تبليغاتX
امیرحسین

پروردگارا ما چه کردیم که دشمنانی احمق برایمان انتخاب نمودی؟

کاش دشمنان ایران در عقل و هوش با ما برابر بودند

بر خلاف تصور عموم بر ناکارآمدی اپوزیسیون مخالف با حکومت ایران ، بچه پارس عقیده دارد که وجود یک اپوزیسیون قوی نه تنها بر خلاف منافع ملی نیست ، بلکه میتواند در پیشبرد اهداف دولت موثر باشد.بطور مثال اگر دولت ایران در یکی از مسائل خارجی خود تصمیمی بگیرد ، نیروهایی که خود را بطور خود خوانده مخالف آن میدانند، میتوانند با به چالش  و یا به نقد کشیدن این مورد ، دولت جمهوری اسلامی ایران را به سمت و سوی صحیح سوق دهند.
شاید از این حرف بچه پارس متعجب شوید ولی آن چیز که واقعیت دارد این است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در مرداب جهل به شدت دست و پا میزنند و تاکنون با طرح برنامه ای مشخص ، نتوانسته اند مخالفت یا موافقت خود را در برابر مواضع حکومت ایران نشان دهند و حتی نتوانسته اند چند صد نفری را از مردم ایران را با خود همراه و هم رای نمایند.
یکی از این مخالفین حکومت ایران پدیده ای به نام تلویزیونهای ماهواره ای است. این تلویزیونها هیچگاه نتوانسته اند به مردم ایران خدمتی نمایند و هرجا هم که پای اعتراضی ملی در میان بوده توسط ایشان به انحراف کشیده شده است .از جالبترین تلویزیونها که هیچگاه مواضع خود را با مردم صریح بیان ننموده تلویزیونی موسوم به رنگارنگ است که به شرح آن میپردازیم:

شبکه رنگارنگ:

تلویزیون رنگارنگ یک تلویزیون سیاسی در واشنگتون می باشد که پیشتر کار خود را با فروش فرش آغاز نموده است و مردم با این شبکه از زمان ظهور پدیده هخا آشنا هستند. همان رسانه ای است که با مطرح کردن هخا که تصمیم داشت با پنجاه هواپیما به ایران برود بر سر زبانها افتاد وبعد با علم کردن شخصی که خود را حضرت محمد می دانست به کار خود ادامه داد. روزی کسی خود را در این شبکه رئیس جمهور آینده ایران میخواند و هنوز مردم متوجه مسخره شدنشان توسط این شبکه نشده اند.


 مدیر این شبکه شخصیست به نام داور که همواره از ظاهر شدن در مقابل دوربین تلویزیون امتناع می ورزد. هنوز بینندگان عاقل این شبکه در نیافته اند که علت نشان ندادن تصویر داور ویسه چیست؟ و فراموش نمودند که بپرسند و شاید هم برایشان مهم نیست! داور ویسه (معروف به داور مخفی) همچنان با گذاشتن برنامه بینندگان با بینندگان  در حال ادامه کار است پیشنهاد میکنم هیچ گاه در جمع خانوادگی خود تصمیم به تماشای ان نکنید چون شاید از الفاز رکیکی که شما در دعوا ها و یا فحش پراکنی ها دیدید بشنوید برای اثبات این موضوع یک فایل صوتی از این شبکه برایتان آماده کردم که گوش کنید

داور و زبان پارسی:

داور ویسه سواد درست و حسابی ندارد  چندی پیش وی  با استفاده از کلمه «ب » بجای «به» وارد بحثی شد که تلاشی احمقانه ای بود از برای سرپوش گذاشتن بر بیشعوری و بیسوادی او . اینکه کسی بخواهد به بیان تاریخ چگونگی بوجود آمدن خط و زبان فارسی بپردازد ، نیاز مند دانستنی های بسیار میباشد . یعنی اینکه باید تاریخ چندهزار ساله ایران را در تمامی موارد را بداند و پژوهش داشته باشد

زیرا که ورود به نثرالخط معقوله ای نیست که بتواند توسط یکنفر و طول عمرش صورت بگیرد و امیدوارم پیداشوند کسانی که به صلاحیت و دانش کافی مسلح باشند و به ادامه این تحقیقات بپردازند و راه را ادامه دهند .در کنار کمبودها و نادانی هایش ، بیسوادی را هم باید اضافه کنیم و بنا به شواهد موجود و مستند ، بجرأت میتوانیم اطمینان داشته باشیم که ایشان نمیتوانند بیش از شش کلاس ابتدائی سواد داشته باشند و یقین دارم که این آقا نمیتواند ده خط نامه فارسی را بخوانند و یا بنویسند و همچنین با بیش از بیست سال زندگی در کشور انگلیسی زبان آمریکا ! نتوانسته اند بیست لغت برای استفاده روزمره ، فراگیرد .

ارتباط با مردم:

آنچه که دراین برنامه نظر مرا جلب نمود ، برای چندصدمین بار ، عدم صداقت را در ایشان و بخشی از بینندگانشان مشاهده نمودم
این شخص عقب مانده بهیچوجه در صلاحیتی نیست که خودش را وارد این قبیل مباحث کنند ، داور ویسه میتوانست با صداقت برخورد کند و با یک جمله کوتاه اعتراف میکرد که در نوشته شان اشتباه کرده و به توجیح بیخود و سفسطه گری ، نمی پرداخت
با نگاهی گذرا به اطراف داور و همکارانش پی خواهیم برد که ایشان هرگز تحمل پذیرش کسی را که دارای اندک دانشی میباشند ، را ندارد و شرط مهم همکاری کردن با او بیشعوری و بی دانشی است و امروز بخوبی می بینیم که همکاران این دکه در ادب و فحاشی و تهمت زنی از جنس فاحشگان میباشند وهمه مجریان ننگاننگ بایکدیگر اشتراک عمل دارند و دارای فرهنگ گفتاری مشابه هستند

یاران داور:

این طبیعی است که دکه ننگاننگ با گفتارهای گویندگان اینجوری ! مخاطبان آنجوری و از جنس خودشان را هم جلب کند
بهناز از امریکا وامانده حزب کمونیست کارگری و آتش از پاریس و گلبهار و ونوس از تهران و مهناز از اصفهان و آرتور (دوست دانشگاهی آقای مدیر) و در کل همین پانزده نفر مانده برای داور ، تملق گوئی را با سخن آزاد گفتن اشتباه گرفته اند و این بیخردان آنقدر شیفته صدای خودشان قرار دارند که اگر داور جای بادمجان و خیار را عوض کند ! میپرند رو آنتن و بتعریف و تمجید می پردازند و بنوعی ذات نوکر صفتی اشان را بنمایش میگذارند و درمیابیم که معنی تریبون آزاد و ......... یعنی تملق گویی و تعریف دروغین از داور ویسه که اگر بیننده خوش باوری غیراز این بگوید و یا انتقادی را عنوان نماید مواجه میشود با رکیک ترین و نامناسب ترین لغات و اینچنین پذیرائی میشود

 

به یکی از گفتگوهایی که توسط خود بچه پارس شنیده شد و کمی هم در مورد پاریکالیسم بود توجه کنید:

شخصی که از آستارا تماس گرفته بود و با داور به گفتگو نشسته بود

شخص- سلام آقای داور من از آستارا زنگ میزنم ما خیلی بیچاره هستیم ما اینجا گاز نداریم ما فرشهایمان را فروخته ایم من همین الان از پای بساط به شما زنگ میزنم همش تقصیر این .... است مجبورم برخی مواقع مواد بفروشم چه کار کنم ؟

داور- آقا جان مادرت فحش نده ، حالا که پای بساط نشستی احترام اون رو نگه دار راستی گفتی اهل آستارا هستی؟ دمت گرم به خدا من قبلا تو گمرک بودم اونجا رو خوب میشناسم حالا اونجا چه جوریاس؟

شخص –بابا ما خیلی تحت فشاریم این تهرانیها حالا سو تفاهم نشه همشون نه ولی پا میشن میان اینجا حال میکنن به خدا اون وقت ما اینجا خیلی بیچاره هستیم

داور-از گمرک بگو گفتم که من اونجا بودم جنگل و کوه و بابا دمش گرم به خدا

شخص – حالا ما فرهنگمون چون نزدیک به نخجوان و آذربایجان است ، خوب است و ما به خدا از اون شش سیلندرهاش نیستیم

داور میخندد و میگوید گوشم با شماست حالا حرفت را بزن چی میخواهی بگویی؟

شخص – هیچی حالا من گفتم که چون نزدیک آذربایجان و نخجوان هستیم ، از اون ور جنس میارم و رد میکنم و زیاد وضعم بد نیست و دو تا زن دارم

داور- دمت گرم به خدا حال میکنم وقتی میبینم خوشی پای بساط هم که هستی و شکر خدا که وضعت خوب است

شخص – حالا ما باید چکار کنیم آقای داور؟

داور – اینو من نباید بگم شما باید بگید خدافظ الو تلفن بعدی

گویا آن شخص فراموش کرده بود که شنوندگانی به سخنان او گوش میکنند و اول تماس گفته بود که فرشهایش را فروخته و گاز ندارند و بدبخت هستند!!

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه دوازدهم مهر 1387 و ساعت 0:26 |

وقتي امام زمان (عج) ظهور مي‌كند


چه كساني زنده مي‌شوند؟

سوال:
وقتي امام زمان (عج) ظهور مي‌كند چه كساني زنده مي‌شوند؟ اگر ما نباشيم امام زمان از كجا مي‌فهمد كه ما طرفدار او هستيم؟
 

پاسخ:
در اين اينجا 2 مساله قابل طرح است: 1. معرفي اشخاصي كه در زمان ظهور امام زمان (عج) رجعت مي‌كنند. 2. شناخت طرفداران و نحوه آگاهي امام ـ عليه السّلام ـ از عقيده و افكار اشخاص.
آنچه نياز به بررسي بيشتر دارد، بخش نخست مي باشد. به همين جهت ما در ابتدا به پاسخ فشرده قسمت دوم مي‌پردازيم. آن گاه وارد بخش اول خواهيم شد.

شناخت طرفداران:
پاسخ اين بحث واضح است، زيرا داشتن علم غيب و آگاهي از اسرار انسان و جهان، از شئونات امام معصوم ـ عليه السّلام ـ مي‌باشد و امام كسي است كه علم گذشته و آينده را دارا است و بر اعمال بندگان، اشراف و احاطه دارد. اگر چنين نباشد نمي‌تواند امام و حجت ميان خلق و خالق باشد. خود حضرت در توقيعي شريف كه به شيخ مفيد (ره) صادر فرموده است، پاسخ اين سؤال را به بهترين وجه يادآور شده است، مي‌فرمايد: «انا نحيط علماً بانبائكم و لايعذب عنا شيء من اخباركم... انا غير مهملين لمرعاتكم و لاناسين لذكركم...»؛[1] ما احاطه و اشراف كامل بر اخبار شما داريم و هيچ چيزي از اخبار شما از ديد ما پنهان نمي‌باشد. ما مواظب اوضاع و احوال شما هستيم و هيچ گاه ياد شما را از خاطر نمي‌بريم. بنابراين از اين نظر جاي نگراني وجود ندارد، زيرا حضرت نسبت به شيعيان و دشمنان خود هرگز بي‌تفاوت نمي‌باشد و تمام جريانات را نيز باخبر است. هر كس به ميزان ايمان و معرفت خود، ‌در ميان پيروان حضرت، جايگاه خاص خود را دارد.

چه كساني در هنگام ظهور زنده مي‌شوند؟
بر اساس روايات، اين مسأله اجمالاً قطعي و مسلم است كه ائمه ـ عليهم السّلام ـ وعده‌اي از مؤمنين و كفار در زمان ظهور مهدي ـ عليه السّلام ـ دوباره زنده مي‌شوند. و اين موضوع به عنوان «رجعت» جزء معتقدات شيعه و ضروري مذهب مي‌باشد.
توضيح مطلب اين است كه زنده شدن مردگان و بازگشت آنان به دنيا، چون از امور غيبي مربوط به آينده است، لذا اعتقاد به آن متوقف است بر وجود دلائل معتبر نقلي از معصومين ـ عليهم السّلام ـ . در روايات مربوط به اين موضوع گرچه خصوصيات آن به طور كامل بيان نشده است ولي اصل مسأله رجعت در حد تواتر از ائمه ـ عليهم السّلام ـ نقل شده است. مرحوم سيد مرتضي در اين رابطه مي‌فرمايد: شيعه اماميه بر اين اعتقاد است كه خداوند به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهي از شيعيان آن حضرت را كه پيشتر مرده‌اند، باز مي‌گرداند تا به ثواب ياري و كمك به آن حضرت برسند و حكومتش را ببينند. و هم چنين گروهي از دشمنان او را باز مي‌گرداند تا از آنان انتقام بگيرد و شيعيان از مشاهدة ظهور حق و بالا گرفتن كلمه اهل آن، خشنود گردند.[2]
علامه مجلسي (ره) نيز مي‌فرمايد: يكي از موضوعات اجماعي شيعه، بلكه از ضروريات مذهب حقه، حقانيت «رجعت» است كه پيش از ستاخيز، در زمان حضرت قائم (عج) خواهد بود و گروهي از مؤمنان كه داراي ايمان خالص بوده‌اند و نيز گروهي از كافران كه داراي كفر محض بوده‌اند، به دنيا باز مي‌گردند تا حكومت ائمه ـ عليهم السّلام ـ را ببينند.[3]
در روايات نيز از موضوع «رجعت» به عنوان ايام الله تعبير شده است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: ايام الله ـ كه ماية سرور و عزت مؤمنين است ـ سه مرحله دارد كه رجعت يكي از آن است. «ايام الله ثلاثة: يوم يقوم القائم و يوم الكره و يوم القيامه».[4] و در حديث ديگر نيز امام صادق ـ عليه السّلام ـ ايمان به رجعت را ضروري شمرده و مي‌فرمايد: «از ما نيست كسي كه اعتقاد به بازگشت ما نداشته باشد.»[5]
امّا اعتقاد به جزئيات و خصوصيات رجعت مثل زمان و تعداد افراد و... ضرورتي ندارد و در روايات نيز به روشني بيان نشده است، آن چه قطعي و ضروري مذهب است اصل اعتقاد به رجعت في الجمله است.

امّا چه كساني دوباره زنده مي‌شوند و به دنيا باز مي‌گردند؟
از روايات مربوط به اين موضوع استفاده مي‌شود كه امر رجعت عمومي نيست، بلكه ائمه ـ عليهم السّلام ـ و عده خاصي از مؤمنين و كفار خالص در عصر قيام حضرت مهدي (عج) دوباره زنده مي‌شوند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «رجعت و بازگشت مردگان به دنيا، همگاني و فراگير نيست، بلكه مربوط به عده‌اي خاص است، برنمي‌گردند به دنيا مگر كساني كه از ايمان پاك برخوردارند و يا به حد شرك خالص رسيده‌اند.» و نيز مي‌فرمايد: «فقط كساني در زمان ظهور قائم ما به سوي دنيا باز مي‌گردند كه ايمانش را خالص كرده باشند و يا به مرز كفر خالص رسيده باشند. غير از اين دو گروه، ديگران برگشتي به دنيا نخواهند داشت، مگر در قيامت.»
بنابراين مسأله رجعت محدود به افراد خاصي است كه در روايات به برخي از اين افراد و گروه‌ها اشاره شده است، ذيلاً به اين روايات پرداخته مي‌شود:
رجعت ائمه ـ عليهم السّلام ـ
بيشتر روايات اين باب مربوط است به رجعت و بازگشت ائمه ـ عليهم السّلام ـ . در اين مورد نيز ما با دو دسته روايات مواجه هستيم:
دسته‌اي از اين روايات رجعت را براي تمام ائمه ـ عليهم السّلام ـ ثابت مي‌كند. برخي ديگر از روايات ـ براي ذكر مصداق ـ تنها نام دو امام يعني امير المؤمنين و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ را ذكر نموده است. و در پاره‌اي از روايات نام پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز آمده است.[6] امّا ساير ائمه ـ عليهم السّلام ـ از آنان به طور خاص ذكري به ميان نيامده است، بلكه به طور عام قائل به رجعت همه ائمه شده‌اند. نظير آنچه كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين زمينه نقل شده است. حضرت مي‌فرمايد: «هيچ امام و پيشوايي نيست مگر اين كه مجدداً در زمان خودش در آينده به دنيا باز مي‌گردد در حالي كه نيكان و بدان زمان او نيز همراه او بر مي‌گردند تا افراد با ايمان از انسانهاي كافر جدا شوند.»[7] و در حديث ديگر امام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «دوباره به سوي شما بر مي‌گردند پيامبر شما و امير المؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ».[8]

اولين كسي كه به دنيا باز مي‌گردد امام حسين ـ عليه السّلام ـ است با اصحاب و يارانش
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «اولين كسي كه قبر او شكافته مي‌شود و به سوي دنيا باز مي‌گردد، حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ است.»[9] و در جاي ديگر مي‌فرمايد: «نخستين فردي كه به دنيا باز مي‌گردد، حسين بن علي است پس حكومت مي‌كند تا وقتي كه در اثر پيري هر دو پلك او بر چشمانش مي‌افتد.»[10] كه اشاره به طولاني بودن حكومت امام حسين در عصر رجعت است. و نيز از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه : نخستين كسي كه سر ازخاك بر مي‌دارد و با هفتاد و پنج هزار نفر از شيعيان، رجعت مي‌كنند حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ است.[11]
جابر نيز از امام باقر ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ در روز عاشورا، پيش از شهادتش، به تفصيل درمورد رجعت خود و ياران خود سخن گفت: «بشارت باد شما را به خدا قسم اگر اين قوم ما را بكشند، ما نخستين كساني هستيم كه نزد پيامبرمان باز مي‌گرديم و تا مدتي كه خدا بخواهد توقف خواهيم كرد، آن گاه من اولين كسي هستم كه قبرش شكافته مي‌شود و ناگهان از قبر خارج مي‌شوم، در حالي كه امير المؤمنين نيز از قبرش خارج شده و مهدي ما نيز قيام نموده است.»[12] در اين روايت، رجعت امام حسين و امير المؤمنين ـ عليهم السّلام ـ همزمان با قيام حضرت مهدي (عج) بيان شده است. در روايت ديگر امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «امام حسين ـ عليه السّلام ـ همراه با شهداي كربلا و هفتاد پيامبر، بازگشت مي‌نمايد. رو مي‌آورد به سوي دنيا امام حسين همراه با كساني كه با وي به قتل رسيده بودند و همراهي مي‌كنند او را هفتاد پيامبري كه با موسي بن عمران مبعوث شدند. آن وقت حضرت قائم انگشترش را به او مي‌سپارد.»[13]
در ادامة اين حديث اشاره به غسل و دفن امام زمان ـ عليه السّلام ـ به وسيله امام حسين ـ عليه السّلام ـ نيز شده است. مفضل نيز از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين مورد نقل مي‌كنند كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ با دوازده هزار نفر از شيعيانش رجعت مي‌كنند، در حالي كه عمامة سياه پوشيده است.[14]
علاوه بر اصحاب امام حسين ـ عليه السّلام ـ در روايات ديگر اشاره به رجعت بعضي از مؤمنين و شيعيان علي ـ عليه السّلام ـ نيز شده است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند كه؛ در هنگام ظهور حضرت مهدي، مؤمنان، لبيك گويان، گروه گروه از قبرها بيرون مي‌آيند و حضرت از اين رخداد فوق العاده با تعجب ياد مي‌كند؛ پس چقدر حيرت آور است (زنده شدن مردگان) چگونه در حيرت نباشم از زنده شدن مردگان كه خداوند آنان را از قبورشان بر مي‌انگيزند در حالي كه گروه گروه مشغول گفتن لبّيك لبّيك اي دعوت كننده به سوي خدا، هستند.»[15]

رجعت دشمنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و كفار براي كيفر و انتقام
بعضي از روايات اين باب، مربوط است به بازگشت معاندين و كفار تا به دست مؤمنان، ذلت و عذاب را بچشند و مؤمنان نيز تشفي پيدا كنند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «زماني كه مهدي ما ظهور نمايد، خداوند كساني را كه به اذيت و آزار بندگان مؤمن مي‌پرداختند، با همان قيافه قبلي‌شان، به دنيا باز مي‌گرداند تا مؤمنين از آنان انتقام بگيرند.»[16] اين روايت با توجه به آنچه در روايتي كه قبلاً از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شد (ما من امام الا و يكرفي قرنه و يكرمعه البر و الفاجر في دهره حتي يميز المؤمن من الكافر) نشان مي‌دهد كه قبل از قيامت در زمان رجعت نيز بازخواست و دادرسي وجود دارد. و بازگشت اين عده از كفار با قيافه‌هاي اصلي شان، براي كيفر و تنبيه است.
هم چنين در ذيل آية «و اقسموا بالله جهد ايمانهم لايبعث الله من يموت بلي وعداً عليه حقاً و لكن اكثر الناس لا يعلمون... ليعلم الذين كفروا انهم كانوا كاذبين»؛[17] امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «يعني في الرجعه يردهم فيقتلهم و يشفي صدور المؤمنين فيهم»؛[18] يعني در زمان رجعت خداوند آنان را بر مي‌گرداند تا به دست مؤمنين كشته شوند و مؤمنين تسلي پيدا كنند.

رجعت بعضي از شيعيان براي ياري حضرت مهدي (عج)
امام صادق ـ عليه السّلام ـ به ابي‌بصير مي‌فرمايد: «اي ابابصير هنگامي كه قيام كند مهدي ما، خداوند گروهي از شيعيان ما را به سوي او بر مي‌انگيزند و از قبرهايشان خارج مي‌كند. پس آنان با او بيعت مي‌كنند در حالي كه شمشيرهاي‌شان بر گردن آنان آويخته است، اين خبر به گوش شيعياني كه زنده‌اند مي‌رسد و مي‌گويند: فلاني‌ها از قبرشان خارج شده‌اند و به سپاه حضرت مهدي ملحق گرديده‌اند!».[19]
اين حديث بيانگر انعكاس وسيع خبر زنده شدن و بازگشت مجدد اين عده از شيعيان و ملحق شدن آنان با سپاه امام زمان مي‌باشد، به گونه‌ كه اين خبر باشكوه، در ميان شيعيان در حال حيات ـ كه هر كدام چنين آرزويي را در دل مي‌پرورانند ـ و در مجالس آنان رد و بدل و گفتگو مي‌شود.
در حديث ديگر نيز امام صادق ـ عليه السّلام ـ از برانگيخته شدن اين عده از شيعيان براي ياري امام زمان (عج) سخن مي‌گويد: «هنگامي كه قائم ما ظهور نمايد خداوند عده‌اي از شيعيان را زنده مي‌كند و آنان لبيك گويان گروه گروه به سوي او حركت مي‌كنند. آن وقت است كه ترديد منكران، رنگ مي‌بازد و آنان نابود مي‌شوند.»[20]

رجعت انصار و وزراء حضرت مهدي كه به طور خاص از آنان نام برده شده است
در برخي از روايات نام بعضي از افراد ذكر شده است مثل: اصحاب كهف، يوشع بن نون، سلمان فارسي، مقداد، ابودجانه، مالك اشتر و... و حتي تصريح شده است كه اين افراد در سمت وزراء و معاونان حكومت جهاني حضرت، در جهان از ناحيه حضرت، فرمانروايي مي‌كنند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين مورد مي‌فرمايد: «از پشت كوفه تعداد 27 مرد، براي ياري مهدي، از قبرهايشان خارج مي‌شوند كه 15 نفر از آنان از قوم موسي است ـ آناني كه هدايت شدند و بر اساس حق رفتار نمودند ـ و 7 نفر از اصحاب كهف و يوشع بن نون و سلمان و ابودجانه انصاري و مقداد و مالك اشتر، مي‌باشند. اينها همواره در پيشگاه مهدي مشغول خدمت حكمراني هستند.»[21]
رجعت مفضّل بن عمر
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد وي كه از اصحاب خاص حضرت مي‌باشد، مي‌فرمايد: تو نه تنها در هنگام ظهور مهدي (عج) دوباره زنده مي‌شوي، بلكه جزء افراد ويژة مهدي خواهي بود كه مرتب فرمان صادر مي‌كني ـ يا مفضل انت و اربعة و اربعون رجلاً تحشرون مع القائم. انت علي يمين القائم تأمر و تنهي و الناس اذذاك اطوع لك منهم اليوم».[22]

رجعت داود بن كثير الرّقي
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد شأن و منزلت اين صحابي بزرگوار خود مي‌فرمايد: «انزلوا داود الرقي مني بمنزلة المقداد من رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ»؛[23] يعني قدر و منزلت اين مرد نزد من نظير مقداد نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است. و نيز مي‌فرمايد: «من سرّه ان ينظر الي رجلٍ من اصحاب القائم فلينظر الي هذا» (داود رقي).[24] كسي كه مي‌خواهد مردي از ياران مهدي را ببيند به او نگاه كند.

رجعت عبدالله بن شريك عامري
امام باقر ـ عليه السّلام ـ در مورد وي مي‌فرمايد: گويا مي‌بينم كه عبدالله بن شريك با چهار هزار نفر سپاه، پيشاپيش حضرت مهدي (عج) تكبيرگويان، از دامنه كوه بالا مي‌روند؛ «كاني بعبدالله بن شريك العامري عليه عمامة سوداء و دؤابتاها بين كتفيه مصعداً في لحف الجبل بين يدي قائمنا اهل البيت في اربعة آلاف يكبرون».[25]

رجعت اسماعيل فرزند امام صادق ـ عليه السّلام ـ
ابوخديجه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد فرزندش اسماعيل نقل مي‌كند كه وي نخستين كسي است كه با ده نفر از يارانش زنده مي‌شوند و ظهور مي‌كنند و عبدالله بن شريك يكي از اين ده نفراست كه وظيفه پرچمداري را به عهده دارد. «انه يكون اول منشور في عشرة من اصحابه و منهم عبدالله بن شريك و هو صاحب لوائه».[26]

رجعت حمران بن اعين و ميسّر بن عبدالعزيز
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد اين دو نفر مي‌فرمايد: گويا مي‌بينم كه آنان در حالي كه شمشير در دست دارند، ‌در ميان مردم، ميان صفا و مروه مشغول صحبت مي‌باشند؛ «كاني بحمران بن اعين و ميسّر بن عبدالعزيز يخطبان الناس باسيافهم بين الصفا و المروه».[27]

كلام آخر: روايات بحث رجعت، هرگز درصدد برشمردن تعداد و آمار افراد و يا ذكر اسامي آنان، نمي‌باشد. بلكه اين روايات ضمن اشاره به اسامي برخي از افراد گروه‌ها، مسأله رجعت مردگان به دنيا را، محدود و مختص كساني مي‌داند كه قبل از مرگ از درجه بالاي ايمان برخوردار بوده و در حمايت از دين الهي و اطاعت از ائمه ـ عليهم السّلام ـ كوتاهي ننموده‌اند و يا كساني كه در راه كفر و عناد با اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ از هيچ تلاشي فروگذار نبوده‌اند. اما غير از اين دو گروه ـ چنانچه قبلاً اشاره شد ـ بازگشت به دنيا نخواهند اشت (و اماما سوي هذين فلا رجوع لهم الي يوم الماب).
بنابراين آنچه مهم و تعيين كننده است خلوص ايمان در پرتو عمل به دستورات الهي و اعتصام به ولايت امام معصوم ـ عليهم السّلام ـ است تا در اثر چنين پيوندي خداوند نيز وي را از چنين فوز عظيمي در ايام الله ظهور مهدي و رجعت اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ برخوردار نمايد.
به همين خاطر مهم‌ترين تقاضاي شيعه از خداوند در دعاي عهد اين است كه: «پروردگارا! ما را از ياران و كمك كنندگان حضرتش قرار بده و شرف شهادت در محضر او را نصيب ما بفرما، پروردگارا اگر چنانچه مرگ ميان من و ظهور او فاصله انداخت، پس من را بعد از مرگ نيز هنگام ظهورش، از قبرم خارج فرما در حالي كه كفنم را پوشيده و شمشيربه دست آماده انجام فرمان حضرت باشم.»[28] جالب اين است كه اين آرزو و تقاضا، بعد از اعلام بيعت اكيد با حضرت ولي عصر -ارواحنا فداه- و امضاي عهد و پيمان با او، ابراز مي شود؛ (عقدا و بيعة له في عنقي لا احول عنها و لا ازول ابداً). بديهي است كه تمام دشواري و اهميت كار، عمل به اين بيعت و به پايان رساندن آن است.

--------------------------------------------
[1] . الاحتجاج، ج 2، ص 599، تأليف العلامه ابي منصور الطبرسي، طبع دوم، 1416 هـ .ق، اسوه‌، قم.
[2] . شيعه و رجعت، ص 250، تأليف الشيخ محمد رضا الطبسي النجفي، ترجمه و تلخيص از سيد محمد ميرشاه ولد، ‌قطع وزيري، چ اول، 1376، دار النشر اسلام، قم.
[3] . همان، ص 259.
[4] . معجم الاحاديث الامام المهدي (عج)، ج 4، ص 82. حديث شماره 1152، تأليف الهيئة العلميه تحت اشراف الشيخ علي الكوراني، طبع الاولي، 1411 هـ .ق، موسسة المعارف الاسلاميه، قم.
[5] . همان، ص 84، ح 1154.
[6] . ر.ك: سيماي آفتاب، ص 345، دكتر حبيب الله طاهري، چاپ اول، 1380 هـ .ش، انتشارات زاير، قم.
[7] . رجعت از نگاه عقل و دين، ص 94، غلام رضا مغيثي، چ اول، 1380، قطع رقعي، انتشارات قم.
[8] . معجم احاديث المهدي، ج 5، ص 327، ش 1763.
[9] . ميزان الحكمه، ج 4، ص 58، ش 6932، محمدي ري شهري، چاپ مكتب الاعلام، 1362 هـ .ش.
[10] . معجم احاديث المهدي، ج 5، ص 328، ش 1766.
[11] . البيعة لله، ص 152، نوشته فريده گل محمدي آرمان، چ اول، زمستان 1376، دار النشر اسلام، قم.
[12] . بحار الانوار، ج 53، ص 61، حديث 52.
[13] . معجم احاديث المهدي، ج 3، ص 89، ش 1158.
[14] . البيعة لله، ص 275.
[15] . بحار الانوار، ج 53، ص 46، حديث 20.
[16] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 4، ص 95، ش 1162.
[17] . سوره نحل، 39 ـ 40.
[18] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 5، ص 214، ش 1638.
[19] . الشيعه و الرجعه، ج 1، ص 385، تأليف الشيخ محمدرضا الطبسي النجفي، طبع الثالثه، 1385 هـ، 1966 م، نجف.
[20] . معجم الاحاديث الامام المهدي،‌ج 4، ص 101، ش 1167.
[21] . بحار الانوار، ج 53، ص 90، حديث 95.
[22] . معجم احاديث الامام المهدي، ج 4، ص 98، ش 1165.
[23] . جامع الرواة، ج 1، ص 308، محمد بن علي الاردبيلي الغروي الحائري، طبع كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، 1403 هـ .ق، قم.
[24] . همان.
[25] . اثباه الهداة، ج 3، ص 561، تأليف محمد بن الحسن الشيخ الحر العاملي، بي‌تا.
[26] . چشم اندازي به حكومت مهدي، ص 95، نجم الدين طبسي، ويرايش دوم، چاپ سوم، 1380، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، (بوستان كتاب).
[27] . ميزان الحكمه، ج 4، ص 58، ش 6934.
[28] . بحار الانوار، ج 53، ص 96، مفاتيح الجنان، چاپ فيض، ص 893، (دعاي عهد).

