|
|
| |||
|
|
|
| |||
|
|
|
| |||
|
|
|
|

سلام بر رشادت دستان حیدری ات! سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت! سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات! سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی! سلام بر تو و بر دستان آب آورت! سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است! خاک بوی بهشت می گیرد، آسمان، پایین می آید و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می کشد. نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد.
خاندان حضرت عباس (ع):
در چهارم شعبان سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت. اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد. عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند. ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود كه امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين (ع).
مقام علمي حضرت عباس (ع):
حضرت عباس (ع) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند. علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود.
مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع):
اگر بخواهيم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از ديدگاه امامان معصوم (ع) دريابيم، كافي است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه كنيم. در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين (ع) حاضر شد و در راس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود: برادر جان، جانم به فدايت، سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند. در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس (ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس (ع) را به اردوي دشمن مي فرستد. روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس (ع) از اسب بر روي زمين افتاد، امام حسين (ع) فرمودند:(الان انكسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (ع) است. امام زمان (عج)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس (ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي.
امام زين العابدين (ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (ع) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود: هيچ روزي بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد سپس امام زين العابدين (ع) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (ع) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين (ع) ايستادند و مي پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر يك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (ع) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم و جور و دشمني به شهادت رساندند. آنگاه امام زين العابدين (ع) فرمود: خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض، دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند.
ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (ع):
با توجه به رواياتي كه در شان حضرت عباس (ع) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس (ع) فرزند كسي است كه آيه (و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است. فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند.
در جايي ديگر، علي (ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند.
علي (ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد.
حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟ جواب اين است كه معرفت حضرت عباس (ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. بر اساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت (ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام (ص) كه فرمود: (ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.
در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (ع) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است. آري حضرت عباس (ع) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد.




امام زمان چگونه زندگى مى كنند؟

سوال:
امام زمان (عج) چگونه زندگى مى كنند؟ آيا در ميان مردم هستند؟
پاسخ:
محل زندگى حضرت حجة بن الحسن العسگرى (عج) در دوران كودكى همچون محل زندگى حضرت موسى (عليه السلام) مخفى بود، تا از گزند طاغوتيان زمان محفوظ گردد. اما در مورد اقامت گاه حضرت حجّت بايد گفت: دليل قاطعى بر اقامت آن بزرگوار در مكان معيّنى وجود ندارد، چنان كه در بعضى احاديث هم وارد شده است، از جمله: هنگامى كه از امام حسن عسگرى (عج) مى پرسند، اگر حادثه اى براى شما روى دهد از كجا از فرزند گرامى شما سراغ بگيريم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «در مدينه.»[1] روايت است عدّه ى معدودى از اقامتگاه ايشان خبر دارند. امام زين العابدين (عليه السلام) مى فرمايد: «لا يَطَّلِعُ على موضعه اَحَدٌ من ولىٍّ و لا غيره، الاّ الذى يلى اَمْرَهُ»[2]هيچ كس از دوستان و ديگران از اقامتگاه او مطّلع نمى شود، به جز كسى كه متصدى خدمتگزارى اوست. ابوبصير از امام محمّد باقر (عليه السلام) مى فرمايد: «لابدّ لصاحب الأمر من عُزلة، و لابدّ فى عُزلته من قُوَّة، و ما بثلاثينَ مِنْ وحشة و نِعْمَ المنزلُ طيبةُ»[3] ترجمه: «براى صاحب اين امر دوران عزلتى است و در ايام عزلت نيرو و قدرتى لازم است، با سى نفر وحشتى نيست و مدينه چه جايگاه خوبى است!» مؤلّف كتاب بحارالانوار، مجلسى گويد: «عزلت به معنى گوشه نشينى است و «طبيّه» بر اسم مدينه منوّره اطلاق مى شود. اين حديث را ابوحمزه از حضرت امام صادق (عليه السلام) نيز نقل كرده است. و نيز در روايتى ديگر آمده است: «انّ لصاحب هذا الامر بيتاً يقال لَه: بيت الحَمْدِ، فيه سراجٌ يُزهِرُ منه يوم وُلِدَ الى ان يقوم بالسّيف، لا يُطفى.»[4] ترجمه: «براى صاحب اين امر خانه اى است كه به آن بيت الحمد گفته مى شود و در آنجا چراغى هست كه روز ولادت آن حضرت روشن مى باشد; اين چراغ هرگز خاموش نمى شود، تا روزى كه حجّت خدا با شمشير قيام كند.» اين روايت را مفضل بن عمر از حضرت امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است. و روايت ديگرى از امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: «كيف أنتم اذا بَقيتم بلا امامِ هدىً و لا علم يُرى...»[5] ترجمه: «چگونه است حال شما (شيعيان) هنگامى كه دستتان به امامتان نرسد و نشان آشكارى نيابيد.» و نيز در روايت ديگرى آمده: «للقائم غيبتان: إحداهما صغيرة و الأخرى طويله. فالأولى لا يعلَم بمكافه فيها الا خاصَّةُ شيعته والأخرى لا يعلم بمكانه فيها الاّ خاصّةُ مَواليه فى دينه.»[6] ترجمه: «براى قائم ما دو غيبت است: يكى از آنها كوتاه و ديگرى طولانى است، در غيبت كوتاه تنها شيعيان خاص از جايگاه او مطلع مى شوند و در دومى به جز خدمتگزاران ملازم او، كسى از اقامتگاهش آگاه نخواهد بود.» نيز روايت شده: ابراهيم بن قهريار توسط فرستاده ى حضرت ولى عصر (عج) به پيشگاه آن سرور فرا خوانده شد; او از طائف گذشته و به دشت حجاز هدايت شده كه «عوالى» ناميده مى شود; در آنجا به خدمت كعبه ى مقصود مشرف مى شود، در اين ايام مهدى (عج) به پسر قهريار مى فرمايد: «پدرم با من پيمان بسته كه در مخفى ترين و دورترين سرزمين ها مسكن گزينم، تا از تيررس اهل ضلالت در امان باشم، اين پيمان براى اين ريگزارهاى عوالى (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است.» آن گاه آن حضرت دعائى را كه در دوران غيبت فرموده اند، بار ديگر تلاوت كردند: «اللهمَّ امْجُبْنى عن عيون اَعْدائى واجْمَع بينى و بين اوليائى.»[7] ترجمه: «بار خدايا، مرا از ديدگان دشمنانم پوشيده نگاه دار و بين من و دوستانم اجتماع حاصل كن.» آنچه كه حميرى از محمّد بن عثمان نقل مى كند، اين روايت است كه شنيدم مى گفت حضرت فرمود: «انّ صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفُهُم و يرونه و لا يعرفونه.»[8] ترجمه: «همانا صاحب اين امر همه ساله در موسم حج به زيارت خانه ى خدا مشرّف شده و در مراسم حج شركت مى كند (و در عرفات مى ايستد و به دعاى مؤمنين آمين مى گويد) ولى انبوه حجاج او را نمى بينند و يا مى بينند و او را نمى شناسند.» و نيز زراره از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند: «قائم را دو غيبت است در يكى از آنها بر مى گردد و در ديگرى معلوم نمى شود كجا هست، در موقع و موسم حج حضور مى يابد و مردم را مى بيند ولى كسى او را نمى بيند.»[9]
يك برداشت:
آنچه كه مسلم است حضرت حجة (عج) در عالم هستى حضور دارند و در موسم حج بنابر روايت به اعمال مقدس حج مشغول مى باشند و ممكن است حتى بعضى افراد ايشان را ببينند، كه يا با معرفت و درك زيارت مى كنند آن حضرت را يا حتى ايشان را نمى شناسند و آنچه از بعضى روايات مذكور استفاده مى شود بعضى از مكان ها مثل مدينه منوره يا عوالى (دشت حجاز) براى آن حضرت تعيين شده كه در بعضى مواقع ايشان 1170
در آن جا حضور دارند. لكن به سبب رتق و فتق امور مسلمين عالم و شيعيان آن حضرت كه به ايشان نياز دارند ممكن است در مكان هاى ديگر نيز حضور پيدا كرده و به مشكلات آنان رسيدگى فرمايند.
------------------------------------
[1]ـ گل محمدى آرمان فريده: البيعة لله، رسالت جهانى حضرت مهدى (عج)، چ مؤسسه الهادى، چ دوم، 1378، ص 126.
[2]ـ محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ج 5، نشر دارالكتب الاسلاميه تهران.
[3]ـ محمد باقر مجلسى، همان، ص 153، ج 6، و على دوانى، مهدى موعود، دارالكتب الاسلاميه تهران، ص 928، 929.
[4]ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 52، ص 158، ج 21 و على دوانى، مهدى موعود، همان، باب 28، ص 929 و 930.
[5]ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 51، ص 111، ج 5.
[6]ـ همان، ج 52، ص 155.
[7]ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 94، ص 378.
[8]ـ على دوانى، مهدى موعود، همان، باب 28، ص 933، 934.
[9]ـ على دوانى، همان، ص 933.
وقتي امام زمان (عج) ظهور ميكند
چه كساني زنده ميشوند؟

