تبليغاتX
امیرحسین
بیوگرافی گونگ بوک یکی از بازیگر های نقش اول سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا ) :




نام : چویی سو جانگ
شغل : بازیگر
تاریخ تولد : 1962
سن : 45 سال
مکان تول : کره جنوبی
قد : 174 سانتیمتر
وزن : 68 کیلو
خانواده : با هنرپیشه زن ها هی را ازدواج کرده است
تحصیلات : فارق التحصیل دانشگاه ایلت کولورادو

مجموعه های تلویزیونی :

Dae Jo Yeong (KBS, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
On the Green Fields (KBS, 2003)
Ijema
Emperor Wang Gun (KBS, 2000)
When She Beckons
First Love (KBS, 1996)

فیلم های سینمایی :

A Man Who Can’t Even Kiss (1994)
A Woman of Downstairs and a Man of Upstairs (1992)
Do You Like Rain Stopped Afternoon (1991)
In a Starry Night (1991)
To You Once Again (1991)
Well, It’s a Secret (1990)
Il Ji Mae, the Superman (1990)
A Young Punch (1988)

جوایز :

دریافت جایزه مشهورترین هنرپیشه مرد در سال 2002
دریافت جایزه هنرپیشه مرد سال در سال 2001

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:38 |
خوب دوستان مطمئنا" همتون شخصیت بسیار جذاب یوم مون یا یوم جانگ در مجموعه تلویزیونی امپراطور دریا ( امپراتور دریا ) رو می شناسید . این هم از بیوگرافی این بازیگر بسیار توانا و خوش قیافه :

نام : سانگ ایل گوک
تاریخ تولد : 1 اکتبر 1971
سن : 36 سال
قد : 185 سانتیمتر
وزن : 85 کیلو
خانواده : مادرش نیز هنرپیشه است ( کیم ایول دانگ )
تحصیلات : دانشگاه چانگجو





مجموعه های تلویزیونی :

Lobbyist (SBS, 2007)
Jumong (MBC, 2006)
Sea God (KBS, 2004)
Terms of Endearment (KBS, 2004)
Desert Spring (MBC, 2003)
Bodyguard (KBS, 2003)
All About Eve (cameo) (MBC 2001)

فیلم های سینمایی :

The Art of Seduction (2005)
Red Eye (2004)

جوایز برنده شده :

2006 MBC Drama Awards: Daesang Award
2006 MBC Drama Awards: Top Excellence Award
2005 KBS Acting Awards: Best Actor
2002 KBS Acting Awards: Best New Actor

جالبه که بدونید هیچکدوم از بازیگران سریال امپراطور دریا همچین جوایزی رو نبردند و مطمئنا" میشه سانگ ایل گوک ( به نقش یوم جانگ ) رو بهترین و قویترین بازیگر این سریال دونست که مطمئنا" اگه با قسمت های آینده این سریال همراه بشید و بازی فوق العاده ایشون رو ببینید با من هم عقیده میشید .



+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:37 |
این هم بیوگرافی چی ریونگ دختر سول پیونگ در مجموعه تلویزیونی امپراطور دریا که خیلی هم طرفدار داره . یه نکته جالب رو هم بگم که اوایل سریال در یکی تالارهای گفتمان ایرانی ( PersianTools ) شخصیت جانگهوا طرفدارای زیادی داشت ( مخصوصا" بین پسرهای با جنبه و خوش فکر امروز ایران !!! ) ولی کم کم بعد از قسمتهای 12 13 همه جانگهوا رو کنار گذاشتند و طرفدار پروپاقرص چی ریونگ شدند . حالا ما نفهمیدیم دیگه قضیه قیافه بود , طرز فکر بود , مرام بود , انتظارات پایین بود , پدر با مکنت مالی بود و ......



نام اصلی : چی جونگ آن ( بر اساس اسامی کره ای اسم میشه : جونگ آن و فامیل میشه چی ( chae )  )
نام در سریال امپراطور دریا : چی ریونگ
متولد 9 سپتامبر 1977
سن : 30 سال
قد : 172 سانتیمتر
وزن : 48 کیلوگرم

چی جونگ آن در سال 1977 در بوسان کره جنوبی بدنیا آمد . او یک بازیگر و خواننده کره ای می باشد و شروع فعالیت هنری اش در سال 1995 است .
درس ال 2001 او در نقش اصلی یک سریال موزیکال به نام "مینا" بازی کرد و بسیاری از ترانه های او در همین سریال خوانده شده است .

او در سال 2005 با کیم سانگ چول ازدواج کرد و البته هنوز هم بچه دار نشده است .

حتما از اینکه شنیدین دختر سول پیونگ در امپراطور دریا یه خواننده هست تعجب کردین . ولی تعجب نکنید این قضیه زیاد هم در کره عجیب نیست . تا چند وقت دیگه یه کلیپ از یکی دیگه از دخترهای سریال امپراطور دریا براتون می گذارم تا دقیقا" بگیرین که قضیه چیه ....
+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:36 |


نام کامل : پارک سو اء
تاریخ تولد : 25 جولای
1980 سن : 27 سال
قد : 168 سانتیمتر
وزن : 46 کیلو
نقش : جانگ هوا در سریال امپراطور دریا ( امپراتور دریا )
تفریح : شنا کردن

سریال هایی که خانوم سو اء در اونها ایفای نقش کردند :


KBS : امپراطور دریا (2004)
KBS : بوسه آپریل (2004)
MBC : Merry-Go-Round / Carousel (2003)
MBC : نامه عاشقانه (2003)
MBC : The Maengs Success Period (2002)
MBC : Yeob gi Bal Ral Hong Seon Saeng (2002) MBC : Jak Sarang (2002)

فیلم های سینمایی :


Wedding Campaign (2005) A Family (2004)

جایزه هایی که خانم سو اء برنده شده اند :

جایزه اژدهای آبی در سال 2004 بعنوان بهترین بازیگر زن برای فیلم یک خانواده

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:33 |

نام کامل:ARNOLD ALOIS SCHWARZENEGGER
اسامی مستعار:
ARNIE-THE GOVERNATOR
-AUSTRIAN OAK-CONAN THE REPUBLICAN
.
تاریخ تولد: 30 جولای 1947-اتریش.
قد:188 سانتی متر.
وزن:(در اوج تناسب اندام) 117 کیلو گرم.
شغل: بازیگر، بدنساز، سیاستمدار، فرماندار کالیفرنیا.
تحصیلات:فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی و بازاریابی
بین الملل.
پدر:GUSTAV SCHWARZENEGGER
---شغل:افسر پلیس
وی در سال 1974 بر اثر نارسایی قلبی فوت کرد.
مادر:AURELIA JADRNY---وی در سال 1998 به علت سکته قلبی درگذشت.
برادر:MEINHARD----وی در سال 1971 در جریان تصادف رانندگی فوت کرد.
همسر:MARIA SHRIVER---شغل:روزنامه نگار و گوینده تلویزیون---سال ازدواج:1986-----وی دختر برادر جان کندی میباشد.
روابط دیگر:BRIGITTE NIELSEN---در سال 1985 نامزد
کردند اما منتفی گشت.
دخترها:KATHERINE(17 ساله)-CHRISTINA(14 ساله)
پسرها:PATRICK(12 ساله)-CHRISTOPHER(8 ساله)



فیلمها:

Hercules in New York (1970)
The Long Goodbye (1973)

Stay Hungry (1976)

Pumping Iron (1977)
The Villain (1979)

Scavenger Hunt (1979)

The Comeback (1980)
Body by Garret (1982)
Conan the Barbarian (1982)

Conan the Destroyer (1984)

The Terminator (1984)

Red Sonja (1985)

Commando (1985)

Raw Deal (1986)

Predator (1987)

The Running Man (1987)

Red Heat (1988)

Twins (1988)

Total Recall (1990)

Kindergarten Cop (1990)

Terminator 2: Judgment Day (1991)

Freed (1992)
Dave (1993)
Last Action Hero (1993)

The Last Party (1993)
A Century of Cinema (1994)

Beretta's Island (1994)

True Lies (1994)

Junior (1994)

T2 3-D: Battle Across Time (1996)
Eraser (1996)

Jingle All the Way (1996)

Stand Tall (1997)
Batman & Robin (1997)

Junket Whore (1998)
End of Days (1999)

The 6th Day (2000)

Dr. Dolittle 2 (2001)
Last Party 2000 (2001)
Collateral Damage (2002)

Terminator 3: Rise of the Machines (2003)

The Rundown (2003)
Around the World in 80 Days (2004)

How Arnold Won the West (2004)
WMD: Weapon of Mass Destruction (2004)
The Kid & I (2005) (COMMING SOON)

* وی در سال 1997 تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفت.
وی از دریچه قلب مصنوعی استفاده می کـنـد کـه هر چند
سال یکبار میباید آن را تعویض کند.

* عضلات وی رشد یافته ترین عضلات  یک انسان در تاریخ
جهان  می بـاشـند از ایـن رو نــــام وی در کتاب رکوردهای
گینس به ثبت رسیده است.

* وی هوادار حزب جمهوریخواه میباشد.

* آرنولد در سال 1983 تبعه امریکا گردید.

* وی دو بـار در سال هـای 1996 و 2002 دکـتـرای افتخاری
دریافت کرده است.

* آرنـولـد در سـال 2003 بـه فـرمـانـداری کـالیفرنیا منصوب
گردید.

* وی در خانه ای بدنیا آمد که فاقد تلفن،دستشویی و یخچال بود.

* نام خانوادگی وی:شوارتزنگر به زبان آلمانی به معنی :"کشاورز سیاه" میباشد.

* پدر و مادر وی عضو حزب نازی آلمان بوده اند.

* وی در سال 1965 به مدت یک سال به خدمت سربازی اتریش رفت.

* وی در جهان از لحاظ کسب مقام نخست در رشته پرورش اندام مسابقات جهانی نیز رکوردار میباشد. وی تاکنون 5 بار مقام آقای جهان MR. UNIVERSE و 7 بار نیز عنوان MR. OLYMPIA را از آن خود کرده است.

* وی پس از ترک اتریش به انگلیس آمد و مشغول به کار گردید. درآمد وی در انگلیس 120 پوند در ماه بود.

* درآمد وی از حرفه بازیگری تاکنون بیش از 250 میلیون دلار بوده است.

* درآمد وی از فیلم ترمیناتور 3 : 30 میلیون دلار.

* وی هنگامی که در سال 1968 به آامریکا آمد سرمایه اش 20 دلار بود و لهجه غلیظی نیز داشت.

* وی اذعان کرده است که از داروهای استروئیدی استفاده میکرده است.

* وی ویراستار دو مجله پرورش اندام نیز میباشد.

* نام کتاب اتوبیوگرافی وی ARNOLD:THE EDUCATION OF A BODY-BUILDER میباشد.

* استادیوم فوتبالی بنام وی در اتریش وجود دارد.

* وی تحت عمل جراحی فک نیز قرار گرفته است.

 

+ نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 0:15 |

بيوگرافي دانيال حكيمي تاريخ ارسال: چهارشنبه، 18 مهرماه 1386

نام : دانيال

نام خانوداگي : حكيمي 

جنسيت : مرد

سال تولد :1342

 

بيوگرافي:

 

همکاری با اداره فعالیت های فرهنگی و هنری دانشگاه تهران در سال ١٣٦٠

 

شروع فعالیت در تاتر در سال ١٣٦١

 

شروع فعالیت در رادیو به عنوان بازیگر در سال ١٣٦٣

 

گذراندن دوره بازیگری زیر نظر حمید سمندریان در سال ١٣٦٣

 

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "مخترع ٢٠٠١" (امیر توسل) در سال ١٣٧٠

 

 

 

فیلم شناسی :

 

1380  لژیون

 

1375  طوفان

 

1375  ستاره‌ های سربی

 

1374  بازی‌ های پنهان

 

1371  چشم‌ هایم برای تو

 

1370  مخترع 2001

 

1370  دیگه چه خبر؟! .



+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 22:53 |
وي در نهم خرداد ماه سال 1338 به دنيا آمد، ديپلم تجربي دارد و پس از آن تحصيلاتش در دو بخش است. ابتدا در مقاطع رسمي دانشگاه سينما و تلويزيون، سپس در موسسات حرفه اي كاربردي بازيگري و كارگرداني، تمام آنها نيز پس از ديپلم در خارج از كشور بوده است». او از آن زمان‌ها مي‌‌گويد: تا يادم است در زمان تحصيل مردودي نداشتم، اما در برخي از مقاطع دبيرستان تجديدي‌ها بلاي جان تابستان‌هاي من بود، يادم مي‌‌آيد كه در سال آخر دبيرستان از درس شيمي، نمره 9 شدم و آن را تك‌ماده كردم. هيچ گاه نتوانستم در دوران تحصيل با اين درس ارتباط برقرار كنم...
    او در ادامه مي‌‌گويد: در طي‌ سال‌هايي كه در خارج از كشور بودم، وقتم به آموزش و تحصيل، تدريس يا تمرين در اين حرفه مي‌‌گذشت، در تعدادي از كارهاي كوتاه، نيمه بلند و بلند حضور داشتم كه از قضا انگليسي زبان به حساب مي‌‌آمدند، درخارج از كشور هم دوربين را تجربه كرده بودم و در 25 تا 30 تز دانشجويي كه قابل تامل بود، با رعايت اصول صحيح در دانشكده سينما ساخته مي‌‌شد، بازي داشتم... من در هاليوود به مدرسه استراسبرگ و مايزنر رفتم تا آموزش بازيگري متد يا شيوه‌گرايي را دنبال كنم. در دانشگاه‌هايUCLA و USC چهار دوره كارگرداني بازيگري را با كارگردان‌هاي حرفه‌اي گذراندم ودر آنجا بازيگري فرانسوي و انگليسي را آموزش ديدم و عطش خاصي براي فراگيري ديگر سبك‌ها داشتم... ضمن آنكه از كارهاي فني جدا نبودم. مثلا دستيار دوربين و صدا بودم، در تئاتر ، نورپردازي صحنه انجام مي‌‌دادم، البته در كارهايي كه بازي نمي‌‌كردم.
    وي در ادامه مي‌‌گويد: به اين نتيجه رسيدم كه بايد بحث‌ سينما را جدي بگيرم از آن زمان كار برايم جدي‌تر شد، پس از تحصيل در اين زمينه اوايل سال 1371 به ايران برگشتم، در هفته چهل ساعت تدريس و مسئوليت آموزش در دانشگاه را تجربه كردم.
    به دنبال بازيگري نمي‌ رفتم، در واقع پس از بازگشت از امريكا در مسير آموزش بازيگري در سطح دانشگاهي قرار گرفتم... تا اينكه بازيگري آمد سراغم... فكر مي‌‌كنم بر حسب تقدير اين توفيق نصيب من شد، به واسطه رشته‌اي كه تدريس مي‌‌كردم و مجاورت با فيلم سازان مختلف وارد وادي بازيگري در ايران شدم، با اينكه در اين 12، 13 سال گذشته تمام وقت من را كارهاي مختلف تلويزيون و بعضا سينمايي گرفته، با اين حال، خودم را كم كار يا گزيده كار مي‌‌دانم.
    
    * * *
    مامون در ولايت فقيه، حضرت‌ابراهيم (ع) در ابراهيم خليل‌ا... ، و حضور در مختارنامه...
    صادقي كه مدرك دكتراي سينما و تلويزيون دارد درباره اين اثرهاي تاريخي مي‌‌گويد: به نقش‌هاي فاخر و تاريخي علاقه خاصي دارم، شخصيت‌هاي تاريخي با همه رمز و رازهايي كه در آن نهفته است برايم جالب است و مدت زماني كه در تاريخ از زمان حيات آنها تا عصر ما گذشته، اين جالب بودن را بيشتر مي‌كند...
    وي در مورد خصوصيات اخلاقي اش مي‌‌گويد: اصولا آدمي پر كار، با صداقت، عاطفي و پرتحرك هستم و هيچ اعتقادي به كينه ورزي ندارم، صدمه‌اي كه اين خصوصيت منفي رفتاري به آدم مي‌‌زند، بيش از نتايجي است كه به بار مي‌آورد...
    او مي‌‌گويد: از خودم راضي هستم، فكر مي‌‌كنم محمد صادقي در حد توانش كارهايي را كه بايد مي‌‌كرده انجام داده است...
    محمد صادقي از راه بازيگري و فعاليت‌هاي آموزشي درآمد دارد« درآمدم خوب است، من آدم مادي نيستم، به ميزاني درآمد دارم كه نيازهايم را بر آورده كند».
    
    
كودكي و تصوير

    
    در كودكي عاشق تصوير بودم، عكاسي، مجلات مصور، نقاشي و سينما، برخلاف بچه‌هايي كه حيوانات ريز و درشت و دست‌آموز را دوست دارند، توجهي به اين موضوعات نداشتم. عذاب مادرم حجم مجلات مصوري بود كه من جمع‌آوري مي‌‌كردم، همين علاقه باعث شد وقتي در رشته مكانيك، ماشين‌هاي كشاورزي و صنايع غذايي قبول شوم به دنبالش نروم. شايد اگر روزي بحث بازيگري و آموزش را كنار بگذارم، از طريق كارهاي كشاورزي و ساختماني و از آنجا كه نزديكاني دارم كه تجربه اين كارها را دارند، مي‌‌روم گندم و جو مي‌‌كارم.
    او مي‌‌گويد: از تنها گذاشتن پسر كوچكم در دنياي وانفساي امروز مي‌‌ترسم، آنقدر كه اين موضوع ترسناك است، چيز ديگري مرا نمي‌‌ترساند، حتي مرگ...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 22:50 |

بیو گرافی کیت وینسلت بازیگر دختر خوشگل خارجی - Kate Winslet Biography


نام اصلی: کیت وینسلت
سال تولد: پنجم اکتبر، 1975
محل تولد: لندن، انگلستان
نامزد اسکار: تایتانیک (1998)

کیت وینسلت در پنجم اکتبر سال 1975 در لندن به دنیا‌ آمد. در سن 11 سالگی اولین نقش نمایش خود را در پفکهای شکری تبلیغ نوعی غذای کودک تجربه کرد. او اجرا در مدرسه هنر را ادامه داد و در پی آن نقشهایی در نمایش درام تلویزیونی چروک (1988)، مجموعه های تلویزیونی تصادف (1989)، فصل تاریک (1991)، برگشتن (1992) و رفتارهای آنگلوساکسون (1993) بازی کرد. کیت وینسلت به همراه لئوناردو دی کاپریو دو کشف بزرگ فیلم عظیم تایتانیک بودند و از آن هنگام تا به حال شهرت خود را مدیون تایتانیک و جیمز کامرون هستند. کیت وینسلت در نوامبر 1998 با جیم ترایپتس - دستیار دوم فیلم عوضی بدقیافه که قبل از تایتانیک ساخته شده بود - ازدواج کرد.


بخشی از فیلمشناسی:
زندگی دیوید گیل (2003)
انیگما (معما) (2000)
قلم پرها (2000)
تایتانیک (1998)
دود مقدس (1998)

...


+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:6 |

بیوگرافی کاترین زتا جونز بازیگر زن خوشگل و ناز هالیوود - Catherine Zeta Jones Biography

download-persian.mihanblog.com


نام اصلی: کاترین زتا جونز
سال تولد: 25 سپتامبر 1969
محل تولد: سوانسی
همسر مایکل داگلاس
نامزد گلدن گلاب:
شیکاگو 2002
ترافیک (قاچاق) 2000
برنده اسکار:
شیکاگو 2002

 

کاترین زتا جونز روز 25 سپتامبر 1969 به دنیا آمد.
او همسر مایکل داگلاس پسر کرک داگلاس و بازیگر سینما است.
شاید تا قبل از بازی در شیکاگو چندان مطرح نبود. اما بازی خیره کننده اش در این فیلم باعث شد تا هم کاندید جایزه گلدن گلاب شود - هرچند که در رقابت با رنه زلویگر هم بازی او در این فیلم شکست خورد - و برنده جایزه اسکار 2003.
او بعد از دریافت چند جایزه معتبر بین المللی سرانجام مجسمه اسکار ربود.


بخشی از فیلمشناسی:
میمون صفت (2004)
آینه ها و غبار (2004)
ظلم غیرقابل تحمل (2003)
سندباد: افسانه هفت دریا (2003) (فقط صدا)
شیکاگو (2002)
دلبرهای آمریکایی (2001)
وفاداری بزرگ (2000)
ترافیک (قاچاق) (2000)
راه خاکستر (1999)
تله گذاری (1999)
پاتوق ارواح (1999)
نقاب زورو (1998)
شبح (1996)
جوهر آبی (1995)
کاترین کبیر (1995)
بازگشت بومی (1994)
شکوفه های محبوب ماه می (1993)
جدایی وراث (1993)
کریستف کلمب - اکتشاف (1992)

...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:6 |

بیوگرافی کامرون دیاز بازیگر زن ناز و زیبای هالیوودی - Cameron Diaz Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com


کامرون در سی ام آگوست 1972 در سن دیه گو کالیفرنیا بدنیا آمد او هنرپیشه ای معروف و موفق است. کامرون دختر یک پدر آمریکایی کوبایی از نسل دوم و یک مادر که ملیتی آمریکایی ایتالیایی و آلمانی دارد می باشد.

استعدادش او را به مجلاتی مانند مادمازل و seventeen و فعالیتهای تبلیغاتی برای کمپانیهایی مانند Calina Klein و کوکاکولا و لویس کشاند. بعد از ترک کردن خانه در سن 16 سالگی او به عنوان مدل به دور دنیا رفت موفقیت حرفه ای او را به ژاپن، استرالیا، مراکش و پاریس کشاند کامرون در سن 21 سالگی به کالیفرنیا برگشت.

در سال 1994 کامرون اولین نقش خود را در فیلم کمدی-اکشن ماسک بدست آورد و ستاره ما با کمدین بزرگ جیم کری روبرو شد. بدون هیچ تجربه قبلی او یک نقش اصلی در این فیلم بازی کرد. بعد از بازی در فیلم ماسک کامرون دیاز درخواستهای زیادی از طرف چند فیلمساز برجسته برای بازی در فیلمهایشان دریافت کرد.


در حالیکه کامرون برای ایفای نقش در نسخه تبدیل به فیلم شده بازی معروف مورتال کامبت آموزش می دید مچ دستش صدمه دید که باعث شد از بازی در این فیلم صرفنظر کند. در عوض او یکسری فیلمهای مستقل ساخت که شامل the last super و Feeling Minnesota با شرکت Keanu Reeves و shes the One با شرکت «اِد بِرنز » و «جنیفر آنیستون» و Head Above Water با شرکت Harrey Keitey می شد.

در سال 1997 شایعاتی در مقالات از نامزد شدن کامرون برای بازی در برابر جولیا رابرتز در فیلم کمدی پرطرفدار My Best Friend Wedding بوجود آمد با وجود اینکه این درخواست برای کامرون فرستاده شد او به ظاهر شدن در فیلمهای مستقل با هزینه کم از قبیل « چیزهای خیلی بد » ، « چیزهایی که فقط با نگاه کردن به او می توانی بگویی » ادامه داد.

در پاییز سال 2000 او در « فرشته های چارلی » ظاهر شد و پروژه بعدی او فیلمی بود از مارتین اسکورسیزی که در برابر لئوناردو دی کاپریو ایفای نقش می کند...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 1:1 |

بیو گرافی آنجلینا جولی بازیگر خوشگل و ناز هالیوود - ANGELINA JOLIE VOIGHT Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com


نام کامل:ANGELINA JOLIE VOIGHT
تاریخ تولد: 4 جون 1975.
محل تولد: لس انجلس آمریکا.
شغل: بازیگر و مدل.
قد: 170 سانتی متر.
وزن: 58 کیلو گرم.
علت شهرت: ایفای نقش در فیلم GIA در سال 1998.
نام پدر:JON VOIGHT---شغل: بازیگر .
نام مادر:MARCHELINE BERTRAND---شغل: بازیگر اسبق.
* در سال 1976 از یکدیگر طلاق گرفته اند.
نام برادر:JAMES HAVEN VOIGHT---شغل: کارگردان.


شوهران:
1- JONNY LEE MILLER---شغل: بازیگر--تاریخ ازدواج: 1996 ----تاریخ طلاق: 1999.

2-BILLY BOB THORNTON----شغل: بازیـگر، کارگردان و
فیلم نامه نویس-- ازدواج: 1999 ----طلاق: 2002.

۳- ‌‌‌Brad Pitt ( برد پیت ) --- شغل : بازیگر

 
تحصیلات: از سن 11 سالگی در کلاسهای آموزش تئاتر ثبت نام کرد. دوران متوسطه را در دبیرستان بورلی هیلز به اتمام رسانید. در دانشگاه نیویورک نیز راه یافت اما خیلی زود از آنجا انصراف داد.
فرزندان:
1-پسر:MADDOX JOLIE----اهل کامـبودیـا می بـاشد که
تـوسـط آنـــجلینا در سال 2002 به فرزند خواندگی پذیرفته
شد.

2- دخـتـر: ZAHARA MARLEY JOLIE----- اهــل اتـیـوپـــی
می بـاشــد کــه والدینش بر اثر بیماری ایدز جان باختند و
انجلینا وی را نیز در سال 2005 به فرزند خواندگی پذیرفت.


۳- سومین فرزند او متعلق به خود او و برد پیت است.


جوایز دریافتی: بهترین بازیگر، بهترین بازیگر پشتیبان از
سوی ACADEMY AWARD و GOLDEN GLOBE.
فیلمهایی که در آنها نقش آفرینی کرده است:
Lookin to Get Out (1982)
Cyborg 2 (1993)
Angela & Viril (1993)
Alice & Viril (1993)
Without Evidence (1995)
Hackers (1995)
Mojave Moon (1996)
Love Is All There Is (1996)
Foxfire (1996)
Playing God (1997)
Gia (1998)
Hells Kitchen (1998)
Playing by Heart (1998)
Pushing Tin (1998)
The Bone Collector (1999)
Girl, Interrupted (1999)
Gone in Sixty Seconds (2000)
Lara Croft: Tomb Raider (2001)
Original Sin (2000)
Life or Something Like It (2002)
Trading Women (2003)
Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003)
Beyond Borders (2003)
Taking Lives (2004)
Shark Tale (2004) (voice)
Sky Captain and the World of Tomorrow (2004)
The Fever (2004)
Alexander (2000)
Mr. and Mrs. Smith (2005)
The Good Shepherd (2006) و ...
مطالبی در رابطه با انجلینا جولی:
1- آنـجـلینا جـولی در کـودکـی آرزو داشتـه مـدیـر مراسم
تدفین گردد.
2- وی بـا پـدرش مـیــانه خوبی ندارد به همین منظور نام
خانوادگی خود را حذف کرده است.
3- او در لندن و نیویورک بــعـنوان مدل مشغول بکار است.