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 22:4 |

آدامس از دندانهایتان مراقبت می کند ! ::.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

آدامس باعث بیشتر شدن بزاق دهان شده و در نتیجه باعث افزایش فعالیت خنثی سازی بزاق و در نتیجه زدودن کربوهیدرات از سطح دندان می شود.
بهتر است بعد از هر وعده غذای حاضری و یا کلا تمامی وعده های غذائیتان آدامس بجوید، البته فراموش نکنید که آدامستان حتما بدون قند باشد. این آدامس ها همچنین ممکن است به معدنی شدن مجدد بخشهای تخریب شده دندانهایتان کمک کند.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 21:56 |

پیش از انقلاب  پس از انقلاب

پیش از انقلاب  پس از انقلاب                                 پارک پهلوی    پارک دانشجو

پارک فرح        پارک لاله                                        پارک کوروش   پارک شریعتی

پارک شاهنشاهی       پارک ملت                           پارک ولیعهد                پارک ولیعصر

پارک شهباز               پارک هفده شهریور                میدان شهیاد             میدان آزادی
 
میدان 28 مرداد          میدان استقلال                       میدان فوزیه              میدان امام حسین

میدان سپه               میدان امام خمینی                 میدان 24 اسفند        میدان انقلاب

میدان کندی             میدان توحید                           میدان محمدرضا شاه      میدان جمهوری

میدان باغشاه               میدان حر                          میدان فرحناز                 میدان شمشیری

میدان ژاله                     میدان شهدا                     میدان کاخ                     میدان فلسطین

میدان ولیعهد                  میدان ولیعصر                   بزرگراه شهیاد                 بزرگراه آیت‌الله سعیدی

بزرگراه جردن                   بزرگراه آفریقا                    بزرگراه فرح‌زاد                  بزرگراه آل‌احمد

بزرگراه شاهنشاهی         بزرگراه مدرس                  خیابان آیزونهاور              خیابان آزادی

خیابان تخت‌طاووس            خیابان مطهری               خیابان شاهرضا             خیابان انقلاب

خیابان تخت جمشید          خیابان طالقانی              خیابان ولیعهد               خیابان پاتریس لومومبا

خیابان سلطنت‌آباد                خیابان پاسداران          خیابان فرح‌آباد               خیابان پیروزی

خیابان کندی                        خیابان توحید               خیابان شاه                  خیابان جمهوری

خیابان کوروش کبیر               خیابان شریعتی           خیابان آریامهر                خیابان فاطمی

خیابان زاهدی                      خیابان قرنی               خیابان تاج                      خیابان ستارخان

خیابان ثریا                           خیابان سمیه             خیابان سپهبد رزم‌آرا        خیابان فدائیان اسلام

خیابان کاخ                           خیابان فلسطین          خیابان پهلوی                 خیابان مصدق

خیابان بلوار پهلوی                 خیابان میرداماد          خیابان چرچیل                 خیابان نوفل لوشاتو

خیابان شهناز و شهباز            خیابان هفده شهریور  تخت طاووس = مطهری      عباس آباد = بهشتی
تخت جمشيد = طالقانی        گرگان = نامجو          ميدان ثريا = ميدان نامجو     نظام آباد = مدنی
فرح = سهروردی                    آب کرج = بلوار اليزابت = بلوار کشاورز                فيشرآباد = سپهبد قرنی
نادرشاه = ميرزای شيرازی       شاه عباس = قائم مقام فراهانی  

شهرک غرب = شهرک قدس    ويلا = نجات الهی     صبا = برادران مظفر         خ آریانا=مالک اشتر
خ اشرف پهلوی=شهید دستغیب       

      
سينماها:
            
آتلانتيک = افريقا         امپاير = استقلال        شهرفرنگ = آزادی چند سال پيش سوخت.   کاپری = بهمن

پوليدور = سينمایی که در ميدان وليعصر است. نامش را فراموش کرده ام.
پارامونت = تعطيل شد.              سينه موند = قيام

کوی مکانیر= سعادت آباد             خ بوذرجمهری=15 خرداد
خ وزرا=خالد اسلامبولی               خ دولت=شهید کلاهدوز
خ مجیدیه= استاد حسن بنا         خ اختیاریه= شهید دیباجی
خ فرمانیه= شهید لواسانی          خ پسیان= مقدس اردبیلی
زعفرانیه= شهید فلاحی             


+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 21:49 |

زن در طبیعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بیشتر به صورت ترکیب با عناصر ، مانند انیدرید تکبر و سولفات خودبینی و ناز در منازل یافت می شود....

تاریخچه کشف:
کاشف این عنصر ، پرفسور «،آدم»، است که در تاریخ 0000 برای اولین بار با این عنصر برخورد کرده و در راه این کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهایی که به عمل آورده نتوانسته جنس و خواص اصلی این عنصر را پیدا و درک کند!

طرز تهیه:
برای تهیه ء این عنصر کافی است مقداری اکسید اسکناس و نیترات کادیلاک هشت ظرفیتی در سولفات ویلا مخلوط شده و دو کاخ طلای ۱۸ عیار به عنوان مهریه و کمی کلرید خواهش به عنوان شیربها اضافه شود! پس از ترکیب این مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می شود و بعد از میعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب می کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره ء چرب زبانی به عنوان کاتالیزور استفاده شود ، نتیجه ء کار بهتر خواهد بود!


خواص فیزیکی:
بسیار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار می گیرد! هر گاه مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «،هوو»، به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بیکربنات اشک جاری می شود!


خواص شیمیایی:
بعضی از انواع این عنصر میل شدیدی به ترکیب شدن با کلرات پودر و سولفات روژ و استات ریمل دارند و پس از انجام واکنش ، به خیال خودشون قابل تحمل میشن!!! برخی از انواع این عنصر ناخالص بوده و همراه سیلیکات است و در آن خورده شیشه یافت می شود و خاصیت شوهر آزاری پیدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در یک محیط سر بسته مانند اتاق بانیترات کتک و کربنات غضب ترکیب نموده و از این عمل نیم مول گاز جیغ و نیم مول گاز فریاد که غلظت آن برابر ماده ء اولیه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشین می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسید محبت اضافه شود به حالت ماده ء اولیه باز می گردد!


توصیه ء ایمنی:
از هیدرات پالتو پوست می توان برای تبدیل انواع سخت این عنصر به نوع نرم استفاده کرد.

خانم ها به چه چیزی شباهت دارند ؟

خانم ها مثل رادیو هستند
هر چی می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند .

خانم ها مثل شبكه اینترنت هستند
از هر موضوعی یك فایل اطلاعاتی دارند .

خانم هامثل چسب دوقلو هستند
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد، دیگر باید سیم را برید .

خانم ها مثل موتور گازی هستند
پر سر و صدا ، كم سرعت ، كم طاقت.

خانم ها مثل رعد و برق هستند
اول برق چشمهاشون می رسه ، بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل لیمو شیرین هستند
اول شیرین و بعد تلخ می شوند .

خانم ها مثل موبایل هستند
هر وقت كاری مهم پیش می آید در دسترس نیستند .

خانم ها مثل گچ هستند
اگر چند دقیقه مدارا كنید آنچنان سخت می شوند كه هیچ شكلی نمی گیرند .

خانم ها مثل كنتور برق هستند
هر از چند سالی یكبار سن آنها صفر می شود .

خانم مثل فلزیاب هستند
هرگاه از نزدیكی طلافروشی رد می شوند عكس العمل نشان می دهند !

 

اصطلاحات رایج:

زنجیر: بیان کننده زنی است که مرتب بیخ گوش شوهر، مادر، پدر، برادر، همکلاسی، استاد و ... جیر جیر میکند.

ارزن: معرفی زنی است که ... میزند. در ضمن صدای چهارپا نیست چون اگر منظور چهارپا بود که خودمان ذکر میکردیم!

زنگوله: معرفی زنی است که خیلی گوله و ازدواج با این افراد به مردان توصیه میشود، راحتی، زندگی، عشق، حال، ... .

برخی خانم ها مثل چی هستند ؟

زن اوستا: زنی است که استاد دانشگاه است.

زن بابا: مامانی

زنیکه: زنی است که فقط یک ورژن از آن موجود است، بی همتا.

راه زن: راهیکه مخصوص زنان باشد، راه بسیار خطرناک.

زنهار: زنی که هار باشد، مرتب شوهر، همکلاسی و ... خود را گاز بگیرد.

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 17:32 |
تولد نوزادي كه پدر و پدربزرگش يكي بود
دختر استراليايي كه از پدرش صاحب فرزند شده، پس از اقرار به عشق نامشروعشان در يك برنامه تلويزيوني مردم كشورش را متحير كرد.

به گزارش ايسنا، اين پدر و دختر پس از چند سال ارتباط عاشقانه با يكديگر، صاحب فرزند شده‌اند.

جان ارنست ديوز 61 ساله و دختر وي جنيفر آن ديوز 39 ساله در برنامه 60 دقيقه‌اي شبكه تلويزيوني كانال ناين اظهار كردند كه در سال 2000 به يكديگر علاقه‌مند شدند.

كودك اين پدر و دختر كه دومين فرزند آنهاست، هم‌اكنون 9 ماه دارد. فرزند نخست آنها كه در سال 2001 متولد شد، چند روز پس از تولد در اثر نارسايي قلبي درگذشت.

جان سه دهه قبل از مادر جنيفر جدا شد. جنيفر در اين برنامه تلويزيوني اظهار كرد: ما فقط از مردم ذره‌اي احترام و درك مي‌خواهيم.

دختر 9 ماهه اين پدر و دختر، سيلسيت نام دارد كه جان هم پدر و هم پدربزرگ وي محسوب مي‌شود. اين كودك كه در اين برنامه نشان داده شد در سلامت كامل است.

جان درباره اين اقدام مي‌گويد: من مي‌دانم كه رابطه‌ام با دخترم غيرقانوني است، اما احساسات بر من غلبه كرده‌ است.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:15 |

مجموعه ی 4 فیلم 2007

و باز هم سری جدید از فیلم های پر طرفدار و پر فروش جهان

Harry potter 5



هری پاتر 5



Shrek 3



شرک 3



Spiderman 3



اسپایدرمن 3



Fantastic4 2



 



پیشنهاد می کنم حتما این فیلم را خریداری کنید و از دیدن آنها لذت ببرید




قیمت: 8000 تومان

روش خرید: شما برای خرید محصول فوق میتوانید با تکمیل فرم خرید پستی، ابتدا سفارش خود را درب منزل یا محل کار در هر جای ایران تحویل گرفته و سپس پول آن را به مامور پست بدهید.

خرید پستی

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 18:30 |

زندگینامه دکتر محمود احمدی نژاد

دكتر محمود احمدی‌نژاد سال1335 در شهرستان گرمسار به دنيا آمد،

پدر ايشان آهنگر بوده و هفت فرزند داشت، محمود احمدی‌نژاد فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگی به همراه خانواده خود از آن شهرستان كوچ كرده و در تهران اقامت گزيدند، وی دوران تحصيلات خود را تا مقطع پايان متوسطه در مدارس تهران از جمله مدرسه سعدی و دانشمند پشت سرگذاشته و با كسب رتبه 130 از كنكور سراسری قبول شده و در سال 1354 در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالی را شروع كرد، در سال 1365 در مقطع كارشناسی ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 68 نيز به عضويت در هيأت علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمده و در سال 1376 نيز موفق به دريافت مدرك تحصيلی دكترای مهندسی و برنامه‌ريزی حمل و نقل ترافيك شد، ايشان ضمن تدريس در دانشگاه مذكور استاد راهنمايی دهها پايان نامه معتبر و علمی كارشناسی ارشد در زمينه‌های مختلف مهندسی بوده است.
محمود احمدی‌نژاد پيش از پيروزی انقلاب اسلامی در كسوت دانشجو با شركت در مجالس مذهبی و سياسی وارد فضای سياسی جامعه شد و با مشاركت در تهيه و توزيع اعلاميه‌های روشنگر قدم در راه خيل مبارزان انقلاب گذاشت، وی پس از پيروزی انقلاب اسلامی از پايه‌گذاران انجمن اسلامی دانشجويان بود.
دكتر احمدی‌نژاد از مرداد سال 1358 به عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت برای شركت در جلسات به حضور حضرت امام (ره)مشرف می‌شد، كه استمرار اين جلسات در حضور مقام‌معظم‌رهبری زمينه شكل‌گيری شورای اوليه دفتر تحكيم وحدت را مهيا كرد.
ايشان با شروع جنگ تحميلی به منطقه غرب شتافت و تا سال 1364 در فعاليت‌های پشتيبانی منطقه تلاش كرد و در سال 1365 داوطلبانه به تيپ ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پيوسته و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عمليات برون مرزی كركوك شركت نمود و بعد از آن نيز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشگر 6 ويژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استانهای غربی كشوربه خدمت پرداخت.
دكتر احمدی‌نژاد در دهه شصت، چهارسال به عنوان معاون و فرماندار ماكو و خوی و همچنين 2سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهای آذربايجان و كردستان را نيز پشت سرگذاشته و از سال 1372 در شرايطی كه به عنوان مشاور فرهنگی وزير فرهنگ و آموزش عالی فعاليت می‌كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. ايشان در كنار راه‌اندازی تشكيلات اداری استان سه سال پی در پی بعنوان استاندار نمونه كشور انتخاب شد، استانداری اردبيل در زمان مديريت ايشان عليرغم محدود بودن فصل كار عمرانی به دليل سردسيری منطقه، در سالهای 74 و 75 طبق رده‌بندی سازمان برنامه‌ و بودجه در زمينه فعاليت عمرانی به عنوان استانداری برتر شناخته شد.
دكتر احمدی‌نژاد پس از بازسازی 7500 واحد مسكونی تخريب شده در جريان زلزله كه در طول مدت كوتاه 7ماه صورت گرفته بود، مورد تقدير قرار گرفت.
محمود احمدی‌نژاد در مهرماه سال1376 به دوره خدمت در استانداری اردبيل پايان داده و از آن پس تا كنون به عنوان عضو هيأت‌علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت مشغول تدريس و انجام فعاليت‌های مختلف علمی، فرهنگی، سياسی و اجتماعی بوده است. وی در 13 ارديبهشت ماه سال1382 طبق مصوبه دويست و چهل‌و هفتمين جلسه متناوب و دومين جلسه اعضاء دوره دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار تهران انتخاب شد و دوره‌ ديگری از تجربه خدمتگزاری خود را در كلان شهر تهران آغاز نمود.
 

سوابق و تجربيات ذيل را نيز می‌توان به متن زندگينامه وی اضافه كرد:

- روزنامه‌نگاری.
- مؤسس و عضو انجمن تونل .
- عضو انجمن مهندسين ايران.
- عضو انجمن مهندسين راه و ترافيك آسيا و اقيانوسيه .
- عضو اولين شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علم و صنعت .
- عضو اولين شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجويان دفتر تحكيم وحدت .
- عضو شورای مركزی جامعه اسلامی مهندسين .
- عضو شورای مركزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:55 |
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى  مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه  العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل  آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.

هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى

اندكـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الكریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه  علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله  سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى  یثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله  العظمى حاج شیخ عبدالكریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام  برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم  گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـكـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به  تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد  محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.

امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سركشـى مى كردیـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـورى پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .
در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یكـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـكریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـمیـنى كه با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمینـى كه با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل مى كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب كـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران  مىآمد .
امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش كه تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمیـنى بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریكـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حكیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.

تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت كرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمینى در نجف در شرایطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلكه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد كرده است. ولى هیچیـك از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .
امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یكى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیكـهایى بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قیام 15 خـرداد فـرا مى خواند .
امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعید، علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .
اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنى امام خمیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگرى امام خمیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادى در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیارى از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینى طـى تلگرافى به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پیـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـى بـود. فریادهاى درود بر خمینـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـاى چـریكـى متلاشـى شـده وشخصیتهاى مذهى و سیاسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژیم بودند .
شاه در ادامه سیاستهاى مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغییر داد. امام خمینى در واكنیشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـى پایـه شاهنشاهـى داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخى هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوى مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـى و لغو تـاریخ شاهنشاهى شد .

اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم

امام خمینـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پیامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه باید مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جایـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خیزند .
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفى خمینى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خیزش دوباره حـوزه هاى علمیه و قیام جامعه مذهـبى ایران بـود. امام خمینى در همان زمان به گـونه اى شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفیـه الهى نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله اى تـوهیـن آمیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قیام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشیـده شـدند . شاه علیـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند .
او بسیج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتاى نظامـى ارزیـابـى مى كرد .

هجرت امام خمینى از عراق به پاریس

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .
و دو روز بعد در منزل یكى از ایرانیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــى تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .
امام خمیـنى در دیـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابینه بختیار در روز 26 دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیجید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبى پرداختند

بازگشت امام خمینى به ایران
پس از 14 سال تبعیـد

اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنید اشك شوق فرو مى ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمینى تصمیـم خویـش را گرفته و طى پیامـهـایى به مردم ایران گـفـته بـود مى خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگى ژنرال هایزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظیـم و غیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهاى غربـى نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد كردند .

رحلت امام خمینى
وصال یار، فراق یاران

امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گریه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش ، فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند .
شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید.
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایى پدید آورند كه در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریكایى و غربـى را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند .
شایـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپارى پیكر مطهر امام خمینـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایى كه یكـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد ، مشكلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست .
روز چهاردهم 1368 ، مجلس خبرگان رهـبـر تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند .
اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردى كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .
پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمینى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

 

زندگى امام به روایت امام

متن زیر فرازهائى از زندگى حضرت امام خمینى - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامى ایشان حضرت حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است:

بسمه تعالى

به حسب شناسنامه شماره : 2744  تولد: 1279 شمسى در خمین، اما در واقع 20 جمادى‏الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق اول مهر 1281 شمسى است. (18 جمادى‏الثانى 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است)

نام خانوادگى: مصطفوى; پدر: آقا مصطفى; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانسارى الاصل و خمینى المسكن)

صدور در گلپایگان به وسیله صفرى‏نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهاى ابتدایى سپس در خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدى (دایى) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقاى نجفى خمینى منطق شروع و نزد حضرت‏عالى (×) ظاهرا (سیوطى و شرح باب حادى عشر و) منطق و مسلما در مطول مقدارى. در ادراك كه سنه 1339 قمرى براى تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد على بروجردى مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانى منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكى شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت ‏الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمرى بود) هجرت آیت‏الله حائرى به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسى است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانى موسوم به آقا میرزا محمد على و سطوح را نزد مرحوم آقاى حاج سید محمد تقى خوانسارى مقدارى و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید على یثربى كاشانى تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت ‏الله حائرى (حاج شیخ عبدالكریم) مى‏رفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینى و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا على اكبر یزدى. و عمده استفاده در علوم معنوى و عرفانى نزد مرحوم آقاى آقامیرزا محمد على شاه‏آبادى بوده است پس از فوت مرحوم آقاى حائرى با عده ‏اى از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقاى بروجردى - رحمة‏الله - به قم آمدند براى ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقاى بروجردى عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضاى آقایان; مثل مرحوم آقاى مطهرى به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفى معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسى، صبیه حضرت آقاى  حاج میرزا محمد ثقفى طهرانى.

تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفى، متولد: 1309 شمسى; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد.

پی ‏نوشت:

× منظور آیت الله پسندیده مى‏باشند.

 

روز شمار برخی مبارزات و تبعیدهای حضرت امام خمینى (ره)

16 مهرماه سال 1341
جلسه مهم حضرت امام خمینى (ره) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ایالتى و ولایتى

11 آذر ماه سال 1341
لغو تصویبنامه ساختگى انجمنهاى ایالتى و ولایتى به دنبال مبارزات پیگیر حضرت امام خمینى (ره) و صدور پیام حضرت امام خمینى (ره) در مورد ختم این غائله

2 بهمن سال 1341
تحریم رفراندوم غیر قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمینى (ره)

2 فروردین ماه سال 1342
فاجعه خونین مدرسه فیضیه به دست عمال رژیم شاه

15 خرداد سال 1342
دستگیرى شبانه حضرت امام خمینى (ره) . قیام تاریخى ملت ایران در اعتراض به دستگیرى حضرت امام (ره)

4 تیرماه سال 1342
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد.

21 فرودین سال 1343
سخنرانى تاریخى حضرت امام خمینى (ره) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.

4 آبان 1343
سخنرانى كوبنده حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت طرح اسارتبار كاپیتولاسیون.

13 آبان 1343
بازداشت و تبعید حضرت امام خمینى (ره) به تركیه

21 آبان سال 1343
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از آنكارا به بورساى تركیه

13 مهرماه سال 1344
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از تركیه به بغداد

16 مهرماه 1344
حركت امام خمینى (ره) از سامرا به كربلا بعد از تبعید به عراق

23 مهرماه 1344
ورود و استقرار حضرت امام خمینى در نجف بعد از تبعید به عراق

23 آبان 1344
شروع درسهاى حوزه‏اى حضرت امام خمینى در نجف پس از تبعید به عراق

12 اردیبهشت 1356
پیام حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت چهلم شهداى قم

2 مهرماه 1357
محاصره منزل حضرت امام خمینى (ره) توسط نیروهاى بعثى عراق

10 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به سوى كویت

13 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به فرانسه

12 بهمن 1357
بازگشت امام خمینى (ره) به میهن اسلامى پس از 15 سال تبعید.

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:42 |

چهره‌های مشهور سینما و تلویزیون و خوانندگان و ورزش‌کارهای معروف در کنار کار در رشته‌ای که به آن شناخته شده‌اند، حرفه‌های دیگری را هم تجربه می‌کنند؛ از قبیل:


 
 

1- محمدرضا گلزار --- کلوب زیبایی

2- بهرام رادان --- کافی شاپ

3- پرویز پرستویی --- کارمند دادگستری (قبلاً)

4- پژمان بازغی --- فروش اقساطی خودرو

5- رضا صادقی --- کافی شاپ

6- علی لهراسبی --- تبلیغات

7- تهمینه میلانی --- معماری داخلی

8- قاسم افشار --- آهن فروشی

9- رضا کیانیان --- مجسمه سازی

10-حسین زمان --- استاد دانشگاه

11- یوسف تیموری --- فروشگاه لوستر فروشی


12- مهتاب کرامتی --- مزون لباس

13- محمد سلوکی --- پیک موتوری و نمایندگی پارس

14- نیما مسیحا --- کارخانه تولید واکس

15- فتحعلی اویسی --- کارمند شبکه اول سیما (قبلاً)

16- لیلا حاتمی --- کافی شاپ

17- محمود شهریاری --- فروش اشیاء عتیقه (قبلاً)

18- بهنوش بختیاری --- منشی صحنه

19- ساعد هدایتی --- کارمند بیمارستان

20- رضا رشیدپور --- محاسبات ساختمانی

21- امین تارخ --- آموزشگاه بازیگری

22- سید محمد حسینی --- معاملات املاک در امارات

23- بهرام شفیعی --- ساخت و ساز

24- مریلا زارعی --- تجارت

25- سیدجواد یحیوی--- کشت گندم

26- علیرضا دبیر --- فروشگاه شکلات

27- رامبد جوان --- تبلیغات

28- مانی رهنما ---- تدریس آواز و مربی دوچرخه سواری

29- مریم کاویانی --- پرستار

30- نیکی کریمی --- مترجم

31- شبنم قلی‌خانی --- مدرس دانشگاه

32- مرتضی حیدری --- سهامدار بانک

33-هرمز شجاعی مهر – سردبیر خانواده سبز

34- سیدمحمدرضا حسینیان --- سردبیر زندگی ایده‌آل

35- لاله صبوری --- مدیر رستوران (قبلاً)

36- حمید غلامعلی --- کارمند بانک

37- رضا عطاران --- آتلیه عکاسی

38- مجید اخشابی --- استودیوی تولید موسیقی

39- مهرداد میناوند --- معاملات املاک در امارات

40- بهاره رهنما --- نویسنده

41- حسین رفیعی --- آتلیه نقاشی

42- محمد نصرتی --- فروشگاه لوازم صوتی و تصویری

43- پوریا پورسرخ --- طراحی فضای سبز

44- شاهین آرین --- تالار پذیرایی

45- سپند و کمند امیرسلیمانی --- آتلیه عکاسی

46- حسن جوهرچی--- تبلیغات

47- علی دهکردی --- دفتر فیلمسازی

48- حمید استیلی --- بوتیک

49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحی داخلی

50- امیر تاجیک --- مهندسی بدنه هواپیما (قبلاً)

51- سید جواد هاشمی --- معلم

52- مریم امیرجلالی --- حسابدار

53- کریم باقری --- نمایشگاه اتومبیل

54- علی مصفا --- کافی‌شاپ

55- مرجان شیرمحمدی --- نویسنده

56- مسعود کیمیایی --- مدرسه فیلمسازی

57- حمید خندان --- کافی شاپ

58- داریوش مهرجویی --- مترجم

59- علیرضا افتخاری --- ساخت و ساز

60- اندیشه فولادوند --- تجارت

61- خشایار اعتمادی --- ساخت و ساز

62- نگار جواهریان --- روزنامه‌نگار

63- لاله اسکندری --- صنایع دستی

64- افشین یداللهی --- روانپزشک

65- گلاب آدینه --- کلاس بازیگری

66- محمد اصفهانی --- ساخت و ساز

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 0:20 |

سروش هیچ کس : 09123045650

 رضا پیشرو : 09126275862

 حسین تهی : 093295101۱۱

 سینا نرگال : 09125342749

 حسین ابلیس : 09156437687

 سامان فینچر : 09125342749

ابوالفضل خیانت : 09352484339

 بابک تیغه : 09122276501

 امیر تتلو : 09123702067

 پارسا دیاکو : 09121395668

 شاهین فلاکت : 09329169569

 ساسی شیدی : 09124617732

 آهورا : 09122347680

 حسام استپس : 09122796320

 پویا داگی : 09126336769

پارازیت : 09111544572

بیباک : 09126543287

سعید توپاک : 09125879347

داریا : 02177459712

مهدی ترور : ۰۹۳۵۴۹۴۵۸۴۵

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:54 |

عکس پسر بی نظیر بوتو به همراه دو دخترروزنامه انگلیسی زرد “دیلی میل” در گزارشی ادعا کرد: “بیلاوال زرداری” پسر “بی نظیر بوتو” نخست وزیر اسبق پاکستان در دوران دانشجویی خود در دانشگاه آکسفورد انگلیس، فردی الکلی بوده و روابط آزادی با دختران داشته است.

به نوشته عصر ایران این روزنامه می نویسد: مسلمانان قطعا از تماشای رهبر جدید حزب مردم پاکستان در آغوش دو دختر که یکی از آنها خود را دوجنسی می نامد، شوکه خواهند شد.

گرچه سندی از الکلی بودن پسر بوتو در دست نیست، اما وی قطعا با دو تن از دوستان دختر خود در جریان یک میهمانی جنجال برانگیز به عیاشی و عشرت پرداخته است.
این روزنامه می افزاید: “بیلاوال” در مکانی تحصیل کرده که با زادگاهش تفاوت های فراوانی دارد. در پاکستان مشروب خواری ممنوع است و همجنس بازی غیرقانونی قلمداد می شود. همچنین دوستی دختران و پسران نیز در این کشور تحت کنترل قرار دارد.

پسر بوتو به همراه دوستان دختر خود در جشن سالانه ای شرکت کرده که دانشجویان در جریان آن می توانند هر چقدر می خواهند مشروبات الکلی مصرف کنند. این جشن از طرف انجمن تمام مردانه ای در کالج “کرایست چرچ” آکسفورد برگزار می شود که دانشجویان پولدار حامی و طرفدار آن هستند.

گروه مذکور، این میهمانی را سالی یکبار برای افراد غیر عضو برگزار می کند تا پول لازم برای میهمانی شام اعضای برخوردار از امتیاز خود را جمع آوری کند.
همه ساله تنها تعدادی از دانشجویان “کرایست چرچ” اجازه ورود به این میهمانی را به دست می آورند و در ابتدا مجبور می شوند که یک قوطی پرت (شراب قرمز و شیرین) و ۸ پاینت آبجو را سر بکشند.

پسر بوتو به همراه دوستانش جزو صدها دانشجویی بودند که در میهمانی اخیر این انجمن مشاهده شده اند.

“بیلاوال” در ماه سپتامبر برای مطالعه رشته تاریخ به “کرایست چرچ” وارد شد. وی پس از ترک پاکستان به همراه مادرش، در دبی بزرگ شد. وی در آکسفورد هرگز عضو انجمن دانشجویان مسلمان نبود و از شرکت در مراسم اجتماعی که در جریان آن تنها مقداری اندکی مشروبات الکلی سرو می شود، پرهیز می کرد.

کلیدی : عکس پسر بی نظیر بوتو و دو دختر + عکس مستهجن پسر بی نظیر بوتو در پارتی + عکسهای ترور بی نظیر بوتو

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 14:3 |
163410.jpg

 

قطبى اولين كسى بود كه بعد از شكست برابر سپاهان به مرخصى رفت؛ البته پس از اتمام حجت با مدير عامل! او از همان روزى كه پيشنهاد پرسپوليسى ها را دريافت كرد، از خبرنگاران ايرانى مى شنيد كه بايد مراقب «يكنفر» باشد؛ اما شايد چرايش را نمى دانست. حالا كه يك نيم فصل از ليگ گذشته، قطبى بهتر از همه مى داند كه اطرافش چه مى گذرد. او فهميده كه هيچ بازيكنى در تيم، پشت سر او نيست و ستاره هايى چون نيكبخت، شيث، خليلى، آقايى، نصرتى و … بيش از آنكه از او حرف شنوى داشته باشند، ترجيح مى دهند حامى ديگران باشند!
افشين قطبى كه پيشتر مى گفت به عنوان يك مربى حرفه اى هرگز با بازيكنانش صميمى نخواهد شد، شايد حالا به خوبى به اين مسأله پى برده كه در فوتبال ايران اول بايد با بازيكنان رفاقت كرد و بعد به فكر موفقيت بود.
او امروز، بيش از هميشه فضاى حاكم بر پرسپوليس را سنگين مى بيند و به همين خاطر است كه پس از اخراج مرزبان، به دنبال راهى است براى كنار گذاشتن نفرات ديگرى كه در تمرينات كارشكنى مى كنند.
اين، برنامه اى بود كه قطبى پس از ديدار با پاس همدان قصد اجرايش را داشت، اما آقاى مديرعامل بار ديگر مقابل او ايستاد. حالا شرايط از هميشه بحرانى تر است و اختلافاتى كه هفته ها در پس پيروزى هاى پرسپوليس پنهان شده بود، با شكست برابر سپاهان بيش از پيش عيان شده و نيكبخت هم با حضور در برنامه تلويزيونى نود مهر تاييدى زد بر همه اختلافات. او در واقع ثابت كرد كه اختلافات موجود در تيم، بيش از آنى است كه تصور مى شود!
همه اين مسائل افشين قطبى را مجاب كرد كه با اصرار بيشترى، اخراج مخالفان را از مديرعامل بخواهد. وقتى پرسپوليس نيم فصل نخست را با تحمل اولين شكست برابر سپاهان به پايان برد، كاشانى و قطبى دور از چشم ديگر اعضاى كادر فنى روبروى هم نشستند تا آخرين حرف هايشان را بزنند. سرمربى نمى خواهد نيم فصل دوم را نيز با همين دردسرها به پايان برساند. او آمده كه اتمام حجت كند و به همين خاطر خطاب به كاشانى مى گويد: »وقتى برگشتم فلانى و فلانى نباشند؛ همچنين نه شيث را مى خواهم، نه مامانى را.» قطبى اين را قاطعانه مى گويد و وقتى مخالفت مديرعامل را مى بيند، تهديد را جايگزين درخواست مى كند: »يا اين ۴ نفر را اخراج كنيد يا اينكه من ديگر برنمى گردم.» كه البته اين تهديد چندان جدى تلقى نخواهد شد چون قطبى تا پايان فصل حاضر به ترك پرسپوليس نيست.

163389.jpg

 

كاشانى سعى دارد قطبى را منصرف كند اما او تصميم اش را گرفته و اين بار به هيچ قيمتى حاضر به كوتاه آمدن نيست. شايد او نمى داند كه عده اى از اين جمع، از نزديك ترين دوستان مديرعامل هستند و رودربايستى، تنها دليلى است كه حبيب كاشانى را تا امروز در قبال رفتارهاى آماتور عده اى به سكوت واداشته است. اينكه حبيب كاشانى به عنوان مديرعامل چه تصميمى مى گيرد، فعلا معلوم نيست اما آنچه قطعى به نظر مى رسد اينكه ادامه همكارى؛ اين رويه هرگز به سود پرسپوليس نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 2:21 |
- محمدرضا گلزار --- BMW

2- محمدرضا شريفي نيا --- زانتيا و سيناد

3- تهمينه ميلاني --– پرادو

4- مسعود ده نمكي --– پژو 206

5- پرويز پرستويي –-- پرشيا

6- بهرام رادان --– لندكروزر

7- پوريا پورسرخ --– پاترول

8- علي لهراسبي --– پرادو

9- كامبيز ديرباز –-- كوراندو

10- محمد اصفهاني --– تويوتا كمري و سوناتا و پژو 405

11- سيد جواد هاشمي --– آزرا

12- فيروز كريمي –-- آزرا

13- امين حيايي –-- رنج رور

14- نفيسه روشن –-- رنو PK

15- حسين رضازاده –-- ماكسيما

16-رضا رشيدپور --– تويوتا كمري

17- محمدرضا فروتن --– پژو 206

18- نيكي كريمي –-- پاترول

19- شهاب حسيني --– ريو

20- محمود شهرياري --– ماكيسما و ماتيز

21- طناز طباطبايي --– اپل كورسا

22- امين تارخ --– پرادو

23- مهدي سلوكي –-- پرشيا

24- حميد گودرزي --– سانتافه

25- حسن پورشيرازي –-- مگان

26- حامد كميلي –-- پاترول

27- حميدرضا پگاه –-- پژو 206

28- حسين رفيعي –-- رونيز

29- رضا صادقي --- پژو 206

30- سعيد راد --- كوراندو

31- زيبا بروفه --- پژو 206

32- حسن جوهرچي --- پژو 206

34- علي نصيريان --– ورنا

35- پانته آ بهرام --- پرايد

36- مريلا زارعي --- سمند

37- رضا كيانيان --- پاترول

38- كاوه سماك باشي --- پرشيا

39- امير نوري --- پرشيا

40- ابوالفضل پورعرب --- پرشيا

41- امير تاجيك --- زانتيا

42- جواد رضويان --- سوزوكي و پژو 206

43- رامتين خداپناهي --- پژو 206

44- امير جعفري --- پرادو

45- مجتبي كبيري --- پرشيا

46- عليرضا دبير --- پژو 206

47- علي دايي --- بنز و پرادو

48- نيوشا ضيغمي --- پژو 206

49- باران كوثري --- سمند

50- احسان خواجه اميري --- مزدا 323

51- شاهين آرين --– سوناتا

52- اشكان خطيبي --- پژو 206

53- حميد لولايي --- دوو سي يلو

54- مهران مديري --- پرادو

55- حميد عسگري --- GEN2

56- بروز ارجمند --- مزدا 323

57- مسعود روشن پژوه --- پرادو

58- حسام الدين سراج --- پژو 206

59- بهروز افخمي --– پژو 405

60- احمدرضادرويش --- پژو 405

61- محمد سلوكي --- پژو 405

62- احسان عليخاني --- پژو 405

63- مسعود كيميايي --- پاترول

64- مجيد اخشابي --- پرشيا

65- قاسم اقشار --- ماكسيما

66- جمشيد مشايخي --- پژو 405

67- رضا عطاران --- پژو 206

68- مجيد صالحي –-- پرشيا

69- محمد نصرتي --– ماكسيما

70- ايرج نوذري –-- پژو 206

71- مريم كاوياني --- پژو 206

72- عليرضا نيكبخت واحدي --- BMW

73- نگار فروزنده --- دوو سي يلو

74- شيث رضايي --- بنز

75- سپند اميرسليماني --- پژو 206

76- عاطفه نوري --- ماتيز

77- مهسا كرامتي --- پرايد

78- مهدي مقدم--- دوو سي يلو

79- عبدالرضا اكبري --- پژو 206

80- عليرضا خمسه --- مزدا 323

81- عادل فردوسي پور --- زانتيا

82- گلشيفته فراهاني --- پرادو

83- بهزاد فراهاني --- پژو 405

84- جهانگير كوثري --- پرشيا

85- رخشان بني اعتماد --- ماتيز

86- مهتاب كرامتي --- پژو 206

87- اكبر عبدي --- گل

88- سيروس مقدم --- پژو 206

89- حسين ياري --- تويوتا كمري

90- خسرو شكيبايي --- پژو 206

91- آرام جعفري --- پژو 206

92- يكتا ناصر --- پژو 206

93- حسام نواب صفوي --- مگان

94- مهدي اميني خواه --- پژو 206

95- فرزانه كابلي --- پژو 206

96- ليلا اوتادي --- دوو سي يلو

97- حميد ماهي صفت --- اپل كورسا

98- فرزاد حسني --- ماشين ندارد

99- افشين قطبي --- سوزوكي

100- ناصر حجازي --- سوزوكي

101- علي پروين --- ماكسيما

102- امير قلعه نوعي --- بنز و پژو 405

در پايان مجدداً از انتشار اين گزارش بي محتوا پوزش مي طلبيم!

