تبليغاتX
امیرحسین
حميد عسگري خواننده محبوب و دوست داشتني پاپ توانست در دنياي موسيقي غوغايي به پا کند . او با احساس و دلش زندگي مي کند .
حميد عسگري متولد 20 مهرماه 1357 است در شيراز به دنيا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش ميلاد ترابي (( که اهنگساز است )) در تهران زندگي مي کند . دو خواهر و يک برادر دارد . تحصيلاتش ربطي به موسيقي ندارد او کارشناس مديريت صنعتي است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پيدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسيدن انسان ها مي شود .
اوايل که البوم او به بازار امد خيلي ها به اسم شادمهر عقيلي فروختند در صورتي که او کسي نبود جز حميد عسگري . رنگ و جنس صداي حميد و شادمهر تا حدي به هم شباهت دارد و اين شباهت به نفع او تمام شد . او مي گويد : هيچ کس در توانايي هاي شادمهر شکي ندارد البته شباهت صداي من و شادمهر چيز طبيعي در عالم موسيقي است چرا که صداها در عين تفاوت ها شباهت هاي زيادي به هم دارند .
صداي سياوش شمس را هرگز فراموش نمي کند و صداي محمد عليزاده رو خيلي دوست داره . غذاي مورد علاقه حميد عسگري قيمه هاي مادرش است . او اصلا اهل اشپزي کردن نيست . وقتي غمگين است مي خواند . صميمي ترين دوست حميد عسگري ميلاد ترابي است . يک زماني عاشق بوده است .
با ترانه هايي که خودش گفته ارتباط بيشتري برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرايط روحي خودش گفته است . از ميان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزي که رفتي رو خيلي دوست دارد . در صدايش غم خاصي وجود دارد .
نقطه ضعف حميد عسگري اين است که زود عصباني مي شود البته عصبانيت هاي او 5 دقيقه است بعد چنان ارام مي شود که انگار نه انگار اتفاقي افتاده است . نقطه قوت حميد هم اين است که بي هيچ چشمداشتي احساسش را نثار ديگران مي کند انقدر که طرف بي نياز از محبت مي شود .
ترانه هيچکي مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقديم مي کند . ما هم براي اقاي حميد عسگري ارزوي موفقيت و شادکامي داريم .


مصاحبه با حميد عسگري:

شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي‌شود من سال‌هاست كه كار آهنگسازي انجام مي‌دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي‌خواندم آنها به من مي‌گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي‌دهي، من هم مي‌گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله‌اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خواننده‌اي مي‌دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي‌كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي‌كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
_گاهي‌اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي‌كند آنها برداشت نادرستي از حرف‌هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را ‌نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي‌‌هاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرف‌ها را شنيد‌ه‌ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي‌كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده‌ام از حاشيه‌ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه‌هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم ‌باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي‌شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي‌ خيلي خوب فعاليت مي‌كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي‌دهند.
_ بنيامين يكي از موفق‌ترين خواننده‌هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق‌تر از آلبوم قبلي‌اش خواهد بود.
_ هيچ‌وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي‌كنند تا اثري را به ديگري ترجيح ‌دهند.
_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي‌كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه‌سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي‌كنم، اما خط سير اصلي ترانه‌ها را خودم مي‌دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي‌كنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي‌تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 21:48 |

مایکل جکسون حقیقتا بزرگترین ستاره ی پاپ دهه ی80 بود و مسلما یکی از هنرمندان بزرگ در تمامی زمانها.در دوران جوانی جکسون نیرویی غیر قابل کنترل بود  که ظاهرا تمامی ابزار ها را برای تسخیر جدول ها به همراه داشت.صدایی کاملا قابل شناسایی ، حرکات موزون ، تطبیق پذیری  بسیار خوب موزیکال و توانایی ستاره شدن. اولین کارمحبوب او در سال ۱۹۸۲ با نام "Thriller" پر فروش ترین آلبوم شد.(و احتمالا بهترین کار او) .او اولین هنرمند سیاه پوست بود که در تلوزیون موسیقی به ستاره ای تبدیل شد. او مرزهای بی شماری را به وسیله ی طبقه اش و موسیقی اش که آثاري هنری بود از بین برد . در عین حال ( پس ازاینکه  تورهاي مسافرتي جکسون اغاز شد  به آهستگی شروع به پایین آمدن از قله ی موفقیت کرد .) بیشتر کارهای او بر روی نوعی بی قانونی عجیب متمرکز شده بود. او همیشه به عنوان فردی  مشهور توصیف شده است. کسی که کاملا در پناه نمایش ها از واقعیت های زندگی محافظت شده است.در سال 1993پوزخند زدن به رسوایی تبدیل شد, زمانی که جکسون متهم به آزار رساندن یک پسر 13ساله شد. هرچند که او به طور قطعی این مسئله را رد کرد اما این مسئله نتوانست تصویر لکه دار شده ی او را پاک کند. او هرگز نتوانست از ننگ این اظهارات فرار کند و زمانی که او در حال فروش کار هایش در سطح حرفه ای بود  نتوانست انها را به تعداد کافی منتشر کند تا بار دیگر به اندازه ی  زندگی قبلی اش شهرت بدست آورد خواه  به عنوان یک خواننده ی پاپ و خواه  به عنوان یک کاریکاتور روزنامه.

مایکل جوزف جکسون در29 اگوست سال1958به دنیا امد. پنجمین پسر "جو جکسون" آهنگر، مایکل ، از سن بسیار کم استعداد خود را در رقص و موسیقی نشان داد . دوران کودکی او به شدت کنترل شده بود .از اغاز او در برابر دنیای بیرون تحت حمایت مادرش قرار داشت. پدر او اغلب عصبانی و فردی اهل انضباط بود. "جو"در سال 1962به همراه سه پسر بزرگترش شروع به تشکیل یک گروه موسیقی خانوادگی کرد . و مایکل نیز به انها پیوست و به سرعت به خواننده ی پر انرژی تبدیل شد.گروه اولین البوم خود را در اکتبر 1969منتشر کرد. زمانی که مایکل یازده ساله بود." می خواهم برگردی" ، "ای بی سی "، "عشقی که تو حفظ می کنی " و "من انجا خواهم بود"همگی کارهای برتر سال1970بودند که "the Jackson 5 " را به اولین گروه در تاریخ پاپ که چهار کار برتر در صدر جدول داشتند تبدیل کرد. اولین کار فردی مایکل " رسید تا انجا باشد" در اواخر سال 1971منتشر شد و در بین پنج کار برتر قرار گرفت.  چندی بعد در سال 1972جکسون اولین کار موفق فردی خود با نام "Ben" را ارائه کرد.نام این کار برگرفته از کتابی کودکانه درباره ی پسر جوانی که با "Ben"رفتار دوستانه ای داشت بود .رهبر فوق العاده باهوش یک گروه آدمکش. این آهنگ به طرز عجیبی صمیمی و احساساتی بود و نامزد دریافت اسکار شد.هر چند که نیروی آنی کارهای جکسون (اکثرا مانند the Jackson 5)خیلی زود به اتمام رسید. او چهارمین و آخرین آلبوم خود را در سال 1975منتشر کرد و در همان سال او و برادرانش به کارهای حماسی روی آوردند و به "جکسون ها"تبدیل شدند .

در سال 1977جکسون در کنار "دایانا رز"در فیلم "جادوگر شهر آز" بازی کرد.اینجا بود که او برای اولین بار "کوئینسی جونز"را که آهنگ ساز و تهیه کننده بود را ملاقات کرد.مشتاق به خاطر موفقیت "جکسون ها"که توسط خودش تهیه شده بود و آلبوم "سرنوشت"را در سال1978تولید شد جکسون تصمیم گرفت تا كار فردی خود را از سر بگیرد. با تهیه کنندگی "جونز"، جکسون اولین البوم خود را با نام "Off the Wall"ضبط کرد.یک کار زیبا و هنرمندانه شامل دیسکو پاپ ، روح لطیف ، شاداب و قطعات پاپ رومانتیک."Off the Wall "دوباره او را به ستاره ای تبدیل کرد.این البوم چهار بار در بین ده کار برتر قرار گرفت که شامل رتبه های اول "Don't Stop 'til You Get Enough" و"راک با تو" بود که  به فروشی نجومی دست یافت .(چیزی بیش از هفت میلیون نسخه). هرچند که جکسون وفادار به برادرانش باقی ماند و با  گروه  ماند .هیچ گروهی نمی توانست جکسون را که به سرعت ستاره می شد برای مدتی طولانی حفظ کند. هر چند که هنوز هیچ نشانی برای اثبات این مسئله که البوم بعدی او بزرگترین البوم در طول تاریخ خواهد بود وجود نداشت.در سال 1982 "Thriller" که توسط "کوئینسی جونز" تهیه شده بود نیروهای "Off the Wall "را خالص کرد.  

رقص و تراک های راک بیشتر تاثیر گذار بودند، آهنگ پاپ و تصنیف ها ملایم تر و پر از احساس و تمام ان به وضوح مایکل بود.  جکسون " پائول مک کارتنی" را برای کاری دو نفره ، "ادی  فن هالن "را که گیتاریست بود برای یک کار فردی  و "وینسنت پرایس" را برای یک از بر خوانی غیر عادی به گروه اورد.این مسئله که "Thriller"به موفقیت دست یافت اصلا عجیب نبود.ان چیزی که عجیب بود قدرت دوام و حفظ جایگاهش بود. کار دو نفره ی جکسون با "مک کارتنی" با نام " آن دختر مال من است " صدایی کاملا طبیعی داشت و ان را در رتبه ی دوم قرار داد . بعد " بیلی جین " و تراک " فن هالن" با نام "گمشو" در جایگاه اول قرار گرفتند(به ترتیب برای هفت هفته و سه هفته). دو آهنگ اخیر علاوه بر بودن در لیست پنج کار برتر در آینده ، وجهه ای عمومی داشتند. جکسون انها را به نحوی استادانه با ویدئو ساپورت می کرد و این کار تحولی در نحوه ی ساخته شدن ویدئو ها ایجاد کرد. جکسون انها را به عنوان فیلم های کوتاه  با طول  یک اهنگ و ساختاری داستان گونه تولید می کرد ."بیلی جین "اهنگ ها را بر اساس ادعای یک زن مبنی بر ازدواج با یک مرد، در یک کابوس شبانه مطرح می کرد."گمشو" که احساسات ضد خشونت را نشان می داد و کلیپ ده دقیقه ای "Thriller" (که به عنوان بهترین ویدئو انتخاب شد)جکسون را به عنوان رهبر گروه رقص مرده ها با گریم های  ترسناک نمایش مي داد.

تلوزیون موسیقی که در گذشته هرگز هنرمندان سیاه را تائید نمی کرد کلیپ های مایکل را بسیار پخش می کرد. جکسون با منتشر کردن "moonwalk" در16 مه سال1983 این پدیده را برای خود حفظ کرد. هرچند که او "moonwalk" را  اختراع نکرد اما این کار چیزی به بزرگی امضای او  یا دستکش های سفید پولکی او بود."Thriller"بدون نشان دادن هیچ گونه اثری از کند شدن به رشد و پیشرفت ادامه داد .این کار شامل "می خواهم در  چیزی ستاره باشم " ، " تصنیف پوچ" ،"سرشت انسان" و " P.Y.T. Pretty Young Thing " بود. در کل هفت ترانه از نه ترانه ی این البوم درمیان کار های برتر قرار گرفتند. "Thriller"برای مدت دو سال در جدول ها قرار داشت و برای 37هفته در جایگاه اول بود.این البوم بیشترین میزان فروش را داشت.البوم تنها در امریکا به فروشی معادل 25میلیون کپی و در جاهای دیگر حدود 20میلیون نسخه دست یافت.طبیعتا جکسون جوایز زیادی را دریافت نمود که شامل هشت جایزه  در یک شب بود. او بزرگترین قرارداد خود را از زمان تبدیل شدن به سخن گوی پپسی امضا کرد. (بعد ها او در یک تصادف در حین فیلم برداری یک فیلم تبلیغاتی اتش گرفت.).در پایان سال1983جکسون دوباره در صدر جدول قرار گرفت.این زمان او دومین کار خود با "مک کارتنی"با نام "بگو بگو بگو "را انجام داد.در سال 1984جکسون برای اجرای البوم "پیروزی"دوباره به برادرانش پیوست.سال بعد او و " لیونل ریچی" سرود "ما جهان هستیم"را برای کمک به" ایالات متحده ی امریکا برای افریقا" نوشتند که بسیار سریع به فروش رسيد.