سوال:
وقتي امام زمان (عج) ظهور ميكند چه كساني زنده ميشوند؟ اگر ما نباشيم امام زمان از كجا ميفهمد كه ما طرفدار او هستيم؟
پاسخ:
در اين اينجا 2 مساله قابل طرح است: 1. معرفي اشخاصي كه در زمان ظهور امام زمان (عج) رجعت ميكنند. 2. شناخت طرفداران و نحوه آگاهي امام ـ عليه السّلام ـ از عقيده و افكار اشخاص.
آنچه نياز به بررسي بيشتر دارد، بخش نخست مي باشد. به همين جهت ما در ابتدا به پاسخ فشرده قسمت دوم ميپردازيم. آن گاه وارد بخش اول خواهيم شد.
شناخت طرفداران:
پاسخ اين بحث واضح است، زيرا داشتن علم غيب و آگاهي از اسرار انسان و جهان، از شئونات امام معصوم ـ عليه السّلام ـ ميباشد و امام كسي است كه علم گذشته و آينده را دارا است و بر اعمال بندگان، اشراف و احاطه دارد. اگر چنين نباشد نميتواند امام و حجت ميان خلق و خالق باشد. خود حضرت در توقيعي شريف كه به شيخ مفيد (ره) صادر فرموده است، پاسخ اين سؤال را به بهترين وجه يادآور شده است، ميفرمايد: «انا نحيط علماً بانبائكم و لايعذب عنا شيء من اخباركم... انا غير مهملين لمرعاتكم و لاناسين لذكركم...»؛[1] ما احاطه و اشراف كامل بر اخبار شما داريم و هيچ چيزي از اخبار شما از ديد ما پنهان نميباشد. ما مواظب اوضاع و احوال شما هستيم و هيچ گاه ياد شما را از خاطر نميبريم. بنابراين از اين نظر جاي نگراني وجود ندارد، زيرا حضرت نسبت به شيعيان و دشمنان خود هرگز بيتفاوت نميباشد و تمام جريانات را نيز باخبر است. هر كس به ميزان ايمان و معرفت خود، در ميان پيروان حضرت، جايگاه خاص خود را دارد.
چه كساني در هنگام ظهور زنده ميشوند؟
بر اساس روايات، اين مسأله اجمالاً قطعي و مسلم است كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ وعدهاي از مؤمنين و كفار در زمان ظهور مهدي ـ عليه السّلام ـ دوباره زنده ميشوند. و اين موضوع به عنوان «رجعت» جزء معتقدات شيعه و ضروري مذهب ميباشد.
توضيح مطلب اين است كه زنده شدن مردگان و بازگشت آنان به دنيا، چون از امور غيبي مربوط به آينده است، لذا اعتقاد به آن متوقف است بر وجود دلائل معتبر نقلي از معصومين ـ عليهم السّلام ـ . در روايات مربوط به اين موضوع گرچه خصوصيات آن به طور كامل بيان نشده است ولي اصل مسأله رجعت در حد تواتر از ائمه ـ عليهم السّلام ـ نقل شده است. مرحوم سيد مرتضي در اين رابطه ميفرمايد: شيعه اماميه بر اين اعتقاد است كه خداوند به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهي از شيعيان آن حضرت را كه پيشتر مردهاند، باز ميگرداند تا به ثواب ياري و كمك به آن حضرت برسند و حكومتش را ببينند. و هم چنين گروهي از دشمنان او را باز ميگرداند تا از آنان انتقام بگيرد و شيعيان از مشاهدة ظهور حق و بالا گرفتن كلمه اهل آن، خشنود گردند.[2]
علامه مجلسي (ره) نيز ميفرمايد: يكي از موضوعات اجماعي شيعه، بلكه از ضروريات مذهب حقه، حقانيت «رجعت» است كه پيش از ستاخيز، در زمان حضرت قائم (عج) خواهد بود و گروهي از مؤمنان كه داراي ايمان خالص بودهاند و نيز گروهي از كافران كه داراي كفر محض بودهاند، به دنيا باز ميگردند تا حكومت ائمه ـ عليهم السّلام ـ را ببينند.[3]
در روايات نيز از موضوع «رجعت» به عنوان ايام الله تعبير شده است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: ايام الله ـ كه ماية سرور و عزت مؤمنين است ـ سه مرحله دارد كه رجعت يكي از آن است. «ايام الله ثلاثة: يوم يقوم القائم و يوم الكره و يوم القيامه».[4] و در حديث ديگر نيز امام صادق ـ عليه السّلام ـ ايمان به رجعت را ضروري شمرده و ميفرمايد: «از ما نيست كسي كه اعتقاد به بازگشت ما نداشته باشد.»[5]
امّا اعتقاد به جزئيات و خصوصيات رجعت مثل زمان و تعداد افراد و... ضرورتي ندارد و در روايات نيز به روشني بيان نشده است، آن چه قطعي و ضروري مذهب است اصل اعتقاد به رجعت في الجمله است.
امّا چه كساني دوباره زنده ميشوند و به دنيا باز ميگردند؟
از روايات مربوط به اين موضوع استفاده ميشود كه امر رجعت عمومي نيست، بلكه ائمه ـ عليهم السّلام ـ و عده خاصي از مؤمنين و كفار خالص در عصر قيام حضرت مهدي (عج) دوباره زنده ميشوند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «رجعت و بازگشت مردگان به دنيا، همگاني و فراگير نيست، بلكه مربوط به عدهاي خاص است، برنميگردند به دنيا مگر كساني كه از ايمان پاك برخوردارند و يا به حد شرك خالص رسيدهاند.» و نيز ميفرمايد: «فقط كساني در زمان ظهور قائم ما به سوي دنيا باز ميگردند كه ايمانش را خالص كرده باشند و يا به مرز كفر خالص رسيده باشند. غير از اين دو گروه، ديگران برگشتي به دنيا نخواهند داشت، مگر در قيامت.»
بنابراين مسأله رجعت محدود به افراد خاصي است كه در روايات به برخي از اين افراد و گروهها اشاره شده است، ذيلاً به اين روايات پرداخته ميشود:
رجعت ائمه ـ عليهم السّلام ـ
بيشتر روايات اين باب مربوط است به رجعت و بازگشت ائمه ـ عليهم السّلام ـ . در اين مورد نيز ما با دو دسته روايات مواجه هستيم:
دستهاي از اين روايات رجعت را براي تمام ائمه ـ عليهم السّلام ـ ثابت ميكند. برخي ديگر از روايات ـ براي ذكر مصداق ـ تنها نام دو امام يعني امير المؤمنين و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ را ذكر نموده است. و در پارهاي از روايات نام پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز آمده است.[6] امّا ساير ائمه ـ عليهم السّلام ـ از آنان به طور خاص ذكري به ميان نيامده است، بلكه به طور عام قائل به رجعت همه ائمه شدهاند. نظير آنچه كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين زمينه نقل شده است. حضرت ميفرمايد: «هيچ امام و پيشوايي نيست مگر اين كه مجدداً در زمان خودش در آينده به دنيا باز ميگردد در حالي كه نيكان و بدان زمان او نيز همراه او بر ميگردند تا افراد با ايمان از انسانهاي كافر جدا شوند.»[7] و در حديث ديگر امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «دوباره به سوي شما بر ميگردند پيامبر شما و امير المؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ».[8]
اولين كسي كه به دنيا باز ميگردد امام حسين ـ عليه السّلام ـ است با اصحاب و يارانش
امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «اولين كسي كه قبر او شكافته ميشود و به سوي دنيا باز ميگردد، حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ است.»[9] و در جاي ديگر ميفرمايد: «نخستين فردي كه به دنيا باز ميگردد، حسين بن علي است پس حكومت ميكند تا وقتي كه در اثر پيري هر دو پلك او بر چشمانش ميافتد.»[10] كه اشاره به طولاني بودن حكومت امام حسين در عصر رجعت است. و نيز از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه : نخستين كسي كه سر ازخاك بر ميدارد و با هفتاد و پنج هزار نفر از شيعيان، رجعت ميكنند حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ است.[11]
جابر نيز از امام باقر ـ عليه السّلام ـ نقل ميكند كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ در روز عاشورا، پيش از شهادتش، به تفصيل درمورد رجعت خود و ياران خود سخن گفت: «بشارت باد شما را به خدا قسم اگر اين قوم ما را بكشند، ما نخستين كساني هستيم كه نزد پيامبرمان باز ميگرديم و تا مدتي كه خدا بخواهد توقف خواهيم كرد، آن گاه من اولين كسي هستم كه قبرش شكافته ميشود و ناگهان از قبر خارج ميشوم، در حالي كه امير المؤمنين نيز از قبرش خارج شده و مهدي ما نيز قيام نموده است.»[12] در اين روايت، رجعت امام حسين و امير المؤمنين ـ عليهم السّلام ـ همزمان با قيام حضرت مهدي (عج) بيان شده است. در روايت ديگر امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «امام حسين ـ عليه السّلام ـ همراه با شهداي كربلا و هفتاد پيامبر، بازگشت مينمايد. رو ميآورد به سوي دنيا امام حسين همراه با كساني كه با وي به قتل رسيده بودند و همراهي ميكنند او را هفتاد پيامبري كه با موسي بن عمران مبعوث شدند. آن وقت حضرت قائم انگشترش را به او ميسپارد.»[13]
در ادامة اين حديث اشاره به غسل و دفن امام زمان ـ عليه السّلام ـ به وسيله امام حسين ـ عليه السّلام ـ نيز شده است. مفضل نيز از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين مورد نقل ميكنند كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ با دوازده هزار نفر از شيعيانش رجعت ميكنند، در حالي كه عمامة سياه پوشيده است.[14]
علاوه بر اصحاب امام حسين ـ عليه السّلام ـ در روايات ديگر اشاره به رجعت بعضي از مؤمنين و شيعيان علي ـ عليه السّلام ـ نيز شده است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل ميكند كه؛ در هنگام ظهور حضرت مهدي، مؤمنان، لبيك گويان، گروه گروه از قبرها بيرون ميآيند و حضرت از اين رخداد فوق العاده با تعجب ياد ميكند؛ پس چقدر حيرت آور است (زنده شدن مردگان) چگونه در حيرت نباشم از زنده شدن مردگان كه خداوند آنان را از قبورشان بر ميانگيزند در حالي كه گروه گروه مشغول گفتن لبّيك لبّيك اي دعوت كننده به سوي خدا، هستند.»[15]
رجعت دشمنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و كفار براي كيفر و انتقام
بعضي از روايات اين باب، مربوط است به بازگشت معاندين و كفار تا به دست مؤمنان، ذلت و عذاب را بچشند و مؤمنان نيز تشفي پيدا كنند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «زماني كه مهدي ما ظهور نمايد، خداوند كساني را كه به اذيت و آزار بندگان مؤمن ميپرداختند، با همان قيافه قبليشان، به دنيا باز ميگرداند تا مؤمنين از آنان انتقام بگيرند.»[16] اين روايت با توجه به آنچه در روايتي كه قبلاً از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شد (ما من امام الا و يكرفي قرنه و يكرمعه البر و الفاجر في دهره حتي يميز المؤمن من الكافر) نشان ميدهد كه قبل از قيامت در زمان رجعت نيز بازخواست و دادرسي وجود دارد. و بازگشت اين عده از كفار با قيافههاي اصلي شان، براي كيفر و تنبيه است.
هم چنين در ذيل آية «و اقسموا بالله جهد ايمانهم لايبعث الله من يموت بلي وعداً عليه حقاً و لكن اكثر الناس لا يعلمون... ليعلم الذين كفروا انهم كانوا كاذبين»؛[17] امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «يعني في الرجعه يردهم فيقتلهم و يشفي صدور المؤمنين فيهم»؛[18] يعني در زمان رجعت خداوند آنان را بر ميگرداند تا به دست مؤمنين كشته شوند و مؤمنين تسلي پيدا كنند.
رجعت بعضي از شيعيان براي ياري حضرت مهدي (عج)
امام صادق ـ عليه السّلام ـ به ابيبصير ميفرمايد: «اي ابابصير هنگامي كه قيام كند مهدي ما، خداوند گروهي از شيعيان ما را به سوي او بر ميانگيزند و از قبرهايشان خارج ميكند. پس آنان با او بيعت ميكنند در حالي كه شمشيرهايشان بر گردن آنان آويخته است، اين خبر به گوش شيعياني كه زندهاند ميرسد و ميگويند: فلانيها از قبرشان خارج شدهاند و به سپاه حضرت مهدي ملحق گرديدهاند!».[19]
اين حديث بيانگر انعكاس وسيع خبر زنده شدن و بازگشت مجدد اين عده از شيعيان و ملحق شدن آنان با سپاه امام زمان ميباشد، به گونه كه اين خبر باشكوه، در ميان شيعيان در حال حيات ـ كه هر كدام چنين آرزويي را در دل ميپرورانند ـ و در مجالس آنان رد و بدل و گفتگو ميشود.
در حديث ديگر نيز امام صادق ـ عليه السّلام ـ از برانگيخته شدن اين عده از شيعيان براي ياري امام زمان (عج) سخن ميگويد: «هنگامي كه قائم ما ظهور نمايد خداوند عدهاي از شيعيان را زنده ميكند و آنان لبيك گويان گروه گروه به سوي او حركت ميكنند. آن وقت است كه ترديد منكران، رنگ ميبازد و آنان نابود ميشوند.»[20]
رجعت انصار و وزراء حضرت مهدي كه به طور خاص از آنان نام برده شده است
در برخي از روايات نام بعضي از افراد ذكر شده است مثل: اصحاب كهف، يوشع بن نون، سلمان فارسي، مقداد، ابودجانه، مالك اشتر و... و حتي تصريح شده است كه اين افراد در سمت وزراء و معاونان حكومت جهاني حضرت، در جهان از ناحيه حضرت، فرمانروايي ميكنند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين مورد ميفرمايد: «از پشت كوفه تعداد 27 مرد، براي ياري مهدي، از قبرهايشان خارج ميشوند كه 15 نفر از آنان از قوم موسي است ـ آناني كه هدايت شدند و بر اساس حق رفتار نمودند ـ و 7 نفر از اصحاب كهف و يوشع بن نون و سلمان و ابودجانه انصاري و مقداد و مالك اشتر، ميباشند. اينها همواره در پيشگاه مهدي مشغول خدمت حكمراني هستند.»[21]
رجعت مفضّل بن عمر
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد وي كه از اصحاب خاص حضرت ميباشد، ميفرمايد: تو نه تنها در هنگام ظهور مهدي (عج) دوباره زنده ميشوي، بلكه جزء افراد ويژة مهدي خواهي بود كه مرتب فرمان صادر ميكني ـ يا مفضل انت و اربعة و اربعون رجلاً تحشرون مع القائم. انت علي يمين القائم تأمر و تنهي و الناس اذذاك اطوع لك منهم اليوم».[22]
رجعت داود بن كثير الرّقي
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد شأن و منزلت اين صحابي بزرگوار خود ميفرمايد: «انزلوا داود الرقي مني بمنزلة المقداد من رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ»؛[23] يعني قدر و منزلت اين مرد نزد من نظير مقداد نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است. و نيز ميفرمايد: «من سرّه ان ينظر الي رجلٍ من اصحاب القائم فلينظر الي هذا» (داود رقي).[24] كسي كه ميخواهد مردي از ياران مهدي را ببيند به او نگاه كند.
رجعت عبدالله بن شريك عامري
امام باقر ـ عليه السّلام ـ در مورد وي ميفرمايد: گويا ميبينم كه عبدالله بن شريك با چهار هزار نفر سپاه، پيشاپيش حضرت مهدي (عج) تكبيرگويان، از دامنه كوه بالا ميروند؛ «كاني بعبدالله بن شريك العامري عليه عمامة سوداء و دؤابتاها بين كتفيه مصعداً في لحف الجبل بين يدي قائمنا اهل البيت في اربعة آلاف يكبرون».[25]
رجعت اسماعيل فرزند امام صادق ـ عليه السّلام ـ
ابوخديجه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد فرزندش اسماعيل نقل ميكند كه وي نخستين كسي است كه با ده نفر از يارانش زنده ميشوند و ظهور ميكنند و عبدالله بن شريك يكي از اين ده نفراست كه وظيفه پرچمداري را به عهده دارد. «انه يكون اول منشور في عشرة من اصحابه و منهم عبدالله بن شريك و هو صاحب لوائه».[26]
رجعت حمران بن اعين و ميسّر بن عبدالعزيز
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد اين دو نفر ميفرمايد: گويا ميبينم كه آنان در حالي كه شمشير در دست دارند، در ميان مردم، ميان صفا و مروه مشغول صحبت ميباشند؛ «كاني بحمران بن اعين و ميسّر بن عبدالعزيز يخطبان الناس باسيافهم بين الصفا و المروه».[27]
كلام آخر: روايات بحث رجعت، هرگز درصدد برشمردن تعداد و آمار افراد و يا ذكر اسامي آنان، نميباشد. بلكه اين روايات ضمن اشاره به اسامي برخي از افراد گروهها، مسأله رجعت مردگان به دنيا را، محدود و مختص كساني ميداند كه قبل از مرگ از درجه بالاي ايمان برخوردار بوده و در حمايت از دين الهي و اطاعت از ائمه ـ عليهم السّلام ـ كوتاهي ننمودهاند و يا كساني كه در راه كفر و عناد با اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ از هيچ تلاشي فروگذار نبودهاند. اما غير از اين دو گروه ـ چنانچه قبلاً اشاره شد ـ بازگشت به دنيا نخواهند اشت (و اماما سوي هذين فلا رجوع لهم الي يوم الماب).
بنابراين آنچه مهم و تعيين كننده است خلوص ايمان در پرتو عمل به دستورات الهي و اعتصام به ولايت امام معصوم ـ عليهم السّلام ـ است تا در اثر چنين پيوندي خداوند نيز وي را از چنين فوز عظيمي در ايام الله ظهور مهدي و رجعت اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ برخوردار نمايد.
به همين خاطر مهمترين تقاضاي شيعه از خداوند در دعاي عهد اين است كه: «پروردگارا! ما را از ياران و كمك كنندگان حضرتش قرار بده و شرف شهادت در محضر او را نصيب ما بفرما، پروردگارا اگر چنانچه مرگ ميان من و ظهور او فاصله انداخت، پس من را بعد از مرگ نيز هنگام ظهورش، از قبرم خارج فرما در حالي كه كفنم را پوشيده و شمشيربه دست آماده انجام فرمان حضرت باشم.»[28] جالب اين است كه اين آرزو و تقاضا، بعد از اعلام بيعت اكيد با حضرت ولي عصر -ارواحنا فداه- و امضاي عهد و پيمان با او، ابراز مي شود؛ (عقدا و بيعة له في عنقي لا احول عنها و لا ازول ابداً). بديهي است كه تمام دشواري و اهميت كار، عمل به اين بيعت و به پايان رساندن آن است.
--------------------------------------------
[1] . الاحتجاج، ج 2، ص 599، تأليف العلامه ابي منصور الطبرسي، طبع دوم، 1416 هـ .ق، اسوه، قم.
[2] . شيعه و رجعت، ص 250، تأليف الشيخ محمد رضا الطبسي النجفي، ترجمه و تلخيص از سيد محمد ميرشاه ولد، قطع وزيري، چ اول، 1376، دار النشر اسلام، قم.
[3] . همان، ص 259.
[4] . معجم الاحاديث الامام المهدي (عج)، ج 4، ص 82. حديث شماره 1152، تأليف الهيئة العلميه تحت اشراف الشيخ علي الكوراني، طبع الاولي، 1411 هـ .ق، موسسة المعارف الاسلاميه، قم.
[5] . همان، ص 84، ح 1154.
[6] . ر.ك: سيماي آفتاب، ص 345، دكتر حبيب الله طاهري، چاپ اول، 1380 هـ .ش، انتشارات زاير، قم.
[7] . رجعت از نگاه عقل و دين، ص 94، غلام رضا مغيثي، چ اول، 1380، قطع رقعي، انتشارات قم.
[8] . معجم احاديث المهدي، ج 5، ص 327، ش 1763.
[9] . ميزان الحكمه، ج 4، ص 58، ش 6932، محمدي ري شهري، چاپ مكتب الاعلام، 1362 هـ .ش.
[10] . معجم احاديث المهدي، ج 5، ص 328، ش 1766.
[11] . البيعة لله، ص 152، نوشته فريده گل محمدي آرمان، چ اول، زمستان 1376، دار النشر اسلام، قم.
[12] . بحار الانوار، ج 53، ص 61، حديث 52.
[13] . معجم احاديث المهدي، ج 3، ص 89، ش 1158.
[14] . البيعة لله، ص 275.
[15] . بحار الانوار، ج 53، ص 46، حديث 20.
[16] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 4، ص 95، ش 1162.
[17] . سوره نحل، 39 ـ 40.
[18] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 5، ص 214، ش 1638.
[19] . الشيعه و الرجعه، ج 1، ص 385، تأليف الشيخ محمدرضا الطبسي النجفي، طبع الثالثه، 1385 هـ، 1966 م، نجف.
[20] . معجم الاحاديث الامام المهدي،ج 4، ص 101، ش 1167.
[21] . بحار الانوار، ج 53، ص 90، حديث 95.
[22] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 4، ص 98، ش 1165.
[23] . جامع الرواة، ج 1، ص 308، محمد بن علي الاردبيلي الغروي الحائري، طبع كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، 1403 هـ .ق، قم.
[24] . همان.
[25] . اثباه الهداة، ج 3، ص 561، تأليف محمد بن الحسن الشيخ الحر العاملي، بيتا.
[26] . چشم اندازي به حكومت مهدي، ص 95، نجم الدين طبسي، ويرايش دوم، چاپ سوم، 1380، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، (بوستان كتاب).
[27] . ميزان الحكمه، ج 4، ص 58، ش 6934.
[28] . بحار الانوار، ج 53، ص 96، مفاتيح الجنان، چاپ فيض، ص 893، (دعاي عهد).
بازیهای المپیک همیشه یکنواخت برگزار میشه ....بد نیست برای تنوع هم شده
تغییراتی در این ورزشها انجام بشه .تا هیجانش بیشتر بشه
.:مثلا