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 16:46 |

لوازم التحرير فابر كاستل انگيزه اي نو براي هر دانش آموز

وب سايت:http://www.faber-castell.com/

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 18:48 |

حدیث سلسله الذهب

مشهور است که هنگام ورود امام رضا (ع) به نیشابور جمعی از وی خواستند که حدیثی برای آنان بفرماید. امام (ع) سر خود را از هودج بیرون آورده و فرمود :

حدثني أبي موسى بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمد ، عن أبيه محمد بن علي ، عن أبيه علي ابن الحسين ، عن أبيه الحسين سيد شباب أهل الجنة ، عن أبيه أمير المؤمنين عن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، قال : أخبرني جبرئيل الروح الامين ، عن الله ( تقدست أسماؤه وجل وجهه ) قال:

 لااِله اِلا اللهُ حصنِی فَمَن دَخَلَ حصنی أمِنَ من عذابی. قالَ فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةّ نادانا: بشروطِها و اَنا من شروطِها

شنیدم خداوند عزّ و جلّ فرمود : کلمه «لااله الا اللّه» حصار من است پس هر کس به حصار من داخل گردد از عذاب من ایمن خواهد بود،  هنگامیکه مرکب ایشان حرکت کرد آن حضرت بآواز بلند فرمودند: این شروطی دارد و من خود از جمله شروط آن هستم.

برای دیدن حرم امام رضا (ع) به طور مستقیم اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 22:42 |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 13:15 |
رمز آرامش در 60 گام
 

گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده را تهیه کنید.

گام2: هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.

گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنی! د ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید.

گام4: هر روز به جمله های زیر و جملاتی از این قبیل فکر کنید.

?       تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.(تئودور روزولت)

?       روزی شخصی بودایی را فحش و ناسزا میداد ، بودا به وی گفت:از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر میکنم!اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم ، راستی اگر کسی به من هدیه ای دهد و من هدیه را قبول نکنم به چه کسی تعلق خواهد داشت؟

?        خواه فکر کنید کاری را میتوانید انجام دهید ، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید ، همیشه حق با شماست.(هنری فورد)

?       عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.

?       قلمرو خد! اوند درون ما انسانهاست.

?       هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.

?       به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.

?       از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.

گام5: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.

گام6: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.

گام7: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.

گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید ، نه بیش از اندازه.

گام9: در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.

گام10: در روز عشق(والنتاین)برای خودتان کارت تبریک بخرید.

گام11: هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و با خدا راز و نیاز کنید.

گام12: هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.

گام13: با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.

گام14: خود را در آیینه نگاه کنیدو از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گذار باشید.

گام15: اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.

گام16: در هدف گذاری واقع بین باشید.

گام17: وسواس را از زندگی خود حذف کنید ، در این صورت هیچ کاری نمیتوانید انجام دهید.

گام18: برای خود تعهد مشخص کنید و به آن وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو آن که نتیجه دلخواه شما نباشد.

گام19: همیشه لبخند بزنید.(لبخند و خنده تفاوت دارند)

گام20: تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.

گام21: هنر سوال کردن را بیاموزید.

گام22: برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.

گام23: شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت است! و ضروری در زندگی است.پس هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.

گام24: ده بار تنفس عمیق بکشید.

گام25: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.

گام26: گاهی اوقات تند تند راه بروید.

گام27: وقتی در کاری موفق می شوید،با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.

گام28: استفاده از فرصت ها را بشناسید.

گام29: برای خودتان گل بخرید.

گام30: هر وقت احساس تنش کردید ، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.

گام31: تکرار! عبارات تاکیدی را فراموش نکنید.برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است.

?  هر روز هر قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.

?  من این وضعیت را به عشق الهی می رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.

?  نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.

?  من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.

?  من مسئول تمام اتفاقاتی که برایم می افتد هستم.

?  من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت امگیز برایم رخ دهند.

?  امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.

?  اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد،نور درونم از من حمایت می کند.

?   من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.

?   با هر دم و بازدم خدا را شکر میکنم.

گام32: به هر آهنگی که دوست دارید گوش دهید و با آن برقصید.

گام33: نعمت سلامتی خود را قدر بدانید.

گام34: هنر نه گفتن را بیاموزید.

گام35: هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.

گام36: هر چند وقت یکبار خانه تکانی کنید.

گام37: آمدن بهار را جشن بگیرید.

گام38: کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.

گام39: هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.

گام40: از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.

گام41: خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.

گام42: سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.

گام43: گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.

گام44: حیوانات اهلی و دست آموز را نوازش کنید.

گام45: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.

گام46: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.

گام47: به پارک رفته و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.

گام48: زمانی که زیر دوش می روید آواز بخوانید.

گام49: سالی دو مرتبه خون بدهید.

گام50: نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.

گام51: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.

گام52: شکر گزار باشید.

گام53: هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود و زیستن در الان جاودان را بیاموزید.

گام54: مدتی از وقت خود را به کتابخوانه بروید و کتاب بخوانید.

گام55: یک روز در هفته گیاه خواری کنید.

گام56: قبول کنید که انسان جایز الخطا است.

گام57: یک مهارت جدید بیاموزید.

گام58: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.

گام59: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.

گام60: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 14:58 |
سلام دوستان

چند روز است که خبر هایی مبنی بر اینکه موبایل دار ها در تهران می توانند تلویزیون را روی موبایل خود دریافت کنند از طرف مخابرات منتشر شده است . اما به همین راحتی ها هم که فکر می کنید نیست !

به گفته ی مسئولین این سیستم به صورت آزمایشی در تهران فعال شده و در حال حاضر قابل دسترس است . اما ابهامات زیادی در مورد این خبر برای مردم ایجاد شده است .

2- چه گوشی هایی این قابلیت را دارند ؟

گوشی های کمی این قابلیت را پشتیبانی می کنند ، به عنوان مثال گوشی های Nokia n92 و برخی از مدل های ساژم این قابلیت ، یعنی دریافت دیجیتالی شبکه های تلوزیونی را دارند، زیرا دریافت دیتای دیجیتال نیازمند قطعه ای کوچک به نام DVB است . البته بی شک یک نرم افزار نیز برای مدیریت این قطعه وجود دارد .

DVB چیست ؟قطعه ای که دریافت دیتای دیجیتال را امکان پذیر می کند (البته این توضیح ساده ای است)، دی وی بی مختص به موبایل نیست و کاربردها و انواع گوناگونی دارند ، در کنار ماهواره هایی که قرار است به کامپیوتر وصل شوند نیز قطعه ای به این نام و قابلیت وجود دارد ، این قطعه روی کارت PCI مادربود می نشیند .موبایل نیز باید این چنین قطعه ای را البته در اندازه کوچک تر داشته باشد تا دیتای دیجیتال را تشخیص دهد و آنرا برای شخص قابل مشاهده سازد . تعداد خیلی کمی از گوشی های رایج در دست مردم ایران این قابلیت را دارند ، پس زیاد امیدوارد نباشید ! البته قرار است نام تمام گوشی هایی که این قابلیت را دارند به زودی منتشر شود .

3- آیا هزینه ای برای افراد دارد یا خیر ؟

طبق خبر های اعلام شده و بررسی چند فروم و پرسش متوجه شدم که هزینه ی آبونمان برای این سرویس مبلغی در حدود 5000 تومان است و برای مشاهده ی هر شبکه نیز مبلغی جدا به آن اضافه خواهد شد . آیا شما حاضرید این مقدار زا بپرازید ؟ البته اگر گوشیتان قابلیتش را داشته باشد !

باید ها ونباید ها : .وقتی شرکت مخابرات هنوز سرویس های ضروری را راه اندازی نکرده است به فکر پخش دیجیتالی تلویزیون روی موبایل است ، این سرویس در جای خود بسیار خوب است ولی وقتی هنوز ما به سرویس های مهم تری مثل : MMS,VMS,GPRS نیازمند هستیم ، راه اندازی پخش تلویزیون روی موبابل ضرورتی ندارد، اولویت با این سرویس نیست ! اگر مخابرات دنبال فناوری و پیشرفت است باید به فکر سرویس های مهم تری باشد . شاید هم این یک اظهار به پیشرفت و تبلیغات است !

موفق باشید

خدانگهدار

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 15:40 |

موبایل رایگان؟؟؟؟؟؟؟

 PS2،3 ,Wi رایگان؟؟؟؟؟؟؟ 

بهترین mp3 پلیرهای جهان اونم رایگان؟؟؟؟؟؟؟

مگه میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به ادامه ی مطلب برید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 15:30 |
  • چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.  
  • شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند. 
  • عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.  
  • مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد. 
  • روشنايي قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه ميباشد.  
  • يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.  
  • قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.  
  • اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.  
  • كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.  
  • قلب ميگو در سر آن واقع است. 
  • گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند 
  • يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلوكتري به فضاي اطراف پرتاب كند. 
  • داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.  
  • سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.  
  • آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.  
  • تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.  
  • عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.  
  • تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.  
  • موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.  
  • مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد.و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند. 
  • فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.  
  • جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند. 
  • 80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد. 
  • قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلنتر ميگردد.  
  • بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.  
  • عمومی‌ترین نام در جهان محمد است.
  • اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد.
  • مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.
  • کلمه «ماشین‌تحریر» (TYPEWRITER) طولانی‌ترین کلمه‌ای است که می‌توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.
  • چشمک زدن زنان، تقریباً دوبرابر مردان است.
  • شما نمی‌توانید با حبس نفستان، خودکشی کنید.
  • محال است که آرنج‌تان را بلیسید.
  • وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» میگویند، چرا که وقتی عطسه می‌کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می‌ایستد.
  • خوک‌ها به لحاظ فیزیک بدنی، قادر به دیدن آسمان نیستند.
  • وقتی که به شدت عطسه می‌کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
  • جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
  • تنها غذایی که فاسد نمی‌شود، عسل است.
  • کروکودیل نمی‌تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
  • حلزون می‌تواند سه سال بخوابد.
  • تمامی خرس‌های قطبی چپ‌دست هستند.
  • در سال 1987 خطوط هوایی «امریکن ایرلاینز» توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یک خود، چهل هزار دلار صرفه‌جویی کند.
  • پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.
  • فیل‌ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.
  • در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.
  • بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها می‌ترسند که نمی‌توانند آن‌ها را بکشند.
  • مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می‌کند.
  • قلب انسان فشاری کافی ایجاد میکند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ کند.
  • موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می‌کنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.
  • صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد.
  • استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد.
  • فندک قبل از کبریت اختراع شد.
  • نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.
  • اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!
  • 56% افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
  • غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!
  • یک سوسک می‌تواند 10 روز بدون سرش زندگی کند.
  • ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم.
  • رنگ مورد علاقه 80% از آمریکایی‌ها، آبی می‌باشد!!
  • اگر می‌خواهی از آرواره یک تمساح جان سالم به در ببری، انگشت‌هایت را در چشمانش فرو کن. فورا به ‌شما اجازه می‌دهد که فرار کنی!
  • وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می‌دهد، یعنی «باشه»!
  • در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
  • یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321
  • دکمه # (فون) که روی کیبرد می‌باشد، «اُکتُسرپ» خوانده می‌شود.
  • «گربه» تنها حیوان خانگی هست که در کتاب مقدس به آن اشاره‌ای نشده است.
  • نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
  • «Dreamt» تنها کلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!!
  • «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده می‌شد!
  • شهر مکزیک هر سال 25.5 سانتیمتر، نشست می‌کند.
  • مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی‌ است که تلویزیون می‌بینید.
  • ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد می‌کند.
  • تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «subcontinental» می‌باشد.
  • در واشنگتن‌ بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
  • به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند.
  • به زیپت نگاه کن، میبینی که روش نوشته «YKK» این نمایان‌گر شرکت « یوشیدا کوگیو کابوشی بیبایشا » است، بزرگ‌ترین تولید کننده زیپ در جهان!
  • هیچکس نمی‌داند چرا صدای اردک‌ها اکو نمی‌شود!
  • چهل درصد سود مک‌دونالد از فروش هپی‌میل‌ها ( یک وعده غذایی کامل در جعبه است، که اگه یک بار FastFood رفته باشید، میدونید چیه! ;-) بدست می‌آید.
  • لئو‌ناردو داوینچی می‌توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!
  • به دلیل اینکه فلز کمیاب بود، اسکارهایی که در طی جنگ جهانی دوم داده شد، از چوب ساخته شده بود.
  • بروس‌لی خیلی سریع بود، به طوری‌که باید فیلم را واقعا آهسته می‌کردند تا بتوانی‌ حرکاتش‌ را ببینی! * سس کچاپ در سال 1830 به عنوان یک دارو به فروش می‌رفته است.
  • لئو‌ناردو داوینچی مخترع قیچی بود، همچنین 10 سال طول کشید تا لب‌های مونالیزا را نقاشی کند.
  • وقتی پاهایت‌ را آرام بالا بیاوری و به پشت بخوابی، در ماسه فرو نمی‌روی.
  • پشه‌کش‌ها پشه را نابود نمی‌کنند، بلکه تو را مخفی می‌کنند! آن‌ها حس پشه‌ها را از کار می‌اندازند، بنابراین پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند که تو کجایی!
  • دندانپزشک‌ها توصیه می‌کنند که زمان مسواک زدن، تا 6 قدم از توالت دور شوید تا از ورورد ذرات معلقی که بوسیله هوا منتقل می‌شوند، در هنگام شستشوی دهان، جلوگیری شود.
  • صاحب اصلی کارخانه Marlboro از سرطان ریه مرد.
  • پولی که مایکل جردن سالیانه از کارخانه نایک بدست می‌آورد، از کل حقوق همه کارکنان این کارخانه در مالزی، بیشتر است!
  • Stewardesses طولانی‌ترین کلمه‌ایست که می‌توانید با دست چپ تایپش کنید.
  • فاصله بین مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
  • قلب شما روزی ۱۰۱۰۰۰ بار می تپد.
  • دهان شما روزی یک لیتر بزاق تولید میکند.
  • به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند رکورد این ماده در جهان ۷.۵ دقیقه است.
  • از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگی میشود.
  • مردان روزی ۴۰ و زنان روزی ۷۰ تار مو از دست میدهند.
  • یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن به هوش میماند.
  • عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک میزنید.
  • زنان دو برابر مردان چشمک میزنند.
  • انسان سالانه بیش از ۱۰ میلیون مرتبه پلک می زند!
  • خورشید ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمینه!
  • یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند!
  • ناخن‌های انگشتان دست، تقریبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند!
  • حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد!
  • خوردن یک عدد سیب اول صبح، بیشتر از یک فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود!
  • دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند!
  • قدیمی‌ترین آدامسی که جویده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پیش بوده است!
  • اسکیمو‌ها هم از یخچال استفاده می‌کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن!
  • سرعت آب دهانی که هنگام عطسه از دهان شما خارج میشود، حدود ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت است!
  • ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می‌کشد تا نور خورشید به زمین برسد!
  • جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز، مانع از اشک‌ریزی شما می‌شود!
  • در تایوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند!
  • یک‌چهارم استخوان‌های بدن، در پای او قرار دارد!
  • اثر لب و زبان هر کس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 0:47 |
هميشه به ياد امام هستيم، اما زماني كه ماه خرداد مي‌آيد، يادمان صد چندان مي‌شود، چرا كه امام راحلمان در چهاردهم اين ماه با زندگي بدرود گفت و عاشقان خود را تنها گذاشت.زندگي اين مرد بزرگوار تجربه‌اي براي ماست كه او را جزو الگوهاي زندگي خود بدانيم. اين مرد كه ساده‌زيستي را در زندگي خود سرمشق قرار داده بود، تا پايان عمر به همين شكل ادامه داد... اگر برگ برگ زندگي اين بزرگوار را ورق بزنيم، زندگي او نكات سودمندي را براي ما به ارمغان خواهد داشت... امام راحل روح لطيف و بزرگي داشت و به همه عشق مي‌ورزيد، به ويژه به خانواده‌اش و همسرش... آنچه كه در ادامه خواهيد خواند سرگذشت مراسم خواستگاري امام (ره) از همسرش است كه برگرفته از كتاب پا به پاي آفتاب - جلد -1 به گردآوري و تدوين اميررضا ستوده از زبان همسرش مي‌باشد...


خديجه ثقفي(قدس ايران)، در مورد ازدواج خود با امام(ره) خاطرات زيبايي بر زبان مي‌آورد: من متولد سال 1333 قمري هستم. پدرم 29 يا 30 ساله بود كه به فكر افتاد براي ادامه تحصيل به قم برود. در آن زمان من تقريبا نه ساله بودم. پدر و مادرم به قم رفتند و پنج سال در آن‌جا ماندگار شدند اما من نزد مادربزرگم ماندم. در واقع، من از اول نزد مادربزرگم مانده بودم و با او زندگي مي‌كردم. من فرزند اول پدر و مادرم بودم. وقتي آنان به قم مي‌رفتند، دو خواهر داشتم كه يكي از آنان فوت كرده بود و نيز دو برادر.


پدرم خوش تيپ و شيك و خوش لباس بود. به‌طور مثال در آن زمان، پوستين اسلامبولي مي‌پوشيد و از خانه بيرون مي‌رفت و همه طلاب تعجب مي‌كردند. با وجود اين، هم عالم بود، هم دانشمند و هم اهل علم و اهل ايمان و متدين. يادم است كه پدرم اجازه نمي‌دادند ما بدون چاقچور به مدرسه برويم. كفش‌هايمان هم بايستي مشكي و ساده و آستين لباسمان هم بايستي بلند مي‌بود.


همان‌طور كه گفتم، من با مادربزرگم زندگي مي‌كردم. نام او خانم مخصوص بود و ما به او خانم ماماني مي‌گفتيم. زماني كه خانواده‌ام در قم بودند، من و مادربزرگ، هر دو سال يك مرتبه به قم مي‌رفتيم. دو شب در راه مي‌خوابيديم. يك شب در علي‌آباد و يك شب هم در جاي ديگر. پدرم در قم خانه آبرومندي در كوچه آسيد اسماعيل در بازار اجاره كرده بود. خانه بزرگي بود كه اندروني و بيروني و حياط خوبي داشت. صاحبخانه هم تاجر معتبري بود.


آن زمان مدرسه‌اي كه در آن دروس جديد تدريس مي‌شد، كلاسي داشت كه بيست شاگرد در آن حضور داشتند. تعداد كساني كه مي‌توانستند ماهي پنج ريال بدهند، خيلي كم بود، به همين دليل فقط دختران پزشكان، تاجرها يا ... به مدرسه مي‌رفتند. ما سه خواهر بوديم كه به مدرسه مي‌رفتيم. خواهرهايم درقم درس مي‌خواندند و من در تهران. خلاصه، تا كلاس هشتم درس خوانده بودم كه صحبت ازدواج مطرح شد. همان‌طور كه گفتم، در آن مدتي كه خانواده‌ام درقم بودند، ما چند بار به آن‌جا رفتيم. يك بار ده ساله بودم، يك بار سيزده ساله و يك بار هم چهارده ساله. دفعه آخر، پدرم از مادربزرگم خواهش كرد كه من بمانم. مادربزرگم مي‌خواست پس از پانزده روز به تهران برگردد. چون عيد بود. پدرم خواهش و تمنا كرد: (من قدسي جان را سير نديدم. بگذاريد دو ماه پيش من بماند. ما تابستان به تهران مي‌آييم و او را مي‌‌آوريم.)


بالاخره مادربزرگم راضي شد و من با اين‌كه راضي نبودم، چند ماه در قم ماندم. آن موقع من تصديق ششم را گرفته بودم، به هر حال چند ماه در قم ماندم و بعد با مادرم به تهران آمدم.در مدت اين پنج سال، پدرم در قم دوستاني پيدا كرده بودكه يكي از آنان آقا روح‌ا... بودند. هنوز حاجي نشده و مرد نجيب، متدين و باسوادي بودند. پدرم ايشان را كه با من دوازده سال تفاوت سني داشت پسنديده بود. يكي ديگر از دوستان پدرم آقاي سيد محمد صادق لواساني بودند كه به آقا روح‌ا... گفته بود: (چرا ازدواج نمي‌كني؟)


ايشان هم كه 27 - 26 سال داشتند گفته بودند: من تاكنون كسي را براي ازدواج نپسنديده‌ام و از خمين هم نمي‌خواهم زن بگيرم و كسي را در نظر ندارم.آقاي لواساني گفته بودند: (آقاي ثقفي دو دختر دارد و خانم داداشم مي‌گويد خوبند.)


بعدها آقا برايم تعريف كردند كه: وقتي آقاي لواساني گفت كه آقا ثقفي دو دختر دارد و از آنها تعريف مي‌كنند. مثل اين‌كه قلب من كوبيده شد.اين طور شد كه آقاي لواساني از طرف امام آمد خواستگاري. قبل خواستگاري حدود دو ماه طول كشيد. چون من حاضر نبودم به قم بروم. آن زمان هم كه به خانه پدرم مي‌رفتم، بعد از ده، پانزده روز از مادربزرگم مي‌خواستم كه برگرديم. چون قم مثل امروز نبود. زمين خيابان تا لب ديوار صحن قبرستان بود و كوچه‌ها خيلي باريك بودند. به همين خاطر، زود از قم مي‌آمدم آن دو ماهي كه پدرم مرا به زور نگه داشت، خيلي ناراحت بودم. مراحل خواستگاري آغاز شد. پدرم مي‌گفت: (از طرف من ايرادي نيست و قبول دارم. اگر تو را به غربت مي‌برد، اما آدمي است كه نمي‌گذارد به تو بد بگذرد.)


پدرم به دليل رفاقت چندساله‌اش از آقا شناخت داشت، اما من مي‌گفتم: (اصلا به قم نمي‌روم.)


گرچه بر اثر خوابهايي كه ديدم، فهميدم اين ازدواج مقدر است.


آقا سيد احمد لواساني از جانب داماد، هر شب مي‌آمد خواستگاري و مي‌پرسيد: (چه شد؟)


پدرم هم مي‌گفت: (زنها هنوز راضي نشده‌اند.)


آقا سيد احمد هم كه با پدرم دوست بود دو، سه روز مي‌ماند و برمي‌گشت.مدتي گذشت تا اين‌كه دفعه پنجمي كه در عرض دو ماه آمده بود، گفت: (بالاخره چه شد؟)


پدرم مي‌خواست رد كند و بگويد: (من نمي‌توانم دخترم را بدهم. اختيارش دست خودش و مادربزرگش است و ما براي مادربزرگش احترام قائليم.)


مادربزرگم راضي نبود چون شريك ملكهاي مادربزرگم هم از من خواستگاري كرده بود.همان‌طور كه گفتم، فرداي شبي كه آن خواب را ديدم، سرصبحانه جريان را براي مادربزرگم تعريف كردم، بلافاصله وقتي اسباب صبحانه را جمع كرديم، پدرم وارد شد، زمستان بود و كرسي گذاشتيم همه اينها بر حسب اتفاق بود.وقتي پدرم وارد شد و نشست، من چاي آوردم، گفتند: (آقا سيد احمد آمده، دفعه پنجمش است و حرفي به من زده كه اصلا قدرت گفتن ندارم. حرف اين بود: (با رفاه بزرگ شده و با وضع طلبگي نمي‌تواند زندگي كند و اين حرفها را كساني كه مخالفند، مي‌زنند.) در واقع همه مخالف بودند، اول خودم، بعد مادربزرگم، مادرم و همه فاميل، پدرم هم گفت: (ميل خودتان است، اما به ايشان اعتقاد دارم كه مرد خوب، باسواد و متديني است و ديانتش باعث مي‌شود كه به قدسي‌جان بد نگذرد.)


پدرم گفت: (اگر ازدواج نكني، من ديگر كاري به ازدواجت ندارم.) سپس گزي را برداشتند و گفتند: (من به عنوان رضايت قدسي ايران گز را مي‌خورم.) باز من چيزي نگفتم، ابهت خوابي كه ديده بودم، مرا گرفته بود، خواب چه بود: (خواب حضرت رسول(ص)، اميرالمومنين و امام حسن(ع) را ديدم، در حياط كوچكي كه همان حياطي بود كه براي عروسي اجاره كردند، همان اتاق‌ها به همان شكل و شمايل، حتي پرده‌هايي كه خريدند، همان بود كه در خواب ديده بودم، آن طرف حياط اتاق، مردها بودند، پيامبر (ص) و حضرت علي(ع) و امام حسن(ع) نشسته بودند و طرفي كه اتاق عروس بود، من بودم و پير زني با چادري شبيه چادر شب كه نقطه‌هاي ريزي داشت و به آن چادر لكي مي‌گفتند، در اتاق شيشه داشت و من آن طرف را نگاه مي‌كردم، از او پرسيدم: (اينها چه كساني هستند؟ پيرزن گفت: (آن رو به رويي كه عمامه مشكي دارد پيامبر(ص)، آن مرد هم كه مولوي سبز و كلاه قرمز با شال بلند دارد، علي(ع) است، اين طرف هم جواني عمامه مشكي بود كه پيرزن گفت: اين هم امام حسن(ع) است... خوشحال شدم و گفتم: اي واي، اين پيامبر است و اين اميرالمومنين، من اين افراد را دوست دارم، آن آقا امام دوم من است و از خواب پريدم، ناراحت شدم كه چرا زود از خواب پريدم، زماني كه براي مادربزرگم تعريف كردم، گفت: مادر! معلوم مي‌شود كه اين سيد حقيقي است، اين تقدير توست.)

سرانجام آقا سيد احمد لواساني و دو برادر امام (ره) و آقا سيد محمد صادق لواساني و داماد با يك خدمتگزار به نام مسيب براي خواستگاري نزد پدرم آمدند. پدرم هم مرا خبر كرد. ذبيح‌ا...، خدمتگزار آقايم، آمد منزل مادربزرگم و گفت: (خانم مهمان دارند، گفته‌اند قدسي ايران بيايد آن‌جا.)


مادربزرگم گفت: (مهمانش كيست؟)


به او سفارش كرده بودند كه نگويد داماد آمده است. واهمه از اين داشتند كه باز بگويم نه. من هم رفتم خانه مادرم. آنجا كه رفتم موضوع را فهميدم.آن خواهرم كه يك سال و نيم از من كوچكتر بود، شمس آفاق، ديد و گفتداماد آمده! داماد آمده)!


مرا بردند و داماد را از پشت اتاق نشانم دادند. مردها توي اتاق ديگري نشسته بودند و من از پشت در اتاق ايشان را ديدم. آقا زردچهره بودند و مويشان كمي به زردي مي‌زد. اتفاقا رو به روي در، زير كرسي نشسته بود. وقتي برگشتم، مادرم و خواهرانم هم آمدند و داماد را ديدند. چون هيچ‌كدام قبلا داماد را نديده بودند.من از داماد بدم نيامد اما سني هم نداشتم كه بتوانم تشخيص بدهم كه چه كار بايد بكنم.


ذاتا هم آدم صاف و ساده‌اي بودم. پدرم آمد و آهسته از خانم جانم پرسيد: (وقتي قدسي ايران برگشت، چه گفت؟)

مادرم گفتهيچي نشسته است)

بعدا به من گفتند: (وقتي تو ساكت نشسته بودي، به زمين افتاد و سجده كرد.)
چون خودش ايشان را پسنديده بود. پدرم هميشه مي‌گفتمن دلم يك پسر اهل علم مي‌خواهد و يك داماد اهل علم.) همين هم شد. آقا اهل علم بود و يكي از برادرهايم، يعني حسن آقا را هم اهل علم كرد. با وجود همه آنچه گفتم، پدرم هم به آساني رضايت نداد. روزي كه مي‌خواست جواب مثبت به آقا سيد احمد بدهد، به ايشان گفته بودخانمها ايراد مي‌گيرند.)

آقا سيداحمد پرسيده بود: (ايرادشان چيست؟)

پدرم گفته بود: (يكي اين كه او را نمي‌شناسد و او مال خمين است و دختر در تهران بزرگ شده و در رفاه بزرگ شده است و وضع مالي مادربزرگش خيلي خوب بوده و با وضع طلبگي زندگي كردن برايش مشكل است. ما نمي‌دانيم آيا اصلا چيزي دارد يا نه. اگر درآمدش فقط شهريه حاج عبدالكريم باشد، نمي‌تواند زندگي كند. ما مي‌خواهيم بدانيم كه آيا از خودش سرمايه‌اي دارد؟ از آن گذشته داماد زن ديگري دارد يا نه؟ شايد در خمين زن و بچه داشته باشد. بعدها خود امام به من گفتند كه ايشان اصلا زن نديده بودند. آقا سيد احمد به پدرم گفته بود: (خانمها درست مي‌گويند. به من اطمينان داري يا نه؟ اگر به من اطمينان داري، خودم مي‌روم خمين و تحقيق مي‌كنم و از وضع زندگي ايشان مي‌پرسم.) بعد هم رفت خمين و منزلشان را ديد. منزل خانواده امام مفصل و آبرومند بود. دو تا حياط تو در تو داشتند و خودشان هم خيلي خوب و خوش برخورد و آقامنش بودند. بودجه او هم ماهي سي‌تومان بود كه از ارث پدر داشت. وقتي آقا سيداحمد لواساني مي‌آيد، ماجرا را به پدرم مي‌‌گويد. او هم رضايت مي‌‌دهد.
بعد هم كه من آن خواب را ديدم.عروسي ما در ماه مبارك رمضان بود و اين مسئله چند دليل داشت. اول اين‌كه امام مقيد بودند كه درس‌ها تعطيل باشد و دوم آن كه من نزديك تولد حضرت صاحب‌الزمان(عج) آن خواب را ديدم و به اين دليل خواستگاران اول ماه رمضان آمدند.عقد ما مفصل نبود. پدرم در اتاق بزرگ اندروني كه تالار نام داشت، نشسته بود. مرا صدا كرد و گفت: (قدسي‌جان! بيا.) من تازه از مدرسه آمده بودم و چون بي‌‌چادر پيش ايشان نمي‌‌رفتيم، چادر خواهر كوچكم را انداختم سرم و نزدشان رفتم. پدرم گفت: (آن طرف كرسي بنشين.)

خانواده داماد روز اول ماه رمضان آمده بودند و آن روز هشتم ماه بود. در اين مدت، چند روز در منزل پدرم بودند و مادرم هم خوب و مفصل از آنان پذيرايي كرده بود.آنان در پي خانه‌اي اجاره‌اي مي‌گشتند تا عروس را ببرند. بنا بود عروسي در تهران برگزار شود و بعد به قم برويم. بعد از هشت روز، خانه پيدا شد كه درست هماني بود كه در خواب ديده بودم. پدرم گفت: (مرا وكيل كن كه من آقا سيداحمد را وكيل كنم كه بروند حضرت عبدالعظيم(ع) صيغه عقد را بخوانند. آقا هم برادرش آقاي پسنديده را وكيل مي‌كند.)