در این زمان شایعه های بدی راجع به زندگی خصوصی او وجود داشت و خجالت و اکراه او از مصاحبه تنها به این مسئله دامن  می زد.بعضی از مردم با اشاره ها به صدای ملایم  و دخترانه ی او را به استفاده از هورمون برای  حفظ جوانیش  متهم می کردند.داستانهایی راجع به خوابیدن او در حفره ای با فشار بالا برای پایین اوردن سرعت پیری و خریدن اسکلت "جان مریک"و "الفنت من"(جکسون انها را در بیمارستان لندن دیده بود اما انها را نخریده بود.)وجود داشت. او در کالیفرنيا یک مزرعه ی بزرگ خرید و ان را از حیوانات مختلف پر کرد. او بارها عمل جراحی زیبایی انجام داد  که باعث شد از سوی مردم سیاه این تهمت که او عمدا پوست خود را سفید کرده است به او زده شود. چند سال بعد او فاش کرد که او یک اختلال به نام "ویتیلیگو"داشت که رنگ از روی پوست پاک می شود و لکه های سفید بر جا می گذارد داشته است. یکی از شایعاتی که کاملا در مورد او درست بود این بود که او صاحب حقوق کاتالوگ "the Beatles"بود.در سال  1985او انتشار "ATV" را کسب کرد.شرکتی که تمام حقوق کپی "لنون-مک کارتنی"را کنترل می کرد.در زمان بی کاری او، جکسون علاقه ی خود را برای کار در فیلم ها با کار در کنار "جورج لوکاس" و "فرانسیس فورد کاپولا "نشان داد. سرانجام جکسون دوباره شروع به همکاری با "کوئینسی جونز "کرد تا کاری غیر ممکن را عملی کند. "بد" در سال 1987منتشر شد و مورد استقبال عموم قرار گرفت.این البوم در جایگاه اول قرار گرفت و کار "من نمی توانم دوستت نداشته باشم" که به همراه "Siedah Garrett" اجرا شده بود نیز رتبه ی اول را کسب کرد. مانند "Thriller" ،"بد" برای یک سال بعد همچنان به کار خود ادامه داد و به عنوان اولین البومی که پنج بار به طور متوالی مقام اول را بدست اورده بود انتخاب شد."بد"، "چیزی که تو باعث می شوی من احساس کنم"،" مردی در اینه"،"دیانای کثیف" کار هایی بودند که جکسون البوم را به وسیله ی انها در طول توری که داشت ساپورت می کرد. این طولانی ترین توری بود که تا به حال انجام شده بود.هرچند که موفقیت های او یک در میان و متناوب بود اما در ان ناامیدی دیده میشد شاید به دلیل اینکه"Thriller"کاری بی نظیر بود .

("بد"فقط هشت میلیون نسخه فروش کرد.) و یا به دلیل اینکه البوم در مقایسه با کار های سابق او زیبا نبود.جکسون وقفه ی طولانی دیگری نیز در بین البوم هایش داشت. در این زمان یکی از روزنامه های انگلیس او را " وکو جکو "نامید ،نامی که او از ان متنفر بود .زمانی که او در اواخر سال1991با البوم جدیدی بازگشت نام مستعار "پادشاه پاپ" را برای خود انتخاب کرد."خطرناک" نشان داد که جکسون به پایان خود با "جونز"رسیده است.بنابراین بسیاری از کارها به وسیله ی "تددی رایلی"تولید شده بودند.همان طور که انتظار می رفت البوم رتبه ی اول را بدست اورد و کار اصلی ان "سیاه یا سفید"نیز در جایگاه اول قرار گرفت.جکسون به وسیله ی ویدئو ی این کار مجادله ای را پدید اورد. (پس از پایان اهنگ رقصی طولانی که جکسون در ان فریاد می زد که عجیب به نظر می رسید و با پیام اهنگ مطابقت نداشت.)این ویدئو سود زیادی برای او در بر داشت اما او از سوی منتقدین به دلیل خشونت و پیام نه چندان مناسب ان برای بینندگان جوانتر مورد بازخواست قرار گرفت.هر چند که جکسون برای مدت طولانی شهرت خود را حفظ نکرد.در اوایل سال 1992"البوم "اهمیتی ندارد" که از کارهای "نیروانا"بود البوم "خطرناک" او را از جایگاه اول پایین اورد.پس از جایگزینی راک ،جدول های پاپ دیگر مانند گذشته نبودند. جکسون البوم های دیگری نیز تولید کرد که شامل "زمان را بیاد آر"و"درون کمد" بود که در میان ده کار برتر قرار داشتند."مربا"و "خوب کردن دنیا"هر دو ناامید کننده بودند.جکسون از مدت ها قبل شرکت های مربوط به کودکان را ترجیح می داد و با تعدادی از انها دوست بود و انها را برای اقامت در مزرعه اش(نا کجا)دعوت می کرد و از زمین بازی بزرگی که در طول سالها فراهم اورده بود لذت می برد. در سال 1993 جکسون متهم به ازار رساندن یک پسر 13ساله شد که مهمان نا کجا  بود.قابل پیش بینی بود که حس کشف حقیقت در بین روزنامه ها و رسانه ها وجود داشت .در نظر مردم این اتهامات باور نکردنی بود.جکسون انسان عجیبی بود و اکنون دلیل واضحی برای شخصیت او و بی میلی او نسبت به دوستی با افراد بزرگسال وجود داشت.علاوه بر این او برای مدت کوتاهی به یک مرکز بازپروری رفت تا اعتیاد خود نسبت به داروهای ضد درد را از بین ببرد.بررسی ها برای پیدا کردن پسران دیگر که چنین اظهاراتی داشتند ناموفق بود .هرچند که با وجود این حقیقت هرگز پرونده ی جنایی علیه جکسون تنظیم نشد.اما او به خانواده ی پسر در اوایل 1995، 18  تا20 میلیون دلار پرداخت کرد و بسیاری از مردم احساس کردند که پرداخت این پول به معنی قبول جرم بوده است و زمانی که او در سال 1994با " Lisa Marie Presley"ازدواج کرد این حرکت به عنوان یک کار ناامیدانه برای ترمیم تصویر خود در نظر دیگران برداشت شد.ازدواج انها نوزده ماه بعد به طلاق انجامید.در سال 1995او تلاش کرد تا تمرکز خود را با کار"تاریخ : گذشته ،امروز و آينده " متوجه موسیقی اش کند .

البوم رتبه ی اول را کسب کرد اما بر روی جکسون تاثیر عکس داشت.این طرفداران او بودند که صاحب موفقیت بودند و البوم جدید به اندازه کافی عجیب نبود  اما در ان نشانه های دل گرم کننده ای نیز وجود داشت.کار اصلی البوم "فریاد" که یک کار دو نفره به همراه خواهر "Janet" بود در جایگاه پنجم ظاهر شد و طرحی جدید را در ضبط ایجاد کرد که در کار بعدی تغییر یافته بود."تو تنها نیستی" اولین کاری بود که در میان 100کار برتر در رتبه ی نخست قرار گرفت اما در کل "HIStory" کاری نومید کننده بود.علاوه بر این جکسون در حین تمرین کاری برای جایزه بیهوش شد و به بیمارستان برده شد.

نتیجه اینکه "عقابها"بزرگترین موفقیت انها(1975_1971 )در حال رسیدن به "Thriller"بود.(و سرانجام به ان رسید و هر دو به تساوی ادامه دادند).نشانه هایی مبنی بر اینکه او نسبت به لقبش "پادشاه پاپ"حریص بود وجود داشت. طرح روی جلد "HIStory"تصویری از مایکل بود و او در مراسمی  که  در سال1996برای جوایز "BRIT" مانند مسیح ظاهر شد. به همراه تعدادی از بچه ها  و یک رهبر یهودی که با احترام به دور او جمع شده بودند."Jarvis Cocker" که خواننده ی رهبر "پالپ"بود در میان اهنگ برای  اعتراض به عمل گستاخانه ی او به صحنه حمله کرد . در سال 1997ریمیکس البوم "خون در سالن رقص" حتی نتوانست فروشی مناسب داشته باشد. هر چند که البوم های ریمیکس به اندازه ی کارهای جدید مورد توجه قرار نمی گیرند. در اواخر سال 1996جکسون برای دومین بار با "Debbie Rowe"که پرستار بود ازدواج کرد.دو سال بعد انها دو فرزند  با نام های  پرنس مایکل جکسون جوان و پاریس مایکل کاترین جکسون داشتند. هرچند که جکسون و"Rowe" در سال 1999از یکدیگر جدا شدند.در سال2001جکسون در لیست افراد مشهور راک اند رول وارد شد و سپس در مادیسون پارك  کنسرت بزرگی( به مناسبت سیمین سالگرد ضبط اولین کار فردی اش ) اجرا کرد. از نظر تمامی افراد مشهور حاضر در جشن این نمایش اولین کار "جکسون ها "پس از "پیروزی"بود.پس از یازدهم سپتامبر او یک کار خیریه با نام "چه چیزدیگری می توانم به تو بدهم"را ساخت.البوم جدید او با نام " شکست نا پذیر" در اواخر سال منتشر شد. این اولین مجموعه با کار های کاملا جدید از زمان "خطرناک"بود.این باعث شد که او با تهیه کننده ای به نام "Rodney Jerkins"کار کند. "شکست ناپذیر"در اولین انتشار در جایگاه اول قرار گرفت و به فروشی دو برابر 300000 کپی دست یافت. هرچند که کارهایی چون "تو دنیای مرا دگرگون می کنی" و "پروانه ها" نتایجی نا امید کننده در پی داشتند و حتی در میان ده اهنگ برتر هم قرار نگرفتند. کار گران قیمت "چه چیز دیگری میتوانم به تو بدهم" به دلیل اشکار شدن این مسئله که "مارک شافل" در زمینه ی کار های خارج از اخلاق فعالیت می کند به وسیله ی سونی کنسل شد.گروه جکسون تلاش کردند تا او را از شافل جدا کنند و همکاری های مختلف با او را قطع کنند.سونی و جکسون در تابستان2002یک جنگ خبری را اغاز کردند .شروع این درگیری ادعای جکسون مبنی بر پرداخت 200میلیون دلاری به شرکت ضبط موسیقی به خاط بازاریابی بود.هرچند که انها 55میلیون دلار برای کار ناامید کننده ی او خرج کرده بودند ،سونی اعلام کرد که هیچ گونه درخواستی وجود نداشته است.جکسون چند هفته قبل از صحبت با مدیر سونی "تامی موتولا"که او شیطان صفت نامیده بود و ادعا کرده بود که او نژاد پرستانه صحبت می کند نگران بود.بسیاری هنرمندان سونی ازجمله ماریا کاری و ریکی مارتین از موتولا دفاع کردند اما جکسون و خانواده اش ادعا کردند که نژادپرستی رابطه ی حرفه ای انها را از بین برده است.از ان به بعد کار جکسون بسیار تغییر کرد(عجیب شد!) و شروع این مسئله جوایز تلوزیون موسیقی به ویدئو های سالیانه بود.زمانی که "برتنی اسپیرز"به همراه یک کیک تولد به او معرفي شد.مسئله ی دیگر این بود هنرمند هزاره بودن تنها دریافت جامی بی معنی برای بود (جایزه ای که هر کسی با ظاهر شدن بر روی صحنه می توانست ان را دریافت کند).پس از ان ،  شرکتی در حال رشد او را متهم به عملی نکردن وعده اش در مورد یک تور و چندین نمایش کرد.جکسون دیر در دادگاه حاضر شد و با خواب الودگی شهادت داد.

چند روز بعد طرفداران المانی او،او را دیدند که فرزند یازده ماهه ی خود"پرنس مایکل دوم" را از بالکن اتاقش در هتل اویزان کرده است.هرچند که او روز بعد عذر خواهی کرد و مدعی شد که مقصر بوده است اما این مسئله او را در نظر دیگران به میلیونر غیر قابل کنترل تبدیل کرد.سال 2003 سال خوبی برای او نبود .نوامبر همان سال مزرعه ی به وسیله ی پلیس جست و جو شد و پلیس او را به جرم سواستفاده از کودکان بازداشت كرد.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 16:25 |
زندگی نامه ی مدُنا

برای یک ستاره که  به جایگاه مشخصی می رسد بسیار آسان است که دلیل شهرت و تمرکز بر روی شخصیت خود  را فراموش کند. مدُنا چنین ستاره ای است.

او به سرعت در سال 1984 به یک ستاره مبدل شد به همین دلیل بسیاری از کارهای زیبا و با کیفیتش گمنام باقی ماندند. قدردانی از کار های او بعد از گذشت ده سال بسیار مشکل تر شد همانطور که بحث در مورد  نحوه ی زندگی او از بحث در مورد موسیقی او آسان تر گشت. هرچند که یکی ازبزرگترین موفقیت های او مهارت وی در تاثیر گذاری بر مردم به وسیله ی موسیقی و فیلم و تبلیغات خود در کار با رسانه و عموم است.