دو میدانی :انگیزه ی حفظ جان ..باعث سریع تر دویدن میشه
______________________________________

پرش سه گام اگه همرا ه با یه مانع این جوری باشه مسلما ورزشکارها بلندتر میپرن
-----------------------------------------------

مسابقات تیر اندازی هم خوبه با هدف متحرک باشه و ملموس
___________________________________

دو امدادی:یعنی چی که یه تکه چوب بی خاصیت رو دست به دست میکنن ..فکر نمی کنین اگه
دینامیت باشه . از ترسشون .تندتر میدون تا قبل از رسیدن به خط پایان منفجر نشه ؟؟
-----------------------------------------------

نبرد در ورزشهای رزمی یعنی این : همزمان با یه ببر و یه گلادیاتور
-------------------------------------------

ژیمناستیک هم این جوری بشه خیلی هیجان داره مخصوصا با برق فشار قوی
-----------------------------------------

و شمشیر بازی اگه سر مردن یا موندن باشه انگیزه ی ورزش رو میبره بالا ..شک نکنین
_____________________________________

پرش با نیزه از روی سیم خاردار دیگه آخر هیجانه واسه تماشاچیـان
مراحل زندگي امام زمان پس از ظهور

سوال:
بعد از ظهور امام زمان (عج) و به حكومت رسيدن ايشان مراحل زندگي چگونه خواهد بود و تا چه زماني خواهد ماند؟
پاسخ:
بعد از ظهور در ابتدا جنگي سخت بين حضرت حجت (عج) (به همراه ياوران ايشان) و دشمنان آن حضرت رخ مي دهد، كه به پيروزي ايشان و پس از آن تشكيل حكومت، مي انجامد. حكومت آن حضرت متشكل از استانداران و كارگزاراني است كه جز به مصالح كشور اسلامي و خشنودي خدا نمي انديشند و تمام تلاش آنها براي گسترش عدالت بر زمين است بطوري كه گسترة آن عدالت، علاوه بر انسانها، حيوانات را هم در بر مي گيرد و همه از آن بهره مند مي گردند. و از آن جايي كه آن حضرت، امام هستند علاوه بر حكومت تشريعي، حكومتي تكويني نيز دارند[1] و بر دلها هم حكومت مي كنند.
حكومت مهدوي، در تمام زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، علمي، ديني، امنيتي و... تحولي عميق و رو به جلو ايجاد مي كند و پيشرفت در اين زمينه ها به گونه اي استكه بالاتر از آن قابل تصور نيست. ما به اختصار به اين موارد مي پردازيم:
الف) شكوفايي دانش و صنعت.[2]
ب) گسترش فرهنگ اسلامي و آموزش قرآن و معارف اسلامي.[3]
ج) ساختن مساجد.[4]
هـ) رشد معنويت و اخلاق.[5]
و) گسترش امنيت در قضاوت ها، راه ها و... .[6]
ز) شكوفايي اقتصاد و رفاه اجتماعي.[7]
ح) عمران، آباداني و كشاورزي و دام پروري:[8]
ط) بهداشت و درمان.[9]
در مورد مدت حكومت حضرت ولي عصر (عج) روايات بسيار متفاوتي وارد شده كه هفت سال[10]، نوزده سال[11]، بيست سال[12]، ده سال[13]، 30 و 40 سال[14] و نيز 309[15] سال گفته شده است و البته بزرگاني همانند علامة مجلسي اين اختلاف روايات را توجيه كرده اند.[16]
مرحله آخر زندگي حضرت، شهادت ايشان است كه اگرچه در مورد شهادت و يا وفات و حتي در مورد نحوه شهادت ايشان اختلاف است امّا قدر متقين آن است كه ايشان وفات مي يابند و حكومت ايشان به سرانجام مي رسد.[17] و پس از شهادت ايشان بر طبق برخي روايات امام حسين ـ عليه السلام ـ رجعت كرده و عهده داري مراسم غسل و كفن و دفن و نماز حضرت حجت ـ عليه السلام ـ مي شوند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: ... (پس از رحلت حضرت حجت ـ عليه السلام ـ) حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ متولي غسل و كفن و حنوط و دفن ايشان خواهد شد و هرگز غير از وصي، كسي ديگر وصي را تجهيز و آمادة خاك سپاري نمي كند.[18]
خلاصه سخن آنكه بعد از ظهور با دشمنان مي جنگند و پس از آن با استفاده از كارگزاران خود تشكيل حكومت مي دهند و جامعه اسلامي از هر جهت به بالاترين مراتب رشد و شكوفايي مي رسد و بعد از پايان دوران زندگي حضرت، ايشان را به شهادت رسانيده و امام حسين ـ عليه السلام ـ رجعت مي كنند.
براي مطالعه بيشتر مي توانيد به اين منابع رجوع كنيد:
1. چشم اندازي به حكومت مهدي (عج)، نجم الدين طبسي، بوستان كتاب، قم، چاپ سوم 1380.
2. امام مهدي از تولد تا ظهور، سيدمحمد كاظم قزويني، مترجم دكتر حسين فريدوني، چاپ اول 1376، نشر آفاق.
3. المهدي، سيدصدرالدين صدر، چاپ دوم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم، 1379.
4. البيعة لله، فريده گل محمدي آرمان، دارالنشر اسلامي قم، چاپ دوم.
5. الشيعه و الرجعه، محمدرضا طبسي، مطبعة الآداب النجف الاشرف.
امام صادق ـ عليه السلام ـ :
قم را به اين جهت، قم ناميدند كه اهل آن گرد قائم آل محمد جمع مي گردند و با حضرتش قيام مي كنند و در اين راه پايداري از خود نشان مي دهند و آن حضرت را ياري مي نمايند.
بحارالانوار، ج 60، ص 217
--------------------------------------------
[1] . عيد ولايت، بخش 1، برترين نعمت الهي، عبدالله جوادي آملي، تفسير موضوعي، ج 9، بخش 7، امامت فيض ابدي، عبدالله جوادي آملي.
[2] . بحارالانوار، ج 52، ص 326.
[3] . بحارالانوار، ج 52، ص 352-364.
[4] . بحارالانوار، ج 52، ص 330، 337.
[5] . بحارالانوار، ج 52، ص 330، 337.
[6] . بحارالانوار، ج 52، ص 345.
[7] . بحارالانوار، ج 52، ص390.
[8] . كمال الدين، ج 1، ص 331، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، قم، شيخ صدوق و بحارالانوار، ج 52، ص 316، 345.
[9] . بحارالانوار، ج 53، ص 62.
[10] . بحارالانوار، ج 52، ص 291.
[11] . بحارالانوار، ج 52، ص 298.
[12] . بحارالانوار، ج 51، ص 1.
[13] . الشيعه و الرجعه، ج 1، ص 224، محمدرضا طبسي، مطبعة الآداب النجف الاشرف.
[14] . كنزل العمال، ج 14، ص 591.
[15] . بحارالانوار، ج 52، ص 390.
[16] . بحارالانوار، ج 52، ص 280.
[17] . بحارالانوار، ج 27، ص 217.
عقد الدور في اخبار المنتظر، ص 147 و 149، يوسف بن يحيي مقدسي سلمي شافعي، قرن 7 هـ ق، عالم الفكر قاهره. و الزام الناصب، ص 190.
[18] . بحارالانوار، ج 51 / ص 56 و ج 53 / ص 13.