4-آنجلینا جولی چپ دست میباشد.
5- خالکوبیهای متعدد بدنش از مشخصات بارز وی بشمار
می رود.
6- آنجلینا جولی از سال 2001 تاکنون به عنوان سفیرویژه سازمان ملل در حوزه پناهندگان مشغول به فعالیت میباشد. وی همچنین گهگاهی به کشورهای جهان سوم و فقیر مسافرت میکند...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:58 |
بیوگرافی تام کروز

بیوگرافی تام کروز بازیگر خارجی - Tom Cruise Biography

http://www.download-persian.mihanblog.com

عکس تام کروز و همسرش کتی هولمز


نام اصلی: تام کروز
سال تولد: 3 جولای، 1962
محل تولد: نیویورک
همسر سابق: نیکول کیدمن

همسر فعلی : کتی هولمز
نامزد اسکار: متولد چهارم ژوئیه (1989)


بیوگرافی:
او در حال حاضر یکی از موفق ترین ستارگان هالیوود است. او شانس این را داشت که به همراه همسرش - نیکول کیدمن - در آخرین فیلم کارگردان فقید سینمای جهان - استنلی کوبریک - با نام چشمان کاملا بسته بازی کند. بازی او در دومین قسمت از فیلم پرخرج - 150 میلیون دلار - و پر سروصدای ماموریت غیرممکن بار دیگر نام او را سر زبانها انداخت. او این شانس را هم داشته که در فیلمی از استیون اسپیلبرگ با نام گزارش اقلیت بازی کند.

بخشی از فیلمشناسی:
عشق بی پایان (1981)

شیپور خاموشی (1981)

از دست دادن آنها (1983)

کسب و کار پرمخاطره (1983)

تمامی حرکات دست (1983)

افسانه (1985)

تاپ گان (1986)

رنگ پول (1987)

کوکتل (1988)

رین من (1988)

متولد چهارم ژوئیه (1989)

روزهای تندر (1990)

دور و دورتر (1992)

چند آدم خوب (1992)

موسسه (1993)

مصاحبه با خون آشام (1994)

ماموریت غیر ممکن (1996)

جری مگوائر (1996)

چشمان کاملا بسته (19۹8)

ماگنولیا (1999)

ماموریت غیر ممکن 2 (2000)

  آسمان وانیلی (2001) 

 گزارش اقلیت (2001)

آخرین سامورائی

جنگ دنیاها

ماموریت غیرممکن ۳

و...

+ نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 0:49 |

زندگی نامه مهران مدیری

مهران مدیری متولد دهه 40 در تهران است. او كه در خانواده اي

هنردوست به دنيا آمده بود فعاليتهاي هنري خود را از نخستين

سالهاي نوجواني شروع كرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در

دانشگاه،در چندين اثر نمايشي به عنوان بازيگر شركت نمود.

تحصيلات آكادميك او در رشته «تئاتر» ،به دليل حضور او در جبهه

هاي جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهاي نمايشي ،بار ديگر او

را به عرصه نمايش در تئاتر و راديو كشانيد. او تا سال 1372 با

نمايشهاي زيادي چون: شوخي، تلگراف، آرسنال، پانسيون، سيمرغ،

هملت، كيسه بوكس و ... روي صحنه رفت. و در اين دوران با

بسياري از بزرگان تئاتر كشور چون «قطب الدين صادقي» و «ميكائيل

شهرستاني» همكار شد.


وي همچنين در اين دوران به عنوان بازيگر در نمايشهاي راديويي

«
قصه هاي شب» نيزحضور يافت. مديري در سالهاي آغازين دهه 80

، نخستين تجربه حضور خود را در برنامه هاي مذهبي تلويزيون

تجربه كرد تا آنكه بر حسب اتفاق، وارد وادي «طنز نمايشي» در

تلويزيون گرديد. او كه تا پيش از آن تنها يك اثر كمدي نمايشي بنام

«
پانسيون» را روي صحنه داشت، با نخستين جرقه هاي نبوغ و

ابتكار خود در زمينه كمدي در مجموعه هاي تلويزيوني «نوروز72» -

در سمت بازيگرـ و «پرواز57» -به عنوان بازيگر و كارگردان- كه در

بهار و زمستان 1372، روي آنتن رفته بود به عنوان يك بازيگر

كمدي خوش درخشيد. چنان كه يك سال بعد در مقام كارگرداني

مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثري ماندگار را در ژانر كمدي

تلويزيوني به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستين

مجموعه آيتمي طنز در طول تاريخ تلويزيون ايران بود و حواشي این

برنامه پربيننده چنان دست و پاگير دست اندركاران آن شد كه تا سه

سال امكان فعاليت مجدد تصويري را از آنان گرفت. مهران مديري كه

به سبب اين محروميت سه ساله، امكان بازي در فيلمهاي مطرح

«
ضيافت» و «سلطان» مسعود كيميايي را از دست داده بود، در

نوروز 77 همزمان با اكران فيلم سينمايي «ديدار» -كه در آن در سمت

بازيگر حضور يافته بود- و نيز پخش برنامه طنز «نوروز 77» بار

ديگر به صحنه نمايش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعه

طنز «جنگ 77» كه آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبيت او را

نويد مي داد، بار ديگر با ساختار شكني در اين ژانر از برنامه هاي

تلويزيوني به نوع جديدي از سبك نمايش كمدي رسيد كه مبتني بر

داستان گويي بود.


كارگرداني مجموعه هاي: ببخشيد شما(1378)،پلاك 14 (1379-

1378)
،نودشب (1379) و طنز 80 (نوروز80)، بازي در يك سريال

تلويزيوني بنام «دردسروالدين» (1380) و بازيگري و بازيگرداني

فيلم سينمايي «توكيو بدون توقف»، كه به نوعي ادامه روندتكميلي

تجربه هاي هنري او محسوب مي شد، وي را به چنان پختگي و

تجربه رسانيده بود تا بار ديگر اتفاق جديدي را در عرصه كمدي

نمايشي ايران به ثبت برساند.


در سال 81، او به همراه همكار نويسنده اش «پيمان قاسم خاني»،

قومي را خلق كردند بنام «برره»، اهل ناكجاآبادي به همين نام .

«
پاورچين» با طرح معضلات فرهنگي و بيماري هاي اخلاقي ساكنان

روستاي خيالي«برره»، رذايل اخلاقي اجتماع و سنتهاي غلط مردم آن

را چنان بي رحمانه به نقد كشيد كه اين مجموعه را بزرگترين اتفاق

نمايشي در تاريخ تلويزيون ايران لقب داد و اين تازه آغاز ماجرا بود.

در حالي كه مجموعه تلويزيوني «نقطه چين» آنچنان كه شايسته ي

مديري و همكارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستاني «جايزه

بزرگ» نيز با وجود پربيننده بودن، در حد و اندازه هاي مديري از آب

در نيامد، او به گذشته ي برره سفر كرد تا داستان هايي جديد را در

فضاي 50 سال قبل ايران روايت كند.


«
شبهاي برره» كه در سال 84 ساخته شد و به روي آنتن رفت،

جايگاهي بود تا حرفهاي در گلو مانده جامعه به زبان بيايد. از دردها،

مشكلات و ناهنجاري هاي فرهنگي مردم ايران كه سالها در قالب

سنت ها و آداب و رسوم غلط و بي ريشه دامنگير آنان شده بود.

مديري و گروهش در طي چند ماه سختي ها و ناهمواري هاي زيادي

را تحمل كردند و از زير تيغ تيز بي مهري ها، كوته فكري ها،

انتقادهاي تند و شايعات بي اساس گذشتند تا «شبهاي برره» بار خود

را سالم به مقصد برساند ... و «برره» ماندگار شد...


مهران مديري در كنار علاقمندي هايش به هنر نمايش و كارگرداني و

تلاشي كه براي رسيد به جايگاه كنوني اش كرده است همواره به

عالم موسيقي نيز عشق و ارادت خاصي داشته است. او با انتشار

نخستين آلبوم موسيقي اش در سال 79، در مقام خواننده و نيز در

نخستين كنسرت رسمي خود كه در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا

كرد، با انتخاب هوشمندانه ملودي ها، تصنيف ها و صداي دلنشيني كه

از سوي شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت كرد كه موسيقي را

خوب مي شناسد و نيز سليقه مردم هنردوست ايران را !

+ نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 21:16 |

  • گپی با يوسف تيموری

  • نشستی با بازیگران «يك وجب خاك» با حضور يوسف تيموری و روشنك عجميان وعلي عبدالعلي‌زاده(كارگردان)

  • گفت‌ وگو با گوهر خیراندیش (قدسي ميوه ممنوعه)

  • گپی با «الياس» شيطان سريال اغما (حامد کميلي(

  • گپی با نيما رئيسي، بازيگر مجموعه «ميوه ممنوعه»

  • گپی با برزو ارجمند "حميد مجموعه يك وجب خاك"

  • عکس هایی از دوئل سرخابي ها

  • فرخ‌ نژاد و بهنوش طباطبایی در "پوست موز"

  • گفتگو با احسان خواجه‌اميری خواننده و آهنگساز جوان

  • + نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 14:8 |
    گفتگو با اردلان‌ شجاع‌ كاوه‌: من‌ عاشقم‌، عاشق‌ كار،عاشق‌ همسرم‌ و زندگيم‌

    اردلان‌ شجاع‌كاوه‌ جزء آن‌ دسته‌ از بازيگراني‌است‌ كه‌ هر چند در ابتدا به‌ صورت‌ تجربي‌ وارددنياي‌ بازيگري‌ شد، اما در ادامه‌ به‌ دنبال‌تحصيلات‌ آكادميك‌ رفت‌ تا به‌ نياز تحصيل‌ وسبك‌ عمل‌ پاسخ‌ دهد. او معتقد است‌ (آدمي‌ درهر شرايط و با هر موقعيت‌ شغلي‌ كه‌ باشد به‌تحصيل‌ نياز دارد و براي‌ ورود به‌ هر كاري‌ بايد به ‌صورت‌ علمي‌ و آكادميك‌ با آن‌ حرفه‌ آشنايي‌داشته‌ باشد)
    از اين‌رو، وي‌ كه‌ ديپلم‌ خود را در رشته‌ اقتصادكسب‌ كرده‌ بود، پس‌ از وقفه‌ وارد دانشگاه‌ تهران‌شد و در رشته‌ تئاتر ادامه‌ تحصيل‌ داد. اما تنها اخذمدرك‌ ليسانس‌ نمي‌توانست‌ روح‌ جستجوگر وذهن‌ پر از سوال‌ شجاع‌كاوه‌ را آرام‌ نمايد، براي‌همين‌ باز هم‌ كارشناسي‌ ارشد خود را از دانشگاه‌تربيت‌ مدرس‌ بدست‌ آورد اما از آنجايي‌ كه‌هيچ‌گاه‌ به‌ دنبال‌ جمع‌آوري‌ مدرك‌
    نبوده‌ و تنهابه‌ دليل‌ عشق‌ به‌ بازيگري‌ و هنر به‌ دنبال‌ علم‌ رفته‌بود (هنوز هم‌ پس‌ از گذشت‌ سال‌ها مدرك‌فوق‌ليسانس‌ را از دانشگاه‌ مربوطه‌ نگرفته‌ است‌)بعد از طي‌ اين‌ مراحل‌ دوباره‌ به‌ صحنه‌ بازگشت‌ امااين‌ بار با ديدي‌ وسيع‌ و اطلاعات‌ و آگاهي‌ بيشتر.
    تاكنون‌ شاهد ايفاي‌ نقش‌هاي‌ متفاوتي‌ ازاردلان‌ شجاع‌كاوه‌ بوده‌ايم‌، نقش‌هاي‌ مثبت‌ ومنفي‌، اما جهانگير از آن‌ نقش‌هاي‌ خاكستري‌ است‌كه‌ هر بازيگري‌ قادر به‌ ايفاي‌ آن‌ نخواهد بود،حضور در كاراكتر جهانگير در سريال‌ روح‌ مهربان‌كه‌ هر هفته‌ در شبكه‌ اول‌ سيما پخش‌ مي‌شود شايدبهترين‌ بهانه‌ بود تا به‌ سراغ‌ اين‌ بازيگر توانا وخوش‌خلق‌ رفته‌ و ساعاتي‌ را در دفتر مجله‌ ميزبان‌ايشان‌ باشيم‌....

    هفت‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بارحضور بر روي‌ صحنه‌ را تجربه‌ كرد. وي‌ از سال‌48 به‌ گروه‌هاي‌ تئاتر پوست‌ و در سال‌ 63 يكي‌از مهم‌ترين‌ اتفاقات‌ زندگي‌ هنري‌ام‌ رقم‌ خورد،حضور در فيلم‌ سينمايي‌ (بايكوت‌) به‌ كارگرداني‌محسن‌ مخملباف‌ كه‌ به‌ عنوان‌ پرفروش‌ترين‌ فيلم‌سال‌ نيز معرفي‌ شد، اما از ديگر كارهاي‌ اين‌ بازيگرمي‌توان‌ به‌ فيلم‌هاي‌ گذرگاه‌، هراس‌، 53نفر، بربال‌ فرشتگان‌، دايره‌ سرخ‌، آقاي‌ رئيس‌ جمهور ونيز سريال‌هاي‌ هشت‌ بهشت‌، حامي‌، ذهن‌ زيبا، م‌مثل‌ معلم‌، كلانتر،برگبار، شمارش‌ معكوس‌، ايستگاه‌آخر، ديوار شيشه‌اي‌، جاودانه‌، نوعروس‌ و روح‌مهربان‌ اشاره‌ كرد.
    - آقاي‌ شجاع‌كاوه‌ به‌ نظرتان‌ چرا بين‌بازيگراني‌ كه‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ در زمينه‌بازيگري‌ دارند و آن‌هايي‌ كه‌ تجربه‌ وارد اين‌حرفه‌ شدند فاصله‌ افتاده‌ است‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: چرا اين‌ سوال‌ را از من‌مي‌پرسيد؟
    - به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ شما ابتدا به‌ صورت‌ تجربي‌وارد اين‌ حرفه‌ شديد، اما در ادامه‌ به‌ دنبال‌تحصيلات‌ دانشگاهي‌ رفته‌ايد...
    شجاع‌ كاوه‌: به‌ عقيده‌ من‌ تجربه‌ و تحصيلات‌دانشگاهي‌ دو مقوله‌ جدا و مستقل‌ از هم‌ است‌، درواقع‌ هر كدام‌ شرايط مخصوص‌ به‌ خود را دارد،ما در دانشگاه‌ روش‌ تحقيق‌ را مي‌آموزيم‌، درصورتي‌ كه‌ در سينماي‌ امروز در مقوله‌ تجربي‌بازيگر وارد كتابخانه‌ نمي‌شود مگر براي‌ گرفتن‌صحنه‌ از فيلم‌...اما فارغ‌التحصيلان‌ براي‌ ورود ه‌بازار كار در شرايط محيطي‌ قرار مي‌گيرند كه‌برايشان‌ مهيا شده‌...در دهه‌ 60 در سه‌ فيلم‌پرفروش‌ ايفاي‌ نقش‌ كردم‌به‌ نام‌هاي‌ (بايكوت‌)(گذرگاه‌)، (هراس‌) و بعد از آن‌ وارد بازار كارشدم‌ و نيز در تئاتر كه‌ بيش‌ از اين‌ به‌ صورت‌ تجربي‌سيزده‌ سال‌ مستمر حضور داشتم‌. بعد از طي‌ اين‌مراحل‌ وارد دانشگاه‌ شدم‌ يعني‌ حدود پانزده‌سال‌ با سينما و بازيگري‌ آشنا بوده‌ و كار كردم‌، درواقع‌ نياز به‌ تحصيل‌ و كسب‌ علم‌ در اين‌ حرفه‌زماني‌ در من‌ احساس‌ شد كه‌ مي‌ديدم‌ آثاي‌همايون‌ پايور كه‌ فيلم‌بردار بودند در فيلم‌(گذرگاه‌) با چه‌ حوصله‌ و اشتياقي‌ كتاب‌ مي‌خواندو ديدن‌ اين‌ تصوير برايم‌ هميشه‌ جذابيت‌ داشت‌از اين‌ رو به‌ فكر ادامه‌ تحصيل‌ افتادم‌، اما چون‌گرفتن‌ ديپلم‌ من‌ مصادف‌ شد با انقلاب‌ فرهنگي‌ وبعد از آن‌ رفتم‌ به‌ خدمت‌ نظام‌، كمي‌ اين‌ قضيه‌(ادامه‌ تحصيل‌) برايم‌ دير شده‌ بود، اما باز هم‌آمدم‌ و درس‌هاي‌ گذشته‌ را با اعتقاد خواندم‌ وقبول‌ شدم‌ چون‌ احساس‌ كمبود مي‌كردم‌، درواقع‌ دانشگاه‌ رفتن‌ يك‌ مسئله‌ كاملا شخصي‌ است‌،امروز يازده‌ سال‌ از اخذ فوق‌ليسانس‌ من‌مي‌گذرد و من‌ احساس‌ جدايي‌ مي‌كنم‌ وبرمي‌گردم‌.

    براي‌ همين‌ دو، سه‌ سال‌ است‌ براي‌ تدريس‌برگشتم‌ به‌ محيط دانشگاه‌ با دانشجويان‌ در ارتباطهستم‌.
    شما براي‌ آرامش‌ روح‌ به‌ سراغ‌ كتاب‌ و كسب‌علم‌ مي‌رويد و با خواندن‌ كتاب‌ مي‌توانيد به‌ دوهزار سال‌ پيش‌ از خود برويد، در صورتي‌ كه‌ براي‌گرفتن‌ يك‌ صحنه‌ با سختي‌هاي‌ زياد به‌ آن‌ مكان‌رفته‌ و فيلمي‌ ساخته‌ مي‌شود، باز تاكيد مي‌كنم‌مقوله‌ تحصيل‌ و تجربه‌ از هم‌ جدا است‌ و در اين‌حالت‌ ه‌ به‌ هم‌ نزديك‌ شدند، باتوجه‌ به‌ اين‌ كه‌شديدا احساس‌ مي‌كنم‌ ما بايد ملزم‌ شويم‌ تا به‌ هنرعلمي‌تر نگاه‌ كنيم‌، همان‌ طور كه‌ به‌ موسيقي‌ نگاه‌مي‌كنيم‌ و براي‌ موسيقي‌ كميات‌ را قائل‌ هستيم‌براي‌ رسيدن‌ به‌ كيفيات‌، عالم‌ بازيگري‌ نيز بايد اين‌گونه‌ شود. به‌ نظر من‌ آدم‌ آگاه‌ و تحصيل‌ كرده‌ دراين‌ خصوص‌ بسيار كم‌ است‌.
    - پس‌ با اين‌ حسب‌ مي‌توان‌ يكي‌ از مشكلات‌امروز سينماي‌ ما را يك‌ شبه‌ بازيگر شدن‌ و نرفتن‌ به‌دنبال‌ تحصيلات‌ دانشگاهي‌ دانست‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: بازيگر شدن‌ امروز خيلي‌ راحت‌صورت‌ مي‌گيرد اما در سيستم‌ خودش‌، نه‌ يك‌شبه‌... يكي‌ از دانشجويان‌ به‌ من‌ مي‌گفت‌: مگر تمام‌اين‌ بازيگراني‌ كه‌ كار مي‌كنند تمام‌ اين‌ كتاب‌هايي‌كه‌ شما مي‌گوييد، خواندند كه‌ ما بايد بخوانيم‌.گفتم‌: اين‌ دو مقوله‌ جداست‌. آن‌ جوان‌نماينده‌اي‌ بود از نسل‌ خود كه‌ اين‌ سوال‌ درذهنشان‌ بودند و من‌ اين‌ امكان‌ را دارم‌ از طريق‌مجله‌ شما حرفم‌ را به‌ تمام‌ جوان‌ها وخانواده‌هاي‌ ايراني‌ برسانم‌ كه‌ خيلي‌ بايد كتاب‌بخوانند، مي‌شود خلوت‌ها را پر كرد، مي‌شود دل‌به‌ دنيا نبست‌، مي‌شود خيلي‌ از كارهاي‌ ديگران‌ راانجام‌ نداد، مي‌شود سي‌ سال‌ كار كرد اما بي‌صدا،نه‌ با يك‌ شب‌ كار دنيا را خبر كرد... براي‌ ورود به‌اين‌ حرفه‌ بايد عشقت‌ را بشناسي‌، رسيدنت‌ به‌عشق‌، تحصيلات‌ دانشگاهي‌ و چهار تا كتاب‌خواندن‌ نيست‌، چهار تا فيلم‌ بازي‌ كردن‌ هم‌ نيست‌بلكه‌ فهم‌ درام‌ است‌. آرتيست‌هاي‌ بزرگي‌ رامي‌شناسم‌ كه‌ نه‌ در حرفه‌ ما هستند و نه‌ تحصيلات‌دانشگاهي‌ دارند ولي‌ هنر در تمام‌ وجودشان‌ديده‌ مي‌شود، هنري‌ كه‌ ما تازه‌ بايد، دانشگاه‌ها به‌صورت‌ حرفه‌اي‌ دنبال‌ اين‌ كلمه‌ بگرديم‌ ولي‌خداوند اين‌ ويژگي‌ را به‌ او عطا كرده‌ است‌، اوهيچ‌ آزاري‌ به‌ جز محبت‌ ندارد...
    - اگر اجازه‌ دهيد كمي‌ از اين‌ مقوله‌ جداشويم‌، ايفاي‌ نقش‌ در كدام‌ كارها را اخيرا به‌ پايان‌رسانده‌ايد؟
    شجاع‌ كاوه‌: نقش‌ سهراب‌ در چند اپيزود براي‌سري‌ دوم‌ سريال‌ كلانتر و همين‌ طور دو كارسينمايي‌ است‌ كه‌ پخش‌ نشده‌ (البته‌ فيلم‌ نوددقيقه‌اي‌ تلويزيون‌) كه‌ در يكي‌ نقش‌ پزشك‌ دارم‌و در يكي‌ ديگر نقش‌ يك‌ جوان‌ دهه‌ 50 و نيز درسرايل‌ حضرت‌ يوسف‌ مدتي‌ است‌ ايفاي‌ نقش‌مي‌كنم‌. البته‌ بدون‌ درج‌ خبر و بي‌سر و صدا، نقش‌فرشته‌ حضرت‌ جبرئيل‌ را ايفا مي‌كنم‌ و حضورخيلي‌ مختصر كمي‌ دارم‌...
    - بارها ديده‌ شده‌ وقتي‌ سري‌ دوم‌ كاري‌ساخته‌ مي‌شود، به‌ موفقيت‌ نمي‌رسد، در خصوص‌كلانتر آيا اين‌ ويژگي‌ صادق‌ است‌؟

    شجاع‌ كاوه‌: اپيزودي‌ كه‌ در آن‌ حضور دارم‌،خيلي‌ جاي‌ بحث‌ دارد و تمام‌ بچه‌ها و كارگردان‌خيلي‌ راضي‌ بودند از كار... اميد به‌ اين‌ است‌ كه‌ ازسري‌ قبل‌ هم‌ جذاب‌ و ديدني‌تر شود و مردم‌راضي‌ از جلوي‌ تلويزيون‌ بلند شوند و به‌ ما بدنگويند. بعضي‌ از عزيزان‌ خيلي‌ زود نارضايتي‌خود را ابراز مي‌كنند.
    -چطور شد پيشنهاد بازي‌ در سريال‌ روتح‌مهربان‌ را پذيرفتيد؟
    شجاع‌ كاوه‌: روح‌ مهربان‌ جمع‌بندي‌ از سه‌ كارنقش‌ منفي‌ من‌ بود، ده‌ سال‌ در سينما مثبت‌ بازي‌كردم‌، بعدها در تئاتر براي‌ پايان‌ نامه‌ ليسانس‌ يك‌نقش‌ منفي‌ 60 دقيقه‌اي‌ را تك‌گويي‌ داشتم‌... تااين‌ كه‌ (شب‌ و مهر) را با محمدعلي‌ خان‌ كشاورزدر سال‌ 74، كار كردم‌ و تجربه‌ يكنقش‌ منفي‌ و(ايستگاه‌ آخر)، كه‌ با مرحوم‌ مهدي‌ فتحي‌ يك‌تجربه‌ ديگر نقش‌ منفي‌ و ديگر رل‌ منفي‌ را نداشتم‌،تا جهانگير روح‌ مهربان‌، اين‌ نقش‌ خيلي‌ جاي‌ كارداشت‌، بهتر از اين‌ها بايد ظاهر مي‌شدم‌، جهانگيرمثل‌ كاركترهاي‌ است‌ كه‌ در عمق‌ بدي‌، سعي‌مي‌كنيم‌ وجه‌ مشتركي‌ پيدا كنيم‌ كه‌ ما نرويم‌ به‌سمت‌ او و مثل‌ جهانگير نشويم‌ و باعث‌ مي‌شود يك‌تكان‌ شخصي‌ بخوريم‌، يكي‌ از وظايف‌ هنرمندان‌اين‌ است‌ كه‌ بد را طوري‌ نشان‌ دهند كه‌ خوب‌ بهترشود. هميشه‌ ساختن‌ و درست‌ كردن‌ خيلي‌سخت‌تر از خراب‌ كردن‌ است‌ و به‌ عقيده‌ من‌ايفاي‌ اين‌ گونه‌ نقش‌ها احترام‌ به‌ مخاطب‌ است‌.