مدُنا اولین ستاره زن پاپ بود که برموسیقی و تصاویر خود کنترل کامل داشت. او در سال 1977 با رویای یک رقاص باله  از محل زندگی خود یعنی میشیگان به نیویورک نقل مکان کرد.او به همراه Alvin Ailey که رهبر گروه رقص بود آموزش دید .  در سال 1979 به عضویت نمایشنامه ی انتقادی پاتریک هرناندز درآمد .یک گروه دیسکو که آهنگ  موفق "به دنیا آمدن برای زنده ماندن "را اجرا کردند.او با هرناند ز به پاریس سفر کرد ودر  آنجا با Dan Gilroy آشنا شد.کسی  که خیلی  زود دوست او شد.به محض بازگشت آنها به نیو یورک این دو نفر با هم گروه "باشگاه صبحانه "را که یک گروه پاپ و رقص بود شکل دادند.مدُنا در اصل برای این گروه درام می زد اما پس از مدتی خواننده ی اصلی گروه شد. در سال 1980 او این گروه را ترک کرد و با دوست قدیمی خود و درام زنی به نام" استفان بری" گروه "Emmy" را تشکیل داد.خیلی زود "Bray"و مدُنا از گروه بیرون رفتند و شروع  به کار در  گروه های رقص و دیسکو کردند.یک نمونه ی آزمایشی از این آهنگ ها شخصی به نام Mark Kamins  را که یک تهیه کننده ی دی جی اهل نیو یورک بود را تحت تاثیر قرار داد.

کامینز اولین کار فردی مدُنا یعنی "Everybody"  را تولید کرد که آهنگی موفق دراواخر 1982بود. دومین کار فردی وی "جذابیت  فیزیکی "در سال 1983 یک موفقیت بزرگ دیگر بود. در ژوئن سال 1983 او سومین کار موفق خود یعنی "تعطیلات " را که به وسیله ی "Jellybean Benitez" نوشته شده بود را ارائه کرد.اولین آلبوم مدُنا در سپتامبر 1983 با نام خودش منتشر  شد ."تعطیلات "اولین کار او بود که درمیان 40 آهنگ موفق در آن ماه قرار گرفت. "خط مرزی "نیز اولین کار او بود که در بین 10 آهنگ برتر در مارس 1984 قرار گرفت وشروع یک رشته ی هفده تایی بود که به طور متوالی در میان ده آهنگ برتر قرار داشتند.زمانی که "ستاره ی خوشبخت "به رده ی چهارم صعود می کرد  مدُنا شروع به کار بر روی اولین  نقش خیره کننده ای در فیلم "ناامید در جستجوی سوزان" ساخته ی Susan Seidelman کرد.دومین آلبوم او ساخته ی "Niles Rodgers" با نام "مانند یک  باکره" بود که در اواخر سال 1984 منتشر شد.نام آلبوم  در ماه دسامبر در صدر آهنگ ها قرار گرفت و برای شش هفته  این مکان را حفظ کرد.این شروع یک سال توفانی برای این خواننده بود.در سال 1985 مدُنا به یک  فرد مشهور در کل جهان مبدل  شد.پس ازاینکه  "دختر مادی"دو موفقیت در مارس بدست آورد اولین تور خود را با حمایت  "بیستی بوی ز" آغاز کرد."دیوانه برای من" دومین آهنگ موفق او در ماه مارس بود "ناامید در جست و جوی سوزان" در جولای پخش شد و رکورد دار در فروش بلیت شد.

او همچنین  بلافاصله شروع به فعالیت در "یک قربانی مسلم" که از قبل برنامه ریزی شده بود کرد."یک قربانی مسلم" یک درام عشقی با بودجه ی پایین بود که او در سال 1979 در آن بازی کرد. "یک قربانی مسلم "تنها راز مخفی خجالت آور او  نبود که در تابستان 1985 به درون روشنایی کشیده شده بود . دو مجله عکس هایی بدون لباس از او پخش کردند که در سال 1977 از او گرفته شده بود .با این حال از محبوبیت او به خاطر هزاران دختر نوجوان که به آنها پیرو مدُنا گفته می شود و او را پذیرفته بودند به هیچ وجه کاسته نشد.

او در اگوست با بازیگری به نام" Sean Penn" ازدواج کرد. ازدواجی بی ثبات که در سال1989به جدایی انجامید.

مدُنا در آغاز سال 1986 شروع به همکاری با "پاتریک لئونارد" کرد.لئونارد بسیاری از آهنگ های موفق سال 80 از جمله "زندگی برای گفتن" را که در ژوئن 1986برترین آهنگ ماه انتخاب شد را نوشت. از آلبوم های ضبط شده که بیش از دو آلبوم قبلی بلند پروازانه و کامل بود می توان از " True Blue " یاد کرد که در ماههای بعد منتشر شد. در آن هم  موفقیت های تبلیغاتی (در امریکا و انگلستان در رتبه ی نخست قرار داشت و به تنهایی در امریکا بیش از پنج میلیون نسخه به فروش رسید.) و هم تحسین های بیشتری از سوی منتقدین به چشم می آمد.

"پدر موعظه نکن " چهارمین کار موفق او در امریکا بود. زمانی که کار او در موسیقی رو به پیشرفت بود در حرفه ی بازیگری نتایج وحشتناکی با فیلم " Shanghai Surprise" بدست آورد .با بازی مدُنا و"Sean Penn" کمدی تجدید نظر های هولناکی را از سوی مردم دریافت نمود که نمود آن به صورت پس دادن بلیت ها بود.در آغاز سال 1987 پنجمین کار فردی وی با نام "قلبت را بگشا" به بازار آمد.این اسم برگرفته از آهنگی در سومین فیلم او یعنی "آن دختر کیست" بود و  کاری موفق بود. هر چند که این فیلم به نوبه ی خود یک بمب فروش بلیت بود.

سال 1988سالی نسبتا ساکت برای مدُنا بود. او نیمی از سال را در فیلمی ساخته ی" David Mamet"بازی می کرد.ضمنا او ریمیکس آلبوم "تو می توانی برقصی" را منتشر کرد.

رجوع به برگه های طلاق که او در اغاز سال 1988 پر کرده است نشان دهنده ی آن است که  او از "Penn "در آغاز سال 1988جدا شد."مانند یک دعا " که در بهار 1989پخش شد زیباترین آلبوم او بود . آمیزشی از پاپ و راک و رقص. این البوم پیروزی دیگری مانند "خودت را ابراز کن" . "گرامی داشتن" و "Keep It Together" بود. در اوریل 1990 او تور بزرگ خود را آغاز کرد که تا پایان سال ادامه داشت."رسم" نخستین آهنگ ماه مه بود که پرده ی نمایش را برای  بازی او در فیلم "دیک تریسی" ساخته ی Warren Beatty آماده کرد.این موفق ترین فیلم وی از زمان "ناامید در جست و جوی سوزان "بود. مدُنا زیباترین البوم خود "The Immaculate Collection"را در پایان سال منتشر کرد.این مجموعه در برگیرنده ی دو آهنگ جدید و سینگل "عشقم را تصدیق کن" بود . دومین آهنگ جدید "نجاتم ده" به عنوان بالاترین شروع کار به وسیله ی یک هنرمند زن در تاریخ امریکا انتخاب شد . "راستی یا شهامت"مستندی از تور بلند پروازانه ی او بود که موج مثبتی داشت و در بهار 1991 فروش زیادی کرد.

مدُنا در تابستان 1992 با قطعه ی "اینجا قبلا زمین بازی من بود"از فیلم       "A League of Their Own" دوباره به صحنه بازگشت .فیلمی که مدُنا را در قسمتی کوتاه نشان می داد.

یک کتابچه کوچک گران قیمت که عکس های زیادی از خود او وچندین مدل و نیز افراد مشهور دیگری چون ایزابلا روسلینی ، بیگ ددی کان ، نائمی کمپبل و وانیلا ایس.این مجموعه با برخورد شدید مردم مواجه شد اما باز هم از فروش بیش از دو میلیون نسخه ای آلبوم همراه آن یعنی "نوشته های عاشقانه" جلوگیری نکرد. "قصه های زمان خواب "دو سال بعد روانه ی بازار شد و نسبت به "نوشته های عاشقانه" بسیار آرامتر بود .در ابتدا آنقدر عالی به نظر نمی رسید  و این باعث شد که برخی از منتقدین نام "سابق" را بر آن بگذارند.هر چند که آلبوم هنوز هم  بیشترین فروش را داشت. "تعظیم کن " آهنگی بود که مکان خود را برای هفت هفته ی متوالی در صدر حفظ کرد.همچنین "بی جرک" که در رده ی چهلم نیز قرار نگرفت.به دنبال ان "سرشت انسان" نیز به رده ی چهلم سقوط کرد.هرچند که "قصه های زمان خواب" هفتمین آلبوم او بود که به فروشی بیش از 300000نسخه دست یافت.

در آغاز سال 1995 او با صحبت راجع به نقشی در "Evita" که فیلمی از "Andrew Lloyd Webber" بود مشغول ساختن تصویری زیرکانه از خود شد.بازگشتن از آلبوم های "نوشته های عاشقانه" و "قصه های زمان خواب" او خود را یک تحصیل کرده ی باهوش و گران قیمت نشان داد و ترکیب "چیزی برای بیاد آوردن" حقیقتا در خور نقشه ی او بود که در پاییز 1995منتشر شد. آلبوم او دربرگیرنده ی قطعات رمانتیک بود تا شنوندگان بالغ را خرسند سازد. زمانی که فیلم تمام شد او اعلام کرد که باردار است و دختر او لوردس در اواخر  1996درست در زمان پخش "Evita" به دنیا امد. این فیلم اندیشه ی مثبت همگانی را به دنبال داشت و باعث شد تا او نامزد دریافت اسکار شود و در نتیجه  برنده ی (گلدن گلاب) به عنوان بهترین بازیگر زن شود اما نه نامزد جایزه ی اسکار . هرچند آهنگ "Evita" به همراه رقص "آرژانتین برایم گریه نکن" و "باید مرا دوست بداری " آهنگی موفق و زیبا بود .در سال 1997 او با ویلیام اربیت که یک تهیه کننده بود بر روی آلبوم دیگری شروع به کار کرد. "پرتو نور" کاملا تحت تاثیر الکترونیک و تکنو و موزیک رقص  قرار گرفته بود. او به خاطر به روز کردن رقص کلاسیک خود تجدید نظر فوق العاده ای را کسب کرد.در حدود یک ماه این آلبوم به بهترین آلبوم او از زمان "مانند یک دعا" تبدیل شد. پس از دو سال او با "موسیقی " بازگشت که او را دوباره با اوربیت پیوند داد.

در سال 2000 دومین فرزند او "روکو" (بچه ی فیلمسازی به نام " ریچی" ) به دنیا آمد. آن ها در پایان سال با هم ازدواج کردند. با وجود ریچی کارگردان و مدُنای بازیگر فیلم "ویران شده" در سال 2002 به بازار امد. این فیلم  به سرعت کاهش فروش بلیت داشت و یکی از کم ارزش ترین فیلم های سال بود. آلبوم سال 2003 او "زندگی امریکایی" کمی بهتر بود اما چندان موفق نبود. در همان سال او کتاب  موفق گلهای رز انگلستان را برای کودکان چاپ کرد.

"اعتراف در سالن رقص " را که در سال 2005 منتشر شد را می توان بازگشت او به موسیقی دانست. این آلبوم در صدر بیلبورد قرار داشت و به همراه توری جهانی در سال 2006 بود.یعنی همان سالی  که "می خواهم رازی را به شما بگویم" به بازار آمد !

آلبوم "اعتراف در سالن رقص " در سایت برای دانلود موجود است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 16:18 |
گفتگوی جدید با احسان خواجه‌ اميری خواننده و آهنگساز جوان

احسان خواجه‌اميري خواننده و آهنگساز جوان كشورمان در سن 23 سالگي تجربه‌هاي فراواني دارد. احسان پسر ايرج خواننده است كه او هم يد طولايي در موسيقي سنتي ايراني دارد. در ماه مبارك رمضان بينندگان تلويزيون هرشب با صداي خوب احسان خواجه‌اميري در پايان مجموعه ميوه ممنوعه آشنا هستند؛ موسيقي كه بسيار به دل مي‌‌نشيند و از طرفي تنظيم آن هم بسيار شنيدني است.