به گفته دانشمندان روسی تا سال دو هزارو بيست انسان به طور کامل قادر است از انرژی خورشیدی استفاده كند و تا سال دو هزارو سی در کره ماه زندگی خواهد کرد !
به نقل ازروزنامه ایزوستیا : پایگاه اینترنتی سازمان فضایی روسیه نتایج تحقیقاتی را منتشرکرده که بر اساس آنها تا سال 2028محل اسکان دائمی انسان در کره ماه ایجاد می شود و کمی پس از آن اهالی کره زمین به مریخ خواهند رفت و فضا به تدریج به عرصه فعالیت اقتصادی انسان تبدیل خواهد شد.
این تحقیقات که براساس پیش بینیهای 100 محقق برجسته تهیه شده اند همچنین از توسعه قابل ملاحظه صنعت گردشگری فضایی طی سالهای آینده خبر می دهند.
به گفته محققان بین سالهای 2020 تا2030 جمعیت کشورهای صنعتی پیشرفته جهان به پنج میلیارد نفر خواهد رسید، تغییرات بسیار عمده آب و هوایی در جهان روی خواهد داد، نوع انرژی های مصرفی تغییر می کند و انسان تاثیر بیشتری بر محیط زیست خواهد داشت.
علاوه بر این کشورهای پیشرو جهان بین سالهای 2013 تا 2014 درباره کنترل روند گرمایش زمین از طریق اخذ مالیات ویژه از تولید کنندگان گازهای مضر به توافق خواهند رسید و تا سال 2020 سی درصد کل انرژی مورد نیاز جهان از منابع احیا شدنی مانند باد، خورشید و انرژی هسته ای تامین خواهد شد و با ساخت رایانه های کوانتومی و بیولوژیکی نسل جدیدی از داروها در جهان تولید خواهد شد.
کارشناسان معتقدند انسان درآینده درپی پیشرفت قابل ملاحظه در بررسی دی.ان.ای توانایی شبیه سازی اعضای داخلی بدن را به دست می آورد، هوش رایانه ای به سطح هوش انسان می رسد و به تدریج جای انسان را در تصمیم گیریهای مهم خواهد گرفت، اتومبیلهای برقی جای خودروهای فعلی را می گیرند، میزان استفاده از هواپیماهای شخصی به مراتب از اتومبیل بیشتر خواهد شد و به یمن رواج هواپیماهای مافوق صوت فاصله بین شهرهای مختلف جهان در حد قابل توجهی کاهش می یابد.

ترجمه هلو بمعني Peach و نام علمی آن به Amygdalus Persica اطلاق مي شود .
گياه شناسي :
درخت هلو از قديم الايام در چين وجود داشته و از آنجا به نقاط ديگر جهان راه يافته است. درقرون وسطي از آن بصورت يك داروي گياهي استفاده مي شده است. برگ درخت هلو را براي بيماري صرع و سنگيني گوش ، پوست درخت هلو را براي رفع بوي بد دهان و مغز هسته آنرا براي رفع سردرد و اختلالات دستگاه هضم ،قرس و رفع بيماريهاي ادراري بكار مي رود.
درخت هلو درختي است زيبا به بلندي تقريبا 5 متر كه داراي شاخه هاي زيادي مي باشد.
برگهاي آن بيضي شكل و دراز وداراي كناره هاي اره اي است . گلهاي هلو زودرس هستند و قبل از باز شدن برگها ظاهر شده و منظره زيبايي به درخت مي دهد. گلهاي هلو برنگ صورتي ، قرمز يا سفيد مي باشد. يموه هلو گرد و برنگ طلايي و سرخ كه روي آنرا كركهاي زيادي پوشانده است مي باشد. هسته هلو بسيار سخت است و درون آن مغز هسته قرار درد كه تلخ است .
تركيبات شيميايي:
گل و مغز هسته هلو داراي اميگدالين مي باشد. برگها و شاخه هاي هلو داراي اميگدونيتريل و فلاوونول گليكوسيد است .
مغز هسته سمي است و مصرف مدام آن موجب مسموميت مي شود از اين جهت براي معالجه امراض فقط مقدر كمي هسته هلو مصرف مي شود و آنهم بايد تحت نظر پزشك باشد.
در هر صد گرم هلو مواد زير موجود است :
آب 88 گرم
انرژي 35 كالري
مواد نشاسته اي 9 گرم
كلسيم 8 ميلي گرم
پتاسيم 200 ميلي گرم
فسفر 17 ميلي گرم
آهن 0/5 ميلي گرم
ويتامين آ 1400 واحد
ويتامين ب 1 0/02 ميلي گرم
ويتامين ب 2 0/05ميلي گرم
ويتامين ب 3 1 ميلي گرم
ويتامين ث 7 ميلي گرم
ضمنا هلو داراي منيزيوم و بروميوم نيز مي باشد .
خواص داروئي :
هلو از نظر طب قديم ايران سرد و تر است و داراي خواص زير مي باشد :
1) هلو ملين است و باعث تسكين تشنگي مي شود
2) براي رفع بوي بد دهان هلو بخوريد
3) هلو در افراديكه گرم مزاج هستند باعث تقويت نيروي جنسي مي شود
4) روغن مغز هسته هلو براي درد گوش و گرفتگي مجراي گوش مفيد است
5) روغن مغز هسته هلو را به محل درد بواسير بماليد اثر خوبي درد
6) براي برطرف كردن زخم هايي كه در بدن اطفال و پشت گوش آنها مي زند هسته هلو را در آتش بياندازيد تا بسوزد سپس مغز هسته را در آورده و له كنيد و بر محل زخم بماليد.
7) خانمهاي حامله اگر مي خواهند بچه زيبايي داشته باشند بايد هلو بخورند
8) مغز هسته هلو مسهل است و خون را تصفيه مي كند
9) مغز هسته هلو براي رماتيسم مفيد است
10) جوشانده برگهاي درخت هلو براي بيماريهاي پوست مفي است پوست را با اين دم كرده بنوشيد
11) براي بيماريهاي مجاري ادرار ، سنگ كليه و ورم مثانه جوشانده برگهاي درخت هلو را تهيه كرده و يك فنجان در روز بخوريد .
12) دم كرده برگ يا گل هلو براي رفع سياه سرفه استفاده مي شود
13 )هلو را له كنيد و بصورت ضماد براي رفع دل پيچه بچه ها و دفع كرم روده روي شكم آنها قرار دهيد
14) برگ هلو و جعفري را با روغن زيتون مخلوط كرده و روي سوختگي و محل ضرب ديدگي بگذاريد
15) بهترين ماسك زيبايي را مي توانيد از هلو تهيه كنيد براي طراوت و جوان كردن پوست هلو را پوست كنده وله كنيد و روي پوست قرار داده و بگذاريد مدت 20 دقيقه بماند و پس از آن صورت را با اب معدني بشوئيد
16) براي برطرف كردن بواسير مغز هسته هلو را بصورت پماد درآورده و به مقعد بماليد
17) جوشانده پوست درخت هلو اثر تب بر و ضد كرم درد
18) خوردن هلو سموم را از بدن خارج مي كند
19) براي وزن كم كردن هلو بخوريد
20) كسانيكه زخم معده دارند و يا مبتلايان به ورم معده و يا روده بايد با شكم خالي هلو بخورند
21) هلو ميوه خوبي براي اشخاص مسن است مشروط براينكه با شكم خالي بخورند كه زود هضم شود
مضرات :
هلو براي اشخاص سرد مزاج مضر است آنها بايد هلو را با عسل و يا زنجبيل بخورند هضم هلو براي بعضي از اشخاص سخت است و نفخ ايجاد مي كند. هميشه براي اينكه نفخ ايجاد نكند بايد آنرا اقلا نيم ساعت قبل از غذا خورد .
آدامس از دندانهایتان مراقبت می کند ! ::.

آدامس باعث بیشتر شدن بزاق دهان شده و در نتیجه باعث افزایش فعالیت خنثی سازی بزاق و در نتیجه زدودن کربوهیدرات از سطح دندان می شود.
بهتر است بعد از هر وعده غذای حاضری و یا کلا تمامی وعده های غذائیتان آدامس بجوید، البته فراموش نکنید که آدامستان حتما بدون قند باشد. این آدامس ها همچنین ممکن است به معدنی شدن مجدد بخشهای تخریب شده دندانهایتان کمک کند.

