تبليغاتX
امیرحسین

پول های کشورهای مختلف

 

 


+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 22:40 |

پروردگارا ما چه کردیم که دشمنانی احمق برایمان انتخاب نمودی؟

کاش دشمنان ایران در عقل و هوش با ما برابر بودند

بر خلاف تصور عموم بر ناکارآمدی اپوزیسیون مخالف با حکومت ایران ، بچه پارس عقیده دارد که وجود یک اپوزیسیون قوی نه تنها بر خلاف منافع ملی نیست ، بلکه میتواند در پیشبرد اهداف دولت موثر باشد.بطور مثال اگر دولت ایران در یکی از مسائل خارجی خود تصمیمی بگیرد ، نیروهایی که خود را بطور خود خوانده مخالف آن میدانند، میتوانند با به چالش  و یا به نقد کشیدن این مورد ، دولت جمهوری اسلامی ایران را به سمت و سوی صحیح سوق دهند.
شاید از این حرف بچه پارس متعجب شوید ولی آن چیز که واقعیت دارد این است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در مرداب جهل به شدت دست و پا میزنند و تاکنون با طرح برنامه ای مشخص ، نتوانسته اند مخالفت یا موافقت خود را در برابر مواضع حکومت ایران نشان دهند و حتی نتوانسته اند چند صد نفری را از مردم ایران را با خود همراه و هم رای نمایند.
یکی از این مخالفین حکومت ایران پدیده ای به نام تلویزیونهای ماهواره ای است. این تلویزیونها هیچگاه نتوانسته اند به مردم ایران خدمتی نمایند و هرجا هم که پای اعتراضی ملی در میان بوده توسط ایشان به انحراف کشیده شده است .از جالبترین تلویزیونها که هیچگاه مواضع خود را با مردم صریح بیان ننموده تلویزیونی موسوم به رنگارنگ است که به شرح آن میپردازیم:

شبکه رنگارنگ:

تلویزیون رنگارنگ یک تلویزیون سیاسی در واشنگتون می باشد که پیشتر کار خود را با فروش فرش آغاز نموده است و مردم با این شبکه از زمان ظهور پدیده هخا آشنا هستند. همان رسانه ای است که با مطرح کردن هخا که تصمیم داشت با پنجاه هواپیما به ایران برود بر سر زبانها افتاد وبعد با علم کردن شخصی که خود را حضرت محمد می دانست به کار خود ادامه داد. روزی کسی خود را در این شبکه رئیس جمهور آینده ایران میخواند و هنوز مردم متوجه مسخره شدنشان توسط این شبکه نشده اند.


 مدیر این شبکه شخصیست به نام داور که همواره از ظاهر شدن در مقابل دوربین تلویزیون امتناع می ورزد. هنوز بینندگان عاقل این شبکه در نیافته اند که علت نشان ندادن تصویر داور ویسه چیست؟ و فراموش نمودند که بپرسند و شاید هم برایشان مهم نیست! داور ویسه (معروف به داور مخفی) همچنان با گذاشتن برنامه بینندگان با بینندگان  در حال ادامه کار است پیشنهاد میکنم هیچ گاه در جمع خانوادگی خود تصمیم به تماشای ان نکنید چون شاید از الفاز رکیکی که شما در دعوا ها و یا فحش پراکنی ها دیدید بشنوید برای اثبات این موضوع یک فایل صوتی از این شبکه برایتان آماده کردم که گوش کنید

داور و زبان پارسی:

داور ویسه سواد درست و حسابی ندارد  چندی پیش وی  با استفاده از کلمه «ب » بجای «به» وارد بحثی شد که تلاشی احمقانه ای بود از برای سرپوش گذاشتن بر بیشعوری و بیسوادی او . اینکه کسی بخواهد به بیان تاریخ چگونگی بوجود آمدن خط و زبان فارسی بپردازد ، نیاز مند دانستنی های بسیار میباشد . یعنی اینکه باید تاریخ چندهزار ساله ایران را در تمامی موارد را بداند و پژوهش داشته باشد

زیرا که ورود به نثرالخط معقوله ای نیست که بتواند توسط یکنفر و طول عمرش صورت بگیرد و امیدوارم پیداشوند کسانی که به صلاحیت و دانش کافی مسلح باشند و به ادامه این تحقیقات بپردازند و راه را ادامه دهند .در کنار کمبودها و نادانی هایش ، بیسوادی را هم باید اضافه کنیم و بنا به شواهد موجود و مستند ، بجرأت میتوانیم اطمینان داشته باشیم که ایشان نمیتوانند بیش از شش کلاس ابتدائی سواد داشته باشند و یقین دارم که این آقا نمیتواند ده خط نامه فارسی را بخوانند و یا بنویسند و همچنین با بیش از بیست سال زندگی در کشور انگلیسی زبان آمریکا ! نتوانسته اند بیست لغت برای استفاده روزمره ، فراگیرد .