با احسان خواجه‌اميري گفتگويي ترتيب داديم همان خواننده‌اي كه مي‌‌خواند:
ميشه خدارو حس كرد، تو لحظه‌هاي ساده
تو اضطراب و عشق و گناه بي‌‌اراده
بي‌‌عشق عمر آدم، بي‌‌اعتقاد مي‌‌ره
هفتاد سال عبادت، يك شب به باد مي‌‌ره

بيوگرافي
متولد هفتم آبان سال 1363 هستم، يك خواهر بزرگ‌تر از خودم دارم و فارغ‌التحصيل رشته كامپيوتر هستم.

خانواده هنرمند
در يك خانواده كاملا هنرمند به دنيا اومدم، پدرم «ايرج» يكي از خوانندگان بنام و محبوب ايران است، مادرم هم از صداي خوبي بهره‌مند است اما هيچ‌وقت قسمت نشده كه بخواند، خواهر بزرگترم هم موسيقيدان است.

علاقه به خوانندگي
طبيعي بود كه با داشتن چنين خانواده هنرمندي به خوانندگي علاقه‌مند شوم. خواندن در خون من است مطمئنا در هيچ كاري نمي‌‌توانستم به اندازه خوانندگي موفق شوم.

شروع كار موسيقي
از شش سالگي با نوازندگي ويولن كارم رو آغاز كردم اما ورودم به دنياي موسيقي در سن سيزده سالگي بود، آواز رو هم نزد پدرم آموزش ديدم.

من و بابام
در هفده سالگي اولين آلبوم را روانه بازار كردم. در آن آلبوم به همراه پدرم آواز خواندم البته هشتاد درصد آن آلبوم كار خودم بود.

موسيقي سنتي
مدتي موسيقي سنتي يا همون ملي و ايروني رو كار كردم. اين سبك موسيقي را خيلي هم دوست دارم و پيشرفت خوبي هم در آن داشتم. پس از گذشت مدتي به اين نتيجه رسيدم كه در اين كار نمي‌‌توانم آن‌چنان كه بايد اثرگذار باشم چرا كه پرونده اين سبك موسيقي را پدرم و آقاي شجريان بسته‌اند و هيچ جايي براي من نگذاشته‌اند. من اگر تمام عمرم تلاش كنم، تازه مي‌‌توانم به پدرم برسم و نمي‌‌توانم از آن بالاتر بروم.

پدرم
من عاشق صداي پدرم هستم. هيچ‌وقت صدايش از ذهنم پاك نمي‌‌شود. او پهلوان آواز ايران است. اصلا كساني كه در آن دهه در موسيقي ايران زحمت مي‌‌كشيدند، بي‌‌نظير و تكرارنشدني بودند.

هرچي آرزوي خوبه...!
فكر مي‌‌كنم پس از خواندن اين ترانه بود كه مردم به طور كامل با چهره ونام من آشنا شدند. اين قطعه از ترانه و آهنگ تاثيرگذاري بهره‌مند بود و شايد به اين خاطر است كه به دل اغلب مردم نشست.

مديونم
براي رسيدن به جايگاه فعلي‌ام خيلي‌ها برايم زحمت كشيدند. در وهله اول پدر و مادرم بودند و بعد دكتر يداللهي و آقاي جعفري. من هيچ وقت لطف اين افراد را فراموش نمي‌‌كنم و خودم را مديون آنها مي‌‌دانم.

لذتبخش‌ترين لحظه زندگي
به نظر من براي خواننده هيچ‌چيز لذتبخش‌تر از آن نيست كه مردم از صدا و كارش خوششان بيايد و هيچ‌چيزي نمي‌‌تواند جاي اين احساس را بگيرد كه يك روز يك ميلياردر به من بگويد با كارت خيلي گريه كردم اما بعدش هم كلي لذت بردم... اين زمان‌ها، مي‌‌تواند لحظه‌هاي خوبي براي انسان و يك خواننده باشد.

مردم
اوايل وقتي مرا تو خيابون مي‌‌ديدند، تعجب مي‌‌كردند... بهم مي‌‌گفتند باورمون نمي‌‌شد اين صدا متعلق به پسر كم‌سن‌وسالي مثل تو باشد.

ترانه
به نظر من ترانه در موفقيت يك اثر نقش اصلي رو بازي مي‌‌كند. من خودم روي اين قضيه خيلي حساس هستم و حاضر نيستم هر ترانه‌اي رو بخونم. فكر مي‌‌كنم ترانه‌اي موفقه كه بتواند لحظه‌اي شنونده رو به فكر واداره... شخصا عاشق ترانه‌هاي دكتر يداللهي هستم. با قلمشان انس گرفتم حتي اگر ترانه‌اي كه مي‌‌خوانم متعلق به ايشان نباشد اما نظرشان را مي‌‌پرسم.

خواهرم
خواهرم يك موسيقيدان تمام‌عيار است و ديكشنري متحرك موسيقي است. او به لحاظ تئوري موسيقي در رده بالايي است تا به حال كارهاي زيادي را تنظيم كرده است مثل آلبوم اميد حجت... ولي خب من و اون نمي‌‌تونيم با هم به طور مشترك كار كنيم. اصلا آدم با نزديكانش نمي‌‌تونه كار حرفه‌اي انجام بدهد. مثلا من و خواهرم تا مي‌‌خواهيم با هم كار كنيم، دعوامون مي‌‌شود! البته بيشتر تقصير خودم هست چون در كل آدم بي‌‌قراري هستم، نمي‌تونم بشينم تنها گوش بدهم. 95 درصد داشته‌هايي رو هم كه به دست آوردم، تجربي بوده است. اين عادت تو زندگي شخصي‌ام هم هست. مثلا اگه يه نشاني رو بخواهم بگردم، از كسي نمي‌‌پرسم. خودم مي‌‌روم و پيدا مي‌‌كنم. حتي اگر ساعت‌ها وقتم رو بگيره...

موفقيت يك اثر
موسيقي مثل حلقه‌هاي زنجيره، اگه حلقه‌ها درست به هم وصل نشود، از هم گسسته مي‌‌شود. براي اين‌كه يك آلبوم خوب از كار درآيد، تمام مراحل موسيقي از ضبط استوديو گرفته تا ناظر ضبط و نوازنده بايد خوب باشند تا اثر به چشم بيايد.

تيتراژ
از تيتراژ خواندن خاطره خوبي دارم. من با خواندن تيتراژ شناخته شدم. به نظرم اگر انتخابت درست باشد حتما موفق خواهي شد. تاكنون هم كارهاي زيادي خواندم كه پيش از ميوه ممنوعه بايد از مجموعه پول كثيف ياد كنم.

ميوه ممنوعه
از خواندن تيتراژ «ميوه ممنوعه» راضي هستم. كار خوبي بود كه خوشبختانه با استقبال مخاطبان هم مواجه شد. خود سريال هم كه خيلي خوب و تماشايي بود. در اين سريال براي اولين بار جلوي دوربين رفتم و نقش خودم را در اين فيلم در چند سكانس كوتاه روبه‌روي نيما رئيسي ايفا كردم. ضمن اين‌كه بايد اشاره كنم دكتر افشين يداللهي شعر زيبايي سرود و من و ميثم روي موسيقي آن كار كرديم، سعي‌مان اين بود كه موسيقي الكترونيك و سازهاي سنتي را با هم تلفيق كنيم، به همين خاطر اثر به گوش بيننده مي‌‌نشيند.ضمن اينكه‌ اين سريال از لحاظ كاري برايم خوش يمن بود.

خاطره اي از ميوه ممنوعه
در آخرين قسمت كنسرتي برگزار شد كه به نظر من خيلي خوب اجرا شد،ضمن اينكه شعري زيبا در موسيقي متن فيلم خوانده شد كه آن را با احساس خوبي خواندم. به من مومن نگو وقتي واسه يه لحظه هم عاشق نبودم

حرف آخر
آخرين آلبوم من به نام سلام آخر، در روز عيد فطر روانه بازار شد، اين آلبوم شامل ده ترانه است.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 14:10 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 0:59 |
بیوگرافی کامل اندی



در روز 21 آوريل يا اول ارديبهشت پسری در مجيديه تهران به دنيا آمد.پسری ارمنی در خانواده اي دوست داشتنی.خانواه ای با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلی او آندرانيك مدديان بود از همان بچگی نبوغ موسيقی در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسيقی رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد. مانند پدر علاقمند به موسيقی بودو براي خودش روياي زيبايی ساخته بود.
بالاخره هم به آرزويش رسيد.
اولين گيتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت.به گفته خودش صداهای عجيب و غريب از آن در می آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقی تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاری كنند. او در آن گروه شروع به گيتارزدن كرد.در بعضی وقتها هم قطعاتی به زبان انگليسی اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتی را در محضر شاه اجرا كرد روزها گذشت و او تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به آمريكا برود.و واردكالج موسيقی شد.رشته ای كه آرزويش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولين جايی كه كارش را شروع كرد تهران لس آنجلس بود.
از فردی كه در زندگی او تآثير زيادی گذاشت و در حقيقت راه را براي او باز كرد ودستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نا مبرد.او استعداد آندرانيك را ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صدای دوم برای او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود.تا حدی كه فقط براي يك وعده غذا پول داشت.ولی هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد.
روزی به او گفتند يك خواننده ای هست كه سبكش به كار تو خيلی می خورد. می توانيد يك گروه موسيقی خوب دو نفره تشكيل دهيد.
او كوروس بودكه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكی از پر طرفدارترين وجنجالی ترين گروه موسيقی دو نفره را تشكيل دادند.اولين آلبومی كه از اين دو به جا مانده خواستگاری بود.با شعری زيبا و قوی از ژاكلين ويگن به نام خواستگاری.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بودكه با استقبالی بي نظير روبه رو شد.
در يكی از كنسرت های آنها دختری بود كه آندرانيك را خيلی دوست داشت و شب كنسرت او را اندی صدا زدكه اين شد ديگر همه او را با نام اندی صدا ميزدند دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهای زيبای ژاكلين آهنگ چی میشد ,تپلی,ما همه ايرانی هستيم به قدری گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايرانی هستيم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندی و كوروس با فردی آشنا شدند كه در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثير فراوانی گذاشت. او عليرضا امير قاسمی بود.و به قول خود اندی: علی گوش سوم من هست.و مانند يك برادرهمراه اندی بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك می كرد.ويدئوی زيبای چی ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سروصدای اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتی برای طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.
عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند.هفته آينده اندی و كوروس برای بچه ها و تمام كسانی كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجانی اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايرانی هستيم سر دادند. بعد از اجرای موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند.بلا.كه جهشی فوق العاده در كار آن دو بود.با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسی اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودی قرار دادند.با آن مدل زيبای آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادی مواجه می شد در اينجا بهتر است داستانی برايتان از حضور اندی و كوروس در بين مردم تعريف كنم.
يكی از طرفداران اين دو دختری حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماری سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتی اندی و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندی و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودی روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكی هست واندی در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگی اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتی دارد ارتباط با هنرمند مورد علا قه بگذريم. بعد از آلبوم بلا اندی و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنری خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومی به نام خداحافظ.
آخرين آلبوم با نام و همكاری اندی&كوروس.در اين آلبوم با شاعری آشنا شدند كه باز هم در زندگی هنری اندی و كوروس و مخصوصآ اندی تآثير به سزايی گذاشت.پاكسما زكی پور.اين شاعر استثنايی و جوان با آن شعرهای زيبا وقوی در محبوبيت اندی صددرصد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوز با اندی همكاری می كند وجزو دوستان صميمی اندی هست.پاكسيما شروع كار هنری خود را با اندی آغازكرد آلبوم خداحافظ با آهنگهای دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,بازهم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيبای آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجرای كنسرتها اندی و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسی پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايی اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتی هم ورد زبانها افتاد.ولي اندی وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلی با هم ندارندو فقط از نظر كاری با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندی و كوروس اين گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد. بعد از جدايی هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوا ن گفت: اندی گوی سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولی اندی تمام زندگيش را روی كار هنری خود گذاشت.بعد از جدايی آنها اندی اولين آلبوم خود را بعد از جدايی از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.
در كنار اندی عليرضا امير قاسمی هم برای او ويدئو های زيبا می ساخت بعد از اين آلبوم اندی آلبوم تنهايی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيمای نازنين ويدئو از كوجی زادوری و امير قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را ياری ميدهند.آهنگ زيبای تنهايی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.دخترها برای كنسرتهای اندی سرو دست می شكوندند.و به قول اندی كه تكه كلام هميشگی اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهای اندی همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.
برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تری ميخواهد هم پول بيشتری.در آلبوم تنهايی اندی يك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی كه مادرش ايران بوده و اندی امريكا مادرش دچارعارضه مغزی ميشود و اندی در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسدو آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهای اندی را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندی هفته ای 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است . بعداز آلبوم تنهايی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيمای نازنين و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندی يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.
و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمدروی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندي مجبور شد درسالن زيبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند.
وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجی زادوری,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندی را تبريك گفتند.كوجی و امير قاسمی ويدئو های اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوی سر سپرده در اين بين بايد گويم اندی گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادی بازی كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسيد.جاده ابريشم.آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی.اندی خود راجع به اين آلبوم حرفهای زيادی زده.آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبی.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترين شرايط روحی او اجرا شد.
دوست او برای بار دوم او را رها كرد و اندی در بدترين شرايط روحی اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودی پرنسس و سرباز در قسمتی از فيلم گذاشته شد.اندی خودش اين آهنگ را به دوست تقديم كرد.
آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگليسی اين آلبوم را شينی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت.اندی يك آهنگ ارمنی هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه های منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال برای اندی نوار فرستاده بودند كه اندی زودتر آلبوم بعدی را به بازار بدهد.اندی در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چی خوبه ما با هميم .آهنگی برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد .

اندی برای سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندی آغاز كرد.اندی با مهارت خاصی به زبان انگليسی موسيقی ايران را به امريكاييها معرفی كرد به طوری كه فوق الا ده اندی رو دوست دارند.اندی تبديل به يك خواننده بين المللی شد.

آلبوم آخر اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرارگرفت.
.اندي در اين آلبوم نشان دادهنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كردكه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندي اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.

او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگری با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظير مردم روبه رو شد. اندي هميشه براي جوانها نصيحتی داشته:دوری از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اونی كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 15:29 |
نام کامل : آرش لباف
سن : 28
محل تولد : تهران
محل زندگی : مالمو ، سوئد
اعضای خوانواده : پدر ، مادر و دو برادر
شغل : خواننده ، تهیه کننده ، آهنگساز
علاقه مندی : بسکتبال ، اسکیت ، جمع آوری کلاه (به خصوص لبه دار)
ده سال اول زندگیش را در تهران سپری کرد و بعد از آن به اروپا رفت.
در اواخر دهه 80 به همراه خانواده به سوئد مهاجرت کرد.در ابتدا به شهر آپسالا و بعد از 5 سال به مالمو '' شهری که هنوز در آنجا اقامت دارد'' ، رفتند.
علاقه وصف ناپذیری به موسیقی دارد به طوری که خودش در این مورد می گوید :
'' زندگی من موسیقی است و موسیقی زندگی من است.''
در سال 2004 با انتشار اولین آلبومش ''برو برو '' به عنوان یکی از بهترین خوانندگان سوئد شناخته شد

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:12 |
از ?? دي ???? و خاموشي آوازخوان پرآوازه ايرانيان، هايده، هفده سال گذشت اما ترانه‌هاي او چنان در ميان مردم است که کمتر کسي گذشت اين ساليان از درگذشت نابهنگام او را باور دارد.
حجم توليد ترانه‌ها چه در داخل و چه در برون مرز، شگفت آور شده و امکانات اجرا و ضبط نيز هر روز پيشرفته از روز قبل، ولي عمر ترانه ها، اغلب از چند هفته و چند ماه فراتر نمي رود. گويي ديگر در عرصه موسيقي ما، نه آهنگ، نه شعر، نه تنظيم و نه صداهاي خوش و پرتوان، بلکه ويدئوهاي پرزرق و برق و تبليغات تلويزيوني هستند که ملاک ارزشمند بودن و عامل ترويج يک ترانه در ميان مردم مي شوند. ولي آنچه هايده و شمار اندکي از خوانندگان همنسل او در عرصه موسيقي مردمي ما از خود به يادگار گذاشته‌اند و همچنان در ميان ايرانيان، دوستداران بيشمار دارد، از موقتي بودن شرايط فعلي نويد مي دهد.
* *
هايده در ?? فروردين ???? در تهران متولد شد. جاذبه صداي دلکش او را به دنياي موسيقي کشاند و اجراي ترانه اي از همين خواننده در يک مهماني که علي تجويدي (آهنگساز برنامه «گلها» در راديو تهران) در آن حضور داشت، موجب کشف صداي منحصربفرد او توسط تجويدي شد. هايده نزد تجويدي آموزش ديد و چندي هم با فرهنگ شريف، احمد عبادي و فريدون ناصري در زمينه آواز ايراني و سرايش کار کرد.
آزاده و کشف هايده
هايده در سال ????/???? نخستين ترانه خود را همراه با ارکستر بزرگ گلها در راديو تهران اجرا کرد. اثري به نام «آزاده» که علي تجويدي روي آخرين سرودهء رهي معيري آفريده بود و معتقد بود هيچ خواننده ديگري جز هايده توان اجراي آنرا ندارد. اجراي اين کار، صداي هايده را به ايرانيان شناساند.
ترک برنامه گلها
هايده پس از اجراي چند اثر ديگر از ساخته‌هاي علي تجويدي و همايون خرم در برنامه گلها، از اوايل دهه ???? به اجراي ترانه‌هاي پاپ از ساخته‌هاي طيف ديگري از ترانه‌سازان همچون فريدون خشنود، جهانبخش پازوکي، انوشيروان روحاني و محمد حيدري روي آورد. کيفيت بخشي از ترانه‌هاي او در اين دوره سخت نزول کرد. اشعاري غيرقابل مقايسه با کارهاي سنگين پيشين، تنظيم‌هايي سطح پايين و گهگاه با حال و هواي موسيقي عربي.

اين روند نه‌تنها در کارهاي هايده، بلکه در بسياري از ترانه هاي پاپ خوانندگان مطرح موسيقي ايراني در آن دوره که به موسيقي پاپ روي آورده بودند مانند حميرا، مهستي و اکبر گلپايگاني هم شنيده مي‌شود. گويي اساساً فضا، ارائه چنين کارهايي را طلب مي‌کرده است. جالب اينجاست که هايده در گفتگويي که چند ماه پيش از درگذشت نابهنگامش با شهرام ميريان در بخش فارسي دويچه وله انجام داد اظهار داشت که کارهايش در برنامه گلها را به همه کارهاي بعدي‌اش ترجيح مي‌دهد.
به هر رو هايده تا پايان دوره اقامت در ايران، عليرغم دسترسي به امکانات و تعداد زيادي از تکنوازان و تصنيف سازان نامدار، به برنامه گلها بازنگشت و فعاليت هاي جدي او در زمينه موسيقي ايراني، بيشتر به اجراهاي مشترکي با اکبر گلپايگاني محدود شد. اجراهايي که با عنوان «بزم» اغلب از تلويزيون ملي ايران در واپسين سالهاي پيش از انقلاب به نمايش درآمد.
يکي از هفته‌نامه هاي هنري تهران در آن زمان، نگاهي شيطنت آميز به اين تغيير رويه ناگهاني در خوانندگي هايده داشت: «يه ابرو بالا، يه ابرو پايين، گاهي هم يه چشمک قاطيش! اينا ژست هاي هايده در زمان اجراي آخرين کارش بود. خيلي ها معتقدن هايده بايد همون سبک کار سابقشو که اجراي ترانه هاي اصيله ادامه بده... »
لطف الله مجد، «تکنواز نامدار تار نيز در همان دوران در يکي از نشريات گفته بود: در ميان خوانندگان جديد، تنها صداي هايده را مي پسندم اما اين خانم بايد بداند که بيشتر بايد در زمينه موسيقي اصيل ايراني کار کند. »

فعاليت در موسيقي پاپ
به هر رو گرچه هايده ديگر به خوانندگي به سبک برنامه گلها، علاقه چنداني نشان نداد، ولي به مرور، ترانه هاي پاپ او نيز به فرم تازه و قابل قبول‌تري دست پيدا کردند. ترانه هايي چون «تنها با گلها»، «بزن تار»، «سوغاتي» و «گل سنگ» از همين دوره فعاليت او به يادگار مانده اند.
انقلاب و ترک ايران
هايده درشهريور ???? چندين ماه پيش از پيروزي انقلابي که موسيقي و به ويژه آوازخواني زنان را دچار ممنوعيت و محدوديت هاي بسيار ساخت ايران را به مقصد انگلستان ترک کرد. او تا پايان عمر از اين رويداد به عنوان تلخ ترين خاطره زندگي خود ياد مي کرد.
هايده در دوران اقامت در ايران با دربار پهلوي پيوندي نزديک داشت و برنامه هاي متعددي را در مجالس حکومتي اجرا کرد. در سال ???? دادگاه انقلاب در تهران حکم احضار او را همراه با شماري ديگري از خوانندگان و بازيگران سينما همچون گوگوش، حميرا و فريدون فرخزاد صادر کرد. اين حکم در همان دوران در روزنامه کيهان در تهران به چاپ رسيد.
پس از انقلاب، هايده حدود سه سال را در کنار سه فرزندش، کيوان، کامران و نوشين، در لندن سپري کرد و برنامه‌هاي پراکنده اي را همراه با نوازندگان ايراني در اين شهر اجرا کرد. «مي‌زنم فرياد» از نخستين ترانه هاي او در غربت است که همواره در برنامه هايش مورد تقاضاي ايرانيان گريخته از انقلاب و جنگ بود؛ شعري از کريم فکور و آهنگي از انوشيروان روحاني. تاثيرگذارترين اجراي اين ترانه ظاهراً در سال ???? در کنسرتي در تالار شهرداري کينزينگتون در لندن صورت گرفت که پرويز قريب افشار مجري آن بود و هايده، عارف و فرامرز اصلاني خوانندگان آن.


ادامه فعاليت هاي جدي در لوس آنجلس
با متمرکز شدن جامعه ايراني و به ويژه خوانندگان و نوازندگان ايراني در جنوب کاليفرنيا هايده نيز در سال ????/???? لندن را به قصد لوس‌آنجلس ترک کرد. يکي از نخستين برنامه هاي رسمي او در اين شهر، کنسرتي در دانشگاه کاليفرنيا در لوس آنجلس (يو.سي.ال.اي) بود همراه با گروهي از سازهاي ايراني به سرپرستي منوچهر صادقي (سنتورنواز بنام ايراني). گرچه بسياري از نوازندگان صاحب نام ايراني مقيم کاليفرنيا در گروه حضور پيدا کرده بودند ولي در هم نوايي آنان با يکديگر هماهنگي چنداني در اين برنامه شنيده نمي شد.


فعاليت در لوس آنجلس طي مدتي کوتاه و البته با ياري جستن از ترانه سرايان، ترانه سازان و تنظيم کنندگاني خوش ذوق به يکي از موفق ترين دوران در فعاليت هاي هنري هايده بدل شد. آغاز جنگ ايران و عراق، گريز بي سابقه ايرانيان از کشور و اجراهاي پرتوان و تاثير گذار هايده از ساخته هاي هنرمنداني چون فريد زولاند، صادق نجوکي، آندرانيک، محمد حيدري و انوشيروان روحاني روي سروده هاي اردلان سرفراز، بيژن سمندر، ليلا کسري (هديه) و برخي ديگر، که در بسياري از آنها خشم و اندوه ترک ايران موج مي زد. ترانه هايي چون «زهر جدايي»، «بهار بهار باز اومده دوباره» و «روزاي روشن خداحافظ».
افزون بر اين ترانه ها که به تعبير محمود خوشنام «تسکيني در خور براي مهاجران و تبعيديان دلشکسته بود»، هايده با خواندن ترانه هايي شاد و خوش ساخت مانند «راوي»، «نرگس شيراز»، «سياه چشمون» و «شب عشق» در بين جوانان ايراني نيز طرفداران بسياري پيدا کرد.



کنسرت هاي بزرگ
همين دوران بود که هايده براي اجراي کنسرتي در آلبرت هال لندن همراه با ارکستر بزرگ به رهبري فرنوش بهزاد راهي انگلستان شد. اين کنسرت در که نوروز ???? برگزار شد يکي از نخستين کنسرت هاي بزرگ و آبرومندانه ايراني در سالهاي پس از انقلاب به شمار مي رود. ستار و مرتضي نيز در اين کنسرت بخش هايي را اجرا کردند. هايده در آن دوران همچنان در روياي بازگشت زودهنگام خود به ايران بود.
هايده براي کنسرت بيستمين سال خوانندگي اش، در تابستان ???? نيز در آلبرت هال لندن کنسرتي اجرا کرد. برنامه اي که حسين رحماني مجري آن بود و هيجانات ايرانيان از ايران گسسته همچنان در آن موج مي زد.



هايده در جام جم
فعاليت هاي هايده در لوس آنجلس بيشتر در تلويزيون جام جم که در سال ???? به کوشش منوچهر بي‌بيان و شماري ديگر از نويسندگان و هنرمندان مهاجر ايراني بنيان نهاده شده بود متمرکز شد. بيش از چهل ويدئو در اين تلويزيون از هايده ضبط شد که همچون ديگر آثار ضبط شده در آن دوران در لوس آنجلس به صورت نوارهاي ويدئويي غيرقانوني در ايران پخش ميشد. بسياري از ويدئوهاي مربوط به هايده در سال ???? با کيفيتي نه چندان مناسب به وسيله يکي از کمپاني‌هاي ايراني در لوس آنجلس به صورت دي.وي.دي منتشر شد.