شاید عنوان " کالری منفی" قدری باعث تعجب شود؛ به هر حال همه ی غذاها دارای میزان خاصی کالری هستند و هیچ غذایی را نمی توانید پیدا کنید که به هیچ وجه دارای کالری نباشد. کلیه غذاهایی که ما به طور روزانه مصرف می کنیم، دارای میزان مشخصی کربوهیدرات، پروتئین، و چربی هستند. باید توجه داشته باشید که کلیه ی غذاهای مصرفی، به عنوان یک منبع ضروری به منظور ایجاد انرژی محسوب می شوند که بدن با استفاده از آنها انرژی لازم برای خود را تامین می کند.
غذاها با کالری منفی به آن دسته از مواد غذایی اطلاق می شود که دارای کالری و میزان انرژی بسیار پایینی می باشند و بدن همان میزان انرژی را که به واسطه ی مصرف آنها جذب می کند، باید صرف هضم و جذب آنها کند. این نوع مواد غذایی میتوانند به کسانیکه در پی کاهش وزن هستند کمک کنند چرا که کالری کمی را در بردارند و بدن مجبور می شود تا از انرژی های ذخیره شده خود نیز در کنار آنها استفاده کند.
نظرهای گوناگونی در مورد رعایت رژیم غذایی بدون کالری ارائه می گردد. برخی از محققین بر این باورند که به هیچ دردی نمی خورند و جز ضرر چیزی برای بدن به همراه نخواهند داشت. برخی دیگر معتقدند که میزان کارایی و بهره وری این نوع رژیم ها به مواد غذایی بستگی دارد که در رژیم غذایی مورد مصرف قرار می گیرد. به عبارت دیگر می توان اظهار داشت که این غذاها کاملاً فاقد کالری نیستند، بلکه تفاوت در اینجاست که همان درصدی از انرژی که در این غذا ها وجود دارد، صرف هضم و گوارش و جذب این نوع مواد غذایی در بدن می شود. بنابراین نمی توانیم ادعا داشته باشیم که این غذاها فاقد کالری هستند؛ با این وجود تحقیقات جدید بر روی "کرفس" حاکی از این امر هستند که این گیاه به سختی در بدن هضم می شود و خیلی دیر آماده جذب میگردد. به همین دلیل میزان انرژی که آزاد می کند خیلی کمتر از میزان انرژی است که صرف هضم شدن آن می شود. از اینرو می توان اظهار داشت که کرفس دارای کالری منفی است.
البته هنوز هم به طور قطعی نمی توان ادعا کرد که غذاهایی با کالری منفی وجود دارند و نمی توان گفت که این امر حققیت دارد یا در حد یک تئوری مردود است. برای اثبات این تئوری نیاز به تحقیقات بیشتری است. به هر حال ما فقط روی این امر میتوانیم تاکید کنیم که مصرف غذاهایی که ظاهراً حاوی کالری بالایی نیستند، سبب می شود تا افراد بتوانند وزن خود را پایین بیاورند و همین امر خود می تواند به عنوان گزینه ی مثبتی برای یک شروع ایده آل پیرامون کاهش وزن دائمی قلمداد شود.
بدن برای اینکه بتواند سالم باقی مانده و به فعالیت های روزانه خود ادامه دهد، نیازمند میزان خاصی کالری است. مصرف بیش از اندازه ی میوه ها، سبزیجات و یا گیاهانی که دارای کالری منفی هستند می توانند به شما کمک کنند تا وزنتان را کاهش دهید، اما باید تنها بخشی از رژیم غذایی روزانه شما را تشکیل دهند. بهره گیری از یک رژیم غذایی متعادل را هیچ گاه فراموش نکنید.
لیستی از سبزیجاتی که دارای کالری منفی هستند:
مارچوبه- بادمجان* - بروکلی - کلم* - هویج - کل کلم - کرفس* - کاسنی* - شاهی* - خیار* - رازیانه* - کدو* - تره فرنگی - کاهو* - ترب* - فلفل - تربچه* - اسفناج - گوجه فرنگی* - شلقم
میوه هایی که دارای کالری منفی هستند:
زردآلو - شاه توب* - توت سیاه - ترنج - گوجه سبز - گریف فروت - گلابی* - گرمک - لیمو - پرتقال - طالبی* - هلو - آلو - تمشک* - ریواس** - توت فرنگی - نارنگی - هندوانه
با آمیختن غذاهایی که دارای کالری منفی هستند به همراه یک منبع خوب پروتئین، نه تنها قادر خواهید بود تا اشتهای خود را کنترل کنید، بلکه سوخت و ساز بدن خود را نیز افزایش می دهید. در این وضعیت بدن با ذخیره ی آمینو اسید های لازم می تواند از افت میزان ماهیچه ها نیز جلوگیری بعمل آورد.
* نشان دهنده ی غداهایی با کالری منفی خوب هستند.
** نشان دهنده ی غذاهایی هستند که کالری منفی آنها عالی است، اما باید با میزان کمی شکر جوشانده شوند
چند تا ایمیل داشتم با این موضوع که اموزش بستن کراوات هم بزار من هم یه اموزش کراوات داشتم که اماده کردم برای شما عزیزان.

تابستان، فرصت خوبی برای مسافرت خانوادهها است. اگر شما تصمیم به سفر گرفتهاید، بهتر است به این نکتهها توجه کنید:
۱) قبل از مسافرت، برنامهی سفرتان را تنظیم کنید. در این برنامه: مدت زمان مسافرت، مکانهای مورد بازدید، آب و هوای مقصد و مسیر سفر را دقیق مشخص کنید.
۲) بیش از ترک منزل، یک بار دیگر وسایل مورد نیاز سفر را بازبینی کنید (برای اطمینان از این که همهی وسایل مورد نیاز را برداشتهاید از قبل فهرستی از آنها را تهیه و از بردن وسایل غیرضروری، خودداری کنید.)
۳) با نام خداوند بزرگ، سفرتان را آغاز کنید. اگر با وسایل نقلیهی عمومی مسافرت میکنید، به موقع خانواده را به پایانه مسافربری (ترمینال) برسانید. چنانچه با خودرو شخصی به سفر میروید آن را از لحاظ فنی به طور کامل بازدید و عیبها را برطرف کنید.
۴) شب قبل از مسافرت، غذا و نوشیدنی کمتر بخورید و در طول سفر نیز شکم خود را سبک نگاه دارید.
۵) از کافی بودن سوخت خودرویتان تا رسیدن به نخستین جایگاه سوختگیری، مطمئن شوید. از حمل سوخت اضافی در صندوق عقب، جدا خودداری کنید.
۶) در زمانی که ناراحت و خستهاید رانندگی نکنید. اگر خواب آلوده هستید، خودرو خود را در محل مناسبی نگه دارید و استراحت کنید.
۷) اگر شرایط جسمی و روحی خاصی دارید یا به بیماری مبتلا هستید، حتما دربارهی نحوهی مسافرت با پزشک خود، مشورت کنید.
۸) همیشه توجه داشته باشید که کودکان نسبت به تغییر آب و هوا و محیط جدید، حساسترند. بنابراین در طول سفر به کودکان، توجه بیشتری داشته باشید.
۹) آب و غذای کافی به همراه داشته باشید و تا حد ممکن در طول سفر، غذا را برای مصرف یک وعده، تهیه کنید. در صورت باقی ماندن غذا، آن را در ظرفهای سربسته و درمکان سرد، نگه داری کنید.
۱۰) اگر در بین راه مجبور به خوردن غذا در رستورانها و اغذیه فروشیها هستید، از تهیهی بهداشتی غذا مطمئن شوید. در غیر این صورت از مصرف غذا در مکانهای غیربهداشتی حتما پرهیز کنید.
۱۱) از آب آشامیدنی سالم استفاده کنید. در صورتی که از سالم بودن آب مصرفی خود اطمینان ندارید، باید آن را بجوشانید و سپس مصرف کنید.
۱۲) در تهیهی غذا و میوه، نکتههای بهداشتی را رعایت کنید.
تاثیر ساعات خواب شب در سلامتی بدن
داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید
پیش از انقلاب پس از انقلاب
پیش از انقلاب پس از انقلاب پارک پهلوی پارک دانشجو
پارک فرح پارک لاله پارک کوروش پارک شریعتی
پارک شاهنشاهی پارک ملت پارک ولیعهد پارک ولیعصر
پارک شهباز پارک هفده شهریور میدان شهیاد میدان آزادی
میدان 28 مرداد میدان استقلال میدان فوزیه میدان امام حسین
میدان سپه میدان امام خمینی میدان 24 اسفند میدان انقلاب
میدان کندی میدان توحید میدان محمدرضا شاه میدان جمهوری
میدان باغشاه میدان حر میدان فرحناز میدان شمشیری
میدان ژاله میدان شهدا میدان کاخ میدان فلسطین
میدان ولیعهد میدان ولیعصر بزرگراه شهیاد بزرگراه آیتالله سعیدی
بزرگراه جردن بزرگراه آفریقا بزرگراه فرحزاد بزرگراه آلاحمد
بزرگراه شاهنشاهی بزرگراه مدرس خیابان آیزونهاور خیابان آزادی
خیابان تختطاووس خیابان مطهری خیابان شاهرضا خیابان انقلاب
خیابان تخت جمشید خیابان طالقانی خیابان ولیعهد خیابان پاتریس لومومبا
خیابان سلطنتآباد خیابان پاسداران خیابان فرحآباد خیابان پیروزی
خیابان کندی خیابان توحید خیابان شاه خیابان جمهوری
خیابان کوروش کبیر خیابان شریعتی خیابان آریامهر خیابان فاطمی
خیابان زاهدی خیابان قرنی خیابان تاج خیابان ستارخان
خیابان ثریا خیابان سمیه خیابان سپهبد رزمآرا خیابان فدائیان اسلام
خیابان کاخ خیابان فلسطین خیابان پهلوی خیابان مصدق
خیابان بلوار پهلوی خیابان میرداماد خیابان چرچیل خیابان نوفل لوشاتو
خیابان شهناز و شهباز خیابان هفده شهریور تخت طاووس = مطهری عباس آباد = بهشتی
تخت جمشيد = طالقانی گرگان = نامجو ميدان ثريا = ميدان نامجو نظام آباد = مدنی
فرح = سهروردی آب کرج = بلوار اليزابت = بلوار کشاورز فيشرآباد = سپهبد قرنی
نادرشاه = ميرزای شيرازی شاه عباس = قائم مقام فراهانی
شهرک غرب = شهرک قدس ويلا = نجات الهی صبا = برادران مظفر خ آریانا=مالک اشتر
خ اشرف پهلوی=شهید دستغیب
سينماها:
آتلانتيک = افريقا امپاير = استقلال شهرفرنگ = آزادی چند سال پيش سوخت. کاپری = بهمن
پوليدور = سينمایی که در ميدان وليعصر است. نامش را فراموش کرده ام.
پارامونت = تعطيل شد. سينه موند = قيام
کوی مکانیر= سعادت آباد خ بوذرجمهری=15 خرداد
خ وزرا=خالد اسلامبولی خ دولت=شهید کلاهدوز
خ مجیدیه= استاد حسن بنا خ اختیاریه= شهید دیباجی
خ فرمانیه= شهید لواسانی خ پسیان= مقدس اردبیلی
زعفرانیه= شهید فلاحی





