من مكثي كردم و بعد گفتم: (قبول دارم.)


به اين ترتيب، رفتند و صيغه عقد را خواندند. بعد از اين‌كه خانه مهيا شد، پدرم گفتند: (به اينها اثاث بدهيد كه مي‌خواهند بروند آن خانه.) اثاث اوليه مثل فرش و لحاف كرسي و اسباب آشپزخانه و ديگر چيزها را فرستادند. يك ننه خانم هم داشتيم كه دايه مادرم بود. او را هم با دخترش عذراخانم فرستادند آنجا براي پذيرايي و آشپزي. شب پانزدهم يا شانزدهم ماه مبارك رمضان بود كه دوستان و فاميل را دعوت كردند و لباس سفيد و شيكي را كه دختر عمه‌ام با سليقه روي آن، گل نقاشي كرده بود، دوختند و من پوشيدم. مهريه‌ام هزار تومان بود. خانواده داماد گفتند: (اگر مي‌خواهيد خانه مهر كنيد.) ولي پدرم به من گفت: (من قيمت ملك و خانه‌هايشان را نمي‌دانستم. نمي‌دانستم قيمت در خمين چطور است، به همين دليل هم پول مهر كردم.)


من هرگز مهرم را مطالبه نكردم اما امام آخرهاي عمرشان وصيت كردند كه يك دانگ از خانه قم به عنوان مهر من باشد.

امام(ره) هميشه احترام مرا داشتند. هيچ وقت با تندي صحبت نمي‌كردند. اگر لباس و حتي چاي مي‌خواستند، مي‌گفتند: (ممكن است بگوييد فلان لباس را بياورند؟) گاهي اوقات هم خودشان چاي مي‌ريختند.در اوج عصبانيت، هرگز بي‌احترامي و اسائه آداب نمي‌كردند. هميشه در اتاق، جاي بهتر را به من تعارف مي‌كردند. تا من نمي‌آمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمي‌كردند. به بچه‌ها هم مي‌گفتند صبر كنيد تا خانم بيايد. ولي اين طور نبود كه بگويم زندگي مرا با رفاه اداره مي‌كردند. طلبه بودند و نمي‌خواستند دست، پيش اين و آن دراز كنند، همچنان كه پدرم نمي‌خواست. دلشان مي‌خواست با همان بودجه كمي كه داشتند، زندگي كنند، ولي احترام مرا نگه مي‌داشتند و حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار بكنم. هميشه به من مي‌گفتند: جارو نكن.اگر مي‌خواستم لب حوض روسري بچه را بشويم، مي‌آمدند و مي‌گفتند: بلند شو، تو نبايد بشويي. من پشت سر ايشان اتاق را جارو مي‌كردم و وقتي منزل نبودند، لباس بچه‌ها را مي‌شستم. يك سال كه به امامزاده قاسم رفته بوديم، كسي كه هميشه در منزلمان كار مي‌كرد با ما نبود. بچه‌ها بزرگ شده و دخترها شوهر كرده بودند. وقتي ناهار تمام شد، من نشستم لب حوض تا ظرف‌ها را بشويم. ايشان همين كه ديدند من دارم ظرف‌ها را مي‌شويم، به فريده، يكي ازدخترها كه در منزل ما بود، گفتند: فريده! بدو. خانم دارد ظرف مي‌شويد.

امام در مسائل خصوصي زندگي من دخالت نمي‌كردند. اوايل زندگي‌مان، يادم نيست هفته اول يا ماه اول به من گفتند: من كاري به كار تو ندارم. به هر صورت كه ميل داري لباس بخر و بپوش اما آنچه از تو مي‌خواهم اين است كه واجبات را انجام بدهي و محرمات را ترك بكني، يعني گناه نكني


+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:2 |
اخراج یک مجری به خاطر تخلفات اداری و اخلاقی با غیبت «ف.ح» در یکی از برنامه‌ها‌ی دیشب شبکه 3 سیما، بینندگان این شبکه به
طور غیر رسمی از اخراج وی مطلع شدند.

به گفته یکی از منابع آگاه در
صدا و سیما، ف.ح به دلیل
تخلفات متعدد اداری و اخلاقی از تلویزیون اخراج شده است. تصمیم اخراج وی هفته گذشته
در جلسه هماهنگی مدیران سیما گرفته شده و به خود او هم ابلاغ شده است.

این
مقام آگاه که
مایل نبود نامش فاش شود، گفت: پس
از شکایت‌ها‌ی مردمی و با اطلاع مسئولین سازمان صدا و سیما از تخلفات ف.ح در زمان
تحصیلش در دانشگاه و همچنین در جریان اجرای برنامه‌ها‌ی گوناگون در شهرهای مختلف
(از جمله
اصفهان و اهواز) تصمیم به
اخراج او گرفته شد.

به عقیده این مقام آگاه علاوه بر موارد یاد شده، افزایش
نارضایتی
مردم در خصوص
ظاهر نامناسب وی و رفتار ناشایست او در رسانه ملی به خصوص در برخورد با یکی از
فرماندها‌ن نیروی انتظامی تهران، در اتخاذ این تصمیم بی تاثیر نبوده است.


وی افزود: علی رغم مسایل پیش آمده و اخراج وی از سیما، ادامه همکاری «ف.ح»
با شبکه رادیویی جوان و حمایت‌ها‌ی نامتعارف مدیر این شبکه رادیویی از وی همچنان
ادامه دارد که این امر باعث بروز ابهاماتی در این زمینه شده است.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 14:50 |
Image of hadimeshgan

شهدای نهضت جهانی اسلام:

او رفت تا « سلمان رشدی » را بکشد

شهید مصطفی محمود مازح

 شهید « مصطفی مازح » از دلاورمردان لبنانی بود که در عمل به فرمان اما م خمینی (ره) در اعدام مولف کتاب « آیات شیطانی » به لندن رفت و هنگام اجرای حکم، به شهادت رسید .

 

اشاره :

آن روزها که ما ، در ایران در سوگ رهبر خود می سوختیم و بر سینه و سر می کوفتیم، آن ایام که در بخشهایی از لبنان جنگهای داخلی مسلمان و غیر مسلمان ـ و حتی مسلمان و مسلمان ـ جریان داشت و همه چیز در شلیک  گلوله خلاصه می شد، جوانی دلسوخته که داغ امام  بر سینه اش سنگینی می کرد، بر آن شد تا با اقدامی مهم، هم اطاعت خویش از ولی امر و امامش را ثابت کند و هم خود به امام و مرادش بپیوندد.

آن روز که ـ بر اساس برخی اطلاعات غیر رسمی ـ نیروهای اطلاعاتی انگلستان از وجود جوانی عرب در هتلی که محل تردد سلمان رشدی مرتد بود، با خبر شدند و پس از دستگیری او، برای اینکه  خبربازتاب منفی برایشان نداشته باشد، او را روی صندلی اتاق خود نشانده، مقداری از مواد منفجره را به بدنش بستند و او را منفجر ساخته و به شهادت رساندند ـ چون براساس برخی اظهارات دوستان مصطفی،تصاویری که تلویزیون انگلیس از اتاق مازح در آن هتل نشان داده است، نمایانگر مقداری مواد منفجره سالم بوده است که نشان می داد همه مواد همراه او منفجر نشده است و فقط مقداری ازآنها عمل کرده اند ـ تنها اطلاعیه ای در اندازه ای بسیار کوچک در میان اخبار مطبوعات ما گم شد که در آن آمده بود:

« یک جوان لبنانی که برای اعدام سلمان رشدی به لندن رفته بود ، در حین اجرای حکم به شهادت رسید . » 

آن روز کسی از اسم و رسم او نگفت . کسی از جوان لبنانی ای که سالیان نوجوانی اش را در آفریقا سپری کرده بود، ولی در همان ناکجا آباد، با افکار پاک و انقلابی امام راحل آشنا شده و می رفت تا سر بر فرمان او نهد، با خبر نشد

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:3 |

ماهیت جن

جن دارای حرکات بسیار سریع می‌باشد و به همین دلیل قبلاً می‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیه‌السلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی می‌کردند.

 همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه می‌باشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص می‌باشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات می‌توانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه می‌تواند به هر شکلی که می‌خواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمی‌شود.

 طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل می‌کند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا می‌باشد. انسان و جن می‌توانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را می‌بیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمی‌باشد.


جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جن‌ها نیز مبعوث شدند و در بین جن‌ها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع  قرار می‌گیرند. رهبر جن‌های شیعه«سعفر ابن زعفر» می‌باشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیه‌السلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیه‌السلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.

 در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد می‌کنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد می‌فرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را می‌پرستند، علّامه طباطبائی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) می‌فرمایند:«مشرکان سه دسته می‌شوند، اول آنهاییکه جن می‌پرستند، دوم آنهاییکه ملائکه می‌پرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش می‌کنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجه‌ای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان می‌باشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جن‌تمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمی‌دانند. 

تسخیر جن کاری خطرناک میباشد .  اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمی‌تواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه می‌کند، چیزهایی از انسان می‌گیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب می‌زند و یا آزار و اذیّت می‌رساند، پس بهتر است جن را بهانه‌ای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود. زیر ۱۸ سال به ادامه ی مطلب نروند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 22:50 |
سروش هیچ کس : 09123045650
رضا پیشرو : 09126275862
حسین تهی : 09329510111
سینا نرگال : 09125342749
حسین ابلیس  : 09156437687
سامان فینچر : 09125342749
خیانت : 09352484339
بابک تیغه : 09122276501
امیر تتلو : 09123702067
پارسا دیاکو : 09121395668
شاهین فلاکت : 09329169569
ساسی شیدی : 09124617732
آهورا : 09122347680
حسام استپس : 09122796320
پویا داگی : 09126336769
پارازیت : 09111544572
بیباک : 09126543287
سعید توپاک : 09125879347
داریا : 02177459712
کامی ام سی : 09122503820
افشین یار ۲ : 09123434763
برمودا :09329153677
پیشتاز : 09354841327
+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 16:2 |
هرچی دلت میخواهد بگو

 

باتشکر امیرحسین (مدیر وبلاگ)


لطفا از آرشیو موضوعی دیدن فرمایید

 

باتشکر امیرحسین (مدیر وبلاگ)


لطف کنید نظر بدهید

 

باتشکر امیرحسین (مدیر وبلاگ)


از این وبلاگ کاملا دیدن بفرمایید

 

باتشکر امیرحسین (مدیر وبلاگ)


به این وبلاگ خیلی خیلی خوش امدید

 

باتشکر امیرحسین (مدیر وبلاگ)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 0:34 |
از دید مامان بابا یه پسر خوب باید

1-تلفن مشکوک نداشته باشه(در ضمن این کلکا که اول می دید یه پسر صحبت کنه و اینام قدیمی شده اصلا کلا اگه یه نفر چه دختر چه پسر به یه اقا پسر خوب زنگ بزنه یعنی اقا پسره دوست دختر داره)

2-درس خون باشه(یه چیز تو مایه های بچه عقدس خانوم اینا باشه یعنی از صبح تا شب درس بخونه .......در غیر این صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شایدم معتاده)

3-پولکی نباشه (تا روزی 1000 تومن معقوله ولی از اون بیشتر یا دوست دختر داره یا معتاده)

4-سرشب خونه باشه (البته یه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه باید بیرون بره.........در بقیه شرایط حتما دوست دختر داره یا معتاده)

5-در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غیر این صورت هم معتاده هم دوست دختر داره)

6-در ضمن تو حمومم زیاد لفطش نمی ده................

از دید حراست دانشگاه:

1-بالای 2 سانتی متر ریش داشته باشه(در غیر این صورت کافره)

2-پیراهنش رو شلوارش باشه (در غیر این صورت زیگوله)

3-عضو فعال بسیج باشه(در غیر این صورت دشمنه)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 23:59 |
بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 23:55 |

گران ترین اتومبیل های دنیا


Bugatti Veyron 16.4
Price: 1 000 000 Euros (1 192 057 USD dollars)


Pagani Zonda Roadster F C12S 7.3 Clubsport
Price: 667 321 USD dollars


 SSC Ultimate Aero
Price: 654 500 USD dollars


Saleen S7 Twin Turbo
Price: 650 000 USD dollars


Leblanc Mirabeau
Price: 543 000 Euros (645 084 USD dollars)


Maybach 62 S
Price: more than 580 000 USD dollars

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:1 |
درباره یانگوم (لی یونگ) چه می دانید؟

. اين دختر 36 ساله! دو بار تا مرز ازدواج پيش رفته اما هر بار اعلام نموده پشيمان شدم.
 
.در نوجوانی علاقه خاصی به دیدن شبکه های ماهواره ای آلمان داشته.
. به تیم ملی فوتبال کره جنوبی و باشگاه سامسونگ این کشور علاقه خاصی دارد و یکی از تماشاگران ویژه در بازی کره جنوبی و ترکیه بود. او میگوید از شکست تیم کره اشک ریخته است.
. او تا به حال چند نامزد عوض کرده است. آخرین نامزدش که با او قرار ازدواج گذاشته، یکی از خوانندگان کره ای به نام جی هون یونگ است و جی هون 7 سال کوچکتر از لی می باشد.
. نه تنها در کره جنوبی بلکه در بسیاری از کشورها هواخواه دارد.
. لی یونگ به یتیمان علاقه خاصی دارد و بسیاری از مواقع بدون آن که کسی متوجه شود به محرومین سرکشی و کمک میکند.
. او میگوید همیشه از زنان بدجنس بدش می آید و البته از مردان دو رو و ریاکار بیزار است.
. لی یونگ از داشتن خواهر محروم است اما با 2 برادرش رابطه صمیمی دارد.
. لی یونگ 36 ساله به گونه ای در محافل ظاهر میشود که او را 25 ساله فرض میکنند و هیچ کس باور ندارد لی 36 ساله است.
 
. او میگوید روز ولنتاین را دوست دارد و اولین شاخه گل را به خانواده اش هدیه میکند.
. لی عضو یکی از گروههای هنری شهر آلمان است. او بارها به آلمان سفر کرده و به شهر برلین آلمان عشق میورزد.
. لی تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان و همان شهر سپری کرد.
. توصیه او به دختران و زنان جوان این است که با سعی و پشتکار به همه جا خواهند رسید.
. او علاقه خاصی به پوشیدن لباسهای محلی دارد و در بسیاری از محافل رسمی با این لباس حضور پیدا میکند.
. لی یکبار موقعی که در حال بازی یک فیلم سینمایی بود 2 ماه قهر کرد و سر صحنه نرفت چرا که بازیگر نقش مرد این فیلم عاشق لی شده بود و هر روز برای او ایجاد مزاحمت میکرد.
. لی بسیار مهربان آرام و خوش قلب است.
. روابط عمومی بالای او باعث شده تا به هر گروه هنری که وارد میشود دوستان جدید و بسیاری پیدا کند.
. لی یونگ و نا هونگ ری (گیومیونگ) بر عکس آنچه جلوی دوربین گذشت دوستی بسیار صمیمی و نزدیکی را شروع کردند.
. از حسادت دوری میکند.
. بسیار باهوش است و سریع مسائل را تحلیل میکند.
. او در زندگی واقعی خود نیز به طبخ غذا علاقه دارد.
. به گفته خودش از سریال جواهری در قصر چیزهای بسیاری آموخته است.
. لی یونگ از بازی خود راضی است اما این رضایت او صد در صد نبوده و جاهایی از خود ایراد گرفته است.
. خودش میگوید امروزه آشپز خوبی است.
. از رانندگی با سرعت بالا لذت میبرد و تا به حال جرایم بسیاری برای این لذت پرداخت کرده است.
. به رنگ قرمز علاقه خاصی دارد.
. تا به حال چند دختر خوب را برای ازدواج به برادرانش پیشنهاد داده است.
. به پوشش بانوان اهمیت میدهد و خودش همیشه در لباسهای پوشیده در محافل حاضر میشود.
. به بسیاری از کارگردانان بزرگ کره جواب رد داده چرا که او میگوید محتوای فیلم باید گیرا باشد.
. لی یونگ از نام یانگوم راضی است و اگر کسی او را یانگوم خطاب کند عصبانی نمیشود.
. و نکته پایانی این که او اعلام نموده با شخصی ازدواج خواهد کرد که همیشه به او محبت داشته باشد و محبتش مقطعی نباشد ولی هنوز این مرد را پیدا نکرده است

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 23:35 |

علت جذابيت جواهری در قصر چيست؟

شايد هيچ يک از ما فکر نمي کرد که روزي بتوان از يک آشپزخانه اين همه داستان پيدا کرد و آنرا به عنوان يک از جذاب ترين و پر بيننده ترين سريال ها تبديل کرد.

در کنار داستان ساده فيلم، عشق و نفرت موجود در آن که به شکل منحصر به فردي به مخاطب القا مي شود و مي توان گفت اصلي ترين نقطه قوت فيلم به حساب مي آيد، پشت کار و سخت کوشي، خلاقيت و ابتکار عمل، استفاده از افکار شيطاني براي رسيدن به مقام و ....درونمايه هاي اصلي قيلم "جواهري در قصر" است.

خيلي ها علت جذاب بون داستان را پشت کار و سخت کوشي نقش اول آن براي رسيدن به هدفش مي دانند. اما به راستي چه چيزي باعث جذابيت اين داستان شده است؟

فضاي احساسي داستان که خيلي نزديک به روحيه شرقي ها به خصوص ايراني ها مي باشد، اهميت تنوع غذايي ايراني ها، همچنين بازي زيبا و حسي بازيگر نقش يانگوم کاري کرده است که اين سريال هر جمعه خانواده هاي زيادي را پاي تلويزيون ميخکوب کند.

اين سريال برگرفته از داستان واقعي در حدود 500 سال قبل يعني در زمان پادشاه "سونگ نيک" و پادشاه "يون سان گون" (1506-1494) اتفاق افتاده است، در آن زمان که کره ايي ها به نظام انعطاف ناپذير طبقاتي و ساختار اجتماعي خود مي باليدند، دختري افسانه اي توانست به نخستين زن پزشک درباري زمان خود تبديل شود. يانگوم نقش اول سريال که به گفته کره ايي ها يک شخصيت حقيقي است و چند سند تاريخي مبهم و ناکامل از حيات وي در طول فرمانروايي پادشاهان سلسله چون سون خبر مي دهد، از کودکي براي آشپزي البته به وصيت مادرش که در واپسين لحظه هاي عمر از او خواسته بود به مقام بانوي اولي دربار برسد، وارد قصر پادشاه مي شود، تمام دوران نوجواني و جواني اش را در قصر آشپزي مي کند تا اينکه به مقام بانو اولي آشپزخانه دربار مي رسد.

نكته جالب داستان زندگي اين شخصيت از آنجا آغاز مي‌شود كه پس از مدتي به خاطر اطلاعات پزشكي‌اي كه به دست مي‌آورد، از طرف پادشاه "جيانگ يونگ" صاحب سومين مقام برتر درباري يعني پزشك خاندان سلطنتي مي‌شود و اينچنين براي اولين بار در جامعه مردسالاري آن زمان كره كه به زن‌ها اجازه ادعايي نمي‌دادند، يك زن به اين مقام مي‌رسد. بعد از دريافت اين مقام كه اسم يانگوم با اضافه شدن لقب دايي (Dae) به معناي بزرگ، به يانگوم بزرگ تبديل مي‌شود.

نام اصلي اين فيلم "Dae jang Geum" است که به معني "يانگوم بزرگ" مي باشد، اما اين فيلم به اسم انگليسي اش "Jewel in palace" به معناي جواهري در قصر معروف شده است.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 23:34 |
يانگوم با عالي جناب ازدواج مي كند و اولين پزشك دربار مي شود و از قصر فرار ميكند و با نوچويي ميميرد. يولي با كمك اولين بانوي دربار حكم داروها را ميگيردو براي ملكه ميبرد و ملكه ميميرد وقتي خبر مردن بانو چويي به گوش يانگوم ميرسد فوري به قصر مي ايد و با تصميم عالي جناب و بقيه يانگوم ملكه ميشود
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 23:30 |
سلاح ها و هلوکپترها وجنگنده ها و بمب افکن ها

این سلاح سبک وزن از اواخر دهه نود در حال تکمیل توسط ارتش ایالات متحده بوده و بعنوان یک سلاح فرعی در زیر لوله تفنگ های تهاجمی M16A2 و M4A1 نصب می گردد.شات گان XM-26 توانایی های سرباز پیاده نظام را با افزایش قدرت آتش بی نظیر در مسافت های کوتاه و همچنین افزایش انعطاف پذیری بهبود می بخشد.
این سلاح پمپی از یک خشاب جدا شونده تغذیه می شود،به صورت مدولی نیز ساخته شده است و این امکان را می دهد که به عنوان یک سلاح مستقل نیز مورد استفاده قرار گیرد.این سلاح به صورت پایه مهمات گیج 12(گیج معادل کالیبر در تفنگ های ساچمه ای) را شلیک می کند.ناگفته نماند XM-26 به صورت آزمایشی در افغانستان در نبردهای پیاده نظام بکار گرفته شده.

 





-

 

gps موقيت ياب ميباشد يعني بر روي صفحه ديجيتالي كه دارد هر لحظه توسط ماهواره به شما نشان ميدهد كه در كجا ايستاده ايد حتي اگر در كوه جنگل ويا دريا باشيد شما با زدن دكمه go ميتوانيد حركت كنيد تمام حركت شما بر روي اين صفحه ثبت و ظبط ميشود شما حين حركت ميتوانيد هر نقطه را ثبت كنيد چه در دريا باشد وچه در كوه حال در مسير برگشت نيز شما ميتوانيد هم از مسير ميانبر كه جي پي اس به شما نشان ميدهد استفاده كنيد هم به هر نقطه ايي كه خودتان ثبت كرديد حركت كنيد. ما برخي از جي پي اسها را به شما معرفي نموده ايم كه در ميان آنها برخي قابليت كاركردن در ايران را ندارد و برخي با دارا بودن قابليت كار كرد به زودي از رده خارج ميشوند واز كار ميفتند از جمله جي پي اسهايي كه در ايران بيشترين طرفدار را دارد Garmin12و Extrax vista ميباشد كه هر دو قابليت خوبي را دارا ميباشند .ادامه دارد..... Fish finder ماهي ياب اين وسله نيز هم كاربرد عمومي دارد و هم كاربرد بسزايي در صيادي ماهي ياب نيز با اتصال به آب دريا يا رودخانه ميتواند ماهي هاي بالاي پانزده سانتي متر را در صفحه نشان دهد همچنين دما وفاصله ماهي را در عمق نشان ميدهد فيش فايندر هاي حرفه ايي نيز وجود دارد كه ماهي هاي كوچكتر از پانزده سانت را نشان ميدهد صيادان با اين وسيله ميتوانند راندمان كار صيادي را بسيار بالا ببرند .

انواع GPS :

 

12 کاناله

دارای 5 صفحه ناوبری

قابلیت ثبت 500 نقطه

منبع تغذیه: 2 عدد باطری سایز AAA

همراه با کیف حمل و نرم افزار

دارای یکسال گارانتی

تجهیزات جانبی: کابل اتصال به کامپیوتر، شارژر برقی، نگهدارنده خودروئی، آنتن خارجی

 

تنها GPS بی سیم دار دنیا

دارای نقشه کل ایران و جهان

توانائی کارکرد با سیستم WAAS

قابلیت ارسال اطلاعات بر GPS متناظر

با برد بی سیم حدود 3 کیلومتر

دارای دو دستگاه مجزا

قابلیت تنظیم و تغییر کانالها

طراحی بدنه بسیار زیبا و شیک

 

12 کاناله

دارای 4 صفحه ناوبری

قابلیت ثبت 250 نقطه

منبع تغذیه: 2 عدد باطری سایز AAA

همراه با کیف حمل

دارای یکسال گارانتی

تجهیزات جانبی: شارژر برقی، نگهدارنده خودروئی، آنتن خارجی

 

گارمين ویستا نيز داراي ارتفاع سنج ونقشه كل ايران ميباشد شما با داشتن جی پی اس ویستا ميتوانيد مختصات نقطه ايي كه در آن ايستاده ايد را بدست آوريد اين وسيله عمومي كمك خوبي براي شكارچيان صيادان كوه نوردان دريانوردان و دانشجويان رشته معماري ميباشد.

دارای کمپاس (قطب نمای) دیجیتال

مجهز به ارتفاع سنج و فشارسنج مجزا

12 کاناله با قبلیت کارکرد در حالت DGPS با فرمت RTCM

دارای نقشه کل ایران و جهان

دارای 24 مگابایت حافظه جهت انتقال نقشه دلخواه به آن از طریق سی دی Map Source

قابلیت کارکرد با آنتن مغناطیسی اکسترنال از نوع بازتابشی

دارای سیستم نمایش طلوع و غروب محلی خورشید و ماه

نشان دهنده پارامترهای Jumpmaster (جدید)

دارای دقتی بین 3 تا 5 متر

همراه با کیف حمل و نرم افزار و دفترچه راهنمای فارسی و کابل اتصال به کامپیوتر

دارای یکسال گارانتی



-

 
هلیکوپتر کاموف-50 کوسه سياه روسي

هلیکوپتر تهاجمی کاموف 50(black shark)با کد انتخابیHokum Aیکی از بهترین هلیکوپترهای شناخته شده در جهان است.این هلیکوپتر در قالب دو گونه طراحی گشته که نوع 2سرنشینه آن (کاموف 52) به (Alligator) و با کد انتخابیHokumBموسوم است.این هلیکوپتر توانای روسی قابلیت حمله به اهداف زمینی و هوایی مختلف را در ساعات مختلف شبانه روزراداراست.


حداکثر سرعت لول کاموف 310 کیلومتر بر ساعت بوده و از برد رزمیی برابر 460كیلومتر برخوردار است. کاموف توسط دفتر طراحی در روسیه طراحی گشته و از دو موتور توربوشفت کلیموف (تی وی 3-117 وی ام آ) هر کدام به قدرت2200شفت اسب بخار برای تولید نیروی تراست خود بهره می برد.این موتورها در دوسمت بدنه هلیکوپتر واقع شده و این امر بقاپذیری بالایی به این هلیکوپتر بخشیده است.این هلیکوپتر می تواند حدود2تن انواع تسلیحات شامل موشک های ضدتانک ،راکت های غیرهدایت شونده در کالیبرهای مختلف،موشک های هوا به هوا و انوع بمب ها را در چهار محل زیر دو بال کوچک نصب شده در وسط حمل کند.که از مهم ترین موشک های آن می توان به Vikhrشاره داشت.


اين موشک هدایت لیزری مافوق صوت ضدتانک در دو محل نصب زیر بال به تعداد 12 عدد حمل می شود.که از کارایی های آن به هدف گیری دور برد از فاصله هشت کیلومتری و دقت آن اشاره داشت این هلیکوپتر همچنین مجهز به یک توپ30میلیمتری با برد چهار كيلومتر است.كاموف كا-50يک هلیکوپتر کاملاً آکروباتیک بوده و قابلیت انجام انواع مانورها مانند رول فانل و لوپ را داراست.قطر روتور اصلی این هلیکوپتر 14.5 متر بوده در حالیکه درازای هلیکوپتر مقداری نزدیک به 15.9 متر است.ارتفاع خود هلیکوپتر حدود 5 متر می باشد.لازم به ذکر است کاموف کا50 نخستین هلیکوپتر عملیاتی جهان مجهز به سیستم اجکت یا پرتاب صندلی خلبان بوده که خلبان را قادر می سازد در تمامی ارتفاعات و سرعت ها از این سیستم بهره برد.


سیستم اویونیک پروازی این هلیکوپتر نیز به انواع سیستمهای ناوبری اینرسیالی ،(آی ان اس)خلبان اتوماتیک و سیستم هد آپ دیسپلی (اچ یو دی)یا نمایشگر مربوط 

 

-

 هليكوپتر تهاجمي

 هليكوپتر تهاجمي تايگر جهت استفاده نيروهاي نظامي دو كشور فرانسه و آلمان در سه مدل پايه ساخته شده است.كه شامل دو نوع ضد تانكHAC (فرانسه)وUHT (آلمان)و يك نوع پشتيباني رزمي براي فرانسه به نام HAPمي باشد.البته يك مدل باقابليت شناسايي براي ارتش استراليا و نوع ديگر بر پايه HAPبراي ارتش اسپانيا نيز تدارك ديده شده است.پروژه طراحي اين هليكوپتر متعلق به يوروكوپتر(يكي از شاخه هاي فرعيEADS)بوده و ازپيمانكاران اصلي اين پروژه مي توان به دايملر كرايسلر از آلمان و ماترا از فرانسه و كاسا از اسپانيا اشاره كر.در طراحي و ساخت اين هليكوپترجهت كاهش وزن تقريباً در هشتاد درصد بدنه از مواد كامپوزيتي استفاده شده كه سازه اصلي از كولارو ورق هاي كربن و پانل ها نيز از سازه هاي لانه زنبوري نومكس با پوسته كربن و كولار ساخته شده اند.كابين خلبان و افسر تسليحات مجهز به نمایشگرهای رنگی چند منظوره و همچنین نمایشگرHead-Up برای خلبانان بوده و سایت نشانه گیری نصب شده روی کلاه خلبان و افسر تسلیحات نیز از تجهیزات استاندارد است.از تجهیزات ناوبری موجود در کابین خلبان می توان به رادار داپلر،ارتفاع سنج رادیویی و سیستم مکان یابی جهانی اشاره کرد.هلیکوپترهای تایگر با استفاده از دوموتور توربوشفتMTR390 با قدرت 1285 شفت اسب بخار به پرواز در می آیند.

هلیکوپتر ضدتانک تایگر
هر دو نوع تایگر ضدتانکHAC,UHT مجهز به سایت نشانه گیري osiris دوربینIRCCDو مسافت یاب لیزری و همچنین دوربین مادون قرمز نصب شده روی دماغه با زاویه میدان دید سی در چهل هستند.این هلیکوپتر می تواند چهار موشک هوابه هوای (میسترال یا استینگر)را با خودحمل کند که موشک های میسترال با سرجنگی 3کیلوگرمی بردی برابر 6کیلومترواستینگر با سرجنگی یک کیلوگرمی بردی برابر 5 کیلومتر دارد.در ماءموریت های ضدتانک مهمترین اسلحه تایگر موشک اروپاییHOT3یا موشک تریگات بوده که در هر لحظه فقط یک اسلحه می تواند فعال باشد.برد موشک تریگات برابر 500 تا 5000 متر است در حالی که برد موشک تریگات در حدود 4000 متر می باشد.تایگرهای سفارشی ارتش استرالیا به موشک های هلفایر و راکت های 70
میلیمتری مجهز خواهند شد.

هلیکوپتر پشتیبانی رزمی تایگر
نوع پشتیبانی رزمی هلیکوپتر تایگر مجهز به یک توپ 30 میلیمتری با نواخت 750تیر در دقیقه برای درگیری های نزدیک و راکتهای 68 میلیمتری بود ه و همچنین جهت مقابله با تهدیدهای هوایی توانایی شليك موشک های هوا به هوای میسترال را دارد.این هلیکوپتر دارای سایت نشانه گیریStrixنصب شده درسقف با پایدارکننده ژیروسکوپی علاوه بر انواع دوربین های مادون قرمز ومسافت یاب لیزری مجهز به سایت نشانه گیری اپتیکی نیز است.اولین پرواز هلیکوپتر تایگر در سال 1991 انجام گرفت و تولید سری آن نیز از سال 2002 شروع شده است.فرانسه و آلمان هرکدام80 فروند سفارش داده اند که تحویل آنها از اواخر سال 2004 شروع شده است.
مطلب مربوط به ماهنامه نوآور شماره 7 مي باشد.

-
 
U-2، جاسوسی مادون صوت در سقف آسمان

یکی از نقش های عمده ای که هواپیماها به خوبی از عهده انجام آن بر می آیند، انجام ماموریت های شناسایی است. بدین معنی که با پرواز بر فراز مرزهای دشمن، اطلاعات موردنیاز از تجهیزات و قوای دشمن را به دست آورده و براساس این دانسته ها، تصمیمهای بعدی گرفته شود. اطلاع از وضعیت دشمن، می تواند نقش تعیین کننده ای را در پیروزی یا شکست داشته ایفا کند، حال که این نبرد، چنین رقابتی بین ابر قدرت های جهان باشد اهمیت آن صد چندان می شود.