بيماري و درگذشت
هايده از نوجواني به بيماري ديابت دچار بود که در سالهاي بعد، فشار خون و ناراحتي قلبي نيز به آن اضافه شد. بي اعتنايي او به سلامت جسمي‌اش، افراط در الکل و فشاري که شيوه آوازخواني او به قلبش وارد مي ساخت مرگش را به جلو انداخت.
هايده در آخرين شب زندگي خود، در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسيسکو برنامه داشت. در آن شب، عليرغم وضعيت نه‌چندان مناسب جسمي، همراه با نوازندگاني چون پرويز رحمان‌پناه، عبدي يميني و سيامک پويان، يکي از به‌يادماندني ترين برنامه‌هاي خود را به اجرا درآورد.



هايده در آخرين شب زندگي اش؛ باشگاه کازابلانکا، شمال کاليفرنيا
هفده سال از اجراي آخرين برنامه هايده سپري شده ولي هنوز ويدئوي آن منتشر نشده است. خسرو مترجمي، دانشجوي 22 سالهء آن روزها و کارشناس فن‌آوري اطلاعات امروز در آمريکا با يک دوربين کوچک از اين برنامه فيلم‌برداري کرد.
هايده ساعاتي پس از اجراي آخرين کنسرت خود در باشگاه کازابلانکا، در ?? دي ???? برابر با ?? ژانويه ???? بر اثر سکته قلبي در سن ?? سالگي درگذشت.
مراسم خاکسپاري و يادبود او با حضور هزاران نفر از ايرانيان مقيم آمريکا در گورستان وست‌وود در لوس‌آنجلس برگزار شد و در تهران نيز عليرغم محدوديت‌هاي بسيار، گروهي از مردم در مسجدالجواد ياد او گرامي داشتند.





به ياد هايده
پس از هايده، شماري از خوانندگان و نوازندگان ايراني در برون مرز، در سوگش خواندند و نواختند. خواهرش، مهستي در نوروز سالهاي ????، ?? و ?? به ياد ترانه هاي اجرا کرد. حسن شماعي زاده بر روي سروده هاي همايون هوشيارنژاد اثري آفريد که هيچگاه منتشر نشد. انوشيروان روحاني در نوروز ???? در تلويزيون طنين، ترانه سراب را که در دهه ???? براي هايده آفريده بود با پيانو نواخت. هوشمند عقيلي نيز اين ترانه را در آلبومي بازخواني کرد. پرويز رحمان پناه، تارنواز خوش ذوقي که در دوران فعاليت هايده در غربت با او تار مي نواخت، ترانه «سال» را با حال و هوايي متفاوت براي تار و سازهاي الکترونيکي تنظيم کرد و در نهايت شهلا سرشار در سال ???? ترانه اي به نام «به ياد هايده» اجرا کرد.
هايده در ايرانيکا
پروفسور اريک نخجواني درباره صداي هايده در دانشنامه ايرانيکا (Encyclopedia Iranica) مي نويسد: «تلفيق قدرت حنجره و مهارت در تکنيک هاي آوازي، به صداي کنترآلتوي او جنس و طنيني نادر براي اجراي آواز داده بود. از آن گذشته، حس قوي او در زمان بندي موسيقايي، داشتن ريتم روان در اجرا و بيان شاعرانه و موثر موسيقايي، به او اين امکان را داد تا هر ترانه اي را که مي خواند به شکلي تاثيرگذار اجرا کند...»
نشر آثار هايده
حاصل فعاليت ?? ساله هايده در عرصه موسيقي ايران، حدود يکصد و پنجاه قطعه ترانه و آواز است که تقريباً همه آنها در سالهاي گذشته به صورت سي.دي توسط شرکت ترانه، کلتکس، پارس ويدئو و ام.زي.ام در آمريکا منتشر شده اند. با اينحال همچنان تعدادي از ترانه‌ها و ويدئوهاي او در گوشه آرشيوهاي تلويزيوني و کمپاني‌هاي نشر موسيقي ايراني از نظر دور مانده‌اند. دوستان، همکاران و فرزاندان او تا کنون هيچيک به طور جدي براي گردآوري و نشر اين آثار اقدام موثري انجام نداده‌اند و حتا تارنمايي به طور غيرقانوني در شبکه اينترنت، خود را «وب سايت رسمي هايده» مي خواند که نه ارتباطي با صاحبان آثار او دارد و نه پيوندي با بازماندگان او. نهادي با نام «بنياد يادبود هايده» نيز سالها پيش دو سي.دي به نام‌هاي «ناشنيده ها» و «بلبلي که خاموش شد» از آوازخواني هاي منتشر نشدهء هايده در محافل خصوصي منتشر ساخت ولي اين بنياد نيز پس از مدت کوتاهي ناپديد شد.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:9 |
نام : قاسم افشار
سال تولد : 1344
محل تولد : تهران
بيو گرافي :
قاسم افشار ، با اولين ترانه اش ''وقف پرنده ها'' به شهرت رسيد . او از آن هنگام به بعد مسير رو به جلويي را در عرصه موسيقي پاپ ايران طي کرده است . افشار يک هنرمند وسواسي است و کارهايش را به دقت انتخاب مي کند . او در عين حال که به موفقيت چشمگيري در عرصه موسيقي پاپ رسيده ، اما فوق العاده بي ادعا و فروتن است .
آلبوم ها :
فصل آشنايي ( کار مشترک )
نازنين ( کار مشترک )
خواب گريه ها
کوير ( کار مشترک )
راي خاطر تو
قرمزته
+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 1:16 |
'' اين روزها به خاطر عشق کسی خواننده نمی شه ''
سیاوش قميشی از کجا می آيد ؟
متولد اهواز، خرداد 1324
... يکسالم بود که به تهران آمدم ... و سيزده چهارده سال داشتم که به لندن رفتم، پدرم تاجر بود و مخالف بود که من وارد کار موسيقی شوم، ولی مادرم با طبع شاعرانه ای که داشت با من و کار موسيقی من موافق بود ... دو برادر و يک خواهر که همه از من بزرگتر هستند.
وقتی از انگليس به ايران بازگشتی به چه صورت فعاليت هنريت را ادامه دادی؟
با گروهی که درست کرده بوديم بر روی صحنه های مختلف می رفتيم ولی کارهای غير فارسی اجرا می کرديم. يک گروه هم داشتيم به نام ربيلز که من در آنجا کی بورد می زدم و آهنگ های آرام تر را اجرا می کردم و شهرام شب پره هم جاز می زد و آهنگ های تند را اجرا می کرد ... زندگی خيلی ساده تر بود.
سياوش به شصت سالگی چطور نگاه می کند؟
خيلی قشنگه ... آن مشکلاتی که در 35 سالگی داری ديگر وجود ندارند ... مسائل را زودتر و راحت تر درک می کنی ... نه اينکه فکر کنی به هر آنچه خواستم رسيدم ... نه چون من کار خوانندگی را در سن 49 سالگی شروع کردم و هنوز کار دارم ولی زندگی در اين سن راحت تر است.
اگر سياوش خواننده نمی شد چه کار ديگری را دوست داشت که انجام بدهد؟
نقاش يا نويسنده ... با قلمو و رنگ می تونی اثری را خلق کنی که فرد ديگری با نگاه به آن تو را تحسين کند ... افکار قشنگی هم در ذهنم دارم که دوست دارم بنويسمشان اما وقت نيست ... !
سياوش که ما امروز بر روی صحنه می بينيم با آن سياوش آرامی که بايد ازش خواهش می کرديم که آهنگی را برای ما بنوازد بسيار فرق کرده است، حالا با حرکات متفاوت و مختص خودش دو سه ساعت بر روی صحنه تحرک دارد، دليل اين تحول در حرکاتت چی بود؟
موزيک تنها دليلش بود. من دوازده سال با استيو مک کرام کار می کردم ولی حس کردم که استيو با سرعت من پيش نمی ره، برای همين همکاريم را با اروين شروع کردم، بهش گفتم که من می خواهم موسيقی ترنس را با کلام فارسی اجرا کنم.
ريتمهای جديد و موسيقی جديد منو تکان می ده، در واقع همراه ريتم بدنم هم حرکت می کند.
آدم عصبی هستی ؟
عصبی هستم اما برای خودم. با اطرافيانم آرام هستم.
صحبت های اطرافيان در موردت برايت اهميت دارد؟
به هيچ وجه.
در جامعه هنری دوستی داری؟
دوست دارم ولی رفيق ندارم، می دونی معاشرتی با کسی ندارم.
اگر خواننده ای آهنگ تو را بدون آنکه نامی از تو ببرد اجرا کند ناراحت می شوی؟
ناراحت نمی شم که چرا اسم من را نبرده چون به اندازه کافی برای خودم اسم دست و پا کردم ولی آزارم می دهد که چرا با يک آدم غير حرفه ای کار کردم.
باترانه سرايانی به تازگی کار می کنی که نامشان برای ما زياد آشنا نيست، دليل اين مسأله چيست؟
فکر می کنم که ترانه سرا های ما به روز ترانه نمی گن ... با جوانها کار می کنم چون جوانها بايد تشويق بشوند و اونها حرف هم را بهتر می فهمند.
ازدواج ؟
پنج بار ازدواج کردم ... يک پسر دارم به نام عليرضا که در شيراز زندگی می کند که با هم در تماس نيستيم چون زندگيش مورد تأييد من نيست.
شايعه هست که پسرت خواننده است ؟
منم شنيدم ... ولی گوشه و کنار می خونه ... نه به صورت حرفه ای ... ، نظر من اينست که انسانهايی بايد بچه به دنيا بياورند که مطمئن باشند که می توانند مسئوليتش را از هر جهت برای مدت طولانی تقبل کنند.
زن در زندگی تو چه نقشی دارد ؟
بسيار زياد ... همه جور زن ... همسر آدم ... همکار زن ... دوست ... حتی مادر ...
الان زنی در زندگی تو هست ؟
بله! به نام نازنين مرعشی که 4 سال است با هم هستيم و بسيار هم از زندگيم راضی هستم.
فاصله بين آلبوم خواب بارونی تا آلبوم بعدی تو خيلی زياد بود، دليلش چی بود؟
سال 1981 آن آلبوم در آمريکا همراه با دوستم جمال نادر تهيه شد، من قصد نداشتم بخونم، می خواستيم حوصلمون سر نره ... ولی بعد با اصرار مسعود فردمنش که خيلی شعرهاشو دوست دارم آلبوم حکايت را چند سال بعد بيرون دادم.
خوانندگی تا کی ؟
نمی دونم.
لذت در زندگی چيه ؟
وقتی شعری که دوست دارم به دستم می رسه و ملودی قشنگی را روش می ذارم و کار خوب داره می شه لذت می برم.
خواننده و موسيقی مورد علاقه ات ؟
جرج مايکل ، چون همه کارهاشو خودش می کند. به تازگی هم به موسيقی عربی علاقمند شدم و به نظرم خيلی خوب کار می کنند. موسيقی ترنس هم که هميشه مورد علاقه ام بوده.
فاصله سنی بين تو و همسرت مشکلی را برای تو به وجود نمی آره ؟
نه. به هيچ وجه، مثل ارتباطم با جوانهای ديگر است ...
سياوش چه خصيصه ای دارد که هرکسی بهش نزديک می شه عاشقش می شه ؟
صداقتم يا روحياتم ...
موسيقی امروز ما رنگی هست يا سياه و سفيد ؟
رنگی که نيست هنوز سياه و سفيد هم نيست، مثل فيلم های قديمی قهوه ای است. اين روزها به خاطر عشق کسی خواننده نمی شه و بی رويه تعداد آنها زياد می شه ... اصل کار از بين رفته.
موسيقی داخل کشور چی ؟
دقيقا همين طور، مثل اينجا شروع خوبی داشت ولی الان حرف های نامربوط با موسيقی های ناخوشايند زياد شده.
مشابه سياوش و ابی و داريوش در داخل کشور زياد شده، اين موضوع تو را اذيت نمی کنه ؟
نه ... ولی به نابرابری ها اعتراض می کنم ، البته نه به صورت گسترده بلکه خيلی دوستانه. که شبيه سياوش در ايران اجازه فعاليت دارد ولی وقتی يغما گلرويی کتاب شعرش را به من تقديم می کند جلوی چاپ آن گرفته می شود.
دوست داری آهنگساز بشناسنت يا خواننده ؟
بعنوان سياوش قميشی که موزيسين 45 سال هست که فعاليت می کند و سعی می کند سطح موسيقی را بالا ببرد.
شايعه اينکه ديگر تصميم نداری آلبومی برای خواننده ديگری بسازی درسته ؟
من برای آلبوم ستاره های سربی ابی به جز ساختن ملودی کار تهيه کنندگی را هم انجام دادم ، يعنی اکثر مطالب زير نظر من انجام می شد اينکه تنظيم آهنگی را چه کسی انجام بده يا اينکه ترتيب آهنگها چطور باشه ... ولی برای شب نيلوفری من فقط ملودی را ساختم چون با اختلاف نظرهای زيادی روبرو شديم. من در هيچ موضوع ديگری دخالت نکردم.
چه شرايطی بايد باشد که به کسی آهنگی را بدی ؟
بايد صدايش را دوست داشته باشم و با اخلاقش مشکلی نداشته باشم چون کار يک روز و دو روز نيست. البته الان با خواننده ای آشنا شدم به نام فيروزه که دارم برايش سی دی کاملی تهيه می کنم و حتی شعرهای خودم را هم با او تقسيم کردم و کارم را دارم با وسواس زيادی انجام می دهم و به کارش اطمينان دارم و مطمئنم که نتيجه خوبی خواهد داشت.
برای چی دلتنگی می کنی ؟
شمال، سياه بيشه، رامسر، شاه عبدالعظيم، اهواز، آبادان ...
چه آرزويی داری ؟
ياد گرفتم که توقعم از زندگی کم باشه. الان همه چيز خوبه و خوشبختم.
سخن آخر ؟
هميشه برقرار و سالم و سرحال و اميدوار باشيد و بگذاريد که غم نااميدتون نکند، زندگی در حال تغيير است پس هميشه اميد هست.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 1:7 |
محمداصفهاني به روزچهاردهم تير 1345 در تهران متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در بهترين مدارس تهران بپايان رساند سپس باشركت در كنكور سراسري و اخذ رتبه 178 به دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران راه يافت و در سال 1376 فارغ التحصيل گرديد وي همزمان با تحصيل علم به كسب هـنر نيز اهتمام ورزيد .
محمد اصفهاني موسيقي ايـرانـي را با بهره مندي از مكتب محمدرضا شجـريان و شاگرد مبرزش علي جهانـــدار آموخت . سپس از اساتيــدي چون : همايون خـرم ، فريدون شهبازيان و بابك بيـات در زمينه تصنيف خوانـي و ترانـه و زيبايـي شناسي در الحـان موسيـقي ملي ايران بهره برد . او همواره از مربيان ارجمندش در زمينه موسيقي خصوصا فريدون شهبازيان با تواضع و مهر ، ياد مي كند .