برخی از مهمترین مواد مغذی موجود در انواع توت، عملکرد آنها و مقدار مجاز مصرف روزانهی آن عبارتاند از:
پروتئین: هر فنجان توت حاوی 2- 1گرم پروتئین میباشد، در مقایسه با 90 گرم گوشت که حاوی 23 گرم پروتئین است. البته باید توجه داشت که پروتئین توت، پروتئین گیاهی میباشد. پروتئین برای رشد و بقای ماهیچهها و دیگر بافتها مفید است.
کلسیم: میزان توصیه شدهی آن800 میلیگرم در روز است. هر فنجان توت حاوی 46- 22 میلیگرم کلسیم میباشد. در مقایسه با یک قطعه گوشت که حاوی 10 میلیگرم کلسیم است، میزان کلسیم توت قابل توجه میباشد.
کلسیم در شکلگیری استخوان، دندان، انعقادخون، انتقال اعصاب، انقباض و انبساط عضلات و فعال سازی آنزیمی مفید است.
آهن: میزان توصیهی شدهی آهن 15- 10 میلیگرم در روز است. هر فنجان توت حاوی 5/1- 1/1 میلیگرم آهن میباشد. آهن، مهمترین عنصر در شکلگیری هموگلوبین میباشد. هموگلوبین بخشی از خون است که اکسیژن را حمل میکند. آهن همچنین در دوران رشد و بارداری، دارای اهمیت ویژهای است.
ویتامین A : میزان توصیهی شده U, RDA I 1000- 800 است. یک فنجان توت، حاوی IU 90 ویتامینA میباشد. ویتامینA در رشد و ترمیم بافتها و در بینایی نقش دارد.
ویتامین های گروهB : 8 نوع ویتامین در توت وجود دارد که مهمترین آنها B1، B2، B3 هستند.
ویتامین B1: میزان توصیه شده برای ویتامین B1 5/1- 1/1 میلیگرم در روز است. هر فنجان توت حاوی 04/0میلیگرم ویتامین B1 است.
ویتامین B2: میزان توصیه شده برای ویتامین B2، 5/1 میلیگرم در روز است.هر فنجان توت 11/0- 06/0 میلیگرم ویتامین B2 را تأمین میکند.
ویتامین B3: میزان توصیه شده برای ویتامین B3، 19- 15 میلیگرم در روز است که هر فنجان توت دارای 1/1- 6/0میلیگرم ویتامینB3 است.
ویتامین های گروه B در عمل کوآنزیمها، آنزیمها، سوخت و ساز انرژی و ساخت بافتها حائز اهمیت هستند. آنها به تولید انرژی از گلوکز کمک میکنند.همچنین جذب پروتئین را کنترل میکنند.
ویتامین :C میزان توصیه شده توسط RDA، 40میلیگرم در روز است که هر فنجان توت دارای 88- 20 میلیگرم ویتامین C است. ویتامین C برای ساخت و بقای استخوانها، غضروف و عروق خونی ضروری است.
اسید الاژیک:
از خواص اسید چرب غیر اشباع الاژیک که در توتفرنگی ، تمشک قرمز و شاهتوت یافت میشود، میتوان موارد زیر را نام برد:
1- از تقسیم شدن سلولهای سرطانی جلوگیری میکند.
2- ظرف 72 ساعت باعث مرگ سلولی در سرطانهای سینه ، پانکراس، مری، پوست، روده بزرگ و پروستات میشود.
3- دارای خاصیت ضد باکتری است و هلیکوباکترپیلوری که منجر به زخم معده میشود را از بین میبرد.
4- عمل کبد را تقویت میکند.
5- با مواد سرطانزا ترکیب شده و آنها را غیرفعال میکند.
6- میزان گلوکز را کاهش میدهد و در نتیجه به کنترل بیماری دیابت کمک میکند.
*مطالب مرتبط :
از ابتدای فصل زیبای بهار، فروش میوه هایی نظیر گوجه سبز و چغاله بادام توسط میوه فروشان و همچنین فروشندگان دوره گرد آغاز می شود. این میوه ها اگر نشسته و آلوده باشند، احتمال ابتلا به بیماری های عفونی گوارشی از جمله حصبه و مسمومیت های غذایی را مطرح می سازند.
بسیاری از افراد معتقدند که این میوه ها "سرد" هستند و مصرف زیاد آنها موجب عوارضی از قبیل دل به هم خوردگی، تهوع، اسهال ، سردرد و دل درد می شود. در واقع گرد و غبار نشسته بر روی میوه ها حاوی بسیاری از میکروب هاست که موجب ایجاد عوارضی شبیه همان "سردی کردن" می شود.
عموماً کودکان با دیدن این گونه میوه ها بر روی چرخ دستی ها که ظاهری تمیز و خیس دارند، به گمان اینکه این خوراکی ها توسط فروشنده تمیز شده اند آنها را خریده و بلافاصله با پاشیدن مقداری نمک آن را را میل می کنند. در حالی که این خوراکی ها اصولاً شسته و ضد عفونی نشده اند و آبی که بر روی آنها پاشیده می شود صرفاً برای تازه و خوش منظره نگه داشتن آن هاست.
برخی از این میوه ها تنها با آب جوی، چاه و دیگر آب های غیر خوراکی توسط فروشنده ها شسته شده و بنابراین فرد مصرف کننده را گرفتار بیماری های گوارشی و حتی بسیاری از بیماری های عفونی که تمام بدن را مبتلا کرده و عوارض جدی در پی دارند، می نماید.
بیماری حصبه نوعی عفونت باکتریایی دستگاه گوارش ناشی از مصرف آب و مواد غذایی آلوده است که می تواند افراد بی احتیاط را در کلیه ی سنین مبتلا کند، اما شدت این بیماری در کودکان و افراد بالای 60 سال بیشتر است و عوارضی از قبیل کاهش شدید آب و املاح بدن، سوراخ شدن روده ها، خونریزی دستگاه گوارش، عفونت استخوان و زردی را ایجاد می کند.
مسمومیت های غذایی ناشی از باکتری هایی مثل باسیلوس سرئوس و استافیلوکوک اورئوس نیز از جمله بیماری هایی هستند که در اثر مصرف غذا و میوه ی آلوده فرد را مبتلا کرده و عوارض خود را به او تحمیل می کنند.

میوه ی درخت بادام در ابتدای رویش تا حدودی سفت بوده و قشر خارجی آن سبز رنگ و پوشیده از کرک ظریفی می باشد. در داخل آن نیز روکشی قرار دارد که سفید و نرم بوده و مغز آبکی و نازک بادام را در خود نگهداری می کند. به مرور پوسته های رویی و داخلی بادام سخت تر شده و مغز بادام نیز شکل نهایی خود را می یابد. از زمانی که میوه جوان است و هنوز رشد کامل نکرده و کال است، به آن چغاله بادام گفته می شود.
بادام رسیده بسیار مغذی است. البته لازم به ذکر است که بادام و به ویژه انواعی از آن که مقداری تلخی دارند، حاوی مقدار بسیار کمی اسید سیانیدریک (ترکیبی از سم خطرناک سیانور) هستند که مصرف بسیار زیاد و غیر منطقی آنها می تواند به مسمومیتی از خفیف تا متوسط در فرد مصرف کننده منجر شود.
بادام تلخ وحشی مقدار بیشتری سم داشته و حتی وقتی چند بار در آب نمک جوشانده و آب حاصله دور ریخته شود نیز هنوز دارای اندکی ماده سمی می باشد. البته مصرف مقدار کمی بادام شیرین و یا بادام وحشی تلخ گرفته، برای سلامتی مضر نبوده و نافع نیز می باشد. در قدیم معتقد بودند چغاله بادام، لثه و ریشه ی دندان را تقویت نموده و برای خشکی دهان مفید می باشد.

گوجه سبز نیز جزء اولین میوه هایی است که در بهار به بازار می آید. گوجه سبز اگر به مقدار مناسب مصرف شود، خاصیت مُسهلی ندارد و تنها ممکن است خوردن نشسته ی آن میکروب هایی را وارد بدن سازد که به ناراحتی های گوارشی از قبیل دل درد و اسهال منجر شوند.
این میوه چون حاوی برخی ویتامین ها و نیز پیش ساز ویتامین A می باشد، برای کمک به درمان شبکوری و نیز رشد بدن (در صورت مصرف تمام مواد غذایی دیگری که مورد نیاز کودکان هستند) مفید است. گوجه سبز دارای ویتامین های B و C است و به همین جهت برای آرامش اعصاب نیز مفید می باشد. ولی البته مصرف زیاد آن حالتی از حساسیت موقت را در دهان و دندان های مصرف کننده ایجاد می نماید. هر صد گرم گوجه سبز 30 کیلوکالری انرژی دارد.
در خاتمه یادآوری می شود که گوجه سبز و چغاله بادام کاملاً تمیز و ضد عفونی شده که به صورت کمپوت، خورش و ترشی آنها در حد مناسب مصرف شوند، هیچ گونه خطری را متوجه مصرف کننده نمی کند و مواد مغذی مناسبی را نیز به بدن می رساند. امید که در این ایام با مصرف متعادل و مناسب مواد غذایی به سلامت خود و اطرافیان کمک کنیم.
در 100 گرم مغز بادام شیرین خشک شده، مواد مغذی زیر وجود دارد:
| انرژی | 598 کالری |
| پروتئین | 18/6 گرم |
| روغن های اشباع نشده | 54/2 گرم |
| نشاسته | 19/5 گرم |
| کلسیم | 320 میلی گرم |
| فسفر | 500 میلی گرم |
| آهن | 4/7 میلی گرم |
| پتاسیم | 770 میلی گرم |
| ویتامین B1 | 25 میلی گرم |
| ویتامین B2 | 3/5 میلی گرم |
| ویتامین B3 | 9 میلی گرم |
روش سنتی تهیه شیره انگور
در كل ایران نزدیك به 100 نوع انگور كشت میشود. البته فكر نكنید كه از هر نوع انگوری شیره میگیرند، خیر.
در واقع انگورهایی كه درشت و خیلی شیرین بوده و در موقع رشد كمتر آب خورده باشند- یعنی درختشان كمتر آبیاری شده باشد- به درد شیره گرفتن میخورند.

(گاش انگور) در گیلان، (دیو انگور) در مازندران،(انگور فرنگی) در استان مركزی،(انگور عسگری) در اردبیل و اطراف تبریز و (انگور فخری و گزنهای) در همدان كمتر به صورت عادی مصرف میشوند و دلیل تولید آنها، گرفتن شیره از این نوع انگورهاست.
شیره را امروزه به 2 روش اصلی تهیه میكنند؛ شیوه سنتی و شیوه صنعتی.
روش تهیه:
بعد از شستن انگورها، آنها را له كرده و آب شان را میگیرند؛ سپس خاك سفید را به آن اضافه میكنند.
اما خاك سفید چیست؟
خاك سفید، خاكی است با تركیب بالای املاح معدنی كه در عطاریها فروخته میشود. این نوع خاك در روستاهای اطراف ملایر استان همدان به مقدار زیاد یافت میشود.
خاك سفید را معمولا زیر آفتاب یا روی بخاری حرارت میدهند، سپس به آب انگور اضافه میكنند، چون خاك حرارت ندیده باعث گل آلود شدن آب انگور میشود.
در ضمن ممكن است اگر خاك سفید را به آن اضافه نكنند، در موقع جوشاندن، آب انگور ترش شود و به اصطلاح نجس شود.
آب انگوری كه به آن خاك سفید اضافه كردهاند را یك شب نگه میدارند، سپس به وسیله پارچههای مخصوص، آن را صاف كرده و خاك را از آن جدا میكنند. بعد آب انگور جدا شده از خاك را بعد از 2 ساعت میجوشانند.

تولید كنندگان شیره سنتی معتقدند اگر آب انگور جدا شده از خاك سفید را از اول در ظرفهای بزرگ "رویی" بریزند و بجوشانند، آب انگور زودتر قوام میآید و زودتر به مرحله كش دار شدن میرسد و رنگ قهوهای روشن و شفاف خواهد داشت.
اما اگر آب انگور جدا شده از خاك سفید را از اول در دیگهای "مسی" بریزند و در آنها بجوشانند، زمان بیشتری طول میكشد تا آب انگور قوام بیاید و كش دار شود و در نتیجه بهخاطر جوشیدن زیاد، تیرهرنگ می شود و محصول نهایی هم سفتتر خواهد بود.
نكته 1:
شیره انگور ملایر، سفت و رنگ آن قهوهای خیلی روشن است.
شیره انگور همدان شلتر، شیرینتر و پررنگتر از شیره ملایر است.
شیره اردبیل شلتر و پررنگتر از شیره همدان است.
شیره خرما هم، كه به رنگ قهوهای سوخته است و معمولا از شیره انگور اردبیل شلتر است.
نكته 2:
شیرهای كه در بازار به نام شیره كشمش عرضه میشود، درواقع همان شیره انگور است، ولی چون آذری زبانها به انگور عسگری (كشمش) میگویند، روی قوطی این نوع شیره به جای شیره انگور، شیره كشمش نوشته شده است.