هواپیمای U-2 خلبان گری پاورز که بر فراز خاک شوروی ساقط شد


در دوران جنگ سرد نیز، بر اساس همین نیاز، دولت آمریکا سیاست درهای باز را در پیش گرفت. بدین معنی که هواپیماهای دو بلوک رقیب در شرق و غرب، یعنی آمریکا و شوروی امکان پروازهای شناسایی بر منطقه هوایی همدیگر را داشته باشند. شوروی ها که از موضوع پروژه ساخت یک هواپیمای شناسایی جدید آگاه نبودند، به راحتی به این پیشنهاد تن در دادند. در همین زمان بود که به سفارش نیروی هوایی آمریکا، کلی جانسون یعنی همان کسی که هواپیمای مخوف تاریخ یعنی SR-71 ملقب به پرنده سیاه را نیز طراحی کرده است، نمونه ی ابتدایی هواپیمایی موسوم به U-2 را برای زیر نظر گرفتن فعالیت روسی ها ارائه داد. طرح جانسون از شرکت لاکهید به زودی تایید شد و قرارداد برای ساخت بیست فروند از این هواپیما در سال 1954 منعقد گردید. طرح U-2، هواپیمایی مادون یا زیر صوت بود که می توانست در ارتفاع بسیار بالا کار شناسایی را به نحو احسن انجام دهد. هر چند که طرح ساخت U-2 مقلب به سکانک ورکز می بایست تا پایان دوره ماموریت این هواپیما سری بماند، اما دیری نپایید که با سقوط اولین فروند از این هواپیما در ماه می 1960 در خاک شوروی و دستگیر شدن گری پاورز، خلبان هواپیما، همه چیز فاش شد.


هواپیمای U-2 نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز


 جاسوسی مخفی آمریکا بر فراز خاک شوروی، مشاجرات سیاسی شدیدی را بین دو کشور به وجود آورد که ادامه پرواز هواپیماهای U-2 را به تعویق انداخت. هواپیمای U-2 هواپیماییست با ویژگی های منحصر به فرد. برای مثال، این هواپیما دارای بال های طویلی به طول 24 متر است که بیشتر شمایل یک گلایدر را به U-2 می دهد. با استفاده از این بال ها، هواپیمای U-2 می تواند پس از اتمام سوخت یا بروز هر حادثه ی دیگری که به عدم کارکرد موتور بیانجامد، صدها کیلومتر را به اصطلاح گلاید کرده و بدون هرگونه نیروی دیگری به پرواز خود ادامه دهد. همانطوری که پیش تر گفته شد، این هواپیما با سرعت زیر صوت پرواز می کند و تنها از یک موتور J-75 پرات اند ویتنی برای تامین نیروی پروازی خود بهره می برد. برای کاهش وزن هواپیما و ساده شدن هرچه بیشتر طرح، U-2 تنها یک ارابه فرود در زیر بدنه خود دارد که برای جلوگیری از برخورد دم و دو سر بال ها به زمین، چرخ های کوچکی نیز در منتهاالیه هر یک از بالها و دم قرار داده شده است.


کاکپیت پیشرفته U-2 نسبت به کاکپیت هواپیماهای دهه 50 میلادی


سادگی طرح هواپیماهای جاسوسی بیشتر بدین منظور است که فضا و امکان برای جاگیری مناسب تجهیزات جاسوسی و به خصوص تجهیزات عکس برداری، فراهم آید. گفته می شود که خلبان های این هواپیما، اکثر پروازهای خود را در ارتفاع 75 هزار پایی یا 25 کیلومتری زمین انجام می دادند، که رکورد های ارتفاع کسب شده در زمان خود بیشتر بود اما به دلیل سری بودن طرح، هیچ گاه در این مورد سخنی بر زبان نیامد. این هواپیما همانند SR-71، دارای وسایل پیشرفته جاسوسی مانند عکسبرداری دقیق، امکان استراق سمع الکترونیکی و نمونه براداری از ذرات هواست که می تواند برای بررسی وجود مواد حاصل از آزمایش های اتمی به کار رود.


هواپیمای U-2 در نمایی از سمت چپ در موزه هوایی


رادارهای عکاسی این هواپیما، قادرند که تصاویری نسبتاً واضح را از فاصله 162 کیلومتری از میدان نبرد و یا مکان های دیگر تهیه نمایند. هواپیمای U-2 به دلیل هزینه های کمتر می توان گفت که بیشتر از هواپیمای جاسوسی SR-71 به خدمت گرفته شده است. جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و حتی پروازهایی بر روی ایران، گواه این مدعاست. این هواپیما دارای مدل های A یا مدل استاندارد عملیاتی، مدل CT یا مدل آموزشی دو سرنشینه، مدل R که به دلیل سقف پرواز بسیار بالای این هواپیما برای تحقیقات هواشناسی به کار می رود و مدل HASP می باشد که در نمونه برداری از لایه های مختلف جوی کاربرد دارد.


هواپیمای SR-71 که در سالهای بعد جایگزین U-2شد


U-2 با برد بیش از 5.000 کیلومتر و امکان پرواز به مدت بیش از هشت ساعت، عملیات مختلف و گوناگونی را بر فراز شوروی سابق و البته کشورهای متحد شوروی مانند کوبا انجام داد که کشف موشک های روسی در خاک کشورهای متحد، خود سر آغاز جنگ موشکی بین شوروی و ایالات متحده گردید. با معرفی هواپیمای SR-71 و توانایی های فراوان و سیستم های جدیدتر آن، U-2 اگرچه همچنان در خدمت ماند اما به تدریج جا را برای نسل جدید هواپیماهای جاسوسی باز کرد.

سوخو Su-27 Flanker، برترین جنگنده جنگ سرد؟


هواپیمای سوخو Su-27 فلانکر همیشه یکی از بحث برانگیز ترین و مورد توجه ترین هواپیماهای جنگنده بوده است. وقتی به بررسی هواپیماهای ساخت شوروی سابق می پردازیم، اغلب به کلمه «فلانکر» در کنار کلماتی چون «بهترین» و «برترین» بر می خوریم. این تصور که بهترین هواپیمای ساخته شده در شوروی هواپیمای سوخو Su-27 فلانکر بوده است به خوبی در اذهان عموم جای گرفته است. در همین حال بسیاری دیگر بر این عقیده اند که جنگنده ای که برای مقابله با با F-15 یا F-16 ساخته شده بود نه سوخو Su-27 و نه MiG-31، بلکه میگ MiG-29 بوده است. خواه یا ناخواه در مقالاتی که در مورد این دو هواپیما یعنی فلانکر و فولکروم نوشته می شود، مقایسه ای ذهنی بین این دو توسط خواننده صورت می گیرد. هدف این مطلب بررسی توانایی ها، نقاط قوت و نقاط ضعف دو هواپیمای مذکور است:


نقاط قوت سوخو Su-27:

1- بقاپذیری بالا در میدان نبرد

2- حمل مهمات سنگین، شامل موشک های R-27R-1, R-27R-2, R-27ET/T/ER

3- رادارهای نسبتاً قدرتمند با حسگر هایی دقیق

4- قدرت مانورپذیری بسیار بالا

 

نقاط ضعف میگ MiG-29:

1- برد نسبتاً بسیار محدود و کم

2- حمل تنها دو فروند موشک R-27 برای ماموریت های رهگیری

3- تکیه بسیار بر کنترلرها و رادارها و تجهیزات زمینی

4- قدرت پردازش و جنگ الکترونیک بسیار ضعیف


اگر شخصی به نکات بالا به صورت کاملاً بسته نگاه کند و یک جانبه قضاوت کند، شاید سوخو Su-27 را کاملاً نسبت به MiG-29 برتر بداند. اما یک نگاه دقیق تر و بررسی موشکافانه تری می تواند حقایق بیشتری را برای ما آشکار کند، چرا که این ویژگی های عمومی که شاید در مقالات مختلف برای هواپیماهای گوناگون ذکر شوند، در عمل محدودتر می نمایند. با هم به بررسی مفصل تر هر دوی این جنگنده های برتر دوران جنگ سرد می پردازیم. از ابتدا باید گفت که برد نسبتاً زیاد یکی از خصوصیات بارز Su-27 است و هیچ شکی در آن نیست، اما با هر نقطه قوتی، مطمئناً نکته ضعفی هم وجود دارد. یکی از این نکات ضعف که شاید در کمتر جایی بدان اشاره شده باشد جریمه ای است که فلانکر در قبال حمل سوخت بیشتر باید بپردازد. سوخو Su-27 هیچ گاه قادر نیست در زمانی که مخازن سوخت این هواپیما با بیش از 60% کل تانک های سوخت پر شده باشد به قدرت مانورپذیری، حداکثر زاویه حمله و حداکثر میزان تحمل شتاب جی که MiG-29 از آن برخوردار است برسد. با در نظر داشتن چنین محدودیتی می توان گفت که در ماموریت هایی که به قطع در آن ها مانورهای زیادی انجام خواهد شد از نظر برد دو هواپیمای سوخو و میگ در یک حد هستند. با 60% سوخت سوخو Su-27 با پروفیل پروازی شامل سرعت 0.8 ماخ و ارتفاع 13000 متری می تواند حداکثر بردی برابر با 1800 کیلومتر داشته باشد. اگر چه میگ MiG-29 به حتم هواپیمایی بسیار محدود از نظر برد است، اما این محدودیت در مدل هایی مانند فولکروم C یا همان MiG-29SMT نسبتاً از بین می رود. هواپیمای میگ MiG-29SMT دارای مخازن سوخت اضافه ای در قسمت های طرفین بالای بدنه است که آن را به فولکروم کوهان دار هم مشهور کرده است. این قسمت های کوهان مانند علاوه بر تانک های اضافه سوخت شامل سیستم های ضدعمل الکترونیک اضافی نیز هستند که علاوه بر جبران برد محدود، قابلیت های جدیدی از نظر جنگ الکترونیک نیز به MiG-29 می دهند.


هواپیمای سوخو Su-27 در حال حمل موشک چهار موشک آلامو


با اینکه فولکروم مسئله محدودیت برد را دارد، اما باید به این نکته هم توجه شود که MiG-29 هواپیمایی است که صرفاً برای مقاصد برتری هوایی در میدان نبرد و البته ماموریت های دفاع هوایی ساخته شده است نه ماموریت های گشت هوایی طولانی. MiG-29 سوخت کمتری حمل می کند، اما در عوض از نظر اندازه بسیار کوچکتر از Su-27 است و همین تشخیص این هواپیما را از فواصل دورتر برای هواپیماهای جنگنده دشمن مشکلتر می کند. همه این حقایق دست به دست هم می دهند تا باور کنیم که میگ MiG-29 هم آن چنان جنگنده بدی نیست. میگ MiG-29A با حمل یک تانک سوخت مرکزی در زیر بدنه به 400 کیلوگرم سوخت برای استارت آپ و تاکسی در باند و تیک آف، 500 کیلوگرم سوخت برای درگیری با در نظر گرفتن یک دقیقه استفاده از پس سوز و 1000 کیلوگرم سوخت رزرو برای بازگشت نیاز دارد. با تمام این اوصاف هنوز هم 2500 کیلوگرم سوخت باقی می ماند که فولکروم را قادر می سازد که به راحتی مسیری 408 ناتیکال مایلی را در سرعت 0.8 ماخ و ارتفاع 13000 متری زمین طی کند. همین برد برای میگ 29 کافی است تا از پایگاه هایی در آلمان شرقی به راحتی به جنوب انگلستان برسد. در بهینه ترین شرایط حداکثر برد میگ MiG-29 به 1450 کیلومتر می رسد. با حمل یک مخزن سوخت خارجی، این میزان به 2090 کیلومتر افزایش می یابد که از برد سوخو Su-27 در حالت 60% مخازن سوخت پر، بیشتر است. اگر چه همیشه مخازن سوخت خارجی قبل از مخازن سوخت داخلی خالی شده و سپس از هواپیما جدا می شوند، اما همین مدت زمان حمل مخازن سوخت خارجی نیز مشکلاتی برای مانورپذیری کافی MiG-29 به وجود می آورد که البته قابل چشم پوشی است. البته به نظر می رسد که برنامه معمول روسی ها برای پرواز دادن Su-27 پر کردن مخازن سوخت با بیش از 60% سوخت بوده است، البته به میزانی که تا زمان رسیدن به ارتفاع عملیاتی، میزان سوخت داخل مخازن به همان 60% درصد قبل رسیده باشد.


یک فروند Su-27 از اولین نمونه های تولید شده برای نیروی هوایی


از نقطه نظر مانورپذیری، هر دوی این جنگنده ها، یعنی فلانکر و فولکروم از بهترین های عصر خودشان بوده اند و در حال حاضر هم هستند. MiG-29 بنا بر عقیده بسیاری لایق یدک کشیدن عنوان «مانورپذیرترین جنگنده جهان» است. میگ MiG-29 برای مانورپذیری فوق العاده در سرعت های پایین طراحی شده است و این مسئله را خلبانان هواپیمای F-16 نیز تصدیق می کنند. بسیاری از آنان اذعان می دارند که با این که هواپیمایشان از میگ سبک تر است و بنا به ابعاد ظاهری اش باید مانورپذیر تر از میگ باشد، اما ظاهراً این طور نیست و در سرعت های پایین تر از 800 کیلومتر بر ساعت، MiG-29 کاملاً برتر است. این مانورپذیری زیاد به خلبان میگ این امکان را می دهد که به راحتی دماغه هواپیمای خود را متوجه هر نقطه ای در محدوده دید هواپیما بنماید. ارتباط بین سیستم کلاه هدف گیری خلبان یا HMS با موشک های نزدیک برد R-73 از میگ MiG-29 حریفی کاملاً قدر و خطری بالقوه برای دشمنان می سازد.


هواپیمای میگ MiG-29 نیروی هوایی آلمان-لوفت وافه- در حال حمل دو فروند موشک آلامو


از سوی دیگر، Su-27 نمی تواند هنگامی که مخازن سوخت آن با بیش از 60% سوخت پر است قابلیت های خود را کاملاً نشان دهد. بنابراین در ماموریت های طولانی نباید تا زمانی که 40% سوخت هواپیما مصرف نشده است روی توانایی های قابل ملاحظه ی فلانکر حساب کرد. نکته فنی پنهان که پشت این قضیه نهفته است در این است که هنگامی که 40% سوخت مصرف می شود، تانک سوخت شماره یک که پشت سر خلبان جای گرفته است و تانک های سوخت شماره چهار که در بال ها قرار گرفته اند، خالی می شوند. تانک سوخت شماره یک در هنگام پر بودن اثر عکسی روی مرکز ثقل هواپیما دارد و این مرکز را به سمت جلوی هواپیما متمایل کرده و از قابلیت های مانوری هواپیما می کاهد. هنگامی که این تانک سوخت خالی می شود، به دلیل تعادل دگرباره مرکز ثقل هواپیما مانورپذیری به صورتی باورنکردنی افزایش می یابد. بنابراین وقتی پای ماموریت های طولانی در میان است، می بایست تخمین های بسیار دقیقی توسط برنامه ریزان ماموریت صورت گیرد تا مشکلی از جهت عملکردی برای هواپیما پیش نیاید. شاید این پیشبینی ها در تمرینات بسیار ساده باشد، اما در شرایط واقعی نبرد تا مرز غیر ممکن هم پیش می رود. بدین معنی که در صورت یک درگیری پیش بینی نشده، خلبان راهی به جز خلاصی از میزان سوخت اضافی ندارد. رها کردن موشک های دوربرد BVR که محدودیت های آیرودینامیکی و وزنی بسیاری را بر هواپیما تحمیل می کنند در چنین مواقعی بهترین راه ممکن به نظر می رسد. پس می توان نتیجه گرفت که تا زمانی که فلانکر تا وزن مشخصی سبک نشده است، حسابی روی مانورپذیری بی نظیر آن نمی توان کرد، البته نباید از این نکته هم چشم پوشید که فلانکر از یک سیستم FBW یا پرواز با سیم آنالوگ هم بهره می برد که میگ MiG-29 فاقد آن است.


ترمز هوایی هواپیمای Su-27 که در حالت مسلح قرار داده شده است


در قابلیت هدف گیری از فواصل مافوق دید بصری یا Beyond Visual Range باید گفت که هر دو هواپیما از یک نوع موشک آن هم موشک R-27 یا همان AA-10 Alamo استفاده می کنند. اما تفاوت در این جاست که سوخو Su-27 می تواند تا ده فروند از این موشک را در یک سورتی پرواز حمل نماید، در حالی که میگ MiG-29 تنها قادر به حمل دو فروند از این موشک هاست. اگرچه به وضوح معلوم است که از نظر تسلیحات قابل حمل Su-27 به میزان زیادی بر MiG-29 برتری دارد، اما همیشه ممکن است که این سوال به ذهنتان بیاید که آیا واقعاً هنوز هم دوران نبرد هایی که تعداد زیادی هواپیما در آسمان به نبرد تن به تن می پرداختند و قدرت آتش یکی از عوامل مهم در پیروزی بود به سر نیامده است؟ در جواب این سوال باید گفت که در نبرد های جدید، هواپیماها زمان چندانی برای درگیری در اختیار ندارند و البته تعداد هواپیماهای موجود در آسمان در نبرد نیز بسیار کمتر و محدود تر از گذشته است. نبرد های هوایی امروز همیشه با ویژگی هایی چون سرعت بالا در نبرد و مدت زمان کم درگیری شناخته می شوند. در یک چنین درگیری هایی، همیشه نخستین ضربه نقش اساسی را ایفا می کند: پس باید اولین ضربه را زد و محکم هم زد. پس از نخستین رویارویی، هر یک از خلبانان دو طرف سعی در دور شدن از محل نبرد برای جلوگیری از غافل گیر شدن توسط هواپیماهای دیگر دشمن دارند. رادارهای N-001 و N-019 از جمله رادارهایی هستند که دارای آرایه اسکن مکانیکی هستند، بدین معنی که این رادارها در یک زمان قادر به درگیری با بیش از یک هدف نیستند. در جنگ های امروزی احتمال اینکه یک هواپیمای جنگنده تنها به یک هدف حمله کرده و سپس به پایگاه بازگردد در حدود 95% است، یعنی تنها 5% احتمال دارد هواپیما با هدفی ثانویه درگیر شود. پس آیا واقعاً حمل شش تا ده موشک دوربرد BVR آن چنان که به نظر می رسد، لازم است؟ بنابراین برتری Su-27 در این مورد که تنها بر حمل تعداد بیشتر موشک های BVR استوار است زیر سوال می رود. شاید به همین دلیل باشد که هیچ وقت فلانکر ها با تعداد زیادی موشک های R-27 لود نمی شوند و اکثراً ترکیبی از موشک های BVR و موشک های کوتاه برد مادون قرمز IR روی هواپیمای Su-27 نصب می شوند چرا که سنگین کردن بی مورد هواپیمای جنگنده با موشک هایی که شاید اکثراً بلا استفاده بمانند صحیح نیست و جز مصرف سوخت بیشتر نتیجه دیگری برای جنگنده در بر ندارد.


هواپیمای میگ MiG-29 در نمایی زیبا از غروب آفتاب


موشک های R-27E/ET دارای سیستم هدایت مادون قرمز هستند و طول موج هایی را که اگزوز موتور هواپیماها منتشر می کنند دنبال می نمایند. به همین دلیل این موشک ها را جز موشک های «شلیک کن و فراموش کن» به شمار می آورند، چرا که پس از شلیک، دیگر موشک نیازی به هدایت از سوی هواپیما ندارد و خود می تواند مسیر خود را بیابد. یکی از نقص های عمده ای که موشک های R-27 در مدل هدایت مادون قرمز دارند این است که این مدل از موشک ها قابلیت ایجاد خط اطلاعات یا دیتالینک با هواپیمای مادر را ندارند. در نتیجه تنها هنگامی که رادار نسبتاً کوتاه برد مادون قرمز موشک روی هواپیمای دشمن قفل شده باشد موشک می تواند شلیک شود، و این خود علی رغم قدرت بالای موتورهای موشک و طراحی آیرودینامیکی جالب آن، برد موشک را بسیار کم می کند. در موشک های هدایت راداری، نیازی به قفل رادار موشک روی هواپیمای دشمن نیست، بلکه رادار به مراتب قدرتمند تر هواپیما روی جنگنده دشمن فقل نموده و موشک را تا نزدیکی هواپیمای دشمن هدایت می کند و پس از آن رادار خود موشک فعال شده و به مسیر ادامه می دهد. اما در مدل هدایت مادون قرمز، هدف گیری به این صورت نیست و خود رادار موشک باید بتواند از عهده قفل روی هدف بر بیاید.


نمونه اولیه Su-27S با نام T-10S


در نبرد های هوایی بسیار نزدیک که هواپیمای ما در موقعیت بسیار خوبی در پشت دشمن قرار گرفته است، بهترین گزینه برای حمله موشک های مادون قرمز هستند چرا که در یک چنین شرایطی امواج مادون قرمز متساعد شده از اگزوز هواپیمای دشمن بسیار پر قدرت تر از امواج راداری هستند و موشک های IR در یک چنین شرایطی بسیار موثر تر هستند. پس می توان به راحتی نتیجه گرفت که در شرایط واقعی نبرد، ترکیبی از دو شیوه مختلف حمله، یعنی موشک های هدایت راداری و موشک های هدایت مادون قرمز می تواند بسیار به نفع باشد. MiG-29 طبیعتاً دارای یک چنین ترکیب تسلیحاتی است و می تواند بدون هیچ مشکلی این دو دسته از تسلیحات را حمل نماید در حالی که تسلیح Su-27 با یک چنین ترکیب تسلیحاتی نیازمند برنامه ریزی دقیق ماموریت است. به عبارت دیگر MiG-29 در هر شرایطی برای درگیری آماده است، در حالی که درگیری Su-27 باید از قبل پیش بینی شده باشد. در صورت پیش آمدن هر گونه درگیری پیش بینی نشده و اتفاقی، ممکن است فلانکر با مشکلات جدی مواجه شود و اگر حریف کمی گردن کلفت تر باشد، شاید دیگر کاری از دست Su-27 بر نیاید.


سمت راست، کاکپیت MiG-29SMT، سمت چپ، کاکپیت Su-27


MiG-29 می تواند تا دو موشک R-27 را حمل کند، اما مشکل اینجاست که دو موشک BVR می بایست در صورت درگیری BVR هر دو باهم و به سمت یک هدف شلیک شوند، چرا که در غیر اینصورت اگر فقط یک موشک شلیک شود، موشک دیگر در زیر بال دیگر سنگینی کرده و مشکل عدم بالانس در بال ها به وجود می آید؛ علی رغم اینکه تا حدودی قابل حل است، اما همین عدم بالانس به میزان زیادی از قابلیت های مانوری هواپیما می کاهد. برای مثال حداکثر زاویه حمله از 24 درجه تا 15 درجه کاهش می یابد که به طور کاملاً محسوس در مانورپذیری هواپیما موثر است. روی کاغذ، Su-27 در وضعیت بهتری قرار دارد، چرا که می تواند تا سه هدف را به طور همزمان شناسایی کرده و با آن ها درگیر شود، البته در شرایطی که هر هدف را با یک جفت موشک R-27 هدف قرار دهد. همه اینها در شرایطی درست است که دشمن آن قدر مهربان باشد که منتظر بماند تا ما به راحتی بتوانیم او را هدف قرار دهیم. در شرایط جنگ واقعی، دشمن یا در حال درگیری است و به ما نزدیک می شود که او را در شرایط خوبی برای شلیک موشک هایش قرار می دهد؛ یا اینکه در حال دور شدن از منطقه نبرد و خارج شدن از برد موشک و رادار ماست که هدف گیری را برای ما مشکل می سازد. از سوی دیگر MiG-29 از فاصله دور می تواند به راحتی جفت موشک R-27 را به هدف شلیک کرده و به مدد موشک های هدایت مادون قرمز و مانورپذیری عالی به سرعت برای یک درگیری نزدیک نیز آماده شود در حالی که هیچ مشکلی هم از جهت آن 60% سوخت که در فلانکر وجود دارد نخواهد داشت.


هواپیمای MiG-29 در حال تاکسی روی باند


از بعد رادار، هواپیمای سوخو Su-27 مجهز به رادار N-01 با برد تشخیص اهدافی با حداقل 3 متر مربع سطح مقطع از فاصله 80 تا 100 کیلومتری است. این رادار قادر است تا 40 کیلومتر پشت سر هواپیما را هم اسکن نماید. MiG-29 نیز مجهز به رادار N-019 است که قادر است شعاع 75 تا 85 کیلومتری جلوی هواپیما را اسکن کرده و در فاصله 35 کیلومتری پشت هواپیما نیز به جستجو بپردازد. هر دوی این سیستم های راداری قادرند تا ده هدف را به صورت همزمان شناسایی کرده و با یکی از این اهداف به درگیری بپردازند. طول موج هر دو برابر با 3 سانتیمتر است، محدوده آزیموت رادار N-001 برابر با 60+- و رادار N-019 برابر با 67+- می باشد. اگر چه رادار N-001 که در Su-27 نصب شده است از نظر برد راداری بر رادار اسلات بک میگ MiG-29 برتری دارد، اما باید از این نکته هم باخبر بود که هر دو رادار در 70% قطعات مشابه هستند و هر دو از یک پردازنده با قدرت پردازش 170000 عمل در ثانیه استفاده می کنند. با این اوصاف، همانطوری که می بینیم توانایی درگیری و شناسایی اهداف هر دو رادار نیز تقریباً مشابه است، برتری برد ده یا بیست کیلومتری رادار فلانکر شاید آن چنان هم پراهمیت نباشد. در زمان طراحی سوخو Su-27 با کد اولیه T-10 برنامه های گسترده ای برای طراحی و ساخت راداری بسیار پیشرفته تدارک دیده شده بود، اما با توجه به ضعف فراوان شوروی سابق و کلاً کشورهای بلوک شرق در ساخت تجهیزات الکترونیکی-نقطه مقابل کشورهای غربی- این رادار ساخته نشد و تنها مدل بسیار ساده تر آن یعنی N-001 به کار گرفته شد.


هواپیمای MiG-29UB در آشیانه

هواپیمای Su-27 متعلق به نیروی هوایی روسیه


از نظر اتکا بر کنترلرهای رهگیری زمینی باید گفت که یکی از ویژگی های قدیمی هواپیماهای شوروی سابق به همان دلیل ضعف تکنولوژیکی در ساخت قطعات الکترونیکی همان اتکای بیش از حد به رادارها و مراجع زمینی است، یعنی نقطه ضعفی که همیشه غرب روی آن دست گذاشته است. این شیوه هدایت هواپیما همیشه مورد انتقاد شدید بود، چرا که بر اساس این سیاست که در دوران جنگ سرد به اوج خود رسیده بود، خلبان بسیار محدود بود و مجبور بود برای انجام کوچکترین کاری خارج از برنامه متوسل به کنترلر های زمینی شود. البته خود غربی ها و به خصوص آمریکاییها چندان هواپیماهای مستقلی نساخته بودند، چرا که هواپیماهای آنها نیز از نسخه هوابرد (!) پایگاههای زمینی استفاده می کرد و به زبان ساده تر نام آن ها را آواکس AWACS گذاشته بود. تنها فرق این پایگاه این بود که هواپیماهای آواکس سیار بودند و به دلیل استفاده از آن ها در ارتفاعات به راحتی حریم هوایی بسیار گسترده ای را پوشش می دادند. در حقیقت با ورود Su-27 و MiG-29 به خدمت، عصر تازه ای در هوانوردی نظامی شوروی به وجود آمد. اگر چه توانایی های راداری این هواپیماها بازهم به حدی نبود که بتوانند از عهده انجام کامل یک ماموریت بدون هدایت زمینی بر بیایند، اما بازهم همین نقطه فصل جدیدی در جنگ های مدرن شوروی بود. با اینکه میل طراحان بیشتر به سمت استقلال هواپیماها از پایگاه های زمینی کشیده شده بود، اما باز هم هواپیمای MiG-29 یک هواپیمای وابسته به پایگاه های زمینی یا GCI Dependent نامیده می شود. صرف نظر از اینکه با چه هواپیمایی پرواز انجام شود، خلبانان روسی یاد گرفته اند که اگر چه رادارهای قدرتمندی داشته باشند، اما تا زمانی که از کنترلرهای زمینی خبری مبنی بر وجود دشمن به آن ها نرسیده است رادار خود را روشن نکنند. البته با تمام این شرایط هنوز هم خلبانان قادرند که در شرایط کاملاً اضطراری حداقل از موقعیت مذبور بتوانند خلاصی یابند، اما در شرایط عادی 99% تصمیمات به عهده پایگاه فرماندهی زمینی است.


هواپیمای Su-27 در معیت یک فروند An-224!


با توجه به نکاتی که در این مطلب ذکر شد، می توان به این نتیجه رسید که MiG-29 هواپیمایی است که واقعاً برای نبردهای حقیقی ساخته شده است. از فاصله دور قادر است هواپیمای دشمن را با یک جفت موشک دوربرد آلامو مورد هدف قرار دهد، در فرض تقریباً محال اگر هیچ یک از موشک ها نتوانستند به هدف اصابت کنند، هنوز هم میگ MiG-29 قادر است با تکیه بر قدرت مانورپذیری بی نظیرش تدارک یک حمله دیگر، اینبار از فاصله نزدیک را ببیند که قریب به یقین می توانیم فولکروم را در یک چنین مبارزه ای پیروز بدانیم. از سوی دیگر، Su-27 بیشتر به یک سایت پدافند موشک های زمین به هوا شباهت دارد تا یک جنگنده رهگیر واقعی، خصوصاً که توانایی حمل تعداد زیادی موشک های دوربرد آلامو این شباهت را بیش از پیش کرده است. نخستین نمونه های فلانکر که با نام T-10S در سال 1978 ساخته شد از مشکلات بسیاری رنج می برد. با این حال با انجام اصلاحاتی تولید نمونه اصلی به سال 1984 موکول شد، اما بازهم مسائلی که گریبانگیر گروه طراحی و البته خود هواپیما شده بود مانع از آن گردید که هواپیما بتواند به موقع به خدمت در آید. از عمده ترین مشکلاتی که فلانکر با آن دست و پنجه نرم می کرد مشکل قطعات اویونیکی بود که تا سال 1990 که چند صد فروند Su-27 به خدمت در آمدند هنوز هم به طور کامل حل نشده بود. از سوی دیگر بر خلاف فلانکر، MiG-29 روند طراحی بسیار هموار تری را پشت سر گذاشت و تقریباً بدون مشکل جدی وارد خدمت گردید. شوروی در زمان جنگ سرد و به خصوص دهه 70 خواهان ورود به خدمت جنگنده جدیدی بود که بتواند از پس هواپیماهای پیشرفته غرب مانند F-15 و F-14 بر بیاید، اما با نتایج مایوس کننده ای که مدل های اولیه Su-27 به بار آورد، ظاهراً میگ MiG-29 بسیار موفق تر بود. همانطوری که بعدها هم دیدیم Su-27 تا زمان پایان جنگ سرد، یعنی سال های ابتدایی دهه 90 هنوز هم نتوانسته بود آن چنان که باید و شاید نیازهای نیروی هوایی شوروی را برطرف نماید. با همه ضعف هایی که Su-27 از آن رنج می برد، هواپیماهای مشهوری که از Su-27 مشتق شده اند و به خانواده فلانکر مشهورند، مثل هواپیماهای Su-30/33/34/37 هواپیماهای به نسبت موفقی از کار در آمدند.

 

 


 

میگ 21، پر تولید ترین هواپیمای جنگنده جت جهان است که تا به حال طراحی و ساخته شده است. سریع، کوچک و چالاک است و تا حال، سینه آسمان اروپا، آسیا، آفریقا و حتی آمریکا را شکافته و با مدرن ترین و کشنده ترین جنگنده ها هم روبرو شده است. رکوردهایی که این جنگنده تا به حال کسب کرده است، گاه تا رکوردهایی که جنگنده ای مثل فانتوم به دست آورده پیش می رود. میگ 21 فیش بد، به خاطر رادار قدرتمند یا سیستم های الکترونیکی گران قیمت مشهور نشده است. بلکه این پرنده، هواپیمای یک خلبان زبده است و مانند موم، در دست یک خلبان با تجربه نرم است. موتورهای اعتماد پذیر، نگهداری آسان و قابلیت های زیاد در برابر این ویژگی ها، همه و همه دست به دست هم داده اند تا یکی از مشهور ترین جنگنده های جهان را به عرصه نبرد بیاورند. در این مقاله، مطالبی را در مورد این هواپیما، خصوصیات و مدل های مختلف آن از نظر می گذرانیم:

میگ 21 مدل PF در حال برخاست مجهز به موشک های هوا به هوا


در حدود سال های 1956، غربیها تصویر های ناواضحی به وسیله هواپیماهای جاسوسی خود از هواپیمای جدیدی به دست آوردند که برای آن به منزله تهدیدی اساسی به شمار می رفت. پس از چندی، غربیها پی بردند که هواپیمای جدیدی در شوروی در دست طراحی است که فعلاً دو مدل از آن ساخته شده است. آن دو مدل، در حقیقت مدل های آزمایشی یک جنگنده رهگیر جدید بودند که قرار بود به زودی به تولید انبوه برسد. مدل نخست، Ye-2 نام داشت و برای اولین بار در فوریه ی 1955 نخستین پروازش را انجام داد. این نمونه، دارای بال هایی شدیداً پس گرا بود. نمونه ی دوم، Ye-5 نام گذاری شده و به موتورهای AM-9Ye مجهز شده بود. اما چون این موتورها برای به پرواز درآوردن این نمونه قدرت کافی نداشتند، از یک موتور راکتی هم در کنار این موتور برای نخستین پرواز در سال 1956 استفاده نمود. ناگفته نماند که این مدل، از بال های مثلثی شکل، که بعدها تمام مدل های میگ 21 بدین شکل در آمدند، استفاده می کرد. مدت ها غربیها بر این عقیده بودند طرح دوم با نام فیش بد لغو و طرح نخست با نام فیس پلیت آغاز شده است. اما مدتی بعد، کاملاً خلاف این عقیده ثابت شد و معلوم گردید که تولید فیش بد آغاز شده است. سرانجام، یکی از میگ 21 ها در سال 1959 به سرعت 2.05 ماخ دست پیدا کرد و بدین گونه نخستین جنگنده روسی شد که توانست از سرعت دو ماخ عبور نماید.