    - به‌ نظرتان‌ شخصيت‌ جهانگير منفي‌ است‌ ياخاكستري‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: من‌ به‌ خاكستري‌ معتقدم‌، چون‌خاكستري‌ در تمام‌ رنگ‌ها هست‌، ما خوب‌ و بدمطلق‌ نداريم‌.
    - رابطه‌ شما با پدر خانومتان‌ چگونه‌ است‌،مثل‌ جهانگير؟
    شجاع‌ كاوه‌: من‌ براي‌ ايشان‌ بسيار احترام‌قائلم‌.
    - غير از بازيگري‌ به‌ چه‌ فعاليت‌ ديگري‌ انجام‌مي‌دهيد؟
    شجاع‌ كاوه‌: در دانشگاه‌ تدريس‌ مي‌كند و دعابه‌ جان‌ شما...
    - چه‌ سالي‌ ازدواج‌ كرديد؟
    شجاع‌ كاوه‌: سال‌ 70 تشكيل‌ زندگي‌ مشترك‌دادم‌.
    - يك‌ زندگي‌ هنري‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: بله‌ روي‌ صحنه‌ تئاتر ازدواج‌ كردم‌.
    - همسرتان‌ هم‌ هنرمندند؟
    شجاع‌ كاوه‌: بله‌، ايشان‌ هم‌ بازيگرند و هم‌دوبلور.
    - چطور با همسرتان‌ آشنا شديد؟

    شجاع‌ كاوه‌: او يكي‌ از دانشجويان‌ موفق‌ دردانشگاه‌ الزهرا بود، البته‌ در رشته‌ نقاشي‌ و در كنارآن‌ نمايش‌ نامه‌ نيز مي‌نوشت‌، البته‌ اولين‌ نمايش‌نامه‌ نويس‌ زن‌ بود كه‌ هجده‌ سال‌ پيش‌ سه‌ دوره‌جايزه‌ جشنواره‌ گرفت‌. در جشنواره‌ فرهنگ‌ وهنر و ادب‌ روستا، جشنواره‌ سراسري‌ دانشجويان‌كشور من‌ با ايشان‌ همكار بودم‌ اما هيچ‌ كدام‌ قصدازدواج‌ نداشتيم‌ تا اين‌ كه‌ در سالن‌ اصلي‌ تئاترشهر، نمايش‌ (سوءتفاهم‌) از (آلبرت‌ كامو) رابازي‌ مي‌كرديم‌، ايشان‌ مارتا بودند و من‌ ژان‌ وخانم‌ ثريا قاسمي‌ هم‌ نقش‌ مادر را برعهده‌ داشتند،آنجا دو روز تئاتر را تعطيل‌ كرده‌ ازدواج‌ كرديم‌ ودوباره‌ به‌ صحنه‌ برگشتيم‌ و كارمان‌ را ادامه‌ داديم‌ وبا عشق‌ و علاقه‌ ادامه‌ زندگي‌ داديم‌.
    - از خصوصيات‌ اخلاقي‌ ايشان‌ بگوييد؟
    شجاع‌ كاوه‌: بسيار بسيار زياد گذشت‌ دارند وبه‌خاطر من‌ و به‌ خاطر زندگي‌ مشترك‌ گذشت‌ كردو از صحنه‌ تئاتر فاصله‌ گرفت‌، به‌ سمت‌ راديو رفت‌و برنامه‌ سلام‌ تهران‌ را با مرحوم‌ كيان‌ اجرامي‌كرد، چند سالي‌ آن‌ جا بود، بعد به‌ كار دوبلاژبازگشت‌. چون‌ براي‌ ديدن‌ نمايش‌ سوء تفاهم‌مدير وقت‌ شبكه‌ آمده‌ بودند و خيلي‌ حرفه‌اي‌ به‌اين‌ كار دعوت‌ شد.
    - آخرين‌ كارشان‌...؟
    شجاع‌ كاوه‌: مستند ايران‌ كه‌ از شبكه‌ يك‌ پخش‌مي‌شود و به‌ جاي‌ (اليزا) خبرنگار صحبت‌ مي‌كند.البته‌ دو تا نمايش‌ نامه‌ هم‌ براي‌ كار دارد، قراراست‌ دوباره‌ به‌ صحنه‌ تئاتر برگردد، انشاءا... كه‌قدمش‌ مبارك‌ باشد.
    - و حاصل‌ اين‌ زندگي‌ مشترك‌؟
    شجاع‌ كاوه‌: يك‌ دختر ده‌ ساله‌. فعلا به‌ سمت‌بازيگري‌ نيامده‌...
    - در رشته‌ ديگر هنر چطور؟
    شجاع‌ كاوه‌:به‌ موسيقي‌ علاقه‌ و اين‌ رشته‌ را ازكودكي‌ دنبال‌ مي‌كرد، در سن‌ شش‌ سالگي‌ ديپلم‌(ارف‌) گرفت‌ و توانايي‌ نواختن‌ دوساز را داشت‌.
    - چه‌ چيز شما را ناراحت‌ مي‌كند؟
    شجاع‌ كاوه‌: ناراحتي‌ زماني‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌شما شرايط محيطي‌ بيرون‌ را با خودتان‌نمي‌توانيد سازگار كنيد، قوه‌اي‌ بروز پيدا كند به‌نام‌ غم‌ و اندوه‌، خب‌ مسئله‌اي‌ كه‌ آدم‌ را ناراحت‌مي‌كند يكي‌، دو تا نيست‌، من‌ به‌ شخصه‌ در زندگي‌جهاتي‌ را انتخاب‌ مي‌كنم‌ كه‌ اندوه‌ را كم‌ كنم‌.
    پس‌ تا زماني‌ كه‌ خداوند نعمت‌ زيستن‌ و حيات‌را به‌ ما عطا كرده‌ بايد ظرفيت‌هاي‌مان‌را بالاببريم‌، من‌ اندوه‌ دارم‌ ولي‌ جز خودم‌ هيچ‌ كس‌نمي‌فهمد و جز با خودم‌ و خداي‌ خودم‌نمي‌توانم‌ آن‌ را بيان‌ كنم‌.
    - متشكرم‌ كه‌ اين‌ وقت‌ را در اختيار ما قرارداديد؟
    شجاع‌ كاوه‌: من‌ هم‌ شما و همين‌طور تمام‌همكاران‌تان‌ كمال‌ تشكر را دارم‌ و از تمام‌جوان‌هاي‌ گل‌ ايراني‌ مي‌خواهم‌ هيچ‌ گاه‌ مطالعه‌را براي‌ كسب‌ علم‌ فراموش‌ نكنند، حداقل‌ شبي‌يك‌ صفحه‌ از منطق‌الطير را بخوانند و مطمئن‌باشند ضرر نخواهند كرد.

    + نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 14:3 |
    نام : جمشید
    نام خانوادگی : هاشم پور( آریا )
    تاریخ تولد : 1323
    جمشيد هاشم پور كه تا اواسط دهه شصت با نام جمشيد آريا فعاليت مي كرد قبل از انقلاب در چهار فيلم ظاهر شد اما خيلي زود از سينماي آن روزها كناره گيري كرد.
    او بعد از انقلاب در اولين حضور سينمايي خود در فيلمي از« مسعود كيميايي » با عنوان « خط قرمز» بازي كرد. اين فيلم همچنان توقيف است.
    شايد با بازي در نقش « زينال بندري » در فيلم « تاراج »ساخته« ايرج قادري » بود كه « جمشيد هاشم پور» با سر تراشيده ميان مردم مطرح شد. تا جايي كه تيپ قهرمان سر تراشيده تا سالها مخاطبان بسياري را بخصوص در شهرستانها روانه سينماها مي كرد.
    جمشيد هاشم پور با بازي در نقشهاي متقاوت توانايي هاي خود را به اثبات رسانده است. او در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد در كنار بازي در فيلمهاي اكشن و حادثه اي گه گداري بازي در نقشهاي ديگر را نيز امتحان كرده است: روز باشكوه (كيانوش عياري، 1367) - مادر (علي حاتمي، 1368) - پرده آخر (واروژ كريم مسيحي، 1369) - عشق و مرگ (محمدرضا اعلامي، 1369) و دلشدگان (علي حاتمي، 1370).
    هاشم پور پس از دريافت ديپلم افتخار از هفدهمين جشنواره فيلم فجر (1377) براي بازي در فيلم « هيوا» (رسول ملاقلي پور) گزيده كار شد و سعي كرد در فيلمهاي خوب و متفاوت بازي كند.
    بازي بسيار خوب او در فيلمهاي « آواز قو (سعيد اسدي، 1379)، سفر به فردا (محمدحسين حقيقي، 1380)، قارچ سمي (رسول ملاقلي پور، 1380)، واكنش پنجم (تهمينه ميلاني، 1381) » نشان از رويكرد سخت گيرانه هاشم پور دارد. او در اين سالها يك بازي تحسين برانگيز و معركه در فیلم «مسافر ری (داود میر باقری،1379 ) از خود به نمايش گذاشت.
    جمشيد هاشم پور در سال 1382 دو فيلم بر پرده سينماهاي تهران داشت: « واكنش پنجم و سفر به فردا». بازي خوب او در فيلم « سفر به فردا» كه نامزدي جشنواره بيستم فيلم فجر را برايش به ارمغان آورد به دليل اكران نامناسب و نوع فيلم آنچنان كه بايد ديده نشد.
    فیلموگرافی:
    فراري (1346) -- جهنم سقيد (1347) -- ايوالله (1350) -- خوشگلترين زن عالم (1351) -- خط قرمز (مسعود كيميايي - 1361) -- بازداشتگاه (كوپال مشكوة - 1363) -- نقطه ضعف (محمدرضا اعلامي - 1362) -- بالاش (اكبر صادقي - 1363) -- تاراج (ايرج قادري - 1364) -- عقابها (ساموئل خاچيكيان - 1364) --يوزپلنگ (ساموئل خاچيكيان - 1364) -- تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي - 1365) -- روز باشكوه (كيانوش عياري - 1367) -- مادر (علي حاتمي - 1368) -- پرده آخر (واروژ كريم مسيحي - 1369) -- عشق و مرگ (محمدرضا اعلامي - 1369) -- دادستان (بزرگمهر رفيعا - 1370) -- قرق (احمد هاشمي - 1370) -- دلشدگان (علي حاتمي - 1370) -- افعي (محمدرضا اعلامي - 1371) -- طعمه (فرامرز صديقي - 1371) -- تماس شيطاني (حسن قلي زاده - 1371) -- قافله (مجيد جوانمرد - 1371) -- نيش (همايون اسعديان - 1372) -- پادزهر (بهرام كاظمي - 1372) -- پرواز از اردوگاه (حسن كاربخش - 1373) -- ديوانه وار (كامران قدكچيان - 1373) -- روز ديدني (فرزين مهدي پور - 1373) -- آخرين بندر (حسن هدايت - 1373) -- ویرانگر (1374)لاك پشت (علي شاه حاتمي - 1375) -- عقرب (كار گروهي - 1375) -- ياغي (جهانگير جهانگيري - 1376) -- چشم عقاب (شفيع آقامحمديان - 1376) -- هيوا (رسول ملاقلي پور - 1377) -- رنجر (احمد مرادپور - 1378) -- سهراب (سعيد سهيلي - 1378) -- مسافر ري (داود ميرباقري - 1379) -- آواز قو (سعيد اسدي - 80/1379) -- سفر به فردا (محمدحسين حقيقي - 1380) -- قارچ سمي (رسول ملاقلي پور - 1380) -- واكنش پنجم (تهمينه ميلاني - 1381) -- جنايت (محمدعلي سجادي، 1381)

    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:11 |
    نام: آناهيتا همتي

    تاريخ تولد: 1352

    مدرک تحصيلي: ديپلم

    در سال 1372 با نمايش تنبورنوازان (هادي مرزبان) بازي در تئاتر را آغاز کرد و در سال 1374 با بازي در مجموعه تلويزيوني دبيرستان خضراء (اکبر خواجويي) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه هاي بسياري بازي کرده است.

    آناهيتا همتي بازي در سينما را در سال 1375 و با فيلم به نمايش درنيامده افسانه پوپک طلايي (خسرو شجاعي) آغاز کرد و اولين فيلمي که از او بر پرده سينماها به نمايش درآمد در سال 1378 و با نام عشق کافي نيست (مهدي صباغزاده) بود.

    آناهيتا همتي هيچگاه ندرخشيد. هيچگاه آنطور که بايد ديده نشد، اما حضور فعالش در تلويزيون و بازيهاي روان و راحت او باعث شده تا همچنان پرکارترين بازيگر تلويزيوني باشد.

    شايد بهترين و ماندگارترين حضورش در تلويويون مربوط به بازي مجموعه تلويزيوني کلانتر (محسن شامحمدي) و بخصوص خانه به دوش (رضا عطاران) باشد.

    ي ا

    فيلمهاي سينمايي:

    افسانه پوپک طلايي (خسرو شجاعي، 1375)

    عشق کافي نيست (مهدي صباغزاده، 1377)

    دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني پور، 1379)

    قلبهاي نا‌آرام (مجيد مظفري، 1380)



    بخشي از مجموعه هاي تلويزيوني:

    دبيرستان خضراء (اکبر خواجويي، 1374)

    بهشت گمشده (کامران قدکچيان، 1375)

    کهنه سوار (اکبر خواجويي، 1376)

    چراغ جادو (يک قسمت، همايون اسعديان، 1379)

    برگبار (اکبر خواجويي، 1379)

    روزهاي مهتابي (سپهر محمدي، 1379)

    خانه آرزوها (سيامک سهيلي زاده، 1380)

    نسيم رويا (1381)

    کلانتر (محسن شاه محمدي، 1381)

    طلسم شدگان (داريوش فرهنگ، 1382)

    خانه به دوش (رضا عطاران، 1383)
    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 1:14 |
    در 12 آذرماه در آبادان به دنيا آمد، اما پس از اين كه به تهران آمد، به دنياي بازيگري روي آورد و هم اكنون ساكن تهران و شهرك اكباتان است، جواني كه اواخر 73 با بازي در مجموعه ساعت خوش، يك شبه راه صد ساله پيمود، در سال هاي اخير كمتر از او نقشي ديديم، اما يكبار ديگر مهران مديري به سراغ او رفت و او را به باغ مظفر دعوت كرد، صحبت از نصرا... رادش است، آخرين گفته هاي او را بخوانيد بازيگري كه هنوز نقش زيباي او درA«روزگار جوانيA» در ذهن ها نقش بسته است.


    • اين لهجه يك پيرمرد بود كه چون نوكر خان مظفر است كمي بدون داشتن اعتماد به نفس صحبت مي كند. A«حيف نانA» لهجه اي كودكانه دارد كه البته با كمك گرفتن از تجربه آقاي مديري اين لهجه تندتر و يا كندتر مي شد.

    • فكر مي كنم، حيف نان خوب كار شد و درخدمت داستان شيرين كار مي كرد و با مردم انس گرفته است.

    • شروع كار هنري ام با همكاري مهران مديري رقم خورد. بعد از پرواز 57 و ساعت خوش سومين همكاري ام با ايشان است.

    • بله همانطور كه گفتيد شروع كار من در تلويزيون با آقاي مديري بوده، ساعت خوش تجربه اي جالب بود.

    • تاكنون كه با مردم عادي و همچنين مخاطبين مجموعه هاي طنز برخورد داشته ام، متوجه شدم كه A«حيف نانA» جاي خودش را در بين مردم باز كرده است.

    • تكه كلام كه نمي شود گفت ولي A«حيف نانA» هميشه مواظب اطرافيانش است و چيزهايي را بر مي دارد كه IQ اطرافيان را تخمين بزند.
    • به خاطر بعضي از دلايل شخصي كه مربوط به خودم است مدتي است كم كار شده ام و مشغول كارهايي غير از كارهاي به اصطلاح هنري هستم. تا حدودي از اين طريق كسب درآمد مي كنم.

    • من يك دوره دو ساله را در اين زمينه مي گذرانم. از سال 68 تا 70 در فرهنگسراي نياوران تئاتر كار كردم، فوق ديپلم تئاتر را هم گرفتم كه آقاي مديري من را انتخاب كردند و شروع به همكاري كرديم.


    • بازيگري همانند بازي بچه هاست، سرگرمي زيبا و شيرين.

    • مردم به هر حال مرا با طنز ديده اند با طنز همراه بودم، اما اگر پيشنهاد بازي در فيلم ها و يا مجموعه هاي جدي را هم داشته باشم مي پذيرم و مطمئن هستم كه از عهده اش برخواهم آمد.

    • رسم بازيگري همين است، اما خب به هر حال تاكنون طنز كار كردم و به قول شما اكثريت مرا با نام طنز مي شناسند.
    • همه مردم كره زمين را دوست دارم محبتي را كه مردم به من هديه مي كنند دوست داشتني ترين مورد زندگي ام تاكنون بوده.

    • برخورد مردم عالي است، مردم هنرمندان را دوست دارند، البته اگر بشود نام هنرمند را روي خود بگذاريم.

    • سكانس آغازين قصه سكانسي بود كه حيف نان همراه كامران وارد خانه مي شوند و حيف نان لباس تن كامران مي كند و آماده اش مي كند.اين سكانس بيشتر به دلم نشست.

    • مي گويد: خبرنگاري شغل پردردسري است، واقعا كار كردن در اين رشته را دوست داريد؟

    • درست مي گوييد، تحركم كم شده، كم كار شدم اما سعي مي كنم درستش كنم، ان شاءا... تا چند وقت ديگر همان نصرا... رادش پركار خواهم شد.

    • رادش بي ريا A«حيف نانA» را دوست داشت، بازيگري حس جالب و شيريني به او مي داد شايد كم كاري اش باعث شده بود كسل باشد.



    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 1:12 |

    بازگشت
    را چگونه بايد نوشت
    كه سكوتي سنگين عاقبت اورادرهم شكست
    فريدون فروغي ،چهارمين وآخرين فرزند خانواده ي فروغي در تاريخ 9/11/1329 درتهران متولد شد.
    اودرزمينه ي موسيقي هنرمند كاملي ست .زيرا علاوه بر خوانندگي ،در نواختن گيتار،پيانووارگ مهارت خاصي داشته است وبه كار آهنگسازي وترانه نيز مي پرداخته است.
    اوتنها پسرخانواده بودو سه خواهر به نامهاي (پروانه،عفت وفروغ ) داشت كه هم اكنون در قيد حيات مي باشند.
    فتح الله فروغي ، كارمنداداره ي دخانيات بود،كه در تنهايي خود به سرودن شعرونواختن تارمي پرداخت واز مالكان بزرگ روستاي نراق ـ مابين قم وكاشان ـ به شمار مي آمد.
    فريدون فروغي ،در سال 1335 ودر شش سالگي ،تحصيل را آغازكردوعاقبت درسال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت وپس از آن ديگرتحصيل رارهاكرد.
    فريدون فروغي ،موسيقي را بدون داشتن استاد ويا معلم فرا مي گيردوباتوجه به كارهاي راك ومخصوصا (ري چارلز) به تمرين ويادگيري مي پردازد.
    درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخودموسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز فرنگي وبه خصوص موسيقي (بلوزغربي) مي پردازدوتاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهد
    در همين ايام عشق ودلدادگي اورا گرفتار مي كند،اما در ناباوري كامل ،پس ازمدتي متوجه غيبت عشق خود مي شودوقلب گرفتار او در تب وتاب عشق مي سوزد وفريدون جوان ،مدتي دست از موسيقي مي كشد.
    پس ازمدت كوتاهي كناره گيري ،درسال 1348 صاحب كاباره ي كازبا،ازفريدون وهمراهانش دعوت به شروع فعاليت در شيراز وكاباره ي خودمي كندوفريدون نيزبه خارتسكين قلب مجروح خوداين دعوت را مي پذيردوبه شيراز مي روندورونق كاردرشيراز باعث ماندگاري گروه درآنجا مي شود.
    درسال 1350،خسروهريتاش ،كارگردان فيلم (آدمك) درتلاش براي پيدا كردن خواننده اي تازه نفس بود كه فريدون فروغي توسط دوستي مشترك به او معرفي مي گردد و بايك بار زمزمه ي ترانه خسروهريتاش متوجه مي شود كه شخصي را كه به دنبالش بوده ، يافته است وترانه ي آدمك وپروانه ي من توسط فروغي اجرا مي شود و چندي بعد اين ترانه در صفحات 45دور ،درصفحه فروشي هاي معروفي چون (آل كوردوبس ، پاپ ،ديسكو،بتهوون وپارس )عرضه مي گردد،اين دوترانه گل مي كندوبرسرزبان ها مي افتد.
    بعدازگذشت مدتي (فرشيدرمزي) كارگردان برنامه ي شوي تلويزيوني (شش وهشت) بافريدون فروغي قرارداد مي بنددوفروغي درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه خواني ،آثارري چارلز را كنارگذاشته وكارش را درتهران شروع مي كندواين همكاري باعث تولد آثاري چون زندون دل وغم تنهايي مي گردد كه ترانه ي زندون دل فروغي را تبديل به هنرمندي صاحب سبك مي كند.
    درهمين سال توسط يكي ازدوستانش باگلي فتوره چي آشنامي شودواين آشنايي منجربه ازدواج آن دو مي گردد.
    درسال 1352 فروغي ترانه ي تنگنا را براي فيلم (اميرنادري) اجرامي كندودرهمين سال به اجراي ترانه هايي چون نياز (ترانه يي ازشهيارقنبري) وهواي تازه دربرنامه ي رنگارنگ مي پردازد.
    درسال 1353 فروغي به علت عدم تفاهم روحي وفكري از همسرش جدامي شود.
    ودرهمين سال اوكه رفته رفته ،هنرمندقابلي گشته بود اقدام به جمع آوري آثارخود مي نمايد واولين آلبوم خودرا با نام نياز به بازارعرضه مي كند.
    دومين آلبومش رابانام (ياران) درسال 1354 به بازار عرضه مي كندودرهمين سال به علت اجراي ترانه ي (سال قحطي )از طرف رژيم شاهنشاهي به مدت دو سال ممنوع الصدا مي شود .
    درسال 1356 ،پس ازاعلام فضاي بازسياسي توسط رژيم، فروغي بعدازدوسال ممنوعيت كاري ،سومين آلبوم خودرابانام (سال قحطي) به بازارعرضه مي كند
    دربهمن ماه همين سال پدرش دراثربيماري ذات الريه ازدنيا مي رود وفروغي راسوگوار مي نمايد.
    درسال 1357 ، باوخيم شدن اوضاع سياسي ايران ،فروغي اعتراض خودرا به اوضاع كشورباانتشارآلبوم (بت شكن)اعلام مي داردودرهمين سال ترانه اي به نام روسپي راجرا مي كند كه هرگز مجوزپخش نمي گيرد
    درسال 1358 ،بعدازانقلاب ،فروغي درايران مي ماند وكنسرت اجرا مي كند كه ترانه هاي اين كنسرت را درآلبوم (فريدون فروغي درآغازي نو) جاي مي دهد و ازدلايل خواندن اين آلبوم به اين نام ترانه هاي ريتميكي مانند حقه وشياد مي باشد.
    بعدازانتشاراين كاست ،درسال 1359 فروغي ترانه ي باردبستاني را براي فيلم (ازفريادتاترور)به كارگرداني منصورتهراني اجرامي كندوبعدازآن ترانه ي كوچه ي شهردلم.
    درسال 1360 چندترانه ي خودرا همراه باچندترانه از كوروش يغمايي درآلبوم سل جاي مي دهدودرمابين سال هاي 60و61 آهنگ چهارقسمتي (چرانه؟) رامي سازد واجرا مي كند.
    اما رفته رفته مهرسكوت برلبان اوسنگيني مي كند،پس ازآن تنها خاموشي وتنهايي ست كه مي ماند،ايجادممنوعيت كاري انگيزه اي براي فعاليت دوباره ي فروغي نمي گذارد. دراين سال ها تنها ياراوخلوت وگوشه نشيني ست وعلي رغم فشارهايي كه اين سكوت طولاني براوتحميل مي كند ،هرگز تن به ترك وطن نمي دهد.
    فروغي بااين شرايط عذاب آوربه زندگي ادامه مي دهدودراسفندسال1372 باخانم سوسن معادليان آشنامي شودودرخرداد 1373 باهم ازدواج مي كنند.ازدواج با سوسن معادليان موجبات تحولي مثبت را دراو فراهم مي آوردواودوباره فعاليت خودراازسرمي گيرد،شعرمي گويد،آهنگ مي سازدوشروع به تدريس گيتار،ارگ وپيانومي كند.
    دراسفندماه سال 1377 موفق به برگزاري كنسرتي درتالار حافظيه ي كيش مي شود،پس از 4روزبرگزاري كنسرت در كيش ،به تهران مي آيدوعلي رغم درخواست شهرستان هاي ديگر براي برگزاري كنسرت ،بااين كارموافقت نمي شودوفروغي درتابستان 78وپائيز79 دوباره به كيش بازمي گرددوبه اجراي برنامه درهتل آناي كيش مي پردازد
    درسال 79 براي تيتراژپاياني فيلم (دختري به نام تندر) قطعاتي از شاعران معاصررا مي خواند واميدوار مي شودكه بتواندمجوز كارهايش رابگيرد
    ودرانتظاراكران فيلم مي ماند.
    پس از اينكه از گرفتن مجوز ناميد مي شود .گوشه نشيني را برمي گزيند ودرروزجمعه سيزدهم مهرسال 1380 خودراازچنگ اين دنياي بي عشق مي رهاندوبه گفته ي شهيارقنبري:فريدون فروغي را فراموشي وخاموشي كشت.
    اينك ما مي نويسم ازاو،آثارش رادربازارموسيقي مي يابيم وحتي فيلم مستندي اززندگي اووگوشه اي ازكنسرتهايش ،كتاب او،ولي حالا چرا؟
    نوشداروپس از مرگ سهراب،حالا كه اورفته ،ويژه نامه اي براي او،وهمه چيزازاو حالا كه ديگراونيست!
    اورفت وبه گمانم قسمتي از موسيقي راباخودبرد،اورفت كه شايددردنياي ديگر دغدغه ي خواندن ونخواندن ،گفتن ونگفتن رانداشته باشد
    وحالا ما مي دانيم كه خيلي ديرترازآنچه كه بايد،به اورسيديم واورادرميان دنياي از تيرگي ها به دست فراموشي سپرديم.
    ديگر ازافسوس براي رفته ها وگذشته ها براي ما سودي نخواهد داشت.
    ازچاله هاي پوك افسوس
    چاره اي
    به جزگذشتن
    اي عزيزي كه گوشه اي از وسعت اوراخواندي تنها كاري كه از من وتو براي او بر مي آيد چيزي نيست جزفاتحه اي براي آرامش روح او در دنياي ديگر
    يادش گرامي
    وروحش شاد باد


    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 1:1 |
    گلشيفته فراهاني
    تاريخ تولد: 1362
    دختر بهزاد فراهاني و فهيمه رحيم نيا خواهر شقايق فراهاني

    - تنها خوش شانسي بزرگ او بازي در فيلم درخت گلابي
    - يكي از بهترين فيلم هاي مهرجويي - است.
    - برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر.

    * بهترين بازيگر جشنواره بيست و دوم فيلم فجر براي بازيهاي خيره كننده اش در دو فيلم « بوتيك » و « اشك سرما » به انتخاب نويسندگان و منتقدان بخشي از فيلمشناسي:
    - برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم « اشك سرما »
    - درخت گلابي (داريوش مهرجويي - 1376)
    - هفت پرده (فرزاد مؤتمن - 1379)
    - زمانه (حميدرضا صلاحمند - 1379)
    - جايي ديگر (مهدي كرم پور - 1381)
    - بوتيك (حميد نعمت الله - 1381)
    - دو فرشته (محمد حقيقت - 1381)
    - اشك سرما (عزيز الله حميد نژاد - 1381)
    - بابا عزيز (محمد ناصر خمير - 1382)
    - ماهي ها هم عاشق مي شوند (علي رفيعي - 1383)
    - به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)

    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 0:59 |
    گفتگو با کامبیز دیرباز ( شب شیشه ای)
     

    کامبيز ديرباز با بازي در فيلم «دوئل» نشان داد که اصول بازيگري را مي شناسد و مي داند که يک آغاز خوب در سرنوشت او به عنوان يک بازيگر بسيار مهم است.
    ديرباز با حضور در سريال «تب سرد» به شهرت رسيد و با بازي در فيلمهايي چون «به نام پدر» و «اخراجي ها» اين شهرت را گسترش داد. او اين روزها مشغول بازي در فيلم «انعکاس» است و در سريال تاريخي «در چشم باد» هم نقش مهمي دارد. آنچه مي خوانيد خلاصه اي است از صحبت هاي ديرباز و رشيدپور در شب شيشه اي.




    چقدر دستمزد براي اخراجي ها گرفتيد؟

    اجازه بدهيد نگم.

    خيلي ها ميگن که بازيگران اين فيلم دو سه برابر دستمزد نسبت به فيلمهاي ديگه گرفتن.درسته؟

    خير، براي من که اين شکلي نبوده از بقيه خبر ندارم.
    من به عنوان کسي که در فيلم پرهزينه دوئل بازي کردم به نسبت اصلا فيلم اخراجي ها فيلم پرخرجي نبود. بر خلاف دوئل ما در اخراجي ها يک تانک در اختيار داشتيم پس مجبور شديم براي نشان دادن عظمت تانک بياريمش توي سوله.

    نقش شما در اخراجي ها کمي تصنعي شده ، آيا اين به دليل فاصله اخلاقي شما با نقشتونه؟

    خب همه که کامبيز ديرباز رو نميشناسن.
    درسته که يک نقش وقتي از يک بازيگر دور باشه بازي کردنش سخته ، ولي نبايد تصنعي هم بشه. ولي حالا نمي دونم اين نظر شماست يا مخاطبان فيلم.