ارتباط با مردم:

آنچه که دراین برنامه نظر مرا جلب نمود ، برای چندصدمین بار ، عدم صداقت را در ایشان و بخشی از بینندگانشان مشاهده نمودم
این شخص عقب مانده بهیچوجه در صلاحیتی نیست که خودش را وارد این قبیل مباحث کنند ، داور ویسه میتوانست با صداقت برخورد کند و با یک جمله کوتاه اعتراف میکرد که در نوشته شان اشتباه کرده و به توجیح بیخود و سفسطه گری ، نمی پرداخت
با نگاهی گذرا به اطراف داور و همکارانش پی خواهیم برد که ایشان هرگز تحمل پذیرش کسی را که دارای اندک دانشی میباشند ، را ندارد و شرط مهم همکاری کردن با او بیشعوری و بی دانشی است و امروز بخوبی می بینیم که همکاران این دکه در ادب و فحاشی و تهمت زنی از جنس فاحشگان میباشند وهمه مجریان ننگاننگ بایکدیگر اشتراک عمل دارند و دارای فرهنگ گفتاری مشابه هستند

یاران داور:

این طبیعی است که دکه ننگاننگ با گفتارهای گویندگان اینجوری ! مخاطبان آنجوری و از جنس خودشان را هم جلب کند
بهناز از امریکا وامانده حزب کمونیست کارگری و آتش از پاریس و گلبهار و ونوس از تهران و مهناز از اصفهان و آرتور (دوست دانشگاهی آقای مدیر) و در کل همین پانزده نفر مانده برای داور ، تملق گوئی را با سخن آزاد گفتن اشتباه گرفته اند و این بیخردان آنقدر شیفته صدای خودشان قرار دارند که اگر داور جای بادمجان و خیار را عوض کند ! میپرند رو آنتن و بتعریف و تمجید می پردازند و بنوعی ذات نوکر صفتی اشان را بنمایش میگذارند و درمیابیم که معنی تریبون آزاد و ......... یعنی تملق گویی و تعریف دروغین از داور ویسه که اگر بیننده خوش باوری غیراز این بگوید و یا انتقادی را عنوان نماید مواجه میشود با رکیک ترین و نامناسب ترین لغات و اینچنین پذیرائی میشود

 

به یکی از گفتگوهایی که توسط خود بچه پارس شنیده شد و کمی هم در مورد پاریکالیسم بود توجه کنید:

شخصی که از آستارا تماس گرفته بود و با داور به گفتگو نشسته بود

شخص- سلام آقای داور من از آستارا زنگ میزنم ما خیلی بیچاره هستیم ما اینجا گاز نداریم ما فرشهایمان را فروخته ایم من همین الان از پای بساط به شما زنگ میزنم همش تقصیر این .... است مجبورم برخی مواقع مواد بفروشم چه کار کنم ؟

داور- آقا جان مادرت فحش نده ، حالا که پای بساط نشستی احترام اون رو نگه دار راستی گفتی اهل آستارا هستی؟ دمت گرم به خدا من قبلا تو گمرک بودم اونجا رو خوب میشناسم حالا اونجا چه جوریاس؟

شخص –بابا ما خیلی تحت فشاریم این تهرانیها حالا سو تفاهم نشه همشون نه ولی پا میشن میان اینجا حال میکنن به خدا اون وقت ما اینجا خیلی بیچاره هستیم

داور-از گمرک بگو گفتم که من اونجا بودم جنگل و کوه و بابا دمش گرم به خدا

شخص – حالا ما فرهنگمون چون نزدیک به نخجوان و آذربایجان است ، خوب است و ما به خدا از اون شش سیلندرهاش نیستیم

داور میخندد و میگوید گوشم با شماست حالا حرفت را بزن چی میخواهی بگویی؟

شخص – هیچی حالا من گفتم که چون نزدیک آذربایجان و نخجوان هستیم ، از اون ور جنس میارم و رد میکنم و زیاد وضعم بد نیست و دو تا زن دارم

داور- دمت گرم به خدا حال میکنم وقتی میبینم خوشی پای بساط هم که هستی و شکر خدا که وضعت خوب است

شخص – حالا ما باید چکار کنیم آقای داور؟

داور – اینو من نباید بگم شما باید بگید خدافظ الو تلفن بعدی

گویا آن شخص فراموش کرده بود که شنوندگانی به سخنان او گوش میکنند و اول تماس گفته بود که فرشهایش را فروخته و گاز ندارند و بدبخت هستند!!

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه دوازدهم مهر 1387 و ساعت 0:26 |