هواپیمای میگ 21 متعلق به نیروی هوایی شوروی سابق


MiG-21 های نسل اول یا First Generation

مدل های نمونه میگ 21 دارای موتورهای بسیار اعتماد ناپذیر و ناسازگار با سرعت های بالا بودند. در اولین نمونه های تولید انبوه که با نام نسل اول شناخته می شد، این موتورها با موتورهای نمونه قویتر RD-11 تعویض گشته و بدین گونه میگ 21 نخستین اصلاح خود را پشت سر گذاشت. نسل نخست فیش بد دارای سکان عمودی بزرگتر، کاناپی جدیدتر، یک توپ قویتر، قطب نمای رادیویی، خلبان خودکار، سیستم IFF یا تشخیص دوست از دشمن و رادیوی چند کاناله بود. همچنین این مدل از میگ های 21 که با حرف F شناسایی می شوند، می توانستند دو موشک AA-2 آتول را زیر بال های خود حمل نمایند. به زودی، این مدل از فیش بد به کشورهای عضو پیمان وروشو صادر شد. به دلیل نبود مدل آموزشی این هواپیما، نیروی هوایی برخی از کشورها مانند المان شرقی، مجبور به آموزش خلبانان خود با همان مدل تک سرنشینه بودند. همین دلیل، موجب تولید میگ 21 مدل U شد که یک مدل آموزشی دو سرنشینه بود. این مدل، از سوی ناتو به «مونگول» معروف شد. تعدادی از فیش بد ها به کشورهایی چون چین و چکسلواکی نیز صادر شدند که هر دوی این کشورها، با دریافت اجازه تولید این هواپیما، خود به مونتاژ فیش بد مشغول شده و تعداد فراوانی از این هواپیما را تولید و وارد خدمت نیروی هوایی خود نمودند. کشورهای ایران، عراق، سریلانکا، زیمبابوه، تانزانیا و آلبانی از دریافت کنندگان بعدی این مدل فیش بد بودند.


هواپیمای میگ 21 متعلق به نیروی هوایی رومانی


MiG-21 های نسل دوم یا Second Generation

نسل دوم میگ 21، اصلاحاتی دیگر را برای بهبود برد این هواپیما و همچنین امکان انجام نبرد در هر شرایط آب و هوایی شامل می شد. مخروطی که در ابتدای دماغه میگ 21 قرار گرفته بود، تا اندازه زیادی برای جای دادن نخستین نسل رادارهای هواپیمای فیش بد، بزرگتر شد. چرخ های فرود، به منطور تحمل وزن بیشتر، بزگتر و همچنین از نظر مقاومت نیز به مقدار زیادی تقویت شدند. جالب این جاست که میگ 21 های مدل P، PF، PFM و SPS فاقد توپ دماغه هواپیما بودند. در ابتدا، شرکت مکدانل داگلاس هم در مورد فانتوم دچار همین اشتباه شد و توپی را برای هواپیمای فانتوم به صورت فابریک تعبیه نکرد. این تفکر بر این اساس بود که با توسعه موشک های نزدیک برد هوا به هوا، دیگر نیازی به توپ های دماغه هواپیما نیست. این ایده، در سال های بعد کاملاً رد شد، چنانکه اجباراً روی تمام هواپیماهای نسل بعد، وجود توپ یک امر اجتناب ناپذیر بود. مدل PF هواپیمای میگ 21، از موتورهای نسبتاً قویتری استفاده می کرد و همچنین، با کمک رادار ابتدایی خود، قادر به شلیک موشک گرمایاب AA-2 آتول بود. میگ 21 مدل PFV یک مدل ویژه از هواپیمای فیشبد بود که مخصوصاً برای ویتنام شمالی و مطابق با شرایط آب هوایی همیشه بارانی و مرطوب طراحی شده بود. میگ 21 هایی که تحویل نیروی هوایی هند شدند، قابلیت آن نصب یک توپ را به صورت جدا و در زیر بدنه داشتند.


هواپیمای میگ 21، ارزانترین جنگنده ای که می توانست با سرعت ماخ دو پرواز نماید


MiG-21 های نسل سوم یا Third Generation

شاید نفرت انگیزترین هواپیمای فیشبد به نظر خلبانان، این نسل از میگ ها 21 باشد. این مدل از میگ 21، برد بیشتری دارد و این ویژگی مثبت را مدیون توانایی حمل بیش از 2620 لیتر سوخت است. این مدل، که با بیشتر با کد M و MF شناخته می شود، می تواند در حالتی که مخازن سوخت کاملاً پر باشند، دو موشک AA-2 اتول را حمل نماید. این تعداد در حالت حمل 850 لیتر سوخت، به چهار عدد موشک آتول افزایش می یابد. با این اوصاف، این هواپیما سنگین تر و کم تحرک تر است و در مانورهای هوایی، به خوبی ضعف عملکرد آن مشخص می شود. همین ضعف باعث شد تا یک مدل تکمیلی از این هواپیما با نام MiG-21 MF تولید شود که به موتورهای نیرومندتری مجهز بود و تا حدودی ضعف ناشی از وزن زیاد را می پوشاند. همچنین، مدل MF رادار جدیدتری نسبت به مدل های قبلی دارد. یکی دیگر از گزینه های اضافه شده در این مدل، سیستم خلبان اتوماتیک برای حفظ ارتفاع است که حدود زیادی خلبان را در ماموریت های طولانی یاری می کند. در طی جنگ افغانستان و جنگ ایران و عراق این مدل، نقش بسیار موثری را ایفا نمود. جالب این که این هواپیما، توانست در جنگ تحمیلی یک فروند اف-14 تامکت ایرانی را ساقط نماید. همین هواپیما با اویونیک غربی، می تواند موشک های ماترا را نیز حمل کند.


کاکپیت هواپیمای جنگنده میگ 21


MiG-21 های نسل چهارم یا Fourth Generation

آخرین نسل هواپیماهای فیشبد، نسل چهارم این هواپیماهاست که با کد bis شناخته می شوند. این مدل، حاصل نتایج عملکرد تمام هواپیماهای نسل های پیشین است که با تجهیزات نسبتاً امروزی و سیستم های جدیدتر عرضه شده است. این مدل از موتوری کاملاً نیرومند به قدرت 16.000 پوند تراست بهره می جوید که کاملاً ضعف های ناشی از کمبود نیرو را رفع می نماید. همچنین، بیشتر تجیهزات اویونیکی یا الکترونیک پروازی آن از هواپیمای به مراتب پیشرفته تر میگ 23 به عاریت گرفته شده اند. آلمان شرقی از جمله دارندگان عمده این مدل به شمار می آید.

 

MiG-21 2000، نسل نامشخص میگ 21

شرکت لاهاو که یک شرکت اسرائیلی فعال در زمینه تعمیر و نگهداری هواپیماست، با بهبود و تعویض بسیاری از تجهیزات میگ 21 فیشبد، این رهگیر کوچک را به یک جنگنده عالی برای حملات زمینی و همچنین یک رهگیر به مراتب قدرتمندتر از نمونه اصلی فیشبد تبدیل کرده است. این شرکت با نصب ایونیک غربی بر روی این هواپیما، ویژگی های این هواپیما را به میزان زیادی بهینه سازی نموده است. کاناپی یک پارچه، سیستم دست روی استیک یا HOTAS که بدون جدا شدن دست خلبان از استیک هدایت، می تواند سیستم های اساسی را کنترل کند، HUD یا سیستم نمایشگر اطلاعات پرواز در جلوی دید خلبان از موارد جدیدی هستند که بر روی میگ 21 نسل جدید نصب شده است. جالب است بدانید که این هواپیما به سیستم DASH نیز مجهز شده است. سیستم DASH یا Display And Sight Helmet شامل یک کلاه و تعدادی سنسورهای جانبی است که خلبان با بر سر نهادن این کلاه، می تواند تنها با نگاه کردن به هدف، روی هدف قفل نماید و دیگر نیازی به چرخاندن دماغه به سمت هدف برای قفل موشک نیست. در این سیستم زاویه چرخش سر خلبان نسبت به محور هواپیما محاسبه شده و با توجه به آن زاویه حرکت هدف نیز معین شده و رادار هواپیما موقعیت هدف را تشخیص می دهد.


هواپیمای میگ 21 مدرنیزه شده توسط شرکت لاهاو اسرائیلی


میگ 21 هواپیمایی بسیار تاثیر گذار در عرصه هواپیماهای نظامی بوده و علی رغم کاستی های متعدد آن، اثرات آن غیر قابل اغماض است. از این هواپیما تا کنون بیش از 7.500 فروند ساخته شده که به خدمت بیش از 33 کشور دنیا در آمده اند. میگ 21، نتیجه درسهایی بود که روس ها از جنگ کره موسوم به «جنگ جت ها» آموخته بودند. عملکرد رادار میگ 21 به دلیل وجود ورودی هوا در دماغه آن، شدیداً محدود است، اما ویژگی هایی چون سبک بودن قدرت مانور زیاد مانع  از خودنمایی زیاد این نقایص بودند. با وجود قدمت زیاد سابقه این هواپیما، فیشبد هنوز در نیروی هوایی بسیاری از کشور ها فعال است. انگار میگ 21 نمی خواهد هیچگاه به پروازش پایان بدهد.

 

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 22:55 |

به وبلاگ بازیگران ایرانی هم سر بزنید ممنون میشوم
http://akbarvasaba.blogfa.com/
http://akbarvasaba.blogfa.com/
http://akbarvasaba.blogfa.com/
http://akbarvasaba.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 12:21 |

تنها یک روز بعد از اکران عمومی؛ CDهای قاچاق «اگه می تونی منو بگیر» هم به بازار آمد! / تهیه کننده فیلم : امیدوارم روزی برسد که توان شکایت از آنها را داشته باشیم !

سینمای ما ـ امیر کاظمی : تنها پس از گذشت یک روز از آغاز اکران عمومی فیلم «اگه می تونی منو بگیر»(شاهد احمدلو) CD های قاچاق این فیلم در معابر عمومی به فروش می رسد. عرضه ی CD قاچاق «اگه می تونی منو بگیر» پس از یک روز اکران عمومی شاید زیاد هم تعجب آور نباشد ! حتی اگر ۱ روز قبل از اکران هم توزیع می شد شاید عجیب نبود چون این فاجعه ی بسیار بزرگ به امری کاملا طبیعی در ساختمان سینمای ایران تبدیل شده و با عرضه ی CD قاچاق فیلم هایی همچون اخراجی ها ٬ مهمان ٬ نقاب ٬ سنگ کاغذ قیچی و ... این موضوع بر همگان اثبات شده است . عرضه یCDهای قاچاق می تواند سینما را به کلی نابود کند ! به نظر شما با این حساب سینمای ایران نسل بعدی هم خواهد داشت !؟
حسن توکل نیا ( تهیه کننده « اگه می تونی منو بگیر » ) در گفتگو با سایت سینمای ما گفت : " حرفی برای گفتن در این رابطه ندارم . تنها بدانید ما چه از آن کسانی که این CD ها را می خرند ٬ چه می فروشند و چه از سایت های اینترنتی دانلود می کنند راضی نیستیم. در واقع این اشخاص با مجلس و پلیس امنیت مقابله به مثل می کنند و می گویند اگر جلوی ما را می گیرید ما قبل از اکران فیلم پخش CD را آغاز می کنیم!. امیدوارم روزی برسد که توان شکایت از آنها را داشته باشیم . "
شاید هم زیاد نامربوط نباشد اما اگر DVD سنتوری در ۲ فایل ( یکی با صدای بهرام رادان یکی با صدای محسن چاووشی ) همراه با ۲ ساعت پشت صحنه و مصاحبه با عوامل فیلم و ... تا هفته ی آینده به بازار آمد کسی تعجب نکند !
تعجب نمی کنیم ...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 1:39 |

معرفی فیلم خون بازی

کارگردان: رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب

نويسنده : رخشان بني اعتماد
 فريد مصطفوي
 محسن عبدالوهابي
 نغمه ثميني

بازیگران: بیتا فرهی، باران کوثری، مسعود رایگان، بهرام رادان، مهیار جاویدی، سینا زند، فرید ولی زاده

فیلمنامه: رخشان بنی اعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب، نغمه ثمینی

مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

طراح صحنه و لباس: ژیلا مهرجویی

طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی

صدابردار: یدالله نجفی.
مشاور پزشكي :كامكار
تاريخ اکران : 1386

زمان فيلم:80 دقيقه

وضعيت نمايش:در حال اکران

سال ساخت:1385 - 2006

تاريخ اكران:1 فروردين 1385

جنس فيلم: ٣٥ میلیمتری (35 Mil.)

نوع فيلمبرداري:واید (Wide) 

وضعيت دوبله:صدابرداری سر صحنه 

درجه‌بندي ايراني:الف 

درجه‌بندي خارجي:بالای سیزده سال (PG-13 )

صدا: اپتیک

زبان اصلي: فارسی - Persian (Farsi)

خلاصه داستان:  فیلم درباره دختری است به نام سارا که همراه مادرش عازم سفر می شود

 سفری در کشاکش خون بازی برای التیام زخمی به عمق تباهی.

 

یادداشت: « خون بازی » پس از « گیلانه » (1383) نهمین ساخته رخشان بنی اعتماد

و دومین تجربه مشترک کارگردانی اش با محسن عبدالوهاب است.

گالری عکس در ادامه ی مطلب

ادامه ی مطلب
+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 1:38 |

معرفی فیلم سنگ کاغذ قیچی

کارگردان: سعید سهیلی 

نويسنده : رخشان بني اعتماد
 فريد مصطفوي
 محسن عبدالوهابي
 نغمه ثميني

بازیگران:  امین حیایی، شهرام حقیقت دوست، اندیشه فولادوند، جمشید هاشم پور،

 رامتین خداپناهی، نیلوفر خوش خلق، قاسم زارع، اصغر نقی زاده، مهدی صباغی، بهمن دان 

تهیه کننده: حمید اعتباریان 

فیلمنامه: سعید سهیلی

مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست

طراح صحنه و لباس: آتوسا قلم فرسایی

طراح چهره پردازی: رضا رادمنش

صدابردار: یمحمود سماک باشی.
عکس: احمد احمدی

تاريخ اکران : 1386

زمان فيلم:80 دقيقه

وضعيت نمايش:در حال اکران

سال ساخت:1385 - 2006

تاریخ شروع فیلمبرداری: نیمه دوم دی ماه 1384

تاریخ پایان فیلمبرداری: 7 فروردین 1385

سال ساخت: 1385 

سال اکران: 1386 - (19 اردیبهشت) 

سينماهاي نمايش دهنده: عصر جديد1، فرهنگ2، ايران2، شهر قشنگ،

بلوار. بهمن1، جوان1، گلريز2، جي2، اريكه1، تهران2، پيوند،

پرديس تماشا1، فردوسي پارس 2.

فروش: 105 ميليون تومان

جنس فيلم: ٣٥ میلیمتری (35 Mil.)

نوع فيلمبرداري:اسکوپ (Scope)

وضعيت دوبله:صدابرداری سر صحنه 

درجه‌بندي ايراني:نامشخص

درجه‌بندي خارجي:نمایش عمومی (PG)

ژانر:اجتماعی ، حادثه ای

صدا: اپتیک

زبان اصلي: فارسی - Persian (Fars

يادداشت: « سنگ كاغذ قیچی » پس از فیلم های « مردی شبیه باران »

(1375)، « مردی از جنس بلور » (1377)، « سهراب » (1378)، « شب برهنه » (1380)، « غوغا »

 (1381) و « تارا و تب توت فرنگی » (1382) جدیدترین ساخته سعید سهیلی در مقام كارگردان است.

خلاصه داستان: « جهان » بر اثر توطئه یک کارخانه دار بنام « محسن » زندانی شده و پس از دو سال آزاد میشود و بدنبال نامزدش میگردد ، تا انتقام خود را از « محسن » بگیرد . بی آنکه بداند « محسن » بر سر نامزدش چه آورده است ، تا حدی که دوستانش از او پنهان میکنند. ولی .... بخشی از گفتار فیلم: حاج مرتضي گفت به رضا بگين/ هم تير و تركش، هم ميدون من/ همه شون بيان به آدرس من/ سيدرضا گفت به روح مسعود/ تو تير و تركش، بي چكمه بي كلت/ هر جا بپيچه با كله ميام/ با صدا تا حجله، چهل تا چلچراغ.

ادامه ی مطلب

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 1:38 |

چندي پيش يكي از اتفاقات نادر در دنياي علم پزشكي رخ داد كه توجه بسياري از متخصصان و دانشمندان اين علم را به خود جلب كرد. اين حادثه نادر تولد نوزادي بود كه عنوان كم سن‌ترين و كوچك‌ترين نوزاد زنده و سالم جهان را از آن خود كرد. اين نمونه يك نوزاد دختر است كه در پنج و نيم ماهگي در كلينيكي در <ميامي> آمريكا به دنيا آمد. بر اساس آمار و اطلاعات دانشگاه <يووا> تا به حال نوزادي با سن كمتر از 23 هفته و با اين سلامت و شانس زندگي در جهان به دنيا نيامده است. شانس زنده ماندن اين نوزاد كه <اميليا تيلور> نام دارد بعد از تولد با توجه به وضعيتي كه داشت از نظر
پزشكانش بسيار كم بود. <اميليا> در 24 اكتبر 2006 بعد از 21 هفته و شش روز كه در بدن مادرش به سر برده بود به دنيا آمد.

تولد زودرس
پزشكان هر چقدر تلاش كردند نتوانستند از تولد زودرس اين نوزاد جلوگيري كنند و سرانجام با عمل جراحي سزارين به دنيا آمد. اين نوزاد در زمان تولد فقط 280 گرم وزن و 24 سانتي‌متر قد داشت. تقريبا هم‌اندازه يك خودنويس با اين حال او مي‌‌توانست تحت مراقبت ويژه پزشكان نفس بكشد و با تلاش فراوان گريه مي‌‌كرد. مادر <اميليا>، <سونيا تيلور> مي‌‌گويد: ما هر روز لحظه شماري مي‌‌كرديم تا بالاخره فرزندمان اين آمادگي را پيدا كند تا با ما به خانه بيايد و يك زندگي معمولي را آغاز كند. رشد و تكامل خوب اين نوزاد در اين چند ماه واقعا پزشكانش را حيرت‌زده كرده است. به‌طوري كه اكنون تقريبا پس از چهار ماه بستري بودن در اين كلينيك اين آمادگي را دارد كه با والدينش به خانه برود. وزن اين كودك هم‌اكنون يك كيلو و هشتصد گرم است. يعني تقريبا شش برابر لحظه تولدش. <سونيا> اكنون از اين‌كه مي‌‌تواند فرزندش را با خود به منزل ببرد و مانند بقيه مادرها خودش بدون كمك پزشكان از او مراقبت كند، بسيار خوشحال است و احساس خوشبختي مي‌‌كند. او مي‌‌گفت اصلا براي من قابل تصور نبود كه او به اين زودي بزرگ شود. اگرچه اكنون 1/8 كيلوگرم وزن دارد اما با توجه به شرايطش در زمان تولد براي من يك كودك تپلي و بامزه به نظر مي‌‌آيد و واقعا او را دوست دارم. <ويليام اسمالينگ> پزشك متخصص اين نوزاد، <اميليا> را به عنوان كوچك‌ترين و كم‌سن‌ترين نمونه كه تا به حال با آن برخورد كرده، بچه‌اي خارق‌العاده ناميد. دكتر در ادامه گفت: مراقبت از <اميليا> در ماه‌هاي گذشته براي ما واقعا يك وظيفه ناشناخته و نامعلوم بود چرا كه ما تا به حال از جنيني در اين سن كم خارج از رحم مادرش مراقبت نكرده بوديم. ما حتي نمي‌‌دانستيم فشار خون نرمال اين جنين بايد چند باشد اما حالا با توجه به سرنوشت خوب و باورنكردني اين كودك بايد در استاندارد‌هاي انجمن پزشكي اطفال آمريكا تجديد‌نظر كرد چرا كه تا قبل از اين مورد از نظر استانداردهاي اين انجمن يك كودك كمتر از 23 هفته به عنوان مورد نامناسبي براي زنده ماندن شناخته مي‌‌شد اما با اين اتفاق بايد اين استاندارد تغيير كند. امروز ما فهميديم كه مي‌‌شود به نوزاداني شانس زندگي داد كه تا ده سال پيش شانس زندگي براي آنها غيرممكن بود.
<اسمالينگ> در ادامه گفت: اميليا بعد از مرخص شدن از بيمارستان مي‌‌تواند مانند بچه‌هاي معمولي در يك تخت معمولي بخوابد و به صورت معمولي تغذيه شده و با شيشه شير بخورد. قابل توجه است كه اميليا از طريق لقاح مصنوعي ايجاد شده بود.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 22:50 |

مارمولک رو ببیید از کجا بیرون میاد

 

حجم:۱۰۸کیلوبایت

دانلود

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 21:56 |
+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 21:8 |
http://www.lhup.edu/~dsimanek/scenario/holmsmag.gif

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند . نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : "نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت :" میلیون ها ستاره می بینم ".هلمز گفت: " چه نتیجه ای می گیری؟ ". واتسون گفت : "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: " واتسون ! تو احمقی بیش نیستی ! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند. (منبع)

+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 14:58 |
از سایت زیر بوی بهشت می اید
http://www.ahmadinejad.ir/
از سایت زیر بوی گل می اید
http://www.khamenei.ir/
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 20:52 |
باستر سيمكوش:
چاق ترين مرد جهان بود. در سال 1393 وزنش به 500 كيلو و در سال 1995 به 541 كيلو ميرسه ولي يه رژيم لاغري شديد ميگيره و ميشه 97 كيلو! نكته ي جالبترش هم اينه كه 20 كيلو پوست اضافي مياره بعد از لاغري كه ازش يه كت ميدوزن!!

                                        

ادوارد مورداكسي:
انسان دو چهره! يه صورت هم پشت سرش داشته ولي اينقدر صورت پشتيه از خودش صدا در مياره كه بالاخره در 33 سالگيش خودكشي ميكنه!


ويتكا ادنا اوار:
اهل روسيه. به خاطر كوچيكي جثه اش دزدها ازش براي كاراي خلاف و دزدي استفاده ميكردن. در زمان مرگش دزدهاي روسيه 3 روز عزاي عمومي اعلام كردن!



پاسكال پنتيون:
اوايل قرن بيستم در مكزيكوسيتي به دنيا مياد و روي سرش يه سر ديگه هم داشته كه چشمها و دهنش حركت ميكردن ولي قابليت ديدن و حرف زدن نداشتن!



انسان چهارچشم:
در سال 1854 در انگليس به دنيا مياد. روي چشماش يه جفت چشم ديگه هم بودن و هر كدام از چشما ميتونستن زاويه ي مشخصي رو ببينن! با يه جفتش ميتونسته جلو پاشو ببينهو با اونيكي جفت هم چشم چروني كنه!! (; پشت سرش هم زن خوك نماست كه دماغ و دهنش مثل خوك بوده و تنها مورد مشاهده شده در جهانه!




گروس مك تانل:
زشت ترين زن دنيا. در دنيا از نظر زشتي مقام اول رو داشته و 3 بار هم ازدواج كرده و يه پسر طبيعي و زيبا هم به دنيا اورده!


+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 15:15 |
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه

یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند

+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 15:4 |

 پس از فيلم 300 اين بار نانسي عجرم خواننده عرب . ايران را مورد توهين خود قرار داد

قلب ايرانيان را شكست - خبر تكان دهنده - فاجعه ايرانيان !!!

چهره زشت نانسي را بشناسيد!!!



ایران : خداحافظ نانسی کثیف

امروز میخوایم از خواننده ای صحبت کنیم که شاید مورد علاقه خیلی از شما باشد .

همه ما تا کنون به نانسی به صورت یه خواننده در ظاهر نگاه کرده ایم اما بیایید به باطن وی هم بنگریم .

همون خواننده ای که در ایران طرفداران میلیونی  رو مجذوب خودش کرده . پس از انتشار فیلم 300 که ایران و ایرانی رو در اون فیلم نسلی وحشی خطاب کرده بودند اینک این خواننده زن که از ملیت عرب هست در یک اقدام توهین آمیز و گستاخانه ایران و ایرانیان عزیز و تمدن ما رو زیر سوال برده در حالی که تاریخ و تمدن ما بهترین گواه در این زمینه می باشد . شاید این خانم نانسی فراموش کرده روزگاری را که پدرانشان دختران را زنده به گور می کردند  و اگر کتب ایرانی و دانشمندان ایرانی و در واقع تمدن ایران زمین نبود همچنان آنگونه باقی میماندند . برای آگاهی بیشتر از این خانم بد نیست سری به سایت بزنید و در صفحه اول سایت پیغامی را مشاهده می کنید که مطمئنا دل هر ایرانی را به درد خواهد آورد .

اگر کسی از ایران قصد بازدید از سایت این خانم عرب زبان رو داشته باشه متوجه می شه که سایت بر ایرانیان قفل شده وهنگام ورود این پیام رو دریافت خواهید کرد :

NancyAjram.com

A request from Nancy Ajram ,

You are not allowed to enter nancy ajram official website , becos you are from Dirty country (Iran)

So Go Away and dont try again  !

يعني : نانسی عجرم . کام

درخواست نانسی عجرم ,

شما اجازه وارد شدن به سایت شخصی نانسی عجرم را ندارید ,  به دلیل اینکه شما از کشور کثیف ایران هستید

از سایت گم شويد بيرون و دوباره سعی نکنید ! 

شما نیز این انسان کثیف را بیشتر بشناسید ! آیا شما به عنوان یک ایرانی این مطلب رو نوعی بی احترامی به شخصیت با ارزش ایرانی نمی دونید !

این همان نانسی است که شما او را مورد لطف خود قرار می دهید ! پس از این پس در ابراز علاقه نسبت به این خواننده عرب وحشی کمی تردید کنید ! منتظر نظرات شما هستيم اين خبر را به همه اعلام كنيد!!!

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 1:23 |

نام:مهرزاد

نام خانوادگی:معدنچی اردکانی

تاریخ تولد:۲۰/۱۰/۱۳۶۳

باشگاه: پرسپولیس

محل تولد: شیراز

اصلیت:اردکان فارس

بازی ملی:5

گل زده:2

قد:180

وزن:74

پست تیم ملی:هافبک میانی

پست در پرسپولیس:هافبک تهاجمی

اولین بازی ملی:20/5/82

باشگاه های قبلی:هما شیراز،فجرسپاسی

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 19:30 |

زندگی‌نامه مرحوم آیت الله فاضل لنكرانی



آیت الله فاضل لنكرانی از مراجع تقلید امروز به ملكوت اعلی پیوست به همین مناسبت برای پاسداشت این عالم دینی بخش‌هایی از زندگی این فقید در زیر می‌آید.
  
 
به گزارش خبرگزاری فارس مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل لنكرانى كه از نام آورترین مردان علم و ایمان و عمل و از مراجع تقلید جهان تشیع محسوب می‌شد، در سال 1310 دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت آیت الله فاضل لنكرانى نه تنها یك روحانى جلیل القدر، كه اساساً از محترم ترین بزرگان و اساتید حوزه علمیه قم به شمار مى رفت. آن بزرگ مرد كه از مهاجران قفقاز بود و سال‌ها‌ در مشهد مقدس و حوزه علمیه زنجان به تحصیل و تدریس اشتغال داشت، یك سال بعد از آن كه حوزه علمیه قم به دست تواناى حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالكریم حائرى یزدى رحمة الله علیه تأسیس شد وارد قم و حوزه علمیه مقدسه آن گردید. در همان اوان با یكى از خاندان‌ها‌ى اصیل وصلت كرد و از این وصلت، فرزندانى نیكوتبار به وجود آمدند و بدینسان، استاد عزیز ما، حضرت آیت الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل لنكرانى، كه چهارمین فرزند آن خاندان و تنها فرزند روحانى پدر به شمار مى رود در خانواده علم و تقوى و روحانیت تولد یافت.
استاد از همان سال‌ها‌ى كودكى، سخت تحت تأثیر جاذبه معنویت پدر قرار گرفته و دلباخته راه او شد و در آن عوالم پاك و بى آلایش كودكى تصمیم گرفت راه و روش زندگى پدر را سرمشق خود قرار دهد و به عالم روحانیت بپیوندد.
پس به محض آنكه دوره شش ساله تحصیل ابتدایى را به پایان برد، با آنكه در رشته تحصیلات جدید رشد و توفیق بسیار به دست آورده و هوش و استعداد فراوان بروز داده بود، یكباره از ادامه تحصیل در مدارس جدید چشم پوشیده به جامعه طلاب علوم دینى پیوست.
در آن زمان درست 13 سال از عمرش مى گذشت، اما یك دنیا شور و علاقه به راهى كه در پیش گرفته بود، در دلش شعله مى كشید. علاوه بر تمام جاذبه‌ها‌یى كه دنیاى ساده و بى آلایش و در عین حال سرشار از عمق و معنویت طلبگى برایش به همراه داشت، عامل دیگرى نیز كه دست سرنوشت در كنارش قرار داد و باعث شد تا نوجوان پرشور، راه خود را با عشق و علاقه بیشترى ادامه دهد، آن بود كه یكى از دوستان بسیار عزیز دوران تحصیلات ابتدایى كه با او سابقه دوستى و ارتباط معنوى و عاطفى داشت ـ مرحوم آیت الله حاج سیّد مصطفى خمینى فرزند ارشد امام راحل(قدس سره) در اینجا نیز درست در كنار او قرار گرفت و آنها به عنوان دو رفیق شفیق و دو همراه و همقدم وفادار، این راه صعب و طولانى و در عین حال شیرین و دل انگیز را با هم ادامه دادند. به قول خود استاد: «وجود این دوست عزیز در شدت علاقه ما به راهى كه در پیش گرفته بودیم، نقش مهمى داشت. و از همان اوان به كمك یكدیگر و به عنوان دو هم مباحثه مشغول تحصیل شدیم.»
از آنجا كه عشق، راهنماى استاد، و شور و علاقه، چراغ راهش بود، تحصیلات دینى او با سرعتى بسیار پیش مى رفت، به طورى كه دوره‌ها‌ى ادبیات و سطوح را كه معمولا طلّاب دیگر در مدت 8 یا 9 سال به پایان مى بردند، وى تنها در مدت 6 سال سپرى كرد; از این رو هنگامى كه درست 19 سال از سنین عمر را پشت سر نهاده بود، وارد آخرین مرحله تحصیلات حوزه اى یعنى درس خارج گردید.
وقتى این جوان 19 ساله در درس خارج، آن هم درس خارج مرحوم آیت الله العظمى بروجردى كه بسیار سنگین و در سطح بالایى بود، شركت مى كرد، مى توان گفت كه جوان ترین شاگرد آن جلسات بود; از این رو قیافه جوان او در میان سایرین سخت جلب توجه مى كرد، به طورى كه چه بسا كسانى هم بودند كه به خاطر همین سن و سال كم، تصور مى كردند شاید او اصلا قادر به درك و فهم مطالب مطروحه در آن جلسات نباشد. اما چنین تصوّرى نمى توانست جز یك برداشت پوچ و واهى چیز دیگرى باشد; به ویژه آنكه استاد عزیز امروز و طلبه جوان و پرشور آن روز، هر درسى را كه در محضر آیت الله بروجردى مطرح مى شد، همان روز به زبان عربى مى نوشت و این نشان مى داد كه نه تنها درس را درك كرده است بلكه به مفاهیم آن تسلط و احاطه هم پیدا نموده است، به طورى كه چندى بعد، روزى كه مرحوم آیت الله بروجردى در منزل پدرى استاد، همان نوشته‌ها‌ را ملاحظه كرده بودند، خطاب به پدر بزرگوار آیت الله فاضل فرموده بودند: «هیچ فكر نمى كردم كه وى این سن و سال اندك بتواند به این خوبى به تمام رموز و خصوصیات درس‌ها‌ آشنا بشود و خصوصاً آنها را در قالب عباراتى جالب توجه از نظر تفهیم و تفهّم و آن هم به زبان عربى به رشته تحریر در آورد.»
در همان سال‌ها‌ بود كه امام راحل و رهبر كبیر انقلاب اسلامى، تدریس یك دوره علم اصول را آغاز كردند و شیفتگان فراوانى گرد شمع وجود ایشان جمع شدند تا از محضر فیض ایشان توشه برگیرند. یكى از از پرشورترین آن افراد حضرت آیت الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل لنكرانى بود. استاد، آن روزها ضمن شركت در درس مرحوم آیت الله بروجردى، در جلسات فیض بخش درس امام راحل نیز شركت مى كرد، و بدین سان یك دوره اصول كامل از مباحث الفاظ و مباحث عقلیه را در محضر امام راحل فرا گرفت كه حدود هفت سال به طول انجامید.
همچنین امام راحل، در كنار درس اصول، یك دوره درس فقه هم از كتاب طهارت آغاز كرده بودند كه از همان نخستین روز، استاد در آن جلسات نیز شركت مى جست و درس فقه امام راحل را نیز با دقت و هوشیارى و تیزبینى خاص خود ضبط و ثبت مى كرد، به طورى كه حاصل این نوشته‌ها‌ به چند جلد كتاب بالغ مى شد.
بدین گونه استاد كه عمر پرثمرش را در راه تحصیل علم و تدریس آموخته و اندوخته‌ها‌ى خود گذرانیده بود، در سال‌ها‌ى جوانى حدود 11 سال در درس مرحوم آیت الله بروجردى و حدود 9 سال نیز مجموعاً در درس‌ها‌ى فقه و اصول امام خمینى(قدس سره)شركت داشت و از آن خرمن‌ها‌ى پرفیض، دامن دامن توشه بر مى چید...
از اینها گذشته، استاد كه عشق آموزش علم تمام زندگى اش را سرشار كرده بود، در كنار درس‌ها‌ى فقه و اصول، چند سال از عمر پرثمرش را نیز در درس‌ها‌ى فلسفه و حكمت گذرانید. در این رشته استاد او، بزرگ مرد تفسیر، استاد كم نظیر، مرحوم علاّمه طباطبایى بود كه وى در محضر پربارش طىّ سال‌ها‌، قسمتى از مباحث منظومه سبزوارى و سپس كتاب اسفار ملاّ صدراى شیرازى را تعلیم گرفت. البته در كنار همه اینها در مباحث دیگرى چون بحث‌ها‌ى مسائل عقیدتى و نیز مباحثى در درس اخلاق شركت مى كرد و از استادان دیگرى هم به طور پراكنده بهره گیرى و كسب فیض مى نمود.
استاد بر اساس هوش سرشار و كم نظیرى كه داشت بسیار زود و به سرعت به درجه اجتهاد رسید. پس از آن همه تحصیل علوم معارف اسلامى، بویژه پس از 11 سال تعلّم مداوم در محضر درس آیت الله بروجردى و 9 سال شركت عاشقانه در محضر دانشمند پرور و مكتب انسان ساز درس‌ها‌ى امام خمینى(رحمه الله) وقتى هنوز جوانى 30 ساله بود دیگر به تقلید نیاز نداشت; از این رو اگر در زمان حیات آیت الله بروجردى و سال‌ها‌ى مرجعیت آن بزرگوار به تقلید از ایشان مى پرداخت، پس از وفات آن پیشواى جهان تشیّع، دیگر به استنباط خود متّكى شد و غوامض امور و رموز مسائل دینى و مذهبى را به اجتهاد خویش از پیش پاى برداشت.
نكته اى دیگر كه در زندگى استاد جلب توجه مى كند، این است كه از نخستین سال‌ها‌ى جوانى، همواره تحصیل و تدریس به موازات یكدیگر در زندگى اش جریان داشته است: وى در سال‌ها‌ى دوم یا سوم تحصیل یعنى در حدود 15 - 16 سالگى، ضمن آن كه خود به عنوان شاگردى مشتاق و جوینده در محضر درس بزرگان حاضر مى شد، در عین حال به موازات آن به عنوان مدرّسى پرشور و پوینده، جلسات درس تشكیل مى داد و به تعلیم گروه‌ها‌یى از طالبان علم مى پرداخت.
جلسات درس استاد، از همان آغاز، جلساتى گرم و شوق انگیز بود و عده بسیارى از رهروان طریق علم و ایمان، در آن جلسات شركت مى كردند، و جالب آنكه غالباً در این جلسات، كسانى سراپاگوش به درس‌ها‌یش دل مى سپردند كه همگى از لحاظ سن و سال بزرگتر از استاد خود بودند; استادى بسیار جوان كه وقتى در برابر شاگردانش ظاهر مى شد، براى تماشاگرى كه از دور شاهد صحنه بود، باور كردنى به نظر نمى رسید كه این دانشمند جوان، آن همه افراد سالمندتر از خود را تعلیم مى دهد و از گوهرهاى نهفته در سینه شعله ور و سوزان خویش به آنان بهره مى رساند.
در آن سال‌ها‌ى 15 - 16 سالگى عدّه شاگردانش غالباً به 70 - 80 نفر مى رسید و هنگامى كه به 19 سالگى رسید، دیگر جلسات درسش آن قدر گسترش یافته بود كه بیشتر اوقات صدها نفر در محضر درس وى حاضر مى شدند، تا جایى كه وقتى به تدریس كفایة الاصول (آخرین كتاب سطح عالى و دشوارترین كتاب آن دوره) مى پرداخت) قریب 600 - 700 نفر پاى درسش مى نشستند و چون مطالب آن جلسات بر روى نوار ضبط مى شد، هنوز هم آن نوارها مورد مراجعه طلّاب جوان و كفایه خوان است و بالاخره هم اكنون قریب 25 سال است كه استاد به تدریس خارج اشتغال دارد و گروه كثیرى از فضلا كه غالباً مردانى عالم و آگاه و داراى تحقیقات و تألیفاتى هستند و به نوبه خود به تدریس عدّه زیادى اشتغال دارند، در جلسات درس خارج استاد شركت مى كنند و از چشمه جوشان علوم و فضایل وى سیراب مى گردند.