    شما بازيگري هستيد که در 3نوع از فيلمهاي دفاع مقدس بازي کرده ايد، هم در فيلمي بازي کرده ايد که يک واقعيت رئاليستي را تعريف مي کند، هم در «به نام پدر» که فيلمي ضد جنگ مي تواند باشد و هم در «اخراجي ها» که طنز است. به نظر خودت کدام فيلم بيشتر تاثيرگذار بوده.

    هر سه تا مورد تاثير گذاشته ، چون هر سه تا فيلمي که شما اسم برديد جزو فيلمهاي پربيننده بوده اند. حالا اخراجي ها استثنا بود. دوئل در زمان خودش وقتي اکران شد برق شادي را مي شد در چشم کساني که بليط مي فروختند در سينماها ديد چون مي ديدند مردم جلوي گيشه صف کشيده اند. فيلم به نام پدر و اخراجي ها هم همينطور، هر کدام يک زوايه ناگفته را براي مردم از جنگ بازگو کردن. مردم ما خوش سليقه و با شعور، هستند اصلا دوست ندارند به سمت تکرار بروند.

    چرا هيچ بازيگر ايراني در سطح جهان مطرح نيست؟

    به خاطر اين که هيچ بازيگر جهاني هم در سطح ايران مطرح نيست ، نمي دونم شايد سطح سينماي ايران پايين است که خيلي کم فراتر از مرزها حرکت مي کند.

    شما اين قضيه را منحصر به سينما مي دانيد، يعني ربطي به بازيگر ندارد؟

    نه بازيگري يک کار تيمي و گروهي است که يک بازيگر نمي تونه به تنهايي يک فيلم را جلو ببره ما فيلمهاي خوب زياد داريم چرا در سطح دنيا معروف نمي شه؟ زيرا در سطح وسيعي اکران نميشه و اکرانش محدوده.

    چه عواملي بايد دست به دست هم بدهد تا يک بازيگر علاوه بر کشورش در جاهاي ديگر مطرح بشود؟

    باز هم اعتقاد دارم اين کار اصلا شخصي نيست براي اين که بازيگر عضوي از يک گروه است ، يعني بايد اون بازيگر توي اون فيلم توي نقشش بشينه و همه چي دست به دست هم بده تا بتونه اون طرح موفق بشه.

    چرا تا به حال کسي فيلمي نساخته که بتونه در دنيا مطرح بشه؟ ضعف در چيست؟

    نمي دونم به نظر من به دليل عدم ريسک پذيري تهيه کنندگان ، فيلمنامه ها داره سير نزولي طي مي کنه.

    شما کدام فيلم بعد از انقلاب را بيشتر مي پسنديد؟

    دوئل.

    اگه ازت بپرسن بيشتر معروفي يا محبوب ، چي مي گي؟

    فکر مي کنم که متاسفانه بيشتر معروفم براي اين که محبوبيت يکي دو شبه به دست نمياد.

    اگر يه روز مشهور بشي مياي در انتخابات شرکت کني؟

    نه براي اين که دوست ندارم و فقط متمرکز شده ام روي بازيگري.

    اگر يک روزي زمينه براي خوانندگي شما فراهم بشه کاست مي ديد؟

    نه چون خواننده نيستم و صداي خوبي هم ندارم ، ما الان تو قرني هستيم که همه چيز تخصص مي خواد.

    دانشکده رفتن تاثيري تو بازيگري داره؟

    به عقيده من يک شرط لازم هست ، ولي کافي نيست.

    چه چيزهايي باعث ميشه که يه نفر ستاره بشه؟

    نمي دونم ، ولي مي دونم که فرمول نداره. شايد چهره زيبا بهشون کمک کنه ولي اين تا دو يا سه فيلم چهره زيباست ، ولي فيلم چهارم ديگه چيزي براي گفتن نداشته باشه مردم تعيين مي کنند که اون ديگه نباشه و يکي ديگه جاش بياد.
    + نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 0:58 |
    نام : سلمان خان ملقب به سالوو
    تاریخ تولد:27 دسامبر سال 1965
    محل تولد: بمبیی درهندوستان
    نام پدر: سلیم خان نویسنده واهل پیشاور پاکستان
    نام مادر: سلما بوده و قبل ازازدواج هندو بوده اما بعدش مسلمان شده
    برادر بزرگ:آرباز خان (بازیگر) وهمسرش مالایکا بازیگر. ازدواج درفوریه سال 1999. شغل وی مانکن ومجری
    شبکه معروف چیا را اجراکرد MTV درفیلم دیل سه درکنارشاهرخ خان آهنگ چیا
    برادر کوچک : سهیل خان(تهیه کننده وبازیگر.اولين کاربلند وی عاشق شدی نترس) ونام همسرش سیما


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 0:17 |
    نام : بهرام رادان تاریخ تولد:  8 اردیبهشت 1358
     

    او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما  چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 0:13 |

    حامد بهداد

    متولد 6 آبان 1352 مشهد
    برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.

    ......................................................

    فیلمشناسی : 

    - آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
    - این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
    - بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
    - کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
    - عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
    - باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
    - آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
    - روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
    - تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)

    ......................................................

    جشنواره ها وجوایز :

    - کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » - 1379
    - کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » - 1385
    - کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
    - کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » - 1385
    - پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » - 1382
    - دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1

    + نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 18:40 |
    "پژمان بازغی

    دوئل که اکران شد نظر بسیاری نسبت به پژمان و بازی او عوض شد ، بسیاری اذعان داشتند که او جوان بااستعدادی است که تا کنون توانایی هایش را نادیده گرفته اند . اما در واقع بازغی پیش از دوئل این فرصت را نیافته بود که خودش را بشناسد و حضور سینمایی و تلویزیونی اش نتوانسته بود مورد توجه واقع شود و به نوعی می توان گفت که دوره های بازیگری او به پیش از دوئل تبدیل شده است.

    بازغی متولد 1353 است و با مدرک مهندسی صنایع از دانشگاه امیر کبیر از سال 1373 وارد سینما شد.

    بازغی نخستین بار در اعتراف نقش یک بازیگر را ایفا کرد که البته این کار به نمایش در نیامده و بازی او هیچگاه دیده نشد . سپس مدتی سکوت کرد تا اینکه سال 1375 با مجموعه تلویزیونی آژانس دوستی بازیگری را به طور رسمی آغاز کرد .بازی او در این مجموعه تلویزیونی شاید بی شباهت به شخصیت واقعی او نباشد . جوانی که در سر رویای ستاره سینما شدن داشت . محبوبیت مجموعه باعث شد تا سری بعد آن نیز ساخته شود و بازغی خودش را به خوبی مطرح سازد پس از آن در فیلم جوانی به کارگردانی مجید قادری زاده(77) ظاهر شد که نتوانست کمکی به ارتقای بازیگری او بکند.سل 78 همزمان در یک مجموعه و در یک فیلم سینمایی بازی کرد ابتدا در این مجموعه این یک دادگاه نیست نقش منشی دادگاه را بازی کرد و بعد در بلوغ به همراه ویشکا آسایش ساخته مسعود جعفری جوزانی حضور پیدا کرد . هر دوی این کار ها از دور نمایه ای اجتماعیی برخوردار بودند ، اما نتوانستند پژمان را به سطح مطلوبی برساند.

    او همان سال وارد عرصه تبلیغات شد و چهرهاش برای تبلیغ نوعی چای بر روی بیلبورد ها رفت . اما این تجره نا موفق تا به امروز او را از عرضه تبلیغات دور کرد. گروه ویژه مجموعه به سبک سریالهای امدادی خارجی بود که مورد استقبال قرار نگرفت ، اگر چه در مجموعه دریایی ها در همان سال توانست بیشتر خود و توانایی هایش را به نمایش بگذارد . دریایی ها عرصه ای نو در سریال سازی به کارگردانی سیروس مقدم بود که در آن بازغی خود را رویاروی بزرگانی چون حسن فتحی قرار داده بود .

    سال 81 سال خوبی برای بازغی به شمار می رفت . بازی همزمان دو کار مجال بیشتر برای خود نمایی این بازیگر به شمار می رفت . دختری در قفس با حضور او و مهناز افشار و کارگردانی قدرت ا.. صلح میرزایی آنطور که انتظار می رفت جلب مخاطب نمی کند، ولی دوئل فرصت بسیار مناسبی بود.

    فیلم با هزینه بالایی که صرف ساخت و تبلیغاتش می شود ، سرو صدای فراوانی به راه می اندازد و فروش کم سابقه آن ثابت می کند که با خرج بسیار بالایی می توان درآمد بیشتری داشت ، بازغی در این کار بهترین بازی خود را ارایه می دهد . او در نقش چالش بر انگیز زینال با گریم سنگین دو مقطع جوانی ومیان سالی او را به تصویر می کشد و چنان هئات داوران جشنواره بیست و دوم را تحت تاثیر قرار می دهد که بی درنگ او را کاندیدای دریافت جایزه نقش اول مرد می کنند . دوئل باعث می شود تا پژمان بازغی بهتردیده شود و او هم در این درام جنگی بازی بسیار خوب و دلچسبی را از خود به نمایش می گذارد ، پس از آن نوبت به همکاری با مسعود کمیایی می رسد که درسربازهای جمعه او را به خدمت می گیرد و بازغی در لباس نظامی همراه با فروتن ، رادان و پولاد کمیایی بازی خوبی ارایه می دهد ، اما تارا و تب توت فرنگی یک شکست تمام عیاربود که اصلا در در حد و اندازه های یک کار سینمایی نبود . بعد از این کارها بازغی دوباره به تلویزیوهن بازگشت تا همراه با حامد بهداد و یوسف تیموری در ساخته محمد رضا آهنج با عنوان سایه آفتا ایفای نقش کند.

    _________________
    j.j
    + نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 18:38 |

    بیوگرافی حامد کمیلی

    بيوگرافي در ادامه متن.....

    ايران آسين دات كام



    حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان .

    دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر .

    دارای ۱۰ سال فعالیت تئاتر در پروندهی هنری خودش .

    فصل مورد علاقه : پاییز

    چون به گفته ی خودش در پاییز غمی وجود دارد که در عین شادی نهفته هم دارد .

    دارای شش سال سابق آشنایی با ساز پیانو .

    کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .

    دارای ۲ برادر ۲ قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .

    احسان عمران و ایمان معماری می خواند .

    وضعیت تاهل : مجرد ...

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 18:33 |

    نام: شهره لرستانی

    تاریخ تولد: 1345

    ...............................................

    فارغ التحصیل کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال 1369.

    فوق لیسانس فیلمنامه‌نویسی از مجتمع فیلم‌سازی در سال 1373.

    فعالیت در تئاتر به عنوان کارگردان در سال 1364.

    فعالیت در مرکز هنرهای نمایشی به عنوان کارگردان در سال 1366.

    موسس گروه تئاتر آگر در سال 1369.

    فعالیت در دانشگاه تهران ، دانشگاه الزهرا و خانه هنر و ادبیات به عنوان مدرس بازیگری.

    شروع فعالیت سینمایی با فیلم نیاز (علیرضا داودنژاد) به عنوان بازیگر در سال 1370.

    ...............................................

    با فیلم نیاز ساخته داودنژاد به سینما ‌آمد و خوب هم ظاهر شد در فیلم بعدی اش آذرخش همچنان موفق بود اما شاید  بهترین بازی اش در فیلم پناهنده باشد. هرچند که در فیلم - مجموعه لیلی با من است بیشتر دیده شد. او در دهه 80 قصد کارگردانی دارد. او در زمینه کارگردانی تئاتر، نمایش موفق «سلطان مار» را در کارنامه دارد.

    + نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 18:27 |
    گفتگو با لاله اسکندری (هنرپیشه)


     

    lale-eskandari.jpg

    لاله اسکندری متولد 30 آذر 1354 و فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه آزاد اسلامی است وی کار بازیگری را به صورت حرفه ای از سال 78 با نقش کوتاهی در فیلم سینمایی متولد ماه مهر آغاز کرده است. اسکندری در اولین کار تلویزیونی خود یعنی خاک سرخ در مقابل دوربین ابراهیم حاتمی کیا خوش درخشید و توانست جایگاه ویژه ای در عرصه بازیگری برای خود در نظر بگیرد. ایشان در خیالان فلسطین زندگی می کند که منزلی به سبک سنتی با آثار هنری خود لاله مزین شده است.

    سوال: به نظر شما بزرگترین سرمایه یک هنرمند چیست؟
    لاله اسکندری: فکر می کنم شخصیت و ذات خود اون آدم, به نظر من چه هنرمند و چه غیر هنرمند خیلی متفاوت نیست. فقط هنرمند باید یک مقدار خلاق تر باشد وگرنه شخصیت و ذات برای همه سرمایه بزرگی است.

    سوال: خالصانه ترین حضور شما در چه عرصه ای بوده است؟
    لاله اسکندری: طبعا نقاشی, وقتی آدم کار نقاشی می کند هیچ چشم داشتی در مقابل آن ندارد. البته در سینما و بازیگری درست است که از ابتدا بحث قرارداد و دستمزد مطرح می شود اما هنگامی که مشغول بازی هستی باید از این دغدغه به دور باشی تا بتوانی کار واقعی انجام دهی.

    سوال: در مقابل چه چیزهایی سرسختی نشان می دهید؟
    لاله اسکندری: در مقابل باورها و عقایدم

    سوال: کلا آدم سر سختی هستید یا انعطاف پذیر؟
    لاله اسکندری: نه.....زیاد انعطاف پذیر نیستم در بعضی مسائل چرا مثلا در محیط جمعی کار سعی می کنم خودم را با شرایط سازگار کنم اما در کل آدم انعطاف پذیری نیستم.

    سوال: تا حالا احساس ناتوانی کردید؟
    لاله اسکندری: بله یادم می آید در سریال خاک سرخ در خرمشهر که کار می کردیم خانه هایی که در فیلم دیدید خراب بود به خاطر کار ما خراب نشده بود بلکه آن فضا کاملا واقعی بود. دیدن آن فضا بیکاری مردم آ«جا باور کنید بچه هایی که با من بازی می کردند 70 درصدشان تلویزیون نداشتند و می گفتند ما این سریال را چطور ببینیم و آدم وقتی کاری نمی تواند بکند تنها احساس ناتوانی می کند.

    سوال: در نقشهایی که ایفا کردید کدام یک را به شخصیت خودتان نزدیک تر می دانید؟
    لاله اسکندری: اکثر با من متفاوت بودند اما به هر حال در هر نقشی آدم فسمت هایی از وجود خود را می یابد که شاید تا ان روز ناشناخته بوده است

    سوال: کدام یک از نقش هایی که ایفا کردید در زندگی شما تاثیر بیشتری گذاشته است؟
    لاله اسکندری: لیلا با اینکه با من خیلی فاصله داشت اما حضور چشم گیری در زندگجی من داشت. البته من تمام نقش هایی را که ایفا کردم دوست دارم مثلا کاری که سال گذشته با آقای سجادی کردم که هنوز اکران نشده در نقش یک دختر روان پریش حضور دارم که برایم تجربه بسیار جدید و جالبی است


    (برای دیدن گالری عکس لاله اسکندری اینجا را کلیک کنید)

    سوال: تا کنون برای ایفای یک نقش خودتان را تحسین کردید/
    لاله اسکندری: بعضی جاها بله...بوده من در خاک سرخ زمانی که پخش می شد خیلی مواقع با لیلا بغض می کردم. دیدن کار با مونتاژ و موسیقی لطف آن را دو چندان می کند.

    سوال: نقاشی برای شما جذاب تر است یا بازیگری؟
    لاله اسکندری: خب, زمانی که می خواهم در خلوت خودم باشم نقاشی و زمانی که ترجیح می دهم در جمع حضور داشته باشم بازیگری هر دوی آنها را دوست دارم.

    سوال: خانم اسکندری از چه زمانی دوست داشتید بازیگر شوید؟
    لاله اسکندری: راستش من حدود 4 ساله بودم که با خواهرم ستاره که حدود 5 ساله بود در مقابل دوربین 8 میلیمتری عمویم که تهیه کننده بودند برای اولین بار بازی کردیم اما آن زمان بازیگری دغدغه من نبود به ورزش و نقاشی بیشتر علاقه داشتم.

    سوال: ورزش هم می کردید؟ چه ورزشی؟
    لاله اسکندری: بله من عضو تیم قوای جسمانی مدرسه بودم و برای دوی سرعت چند مدال هم گرفته بودم. 7 سالی هم کار کردم اما متاسفانه دیگر ادامه ندادم.

    سوال: نقشی هست که دلتان بخواهد آن را ایفا کنید؟
    لاله اسکندری: نه, خیلی اینجوری نگاه نمی کنم. من آدم واقع بینی هستم.

    سوال: تا حالا تحت تاثیر یک فیلم گریه هم کردید؟
    لاله اسکندری: بله خیلی. من زیاد تحت تاثیر فیلم ها قرار می گیرم.

    سوال: خانم اسکندری اگر همین الان به شما خبر بدهند که یک میلیارد تومان پول از بانک برنده شدید چه کار می کنید؟
    لاله اسکندری: مثل همه آدم ها خوشحال می شود بخشی از پول را صرف نیازهای خودم می کنم بخشی هم نیازهای آدم هایی که دوستشان دارم و باقیمانده آن را رف یک سفر جهانگردی

    سوال: شخصیت کارتونی مورد علاقه شما چه شخصیتی بود؟
    لاله اسکندری: سیندرلا, مثل همه دخترهای آن زمان. اما کارتون های زیبای خفته, پسر جنگل , پلنگ صورتی و خانواده دکتر ارنس هم بود. من کارتو خیلی دوست داشتم الان هم اگر فرصت کنم نگاه می کنم

    سوال: کارگردانی که به کارش اعتقاد داشته باشید و بی چون و چرا در فیلم ایشان حاضر به بازی باشید برای ما نام می برید؟
    لاله اسکندری: خب, دوستانی هستند که حتی جوان هستند و من حاضر هستم در فیلمشان بازی کنم البته به کارهای آقای بیضایی, آقای مهرجویی, خانم بنی اعتماد و ...هم علاقمندم اما فیلمنامه اولین معیار من برای پذیرش یک نقش است چرا که یک فیلمنامه خوب به دست هر کارگردانی قابل اجراست و بهترین کارگردان هم نمی تواند از یک فیلمنامه ضعیف شاهکار بسازد.

    سوال: از کتابخانه پشت سرتان پیداست که زیاد اهل مطالعه هستید؟
    لاله اسکندری: بله من مطالعه رمان داستانهای کوتاه و شعر آن هم از نوع شعر نو را خیلی دوست دارم

    سوال: محبوبترین اسباب بازی دوران کودکی شما چی بود؟
    لاله اسکندری: عروسکی داشتم که متاسفانه یکی از اقوام آن را برد و دیگر هم نیاورد من سال پنجم دبستان یک تصادف خیلی سخت داشتم و خانواده برایم یک عروسک پارچه ای با صورت و دست های پلاستیکی که صدا هم داشت هدیه گرفتم تا سال 69-70 هم آن را داشتم و خیلی هم برایم محبوب بود.

    سوال: اولین کتابی که خواندید به خاطر دارید؟
    لاله اسکندری: تو کادر قفس و ماهی سیاه کوچولو بود که مادرم برای من و ستاره گرفت حدود 5 ساله بودم که مادرم آن کتاب ها را برای ما خواند.

    سوال: اسم معلم کلاس اولتان را به یاد دارید؟
    لاله اسکندری: بله من دبستان اتفاق می رفتم کلاس اول خانم اولا آور, کلاس دوم خانم عطایی و کلاس سوم خانم وکیلی معلم های من بودند. متاسفانه نام معلم های چهارم و پنجم را به خاطر ندارم.

    سوال: بزرگترین تفریح شما چیست؟
    لاله اسکندری: اگر فرصت باشد سفر.

    سوال: اخرین سفری که رفتید کجا بود؟
    لاله اسکندری: سال گذشته به ارمنستان رفتم که خیلی برایم جالب بود

    سوال: بیشتر به دیدن کشورها و مناطق تاریخی علاقمند هستید یا به دیدن مکان های مدرن و پیشترفته؟
    لاله اسکندری: مکان های تاریخی و قدیمی برای من خیلی جذاب و دیدنی است. متاسفانه هنوز نتوانستم خیلی از شهرهای ایران منجمله غرب ایران را ببینم که خیلی هم دوست دارم به تمام آن نقاط سفر داشته باشم.

    سوال: اگر بدانید یک ساعت دیگر بیشتر زنده نیستید چه کار می کنید؟
    لاله اسکندری: قطعا فرصتی برای انجام کار خاصی نیست. فقط با آنهایی که دوستشان دارم خداحافظی می کنم و فکر می کنم آماده شدن برای پذیرش این موضوع دشواریست چرا که باید از زندگی که به آن عادت داریم جدا شویم و پا به محیطی ناشناخته بگذاریم.

    سوال: معیار اصلی شما برای ازدواج چیست؟
    لاله اسکندری: قطعا مهمترین معیار درک شخص مقابل از حرفه و احساسات من است.
    سوال: دوست دارید صاحب چند فرزند هم بشوید؟
    لاله اسکندری: با اینکه مردم بچه دار شدن را مسئله راحتی می پندارند ولی به نظر من مسئولیت دشواریست البته در شرایط خاص باید به این سوال پاسخ گفت.

    سوال: ماندگارترین جمله ای که شنیده اید؟ یا حتی یک بین شعر که در ذهن شما جاودانه شده است؟
    لاله اسکندری: شعر ابراهیم در آتش از احمد شاملو که می گوید: من بودم و شدم/ نه زان گونه که غنچه گلی یا دانه ای که برگی/ راست بدان گونه که عامی مردی شهیدی تا آسمان بر او نماز کند. این شعر برای من همیشه سرمشق بوده است.

    سوال: کلا آدم احساساتی هستید؟
    لاله اسکندری: بله خیلی با اینکه همیشه سعی می کنم با عقلم حرکت کنم ولی ما شرقی ها ذاتا احساساتی هستیم.

    سوال: اهل فوتبال هم هستید؟
    لاله اسکندری: قبلا که ورزش می کردم خیلی پیگیر فوتبال بودن الان کمتر

    سوال: قرمز یا آبی؟
    لاله اسکندری: شدیدا آبی و استقلالی. من جزو گروهی هم بودم که به ورزشگاه رفتیم و بازی ایران و بحرین را دیدیم. به همراه خانم نونهالی و خانم ذکریا و خانم حمیدی و ....

    سوال: نزدیکترین دوست بازیگر شما چه کسی است؟
    لاله اسکندری: شهرزاد جوهری و کمند امیرسلیمانی البته بیتشر دوستان قدیمی من بازیگر نیستند.

    سوال: پس قدیمی ترین دوست شما چه کسی است؟
    لاله اسکندری: شبنم حسینی خواهر شهاب حسینی که از 12 الی 13 سالگی با هم دوست هستیم.

    سوال: خانم اسکندری دوست داشتید الان چند ساله بودید؟
    لاله اسکندری: دهه بیست کلا خیلی خوبه دوست داشتم به اوایل ده بیست برمی گشتم

    سوال: شما که اهل قلم و نقاشی هستید از کدام یک از نقاشان بزرگ دنیا تاثیر گرفته اید؟
    لاله اسکندری: باگوگن خیلی ارتباط برقرار می کنم و شاگال با فضای فانتزی کارهایش هم برایم خیلی جذاب است و از استاد استادان یعنی پیکاسو هم بهره بسیاری برده ام

    سوال: رنگ حاکم بر نقاشی هایتان چه رنگی است؟
    لاله اسکندری: همانطور که می بینید آبی

    سوال : خانم اسکندری لباستان هم که ابی است؟
    لاله اسکندری: بله لباس ابی نقاشی آبی و تیم هم آبی.

    + نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 2:19 |
    گفت و گو با بیژن امکانیان
    بیژن امکانیان فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در سال 1360 با فیلم «آفتاب نشین ها» بازیگری سینما را به صورت حرفه ای آغاز کرد. وی در سال 1364 با بازی در فیلم «گل های داوودی» به کارگردانی رسول صدرعاملی، توانایی اش را در ایفای نقش جوان نابینای عاشق پیشه به تصویر کشید و پس از آن در فیلم های مختلفی چون «گمشدگان»، «دبیرستان»، «آواز تهران»، «خفاش» و ... حضور پیدا کرد. تا این که مدتی از سینما دور افتاد و پس از این سکوت چند ساله، با بازی در فیلم «سربازهای جمعه» به کارگردانی مسعود کیمیایی فعالیتش را دوباره در این عرصه آغاز نمو و در نهایت بعد از سال ها حضور در عرصه بازیگری، به خاطر بازی در نقش «حمید اسدی» در فیلم «تقاطع» به کارگردانی «ابوالحسن داوودی» جایزه بهترین بازیگر مکمل مرد را در جشن سینما از آن خود نمود. وی هم اکنون فیلم سینمایی «قلقلک» و سریال «ساعت شنی» را در پخش دارد. به همین بهانه بعد از هفته ها پیگیری، سرانجام موفق به گفت و گو با وی شدیم که ماحصل آن را می خوانید:
    آقای امکانیان چی شد که بعد از چند سال سکوت، دوباره به سمت بازیگری رو آوردید و این طور پشت سر هم فیلم و سریال بازی کردید؟
    من کم کار نبودم، الان هم خیلی در عرصه بازیگری، پر کار نیستم. اما زمانی که یک فیلم دیده می شود، بازیگرانش نیز دیده می شوند. خصوصاً جایزه ای که گرفتم باعث شد که به نظر پرکار بیایم.
    شما در کارهایی که حضور داشتید اصولاً نقش اول بودید، چطور شد که بعد از سال ها در یک نقش متفاوت و کوتاه در «سربازهای جمعه» حضور پیدا کردید؟
    من بعد از چند سال که مقابل دوربین نبودم، ترجیح دادم که اگر قرار است دوباره حضور داشته باشم، حضور متفاوتی باشد و اصولاً کار با مسعود کیمیایی حضور متفاوتی بود. خصوصاً این که نقش منفی در این کار داشتم. در ضمن فکر می کردم به اندازه کافی نقش اول و فیلم پرفروش بازی کرده ام. بنابراین وقتی آقای کیمیایی به من پیشنهاد دادند قبل از این که فیلمنامه را خوانده باشم پذیرفتم.
    با این حال از نتیجه کار، راضی بودید؟
    با توجه به موفقیت فیلم و حضورم در نقشی متفاوت، از انتخابم راضی بودم. گرچه زمانی که من این کار را پذیرفتم عده ای از همکارانم بر من خرده گرفتند که چرا نقش کوتاه و منفی بازی کردم. البته خانم مریلا زارعی نیز نقش کوتاهی داشتند با وجود آنکه بازی فوق العاده ای ارایه دادند، اما نقش ایشان شروع و پایانی هم داشت، ولی نقش من در طول قصه، پراکنده بود و همین باعث می شد کمی بترسم که مبادا در بین ستارگانی که در این فیلم بودند دیده نشوم، اما نتیجه کار خیلی خوب بود و من به خاطر آن نقش کاندیدا هم شدم.
    شما در دهه 60 وارد سینما شدید. در حال حاضر سینما چه تفاوتی نسبت به دهه 60 دارد و اصولاً چرا فیلمنامه ها در آن دوره روی نقش های مثبت تأکید داشتند؟
    بله. با نظر شما موافقم. فیلمنامه ها در حال حاضر نسبت به آن دوره خیلی تغییر کرده اند و این تفاوت عمده هم در واقع به خاطر این است که ما جامعه جوان تری نسبت به دهه 60 و 70 داریم و طبیعی است که جامعه جوان تر، هیجانی تر و پرشر و شورتر است و احساساتش را بیشتر نمایان می کند. سینما هم متأثر از جامعه خودش است. بنابراین سینمای امروز با سینمای آن دوران بسیار متفاوت است. ضمن این که در آن دهه فیلم ها باید تصویب می شدند، بعد به مرحله ساخت می رسیدند، اما در حال حاضر فیلم ها ساخته و بعد تصویب می شوند. در آن زمان هنرپیشه های جهان هم کم تر به سراغ نقش های منفی می رفتند ولی حالا بازیگران بزرگ جهان نیز بدون هیچ هراسی نقش منفی بازی می کنند و چون تماشاگر هم نسبت به قبل جدی تر و پخته تر شده، چنین نقش هایی را بیشتر می پذیرد. در یک دوره ای وقتی من در «گمشدگان»، نقش منفی بازی کردم، خیلی ها از من ایراد گرفتند که تو بازیگر نقش مثبت هستی و تماشاگر تو را در نقش دیگری قبول ندارد. اما حالا خیلی فرق کرده است.
    شما که تجربه های بسیاری در این زمینه دارید، فکر می کنید در گذشته، مخاطب برای دیدن بازی خوب قدم در سینما می گذاشت یا دیدن بازیگر مورد علاقه اش؟
    به نظر من در هر دوره ای، مخاطب به خاطر خود اثر به سینما می رود. طبیعی است که شما مثلاً یک غذا را هم که در نظر بگیرید، اگر گرسنه هم باشید به خاطر خود غذا می روید، اما خوب مهم است که در چه بشقابی بخورید. گرچه اگر خوشمزه و مطبوع نباشد بعد از چند لقمه کنار می کشید و ادامه نمی دهید. سینما هم همین طور است. ممکن است که مخاطب به خاطر فیزیک ظاهر یک بازیگر به سینما برود، اما اگر از اثر و بازی لذت نبرد، سینما را ترک می کند. تماشاگر ما باهوش تر از آن است که خودش را درگیر ظاهر قضیه کند. باید آن اثر را دوست داشته باشد وگرنه نمی پذیرد.
    در جشن خانه سینما گفته بودید که از «گل های داوودی» منتظر جایزه بودید. این جایزه چقدر برای شما مهم بود و فکر می کنید چرا بعد از این همه مدت، این جایزه را به خاطر «تقاطع» گرفتید؟
    فکر می کنم نگاه به سینما جدی تر شده. چون من که با یک فیلم کار خارق العاده ای نکردم. من همان بیژن امکانیان هستم. اما تا به امروز فیلم هایم دیده نشده بودند. «تقاطع» فیلمی بود که دیده شد، بنابراین بازیگرانش نیز دیده شدند.
    اما هنوز هم فیلم هایی مثل «گل های داوودی»، «دبیرستان» و غیره در ذهن مخاطب هست!
    در ذهن مردم مانده، اما در ذهن کسانی که باید من را برای کارهای جدی انتخاب کنند نبود. نکته اینجاست. برای همین گفته اند که مردم همیشه داوران خوبی هستند. چون فارغ از برخی مسایل، کارها را می بینند. بسیاری از مردم زمانی هم که من کار نمی کردم با اشتیاق از من می پرسیدند چرا کار نمی کنی؟ در حالی که من فکر می کردم فراموش شده ام. بنابراین من جایزه ام را از قبل از مردم گرفته بودم.
    به نظر خودتان چرا برای بازی در فیلمی مثل «گل های داوودی» جایزه نگرفتید؟
    عامل زمان را فراموش نکنید. در آن دوران معمولاً به نقش ها جایزه می دادند، نه به بازی بازیگر. من در «گل های داوودی» نقش یک جوان عاشق نابینا را بازی کردم. بنابراین آن نقش از نظر داوران، مستحق جایزه نبود. یا به عنوان مثال در فیلم «پرنده» نقش یک چاقوکش را بازی کردم. خیلی از کار تعریف شد اما جایزه نگرفت. یادمه یکی از داوران همان جشنواره به شوخی به من گفت: بازی ات خیلی قشنگ بود. اما نمی توانستیم جایزه بدهیم. تا تو باشی نقش چاقوکش بازی نکنی! اما الان این طور نیست. من به خاطر نقش منفی که در «سربازهای جمعه» ایفا کردم کاندیدا شدم.
    مدتی که در عرصه بازی حضور نداشتید، از سینما که قهر نکرده بودید؟
    نه، به هیچ وجه. هم کار تهیه کنندگی می کردم و هم در سریال های «ولایت عشق» و «روزهای به یاد ماندنی» بازی کردم که هر دو تاریخی بودند. خصوصاً این که «ولایت عشق» را خیلی دوست داشتم. جدا از عوامل که بسیار خوب بودند. همین طور فیلمنامه، اینکه صدا، سرصحنه بود برایم لذت بخش بود. چون در طول سال ها، بازیگری، عطش این که با صدای خودم بازی کنم همیشه با من بود. چون در گذشته، سینما این تکنیک را نداشت. و من معتقدم مگر می شود که یک بازیگر لب بزند و یکی دیگر جای او صحبت کند. تمام حس بازیگر از طریق صدا به مخاطب منتقل می شود. بنابراین حضور در این کار را خیلی دوست داشتم.
    راستی چرا در گذشته، حضور پیشکسوت ها در فیلم ها نسبت به حالا پر رنگ تر بود اما در حال حاضر بار قصه بر روی دوش بازیگران جوان است؟
    واقعیت این است که رویکرد به سمت سینمای جوان است. به دلیل اینکه تصور می شود در زمینه تجاری، این نوع فیلم ها بیشتر جواب می دهد. اما این قاعده و نگاه به تدریج متعادل می شود. یعنی دو نسل در کنار هم به ضرورت قصه قرار می گیرند که «تقاطع» از این قاعده مستثنی نبوده و مثال خوبی است.
    می گویند که سود فیلم نصیب تهیه کننده می شود. اما فکر می کنم شما مخالف این عقیده باشید، درسته؟
    به نظر من تهیه کننده ها پول شان را در سینما به سختی به دست می آورند. یادمه آقایی به من گفت: «شما با شهرتی که داری هنوز ماشینت مال 12 سال پیشه، اما من دوستی دارم که مغازه کوچکی داره بیا ببین چه ماشینی سوار می شه!» (با خنده). همیشه مردم فکر می کنند شهرت مترادف با ثروت است. شما فکر کنید یک تهیه کننده به طور متوسط دویست میلیون برای یک فیلم سرمایه گذاری می کند. این نوعی ریسک کردن است. ممکن است که سود کند و ممکن است پول خودش هم برنگردد. در صورتی که یک بازیگر، کارگردان و تمام عوامل فیلم، پولشان را می گیرند و می روند سراغ زندگیشان. این تهیه کننده است که اگر ضرر هم کند نمی تواند از کسی پولش را پس بگیرد. بنابراین اگر عشق در کار سینما نباشد، تهیه کننده انگیزه اش را برای ادامه راه از دست می دهد.
    کمی از فیلم «قلقلک» برای ما بگویید، گویا اولین حضور شما در ژانر کمدی است!
    بله. «قلقلک» فیلم کاملاً کمدی است و من هم برای اولین بار است که در چنین کاری حضور پیدا می کنم. «قلقلک» فصه سه رفیق است که یکی از آن ها شباهت عجیبی به یک داور بین المللی فوتبال دارد که قرار است، دو میلیون دلار جایزه بگیرد البته بعد از داوری یک مسابقه. فردی که شباهت به این داور دارد، به تشویق دوستان در صدد بر می آید که به جای او، جایزه را بگیرد، در صورتی که چیزی هم از فوتبال نمی داند.
    نظر خودتان راجع به این کار چیست؟
    کار خوب و با نمکی است و فکر می کنم با استقبال مخاطب روبه رو شود. در ضمن قرار نبود من بازی کنم. من تهیه کننده کار بودم، اما نتوانستیم بازیگری را برای این نقش پیدا کنیم. حتی با آقای شفیعی جم صحبت کردم. اما گفت: «شما کدام داور چاقی را سراغ دارید که حالا من جای او بازی کنم!» (با خنده) بنابراین به تشویق آقای شفیعی جم و آقای انصاری، در نهایت خودم بازی کردم. گرچه در تئاتر تجربه بازی در نمایش های کمدی مثل: «جعفرخان از فرنگ برگشته» و «آواز خوان طاس» را داشتم. اما در کار تصویر اولین تجربه من بود.
    کمی هم از حال و هوای «تقاطع» و جذابیت های نقش «حمید اسدی» برای ما بگویید.
    زمانی که فیلمنامه «تقاطع» را خواندم و با حمید اسدی آشنا شدم، به نظرم فیلمنامه قوی و جذابی آمد. چون این شخصیت دارای پیچیدگی هایی بود که برایم لذت بخش بود. نه می توانستم او را قهرمان بدانم، نه ضد قهرمان. نه آدم خوب و موفق و نه بد و ناموفق. پریشانی و سردرگمی حمید اسدی برایم خیلی جذاب بود که علت این پریشانی هم عدم موفقیتش در زندگی شخصی و شغلی بود. که هر چه تلاش می کرد، بیشتر در باتلاق فرو می رفت. در ضمن این که چنین شخصیت خاکستری، برخاسته از بطن جامعه بود و حتی می توانیم حضور چنین افرادی را در زندگی مان حس کنیم. چون در جامعه امروزی چنین افرادی در اطراف ما هستند.
    چند فرزند دارید؟
    من دو دختر دارم.
    با توجه به ارتباط پدر و فرزندی در فیلم «تقاطع» ارتباط شما با دخترانتان چگونه است؟
    من با دخترانم رفیقم و بسیار با هم در ارتباط هستیم. البته با حفظ یک سری معیارها و حریم ها. من سعی می کنم که بچه ها را درک کنم و آن ها نیز این مسئله را می دانند. به نظر من خیلی از فاصله هایی که بین بزرگ ترها و جوان ترها پیش می آید به خاطر این است که دو طرف سعی نمی کنند با هم ارتباطی دوستانه داشته باشند.
    اینکه گفتید رابطه خوبی با دخترانتان دارید و درکشان می کنید از ابتدا بوده و یا متأثر از بازی در «تقاطع» است؟
    نه، از ابتدا رابطه مان خوب بود. اتفاقاً وقتی «تقاطع» را کار کردم، خدا را شکر کردم که زندگی شخصی من اینگونه نیست. یعنی نه من «حمید اسدی» هستم و نه دخترانم رفتار «شادی» را دارند. با اینکه دخترانم امروزی هستند. اتفاقاً این را جایی گفتم که یکی از جنبه های آموزنده این فیلم این است، کسانی که زندگی مشابهی با حمید اسدی دارند تلنگری به آن هاست که جلوی پیشرفت این مشکل را بگیرند و اگر چنین مشکلاتی ندارد، خدا را شکر کنند که چقدر خوب زندگی می کنند و قدر زندگی شان را بدانند. چون به هر حال چنین فیلم هایی از بطن جامعه برخاسته و دور از واقعیت نیست.
    برای کدام یک از سکانس های این فیلم انرژی بیشتری گذاشتید و بیشتر به دل خودتان نشست؟
    بیشترین انرژی و تمرکز را در صحنه ای گذاشتم که در بیمارستان، دکتر خبر باردار بودن «شادی» را به پدرش می دهد و اینکه فرزندش سقط شده. چون اولین سکانس کارم در این فیلم بود و نیاز بیشتری به تمرکز داشت.
    شما به خاطر این فیلم، جایزه بهترین بازیگر مکمل را دریافت کردید، اما به نظر می آمد تمام نقش ها در یک سطح بودند. نظر خودتان چیست؟
    باید از هیأت داوران پرسید اما در واقع می توان گفت که در «تقاطع»، تمام نقش ها مکمل یکدیگر بودند و یا همگی نقش اول محسوب می شدند.
    به عنوان آخرین سوال، عرض می کنم که چون قبلاً شما منتقد و روزنامه نگار هم بودید، آیا در حال حاضر هم منتقد هستید و یا اینکه فقط کارهای خودتان را نقد می کنید؟
    من منتقد خاموش هستم! (با خنده) وقتی فیلمی را می بینم برای خودم و یا اطرافیانم نقد می کنم. البته راجع به کارهای خودم هم، همین طور. اما به نگارش در نمی آید. زمانی که ما منتقد بودیم، دوره اوج سینمای ایتالیا بود. هم فیلمسازهای بزرگ را می شناختم و هم فیلمسازهای معمولی. یادم هست سینمای ایتالیا، آثار درخشانی داشت. به مثابه مثل معروف بود که از آشپزی می پرسند: بهترین و بدترین غذا چیست؟ می گوید: زبان. چون هر دو نقش را دارد. سینمای ایتالیا هم درست مانند دو روی سکه بود. اما همچنان نگاه نقادانه ام را پس از سال ها حفظ کردم. فقط مدتی قبل مطالبی در مجله فیلم در مورد جوایز جشنواره نوشته بودم که اتفاقاً دوستان خیلی خوششان آمده بود.
    ممنون از اینکه با مشغله ای که داشتید و سر فیلمبرداری سریال «ساعت شنی» بودید فرصتی در اختیار ما و خوانندگان قرار دادید. امیدواریم سال ها شاهد موفقیت شما و اهدای جوایز بهتر به شما باشیم.

    زینب علیپور

    + نوشته شده توسط اميرحسين در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 1:59 |
     

    ر 30 خرداد ماه 1386 به بينندگان تيز بين شبكه

    5 رسانه ملي سلام عرض ميكنم.


     اين آخرين برنامه شب شيشه اي است.


     ميهمان امشب برنامه ما بازيگر دوست داشتني و خوش چهره سينماي ايران است. نوازنده حرفه اي موسيقي، فارغ التحصيل رشته مهندسي مكانيك سيالات، رتبه 5 دانشگاه آزاد در سال 1373 ، پول ساز ترين بازيگر سينماي ايران، محمد رضا گلزار سلام شب بخير به برنامه ما خوش آمديد.


     عرض ادب و سلام دارم خدمت شما و مردم عزيزم.


    محمدرضا گلزار در شب شيشه اي


    سوال نظر سنجي


    - در كداميك از اثرات زير محمد رضا گلزار موفق تر بوده است؟


     1- شام آخر


     2- بوتيك


     3- گل يخ


     4- آتش بس


    - محمد رضا اهل انتقاد هستي يا كه نه ازت انتقاد نكنم ؟


     بله لطفاً اين كار را بكنيد.


    - بسياري از كارشناسان ميگويند كه محمد رضا گلزار فقط به خاطر قيافه قشنگش چهره و ظاهرش و با تكيه به چشمهاي سبزش ستاره سينما شده و غير از اين چيز ديگري نبوده است.


     اين چه سوالي است آقاي رشيد پور شما مگر از روحيه هنرمندان خبر نداريد قبلاً هم گفته بودم كه اگر بخواهيد از اين سوالات بكنيد از اينجا ميروم.(از سر جا يشان بلند شدند )ترسيدين؟......


    - با خودم گفتم چرا حالا يکدفعه بلند شد.


    - بايد از هنرمندان انتقاد كرد يا نه ؟


     من احساس ميكنم كه اگر در انتقاد غرض ورزي نباشد هيچ اشكالي ندارد .


     - اينكه شما با ظاهر زيبا در سينما موفق شده ايد را ميپذيريد؟


     بخاطر چهره يا فيزيك خاص وارد سينما شدن از نظر شما اشكالي دارد.


    - نظر شخصي من نه.


     اينكه وارد سينما بشوي اشكالي ندارد شرط اصلي ماندگاري است من اميدوارم كه در اين عرصه كه تازه وارد آن شده ام بتوانم ماندگار بشوم .


    - الان به دو تا نكته اشاره كرديد يكي اينكه راه درازي دارم يكي اينكه مي خواهم ماندگار بشوم كسي كه نگاهش به سينما اين بوده حتي فيلم اولش هم چنگي به دل نمي زند اگر نگاه شما اين بوده فيلم اولت فيلم غير مترقبه اي نيست فيلمي نيست كه بشود روي آن حساب كرد .


     فيلم اول براي من كه هيچ اطلاعاتي در مورد سينما نداشتم در بدو ورود. من خيلي اتفاقي وارد اين عرصه شدم توسط آقاي قادري و اينكه وقتي كه وارد شدم سعي كردم بر دانش و تجربه سينمائي ام اضافه بكنم كما اينكه من حرف شما را نمي پذيرم كار سام و نرگس را من به عنوان كار اول دوست ميدارم در آن زمان من هيچ پيش زمينه ذهني نسبت به سينما نداشتم اگر كارنامه سينمايي من را تماشاكنيد يك روند روبه رشدي در آن خواهيد ديد باز هم بايد تلاش بكنم با اين حال ميدانم كه ضعفهايي هم در كار من بوده و هست جبران ميكنم.


     - اگر اين روند رو به رشد شما را بپذيريم محمد رضا گلزار در همين اواخر هم اشتباهات كمي را مرتكب نمي شود فيلمهايي از شما روي پرده ميبينيم كه ميگوييم كه محممد رضا كه ميگفت من مي خواهم روند رو به رشد داشته باشم پس چه شد ؟


     ببينيد فيلمي را كه قرار است بازي بكني از ابتدا نمي داني كه چه اتفاقي قرار است در آن بيافتد نام كارگردان حرفه اي و فيلمنامه پتانسيل خوبي دارد کستينگ خوب ، همه نشان مي دهند كه در آن بايد اتفاق خوبي بيافتد و هيچ اطلاعي نسبت به نتيجه كار نداري و شرايط سينماي ما را نيز كه ميدانيد اگر فيلمي ضعيف از آب در آمده است دلايلش اينها بوده است.


    - يعني بيشتر به اسمها نگاه كردي و فيلمنامه را ديد ي كه پختگي دارد .


     معمولاً اكثر كارگردانها قبل از شروع فيلمبرداري مي گويند ما باهات همكاري ميكنيم فيلم نامه جاي عوض شدن دارد نظرات شما حتماً ديده خواهد شد ولي اين اتفاق گاهي اوقات نمي افتد . ولي در بعضي فيلمها اين اتفاق مي افتد مثلاً كار آقاي نعمت الله .


    محمدرضا گلزار در شب شيشه اي


    - من احساس مي كنم كه محمد رضا گلزار در فيلم آقاي نعمت الله كه اولين فيلمش هم است چقدر بازي خوبي از خودش به جا ميگذارد كانديداي دريافت جايزه از يك جشنواره معتبر سينمايي ميشود چطور است كه با يك كارگردان نا شناس مي تواند بازي خوبي را از خودش به نمايش بگذارد ولي با يك كارگردان معتبر در اين اواخر خير؟


     اين را كه ميگوييد من ياد يك جمله اي مي افتم از جيمز دينك كه هميشه در ذهن من است ايشان گفته اند كه اگر بازيگري صحنه اي را آن طور كه كارگردان ميخواهد اجرا بكند، اين كار خاصي نيست. يعني هر آدمي با يكسري خصوصيات فيزيكي مي تواند آن كار را انجام بدهد بهتر اينكه بازيگر مسير را از كارگردان بگيرد طبق آن مسير شرايطي كه خودش ميخواهد را ايجاد بكند تابع دستورات بودن كار خاصي نيست .


    - يعني كارگردان بايد به بازيگر اعتماد بكند و فقط مسير را به آن نشان بدهد؟


     براي من در آتش بس اتفاق افتاد خانم ميلاني اعتماد كردند كار آقاي نعمت الله كار حسين لطيفي عزيز در توفيق اجباري كه حتماً نتيجه اش را خواهيد ديد ؛ اين اعتقاد من است .


    - حالا که از محمد حسين لطيفي اسم بردي من لازم مي دونم که به اين نکته اشاره کنم که محمد حسين لطيفي آدم بسيار شجاعي است كه قبول كرد اولين مهمان شب شيشه اي باشد بعضي مواقع نوار گفتگوي آقاي لطيفي را ميبينم كه با شهامت و جرأت به سوالها جواب دادند خدمتشان عرض ادب ميكنم و ميگويم كه قدر اين شجاعتشان را ميدانم .محمد رضا، بوتيك يا آتش بس و كارهاي خوبي كه از تو در فيلم هاي مختلف ديده ايم در جشنواره فجر ديده نشد توجهي نشد به اين بازيهاي خوب ، من مي خواهم بدانم كه واقعاً بازي خوبي نيست ، يا توجه نشده . تحليل خودت چيست؟واضح تر اينكه چرا گلزار اصلاً در جشنواره فجر مطرح نبوده است ؟


     من احساس ميكنم كه امر داوري امري سليقه اي و نسبي است شايد هيئت داوران، نه انتخاب .براي اينكه هيئت انتخاب جشنواره 22فيلم بوتيك را لايق حضور در بخش مسابقه نديدند گفتند پيام آموزنده و ارزش هنري ندارد حالا شايد خيلي عجولانه تصميم گرفتند هيئت انتخاب براي فيلم بوتيك بهتر بود كه ميرفت و فيلم را تحت ذره بين قرار ميگرفت الان بازيگران فيلم بوتيك را كه ببينيد. من احساس ميكنم كه غير از خود من ، بازي مثلاً آقاي رويگري ، خانم چهره آزاد، خانم گلشيفته فراهاني و آقاي حامد بهداد و فيلمبرداري آقاي كلاري نرفت در بخش مسابقه. فكر كنم كه كمي كم لطفي شد نسبت به بوتيك در حالي كه بعد از اكرانش مورداستقبال خيلي از منتقدين واقع شد حتي بهترين جايزه فيلم اول و دوم را به آقاي نعمت الله دادند براي بخش ميهمان .


    - من ميگويم كه استقبال تما شاگر از يك فيلم مثلاً آتش بس كه فيلم بسيار پر فروشي هم است، دليل بر پر محتوا بودن يا كم محتوا بودن فيلم است يا خير؟مردم مي آيند يك فيلمي را ميليوني استقبال ميكنند نظر شما چيست؟


     فيلمي كه با استقبال عمومي مواجه مي شود يا فيلم شيكي است به نام آتش بس يا ....در مورد آتش بس هم اين صحبت شده كه پيام آموزنده ندارد يعني آقاي پسياني ديگر با چه زباني بايد حدود 25 دقيقه از فيلم را د رمورد كودك درون تدريس ميكرد شما اين داستان كودك درون را مي توانيد در كتابهاي مختلف مثل كتاب آقاي ادوارد براون ببينيد.خود خانم لوچيا كا پاتيونه كه كتاب كودك درون را نوشته ايشان در آمريكا يك سمينارهايي را برگذار ميكنند كه عده زيادي فيلم آتش بس را ميبينند و راجع به آن بحث ميكنند و در سايتشان هم من آدرس سايت را در اختيارتان ميگذارم اگر مردم خواستند بعدش مراجعه بكنند و ببينند در مورد اين فيلم در اين سايت صحبت شده است چگونه پيام آموزنده ندارد؟


    - من فکر مي کنم وقتي مردم از اثري استقبال ميكنند به احترام مردم ما هم احترام بگذاريم حتما ً يك چيزي هست كه مردم به سينماها ميروند و نگاه ميكنند .


     شايد اين اتفاق قبلاً نبوده شايد ژانر فيلمهاي كودك و نوجوان و كمدي قديم بيشتر پرفروش بوده است ولي براي آتش بس محيا نشد كه در بخش مسابقه وارد بشود.


    - چقدر خوب است كه بين فيلم پر فروش و پر محتوا خط كشي نكنيم مردم ما حتما ً از فيلمي استقبال ميكنند كه محتوايي دارد و جذب ميكند به يك سمتي برويم كه با ارائه يك محتواي خوب تماشاگر زيادي را به سينما بكشانيم و به سينما كمك بكنيم.خانم ميلاني ميگفتند كه محمد رضا وقتي كه آن سكانسي كه در مورد كودك درون داشتيم فيلمبرداري ميكرديم گريه كرد و ما تصوير برداري مان را انجام داديم 3تا 4 ساعت نشسته بود داشت گريه ميكردو به شما گفتند خوب اگر جنبه فيلم اينطوري را نداري خوب بازي نكن .


    - مي خواي از پشت صحنه اين فيلم بخشهايي رو ببينيم.بعد شما صحبت کنيد.


     پخش پشت صحنه فيلم


     در مورد آن سكانس بايد بگويم که سكانس خيلي سختي بود براي اينكه زماني در يك فيلمي قرار است كه يك عزيزي را از دست بدهي يك اتفاق بدي برايت مي افتد شرايط برايت محيا است حس گرفته اي در طول فيلم ميري و براي آن شرايط گريه ميكني زماني هست كه به شما ميگويند بيا براي كودك درونت گريه كن كودك دروني كه من تا قبل از فيلم آتش بس نمي دانستم كه چه هست . بچه گانه گريه کردن خيلي كار سختي بود براي من.گريه من نزديك 4 ساعت طول كشيد و ديگر بند نمي آمد حالا من نمي دانم كه كودك درونم كمك كرد كه اين اتفاق بيافتد خانم ميلاني برايشان اينقدر جالب بود كه ميگفتند خوب رضا بشين آن گوشه گريه كن و ادامه صحنه را بگيريم .


    محمدرضا گلزار در شب شيشه اي


     -  3 تا فيلم خوب كه پس از انقلاب در سينما ايران ساخته شده است كدام فيلمها بوده است از نظر خودت؟


     هامون را خيلي دوست دارم كار آقاي مهر جويي، سگ كشي كار استاد بيضايي و آتش بس .


     - شما بازيگر پولسازي براي سينماي ايران بودي من يك آماري را مي خواندم كه 6 ميليارد تومان در طي دو سال فروش كرده است فيلمهايي كه شما بازي كرده ايد. اولاً مي خواهم ببينم كه اين مساله چقدر خود اين آدم را مغرور كرده چقدر از خودش بيخود شده است و چقدر در دست مزدهايش تغيير ايجاد كرده است ؟


     اينكه فيلمهاي من پر مخاطب بوده اول لطف خدا است و بعد لطف مردم كه هميشه شامل حال من بوده است آقاي رشيد پور اقتصاد سينماي ما خيلي بيما راست من اگر بتوانم براي اين اقتصاد بيماركاري انجام بدهم خوشحالم .


     - يكي از كارگردانهايي كه در برنامه ما شركت كرده بودند ميگفتند كه اصلاً 1ميليارد تومان براي سينماي ما فروش چشمگيري نيست .


     درسته براي اينكه قياس كنيد فروش 1ميليارد تومان را با فروش اقصي نقاط دنيا مي فهميد كه اين فروشي نيست .


     - همين نياز سينما باعث نمي شود كه ما بيشتر به طرف سينماي گيشه برويم ؟


     خوب الان که خيلي استقبال نمي شود از سينماي گيشه.


     - اين جان مايه حرف خودت است كه مخاطب هم محتوا را هم جذابيت را بايد در كنار هم ببيند .