+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 0:57 |
زندگی نامه

علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی  ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.

افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول  همین منش های اخلاقی بود.

شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

وی در همین سالها نزدبزرگانی  نظیر استاد کسایی  و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری  هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .

  منبع : وبلاگ علیرضا افتخاری

                                                   آثار استاد علیرضا افتخاری


آتش دل
آهنگساز : استاد عبدالحسین برازنده
 


دریغا
آهنگساز : محمد موسوی

 


راز و نیاز
آهنگساز سرپرست : حسین علیزاده

 


مهرورزان
آهنگساز : محمد علی کیانی نژاد

 


مقام صبر
آهنگساز : پرویز مشکاتیان

 


راز گل
آهنگساز : محمد آذری

 


کاروان
آهنگساز : استاد عبدالحسین برازنده

 


سرمستان
آهنگسازان : جلال ذوالفنون و هابیل علی اف

 


سرو سیمین
آهنگساز: محمد علی کیانی نژاد

 


غریبستان
آهنگساز : جلیل عندلیبی


مهمان تو
آهنگساز : جمشید عندلیبی

 


زیباترین
آهنگساز سرپرست : محمد جواد ضرابیان

 


یاد استاد
آهنگساز: استاد علی تجویدی

 


ناز نگاه
آهنگساز : محمد جواد ضرابیان

 



شور عشق
آهنگساز: فریدون شهبازیان

 


افسانه
آهنگساز: علی جعفریان

 

 
تازه به تازه
آهنگساز: محمدجلیل عندلیبی

 


امان از جدایی
آهنگساز: محمد جلیل عندلیبی

 


همتای آفتاب
آهنگساز : عماد رام

 


گل هزار بهار
آهنگساز : کامبیز روشن روان


نیلوفرانه 1
آهنگساز : عباس خوشدل

 


هنگامه
آهنگساز : حسن میرزا خانی

 


نیلو فرانه 2
آهنگساز : عباس خوشدل

 


خداحافظ
آهنگساز: محمد جلیل عندلیبی

 


مستانه
آهنگساز : جلال ذوالفنون

 


پاییز
آهنگساز : مهرداد پازوکی

 


عطر سوسن
آهنگساز : محمد جواد ضرابیان

 


شبان عاشق
آهنگساز: عباس خوشدل
 



صدایم کن
آهنگساز: عباس خوشدل

 


شب عاشقان
آهنگساز : جلال ذوالفنون


گل میخک
آهنگساز : جواد لشکری

 


32- خوش آمدی
آهنگساز : جواد لشکری

 


33- خنده بارون
آهنگساز : مهرداد پازوکی

 

 
34- همسایه
آهنگساز : عطا جنگوک

 


ماه پنهان (آلبوم گروهی)
آهنگساز : فریدون خشنود

 

 
35- نسیما
آهنگساز: فضل الله توکل

 


36- عشق گمشده
آهنگساز : جواد لشکری

 


37- قصه شمع
آهنگسازان: (کار مشترک)

 


38- شکوه عشق
آهنگساز : فریدون خشنود

 


39- بابا طاهر
آهنگساز : جمشید عندلیبی


40- غم زمانه
آهنگساز : فضل الله توکل

 


41- کنسرت لندن
آهنگساز : محمد جلیل عندلیبی

 


42-  بردی از یادم
آهنگسازان: حبیب الله بدیعی - مهدی خالدی -  اسدالله ملک

 


43-  خاطرات جوانی
آهنگساز : فضل الله توکل

 


44- به دنبال دل
آهنگساز : استاد علی تجویدی

 


45- صیاد
آهنگساز : اکبر محسنی – محمدرضا چراغعلی

 

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 0:52 |

بنیامین که این روزها جزو محبوب ترین های موسیقی پاپ ایران است در مصاحبه ای مفصل شرکت کرده است که مفصل ارین مصاحبه ای است که تا به حال از او شده است

   برای خواندن ادامه مطالب  کلیک کنید

 
+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 13:46 |

بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - مهستی

مهستی که نام اصلی اش «خديجه (افتخار) دده بالا» است، در سال ۱۳۲۵ متولد شد. او که خواهر ديگر خواننده محبوب ايرانی هايده است، توسط پرويز ياحقی، آهنگساز پر آوازه ايرانی، کشف ومعرفی شد.

مهستی کار خوانندگی را از برنامه گل های رنگارنگ و با آهنگ « آخه دلم را برده خدايا» که ساخته پرويز ياحقی بود، شروع کرد.

در آغاز، مهستی با مشکلات زيادی از طرف خانواده اش برای شروع کارخوانندگی مواجه شد، با توجه به فشار خانواده مهستی تصميم گرفت که با تصوير جديدی از زن خواننده ايرانی پا به عرصه بگذارد. مهستی همواره خود را خواننده ای معرفی می کرد که به ارزش های خانوادگی احترام می گذارد.

مهستی همزمان با انقلاب در ایران به بريتانيا و سپس به آمريکا مهاجرت کرد.

در سال ۲۰۰۵ ميلادی، به خاطر« يک عمر فعاليت هنری» از مهستی در مجلس باشکوهی در لس آنجلس تقدير به عمل آمد.

در مارس ۲۰۰۷ مهستی اعلام کرد که دچار سرطان روده شده و از آن پس تلاش کرد تا جامعه ايرانی مقيم آمريکا را بيشتر با بيماری سرطان و نقش تمرين های فيزيکی در درمان اين بيماری آشنا کند.

وی سرانجام در 4 تیرماه 1386 در سن شصت و یک سالگی در لس آنجلس در گذشت.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 17:41 |
گوگوشگوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم ، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي ، مارتيك ، هاتف ، نوش آفرين ، شهرزاد سپاهانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همهء اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت ، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.

فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند. در سن دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن 24 سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني ازپدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مردكليمي ازدواج كرده بود دارد. درهمسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردندكه او را ازكودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه اوكار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابرآتشين دركار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت وتا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان دادكه چگونه مي تواندكارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليدكند وكم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت.گوگوش در سن 8 سالگي كارخوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه دركاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويزمقصدي بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص ، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش بوجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنرايراني و هنرمندي بودكه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است كه اكثرآنها شايد بهترين آثارخود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي ، جهانبخش پازوكي ، حسن شمائي زاده ، شهريارقنبري و ايرج جنتي عطائي هريك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات ازايران خارج نشد و حتي يكبار نيزكه براي ديدن فرزندش كامبيزقرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال 1379 بعد از22 سال سكوت ، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش وگيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق ، پل ، باور كن ، كوير ، پيش كش ، فاصله ، غريب آشنا ، خوابم يا بيدارم و.... اشاره نمود

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 11:59 |

ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.

او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه

به نامsun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز

جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد . اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش" از ساخته هاي

" استاد حسين واثقي "برايفيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد

 که توجه بسياري را به خود جلب کرد.

ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر

 صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار

نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکل گيري

 ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.

دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ

 "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد. اما سومين آهنگي

 که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودشباعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب" بود با "شعر

 "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد"

 به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي وهمچنين اجراي عالي خواننده

 بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.

ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع به همکاري در گروهي کرد

 که در آنروزگار يکي از بهترين گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او مدتي با گروه Black cats

همکاري کرد و شبهايبسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما

 پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد .

واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه

 اجرا کرد.که اين ترانه ها در سالهاي بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد . اين آلبومها

به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او در اين چهار آلبوم

 آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران را اجرا کرد .

ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق

 هنر کارگردانان، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.

از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ،

 کندو ،ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ،

 بر فراز آسمانها و بوي گندماشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود

و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .

"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل

شکل گرفتن انقلابدر ايران در آمريکا ماندگار شد .

ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در

 بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و

آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم

منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتنداز : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ،

 معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نيلوفري .

" ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهاي آغازين خود و در طول

 سالهاي غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و

هميشه ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و

 به سمع دوستداران صدايش رسانده است . ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ،

 روستايي ، هم غصه، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ،

 نون و پنير و سبزي ، اتل متل ،معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها و

چندين و چند ترانه ديگر از اين دست.

 او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و

خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار

 خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش

 توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .

ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور

 در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و

همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي

 نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند . ازجمله سالنهاي نامداري که

 ابي در آنان برنامه اجرا کرده مي توان به اين سالنها اشاره کرد :

يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ،

گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني

سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين

(سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي(سالن بين المللي دبي) ،

 اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ...

"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و

بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او

 در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در

ترانه نوين ايران مي باشد .

از جمله بزرگاني که "ابي"با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون :

 ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ،

زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني چون زنده ياد واروژان ،

بابک بيات ، فريد زلاند ،سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد .

"ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و

هوش مردم ايران درطول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که

 بر دوش دارد و با تلاش و پشتکار زياد وبا خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران

 جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان

 را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين

روستاهاي ايران نيز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج

 موفقيت و محبوبيت يک هنرمند است.