*مبارزات سیاسى مرحوم فاضل لنكرانی

یكى از مهمترین فرازهاى زندگى استاد، زندگى سیاسى و مبارزاتى ایشان است. از همان زمانى كه امام خمینى(رحمه الله) مبارزه وسیع و عمیق مذهبى سیاسى خود را آغاز كردند و علیه ظلم و فساد و كفر و استكبار قیام نمودند، استاد نیز به پیروى از معلم كبیر خویش قدم در این راه نهاد و مبارزات سیاسى خود را شروع كرد. استاد كه از شاگردان پرشور امام و از معتقدان بى تزلزل و سرسخت ایشان بود، از همان ابتدا قدم به قدم به دنبال امام، راه مى سپرد. این مبارزات، هم به صورت فردى و هم به عنوان عضوى از اعضاى جامعه مدرسین حوزه علمیه كه در آن زمان فعالیت چشمگیر و پرثمرى داشت صورت مى گرفت، و به همین جهت، از همان آغاز، مسأله اتّحاد و اتّفاق و یكپارچگى و وحدت كلمه یعنى همان چیز كه رمز مهم پیروزى انقلاب اسلامى به شمار مى رفت در مبارزات استاد، نقش اساسى و تعیین كننده اى داشت.
در ارتباط با همین فعّالیّت‌ها‌ و مبارزات بود كه بارها از طرف رژیم سفّاك حاكم دستگیر شد; بارها به بازجویى‌ها‌ى بیدادگرانه فراخوانده شد; بارها طعم زندان و شكنجه دژخیمان ساواك را چشید و سرانجام نیز به بد آب و هواترین نقاط كشور تبعید شد. نخستین تبعیدگاه وى بندر لنگه بود كه اوج گرماى تابستان به آنجا فرستاده شد. استاد حدود چهار ماه را در آن منطقه نفس بُر، در گرماى سوزان و شرجى خفقان آور آن سپرى كرد; چهار ماهى كه به قول خود استاد، مى توان گفت به اندازه تحمل 40 سال رنج و ناراحتى و مرارت بود. سپس استاد را به منطقه كویرى یزد تبعید كردند و دو سال و نیم نیز از عمر شریف وى در اقامت اجبارى آنجا سپرى شد. در این دو سال و نیم، چنان سختى‌ها‌ و مصایبى را از سرگذراند كه عبارت «غیر قابل توصیف» نیز براى آن كم است.
امّا استاد از این دوره تبعید نیز به نیكوترین وجه استفاده كرد; یعنى علاوه بر تحقیقات علمى و تألیفات و نگارش‌ها‌ى با ارزشى كه در آن خلوت رنج آلود داشت، كار برخوردهاى پرثمرى ترتیب داده و با روشنگرى و بیدار سازى مردم، آنان را در مسیر مبارزات امام راحل قرار مى دادند، به طورى كه در روزهاى اوج انقلاب، مردم یزد از جمله پیشتازترین مبارزات شهید پرورى بودند كه با مشت خالى به جنگ توپ و تانك و گلوله رفتند و با نثار صدها شهید، دلاورانه در این راه ایستادگى كردند و گام‌ها‌ى بلند و مؤثّرى در راه پیروزى انقلاب برداشتند.
سرانجام دوره تبعید تمام شد، همان طور كه دوره ظلم و كفر و استكبار هم تمام شد. فسق و فجور و خفقان رفت و پاكى و آرامش و آزادى آمد. ظلمات كفر ناپدید شد و آفتاب درخشان و هستى بخش اسلام از پشت ابرها بیرون آمد و تابیدن گرفت; آفتابى كه مى رود تا سراسر عالم را در طیف رنگارنگ روشنایى دلپذیرش، رنگ و جلوه اى دیگر دهد.
امّا چه ما كه امروز از نور و گرماى این آفتاب عالمتاب برخورداریم، و چه آنهایى كه در آینده اى نه چندان دور شكوه این درخشش را درخواهند یافت، هرگز نباید فراموش كنیم كه مردانى چون استاد، در كنار زدن آن ابرهاى تیره از مقابل آفتاب حقیقت نقش بزرگى داشتند.

*حمایت همه جانبه از امام خمینى(قدس سره) در مقاطع مختلف تاریخ

استاد از ابتداى نهضت امام خمینى(رحمه الله) تا مراحل مختلف شكل گیرى انقلاب اسلامى ایران به رهبرىآن بزرگ مرد تاریخ معاصر در همه جا و همه حال از امام راحل حمایت بى دریغ داشته اند و هیچ گاه رهبر و مقتداى خود را فراموش نكرده اند و هر آنچه را كه در توان داشته اند خالصانه و مخلصانه در اختیارشان قرار داده اند.
گفتنى است حمایت از امام خمینى(قدس سره) در دوران پس از انقلاب اسلامى امرى آسان و كارى سهل و افتخارآمیز بوده است. هنر آن بود و هنر آن است كه امام و راه امام قبل از انفجار نور مورد حمایت قرار گیرد.
آرى، روزهاى سخت و نفس بر دوران خفقان پهلوى كه بیشترین یاران نهضت را به ستوه و انزوا و ضعف و زبونى مى كشانید نه تنها در آیت الله فاضل تردید و ضعف و انزوا پدید نیاورده بود، بلكه با تمام قوا در سنگردارى از نهضت و پیشواى آن ثابت، استوار و پیشقدم بوده است.
در این مقال، یكى از فرازهاى تاریخ نهضت را جهت اثبات ادعاى خود ذیلا یادآور مى شویم.

*تصدیق و تثبیت مرجعیت امام خمینى(قدس سره)

گواهى مرجعیت عام براى حضرت امام خمینى(رحمه الله) در مقطعى از تاریخ نهضت اسلامى كه هنوز افق‌ها‌ى روشن در برابر دیدگان نگران امت اسلامى قرار نداشت و هنوز مشخص نبود كه نهایتاً كاروان به راه افتاده از آرزوهاى دیر و دور به منزل خواهد رسید یا نه همگامى با افت و خیزهاى نهضت، درایت و شجاعت ویژه اى را مى طلبید كه مى توانستى فقط در مردان مرد سراغ بگیرى. تلاش این بزرگمردان اگر چه از ژرف اندیشى آنان حكایت داشت و از اعتماد اعتقادى مایه مى گرفت كه به راه و به روش خود پیدا كرده بودند، اما به هر حال چون در فضایى از سایه و روشن ابهام و تردید صورت مى پذیرفت حقاً در خور تأمل مى نمود، از جمله هنگامى كه رژیم شاه عزم خود را جزم كرده بود تا به حذف فیزیكى حضرت امام(رحمه الله) نهال نهضت دینى را از ریشه قطع كند.
گروهى از عالمان دین شجاعانه راه را بر این عزم شوم بستند و ضمن انتشار اعلامیه‌ها‌ و فتاوى گوناگونى نظر فقهى خویش را به اطلاع امم اسلامى و نیز به حاكمان عصر رسانیدند.
اینك براى آمادگى و روشن شدن ذهن خواننده ناگزیر از تدارك سابقه اى است كه به كوتاهى توضیح مى دهد.
كارگردانان اردوى طاغوت در سایه طوفانى كه از قیام 15 خرداد برخاسته بود در نظر داشتند كه از هر چیزى در خصوص حذف رهبرى قیام فروگذار ننمایند اعم از حبس و تبعید و حصر و تحدید، اما در همان حال بیم آن داشتند كه اگر در عملیات قلع و قمع ظالمانه خود با دیوار مرجعیت عامه برخوردى داشته باشند مشكلات بیشترى در پیش رو خواهند داشت چه اینكه در آن مقطع تاریخى سنت و سیرت اجتماعى بر مصونیت مراجع قرار داشت، و هیچكس به خود اجازه نمى داد متون آنان و یا حق سؤال و جواب از آنان را داشته باشد، ولى رژیم سفاك به خیال خودش تصور مى كرد به دلیل فاصله كوتاه رحلت آیة الله العظمى بروجردى با واقعه 15 خرداد هنوز مرجعیت تثبیت نشده، به هر حال زمینه آن سان كه شاید مهیا نبود تا عوامل رژیم در برخورد با رهبرى قیام شكوه و عظمت شأن مرجع را ملموساً درك نمایند و درست در همین گیر و دار عده اى از اساتید و فضلاى حوزه علمیه قم دست به یك نظر خواهى زدند تا عقیده استادان بزرگ حوزه و فضلاى عصر را در باب مرجعیت عامه آیت الله امام خمینى جویا شوند؟ باید دانست كه در آن برهه از تاریخ هر گونه اظهار نظر مثبتى نسبت به رهبرى قیام حمایت از وى تلقى مى شد و اظهار نظر كننده را بى تردید به اردوى مخالفان شاه سوق مى داد، تا چه رسد به این كه او را مرجع مسلم و زعیم بى منازع شیعه نیز به حساب آورند، لیكن استاد آیت الله فاضل لنكرانى جزء اولین كسانى بودند كه به نظر خواهى محصلان حوزه پاسخ مثبت دادند و نظر خود را در خصوص مرجعیت امام(رحمه الله) با این عبارت اعلام داشتند:
«صلاحیت علمى و تقوایى حضرت مستطاب آیت الله العظمى آقاى خمینى مدظله العالى براى مقام شامخ مرجعیت تقلید و حفاظت از حوزه اسلامى و حمایت مسلمین محرز و بدون تردید است.»
و در نهایت مجموعه این اعلام نظرها وقتى در سطح وسیعى انتشار یافت باعث گردید كه تیغ آخته حكام جور اگر چه بالا رفته بود، اما فرود نیامد و اگر آمد بنیاد بیداد خود را نشانه گرفت لاغیر.

*احراز مقام مرجعیت

براى آنان كه احیاناً با مسیر دور و دشوار سفر از طلبگى تا مرجعیت آشنایى زیادى ندارند باید توضیح داده شود كه پیمودن این وادى صعب و سخت یعنى سفر از سنگ به لعل یعنى گذر از قطره به دریا یعنى عبور از حضیض بدایت به اوج نهایت، یعنى رنجى عظیم را بر تن خویش هموار كردن، پس مرجعیّت آخرین مرحله و بلندترین قلّه توفیقات حوزوى است.
از گروه انبوه پیمایندگان طریق تحقیق و طلب، كه على القاعده مى بایست از عهده گسستن هفتاد و هفت زنجیر دست و پاگیر طلبگى به درآیند، عاقبت الامر با تمامى جهد و جهادى كه مصروف رسیدن مى نمایند، این سیمرغ بخت آحاد انگشت شمارى است كه در برابر آینه قاف قرار مى گیرد، و مرجعیت یعنى نیل به قلّه قاف پژوهش و دانش.
با چنین درآمدى اینك به نقل بیانیه جامعه روحانیت مى پردازیم كه در آن استاد آیت الله فاضل در شمار دیگر اعاظم به عنوان مرجع اعلام و معرفى مى شوند و چون متن بیانیه در واقع روشنگرى زوایاى تاریك كار را نیز متعهد شده است ضرورتى نخواهد داشت كه چیزى بر آن همه بیفزاییم:
تاریخ، تمدن و تعالى را در عرصه زندگى امت اسلامى، مدیون و مرهون تلاش‌ها‌ى والا و همت‌ها‌ى بالاى مردانى مى داند كه از مسند «اندیشه» و «بصیرت» میراث فرهنگى و معرفتى خوش را به عنوان دستمایه اى گرانبها گرامى داشتند و علاوه بر پاسدارى و حفظ آن، به كارگیرى توانایى‌ها‌ و سرمایه گذارى‌ها‌ى بسیار در تقویت و توسعه میراث معنوى خود، نقش مؤثرى را ایفاء كرد.
معماران علوم الهى در هر دوره اى با نیازمندى‌ها‌ى نو پیدا و عرصه پرسش‌ها‌ى نو آشنا، اندیشه‌ها‌ى خویش را در معرض تضارب آراء قرار داده و عرصه فكر و فرهنگ معارف دینى را بالنده تر ساخته و با ابتكار و ابداع، دایرة المعارف‌ها‌ى عظیمى را در رشته‌ها‌ى مختلف تفسیر، كلام، فلسفه و فقه از خود به یادگار گذاشته و راه را براى نسل‌ها‌ى آینده هموار نموده اند.
تاریخ جهاد و اجتهاد شیعى، نام مردانى را به ثبت رسانده كه پیامبروار زره زهد بر تن و خُودِ سرافرازى بر سر و شمشیر اندیشه و منطق بر لب گرفته تا از آرمان‌ها‌ى والاى ولایت علوم، در میدان جنگ اندیشه‌ها‌ پاسدارى كنند. ما این جهاد شكوهمند را در همه سنگرهاى علمى، اعم از كلام و حكمت، رجال و درایت، تفسیر و فقاهت مشاهده مى كنیم، ولى این جهاد در میدان «فقه» و «اصول» از شكوه و عظمت بیشترى برخوردار است، زیرا این نكته خود رمز و رازى دارد كه توضیح مفصل آن در این مقال مجمل نگنجد و فقط به مقدار نیاز، توضیحى مختصر را ضرورى مى دانیم:
از جمله مطالبى را كه مى توان بیان داشت این است كه با شروع دوران غیبت كبراى حضرت بقیة الله الاعظم، حجّة بن الحسن المهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف ارواحنا فداه و عدم دسترسى عموم مردم به طور طبیعى به امام معصوم(علیه السلام) مسئولیت احكام و مقررات الهى و رهبرى و هدایت امت،، به فقهاى جامع الشرایط واگذار گردید و از آن تاریخ به بعد تلاش گسترده اى براى فهم شریعت از منابع كتاب و سنت و اجماع و عقل آغاز شد.
با شروع دوران غیبت كبرى، فقه در بستر زمان، در هر دوره اى با مناسبات و روابط اجتماعى ویژه اى برخورد مى كرد و براساس اینكه مناسباتى در روابط اجتماعى، نیازمندى‌ها‌ و مقررات خاصى را به وجود مى آورد، فقها نیز در معرض پاسخگویى به نیازهاى جامعه و امت اسلامى قرار گرفتند.
براساس تكلیفى كه از ناحیه مقدسه، بر دوش فقها و علماى دین گذاشته شده بود باید از سرچشمه منابع اسلامى، با روش‌ها‌ و شیوه‌ها‌ى استنباط، «حكم الله» را استخراج و نیازمندى‌ها‌ى فكرى و دینى جامعه اسلامى را تأمین كنند، این بود كه فقیه در برخورد با «حوادث واقعه» باید در اقیانوس قرآن و سنت غوطهور گردد و با چراغ پرفروغ عقل و بهره گیرى از «اجماع» و دریافت‌ها‌ى فقها، گوهر گرانبهاى حكم الله را بیرون آورد.
به خاطر چنین شرایطى بوده است كه افق فقاهت را خورشید اندیشه مردانى منور كرده كه آثار گران سنگ و جاودانه شان چون «مبسوط»، «شرایع الاحكام»، «نهایه الاحكام»، «جامع المقاصد»، «جواهر الكلام» و «مكاسب»، حوزه‌ها‌ى علمیه را ذخیره اى گرانبها و اندیشمندان را مشعلى فرا راه است.
آن شخصیتى كه در چنین جایگاهى قرار مى گیرد، مرجع و پاسخگوى نیازهاى فكرى و دینى امت اسلامى است و ما آنان را به هدایت و معرفى معصومان سلام الله علیهم اجمعین به عنوان «حصون الاسلام»، «ورثة الانبیا» و «امناءالرسول» مى شناسیم، چرا كه دژهاى دین و دیانت را پاسدار و پیام آوران ذات احدیت را میراث دار و رسولان را امانتدارند و لذا مرجعیت در طول دوران غیبت همیشه محور هدایت بوده است و نیز سنگینى و حساسیت موضوع وقتى مشخص مى شود كه به سخن ارزشمند فقیه فرزانه حضرت امام خمینى(قدس سره) مى اندیشیم كه در معرفى و نقش زندگى ساز فقه مى فرماید: «.. فقه، تئورى اداره جامعه از گهواره تا گور است.»
علاوه بر مطالب یاد شده، نقش سازنده و احیاگر مرجعیت در برخورد با جریان‌ها‌ى سیاسى و ستمگران حاكم، مبارزه با كجروى‌ها‌ و بدعت‌ها‌، مقابله با دسیسه بازان و استعمارگران در دوران حساس تاریخ، از هر جهت قابل تحلیل و توجه است، بویژه در دوران ما كه همگى شاهد عظمت و قدرت مرجعیت شیعه در به وجود آوردن انقلاب عظیم اسلامى ایران بوده ایم. انقلابى كه با هدایت و رهبرى مرجعى بزرگ و فقیهى فرزانه به وجود آمد و توانایى فقه و فقاهت را در ابعاد مختلف به نمایش گذاشت و نظام مقدس اسلامى، یعنى نظام ولایت و امامت را طراحى و پیاده كرد.
امروز نظام اسلامى با مایه‌ها‌ى بالاى انسانى و الهى خود علاوه بر این كه در نظام سیاسى بین المللى، جایگاه بلندى را كسب كرده، تكیه گاه و مایه امیدى براى همه مضطربان و آزادى خواهان گردیده است و بدون جهت نیست كه این روزها بوق‌ها‌ىتبلیغاتى مستكبران جهانى به تجزیه و تحلیل مرجعیت پرداخته و در قالب دایگانى مهربان تر از مادر براى جهان تشیع دل مى سوزانند و مرجع تقلید معرفى مى كنند.
در چنین شرایطى حساس كه دشمنان سوگند خورده و سیاه دل ما و در پیشاپیش آنان آمریكاى جهانخوار با همه دنیایشان برابر دین و انقلاب اسلامى ما ایستاده اند تا دستاوردهاى مرجعیت و امامت شیعى را به آتش خشم خویش بسوزانند، ما باید با تمام توانایى‌ها‌ى دینى و انقلابى خویش، رو به روى آنان بایستیم تا در نهایت این انقلاب را به صاحب اصلى اش حضرت مهدى(علیه السلام)تحویل دهیم.
شوراى مركزى جامعه روحانیت مبارز تهران، با توجه به ریشه‌ها‌ى تاریخى و اعتقادات عمیق مردمى و نقش سازنده و بنیادین مرجعیت، به دنبال وخامت وضع جسمانى مرجع عالیقدر جهان تشیع، شیخ الفقهاء و المجتهدین حضرت آیت الله العظمى اراكى رضوان الله تعالى علیه، جلسات متعددى را تشكیل داده و نیز در نشست چند ساعته خود پس از رحلت آن بزرگوار، موضوع مرجعیت و تقلید را در دستور كار خویش قرار داد و با بررسى همه جوانب و در نظر گرفتن مصالح امت اسلامى و بررسى معیارها و ملاك‌ها‌ى شرعى بویژه اعتقاد به اصل ولایت فقیه و تأكید بر حفظ دستاوردهاى انقلاب و آرمان‌ها‌ى متعالى امام خمینى(قدس سره) و سپس تطبیق آن معیارها با مصادیق و نمونه‌ها‌ با عنایت خداوند متعال، به نقطه اى مشخص و روشن براى اعلام مواضع دست یافت.
چنین تلاشى بر مبناى چند مسئله مهم شكل گرفته است كه به طور مختصر به عرض امت اسلامى مى رسانیم:
دشمنان انقلاب اسلامى براى درهم شكستن نظام ولایت فقیه، چشمان پلید خود را به زمان ارتحال حضرت امام خمینى(قدس سره)دوخته و تحلیل شان بر این پایه استوار بود كه با از میان رفتن محوریت انقلاب، قدرت میان مراجع، تقسیم و سپس تضعیف خواهد شد، ولى این امید شیطانى آنان با حمایت جدید آیات عظام چون اراكى و گلپایگانى از ولایت و امامت حضرت آیت الله خامنه اى دامت بركاته به یأس مبدل شد. آنان از شیطنت دست برنداشته و پس از رحلت این دو مرجع بزرگوار، همچنان راه گذشته را ادامه مى دهند تا از این طریق بتوانند به محوریت نظام كه امامت ولایت فقیه باشد، لطمه وارد آورند.
در مراجعه‌ها‌ و درخواست‌ها‌ى مكرر مردم متدین بود كه از روحانیت مى خواستند تا با معرفى شخصیت‌ها‌ى فقهى و علمى كه بتوانند مجارى امور و احكام خویش را به دست با كفایت آنان بسپارند، آنها را در امر مهم تقلید یارى كند.
وظیفه اى كه روحانیت در این مواقع بر عهده دارد، موجب گردید تا همانند گذشته به نداى مردم شریف و معتقد پاسخ مثبت داده و آنان را در این مورد مدد كار باشند، بدین نحو كه فقهایى معرفى شوند تا «وقایع سالفه» را تجربه اى براى «حوادث واقعه» قرار داده و با در اختیار گرفتن مجارى امور و احكام مصداق بارز «صائنالنفسه، حافظاً لدینه مخالفا على هواه و مطیعا لامر مولاه» باشند.
با توجه به مطالب یاد شده، جامعه روحانیت مبارز تهران با احترام و اكرام نسبت به همه شخصیت‌ها‌ى فقهى، بویژه علما، مدرسین و استوانه‌ها‌ى علمى حوزه علیمه قم و همچنین با عرض تسلیت به مناسب رحلت جانگداز فقیه ربانى و عالم صمدانى حضرت آیت الله العظمى حاج شیخ محمدعلى اراكى رضوان الله تعالى علیه و درخواست علو درجات براى فقها و مراجع عالى قدرى كه بار سنگین مرجعیت را بر دوش جان كشیدند و پس از ایفاى مسئولیت الهى خویش چشم از جهان فرو بستند، خصوصاً بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، حضرت امام خمینى(قدس سره) و طول عمر و سلامت براى رهبرى عظیم الشأن انقلاب اسلامى كه پرچم پرافتخار امامت و ولایت را با همه توان بر افراشته، اسامى آیات عظام و فقهاى والا مقامى كه تقلید از آن بزرگواران جایز و عمل به فتواى آنان صحیح و مبرءالذمه است اعلام مى دارد:
- حضرت آیت الله حاج سید على خامنه اى
- حضرت آیت الله حاج محمد فاضل لنكرانى
- حضرت آیت الله حاج میرزا جواد آقا تبریزى.
گفتنى است كه هر سه نفر از این آیات عظام، تقلید بر مجتهد میت را جایز مى دانند و همچنین افرادى كه احیاناً به بخشى از فتاواى مرجع تقلیدشان دسترسى نداشته باشند، مى توانند طبق فتواى مجتهد میت، مثلا مانند امام خمینى(قدس سره)، عمل نموده و نگرانى براى عدم انتشار رساله علمیه نداشته باشند.
والسلام على عبادالله الصالحین، جامعه مبارز تهران (10/9/73)
یادآورى مى شود، این بیانیه در بیشتر جراید روز 12 آذر 73 و همزمان در سراسر كشور انتشار یافته بود.
در این برهه از زمان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم، همگام با جامعه مبارز تهران بیانیه اى انتشار داده اند كه در آن هم استاد آیت الله فاضل یكى از مراجع جامع الشرایط و از افراد جایز التقلید معرفى شده است.
در این بیانیه همان گونه كه از متن آن پیداست استاد آیت الله فاضل در ردیف اولین فرد مجتهدین جامع الشرایط شناخته شده است.

*دیدگاه بزرگان و برجستگان حوزه‌ها‌ى علمیه درباره جایگاه علمى مرحوم فاضل لنكرانی

1 ـ مرحوم آیة الله العظمى بروجردى بعد از اینكه كتاب نهایة التقریر كه تقریرات بحث صلاه ایشان است توسط آیة الله العظمى فاضل لنكرانی نوشته شد، تصریح به اجتهاد ایشان در سن 25 سالگى نمودند.
2 ـ مرحوم آیة الله العظمى سید مصطفى خوانسارى كه خود از اكابر و بزرگان حوزه بودند در اواخر حیات آیة الله العظمى گلپایگانى تصریح به اعلمیت معظم له نموده و به بسیارى از بزرگان در مسأله تقلید فرمودند كه به ایشان مراجعه نمایید.
3 ـ مرحوم آیة الله تقدیرى كه از مدرسین بحث خارج در حوزه علمیه ولى عصر خوانسار بودند معتقد به اعلمیت ایشان بودند.
4 ـ آیة الله آقاى اهرى كه امروزه یكى از بزرگان علماء تبریز است و از شاگردان بزرگ آیة الله بروجردى است معتقد به اعلمیت معظم له است.
5 ـ موجب آنچه كه براى ما نقل شده آقاى دكتر سید عبدالهادى الفضلى كه از بزرگان علماء حجاز است قائل به اعلمیت ایشان است.
6 ـ جامعه محترم مدرسین حوزه معظم له را با اكثریت آراء به عنوان اولین نفر معرفى نموده است. برخى از اعضاء جامعه مانند آیة الله مشكینى و آیة الله خرازى تصریح نمودند كه ذكر اسامى در اعلامیه به ترتیب آراء مى باشد و اكثریت آراء خود یكى از قرائن براى ترجیح مى باشد.
7 ـ كتاب‌ها‌ى علمى و استدلالى معظم له بهترین گواه بر این امر است موسوعه فقهیه ایشان كه شرح بر تحریر الوسیله امام خمینى است. و بیش از 26 جلد آن به چاپ رسیده و یكى از كتابهاى مهم در حوزه‌ها‌ى مقدسه علمیت است.

*مرجع تظلمات مردم

از همان زمان كه در ماجراى سقیفه بنى ساعده، حكومت و خلافت راستین و بر حق از على(علیه السلام) سلب شد و دیگران دست به غصب آن زدند، شكل و صورت و رسم و راه حكومت دگرگون شد. اگر قرار بود كه حكومت و خلافت واقعى اسلام، ارائه راه راستین پیامبر گرامى باشد، از آن پس و با آن غصب حق و مسخ حقیقت كه در سقیفه رخ داد، حكومت و خلافت مسیرى دیگر در پیش گرفت و به همان راهى رفت كه امروزه همه دردمندان و صاحبان درد دین و مذهب در سراسر جهان از آن آگاه و مطلعند. از همان زمان، حكومت به دست كسانى افتاد كه شایسته حكومت نبودند و آنهایى كه سزاوار حكومت بوده و كسوت خلافت بر قامت آنها برازنده بوده از پهنه حكومت و كشوردارى كنار گذاشته شدند.
طبیعى است كه وقتى معصومین به این بلا دچار آیند، دیگر ادامه دهندگان راه آنها شرایط بهتر و برتر به دست نخواهند آورد.
به این گونه، همواره در طول تاریخ، حكومت و بالطبع قدرت‌ها‌ و امكانات ناشى از آن در دست ائمه ظلم و كفر قرار داشت و ادامه دهندگان راه رسول(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) جز سكون و انزوا چاره اى نداشتند.
اما، رفته رفته تاریخ در این وضع دگرگونى‌ها‌یى ایجاد كرد. به این معنى كه اگر حكومت ظاهرى و سیاست گرى و سیاست گذارى در دست پیشوایان ظلم و ستم بود، اما در عوض حكومت دینى و مذهبى جامعه و مراجع بزرگوارى افتاد كه در هر جامعه اى هزارها و میلیون‌ها‌ پیرو و مقلد مؤمن داشتند.
به دیگر سخن، اگر در طول تاریخ پادشاهان و امرا بر لشكریان و مزد بگیران خود حكومت داشتند و تعداد آنها بسیار اندك بود، در عوض مراجع و بزرگان روحانى بر قلب و روح و جان میلیون‌ها‌ انسانى حكومت و اقتدار داشتند كه شمارشان از صدها هزار نفر و میلیون‌ها‌ نفر نیز مى گذشت.
 


+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 23:54 |
سردار رادان خدمت گذار مردم و برخورد جدی با اراضل و اباش من که خیلی دوستش دارم هرکه سردار رادان را دوست دارد نظر بدهد
+ نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 23:46 |
خلاصه زندگينامه رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»





« يک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.»

امام خمينى «قدس سره»



● ازميلاد تا مدرسه

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌ای ، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه‌ای مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.


● در حوزه علميه



ایشان پس از آشنایی با جامع‌المقدمات و صرف و نحو در دبیرستان وارد حوزه علمیه شدند و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواندند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند:
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواندند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کردند. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواندند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواندند و دوره مقدمات و سطح را به طور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.


● در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه‌ای که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.


● در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه‌ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه‌ای به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه‌ای بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد به ويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.


● مبارزات سياسى

آيت الله خامنه‌ای به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگامي که نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه‌ای آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».


● همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1338 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن روز به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.


● دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه‌ای با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان به ويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.


● سوّمين و چهارمين بازداشت

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.


● پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».


● بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه‌ای در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل می‌شد و هزاران نف ر ازمردم مشتاق به ويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه‌ای در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.


● در تبعيد

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه‌ای را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.


● در آستانه پيروزى



درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى(قدس سره) از پاريس به تهران،و از سوی ایشان «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه‌ای نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.


● پس از پيروزى



آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رئوس آنها مى پردازيم:
● پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
● معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
● سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
● امام جمعه تهران، 1358.
● نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
● نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
● حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
● ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
● رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه‌ای در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دومين بار به اين مقام و مسئوليت انتخاب شدند.
● رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
● رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
● رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
● رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسئوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.


● تأليف و تحقيق



1ـ طرح کلى انديشه اسلامى در قرآن.
2ـ از ژرفاى نماز
3ـ گفتارى در باب صبر
4ـ چهار کتاب اصلى علم رجال
5 ـ ولايت
6ـ گزارش از سابقه تاريخى و اوضاع کنونى حوزه علميه مشهد.
7ـ زندگينامه ائمه تشيع (چاپ نشده)
8 ـ پيشواى صادق
9ـ وحدت و تحزّب
10ـ هنر از ديدگاه آيت الله خامنه‌ای
11ـ درست فهميدن دين
12- عنصر مبارزه در زندگى ائمه «عليهم السلام»
13- روح توحيد، نفى عبوديت غير خدا
14- ضرورت بازگشت به قرآن
15- سيره امام سجاد «عليه السلام»
16- امام رضا «عليه السلام» و ولايتعهدى
17- تهاجم فرهنگى (تدوين شده از سخنان و پيامهاى معظم له)
18ـ حديث ولايت (مجموعه پيامها و سخنان ايشان که تا کنون 9 جلد آن چاپ شده است.)
و
+ نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 0:46 |
زیباترین بازی
+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 19:35 |
http://iran-boys.mihanblog.com

پسر : دوست دارم

دختر : خفه شو

پسر :عاشقتم

دختر : خفه شو

پسر : میمیرم واست

دختر : خفه شو

پسر : فدات شم

دختر : خفه شو

پسر : نوکرتم و خاک زیر پاتم

دختر : خفه شو

پسر : زنم میشی

دختر : جدی میگی ؟

پسر : خفه شو


جدی نگیرین شوخیه همش !!!

منبع:تفاوت دختر ها و پسر ها

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 16:1 |
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلمبرداري مجموعه سي‌دي «گنج مظفر» كه توليد آن از ابتداي امسال در سكوت خبري آغاز شده بود، به نيمه رسيده است.
بنابراين گزارش، مجموعه جديد مهران مديري قرار بود در ده نسخه لوح فشرده اوايل تابستان به بازار روانه شود كه با طول كشيدن مراحل توليد اين قضيه منتفي شد اما احتمال توزيع بخش اول اين مجموعه سي‌دي در اواخر تابستان وجود دارد.
اين مجموعه توسط پيمان قاسم خاني و گروهش نوشته شده و بازيگران مجموعه باغ مظفر بدون هيچ گونه تغييري در مجموعه «گنج مظفر» حضور دارند.
به گزارش فارس، داستان‌هاي كار تازه مديري، با داستان‌هاي باغ مظفر تفاوت زيادي دارند و دور از قواعد تلويزيوني توليد شده است.
اتفاقات «گنج مظفر» كه مهران مديري آن را به دور از شتاب‌زدگي‌هاي كارهاي روتين مي‌سازد اين بار درباره گنجي است كه خاندان مظفر در پي كشف آن هستند
+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 2:16 |
مجموعه "کلانتر 3" ساخته می‌شود
نگارش فیلمنامه سری سوم مجموعه تلویزیونی "کلانتر" برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما شروع شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه تلویزیونی "کلانتر 3" به کارگردانی محسن شاه‌محمدی برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما ساخته می‌شود. فیلمنامه مجموعه در مرحله نگارش قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود در قالب شش یا هفت اپیزود چهار قسمتی تولید ‌شود و ایرج نوذری نقش اصلی را بازی کند. اصغر زائری "کلانتر 3" را تهیه می‌کند و ماجراهای آن همانند سری‌های قبل پیرامون جنایت‌ها و اتفاقات پلیسی می‌گذرد.

پیش تولید مجموعه "سامیه" در گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما شروع شده است. علی‌اصغر زائری تهیه‌کنندگی این پروژه را بر عهده دارد. در حال حاضر کار بازنویسی نهایی فیلمنامه مجموعه "سامیه" به اتمام رسیده و هم اکنون محمدرضا زهتابی کارگردان، مسئول انتخاب بازیگران و عوامل هستند.

"سامیه" داستان دختری به همین نام را دنبال می‌کند که دانشجوی رشته حقوق است و به صورت پاره‌وقت با کمیته امداد خمینی (ره) نیز همکاری می‌کند. او یک مددکار اجتماعی است و هر بار با ماجراهای مختلفی در رابطه با مددجویان خود مواجه می‌شود. این مجموعه در 19 قسمت 40 دقیقه‌ای در گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما با مشارکت کمیته امداد تولید می‌شود. محمدرضا زهتابی مجموعه "فصل زرد" را برای شبکه یک سیما کارگردانی کرده است.

فیلمبرداری مجموعه "حضرت یوسف (ع)" پس از دو سال و نیم روز گذشته در شهرک سینمایی دفاع مقدس به پایان رسید. فیلمبرداری این مجموعه از سال 83 شروع شده بود. تاکنون 32 قسمت از این مجموعه تدوین شده است. صداگذاری سریال هم به محمدرضا دلپاک سپرده شده و پیمان یزدانیان موسیقی آن را می‌سازد.

مجموعه تلویزیونی "حضرت یوسف (ع)" داستان زندگی این پیامبر را از زمان تولد تا میانسالی روایت می کند. فیلمبرداری این سریال در 40 قسمت از اوایل خرداد سال 83 شروع شده است. حسادت برادران یوسف به او، فروخته شدن به عنوان برده، توجه زلیخا به او، زندانی شدن حضرت یوسف (ع)، به عزیزی مصر رسیدن آن حضرت و ... از جمله ماجراهایی است که در این فیلم ـ مجموعه روایت خواهد شد.

در این پروژه حدود 180 بازیگر ایفای نقش می کنند که محمود پاک نیت، کتایون ریاحی، فرشته سرابندی، فرامرز مهرجو، زهرا سعیدی، مریم بخشی، سودابه علیپور، کورش زارعی و ... از آن جمله اند. مجید میرفخرایی مدیر هنری و طراح لباس، رسول احدی مدیر فیلمبرداری، فرهاد علیزاده آهی طراح صحنه، سعید ملکان طراح چهره پردازی، احمد امیری مدیر صدابرداری و روزبهانی مدیر جلوه های ویژه با این پروژه همکاری می کنند.


+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 1:46 |

دكتر محمود احمدی‌نژاد سال1335 در شهرستان گرمسار به دنيا آمد،

پدر ايشان آهنگر بوده و هفت فرزند داشت، محمود احمدی‌نژاد فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگی به همراه خانواده خود از آن شهرستان كوچ كرده و در تهران اقامت گزيدند، وی دوران تحصيلات خود را تا مقطع پايان متوسطه در مدارس تهران از جمله مدرسه سعدی و دانشمند پشت سرگذاشته و با كسب رتبه 130 از كنكور سراسری قبول شده و در سال 1354 در رشته مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالی را شروع كرد، در سال 1365 در مقطع كارشناسی ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 68 نيز به عضويت در هيأت علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمده و در سال 1376 نيز موفق به دريافت مدرك تحصيلی دكترای مهندسی و برنامه‌ريزی حمل و نقل ترافيك شد، ايشان ضمن تدريس در دانشگاه مذكور استاد راهنمايی دهها پايان نامه معتبر و علمی كارشناسی ارشد در زمينه‌های مختلف مهندسی بوده است.
محمود احمدی‌نژاد پيش از پيروزی انقلاب اسلامی در كسوت دانشجو با شركت در مجالس مذهبی و سياسی وارد فضای سياسی جامعه شد و با مشاركت در تهيه و توزيع اعلاميه‌های روشنگر قدم در راه خيل مبارزان انقلاب گذاشت، وی پس از پيروزی انقلاب اسلامی از پايه‌گذاران انجمن اسلامی دانشجويان بود.
دكتر احمدی‌نژاد از مرداد سال 1358 به عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت برای شركت در جلسات به حضور حضرت امام (ره)مشرف می‌شد، كه استمرار اين جلسات در حضور مقام‌معظم‌رهبری زمينه شكل‌گيری شورای اوليه دفتر تحكيم وحدت را مهيا كرد.
ايشان با شروع جنگ تحميلی به منطقه غرب شتافت و تا سال 1364 در فعاليت‌های پشتيبانی منطقه تلاش كرد و در سال 1365 داوطلبانه به تيپ ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پيوسته و با طی دوره‌ای در قرارگاه رمضان در عمليات برون مرزی كركوك شركت نمود و بعد از آن نيز به عنوان مسئول مهندسی رزمی لشگر 6 ويژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استانهای غربی كشوربه خدمت پرداخت.
دكتر احمدی‌نژاد در دهه شصت، چهارسال به عنوان معاون و فرماندار ماكو و خوی و همچنين 2سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استانهای آذربايجان و كردستان را نيز پشت سرگذاشته و از سال 1372 در شرايطی كه به عنوان مشاور فرهنگی وزير فرهنگ و آموزش عالی فعاليت می‌كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. ايشان در كنار راه‌اندازی تشكيلات اداری استان سه سال پی در پی بعنوان استاندار نمونه كشور انتخاب شد، استانداری اردبيل در زمان مديريت ايشان عليرغم محدود بودن فصل كار عمرانی به دليل سردسيری منطقه، در سالهای 74 و 75 طبق رده‌بندی سازمان برنامه‌ و بودجه در زمينه فعاليت عمرانی به عنوان استانداری برتر شناخته شد.
دكتر احمدی‌نژاد پس از بازسازی 7500 واحد مسكونی تخريب شده در جريان زلزله كه در طول مدت كوتاه 7ماه صورت گرفته بود، مورد تقدير قرار گرفت.
محمود احمدی‌نژاد در مهرماه سال1376 به دوره خدمت در استانداری اردبيل پايان داده و از آن پس تا كنون به عنوان عضو هيأت‌علمی دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت مشغول تدريس و انجام فعاليت‌های مختلف علمی، فرهنگی، سياسی و اجتماعی بوده است. وی در 13 ارديبهشت ماه سال1382 طبق مصوبه دويست و چهل‌و هفتمين جلسه متناوب و دومين جلسه اعضاء دوره دوم شورای اسلامی شهر تهران به عنوان شهردار تهران انتخاب شد و دوره‌ ديگری از تجربه خدمتگزاری خود را در كلان شهر تهران آغاز نمود.
 

سوابق و تجربيات ذيل را نيز می‌توان به متن زندگينامه وی اضافه كرد:

- روزنامه‌نگاری.
- مؤسس و عضو انجمن تونل .
- عضو انجمن مهندسين ايران.
- عضو انجمن مهندسين راه و ترافيك آسيا و اقيانوسيه .
- عضو اولين شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه علم و صنعت .
- عضو اولين شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجويان دفتر تحكيم وحدت .
- عضو شورای مركزی جامعه اسلامی مهندسين .
- عضو شورای مركزی جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامی.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 19:54 |
محسن شاه‌محمدي كه پيش از اين مجموعه‌هاي كلانتر يك و دو را كارگرداني كرده است، در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:نگارش فيلمنامه كلانتر 3 هنوز به پايان نرسيده و تا پايان فصل تابستان به طول خواهد انجاميد و پس از پايان مرحله نگارش در نيمه دوم سال كار ساخت را آغاز خواهيم كرد.
وي با بيان اينكه كلانتر3 در 26 قسمت 45 دقيقه‌اي براي شبكه اول سيما ساخته خواهد شد، افزود: سري سوم سريال كلانتر به نوعي ادامه سري‌هاي قبلي اين مجموعه است و در قالب 6داستان اپيزوديك ساخته خواهد شد.
وي در ادامه با بيان اينكه در سري جديد اين مجموعه نيز ايرج نوذري نقش كلانتر را بر عهده خواهد داشت، گفت: داستان‌هاي اين مجموعه هيچكدام برگرفته از واقعيت نيست و داستان‌ها و پرونده‌هاي جنايي در نگارش اين مجموعه تنها منبعي الهام بخش به شمار مي‌روند.
وي افزود:پرونده‌هاي حقيقي جنايي از هنگامي كه جرم اتفاق افتاده، ماجرا را ثبت كرده‌اند و پس از آن هم از بازجويي‌هايي كه از متهم شده چيز ديگري در دسترس نيست ولي من داستان‌هايم را كمي از عقب‌تر آغاز مي‌كنم و علت‌ها و انگيزه‌هايي را كه در وقوع داستان دخيل بوده‌اند، در سريال به تصوير مي‌كشم.
وي در ادامه گفت: نكته مهم ديگري كه در اين ميان جريان دارد تكراري بودن موضوع جرائمي است كه در پرونده‌هاي ايراني مشهود است و تقريبا براي اكثر بينندگان قابل حدس و پيش‌بيني است ولي ما در كنار آموزش و هشدار سعي داريم جذابيت‌هاي داستاني را هم لحاظ كنيم.
وي در پايان گفت: ساير عوامل اين مجموعه هنوز انتخاب نشده‌اند.
+ نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 19:41 |

مهستی(2007-1946) بانوی آواز ایران در روز دوشنبه 25 June  ساعت

7:15 صبح در سن 61 سالگی دار فانی را وداع گفت.

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 22:5 |
زندگینامه:

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاندند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 21:54 |
شايد تعجب‌آور باشد كه يك داستان كوتاه كه مدتها قبل توسط ويليام استيگ براي كودكان نوشته شد، اكنون بدل به يكي از محبوب‌ترين سري فيلم‌هاي كودكان در عرصه صنعت سينما شده باشد.

از طرفي با پيشرفت تكنولوژي، فيلم‌هاي شرك  نيز در طول سال‌ها تغييرات زيادي داشته است. شرك نيز ظرف اين مدت دوستان جديدي پيدا كرده، مسئوليت‌هاي تازه‌اي را پذيرفته و نگاه جديد‌تري به زندگي دارد. اما خالقان قسمت سوم به نام «شرك 3» تأكيد مي‌كنند كه شرك هميشه خود راهش را در اين مسير چند ساله پيدا كرده است.

آرون وارنر تهيه‌كننده فيلم در مورد اين مسئله مي‌گويد: زندگي شرك مثل زندگي هر انسان بزرگسالي است و افت و خيزهاي عادي دارد. كريس ميلر كارگردان فيلم نيز درباره روند وقايع داستان مي‌گويد: شرك و فيونا در فيلم اول با هم آشنا شده و ازدواج كردند و در فيلم دوم با والدين فيونا زندگي تازه‌اي را آغاز و در فيلم سوم اين شرك است كه بايد مسئوليت‌هاي تازه‌اش را به عنوان پدر خانواده بپذيرد.

مايك مايرز، صداپيشه نقش شرك در هر سه فيلم نيز در مورد او مي‌گويد: اين سري فيلم‌ها در واقع ماجراهاي دنباله‌دار فردي است كه قصد دارد خودش را باور كند. در فيلم اول او باور ندارد كه مي‌تواند به زندگي مشترك فكر كند و در فيلم دوم نمي‌تواند باور كند كه در كنار فيونا و والدينش زندگي خوبي داشته باشد، ولي در فيلم سوم او بايد توأماً  سلطان و پدر خانواده باشد و اين وظيفه سنگيني است كه باعث ترديد او شده است.

ادي مورفي صداپيشه شخصيت الاغ كه دوست صميمي شرك محسوب مي‌شود نيز اشاره مي‌كند كه فيلم‌ها به مرور بهتر شده و البته داستان فيلم‌ها نيز باگذشت زمان پيچيده‌تر شده است. سري فيلم‌هاي شرك تا به حال حدود 4/1 ميليارد دلار در سطح جهان فروش داشته و بيش از 90 ميليون نسخه از دي‌وي‌دي آن به فروش رسيده است.

فيلم اول شرك به تنهايي حدود 479ميليون دلار فروش داشت و حدود 50 ميليون نسخه از دي‌وي‌دي آن فروخته شد. علاوه بر آن فيلم موفق به دريافت اسكار بهترين فيلم انيميشن شد. فيلم شرك2 نيز در مي 2004  اكران شد و بهترين فروش پنج روزه تاريخ سينما را داشت. فروش اين فيلم در سينماهاي جهان بالغ بر 920 ميليون دلار بود. اما علاوه بر فيلم شرك سوم، فيلمي تحت عنوان Shrek The Halls با حضور قهرمان‌هاي اصلي اين سري فيلم‌ و صداپيشگي مايك مايرز، ادي مورفي، كامرون دياز و آنتونيو باندراس از شبكه اي‌بي‌سي اكران خواهد شد.

اما علاوه بر اين صداپيشگان قديمي، در فيلم شرك سوم شاهد حضور چندين شخصيت و صداپيشه جديد از جمله چري اوتري، اريك آيدل،امي پولر و جاستين تيمبرليك هستيم.
ميلر كارگردان فيلم در اين  زمينه مي‌گويد: در ابتدا ما براي هر شخصيت، صداپيشه مورد نظرمان را انتخاب مي‌كنيم و البته تعداد زيادي از هنرپيشه‌ها تمايل به حضور در اين سري فيلم‌ها را دارند كه همين مسئله كار ما را براي انتخاب صداپيشه مورد نظرمان آسان مي‌كند.

البته با وجود افزايش تعداد شخصيت‌ها، داستان همچنان بر محور شخصيت اصلي قرار دارد. مايك مايرز صداپيشه شخصيت شرك اكنون اين شخصيت را به عنوان يك عضو ازخانواده‌اش پذيرفته است! وي در ادامه مي‌گويد: حضور در اين سري فيلم‌ها از بهترين لحظات زندگي‌ام بوده است و روزهاي خوبي را در كنار فيونا، گربه چكمه‌پوش و الاغ گذراندم. من از حضور در دنياي شرك لذت مي‌برم.

ميلر در مورد حضور مايرز در اين سري فيلم‌ها مي‌گويد: مايك چيزي بيش از صداپيشگي صرف را در اين سري فيلم‌ها انجام داده است. او درك كاملي از داستان و همچنين شخصيت شرك دارد و در بين تمامي دست‌اندركاران فيلم او بهتر از سايرين كمدي را مي‌شناسد.

آنتونيو باندراس يكي ديگر از صداپيشگان اين سري فيلم است كه همراه با شخصيتش از فيلم دوم به سايرين پيوست و احتمالاً تا به انتهاي اين سري فيلم‌ها باقي خواهد ماند. او در مورد حضورش در اين فيلم مي‌گويد: جفري كاتزنبرگ (يكي از مديران استوديو دريم وركز) با من تماس گرفت و در مورد اين شخصيت با من صحبت كرد و تأكيد داشت كه گربه چكمه‌پوش در فيلم‌هاي بعدي نيز حضور خواهد داشت. اكنون من حس مي‌كنم كه بخشي از خانواده بزرگ شرك هستم و روابط شخصيت من با الاغ هميشه در فيلم جذاب است.

وارنر (تهيه‌كننده فيلم) درباره حضور باندراس در اين سري فيلم‌ها مي‌گويد: آنتونيو سابقه كارگرداني دارد و بنابراين درخواست‌هاي ما را كاملاً درك مي‌كرد.

جولي اندروز صداپيشه شخصيت ملكه ليليان ديگر هنرپيشه‌اي است كه از قسمت دوم به اين سري فيلم پيوسته است. وي در مورد دليل حضورش در اين سري فيلم مي‌گويد: آنها از من خواستند تا در قسمت دوم به جاي ليليان صحبت كنم و  من بدون درنگ پذيرفتم چون كار با اين تيم خلاق برايم لذت‌بخش بود.

اما جاستين تيمبرليك كه از علاقه‌مندان دو فيلم اول بود، در اين فيلم به جاي شخصيت آرتي صحبت مي‌كند. او در مورد اولين تجربه‌اش در ژانر انيميشن مي‌گويد: حضور به عنوان صداپيشه يك شخصيت جديد در يك سري انيميشن پرطرفدار كار شجاعانه‌اي است.

 من پس از حضور در اين فيلم متوجه شدم كه كار در ژانر انيميشن كاملاً  متفاوت است و تمركز فراواني را طلب مي‌كند، كريس ميلر شخصاً تيمبرليك را براي صداپيشگي نقش آرتي پيشنهاد داده بود چرا كه بازي او را در برنامه تلويزيوني Saturday Night Live ديده بود و مطمئن بود كه او مي‌تواند از عهده صداپيشگي اين نقش برآيد.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 20:44 |

عکسها و فیلم دست دادن خاتمی با دختران ایتالیایی

حسين شريعتمداري ، مدير مسئول روزنامه كيهان در يادداشتي به شدت از توجيهات دفتر خاتمي و صادق خرازي درباره دست دادن خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي، انتقاد كرد و اين توجيهات را نشان دهنده برنامه ريزي پنهان و آشكار دشمنان دانا عليه آقاي خاتمي و دوستان غافل كه مثل گذشته اطراف ايشان را گرفته اند، دانست.

متن كامل سرمقاله امروز روزنامه كيهان به اين شرح مي باشد:

اخيراً فيلمي از جريان سفر آقاي سيدمحمد خاتمي به ايتاليا منتشر شده كه پرسش ها و اعتراض هاي فراواني را درپي داشته است. اين فيلم 5/6 دقيقه اي، آقاي خاتمي را در حال عبور از كنار صف مردان و زنان ايتاليايي كه ظاهراً در يك مراسم سخنراني به استقبال - يا بدرقه- ايشان آمده اند نشان مي دهد و جناب خاتمي با بسياري از آنان از جمله تعدادي از زنان و دختران دست داده و جملاتي رد و بدل مي كند!


درپي انتشار اين فيلم و برخي از اعتراض ها- از جمله انتقاد كيهان در ستون اخبار ويژه ديروز- دفتر موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها كه آقاي خاتمي رياست آن را برعهده دارد با صدور بيانيه اي- جوابيه- سعي در تكذيب آن كرد و آقاي سيدمحمدصادق خرازي هم كه معاون آقاي خاتمي و همراه ايشان در سفر مورد اشاره بوده است در تكميل جوابيه دفتر ايشان توضيحات- به قول خود- جزئي تري ارائه كرد. كيهان اگرچه از تكذيب ماجرا استقبال مي كند و در ذيل خبر ويژه ديروز خود نيز آرزو كرده بود مصافحه آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي صحت نداشته باشد ولي متاسفانه جوابيه دفتر آقاي خاتمي و توضيحات آقاي صادق خرازي جاي خوشبيني باقي نمي گذارد، بلكه همه دلسوزان را نسبت به برنامه ريزي پنهان و آشكار دشمنان دانا عليه آقاي خاتمي و دوستان غافل كه مثل گذشته اطراف ايشان را گرفته اند، نگران مي كند و...

1- دفتر آقاي خاتمي در جوابيه خود آورده است: «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و نيز در اين كه در شرع انور حرمت و وجوب اولي به عنوان ثانوي تا بقاء عنوان مي تواند مرتفع شود ترديد نبايد كرد ولي آنچه با تصويرپردازي مشكوك با غرض يا هر انگيزه ديگر نشر يافته تا مصافحه آقاي خاتمي را با اجنبيه القاء كند خلاف شرع و اخلاق است و تكذيب مي شود».

به نكات زير در متن جوابيه دقت كنيد؛
الف؛ جمله اول كه به منظور توجيه شرعي اقدام آقاي خاتمي نوشته شده، با فرهنگ رايج در ميان اطرافيان آقاي خاتمي كمترين همخواني و مشابهتي ندارد و ظاهرا اين جمله از يك متن فقهي اقتباس شده و نويسنده مخصوصا اين جمله را با همان عبارت كه بيشتر براي افراد آشنا به متون فقهي قابل فهم است، نقل كرده تا مخاطبان عمومي اولا متوجه مفهوم آن نشوند و ثانيا تصور كنند كه اقدام آقاي خاتمي يك توجيه قطعي شرعي داشته است كه براي افراد ناآشنا به متون فقه قابل درك نيست!!

اما، مفهوم ساده اين جمله- كه از قضا بارها در جريان بحث پيرامون احكام اوليه و ثانويه به زبان بسيار ساده و روان در مطبوعات مطرح شده و مي شود- اين است كه در پاره اي از موارد به علت وجود يك عامل اضطراري مي توان يك عمل واجب را ترك كرد و يا يك عمل حرام را انجام داد. به عنوان مثال، كسي كه از گرسنگي در حال مرگ است و غير از گوشت گوسفندي كه ذبح شرعي نشده است، چيزي براي خوردن ندارد، مي تواند به اندازه اي كه از مرگ نجات پيدا كند، از آن گوشت بخورد و...

ب؛ اكنون بايد از تهيه كننده اين جوابيه پرسيد؛ آقاي خاتمي براي دست دادن با چندين زن و دختر نامحرم چه اضطراري داشته است؟! و اگر با آنها مصافحه نمي كرد چه خطري ايشان را تهديد مي كرد؟! و از جناب خاتمي به عنوان يك روحاني- كه بايد الگوي التزام به احكام الهي باشد- و به عنوان كسي كه 8 سال رياست جمهوري نظام اسلامي ايران را برعهده داشته است چگونه مي توان پذيرفت كه بديهي ترين احكام اسلامي را ناديده بگيرد؟ آقاي خاتمي در دوران رياست جمهوري و در مراسم رسمي و ديپلماتيك از دست دادن با خانم ها اجتناب مي كرد و اين موضوع يك قاعده تعريف شده- پروتكل- براي ديپلمات هاي ايران اسلامي بوده و هست. بنابراين چه عامل اضطراري مي تواند ايشان را ناچار به مصافحه با زنان و دختران ايتاليايي كرده باشد؟!

ج؛ تنظيم كنندگان اين جوابيه كوتاه در ادامه به ترفند ناشيانه ديگري دست زده و تلاش كرده اند با بيان جمله اي دوپهلو كه اصل ماجراي دست دادن را نفي نمي كند به خواننده اينگونه القاء كنند كه آن را تكذيب كرده اند! در اين جمله دقت كنيد «آنچه با تصويرپردازي مشكوك با غرض يا هر انگيزه ديگر نشر يافته تا مصافحه آقاي خاتمي را با اجنبيه- زن و دختر نامحرم- القاء كند عملي خلاف شرع و اخلاق است و تكذيب مي شود»! حالا بايد پرسيد چه چيزي را خلاف شرع مي دانيد و انتشار آن را تكذيب مي كنيد؟ دست دادن آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي را يا انتشار اين خبر را؟!

در جوابيه فوق- اگر دقت شود- دست دادن آقاي خاتمي تكذيب نشده است بلكه نويسنده جوابيه انتشار اين فيلم را «خلاف شرع و اخلاق» دانسته است، كه بايد گفت؛ اگر انتشار اين فيلم خلاف شرع و اخلاق باشد به خاطر غيراخلاقي و خلاف شرع بودن اقدام آقاي خاتمي است، بنابراين چگونه مي توان نشر يك اقدام غيرشرعي را خلاف شرع دانست ولي خود آن اقدام را خلاف شرع ندانست؟! در اين بخش از جوابيه به طور ناخواسته اقدام خلاف آقاي خاتمي تاييد شده ولي انتشار فيلم مربوط به اين اقدام غيراخلاقي نيز، خلاف اخلاق معرفي شده است!

2- و اما سؤال برانگيزتر از جوابيه دفتر آقاي خاتمي، توضيحات به اصطلاح جزئي تر آقاي صادق خرازي است كه همه زحمات! دفتر آقاي خاتمي براي توجيه ماجرا و رفع و رجوع كردن آن را بر باد داده است. آقاي صادق خرازي در توضيحات خود آورده است؛

«استقبال از آقاي خاتمي در سفرهاي خارجي و نيز مراسم سخنراني هاي ايشان به حدي است كه گاه كنترل اوضاع از دست ايشان و اطرافيان خارج مي شود و در اين مواقع برخي مي كوشند با رساندن خودشان به آقاي خاتمي به ايشان ابراز ارادت كنند كه در مواقعي تصور مي شود با آقاي خاتمي مصافحه كرده اند. اين در حالي است كه اصولاً آقاي خاتمي به علت ازدحام جمعيت متوجه برخي تماس ها نمي شوند»!

آقاي صادق خرازي خود اگرچه كوشيده است تا به خيال خود، ماجراي مصافحه آقاي خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي را تكذيب كند ولي بي آن كه بخواهد از صحت ماجرا خبر مي دهد كه بايد گفت؛
الف؛ در فيلم 5/6 دقيقه اي كمترين نشانه اي از «ازدحام جمعيت» ديده نمي شود، بلكه تعدادي از مردان و زنان ايتاليايي به صف ايستاده اند و آقاي خاتمي در كمال آرامش! و با فرصت و حوصله كافي! با يك يك آنها از جمله زنان و دختران دست داده و گاه نيز به گرمي حال و احوال مي كند! بنابراين معلوم نيست آقاي خرازي از كدام ازدحام جمعيت سخن گفته اند؟! گرچه ازدحام جمعيت نيز توجيه قابل قبولي نيست.

ب؛ مطابق آنچه در فيلم ديده مي شود هيچيك از افراد حاضر -به قول آقاي خرازي- براي نزديك شدن به آقاي خاتمي سر و دست نمي شكنند! بلكه آرام در جاي خود ايستاده اند و آقاي خاتمي به سوي آنها مي رود و با تك تك آنها دست مي دهد!...

3- ماجراي مورد اشاره چند ماه قبل اتفاق افتاده است و انتشار فيلم آن در اين روزها، سؤال برانگيز است و از دام خطرناكي حكايت مي كند كه دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها- با همكاري برخي اطرافيان غفلت زده و يا خداي نخواسته نفوذي- پيش پاي آقاي خاتمي پهن كرده اند كه تعقيب اهداف زير از سوي دشمنان قابل اشاره است.

الف؛ شكستن حرمت احكام اسلامي آنهم از سوي يك شخصيت روحاني كه 8 سال رئيس جمهور نظام اسلامي ايران بوده است. اين نكته با توجه به پروژه اعلام شده سازمان سيا، موسسه «امريكن اينترپرايز» و توصيه مشاوران بوش براي ارائه قرائتي از اسلام كه با اسلام انقلابي امام(ره)- بخوانيد اسلام ناب محمدي (ص)- متفاوت باشد، از اهميت ويژه اي برخوردار است كه توجه آقاي خاتمي به اين دام ضروري است.

گفتني است، سال گذشته وقتي آقاي خاتمي در سفر به آمريكا اظهاراتي متضاد با نظرات امام راحل (ره) بر زبان آورد، جرج بوش رئيس جمهور آمريكا طي مصاحبه اي درباره علت صدور ويزاي ويژه براي آقاي خاتمي گفته بود «مي خواهم سخناني متفاوت با آنچه جمهوري اسلامي ايران بر زبان دارد بشنوم»!...

ب؛ بدنام كردن آقاي خاتمي در ميان مردم و نيروهاي مذهبي و جدا كردن ايشان از حلقه انقلاب اسلامي مي تواند يكي ديگر از اهداف دشمنان باشد مخصوصا آن كه آقاي خاتمي طي دو دوره قبل با رأي بالاي مردم به رياست جمهوري انتخاب شده بود و اينگونه اقدامات مي تواند جايگاه ايشان را در نگاه ملت مسلمان در حد يك روحاني كم توجه به احكام الهي تنزل دهد. چيزي كه به يقين آقاي خاتمي خواستار آن نيست، اگرچه به غفلت زمينه آن را فراهم كرده است.
ج؛ مسئله سازي و انحراف افكار عمومي از موضوعات اصلي از جمله اهداف احتمالي ديگر دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنهاست.

د؛ رويكرد به قدرت هاي بيگانه از طريق ارسال نشانه هايي مبني بر كم اعتقادي به ارزش هاي اسلامي با هدف جلب كمك و همراهي بيگانگان در معادلات و رقابت هاي سياسي داخلي را نيز به عنوان يكي از آثار اين اقدام نبايد از نظر دور داشت. اين ديدگاه به فراواني در ميان برخي از اطرافيان قبلي و كنوني آقاي خاتمي ديده شده است بنابراين توطئه اطرافيان در اين ماجرا بعيد نيست اگرچه گرايش آقاي خاتمي به قدرت هاي بيگانه بعيد است و نمي تواند قابل قبول باشد.

4- و بالاخره، كاش جناب آقاي خاتمي به هوش باشند و در اين دام گرفتار نشوند. بديهي است كه اينگونه اقدامات دشمن با هر انگيزه اي كه تدارك شده باشد، ناكام خواهد ماند اما، چرا در اين ميان شخصيت آقاي خاتمي مورد سوءاستفاده قرار بگيرد.

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 15:27 |
قد فضانوردان در فضا حدود ۷ سانتی متر بلند تر میشود
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 13:13 |
موز پر مصرف ترین میوه در امریکا است
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 13:10 |