد کور هستند، رنگ قهوه يي تيره و دمي با نوک سفيد دارند. چشم آنها پس از ۹ روز باز مي شود، تا ۴ ماهگي وابسته به والدين هستند و در ۱۰ ماهگي مي توانند توليدمثل کنند. طول عمر روباه معمولي حدوداً ۱۰ سال است. با وجودي که روباه دشمنان طبيعي مانند پلنگ و پرندگان شکاري دارد، اما به علت زيرکي و تطابق با شرايط مختلف طبيعي و استفاده از منابع متفاوت غذايي، به رغم تعقيب و شکار بي رويه، تاکنون کاهش شديدي در جمعيت آنها ايجاد نشده است. ولي حساسيت شديد اين حيوان به بيماري هاري، ممکن است تنها عامل خطرآفرين باشد.

روباه شني، برگ درخت مي خورد

جثه اين جانور از روباه معمولي کوچک تر است ولي گوش ها نسبتاً بزرگ تر هستند و بر خلاف روباه معمولي، پشت گوش ها سياه نيست (غالباً به رنگ پشت بدن و معمولاً زرد متمايل به نارنجي است). در دو طرف صورت اين جانور، دو نوار قهوه يي متمايل به سياه مشاهده مي شود که از اطراف چشم ها به گوشه دهان امتداد يافته اند. زيستگاه اصلي آن مناطق بياباني و استپي است و در ايران، در منطقه حاشيه کوير مرکزي، سيستان و بلوچستان، فارس، خوزستان، بندرعباس و جزيره قشم زندگي مي کند. پراکنش جهاني روباه شني نيز به شمال آفريقا، عربستان و افغانستان محدود مي شود.روباه شني، مانند روباه معمولي شبگرد است و معمولاً در روز ديده نمي شود. معمولاً تک زي است و البته گاهي نيز در دسته هاي کوچک زندگي مي کند و ممکن است در يک ناحيه، چند لانه روباه شني يافت شود. سوسک، جوندگان کوچک، خزندگان، لاشه حيوانات و مواد گياهي نظير برگ، دانه هاي آب دار و صيفي جات رژيم غذايي آن را تشکيل مي دهد. البته در منطقه رباط پشت بادام يزد تعدادي روباه شني در حال خوردن هندوانه نيز مشاهده شده اند. طول عمر اين حيوان نيز در اسارت ۵/۶ سال است. به دليل آنکه روباه شني معمولاً در مناطق بياباني و دور از دسترس زندگي مي کند، خطر چنداني نسل اين جانور را تهديد نمي کند. اما در سال هاي ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ اکثر روباه هاي شني پارک ملي کوير، به علت نامشخصي (که احتمالاً طعمه هاي مسموم کار گذاشته شده توسط دامداران براي کشتن گرگ بوده است) از بين رفته اند.

روباه هايي که از درخت بالا مي روند
هفت تير
روباه ترکمني در مقايسه با روباه معمولي داراي جثه يي کوچک تر و دست و پايي بلندتر است و مشخصه اصلي آن، دم نسبتاً کوتاهي است که برخلاف ساير روباه ها، انتهاي آن به زمين نمي رسد. زيستگاه آن مناطق استپي خشک بوده و در ايران فقط در نواحي ترکمن صحرا زندگي مي کند. در خارج از ايران نيز اين گونه روباه از آسياي مرکزي تا تبت يافت مي شود.غالباً شبگرد است و به صورت انفرادي زندگي مي کند. معمولاً لانه متروکه حيواناتي نظير رودک را براي سکونت انتخاب مي کند. حيواني بسيار چابک و بازيگوش است و مي تواند از درختان بالا برود. در گذشته شکار آن با عقاب متداول بوده است. بعضي نيز روباه ترکمني را به عنوان حيوان خانگي نگهداري مي کرده اند. اما امروزه به علت با ارزش بودن پوست اين حيوان، شکارچيان با استفاده از وسايل نقليه موتوري آن را تعقيب و شکار مي کنند. به همين خاطر نسل روباه ترکمني شديداً کاهش يافته و خطر انقراض آن را تهديد مي کند.

کمياب ترين روباه ايراني

شاه روباه از نظر جثه، کمي از روباه معمولي کوچک تر است. در صورت، دو نوار سياه و مشخص دارد که از چشم ها به طرف بيني امتداد يافته اند. دم آن بسيار بلند و پرمو است، اما رنگ موهاي انتهاي آن به سفيدي دم روباه معمولي نيست. اين نوع روباه در استپ هاي کوهستاني زندگي مي کند و در ايران، در مناطق شرق خراسان، کرمان، فارس، رباط پشت بادام يزد و اصفهان مشاهده شده است. زيستگاه هاي شاه روباه در خارج از ايران نيز بلوچستان پاکستان، افغانستان و ترکمنستان است.اطلاعات بسيار کمي درباره اين روباه بازيگوش و باهوش وجود دارد. در حال حاضر شاه روباه، کمياب ترين روباه ايران است و به علت داشتن پوست گرانبها، مورد توجه شکارچيان پوست است. در سال هاي اخير نسل آن به شدت کاهش يافته و خطر انقراض نسل آن را تهديد مي کند. در «فهرست سرخ» که عنوان اثري از اتحاديه جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) است و گونه هاي در معرض خطر را طبقه بندي کرده است، شاه روباه با علامت اختصاري VU يا آسيب پذير مشخص شده است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:9 |

آروغ‌زدن شما ناشی از باکتری‌هایی است که در عمق دستگاه گوارش شما قرار دارند و البته بلعیدن هوا و نوشابه‌های گازدار.میلیاردها باکتری درون روده‌های شما وجود دارند که به گوارش کمک می‌کنند.آنها مقداری از غذای هضم‌نشده را به ویتامین K و یتامین B تبدیل می‌کنند.