دانشمندان آمریکایی در انگور قرمز نوعی ماده شیمیایی را یافتند که می تواند قلب را از خطرات ناشی از پیری محافظت کند.
به گزارش مهر، محققان دانشگاه ویسکونسین در انگور قرمز نوعی ماده شیمیایی طبیعی را کشف کردند که قلب را از آسیب های پیری محافظت می کند.
این دانشمندان با آزمایش این ماده شیمیایی که "ریزوراترول" (Resveratrol) نام دارد، روی گروهی از موش های بزرگسال، تغییراتی را در فعالیت ژنتیکی این موش ها که با پیری مرتبط بود، مشاهده کردند.
این تغییرات شبیه به تغییراتی بود که در گروه دیگری از موش های با رژیم غذایی کم کالری به ثبت رسیده بود. در حقیقت ماده ریزوراترول همانند یک رژیم غذایی کم کالری باعث افزایش طول عمر و کند شدن تاثیرات پیری بر بدن می شد.
بر اساس گزارش رویترز، به گفته این محققان نکته شگفت انگیز این تحقیق این است که:
ماده شیمیایی "ریزوراترول"(Resveratrol) علاوه بر داشتن یک رژیم غذایی پُرچرب در موش ها می توانست از کاهش عملکردهای قلبی ناشی از فرایند پیری جلوگیری کند.
این ماده موجود در انگور قرمز به تازگی مورد توجه دانشمندان و شرکت های داروسازی قرار گرفته است، به طوری در ماه آوریل گذشته یک شرکت دارویی 720 میلیون دلار برای سنتز این ماده به روش مصنوعی به منظور تولید دارو سرمایه گذاری کرد.

خیار از نظر طب قدیم ایران، سرد و خنک کننده بدن بوده و به هضم غذا کمک می کند.
خیار میوه ای با طبع خنک است و برای رفع عطش و شادابی پوست استفاده می شود.
خیار گیاهی علفی، یک ساله، دارای ساقه خزنده و پوشیده از خارهای نازک و خشن است.
این میوه حل کننده اورات و اسید اوریک است. بنابراین در درمان نقرس نیز موثر است.
همچنین خیار ادرارآور، تصفیه کننده خون، رفع کننده عطش و ملین است.

برای رفع چین و چروک های پوست می توانید خیار را حلقه حلقه کرده و روی پوست صورت قرار دهید، خیار پوست را صاف و صورت را جوان می کند.
اگر پوست چرب باشد، می توان خیار را با آب مقطر پخت و با این آب، صورت را شستشو داد.

انجير در آسيا رويش مي کند. امروزه بيشتر از 600 نوع متفاوت انجير وجود دارد.
انجير خشک محتوي مقدار زيادي قند( در حدود 60 درصد) مي باشد. اين دليل خوبي است براي آن که ورزشکاران از انجير استفاده مي کردند.
رومي ها انجير تازه را به برده هايشان مي دادند، براي آن که آن ها بتوانند بهتر کار کنند. انجير خشک در آن زمان خيلي کم مصرف مي شد. انجير از درختي به نام فيکوس( Ficus) مي رويد.
انجير يک ميوه شيرين مي باشد. محتوي مقدار زيادي هسته است و غالبا خشک مصرف مي شود. انجير تازه بسيار خوشمزه مي باشد و از آن مربا و ترشي درست مي کنند.
پوست انجير بسيار نرم است و به همين خاطر نگهداري و انتقال آن بسيار مشکل مي باشد.
در کشورهاي گرمسير، انجير به صورت خشک صادر و ذخيره مي شوند.
انواع مختلف انجير، داراي برگ هاي متفاوتي مي باشد.
درخت انجير در حدود 6- 5 متر مي باشد. درخت انجير برگ هاي سبز و خاکستري رنگ دارد. ميوه درخت انجير، زرد رنگ مي باشد. درخت انجير تا 20 سال ميوه مي دهد.
بر طبق تحقيقات سازمان خواربار آمريکا، ايران دومين کشور بزرگ صادر کننده انجير مي باشد.
انجير تازه را از اوايل خرداد تا اوايل شهريور مي توان يافت. اما انجير خشک را در هر زمان که ميل داشتيد، مي توانيد پيدا کنيد.
1- کاهش فشار خون
انجير منبع خوب پتاسيم مي باشد و همان طور که مي دانيم، پتاسيم، عنصري است که براي کنترل فشار خون به کار مي رود. کمبود پتاسيم، مخصوصا وقتي که غذاها داراي مقدار زيادي سديم(نمک) باشند، مي تواند موجب بالا رفتن فشار خون شود.
2- کاهش وزن
انجير، منبع خوبي از فيبرهاي غذايي مي باشد. فيبر، اثر مفيدي بر کاهش وزن دارد و گرسنگي را به تاخير مي اندازد.
3- جلوگيري از سرطان سينه
به خاطر داشتن فيبر بالا، از ابتلا به سرطان سينه جلوگيري مي کند.
4- بالا برنده تراکم استخوان
انجير داراي مقدار زيادي کلسيم (79 ميلي گرم در 224 گرم انجير) مي باشد. تحقيقات نشان داده است که کلسيم در انجير به همان اندازه کلسيم موجود در شير مي باشد.
کلسيم، به عنوان بالا برنده تراکم استخوان شناخته شده است. به علاوه، پتاسيم موجود در انجير، دفع ادراري کلسيم را کاهش مي دهد. پس انجير يکي از بهترين ها براي افزايش تراکم استخوان مي باشد و از پوکي استخوان جلوگيري مي کند.
5- جلوگيري از ضعف عضلات
مطالعات نشان داده است که افرادي که روزانه 3 عدد يا بيشتر ميوه مصرف مي کنند، ضعف و انحطاط عضلاني کمتري دارند.
6- انجير منبع خوبي از منيزيم نيز مي باشد.
7- ملين و ضد يبوست است.
8- به بهبود سرفه و نفس کشيدن راحت کمک مي کند.
9- انجير تازه مقدار کمي ويتامين C دارد و بهترين منبع(نسبت به ديگر ميوه ها) ويتامين B6 مي باشد.
10- انجير براي هضم بهتر غذا بسيار مفيد است. براي کم خوني مفيد است.
11- انجير براي افراد داراي کلسترول بالا و اسيد اوريک بالا ، بسيار مفيد است.
12- تشنگي را از بين مي برد.
13- انجير به عنوان دارويي براي توليد انرژي و قوي شدن به کار مي رود.
14- انجير براي افرادي که رشد غير طبيعي دارند، بسيار مفيد مي باشد.
15- از سرطان روده جلوگيري مي کند. انجير جلوي رشد سلول هاي سرطاني را مي گيرد.
16- آنتي اکسيدان زيادي نسبت به ساير ميوه ها دارد.
17- امگا 3 و امگا 6 دارد. پس براي سيستم اعصاب، مغز و قلب بسيار مفيد مي باشد.
18- سديم کمي دارد.
19- انجير براي بهبود سردرد، دندان درد ، تهوع، تب، نقرس، گوش درد ، سوختگي، معده درد، ورم چرکي(آبسه) ، بيماري هاي ريوي و بيماري هاي مقاربتي مفيد است.

1- انجير خشک درمان کننده نفخ و باد معده مي باشد.
2- انجير خشک نسبت به انجير تازه، 5 برابر بيشتر کالري دارد.
3- انجير خشک داراي مقدار زيادي آهن مي باشد.
1- شيره انجير داروي خوبي براي افسردگي مي باشد.
2- شيره انجير، از بين برنده زگيل مي باشد.
ممکن است با خودتان فکر کنيد که برگ انجير به چه دردي مي خورد. در بعضي از کشورها، برگ انجير، جزوي از غذا مي باشد.
1- برگ انجير براي ديابتي ها مفيد است و مقدار انسولين تزريقي مورد نياز براي شخص ديابتي را کم مي کند.
2- برگ انجير را به آب جوش اضافه مي کنند و به عنوان مرهم براي درد به کار مي برند.
3- برگ انجير به پايين آوردن تري گليسيريد خون کمک مي کند.
نعمات خداوند بسيار زياد است. به هر نعمتي نگاه کنيد، مي بينيد براي همه ما خوب و مفيد است. اما نبايد هيچ گاه اين اصل را فراموش کنيم که: "کم بخور، هميشه بخور".

انگور میوهای شیرین و لذیذ و از نوع میوههای خوشهای است. انگور میوه ای بهشتی است. در احادیث آمده است که امام محمد باقر (ع) فرموده اند:
"چهار میوه از میوههای بهشتی هستند، انگور، رطب(خرمای تازه)، انار و سیب."(بحارالانوار/ج14/باب اطعمه و اشربه)
این میوه بهشتی سرشار از ویتامین های A، B و C می باشد. هم چنین دارای مقداری منیزیم، کلسیم، آهن، فسفر و پتاسیم است.
یک لیوان(160 گرم) انگور سبز یا قرمز بدون هسته حاوی: 110 کالری انرژی، یک گرم پروتئین، 29 گرم کربوهیدرات و یک گرم فیبر می باشد.
انگور، منبع خیلی خوب ویتامین "ث" (28/17میلی گرم) و منگنز( 11/0 میلی گرم) می باشد. منظور از منبع خیلی خوب یعنی 20 درصد یا بیشتر نیاز روزانه فرد به آن ماده مغذی را برآورده می کند.
درخت انگور را "تاک" یا "مو" نیز میگویند.
1- یکی از خواص مهم انگور، تصفیه ی خون و خون ساز بودن آن است، البته این خاصیت در انگور قرمز بیشتز از انگور سبز است. لذا چنانچه از کم خونی رنج می برید، خوردن انگور قرمز یا یاقوتی را به شما توصیه می کنیم.
2- افرادی که خیلی لاغرند و می خواهند چاق شوند، میتوانند یک لیوان صبح و یک لیوان عصر آب انگور بخورند.
انگور هم لاغر کننده است و هم چاق کننده، به این صورت که اگر انگور را از صبح تا ظهر، به تنهایی میل کنید لاغر کننده و اگر آن را همراه با غذا بخورید چاق کننده است.

3- انگور و آب آن برای کسانی که در اثر یک بیماری طولانی ضعیف شدهاند، بسیار مفید است. افرادی که در دوره نقاهت بیماری به سر می برند و یا ضعف عمومی دارند، سعی کنند از انگور، هویج، سیب و هلو به مقدار زیاد استفاده کنند. البته بهتر آن است که این میوه ها را با هم در آب میوه گیری بریزند و آب میوه مخلوط را در طول روز جرعه جرعه بنوشند.
4- انگور برای سل، یبوست، بواسیر و سیاه سرفه اثر شفابخش دارد.
5- انگور غذای بسیار خوبی برای مبتلایان به اوره خون بالا و اسیدوز میباشد.
6- آب انگور تازه برای بیمارانی که دچار ورم کلیه هستند، نوشیدنی مناسبی است، زیرا ادرارآور است. حتی در این مورد بهتر است به جای شیر به بیمار، آب انگور تازه داده شود.
7- به دلیل مغذی و مقوی بودن انگور، برخی از پزشکان عقیده دارند که آب انگور تازه نوعی شیر با منبع گیاهی است که مواد غذایی آن به مراتب بیشتر ار شیر حیوانی است.
8- مصرف آب انگور تازه برای کسانی که نارسایی کبد دارند توصیه شده است، زیرا آب انگور عمل ذخیره قند در کبد و دفع صفرا را تسهیل میکند. کبد را تقویت میکند و به فعالیت سالم آن کمک میکند.
9- انگور موجب افزایش اشتها می شود.
10- انگور، سموم بدن را دفع میکند و یبوست را برطرف میسازد.
11- اگر آب انگور را بر پوست بمالید، چین وچروک آن را بر طرف میکند و پوست را با طراوت میکند.
11- انگور برای کسانی که مبتلا به ورم مفاصل ، روماتیسم، نقرس و سنگ کلیه می باشند، مفید است.
12- انگور برای کسانی که دچار مسمومیت، عوارض فشار خون بالا و سوء هاضمه، اختلالات پوستی، کورک، اگزما و نفریت(ورم چرکی کلیهها) شدهاند سودمند است.
13- آب انگور تازه شیر زنان را زیاد میکند.