     - در مجلات و روزنامه ها در مورد دست مزد بازيگرها مي خوانيم مواقعي دست مزد هاي نجومي هم گفته ميشود ولي وقتي رجوع مي كنيد به دست مزد يك كارگردان شايد يك دوم يا يك سوم دست مزد بازيگري است كه در آن فيلم بازي كرده است فكر نمي كنيد اين ظلم بسيار بزرگي است به كارگرداني كه روح او در فيلم جريان پيدا ميكند دست مزدش نصف بازيگرانش است.


     متأسفانه اين معضل است كه گاهي دست مزد بازيگرها بيشتر از كارگردانها است در همه جاي دنيا همين است ولي من احساس ميكنم كه به آدمهاي شاخص سينمايي و پيشكسوتان بيشتر بايد اهميت بدهيم يعني بايد آقاي فريدون گله با آن همه گوشه نشيني با آن شرايط به خاك سپرده بشود يا مثلاً آقاي نوذري .آقاي بابك بيات با آن شرايط واقعاً ناراحت كننده بود.


     - شما به عيادت آقاي بيات در روزهاي آخر رفتيد منظور شما بيشتر اينگونه حمايت معنوي است يا حمايتهاي مادي و از اين گونه؟


     به هر دو احتياج دارند يعني هم از لحاظ مالي كه قطعاً تأمين نيستند سينماي ما بسيار سينماي فقيري است وهم از لحاظ معنوي كه ابداً رسيدگي نخواهد شد.من پيشكسوتاني را ميشناسم كه سالها است كه به آنها پيشنهاد كاري نمي شود .


     - شنيده ام فيلمنامه هم نوشته اي؟


     يك طرح فيلمنامه من دارم به نام نيش و بش(؟) كه ثبتش هم كرده ام يك كار طنز موقعيت است.


    - اگر زماني قرار باشد كه كارگردان باشي حاضر هستي در فيلمت بجاي ستاره ها از پيشكسوتان استفاده بكنيد؟


     چرا كه نه اگر به آن نقشها بخورند. الان اكثر فيلمنامه هايي كه هست جوان گرا است .


     - در جايي از اين برنامه بجايي رسيديم كه چقدر خوب است كه بازيگراني كه پر درآمد هستند و سوپر استار هستند در كارهاي عام المنفعه شركت بكنند كسي كه بليط مي خرد و به سينما مي آيد و به چهره شدن آن شخص كمك ميكند متقابلاً آن بازيگر هم يک عكس العملي در مورد جامعه اش داشته باشد تا به حال به اين قضيه فكر كردي و تا به حال كاري از دستت برآمده كه انجام بدهي ؟


     خيلي دوست ندارم كه در مورد اين مسئله صحبت بكنم چيزي كه همه ميدانند اين است كه تيم واليبالي من دارم واليبال هنرمندان كه من سمت كاپيتاني را دارم نزديك 4 سال است كه تأسيس شده است كه ما هر سال 12 بازي در 12 شهر مختلف انجام ميدهيم كه عوايدش براي امور خيريه صرف مي شود براي سازمان بهزيستي، انتقال خون، كودكان بي سر پرست، معلولين ذهني و جسمي و كارهايي كه از دستمان بر بيايد يا اگر شخص خاصي مد نظر باشد از ورزشكاران و بازيگران كه بضاعت مالي خوبي ندارند ما اين کار را انجام مي دهيم .


     - راستي پدر شما بسكتبال بازي ميكنند ؟


     پدر من رشته اصلي اش دو ميداني بوده است .


     - شما چند تا برادر خواهريد ؟


     مگه ديشب نگفتيد که وارد حريم خصوصي نشيد؟


    - اون در مورد خودم بود


     اين را جواب ميدهم ولي ديگر نپرسين ما 4 تا هستيم 3 تا پسر هستيم و يک خواهر. من، يك خواهر و يك برادر بزرگتر دارم دو تا بزرگا ازدواج كرده اند من و كوچيكه در خدمت شما هستيم .


    محمدرضا گلزار در شب شيشه اي


     - هيچكدام از آنها در كار هنري نيستند ؟


      خير


    - بيشتر در خانواده تو را تشويق ميكنند يا انتقاد ؟


     در انتها جواب ميدهم.


     - بحث هاي خانوادگي و بحثهاي جذابي كه در مورد هنرمندان وجود دارد خيلي وقتها براي نشريات مختلف جذاب است من چند بار در برنامه گفتم كه اين يك نياز سطحي است كه در مخاطب وجود دارد و بايد به آن پاسخ داد ولي بعضي وقتها احساس ميكنم كه بازيگرها حضور پر رنگتري دارند دچار يكسري حاشيه ها مي شوند يكسري شايعاتي در مورد آنها در مجلات چاپ مي شود و گاهي وقتها مي تواند در روي ذهن مردم تأثير منفي بگذارد چون مي دانم كه تو هم درگير اين حواشي بودي مي خواهم از تو بپرسم كه اصلاً نظر شما نسبت به شايعاتي كه اطرافتان وجود دارد و چيزهايي كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شود چيست؟


     در مورد نشريات زرد به هر حال حاشيه سازي گريبانگير همه بازيگران است من احساس ميكنم كه اگر وارد حريم خصوصي افراد نشوند ودر چهار چوب قانون باشد اشكالي ندارد گاهي اوقات است كه با زندگي افراد بازي ميكنند آدم نبايد به هر ترتيبي برود و پول در بياورد .


     - من ميگويم به قيمت زير سوال بردن آدمها براي خودمان در آمد زايي نكنيم البته من در برنامه ديشب گفتم كه 99% اهالي مطبوعات آن ورق را حيثيت خودشان ميدانند و من دست همه آنها را مي بوسم اگر در صدي وجود دارد از آنها گلايه ميكنيم.مي گويم شايد يكي از دلايلي كه اين شايعات و اتفاقات بوجود مي آيد كم صحبت كردن است يعني وقتي درد و دلهايمان را نمي گوييم در تريبونهاي رسمي اين شايعات هم بوجود مي آيد خودت از آدمهايي هستي كه خيلي كم حرف مي زني شايد به همين دليل اتفاقات و شايعات مختلف رخ مي دهد.


     من خيلي اهل مصاحبه نيستم آقاي رشيد پور احساس مي كنم كه مصاحبه هاي مختلف و شعار دادن باعث مي شود كه بازيگر وارد حاشيه بشود به همين دليل در طول اين 7 يا 8 سال نزديك 10 مصاحبه واقعي و رسمي دارم.


     - نمي ترسيد كه اين كم صحبت كردن به اين حواشي دامن بزند؟


     به هر حال چه صحبت بكني و چه نكني سر خود اين نشريات زرد تصميم ميگيرند و مي نويسند مردم بايد تشخيص بدهند كه كدام صحت دارد و كدام نادرست است .


     - يك قطعه فيلم براي شما پخش ميكنيم حستان را بفرماييد. پخش بخشهايي از مسابقات جهاني وزنه برداري وبلند کردن وزنه توسط حسين رضا زاده


     من فكر ميكنم كه هيچ ايراني نيست كه اين صحنه را ببيند و مو برتنش سيخ نشود به نظر من هركس در هر جاي دنيا كه بتواند نام ايران و ايراني را بزرگ و با شكوه بكند باعث افتخارمان است من از صميم قلب آرزو مي كنم كه همه ما ايرانيان بتوانيم نام ايران و ايراني را بلند آوازه بكنيم .در ضمن به اعتقاد ات آقاي رضا زاده اشاره ميكنم كه مطمئناً در موفقيت هايشان به ايشان كمك مي كند .


    محمدرضا گلزار در شب شيشه اي


     - اعتقادات به موفقيت شما هم كمك كرده است؟


     اعتقاد قلبي من .ببينيدآن بالا يك چيز عجيب غريبي است جايي خواندم كه آنچه كه خداوند به انسان داده است يك موهبت الهي است و انسان هيچ استحقاقي در گرفتن آن نداشته است خدا خواسته كه هرچيزي را به انسان بدهد مورد دوم اين است كه آن چيزي را كه به افراد داده مي شود اگر به يكسري آدمهاي ديگر اگر داده ميشد شايد به آن صورت كه بقيه استفاده ميكنند نتوانند استفاده بكنند .پس خدا مي داند كه كي را كجا قرار بدهد و مورد آخر اين است كه هركسي هرچقدر كه به آن داده ميشود به همان اندازه هم بايد جوابگو باشد يعني خدا به كسي هرچقدر محبت بكند بايد به همان اندازه جوابگو باشد .


     - شما اهل مطالعه كتابهاي مذهبي هستيد؟


     براي شما عجيب است ؟


    - نه عجيب نيست.


     من معارف اسلامي تدريس ميكردم آقاي رشيد پور،قبل از اينكه وارد سينما بشوم زماني كه كار موسيقي ميكردم آموزشگاه درس ميدادم. اينجا بگويم كه تنها آقاي رضازاده براي كشور ما كسب افتخار نكرده اند کساني زيادي هستند مثل آقاي علي دايي ،علي كريمي، هادي ساعي و عزيزان المپيادي كه به آنطرف مي روند.


    - موسيقي را كلاً رها كردي منو رها كن از اين فكر موسيقي ؟


     براي من خيلي ديگر فرصت نيست براي تمرين موسيقي. ما از صبح تا شب نزديك 13 تا 14 ساعت را جلوي دوربين به سر ميبريم . الان هم 3،2 تا پروژه است كه من دارم پشت سرهم كار ميكنم براي همين به گيتار ديگر نمي رسم.ولي ساز پركاشن درام را پيگيري كرده ام .


     - کجا تمرين ميکني با اون صداي زيادي که داره


     به هر صورت هدفن ....../


    - چند تا اسم مي خوانم نظرتان را بفرماييد.


     1- رضا عطاران: خوش طبع و با مزه


     2- محمد رضا فروتن: ايشان نازنيني است كه قلباً بسيار دوستشان دارم و يك سبك خاصي را آورده اند در سينما بسيار بسيار دوست داشتني من كارهاي شب يلدا ، زير پوست شهر و قرمزشان را خيلي دوست دارم .


     3- امين حيايي: آقاي حيايي كه ما بعد از كما صميميتي را با هم داريم بسيار بازيگر مستعد و دوست داشتني هستند.


     4- پوريا پور سرخ: عزيزي كه فكر مي كنم تا سوپر استار شدن فاصله زيادي ندارند .


     5- استاد عزت الله انتظامي: عاشقانه ايشان را دوست دارم الگوي بسيار خوبي هستند براي بازيگرها .


     6- استاد جمشيد مشايخي: ايشان را از همين جا پيشاني شان را ماچ مي كنم .


     7- پرويز پرستويي: من احساس ميكنم كه هر پلان بازي ايشان يك آموزش بازيگري است.


     8- ايرج قادري :من از همين جا سلام ميكنم خدمتشان .ورود من به سينما از طريق ايشان بود من خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم و هميشه هم از ايشان قدر داني كرده ام. جالب است كه تو فرصتهاي خوبي داشتي كه در فيلمهاي مختلف بازي بكني مثل مهمان مامان و سربازهاي جمعه كه اين اتفاق به دلايلي نايفتاد اي كاش مي افتاد و به پرونده كاري تو اعتبار بيشتري هم ميداد.


     در مورد مهمان مامان من در تمامي تمرينات حضور داشتم و در خدمت استاد مهرجويي بودم من حتي آن ابزار گرو شكني لباسها هم آماده بود و تمام دور خواني ها هم من بودم ولي متأسفانه هم زمان شد با كما من در كما بايد ريشم را ميزدم ولي در مهمان مامان بايد با ريش ظاهر مي شدم و لي اين قسمت من نشد قسمت آقاي پيروز فر شد.در مورد كار آقاي كيميايي هم من در آن زمان تحت قرار داد با يك شركت تبليغاتي بودم و موهايم بلند بود . و راه هموار نشد.


     - آن نكته كليدي چه بود.؟


     من هرچه در زندگي ام دارم از پدر و مادر نازنينم دارم و مي دونم که الان دارند برنامه رو مي بينند دستشان را مي بوسم.


    - خوب بريم سراغ نظر سنجي که آمار قابل توجهي هم بدست اومده


    -412173نفر در نظر سنجي شركت كرده اند.


     1. 12% گفتند شام آخر.


     2. 12% گفتند بوتيك


     3. 6% در صد گفتند گل يخ


     4. 69% گفتند آتش بس.


    - يك عدد از 1 تا 412173 بفرماييد ميكنم.


      4


     - 0912348، دو رقم آخر 16 ، ممنونم از شما. برنده يك سكه تمام بها رآزادي.


     - مي توني خدا حافظي کني


    - خدا نگهدار وممنونم از شم


    محمدرضا گلزار در شب شيشه اي ا


    - من از همه دست اندكاران شب شيشه اي كه براي اين برنامه زحمت كشيده اند و اسم نمي برم تشكر ميكنم. از همراهي شما بينندگان محترم نيز تشکر مي کنم.


    - منو رها كن از اين فكر تنهايي براي آخرين بار وخدانگهدار.  


    برگفته شده از برنامه تلوزيوني شب شيشه اي . پخش از شبکه پنج تهران


    + نوشته شده توسط اميرحسين در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 15:11 |
     بیوگرافی: مهدی سلوکی متولد 14 خرداد 1361 بوده و دارای دیپلم گرافیک است. نظرتان در مورد شخصیت نسرین چیست؟ میشه گفت دختر اول قصه هست که شرایط خاصی دارد. یک خاطره از بازی در کنار مرحوم پوپک گلدره بگویید. همه روز های کار خاطره بود،یادم هست روزی سکانسی بود که تقریبا3 ساعت برایش وقت گذاشته بودیم. به خاطر گرمای زیاد بچه ها خسته شده بودند و بازی را یک بار من خراب می کردم ، یک بار هم خانم گلدره ، یک جایی بود که دیگه نمی شد دوباره تکرار کرد. یعنی برداشت آخر بود. فکر کنم من دیالوگم را یادم رفت و خانم گلدره به جای من گفتند و سکانس جمع شد. تاثیر کارگردن بر بازی شما تا چه حد بود؟ آقای مقدم واقعا سنگ تمام گذاشتند، بهروز برایش خیلی مهم بود. در زندگی واقعی نیز عاشق شده اید؟ نه آیا موافق زندگی هایی هستید که با دلباختگی آغاز می شوند؟ خیر، من عقیده ام این است که همه چیز بر اساس منطق باید جلو برود حتی اگر قرار است احساسی هم باشد ، آن هم باید بر اساس منطق و طبق کنترل عقل باشد و من اصلا آدم احساسی ای نیستم. به نظر شما پول خوشبختی می آورد؟ هم آره هم نه. آیا لازمه شغل بازیگری داشتن تحصیلات مرتبط است؟ لازمه اش تحصیلات نیست ولی تحصیلات هم مهم است . یعنی خیلی جاها هیچ چیز به اندازه سواد به آدم کمک نمی کند. هنر در زندگی شخصی ات تا چه حد تاثیر گذار بوده و این تاثیر در کدام یک از وجوه زندگی ات پدیدار شده؟ به هر حال هنرمند ناخودآگاه روحیه ظریفی پیدا می کند و نگاهش به زندگی عوض می شود. شاید من هم از وقتی که این حرفه را دنبال کردم نگاه و ایده ال هایم نسبت به زندگی به نوعی عوض شده. در انتخاب نقش ها آیا وسواس خاصی داری یا هر نقشی را پذیرا هستی؟ صد در صد وسواس دارم. آخرین سفری که داشتی؟ شمال. اهل خرید هم هستی؟ ترجیح می دهم بیشتر خانواده این کار را انجام بدهد تا من. آیا در کارهای منزل همکاری می کنید؟ بله. اخلاق شما در منزل؟ می گن خوبه. میانه ات با شوخی؟ بعضی وقت ها دوست دارم بعضی وقت ها نه. ورزش مورد علاقه؟ تنیس. غذای مورد علاقه؟ قرمه سبزی. غذایی که دوست نداری؟ عدس پلو. ادکلن مورد علاقه؟ بیشتر ادکلن ها را دوست دارم. بهترین و بدترین فصل؟ بهنرین بهار ، بدترین پاییز. رنگ بیزاری؟ زرد. رنگ مورد علاقه؟ قرمز. خصوصیات اخلاقی؟ خوش اخلاق. اگر از تو بپرسند بزرگترین عامل دل سردی در عشق چیست ، چه می گویی؟ خیانت.
    + نوشته شده توسط اميرحسين در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 0:30 |

    مهناز افشار بازیگر ایرانی سینما است. گروهی معروفیت وی را مدیون شباهت ظاهری‌اش به فائقه آتشین (گوگوش) میدانند.

    مهناز افشار  Mahnaz Afshar

    زندگی‌نامه

    مهناز افشار متولد ۱۳۵۶ در تهران است. با اینکه دوره تدوین فیلم ویدیویی را گذرانده اما فعالیت حرفه‌ای اش را با بازی در مجموعه تلویزیونی «گم شده» در سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. پس از آن او توانست در سال ۱۳۷۸ نقشی در فیلم «شیرهای جوان» (محسن محسنی نسب) بدست آورد.

    مهناز افشار  Mahnaz Afshar

    اما شباهت او به گوگوش باعث شد تا در زمان اکران فیلم «شور عشق» در سال ۱۳۷۹ به شهرت برسد. او در سال ۱۳۸۳ سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم به فروش خوبی دست پیدا کردند: «کما»، «۱۳ گربه روی شیروانی» و «زهر عسل». جالب آنکه افشار در هر سه این فیلم ها با محمدرضا گلزار همبازی بود. در سال ۱۳۸۴ فیلم «آتش بس» (تهمینه میلانی) با بازی او اکران شد و به فروش خوبی دست پیدا کرد.

    مهناز افشار  Mahnaz Afshar

    مهناز افشار با اینکه یکی از پولسازترین بازیگران سینمای ایران در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ است اما بازی اش از سوی منتقدان هنوز چندان جدی گرفته نشده. او در سال ۱۳۸۴ در فیلم کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) در کنار بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، رضا کیانیان و فاطمه معتمدآریا بازی کرد.

    مهناز افشار  Mahnaz Afshar

    فیلم‌شناسی

    ۱ - تسويه حساب (۱۳۸۵) ۲ - رئيس (۱۳۸۵) ۳ - محاكمه (۱۳۸۵) ۴ - آتش بس (۱۳۸۴) ۵ - آكواريوم (۱۳۸۴) ۶ - تله (۱۳۸۴) ۷ - چه كسي امير را كشت (۱۳۸۴) ۸ - كارگران مشغول كارند (۱۳۸۴) ۹ - سالاد فصل (۱۳۸۳) ۱۰ - سيزده گربه روي شيرواني (۱۳۸۲) ۱۱ - كما (۱۳۸۲) ۱۲ - دختري در قفس (۱۳۸۱) ۱۳ - زهر عسل (۱۳۸۱) ۱۴ - نگين (۱۳۸۰) ۱۵ - خاكستري (۱۳۷۹) ۱۶ - شور عشق (۱۳۷۹) ۱۷ - دوستان (۱۳۷۸) ۱۸ - شيرهاي جوان (۱۳۷۸)

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 23:36 |
    www.bazigaran.net | 1740;1575;1606;1711;1608;1605;

    لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف
    کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای
    جنوبی آسیا .

    زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد . در سال
    های اخیر او به عنوان دختر

    دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است .
    محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش
    یانگوم بسیار افزايش يافت.

    این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه آن را دوباره به
    صورت خلاصه پخش کردند .

    در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند فقط برای
    تماشای این سریال !

    در چین ميلیون ها بیننده سریال را میدیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود . بعد از
    آن " لی یانگ ا " دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،چین و ژاپن شد .


    در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود . در چین مدرسه ای بعد
    از اهدای مدرک خلبانی به لی

    نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد .

    دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این سریال چهار نقاشی از
    پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت .



    او در زندگی نامه اش به نام " عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه
    بازیگر شده است صحبت کرد .

    او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیغ شکلات باعث
    ورود او به کار صحنه شد .

    در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود . از
    آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد . مانند کاراکترش در
    سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با
    بانوی انتقام" .



    او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است . لی
    جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005 و Beaksang Art
    Awards در سال 2006 برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام"

    به دست آورد .

    در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی
    است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد . ضمن بستن این
    قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای آسیایی برگزار خواهد کرد .


    + نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 18:13 |
    متولد 20 اردیبهشت 1347در یکی از شهرهای جونب خراسان رضوی به نام زد (Zad) به دنیا آمده است . دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی به تهران آمد ، با این که رشته اش را دوست داشت ، امَا به علت نداشتن موقعیت خوب در ایران آن را رها کرد و به کار هنری ( بازیگری ، نویسندگی و کارگردانی ) پرداخت و از همین راه کسب در آمد دارد . در سال 1372 با بازی در مجموعه طنز [ پرواز 57 ] همراه با گروه مهران مدیری به تلویزیون آمد و با مجموعه :: ساعت خوش :: به شهرت رسید . در سال 1373 ازدواج کرد و به دلیل عدم تمایل به داشتن فرزند ، فرزندی ندارد . در اواسط سال 1377 به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیما مجموعه :: مجید دلبندم :: را عرضه کرد . و در سال 1379 مجموعه :: قطار ابدی :: را تقدیم مردم ایران کرد . بخشی دیگر از کارهای او از سال 74 تا 80 : سیب خنده - ستاره ها - کوچه اقاقیا در سال 1383 پای در عرصه تولید سریال های مناسبتی ماه مبارک رمضان گذاشت و :: خانه به دوش :: را آماده پخش کرد . بعد از آن در سال 1384 مجموعه :: متهم گریخت :: را به نویسندگی سعید آقاخانی ، کارگردانی کرد . او با بازی در فیلم سینمایی [ هوو ] ساخته علیرضا داود نژاد ، کاری متفاوت از خود را به نمایش گذاشت . بعد از آن در فیلمی دیگر از همین کارگردان به نام [ تیغ زن ] بازی کرد و بزودی فیلم سینمایی [ کلاهی برای باران ] از مسعود نوابی را بر روی پرده سینماها به نمایش خواهد گذاشت . و آخرين ساخته زيبا وي به نام ترش و شيرين نوروز 86 از شبكه سوم سيما پخش شد كه توانست طرفداران زيادي را جذب خود كند.

    رضا عطاران

    فیلم‌ها

    فیلم های سینمایی

    • کلاهی برای باران (مسعود نوابی) - 1385 (اكران نشده)
    • تیغ زن (علیرضا داود نژاد) - 1385 (اكران نشده)
    • هوو ( علیرضا داودنژاد ) - 1384
    • سیندرلا ( رامبد جوان ) 1380
    • کلاه قرمزی و سروناز ( ایرج طهماسب ) 80 - 1379

    مجموعه‌های تلویزیونی

    • ترش و شیرین (بازیگر - کارگردان)
    • متهم گریخت ( بازیگر - کارگردان)
    • خانه به دوش ( بازیگر - نویسنده - کارگردان)
    • کوچه اقاقیا ( بازیگر - کارگردان)
    • قطار ابدی ( بازیگر - نویسنده - کارگردان)
    • ساعت خوش ( بازیگر - نویسنده - بازیگردان)
    • مجید دلبندم ( بازیگر - نویسنده - کارگردان)
    • ستاره ها ( بازیگر - نویسنده - کارگردان)
    • سیب خنده ( بازیگر - نویسنده - کارگردان)
    • حرف تو حرف (نويسنده)
    • زیر آسمان شهر ( نویسنده)
    • دنیای شیرین ( بازیگر)

    رضا عطاران

     
    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:46 |

    نیکی کریمی (متولد ۱۳۵۰ در تهران) بازیگر، کارگردان و یک مترجم ایرانی است. او در چند جشنواره جهانی فیلم نیز به عنوان داور حضور داشته است.

    نیکی کریمی

    او از دوران دبستان بازی در گروه‌های کوچک تئاتری را آغاز کرد. نخستین نقش سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۸ در فیلم «وسوسه» به کارگردانی جمشید حیدری به دست آورد. اما نخستین حضور جدی‌اش را میتوان در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۹ دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولین جوانان سینمای ایران پس از انقلاب می‌دانند.

    نیکی کریمی

    ‍پس از آن، کریمی در دو فیلم مهم از داریوش مهرجویی به نام‌های «سارا» و «پری» بازی کرد. بازی‌اش در فیلم «سارا» اقتباسی از «خانه عروسک» اثر هنریک ابسن بود، برایش جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره‌های سن سباستین و نانت را به ارمغان آورد.

    در همان سال برای تحصیل در رشته طراحی به آمریکا رفت و تا زمان بازی در فیلم «پری اثر داریوش مهرجویی به ایران بازنگشت. بازی‌اش در این فیلم که اقتباسی از کتاب «فرنی و زویی» اثر سلینجر بود مورد توجه قرار گرفت و برای بار سوم در جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین شد.

    پس از بازی در چند فیلم از کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی و داریوش فرهنگ در سال ۱۳۷۷ در فیلم «دو زن»به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد. او با بازی در این فیلم، به بازیگر ثابت چند فیلم بعدی تهمینه میلانی با مایه‌های فمینیستی تبدیل شد و این همکاری تا فیلم «واکنش پنجم» ادامه یافت. کریمی برای پنجمین بار برای فیلم «دو زن» نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد. و جایزه بهترین بازیگر زن را به خاطر بازی در همین فیلم از جشنواره تائورمینا ایتالیا گرفت.

    نیکی کریمی

    پس از اینکه دستیاری عباس کیارستمی‌را در فیلم «A.B.C. Africa» به عهده گرفت، در سال ۱۳۸۰ فیلم کوتاه مستندی با مضمون نازایی با عنوان «داشتن یا نداشتن» ساخت که برنده جایزه باران شد. در سال ۱۳۸۱ در دو فیلم ««دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمد‌رضا معتمدی و «واکنش پنجم» به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد که به خاطر بازی در این دو فیلم جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فجر را گرفت.

    او برای اولین بار در فیلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در یک نقش منفی بازی کرد.

    در سال ۱۳۸۳ اولین فیلم بلندش به نام «یک شب» را کارگردانی کرد.

    کارنامه فیلمسازی

    • داشتن یا نداشتن (۱۳۸۲)
    • یک شب (۱۳۸۳)
    • گریز (۱۳۸۴)

    کارنامه بازیگری

    • وسوسه
    • عروس
    • ردپای گرگ
    • سارا
    • پری
    • بوی پیراهن یوسف
    • سایه‌به‌سایه
    • برج مینو
    • روانی
    • تختی
    • دو زن
    • بازیگر
    • سیب
    • دختران انتظار
    • نسل سوخته
    • هزار زن مانند من
    • نیمه پنهان
    • دیوانه از قفس پرید
    • واکنش پنجم
    • باج خور
    • پرونده هاوانا
    • گریز
    • چه کسی امیر را کشت؟
    • شام عروسی
    • نوک برج
    • ستاره ها

    کتاب‌شناسی

    • آوازهایی که مادرم به من آموخت (زندگی‌نامه مارلون براندو) [ترجمه]
    • Intimacy اثر حنیف قریشی [ترجمه]

    جوایز

    • نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (واکنش پنجم)[ دوره ۷ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۲ ]
    • برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن (دیوانه ای از قفس پرید)[ دوره ۲۱جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - ۱۳۸۱ ]
    • نامزد تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (نیمه پنهان)[ دوره ۵ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۰ ]
    • با تقدیر از بهترین بازیگر نقش اول زن (دو زن)[ دوره ۱۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۷ ]
    • نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (روانی)[ دوره ۱۶ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۶ ]
    • نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (پری)[ دوره ۱۳ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳ ]
    • نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (سارا)[ دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱ ]
    • نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (عروس)[ دوره ۹ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۹ ]

    داوری

    • جشنواره فیلم تسالونیکی یونان
    • جشنواره رن فرانسه
    • خاور میانه (لبنان)
    • دمشق (سوریه)
    • جشنواره فیلم لوکارنو (سوئیس) ۲۰۰۶
    • جشنواره فیلم دهلی ۲۰۰۵
    • جشنواره ریجاویک (ایسلند) ۲۰۰۶

    نیکی کریمی

  • + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:44 |

    باران کوثری در ۲۵ مهر ۱۳۶۴ در تهران به دنیا آمد.