در این فرآیند باکتری‌های گازهای بوداری را مانند متان تولید می‌کنند که باعث می‌شوند شما آروغ بزنید.

به علاوه هنگامی که شما با دهان باز دارید فعالیت می‌کنید، گازهای موجود در هوا یعنی اکسیژن و نیتروژن را می بلعید.

تا انتهای یک روز طولانی شما مقادیر زیادی گاز بلعیده‌اید که باید از جایی خارج شوند.
کارشناسان تخمین می‌زنند که ما بیش از یک لیتر در روز گاز آزاد می‌کنیم.

دی‌اکسیدکربن موجود در نوشابه‌های گازدار نیز می‌تواند شما را به آروغ‌زدن وادارد. پزشكي و سلامت
دستگاه  گوارش نوزادان هنوز توانایی لازم را پیدا نکرده است تا به خودی خود آروغ بزنند.
نوزادانی که با شیشه شیر می‌خورند بیش از نوزادانی که از سینه مادر تغذیه می‌شوند، هوا می‌بلعند و بیشتر نیاز دارند تا به آروغ‌زدن آنها کمک شود.

برای جلوگیری از بلعیدن هوا، مراقب باشید بتدریج که شیشه نوزاد از شیر خالی می‌‌شود، هوا در ته شیشه باقی بماند.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:8 |

همانطور که می‌دانید شواهد نشان می‌دهد جهان در حال بزرگ شدن است و تا حدود یک دهه پیش همه گمانه‌ها بر این بود که سرعت رشد جهان (دست کم در حال حاضر) روند ثابتی دارد.

چندی پیش (۱۹۹۸) گروهی از فیزیکدانان نشان دادند که جهان نه تنها در حال گسترش است بلکه روند این گسترش در حال افزایش است. آن‌ها برای ثابت کردن این نظریه ابرنواخترهای (ستاره‌های در حال انفجار) ‌ویژه‌ای را مورد بررسی قرار دادند که میزان نوردهی آن‌ها مشابه یکدیگر بوده و به عنوان «شمع‌‌های استاندارد» شناخته می‌شوند. شدت نوردهی این «شمع‌های استاندارد» فاصله ‌آن‌ها را با زمین تعیین می‌کند. با مقایسه فاصله این «ستاره‌های در حال انفجار» با میزان «انتقال به قرمز» نور کهکشان مادر، محققین می‌توانند سرعت گسترش جهان را در زمان‌های مختلف تاریخ محاسبه کنند. آن‌ها انفجارهای ستاره‌ای یا «شمع‌های استاندارد» با فاصله‌های مختلف از زمین را زیر نظر گرفتند و متوجه شدند شدت نوردهی ابرنواخترهای نزدیک نسبت به ابرنواخترهای دور با سرعت کمتری زیاد می‌شود {+}. این موضوع آن‌ها را متقاعد کرد که سرعت رشد جهان در حال افزایش است. (گسترش شتابدار کیهان)

اما اخیرا چند دانشمند این پرسش را مطرح کرده‌اند که شاید علت پدیده مشاهده شده، افزایش سرعت رشد کیهان نباشد و این خود ِزمان است که در حال کند شدن می‌باشد. برای ناظری مثل ما که با توجه به درک خود از زمان به وقایع اطراف نگاه می‌کند نتیجه یکی است: چه «سرعت رشد جهان در حال اضافه شدن باشد و زمان روند ثابتی داشته باشد»، «چه سرعت رشد جهان ثابت باشد و زمان در حال کند شدن باشد». پروفوسور سنوویلا در این‌باره می‌گوید:‌«ما نمی‌گوییم بزرگ شدن جهان توهم است. توهم به اعتقاد ما، افزایش سرعت رشد جهان است.»

800px-CMB_Timeline300

مدل‌های موجود فیزیک حرکت زمان را متعارف و یک‌نواخت در نظر می‌گیرند. اما اگر جریان زمان روند کند شونده داشته باشد چطور؟

اگر این فرض درست باشد و زمان واقعا در حال کند شدن باشد پرسش بعدی این است که روند کند شدن زمان تا کجا ادامه خواهد یافت؟ آیا روزی زمان کاملا متوقف خواهد

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:7 |

عکس پسر بی نظیر بوتو به همراه دو دخترروزنامه انگلیسی زرد “دیلی میل” در گزارشی ادعا کرد: “بیلاوال زرداری” پسر “بی نظیر بوتو” نخست وزیر اسبق پاکستان در دوران دانشجویی خود در دانشگاه آکسفورد انگلیس، فردی الکلی بوده و روابط آزادی با دختران داشته است.

به نوشته عصر ایران این روزنامه می نویسد: مسلمانان قطعا از تماشای رهبر جدید حزب مردم پاکستان در آغوش دو دختر که یکی از آنها خود را دوجنسی می نامد، شوکه خواهند شد.

گرچه سندی از الکلی بودن پسر ب