14- انگور در زدودن غم و اندوه و بیتابی شدید، بسیار موثر است. از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمود: "پس از طوفان نوح که آب، زمین را شست و حضرت نوح در قبرستانها، استخوان مردگان را دید و بسیار اندوهناک گشت، خداوند متعال به او وحی کرد که انگور سیاه بخور تا غم تو از بین برود." (بحارالانوار/ج14/باب اطعمه و اشربه)
15- انگور عاملی مهم برای بازگشت نیروی عضلانی است.
16- انگور یک غذای خوب برای سلسله اعصاب میباشد و فشار عصبی را تسکین میدهد.
17- انگور تازه برای بهبود بیماری های قلبی بسیار سودمند است.
18- انگور قند خون را نیز تنظیم می کند. در اثر ورود قند انگور به خون، نیرویی به وجود میآید که ماهیچهها به وسیله آن کار میکنند.
19- انگور باعث پاک سازی معده و روده از مواد زائد و مضر می شود.
20- انگور دو برابر گوشت در بدن انرژی تولید میکند، ولی بر خلاف گوشت اوره خون را افزایش نمی دهد.
21- طبق تحقیقات علمی جدید، انگور بسیاری از میکروب های بیمار زای داخل بدن را نیز از بین می برد.

انگور قرمز از تصلب شرایین و انسداد رگ ها پیشگیری می کند.
به گفته پژوهشگران "غلیظ بودن خون، اکسیداسیون سریع کلسترول، سفت و سخت شدن رگ ها دلایل اصلی بروز بیماری های قلبی و تصلب شرایین است." این پژوهشگران دریافته اند که با خوردن انگور قرمز، اکسیداسیون کلسترول، کاهش می یابد و رگ های خونی منبسط می شوند و خون با سرعت بیشتری در بدن جریان می یابد علاوه بر این، خوردن انگور قرمز موجب بهبود عملکرد قلب می شود.
انگور قرمز منبع سرشاری از آنتی اکسیدان موسوم به "کوئرنستین" است. پوست انگور دارای ماده سفید "رزوراتول" است که از تراکم و روی هم انباشته شدن پلاکت های خون جلوگیری می کند و در نتیجه مانع لخته شدن خون در رگ ها می شود.
1- مصرف زیاد انگور باعث دل پیچه و اسهال می شود، بنابراین در خوردن آن افراط نکنید.
2- مصرف انگور برای مبتلایان به دیابت(مرض قند) مضر است.
3- مصرف مداوم آب انگور باعث ایجاد سنگ کلیه و رسوبات در دستگاه ادراری می شود.
4- خوردن انگور ترش و نارس، باعث بروز اختلال در معده میشود.
5- هسته انگور، سرد و خشک است و در معدههای ضعیف ایجاد نفخ می کند.
6- زیاده روی در خوردن انگور برای کبد و معده مضر است و حتی ممکن است به انسداد روده و معده ختم شود.
7- خوردن آب سرد بلافاصله پس از خوردن انگور، برای معده زیانآور است.




درخت انگور را "تاک" یا "مو" نیز میگویند. برگ مو دارای ساکاروز، لوولز(Levulose)، اینوزیت(Inosite)، کوئرستین، کاروتن، اجسام تانیک، بتائین، تارتاریک اسید، مالیک اسید، اسکوربیک اسید، پتاسیم، آهن و سیلیکون است.
* برگ مو قابض است.
* دم کرده برگ های جوان مو، اسهال خونی را برطرف می کند.
* برای خونریزی ها مفید است.
* در رفع نقرس و زردی موثر است.
* استفراغ را برطرف می کند.
* در رفع اختلالات گردش خون(مربوط به دوران بلوغ و یائسگی) موثر است.
* هنگامی که پوست صورت قرمز و ملتهب است، خوردن دم کرده برگ مو مفید است.
* گرد برگ های جوان و خشک شده مو، در رفع خونریزی های بینی و رحم موثر است.

* از دم کرده برگ مو می توان برای شستشوی چشم در ورم ملتحمه استفاده کرد.
* دم کرده برگ مو برای رفع واریس مفید است.
* برگ درخت انگور، برونشیتهای مزمن را معالجه میکند.
* برگ درخت انگور، برای زکام و عفونتهای روده، ضد عفونی کننده گران بهایی است. برای این کار می توان میتوان چهار گرم برگ خشک مو را در یک لیوان آبجوش دم کرده و دو تا سه فنجان در روز تناول نمود.
* برگ مو اشتهاآور ، مقوّی، ضد اسهال، ادرارآور و ضد خماری است.
* برگ مو به دو طریق ذیل در معالجه اسهال، اسهال خونی، استفراغ، زخم معده و خونریزی معده مفید است:
الف- 30 گرم برگ جوان مو را به صورت تازه یا خشک کرده در یک لیتر آب میجوشانند و پس از صاف کردن، مانند چای روزی یک تا سه استکان مینوشند.
ب- گرد برگهای جوان و خشک کرده مو را روزانه به مقدار 4 تا 5 گرم با عسل یا شربت قند مخلوط کرده و مصرف میکنند.
* جوشانده برگ مو به صورت فوق، حافظ جنین است و از سقط آن جلوگیری میکند.
* استفاده از گرد نرم برگ مو به طور موضعی، خونریزی را بند می آورد.
* جوشانده برگ مو، سرمازدگی دست و پا را درمان میکند. برای برطرف کردن سرمازدگی دست و پا، جوشانده برگ مو را تهیه کرده و دست و پا را به مدت 15 دقیقه در آن قرار دهید.

* از پیچکهای مو، در اثر کوبیدن و فشار، شیرهای استخراج میکنند که مصرف 30 تا 60 گرم آن در روز، خونریزیهای داخلی مانند اسهال خونی، اخلاط خونی، خونریزی رحمی و بواسیر را درمان میکند.
* شاخههای تازه و نازک مو، تمامی خواص برگ مو را دارند و حتی بهتر از آن است.
* شاخه تازه مو، بواسیر را درمان میکند. برای این کار باید خاکستر چوب مو یا خاک اره چوب مو را بهصورت تمیز به دست آورد و در سرکه خمیر کرد و پس از اجابت مزاج در محل بواسیر مالید.
* اگر خاکستر چوب مو را در سرکه حل نموده و در محل ورم غدد و گزش حشرات بمالند، آن را معالجه میکند.
برای تهیه دم کرده برگ مو، مقدار 15 تا 20 گرم برگ مو را در یک لیتر آب جوش بریزید و بگذارید 10 دقیقه بماند.

* شکوفه انگور تقویت کننده قلب و معده است.
* شکوفه انگور، بهبود دهنده ی استفراغ، آروغ و سکسکه است.
* شکوفه انگور، ترش کردن غذا در معده را درمان میکند.
برای موارد فوق میتوان 10 گرم از گرد شکوفه انگور را با کمی آب خورد و یا آن را جوشاند و بعد از هر وعده غذایی، نیم تا یک استکان، مانند چای نوشید.
- شیره بهاری مو(اشک مو) به مقدار یک قاشق قهوهخوری صبح ناشتا برای دفع سنگ کلیه و سنگ کیسه صفرا مفید و موثر است.
- کمپرس زخمها با شیره بهاری(اشک مو) باعث التیام سریع زخمها میشود.
- اگر چشم قرمز شده و یا مژهها ورم کرده باشند، با ریختن اشک مو در چشم، خیلی زود ورم مژه و قرمز شدن چشم معالجه میشود.
- اشک مو، زگیل را درمان میکند و به دفعات باید بر روی زگیل مالیده شود.
- اگر اشک مو را بر روی تبخال بمالند، آن را مداوا میکند.

طالبی یكی از پرطرفدارترین میوه های فصل تابستان حتی در آن سوی دنیاست و به خاطر عطر و طعم دلپذیرش بسیار محبوب است. نام انگلیسی آنCantaloupe است كه از نام یك دهكده در ایتالیا به نامCantalup گرفته شده كه در این محل طالبی برای اول بار در سال 1700 میلادی كاشت شده است. طالبی متعلق به خانواده خیار و كدو است. گرمك و طالبی، شبیه خربزه هستند و از جهت غذا و پزشكی شباهت زیادی به خربزه دارند با این تفاوت كه پیش از خربزه می رسند و لطیف تر هستند و هضم آنها آسان تر است. طالبی و گرمك از میوه های پرآب فصل تابستان است. طالبی شیرین و خوشبوتر از گرمك است. قسمت های مورد استفاده طالبی و گرمك عبارتند از:میوه و تخم میوه.
فواید تغذیه ای طالبی
طالبی یكی از بهترین منابع ویتامینA است و مملو از بتا كاروتن است كه در بدن تبدیل به ویتامینA می شود. در یك فنجان آب طالبی فقط 56 كالری انرژی وجود دارد ولی 129% نیاز روزانه ما به ویتامینA را تامین می كند كه تاثیر آن در بهبود بینایی و پوست بدن بر همه واضح است.
طالبی یكی از غنی ترین میوه های حاوی ویتامینC است. طالبی علاوه بر ویتامین هایA وC حاوی مواد مغذی مفید دیگری مثل پتاسیم، فولات، فیبر، منیزیم، ید و ویتامین هایB6،B3،B5 وB1 است.
طبق نمودار بالا طالبی منبع غنی ویتامین هایA وC ومنبع بسیار خوب ویتامینB6 و پتاسیم ومنبع خوبی از سایر مواد مغذی ذكر شده است.همانطور كه ویتامینA آنتی اكسیدان محلول در چربی است، ویتامینCآنتی اكسیدان محلول در آب است و مصرف این میوه به دلیل دارا بودن مقدار زیادی از این دو ویتامین، ابتلا به بسیاری از بیماری های مزمن مثل بیماری های قلبی، سكته و سرطان را كاهش می دهد . وجود مجموعه ای از ویتامین های گروهB در این میوه آن را به یك ماده بسیار خوب برای سوخت و ساز انرژی در بدن تبدیل كرده است. از این رو میوه ای بسیار مفید برای افزایش وزن كودكان و نوجوانان و افراد لاغر است.
انتخاب طالبی
برای خرید یك طالبی خوب و رسیده، با كف دست به آن ضربه بزنید باید یك صدای تو خالی داشته باشد. وقتی آن را در دست می گیرید باید نسبت به اندازه اش سنگین به نظر برسد و هیچ نقطه له شدگی یا نرم شدگی نداشته باشد. پوست آن باید به رنگ كرم یا زرد مایل شده باشد ( رنگ سبز پوست نشانه كال بودن آن است). محل اتصال آن به ساقه باید كمی نرم باشد و باقی مانده ساقه باید به راحتی كنده شود. یكی دیگر از نشانه های رسیده بودن طالبی بوی ملایم شیرینی است كه از پوست آن به مشام می رسد.
خواص درمانی گرمك و طالبی
1- طالبی میوه ای اشتها آور است.2- طالبی، ادرارآور، نرم كننده (ملیّن) و موجبطراوت و شادابی پوست بدن است.
3- خوردن طالبی، بعد از غذا برایدرمان كم خونی مفید است.
4- مصرف طالبی برای كسانی كه سل ریوی دارند و یا مبتلا به یبوست و بواسیر هستند، مفید است.
5- گرمك سرشار از ویتامین هایA وC و سلولز است.
6- گرمك ملّین است؛ مخصوصاً برای كسانی كه از یبوست می نالند مفید است.
7- گرمك و طالبی، تشنگی را در تابستان تسكین می دهد.
8- گوشت طالبی برای تسكین سوختگی های سطحی و یا درمان ورم پوست موثر است.
9- آب طالبی برای نرم نمودن پوست مفید است.
احتیاط لازم در مصرف طالبی
1- كسانی كه مرض قند دارند باید در خوردن طالبی جانب احتیاط را رعایت كنند و یا آن را مصرف نكنند.2- كسانی كه ورم معده دارند، نباید در مصرف طالبی زیاده روی كنند.