    باران کوثری

    فارغ التحصیل رشته نمایش هنرستان سوره‌است. بهترین بابای دنیا (۱۳۷۰) ساختة داریوش فرهنگ، نخستین تجربه بازیگری اوست. نقش آفرینی‌های بعدی وی به تمامی در فیلم‌های مادرش رخشان بنی اعتماد است؛ نرگس (۱۳۷۰)، روسری آبی (۱۳۷۳)، بانوی اردیبهشت (۱۳۷۶)، اپیزود باران و بومی از فیلم اپیزود یک قصه‌های کیش (۱۳۷۷)، زیر پوست شهر (۱۳۷۹) و مستند سینمایی روزگار ما (۱۳۸۰). کوثری هم چنین با بازی در تئاتر آن سوی آینه به کارگردانی آزیتا حاجیان (۱۳۷۶) توانایی‌هایش را به عنوان بازیگر صحنه نیز به اثبات رسانده‌است. کوثری در هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوان در اصفهان یکی از اعضای هیئت داوران در بخش مسابقه سینمای ایران بوده‌است. وی در بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر در تالار وحدت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را به خاطر بازی در فیلم های خون بازی و روز سوم دریافت کرد.

    باران کوثری

    بازیگر

    فیلم سینمایی

    • روز سوم (۱۳۸۵)
    • خون بازی (۱۳۸۵)
    • نسل جادویی (۱۳۸۵)
    • سفر رویا (۱۳۸۴)
    • تقاطع (۱۳۸۴)
    • گیلانه (۱۳۸۳)
    • خوابگاه دختران (۱۳۸۳)
    • برگ برنده (۱۳۸۲)
    • رقص در غبار (۱۳۸۱)
    • روزگار ما (۱۳۸۰)
    • زیر پوست شهر (۱۳۷۹)
    • باران و بومی (اپیزود سوم داستان‌های جزیره،۱۳۷۷)
    • بانوی اردیبهشت (۱۳۷۶)
    • روسری آبی (۱۳۷۳)
    • نرگس (۱۳۷۰)
    • بهترین بابای دنیا (۱۳۷۰)

    مجموعه تلویزیونی

    • صاحبدلان (۱۳۸۵)

    نمایش

    • در میان ابرها (تهران، تئاتر شهر، تالار قشقایی، ۱۳۸۴)
    • آن سوی آینه (تهران، تئاتر شهر، تالار اصلی، ۱۳۷۶)

    منشی صحنه

    • گیلانه (۱۳۸۳)

    جشنواره

    • سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن (خون بازی، روز سوم، بخش مسابقه سینمای ایران-سودای سیمرغ- بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۸۵)
    • دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن (خون بازی، بخش مسابقه بین الملل-جام جهان نما- بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۸۵)

    فعالیت جشنواره‌ای

    • داور (مسابقه سینمای ایران، جشنواره بین المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، دوره هفدهم، ۱۳۸۱)

    باران کوثری

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:42 |

    ابوالفضل پورعرب بازیگر تآتر، سینما، تلویزیون، ایرانی. کارگردانی تآتر و دستیار کارگردان در «دزدونویسنده» ساختهٔ سیروس الوند.

    ابوالفضل پورعرب

    زندگینامه

    فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشسرای هنر، تا کنون سه بار ازدواج کرده و داری سه فرزند است.

     از آخرین همسرش آناهیتا نعمتی (بازیگر) جدا شد. از او داری یک فرزند دختر است.

    آناهیتا نعمتی

    فعالیت‌ها

    تآتر

    فعالیت در تآتر را از سال ۱۳۵۹ آغاز کرد. بازی در نمایش‌های مختلف.

    کارگردانی خسیس مولیر در تالار وحدت (تالار رودکی) (۱۳۸۲)

    سینما

    هر چند نخستین بار در نقش کوتاهی در فیلم زخمه ظاهر شد اما ورود او به سینما را باید از ۱۳۶۹ و بازی در فیلم عروس برشمرد.

    1. عروس (بهروز افخمی، ۱۳۶۹)
    2. قربانی (رسول صدرعاملی، ۱۳۷۰)
    3. نرگس (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۷۰)
    4. آواز تهران (کامران قدکچیان، ۱۳۷۰)
    5. رابطه پنهانی (جهانگیر جهانگیری، ۱۳۷۱)
    6. مهاجران (مهدی صباغ زاده، ۱۳۷۱)
    7. سوء ظن (کاظم معصومی، ۱۳۷۱)
    8. دو روی سکه (محمد متوسلانی، ۱۳۷۱)
    9. نیش (همایون اسعدیان، ۱۳۷۲)
    10. چهره (سیروس الوند، ۱۳۷۳)
    11. بهشت پنهان (کامران قدکچیان، ۱۳۷۳)
    12. در کمال خونسردی (سیامک شایقی، ۱۳۷۳)
    13. بی‌قرار (مجید قاری‌زاده، ۱۳۷۳)
    14. مرضیه (اسفندیار شهیدی، ۱۳۷۳)
    15. مردی شبیه باران (سعید سهیلی، ۱۳۷۵)
    16. قاصدک (قاسم جعفری، ۱۳۷۵)
    17. حماسه قهرمانان (۱۳۷۶)
    18. غریبانه (احمد امینی، ۱۳۷۶)
    19. باد و شقایق (سیدضیاءالدین دری، ۱۳۷۷)
    20. جوانی (مجید قاری‌زاده، ۱۳۷۷)
    21. مردی از جنس بلور (سعید سهیلی، ۱۳۷۷)
    22. عشق کافی نیست (مهدی صباغ زاده، ۱۳۷۷)
    23. معصوم (داود توحیدپرست، ۱۳۷۷)
    24. دستهای آلوده (سیروس الوند، ۱۳۷۸)
    25. رقص شیطان (اسماعیل براری، ۱۳۷۸)
    26. زندانی ۷۰۷ (حبیب الله بهمنی، ۱۳۷۸)
    27. تو را دوست دارم (عبدالله باکیده، ۱۳۷۹)
    28. همسر دلخواه من (افشین شرکت، ۱۳۷۹)
    29. تیک (اسماعیل فلاح پور، ۱۳۸۰)
    30. چند می‌گیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو، ۱۳۸۴)

    تلویزیون

    1. زیر زمین (مجموعه تلویزیونی، علیرضا افخمی، ۱۳۸۵)
    2. تنهاترین سردار (مجموعه تلویزیونی، مهدی فخیم‌زاده، ۱۳۷۶)
    3. سریال مسافر (مجموعه تلویزیونی، سیروس مقدم، ۷۹ - ۱۳۷۸)
    4. عروس (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۲)
    5. تا غروب (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۴)

    جوایز

    • تجلیل در جشنواره نهم فیلم فجر به دلیل بازی در عروس
    • بهترین بازیگر مرد، فیلم عروس، جشنوارهٔ پیونگ یانگ (۱۳۷۳)
    • بهترین بازیگر نقش اول مرد، مردی شبیه باران سعید سهیلی پانزدهمین جشنواره فیلم فجر        (۱۳۷۵)

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:39 |

    فاطمه معتمد آریا با نام اصلی سیمین معتمد آریا، یکی از بازیگران سینمای ایران است. او در فیلم های کارگردانان بزرگ سینمای ایران چون بهرام بیضایی، محسن مخملباف، رخشان بنی اعتماد و بهمن فرمان آرا بازی کرده و بازی وی بارها موردتوجه و تحسین قرار گرفته است.

    فاطمه معتمدآریا

    معتمد آریا متولد سال ۱۳۴۰ در تهران، فارغ‌التحصیل بازیگری از دانشسرای هنر تهران است. با شرکت در کلاس‌های موسيقی، نقاشی، فیلمسازی، تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به اجرای نمایش‌های عروسکی و تئاترهای کودکان در سراسر کشور پرداخت. همکاری با گروه تئاتر دانشجويان دانشکده هنرهای زیبا و با صدا و سيما در زمينه کارهای کودکان و تئاتر زنده و عروسکی از سوابق هنری اوست. شروع فعالیت از در تلویزیون با عروسک گردانی مجموعه مدرسه موش ها در سال ۱۳۶۰ بود. او از سال ۶۴ بازيگری در سینما را با فيلم جدال آغاز كرد.

    از نقش آفرينی‌های محبوب معتمد آریا باید به بازی هایش در کنار ایرج طهماسب و حمید جبلی اشاره کرد. این سه نفر با همکاری در چندین فیلم از جمله کلاه قرمزی و پسرخاله، کلاه قرمزی و سروناز، دختر شیرینی فروش و یکی بود و یکی نبود یکی از موفق‌ترين گروه‌های هنری در سینمای ایران هستند.

    آدرس وب سایت ایشان : www.motamedaria.com این وب سایت شامل بیوگرافی، فیلم ها، جوایز، گالری عکس و فیلم، اخبار و تماس می‌باشد.

    مجموعه تلویزیونی

    1. شهر موش‌ها (۱۳۶۳)
    2. گل پامچال (۱۳۷۰)
    3. آرايشگاه زيبا (۱۳۷۲)

    فيلم‌شناسی

    1. جدال (۱۳۶۴)
    2. تحفه‌ها (۱۳۶۶)
    3. گم‌شدگان (۱۳۶۶)
    4. جهیزیه برای رباب (۱۳۶۶)
    5. محموله (۱۳۶۶)
    6. یاد و دیدار (۱۳۶۶)
    7. ستاره و الماس (۱۳۶۷)
    8. برهوت (۱۳۶۷)
    9. ریحانه (۱۳۶۸)
    10. ناصرالدین شاه آكتور سینما (۱۳۷۰)
    11. مسافران (۱۳۷۰)
    12. هنرپیشه (۱۳۷۱)
    13. يكبار برای همیشه (۱۳۷۱)
    14. همسر (۱۳۷۲)
    15. سفر (۱۳۷۳)
    16. كلاه قرمزی و پسرخاله (۱۳۷۳)
    17. روسری آبی (۱۳۷۳)
    18. مرد آفتابی (۱۳۷۴)
    19. زندگی (۱۳۷۴)
    20. مهر مادری (۱۳۷۶)
    21. مرد عوضی (۱۳۷۷)
    22. عشق + ۲ (۱۳۷۷)
    23. يكی بود، یكی نبود (۱۳۷۸)
    24. عینک دودی (۱۳۷۹)
    25. دختر شیرينی فروش (۱۳۸۰)
    26. کلاه قرمزی و سروناز (۱۳۸۱)
    27. گيلانه (۱۳۸۳)
    28. يک بوس کوچولو (۱۳۸۳)
    29. کارگران مشغول کارند (۱۳۸۴)
    30. زیر درخت هلو (۱۳۸۴)
    31. تقاطع (۱۳۸۴)

    جوایز

    1. نامزد تنديس زرين بهترین بازیگر نقش اول زن (گيلانه)هشتمین دوره جشن خانه سينما (مسابقه) (۱۳۸۳)
    2. نامزد سيمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (گيلانه) (۱۳۸۲)
    3. نامزد تندیس زرين بهترین بازيگر نقش اول زن (دختر شيريني فروش) ششمین دوره جشن خانه سينما (مسابقه) (۱۳۸۱)
    4. نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زندگی) (۱۳۷۶)
    5. نامزد سيمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (روسری آبی) (۱۳۷۳)
    6. برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (همسر) (۱۳۷۲)
    7. برنده سیمرغ بلورين بهترین بازیگر نقش اول زن (هنرپيشه) (۱۳۷۱)
    8. برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (مسافران) (۱۳۷۰)
    9. برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (برهوت) (۱۳۶۷)
    10. نامزد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (ريحانه) (۱۳۶۷)
    11. نامزد لوح زرين بهترين بازيگر نقش مكمل زن (جهيزيه براي رباب) (۱۳۶۶)

    وب سایت رسمی فاطمه معتمد آریا

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:37 |

    لیلا حاتمی در ۹ مهر۱۳۵۱ در تهران متولد شد و از کودکی در فیلمهای پدرش حضور داشت.

    لیلا حاتمی

    دیپلم خود را در رشتهٔ ریاضی فیزیک از تهران گرفت و برای ادامهٔ تحصیل به لوزان سوئیس رفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشتهٔ برق شروع به تحصیل کرد و پس از دو سال این رشته را رها کرد و به تحصیل ادبیات فرانسه در دانشگاه لوزان مشغول شد.

    سال ۱۳۷۵ به علت بیماری پدرش به ایران آمد و از آن پس در تهران اقامت کرد. سال ۱۳۷۵ اولین کار سینمایی خود را در فیلمی غیر از فیلم پدرش انجام داد. لازم به ذکر است بیش از آن در سال ۱۳۷۰ در فیلم دلشدگان کار کرده بود.

    او همسر علی مصفا (بازیگر سینما و تلویزیون] می‌باشد.

    علی مصفا و همسرش لیلا حاتمی

    فیلم‌شناسی

    • حکم (۱۳۸۴)
    • شاعر زباله‌ها (۱۳۸۴)
    • سالاد فصل (۱۳۸۳)
    • سیمای زنی در دوردست (۱۳۸۲)
    • ارتفاع پست (۱۳۸۰)
    • ایستگاه متروک (۱۳۸۰)
    • مربای شیرین (۱۳۸۰)
    • آب و آتش (۱۳۷۹)
    • میکس (۱۳۷۸)
    • شیدا (۱۳۷۷)
    • لیلا (۱۳۷۵)
    • دلشدگان (۱۳۷۰)
    • کمال الملک (۱۳۶۲)
     
    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:34 |

    سحر جعفری جوزانی یکی از بازیگران زن سینما و تلویزیون ایران است. او دختر مسعود جعفری جوزانی کارگردان ایرانی است. از به یادماندی‌ترین کارهای او می‌توان به هفت ترانه در کنار بازیگرانی چون لعیا زنگنه، مینا جعفر زاده، شروین نجفیان و... اشاره کرد. همچنین او در سال ۱۳۸۲ در سریال تلویزیونی طنز نقطه‌چین به کارگردانی مهران مدیری بازی کرد.

    سحر جعفری جوزانی

    زندگی‌نامه

    سحر جعفری جوزانی، در سال ۱۳۵۷ در آمريکا متولد شد. وی فرزند مسعود جعفری جوزانی (نویسنده و کارگردان) و فتح الله جعفری جوزانی (عمو)  و فارغ التحصیل روانشناسی کودک از دانشگاه آزاد اسلامی است.

    او فعالیت سینمایی خود را با بازی در فیلم شیر سنگی به کارگردانی پدرش در سال ١٣٦٥ آغاز کرد. سحر جعفری جوزانی همچنین در سال ۱۳۷۸ نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای بازی در فیلم بلوغ شد.

    فیلم شناسی

    1. هفت ترانه
    2. چشم هایش ( فرامرز قریبیان ) (۱۳۷۸)
    3. بلوغ ( مسعود جعفری جوزانی ) (۱۳۷۸)
    4. شیر سنگی ( مسعود جعفری جوزانی ) (۱۳۶۵)
    5. سریال نقطه چین (مهران مدیری)
    6. سریال باغ مظفر (مهران مدیری)

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:32 |

    زندگینامه

    بهروز وثوقی با نام واقعی خلیل وثوقی در سال 1316 خورشیدی برابر سال 1937 میلادی در شهر خوی متولد شد.

    بهروز وثوقی

    وی برادر چنگیز و شهراد وثوقی است که هر دو در ایران به کار هنرپیشگی مشغولند. تحصیلات وی در حد دیپلم می باشد و همسرسابق گوگوش می باشد.

     اولین فیلم سینمائی اش فیلم صدکیلوداماد (1341به کارگردانی عباس شباویز) می باشد و فیلمی که درسال 1348 بهروز درآن بازی کرد وهرگز به نمایش عمومی درنیامد (هوکانی .به کارگردانی سیاوش یاسمی)اول بوده است ، از مشهورترین نقش های بهروز وثوقی نقش قیصر در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ بود. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلمهای فارسی به هنرنمایی پرداخته است که از جمله فیلمهای بهروز وثوقی می‌توان به بازی هنرمندانه او در فیلم (سوته دلان) که از دسته فیلمهای هنری و ماندگار در تاریخ سینمای ایران نیز هستند اشاره کرد ضمن اینکه اثار دیگری چون { کندو ، داش اکل ، همسفر ، ممل آمریکایی ، ماه عسل ، دشنه ، طوقی و گوزنهاوبسیاری دیگر) جزو اثار به جا مانده از وی است.بهروز وثوقی جزو معدود هنرپیشگان سینمای ایران است که توانایی بازی در انواع گونه‌های سینمایی را دارد از کمدی تا تاریخی از عرفانی تا تجاری. البته به ایشان (کلینت ایستوود) ایران لقب داده اند. او پس از آن به آمریکا رفت تا در فیلم « گربه در قفس » ساخته بهمن زرین دست بازی کند که اقامت او با انقلاب اسلامی مصادف شد. یکی از اتفاقات مهم در حضور هنری وثوقی در سالهای اخیر جایزه ای است که داوران جشنواره لس آنجلس در سال 1979 به عباس کیارستمی اهدا کردند و او نیز تقدیم وثوقی کرد.

    فیلم‌شناسی

    • صد کیلو داماد (1340خ / 1962م)
    • گل گمشده (1341خ / 1962م)
    • فرشته‌ای در خانه من (1342خ / 1963م)
    • دختر ولگرد (1343خ / 1964م)
    • لذت گناه (1343خ / 1964م)
    • دزد بانک (1344)
    • عروس دریا (1344خ / 1965م)
    • امروز و فردا (1345)
    • بیست سال انتظار (1345)
    • خداحافظ تهران (1345)
    • هاشم خان (1345خ / 1966م)
    • ایمان (1346)
    • دالاهو (1346)
    • زنی به نام شراب (1346)
    • وسوسه شیطان (1346خ / 1967م)
    • بر آسمان نوشته (1347)
    • بیگانه بیا (1347خ / 1968م)
    • تنگه اژدها (1347)
    • دشت سرخ (1347)
    • گرداب گناه (1347)
    • من هم گریه کردم (1347)
    • هنگامه (1347)
    • دزدسیاهپوش (1348)
    • دنیای آبی (1348)
    • قیصر (1348خ / 1969م)
    • پنجره (1349خ / 1970م)
    • دور دنیا با جیب خالی (1349)
    • رضاموتوری (1349خ / 1970م)
    • طوقی (1349خ / 1971م)
    • قهرمانان (1349) (The Invincible Six) (مشترکا با ایالات متحده)
    • لیلی و مجنون (1349)
    • داش اکل (1350خ / 1971م)
    • رشید (1350خ / 1971م)
    • فرارازتله (1350خ / 1971م)
    • یک مرد و یک شهر (1350)
    • بلوچ (1351خ / 1972م)
    • دشنه (1351خ / 1972م)
    • غریبه (1351خ / 1972م)
    • تنگسیر (1352خ / 1974م)
    • خاک (1352)
    • گرگ بیزار (1352)
    • نفرین (1352خ / 1973م)
    • سازش (1353خ / 1974م)
    • گوزن ها (1351)
    • ممل امریکائی (1353)
    • ذبیح (1354)
    • کندو (1354خ / 1975م)
    • همسفر (1354)
    • بت (1355) (1342خ / 1963م)
    • بت شکن (1355) (1342خ / 1963م)
    • ماه عسل (1355) (1342خ / 1963م)
    • ملکوت (1355خ / 1976م)
    • سوته دلان (1356خ / 1978م)
    • کاروان ها (1356خ / 1978م) (مشترکا با ایالات متحده)
    • نفس بریده (1357)
    • گربه در قفس (1357خ / 1978م) (در ایالات متحده)
    • دفینه (1359خ / 1963م) (در ایالات متحده)
    • گروگان (1362خ / 1963م) (در آلمان غربی)
    • چشمهایش (1365خ / 1963م) (در آلمان غربی)
    • تهدید (1369خ / 1963م) (در ایالات متحده)
    • وحشت در بورلی هیلز (1369خ / 1991م)
    • (1991) The Crossing
    • (2005م) Zarin

    جوایز

    • برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره جهانی فیلم هند در دهلی در سال 1973 برای بازی در فیلم تنگسیر
    • برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران در سال 1353 برای بازی در فیلم گوزن ها
    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:31 |

    عزت‌الله انتظامی متولد ۱۳۰۳ تهران بازیگر پر سابقهٔ تئاتر و سینمای ایران است.

     نبوغ داریوش مهرجویی کارگردان گاو (۱۳۴۸) استعداد انتظامی را کشف کرد و پروراند. بازیهای او در دیگر آثار مهرجویی همچون آقای هالو، دایره مینا، پستچی، اجاره نشینها، هامون، پری و بانو باعث بروز تواناییهای بسیار او شد. انتظامی علاوه بر نقش آفرینی در آثار مهرجوی، در فیلمهای بزرگانی چون علی حاتمی و محسن مخملباف نیز ایفای نقش کرد.

    مسعود کیمیایی از حضور انتظامی در آخرین اثرش «حکم» به عنوان افتخاری بزرگ یاد کرد.

    کارنامه بازیگری

    • ۱۳۴۸ گاو
    • ۱۳۴۹ هالو
    • ۱۳۵۱ بی تا - پستچی - صادق کرده
    • ۱۳۵۲ ستارخان - قیامت عشق
    • ۱۳۵۳ بنگاه تاترال (ناتمام)
    • ۱۳۵۵ شیر خفته - ملکوت
    • ۱۳۵۷ این گروه محکومین - دایره مینا - غبارنشین ها
    • ۱۳۶۰ مدرسه ای که می رفتیم
    • ۱۳۶۱ حاجی واشنگتن
    • ۱۳۶۲ خانه عنکبوت
    • ۱۳۶۳ کمال الملک
    • ۱۳۶۴ چمدان
    • ۱۳۶۵ اجاره نشین ها - شیر سنگی
    • ۱۳۶۶ شیرک
    • ۱۳۶۷ جعفرخان از فرنگ برگشته - در مسیر تندباد - کشتی آنجلیکا - گراند سینما -
    • ۱۳۶۸ هامون
    • ۱۳۶۹ سایه خیال
    • ۱۳۷۰ بانو - خانه خلوت - ناصرالدین‌شاه اکتور سینما
    • ۱۳۷۲ بازیچه - جنگ نفتکش ها - روز فرشته -
    • ۱۳۷۳ روز واقعه - روسری آبی
    • ۱۳۷۵ جهان پهلوان تختی (نسخه اول - ناتمام)
    • ۱۳۷۷ باد و شقایق - کمیته مجازات
    • ۱۳۷۸ میکس
    • ۱۳۸۰ خانه ای روی آب
    • ۱۳۸۱ گاوخونی - دیوانه ای از قفس پرید
    • ۱۳۸۴ حکم
    • ۱۳۸۵ ستاره می‌شود (هنوز در ایران اکران عمومی نشده است)

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:28 |

    منوچهر نوذَری (زادهٔ ۱۳۱۵خ - درگذشتهٔ ۱۶ آذرماه ۱۳۸۴). بازیگر تئاتر، سینما، رادیو و تلویزیون ایران. وی بیش از نیم‌قرن در این حیطه‌ها به فعالیت پرداخت.

    manuchehr nozari

    او فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۲ آغاز کرد و از اولین بنیانگذاران دوبله در ایران بود.

    این هنرمند محبوب ایرانیان، در روز چهارشنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۴ به علت بیماری ریوی و عفونت کلیوی در بیمارستان مدرس تهران چشم از جهان فروبست.

    در روزهای پایانی زندگی این هنرمند در بیمارستان از او نقل شده:

    «من اولين كسی بودم كه در تلويزيون ايران مقابل دوربين رفتم و گفتم نام جعبه‌ای كه تصوير من را در آن می‌بينيد تلويزيون است‌.»

    او پسری با نام ایرج نوذری دارد که او هم در رادیو و تلوزیون ایران فعالیت می‌کند.

    برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی

    دو برنامهٔ رادیویی و تلوزیونی این هنرمند به نام‌های صبح جمعه با شما و مسابقه‌ هفته سال‌ها از پرشنونده و پر بیننده‌ترین برنامه‌های صدا و سیمای ایران بودند.

    وی در برنامهٔ صبح جمعه با شما به عنوان نویسندهٔ طنز رادیویی و صداپیشهٔ نمایشنامه‌ها با نام آقای دست و دلبازوهمچنین "آقای ملون" حضور داشت. مسابقه‌ هفته برنامه‌ٔ تلویزیونی‌ای بود هر هفته پنجشنبه شب‌ها برای مدتی طولانی از تلویزیون ایران بخش‌ می‌شد. این برنامه مسابقه‌ای چند مرحله‌ای بود که نوذری مجری‌گری آن را بعهده داشت. سئوالات این مسابقه از معلومات عمومی در حیطه‌های متفاوت طراحی می‌شد و پس از هر مرحله، تعدادی از شرکت‌کنندگان برای رفتن به مرحلهٔ دیگر انتخاب می‌شدند.

    وی مدتی هم اجرای برنامه‌ صندلی داغ را بر عهده گرفت. از آخرین کارهای او، برنامه‌ای رادیویی با عنوان پنج‌شنبه شنیدنی بود.

    فیلم‌های سینمایی و سریال

    وی فعالیت خود را در عرصهٔ سینما در سال ۱۳۳۸ با فیلم‌هایی مانند امیر ارسلان نامدار و خیالاتی آغاز کرد و آثار زیر را در کارنامهٔ خود دارد :

    • امیر ارسلان نامدار (فیلم)
    • خیالاتی
    • کوچه‌ اقاقیا
    • عصای پیر
    • باجناق‌ها
    • چند مي‌گیری گريه كنی

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:25 |

    پوپَک گُلدَره (۱۳۵۰ - ۲۷ فروردین ۱۳۸۵) یکی از هنرپیشه‌های ایرانی است.

    پوپک گلدره

    فعالیت هنری را با بازی در نمایش «پل» آغاز کرد و در سال ۱۳۷۵ در نماهنگ (ویدئو کلیپ) «رویای زمین» ظاهر شد. او ضمناً در مجموعه تلویزیونی ساعت خوش (۱۳۷۳) نیز بازی کرده بود. پوپک گلدره که با مجموعه ساعت خوش وارد کار بازیگری شد، بسرعت توانست شایستگی‌ها خود را در این عرصه نشان دهد که اوج آن بادریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سینمایی موج مرده، ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا رقم خورد. ایفای هنر در فیلم سینمایی سیندرلا، آخر بازی، سریال‌های تلویزیونی دنیای شیرین دریا، تئاتر شکارگاه ممنوع، ساعت خوش و ... را در کارنامه‌اش دارد. پوپک بیشتر، حضور خود را مرهون بازی در سریال تلویزیونی «دنیای شیرین دریا» است. بازی او در «موج مرده» تحسین منتقدین را برانگیخت و جایگاه او را در سینما تثبیت کرد. شروع از برنامهٔ طنز «ساعت خوش» تا دریافت دیپلم افتخار جشنواره سینمایی فجر راهی است بس دشوار که وی با پشتکار فراوان طی نمود. از بازیهای درخشان او می‌توان سریال مروارید سرخ و نرگس را نام برد.