ابی

با اميد به روزي که اين هنرمند ارزنده را در وطن عزيزمان ايران و در ميان دوستدارانش ببينيم.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 11:52 |

کامران بعد از آغاز کردن دوره دبيرستان در مونترال کانادا علاقه شديد و قابل توجهی توجهي به موزيك در بين خانواده و دوستانش پيدا كرد . او در سنين جواني به يك گروه پيوست . او خواندن را در در كلوب هاي مختلف در هر هفته شروع كرد ، اگر چه او در اين راه بسيار جوان بود . تحصيل در مدرسه براي او قسمت بزرگي از زندگي بود ، رشته تحصيلي او به مدت سه سال تكنسين خلباني بود . بعد از مهاجرت به ونكور ، كامران به رامين زماني پيوست ، كه رامين آگاه بود نسبت به موسيقي البته نه تنها در مونترال بلكه مبتكر در موسيقي ايراني كه با يكديگر به شهرتي در يك محله در گروهي كه پرواز ناميده مي شد رسيدند . اشخاص ديگري در اين گروه جايگاه هاي ديگري داشتند . فريدون ، هنگامه ، و كامران ، سه نفر خواننده اين گروه بودند و در تمام مدت رامين زماني نوازنده گيتار وكال بود و علي الهي كيبورد مي نواخت و علي قاسمي هم نوازنده پركاشن بود . آنها با همديگر يك آهنگ بنام ايران ، ايرانم را در سراسر جهان انتشار دادند . اين بزرگترين موفقيتي بود كه آنها كسب كرده بودند . آهنگ ايران ، ايرانم نوشته ، ساخته  و تنظيم رامين زماني بود . بزرگترين فرصت غيره منتظره در راه بود ، وقتي كه بزرگترين گروه موسيقي پاپ ايران در حال شكل گيري بود ، "بلكتز " ،شهبال شبپره يكي از با نفوذ ترين اشخاصي بود كه در موسيقي ايران محبوبيت بسياري داشت ، او با كامران ملاقات كرد . بعد از اين ملاقات كامران و برادرش هومن عضو هاي جديدي از بلكتز بودند . اين تصاحب يك فرصت باورنكردني در مرحله اي ديگر در زندگي كامران بود . كامران مفتخر بود از اينكه عضوي از گروهي شده كه سوپر استار هاي و موزيسين هاي متعدد و مطرحي در موسيقي ايراني داشته است .

اسم كامل :

هومن جعفري

تاريخ تولد :

23 نوامبر

محل تولد :

تهران - ايران

محل بزرگ شدن:

كانادا - آمريكا

رنگ مو :

مشكي

رنگ چشم :

قهوه اي تيره

محل زندگي :

كاليفورنيا

نام مستعار :

هامي

خانواده :

كتي خواهر كوچكتر ، مادر و پدر

اسم كامل :

كامران جعفري

تاريخ تولد :

25 نوامبر

محل تولد :

تهران - ايران

محل بزرگ شدن:

ايران - كانادا - آمريكا

رنگ مو :

مشكي

رنگ چشم :

قهوه اي تيره

محل زندگي :

كاليفورنيا

نام مستعار :

كامي

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 1:3 |
 

رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس)  . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر سيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود.


در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد. علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت.
البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث  - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست.
در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت .
او سير نسبتا سعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد.
سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است
آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها  را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم
كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند.


حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش براي دنيا زيبا كه مشكي هم در آن زيبايي جاي خاصي دارد رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد.
گرچه نتوانسته تا كنون به طور گسترده به ارائه كارهاي خود بپردازد اما روزي همه دنيا صداي مشكي پوش را خواهند شنيدو همه خواهند دانست كه:


مشكي پوش مثل سنگه             با غصه هاش مي جنگه
در پايان بازم مي گيم ما به هر حال مي پريم بي چشم و دل بي پرو بال
ما به مشکي دل خوشيم دو رنگي هارو بي خيال
     

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 21:2 |
شادمهر عقيلي هفتم بهمن ماه سال1351 در يك خانواده شش نفره در تهران متولد شد.از بچگي به نوازندگي علاقه داشت و با پيانو شروع كرد ولي بعد ويلون را بعنوان ساز تخصصي خود انتخاب كرد.

شادمهر آهنگسازي  ميكرد و نواختن ساز را از هر كاري بيشتر دوست داشت. ساز هاي تخصصي وي پيانو، گيتار و ويلن بوده و در نواختن ويلون تبحر خاصي دارد.
از 1376 وارد واحد موسيقي صدا و سيما شد و در آنجا مشغول به كار شد ولي كارهاي او براي كسب مجوز مشكل داشتند.بعنوان اولين كار «معبود» را اجرا كرد و بعد از آن «بهار من» اولين كاست او بود.بهار من كاست بدون كلامي بود كه شادمهر  نوازندگي پيانو ،گيتار و ويلون را در آن بعهده داشت.
بعد از آن کاست «مسافر» به بازار آمد و تحولي در موسيقي پاپ كشور ايجاد شد كه آثار آن براي هميشه به جا ماند.بعد از آن كاست «دهاتي» منتشر شد و باعث نمايان شدن فرق بين كارهاي شادمهر و ديگران شد.در اين راه هميشه مشكلات بسيار زيادي سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز براي كاري كه نام شادمهر روي آن باشد مشكل شد، با وارد شدن شادمهر به سينما محبوبيت او صد چندان شد. او در دو فيلم سينمايي« پر پرواز و شب برهنه» بازي كرد و خود را در عرصه بازيگري هم مورد امتحان قرار داد . بازي در اين فيلمها باعث افزايش حساسيت روي كارهاي وي شد. پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز براي كاست بعدي يعني« آدم و حوا » ادامه پيدا كرد و شادمهر كه ديگر عرصه را براي كار تنگ مي ديد رهسپار ديار غربت شد تا كسي نتواند جلوي پيشرفت او را  سد كند  و  قصه پر پرواز را در زندگي خود تكرار كرد . شايد پر پرواز زنگ خطري بود براي آنهايي كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب ميكنند.
آدم و حوا و بعد از آن «خيالي نيست» بصورت غير مجاز در ايران پخش شد و محبوبيت وي را بيش از پيش  زياد كرد تا هوادارانش با دور شدن او از وطن ، او  را  به  خود  نزديك  تر  حس  كنند  و  ا ز كارهاي اين نابغه موسيقي لذت ببرند. کاست بعدي با نام « آدم فروش» وارد بازار شد. با اينکه به دلايلي کاست قبل از پخش رسمي دست به دست پخش شد ولي اين مسئله به فروش بالاي اين آلبوم لطمه اي وارد نساخت و آدم فروش با سبکي جديد و متفاوت طرفداران شادمهر را باز هم قافلگير کرد.
در حال حاضر وي در تورنتو كانادا مشغول كار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ مي كند تا كاري باب ميل جوانان ارائه دهد و جاي خود را در قلب آنها حفظ کند.

                             

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 2:35 |
 روز بعد از آنكه شميمش زمستان را بهاري كرده بود كبوتران هم پرواز مژده دادند به نوروز سبد سبد گلهاي بهاري را به طراوت مخمل‌ ناز به كوي و برزن هديه مي‌كنند. همه اين شانس را دارند كه بي هيچ عذر و بهانه‌اي همسفر جاده خاطرات شو ند و با او به روزگار كودكي به فصل كلاغ‌پر و قائم‌باشك و اتل متل سفر كنند.

با اولين تپش‌هاي باغچه سراب زمستان به پايان رسيد و پس از خورشيد كهكشاني از ترانه پيدا شد.

مي‌خواهم براي شما قصه بگويم، قصه عشق از اولين ديدار تا آخرين تصوير. قصه او همان تجلي قصه تو و قصه من است كه به روايت مخلوق زيبايي خداست و اينگونه بود دوستان...

زمستان از آخرين دريچه‌هاي شعاع برفهاي رنگ و رو رفته را مي‌شمارد، نسيم سحرخيز عطر خيس زاينده‌رود را در كوچه‌هاي شيخ بهايي مي‌ گرداند تا روز با عطر خدا شروع شود،‌همه جا مثل قديم بود اما خانه جهانگير رنگ و بوي ديگري داشت، فرنگيس با چشماني به انتظار،. بيقرار تبلور روياهايش بود. آن روز معراج لحظه بود و چه زيبا بود لحظهاي كه با اولين گريه‌هاي كودكانه نخستين ترانه‌اش را زمزمه مي‌كرد زيبا بود. و با شكوه مثل بقيه نبود، جذابيت جزئي از وجودش بود ، همه مي‌گفتند او كسي است كه فاتح كوچه‌هاي هنر است، او هزاران مجنون خواهد داشت، پس او را ليلا نام نهادند.

سه بهار گذشت كه او در كنار اسطوره تئاتر يك ملت ارحام صدر به همراهي مادر و پدرش شايد اولين تشويق‌ها بود، اولين خنده‌ها، و اولين شكوفه‌هاي اشك شوق... و به آنجا رسيد كه جشن ميلاد هشتمين بهارش را در خانه سندكيهاي هنرمندان برايش برگزار كردند.

خورشيد پر فروق سلطان قلب‌ها شد، مهمانان عزيز خانه مردم، آب زلال تشنه‌ها بود، هم كلاس روزهاي نوجواني، برنده قمار زندگي او الماس نشان باغ بلور عشق شد.

در همان كودكي ليلا كامل شد، زماني كه ماه پيشاني قصه ‌هايش، پري زيباي دريايش فريبا به دنيا آمد و او بود كه لحظه به لحظه همراهش بود و در همه جا، ليلا نوجوان بود پر از شور و احساس كه براي اولين بار در كاباره ميامي مقرسلاطين هنر آن زمان به روي صحنه رفت، با زانواني لرزان ولي عظمي راسخ از شميم خواند.

حال پرسشي بزرگ در برابر او بود، ترانه خواندن يا نخواندن مسئله اين است!

عشق به مردم، تشويق حاضرين، خنده‌هاي خواهرش همه و همه به يك چيز اشاره داشت ترانه خواندن از آن پس به ضيافت قلبها دعوت شد.

هر كسي ارزش و لياقت عاشق شدن شدن را ندارد ولي او عاشق عاشق شدن بود. بر خلاف جامعه هنري آن روزگاران او استوار بر بلنداي خوبي و   متانت ايستاد و ثابت كرد كه دختر ايراني مي‌توان چون فرشته زلال و آفتابي باشد حتي اگر بخواند ، حتي اگر ديگران نپذيرند.

آري او لياقت و ارزش عشق را داشت، عشقي كه خداوند از عوان كودكي دراي به وديعه گذاشته بود، كتاب زمان در دست تقدير ورق مي‌خورد، د ;ر سرزمين كورش، در مهد افسانه ساز، طنين صدا گناه مي‌شود، صحنه ها خاك مي‌خورند، صندلي‌ها خاك مي‌خورند و در آخر مهر تبعيد بر ترنم ترانه مي‌خورد ، ليلا سالها در اين سرزمين بي‌ترانه ماند با كوله‌بارش را با آواز اصيل مشرق و نواي وحشي سه‌تار آماده ساخت،ه سوي كوههاي غرب سوار بر اسب سرنوشت يكه و تنها وطن را براي با هموطنان بودن ترك نمود، با مشقتهاي زيادي كه هيچگاه بر زبان نياورد، مبادا ما دل آزرده شويم راهي ديار فرنگ شد، پس از اجراي چند برنامه و تهيه آلبومي كه هيچگاه به بازار عرضه نشد خود را به مقر هنري ايرانيان در آرامش اقيانوس آرام رسانيد

او به همگان نشان داد كه او هنوز تك ستاره است ام او تك ستاره شده بود، تك ستاره‌اي به روشنايي در كهكشان در سالهاي بعد بي‌وقفه آلبوم‌هاي رنگين به دست مردم رسانيد و در يك فيلم آمريكايي آواز خواند و پس از مدتي با آلبومي متفاوت‌تر از كمپاني كلتكس به نام
 Plane of harmony ، و به جهان نيز ثابت كرد كه ايراني هر طور كه شده است هنر خود را نشان مي‌دهد. او به بيش از 10 زبان زنده دنيا آواز خواند، حاصل حدود 40 سال در صحنه بودنش،بيش از 45 فيلم سينمايي، بيش از 30 نمايشنامه و چندين و چند برنامه تلويزيوني و 18 آلبوم ترانه است،آلبوم‌هايي زيباتر از صدها رنگين‌كمان، ليلا آهسته آهسته ليلا شد، ليلا آهسته اما پيوسته ليلا شد، شايد او در درگاه خدا كار نيكي انجام داده كه پاداشش را اينگونه با موفقيت‌هاي روزافزون خويش مي‌گيرد. معروف شدن كاري است آسان اما محبوب ماندن كاري‌ است بس دشوار، او همچنان محبوب است و خود مي‌داند كه اين محبوبيتش را مديون خداي خود است و قلب پاكش،جان پناه خستگيهايش، مادرش، خواهر نازنينش، خانواده بزرگش و طرفداران و ياران هميشگي‌اش.

هنوز نسيم يكه‌ سوار زاينده رود است از خزر تا خليج‌فارس، تا كرانه‌هاي لاجوردي اقيانوس آرام شميمي به جا مانده كه تا ابد عطر وجودش طنين انداز خواهد بود.

قصه ما هنوز و همچنان ادامه تا زماني كه زمان هست و يا شايد تا وقتي كه كلاغ‌هاي خبرچين دوباره به خانه پر كشيد، آري قصه ما راست بود...!

بياييد پس از اين قصه يك لحظه بيانديشيم به خود او، نه به صدايش، به وجودش، به غم غريبي كه در پشت پنجره چشمانش آشيانه ساخته است. به شخصيت او فكر كنيم، دوستش بداريم و باور كنيم كه او براي من، براي تو، براي عشق ما سازندگي كرده است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 16:59 |