     او که شهریور ۱۳۸۴ در جریان یک حادثه رانندگی به حالت اغما رفته بود در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۸۵ پس از ۸ ماه به‌سر بردن در اغما درگذشت.

    فیلم‌شناسی

    • مجموعه تلویزیونی ساعت خوش (مهران مديری، ۱۳۷۳)
    • مجموعه تلویزیونی رویای شیرین دریا (بهروز بقای، ۱۳۷۸)
    • آخر بازی (همایون اسعدیان، ۱۳۷۹)
    • موج مرده (ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۷۹)
    • سیندرلا (بیژن بیرنگ، مسعود رسام، ۱۳۸۰)
    • مجموعهٔ تلویزیونی نرگس (سیروس مقدم، ۱۳۸۴) (•••دستیار دوم کارگردان جناب آقای سید جواد حسینی •••)

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:23 |

    زندگی‌نامه

    امین حیایی

    • نام: امین
    • نام خانوادگی: حیایی
    • تاریخ تولد: ۱۳۴۹
    • محل تولد: تهران
    • میزان تحصیلات: دیپلم
    • نام همسر: نیلوفر خوش خلق (بازیگر)

    امین حیایی

    در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مركز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز كرد. در سال ۱۳۷۰ بازیگر یك تئاتر كودكان به كارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم «براده‌های خورشید» شد.

    امین حیایی

    خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی كند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم «سیب سرخ حوا -- ۱۳۷۸» چندان موفق نبود.

    او در فیلم‌های « هتل كارتن، دستهای آلوده» و بخصوص در فیلم «مزاحم» به کارگردانی سیروس الوند نیز نقشی داشت.

    شش فیلم «مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت» با بازی او در سال ۱۳۸۱ در سینماهای تهران به روی پرده رفت.

    امین حیایی

    فيلم‌شناسی

    • دو همسفر (اصغر هاشمی ۱۳۷۱)
    • دو روی سكه (محمد متوسلانی - ۱۳۷۱)
    • پرتگاه (بهرام ری پور - ۱۳۷۲)
    • آپارتمان (مجموعه - اصغر هاشمی - ۱۳۷۲)
    • حامی (قدرت الله صلح میرزایی - ۱۳۷۳)
    • براده‌های خورشید (محمدحسین حقیقی - ۱۳۷۵)
    • هتل كارتن (سیروس الوند - ۱۳۷۵)
    • بادام‌های تلخ (كاظم معصومی - ۱۳۷۶)
    • روزگار جوانی (مجموعه - شاپور قریب - ۱۳۷۷)
    • دست‌های آلوده (سیروس الوند - ۱۳۷۸)
    • سیب سرخ حوا (سعید اسدی - ۱۳۷۸)
    • علف‌های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - ۱۳۷۸)
    • مونس (حمید رخشانی - ۱۳۷۸)
    • تكیه بر باد (داریوش فرهنگ - ۷۹/۱۳۷۸)
    • همسایه‌ها (مجموعه - محمدحسین لطیفی - ۱۳۷۹)
    • مانی و ندا (پرویز صبری - ۱۳۸۰)
    • مزاحم (سیروس الوند - ۱۳۸۰)
    • اثیری (محمدعلی سجادی - ۱۳۸۰)
    • رز زرد (داریوش فرهنگ - ۱۳۸۱)
    • عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - ۱۳۸۱)
    • زیر آواز باران (رضا كریمی - ۱۳۸۱)
    • تب (۱۳۸۲)
    • کما (آرش معماریان -۱۳۸۲)
    • شام عروسی (1384)
    • مهمان (1385)
     
    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:20 |
     

    www.irun.coo.irمتولد 1340 در تهران.

    فعالیت هنری اش را از تئاتر آغاز کرد و در رادیو ادامه داد.

     

     فیلمهای سینمایی /

    دیدار (محمدرضا هنرمند، فقط بازیگر، 1373)

    توکیو، بدون توقف (سعید عالم زاده، فقط بازیگر، 1381)

     

     متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
    • پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
    • بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
    • از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
    • در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
    • برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
    • اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
    • همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
    • در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
    • همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
    • با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.


    • مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
    • همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
    • سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
    • در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
    • گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
    • در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
    • ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
    • با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
    • از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
    • فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
    • اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
    • مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
    • در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
    • با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
    • با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
    • علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.


    • اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
    • هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.


    • او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
    • صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
    • متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
    • در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
    • سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
    • «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
    • آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
    • با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
    • تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
    • مدّت ها به ورزش تکواندو می پرداخته است.

     

    / مجموعه های تلویزیونی /

    نوروز 72 (جنگ تلویزیونی، داریوش کاردان، فقط بازیگر، 1371)

    پرواز 57 (جنگ تلویزیونی، بازیگر، 1372)

    ساعت خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1373)

    سال خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1373)

    نوروز 77 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1376)

    جنگ 77 (مجری، کارگردان و بازیگر، 1377)

    ببخشید شما؟ (جنگ تلویزیونی، کارگردان، مجری و بازیگر، 1378)

    پلاک 14 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1378)

    نود شب (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1379)

    بررسی طنز در تلویزیون (مجری و کارگردان، 1379)

    دردسر والدین (مجموعه، مسعود نوابی، فقط بازیگر، 80/1379)

    پاورچین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1381 )

    نقطه چین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1382 )

    جایزه بزرگ ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )

    شب های برره ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )

    باغ مظفر ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1385 )

     

    آلبوم ها

    • از روی سادگی (۱۳۷۸)

    ۱. دو راهی

    ۲. مسافر
    ۳. پنجره
    ۴. رقص ايرانی
    ۵. صبح عيد
    ۶. ترانه کو
    ۷. ستاره ی گمشده
    ۸. گل آرزو

     

    •دلتنگی ها

    ۱. سلام
    ۲. دیوونه
    ۳. روح
    ۴. غمگین
    ۵. تنها
    ۶. آخرین نامه

     

    آثار هنری دیگر مهران مدیری
    تیتراژ پایانی سریال مهر و ماه
    تیتراژ آغازین سریال شب های برره
    تیتراژ آغازین سریال باغ مظفر

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:16 |

    بیوگرافی شیلا خداداد

    شبلا خداداد

     

     

     

      تاریخ تولد: 14 آبانماه 1359

      محل تولد : تهران

     

    در سینما ما معروف است که مسعود کمیایی به نوعی کاشف استعدادهای جوان است . این نکته جهت حضور ستارگان صاحب نامی که امروزه در سینمای ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند ،کاملا هویدا است . تنها هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن دو نمونه از این سوپر استار های دهه اخیر سینمای ما بوده اند که با کلید طلایی کمیایی وارد دنیای اعجاب انگیز سینما شدند و هر چند استارت اولیه همراه توسط یک کارگردان و یا تهیه کننده زده می شود اما مسئله اصلی نوع و نگاه بازیگر به هنر و مقوله بازیگری است که خود باعث ماندگاری و یا اوفل او می شود .

    یکی از این استعدادهایی که نخستین بار در یکی از کارهای در خود توجه مسعود کمیایی فرصت حضور یافت شیلا خداد است . بازیگر جوان و مستعدی که بر خلاف ادعای بسیاری که علاقه مندی صرفشان به تئاتر قلمداد می کنند و مدعی خوردن خاک صحنه هستند ،کارش را بازی در فیلم های سینمایی شروع کرد ،بدون آن که پرونده ای از نقش های کوتاه از اپیزودهای تلویزیونی داشته باشد .

    شیلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد .

    او اولین بار بازیگری را با بازی در فیلم اعتراض کیمیایی شروع کرد . اعتراض جولانگاه خوبی برای یک جوان با استعداد کم تجربه مانند شیلا بود و بازی در کنار کسانی چون داریوش ارجمند ،میترا حجار و محمد رضا فروتن تجربه خوبی برای او به شمار می رفت. مدتی بعد حمید لبخنده کارگردان معروف سریال در پناه تو که خود بازیگرانی چون پارسا پیروز فر و لیعا زنگنه را به سینمای ایران شناسانده بود برای فیلم جدیدش یعنی آبی در کنار هدیه تهرانی ،بهرام رادان و حسن جوهرچی از وجود شیلا خداداد بهره جست . شیلا در آبی نقش یک مادر جوان و بارداررا علی رغم سکانسهای محدود به خوبی ایفا کرد و همین مقدمه خوبی برای شناخته شدن وی در فیلم عیسی می آید علی ژکان تا در این فیلم هنرپیشه نقش اول زن باشد.

    او در سال 82 در فیلم قلبهای نا آرام در نقش یک عروس به کارگردانی مجید مظفری و تهیه کنندگی امید نجیب زاده در نقش مقابل حمید خندان (خواننده) ظاهر شد اما فیلم به موفقیتی چندانی نرسید.

    قاسم جعفری کاگردان خوش سلیقه صدا و سیما در یک اقدام بی سابقه در در تاریخ تلویزیون در دهه اخیر ،طرح یک سریال دو زبانه را به مرحله اجرا در آورد. سریال که از جذابیتهای خاص مردم هندوستان که همواره در کشور ما محبوبیت خاصی دارند استفاده کرد. ترکیب و تلفیق دو ملیت ،دو خانواده ،دو فرهنگ  و دو زبان و تکرار همان داستانهای قدیمی فیلم های هندی که دختر و پسری عاشق هم می شوند و خانواده ها مخالفند و ساز ناکوک می زنند و با سنگ اندازی مشکلات فراوانی بر سر راه دو دلدار ایجاد می کنند تولید شد.

    نکته قابل توجه و در خور تحسین این سریال فرو رفتن ماهرانه و حرفه ای شیلا خداداد در قالب یک دختر نجیب زاده هندی است.ضمن این که با کوشش های مستمر و خالصانه زبان شناسی چون ایرج نوذری ،شیلا خداداد کاملا لهجه و گویشی هندی وار دارد می توان او را به عنوان یک دختر هندی تلقی کرد.

    و اما بازی آخر او در فیلم ازدواج به سبک ایرانی به کارگردانی حسین فتحی  در کنار بازیگرانی مطرحی چون داریوش ارجمند فاطمه گودرزی ،دانیل هولمز،لادن طباطبایی ،محمد رضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی نقش شرین را ایفا کرده است.

    داستان از این قرار است که یک جوان آمریکایی برای شرکت در توری برای دیدن نقاط تاریخی ایران به آژانسی می رود که شیرین خانم (شیلا خداداد)در آن کار می کند و در همان نگاه اول ،مثل قصه های شاه پریان یک دل نه صد دل عاشق شیرین خانم می شود و دل به او می بازد . اما ماجرا به همین سادگی ها نیست حاج ابراهیم(داریوش ارجمند ) دختر به خارجی نمی دهد به خصوص از نوع آمریکایی اش باشد و حالا تازه کشمکش ها آغاز شده است...

    شبلا خدادادشیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.

    او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در  رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته  مهندسی فیزیک  را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.

    شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای« اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام » و مجموعه تلویزیونی « مسافری از هند » ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش پرسپلیس است.

     

    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 0:12 |
    متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
        • اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌هاي مريم و سارا دارد.
        • از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد.
        • با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفت. بهترين تفريح زمان كودكي‌اش سينما رفتن بود.

     

        • عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
        • دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
        • كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
        • «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
        • در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
        • با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
        • در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد.
        • در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
        • مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
        • «فراموشخانه» مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
        • بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي‌كند.
        • سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش‌سوزي شد.
        • عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
        • با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي او را در اين وادي كشف كرد.
        • در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.


        • مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
        • با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
        • در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است.
        • نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
        • صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد.
        • خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
        • بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
        • عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
        • عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي‌آورد.
        • به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
        • از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
        • تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدوي‌كيا در تيم ملي علاقه‌مند است

    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 23:50 |
    نام اصلي: محمدرضا

    نام خانوادگي اصلي: گلزار

    سمت (در بخش هاي): بازیگران،

    تاريخ تولد: 1354

    محل تولد: تهران

    مليت: ایران

    مدرك تحصيلي: لیسانس مکانیک


    بيوگرافي

    قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم ''سام و نرگس'' بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای ''زمانه''، ''بالای شهر، پایین شهر'' و ''شام آخر'' بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
    محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای ''بوتیک'' و ''چشمان سیاه'' بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم ''13 گربه روی شیروانی'' آغاز کرد.
    شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم ''بوتیک'' نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد.

    + نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 0:32 |

    یوسف تیموری هستم . متولد ۶/۱۰/۱۳۵۸ در تهران . فرزند دوم خانواده محسوب ميشوم . يك برادر و دو خواهر دارم . تحصيلات را تا اخذ مدرك فوق ديپلم هنر ادامه دادم . دانش آموخته ي هنرستان صدا و سيما هستم . پس از آن رفتم سر كلاسهاي استاد سمندريان كه همه چيز براي من از همان كلاسها شروع شد . سال ۷۳ براي اولين بار روي صحنه رفتم . اين اتفاق با نمايش ( اتوبوسي به نام هوس ) به كارگرداني محمود رحيمي افتاد . تجربه ي اولين كار تصويري ام هم برمي گردد به سال ۷۵ كه در هواي تازه ( محمد رحمانيان ) به ايفاي نقش پرداختم . كارهاي برگزيده ام هم عبارتند از : مجيد دلبندم . زير آسمان شهريك ( قابل توجه روزنامه اي كه نوشت : تيموري و غفوريان در زيرآسمان شهر ۲ هم بازي بودند ) . كوچه ي اقاقيا . بوتيك و تئاتر بر كرانه ي باد كار خانم مينا ابراهيم زاده

    + نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 17:6 |
    h-tavasoli.jpg

    هانیه توسلی دختر معصوم سینما فعالیت جدی خود را با یک سریال تلویزیونی اغاز کرد.غریبه از توسلی چهره قابل قبولی به نمایش گذاشت و راه او را برای ورود به سینما هموار و هموارتر کرد

       برای خواندن ادامه مطالب  کلیک کنید

    + نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 13:50 |
    p-porsorkh1.jpg

    مصاحبه با پوریا پورسرخ بازیگر سریال وفا که چندی پیش از تلویزیون پخش شد و مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد.

       برای خواندن ادامه مطالب  کلیک کنید

     
    + نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 13:48 |
    m-afshar.jpg

    مصاحبه با مهناز افشار هنرمند بسیار خوب سینمای ایران و بازیگر فیلم آتش بس که این روزها جنجال در سینما ایران به پا کرده است.

       برای خواندن ادامه مطالب  کلیک کنید

    + نوشته شده توسط اميرحسين در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 13:44 |
    پرويز پرستويي) بازيگري است كه پله‌هاي ترقي را يكي‌يكي پيموده. بدون اغراق او يكي از معدود بازيگران تئاتر، تلويزيون و سينماي كشور است كه در تمامي ژانرها و نقش‌هايش به زيبايي هر چه تمام‌تر، بيننده را مسحور خود مي‌‌كند... از او
    نقش‌هاي طنز ديده‌ و لذت برده‌ايم، همچنين نقش‌هاي جدي ديده‌ايم و به بازيگري‌اش غبطه خورده‌ايم. بدون اغراق پرستويي چهره‌اي است كه در هنر ايران، ستودني است، اين مرد در كجا به دنيا آمد و كيست؟

    پرويز پرستويي در سال 1334 در روستاي چارلي از توابع بخش كبودرآهنگ، يكي از شهرهاي استان همدان ديده به جهان گشود... پدرش كشاورز بود و زماني كه پرويز سه ساله بود، به تهران كوچ كرد... اوضاع مالي زندگي پرستويي بزرگ، به شكلي بود كه در جنوب شهر تهران در منطقه دروازه‌غار يك خانه اجاره‌اي اختيار كرد. پرويز كه بزرگ‌تر شد، روزها با بچه‌هاي كوچك آن محله در كوچه پس‌كوچه‌هاي دروازه‌غار بازي مي‌‌كرد. بچه كه بود عاشق تلويزيون بود، اما آن زمان تنها در قهوه‌خانه محله‌شان، تلويزيون بود كه آنجا هم از ورود بچه‌ها جلوگيري مي‌‌كردند... اما پرويز از پشت شيشه‌هاي قهوه‌خانه محو تماشاي تلويزيون مي‌‌شد.
    بچه كه بود عاشق معركه‌گيري بود، پس بچه‌ها را به دور خود جمع مي‌‌كرد و براي آنان حرف مي‌‌زد و گاهي اوقات هم نمايش بازي مي‌‌كرد...
    ماه محرم كه مي‌‌شد شبيه‌خواني مي‌‌كرد. او عاشق عزاداري در ايام محرم است، او آن زمان‌ها را هيچ‌گاه فراموش نمي‌‌كند. زماني كه به كلاس اول دبستان رفت، دبستان (صالحيه اسلامي) در كوچه گمرك را... او همزمان با تحصيل از آنجا كه دوست داشت كمك خرج خانواده باشد، كار مي‌‌كرد. از اين‌رو پس از اتمام كلاس‌هاي مدرسه، بلافاصله به سركار مي‌‌رفت و از آنجا كه علاقه زيادي به بازيگري داشت، شب‌ها به تئاتر لاله‌زار مي‌‌رفت.... كمي كه بزرگ‌تر شد با تلاش شبانه‌روزي‌ خود موفق شد خانه‌اي در منطقه ترمينال جنوب براي خانواده‌اش بخرد...
    آن سالها جو محله‌هاي جنوب شهر، جو درستي نبود و اعتياد بيداد مي‌‌كرد. از اين‌رو به ورزش رو آورد و خود را به باشگاه كارگران كشاند. مرحوم (مهراب شاهرخي) از سبك بازي او خوشش آمد و وي را به عنوان دروازه‌بان تيم جوانان انتخاب كرد...
    اما فعاليت هنري: به تشويق مدير دبيرستانش، (خوشبخت) وارد گروه نيايش شد و فعاليت‌هاي هنري خود را آغاز كرد و خيلي زود به مركز هنري نازي‌آباد راه پيدا كرد و در آنجا زير نظر (پرويز احمدي‌نژاد) تئاتر را فرا گرفت. در سال 49 بود كه با بهرام بيضايي آشنا شد و سر از گروه نمايش او درآورد و همان سال اولين نقش خود را در تئاتر (ماجراي يك محل) ايفا كرد. از طرفي آشنايي او با بهزاد فراهاني باعث شد كه به گروه (كوچ) برود. اوج كارهاي تئاتر وي در سال 52 بود، يعني همان سالي كه ديپلم گرفت. او در نمايش‌هاي چشم برابر چشم، شبي در حلبي‌آباد، پتك و خانه روشن، به بازي پرداخت و سپس پله‌هاي ترقي را به همين شكل طي كرد، تا جايي كه در سال 54 براي حضور در نمايش (تسليم شدگان)، جايزه نقش اول را دريافت كرد. پس از انقلاب او تمامي وقت خود را براي سينما و تلويزيون گذاشت و بارها برنده جوايز سيمرغ بلورين جشنواره فجر شد... اما بد نيست بدانيد كه وي در سال 1360 در دادگستري تهران مشغول به كار شد. پرستويي در همان سال ازدواج كرد، حاصل ازدواج او دو فرزند است... وي پس از مدتي كار در دادگستري را رها كرد و به مدت 12 سال كارمند اداره تئاتر شد. پرويز پرستويي برادر شهيد است. در سال 1362 با شهادت برادرش، پيشنهاد بازي در فيلم (ديار عاشقان) را پذيرفت و راهي سرپل‌ذهاب شد.بد نيست بدانيد كه پرويز پرستويي در گوشه‌اي از اين شهر بزرگ، خانه‌اي دو و نيم طبقه‌اي دارد كه پايين آن مغازه پدر است. در نيم طبقه برادر و همسرش، در طبقه اول والدين و در طبقه دوم خودش زندگي مي‌‌كند... پرستويي با مطبوعات ميانه خوبي دارد، اما از گفتگو فراري است، از طرفي تلفن همراهش هميشه در دسترس است... بزرگ‌ترين خصوصيت او اين است كه با غرور، قيافه گرفتن و اين جور حرف‌ها، بيگانه است. از وي هم‌اكنون مجموعه ديدني (زير تيغ)، به كارگرداني محمدرضا هنرمند و بازي در كنار آتيلا پسياني، كوروش تهامي، فاطمه معتمدآريا، الهام حميدي، سياوش طهمورث و... هر چهارشنبه شب از شبكه اول پخش مي شود


    + نوشته شده توسط اميرحسين در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 1:18 |
    من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اينکه براي اولين بار سوار هوا پيما بشم, در يکي از شهر هاي کوچک دانشجوي آلمان به اسم لان گسين به دنيا آمدم و بعد از سه ماه در لوايل سال 1358 که مصادف شد با اتمام تحصيلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگي هاي مادرم و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتيم و به دليل کار پدرم به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شديم و


    من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر هاي شمال کشور به دنيا آمدند و به خوانواده ما پيوستند دوران کودکيمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضايي خوش و آرام گذرانديم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفري ما به تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم
     
    سالهاي بين اول ابتدايي تا گرفتن ديپلم ساده ترين, سطحي ترين و بي دغدغه ترين سالهاي زندگي من بود . بدون هيچ اوج و فرودي. مثل يک شاگرد خوب, مودب و سر به زير و هيجان انگيز ترين قسمت سالهاي تحصيلي من شرکت در برنامه هاي ورزشي و فرهنگي بين مدارس بود!
    تا اينکه در تابستان سال 1374 زماني که هفده سالم بود براي گذراندن اوقات فراغت در يکي از کلاسهاي عروسک گرداني فرهنگسراي امير کبير ثبت نام کردم و با فضاي تازه اي آشنا شدم که خيلي لذت بخش تر از فضاي يکنواخت , تکراري و بي هيجاني بود که تا آن زمان داشتم .فضايي که آدم را وادار به فکر کردن و ايجاد خلاقيت مي کرد و دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهايي سال چهارم دبيرستان از طرف معلمي که در آن کلاس با هم آشنا شده بوديم به يک گروه تئاتر عروسکي که براي جشنواره عروسکي آماده مي شدند معرفي شدم و آغاز به کار کردم .
    صحنه, اجرا و تماشاچي بي نظير بود . کار کردن با عروسکهاي نمايشي رو دوست داشتم . بنابراين به ديپلم رياضي که گرفته بودم هيچ اهميتي ندادم و تصميم گرفتم با تمام تلاشم به اين رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولين و آخرين تجربه تئاتر عروسکي من شد .
    از طريق يکي از همان همکارهاي گروه تئاتر عروسکي به خانم گلچهره سجاديه که مشغول تشکيل يک گروه تئاتر بود و اجراي نمايش بود معرفي شدم و همکاريم با آن گروه شروع کردم .
    فضايي جدي تر , سنگين تر , پيچيده تر و عجيب , خيلي عجيب . سه ماه تمرين و دوماه اجرا .
    پنچ ماه کار کردن با يک گروه حرفه اي تئاتر با عث شد تا پيش خودم قسم بخورم که تا آخر عمرم به کار تئاتر ادامه مي دهم و همزمان و بازهم طريق يکي از همکاران همان تئاتر عروسکي به يکي از تهيه کننده هاي گروه کودک تلويزيون معرفي شدم و کار نوشتن من آن برنامه را هم شروع کردم و پيش خودم فکر کردم خب مي توانم هر دو کار را با هم انجام بدهم . بازي در تئاتر و نوشتن براي تلويزيون . اما بازي در سريالهاي تلويزيوني , هرگز !
    طولي نکشيد که يکي از همان کارگردانهاي گروه کودک تلويزيون , اجراي من را در آن نمايش ديد و به من پيشنهاد بازي در سريالش را داد و من بعد از دو هفته ترديد پذيرفتم !
    کارم را در تلويزيون با فعاليت در گروه کودک آغاز کردم و شدم عضو جدايي نا پذير خانواده تلويزيوني ها . در اين بين در دو کار سينمايي هم بازي کردم زير نور ماه و نقش کوتاهي در فيلم سيندرلا و بعد بلافاصله به آغوش تلويزيون بازگشتم .
    زندگي در کنار خانواده اي که بسيار زياد دوستشان داشتم و شغلي که با اشتياق و علاقه دنبال مي کردم به بهترين نحو مي گذشت .
    تا اينکه در پائيز سال 1381 اتفاق عجيبي افتاد . بستن يک قرار داد جديد و بازي در سريال طنز هر شبي به اسم "پاورچين" و آشنا شدن با .....
    از قبل مي شناختمش, دو سه سالي بود . اولين آشنائيمان در يک برنامه ترکيبي بود به اسم گلخونه براي شبکه جام جم . سه سال قبل از پاورچين و بعد از آن چند کار نصفه و نيمه که هيچکدام به مرحله توليد و پخش نرسيد .
    اما اين بار فرق مي کرد .
    مهراب قاسم خاني . همکار خوب و خوش اخلاق و صميمي من . ديگر فقط يک همکار نبود . خيلي عجيب بود يه حس عجيب ... يه حسي مثل تفاهم و همفکري و اشتراک .
    الان هم که چند ماه از زندگي مشترک من با آن همکار خوب و خوش اخلاق و صميمي مي گذرد . بار ها شده که خاطراتمان را با هم مرور کرديم و هر دوي ما حداقل از طرف خودم مي گويم . خدا را شکر مي کنم که همه خوشبختيهاي دنيا را يک جا به من هديه کرده است

    + نوشته شده توسط اميرحسين در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 2:30 |
     
        بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته‌هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش‌هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال‌هاي تلويزيون افزوده است.
        بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
        پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.

        در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين‌كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي‌رود.
        با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
        با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه‌ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
        قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي‌كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت‌پذير و منظم بار آورد كه پايه‌گذار موفقيت‌هاي او در بازيگري بود.
        سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
        به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي‌كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
        
        در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
        علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال‌هاي ملي رادنبال مي‌كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي‌پردازد.
        علاقه‌اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي‌كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
        عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي‌خواهد اين هنر را به صورت حرفه‌اي دنبال كند.
        با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه‌داري و آشپزي نمي‌رسد اما بسيار منظم و خوش‌سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
        عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي‌كند.
        علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني‌ترين نقطه‌اي بود كه به مسافرت رفته است.
        علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي‌پردازد. او عاشق مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
        در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه‌ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتني بوده.

        به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
        در صورتي كه وقت كند به سينما مي‌رود. او سعي مي‌كند همه فيلم‌هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
        علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
        از خواندن شعر لذت مي‌برد، اما اصلا نمي‌تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
        آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه‌اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي‌كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
        به بازي خانم‌ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
        تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش‌هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي‌گيرد و اهل بدگويي نيست.
        براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي‌كند.
        
            
         
    + نوشته شده توسط اميرحسين در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 21:41 |