
بیوگرافی دیوید بکهام و همسرش ویکتوریا - David Beckham & Victoria Biography
ابتدا به شرح مختصری درباره دیوید بکهام - معروفترین و پرحاشیه ترین فوتبالیست حال حاضر جهان – می پردازیم و سپس از همسرش ویکتوریا بکهام ، ستاره موسیقی پاپ و خواننده گروه سابق "اسپایس گرلز ( Spice Girls )" خواهیم گفت .
دیوید رابرت ژوزف بکهام در دوم می سال 1975 در لیتونستون لندن چشم به جهان گشود . پدرش "دیوید ادوارد" که در پمپ بنزین کار می کرد با مادرش "ساندرا پست" که آرایشگر بود در سال 1969 در محله هوکستون در شرق لندن با هم ازدواج کردند و صاحب سه فرزند شدند : لین ، دیوید و جوانا ... پدر او همیشه آرزو داشت یکی از فرزندانش در رشته های ورزشی ، به ویژه فوتبال ، به درجات عالی برسد که این آرزو در مورد دیوید به حقیقت پیوست .
پدربزرگ ( پدر مادر ) دیوید طرفدار تیم تاتنهام و پدرش طرفدار آرسنال لندن بود ، اما دیوید از همان دوران کودکی طرفدار منچستر بود و همیشه با شال گردن و کلاه منچستر در لندن به مدرسه می رفت و به این خاطر دعوا و کتک کاری زیادی در مدرسه برپا می شد . او بارها بدون اجازه والدین سوار ترن شده و به منچستر می رفت تا از نزدیک شاهد تمرین های تیم منچستر باشد . وی عاشق "سرالکس فرگوسن" بود ؛ چرا که در 13 سالگی به دیوید یک خودنویس هدیه داده بود که هنوز هم آن را دارد . پدرش از آنجا که دوست داشت دیوید فوتبالیست شود و علاقه شدید پسرش به منچستر را دید ، او را به باشگاه نونهالان منچستر فرستاد تا اینکه پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند
او چند سال است که یکی از ستارگان تیم ملقب به کهکشانی رئال مادرید است و هنوز هم در هنر اصلیش یعنی ارسال سانتر و زدن ضربه های ایستگاهی منحصر به فرد است . بکهام طبق ادعای مجله فوربز با درآمدی معادل 65 میلیون پوند، ثروتمندترین فوتبالیست جهان به حساب میآید. فاصله او با دنیس برکمپ مهاجم هلندی تیم آرسنال که در رده دوم این جدول جای دارد، به چیزی حدود 2 برابر بالغ میشود؛ اما او ثروتمندترین مرد جهان نیست. بکهام در ردهبندی نهایی پولداترین افراد جهان در ردههایی بهمراتب پایینتر از بانکداران، سیاستمداران و تاجران نفتی در رده نازل 41 قرار دارد.
وی در حال حاضربه زندگی خانوادگی ، فرزندان و همسرش توجه زیادی دارد و از جمله کسانی است که حواشی زیادی پیرامون او شکل می گیرد .
اما همسر او "ویکتوریا آدامز(بکهام)" خواننده گروه سابق "اسپایس گرلز(Spice Girls)" می باشد . خیلی ها دوست دارند بدانند او کیست و چه گذشته ای دارد ؛ ویکتوریا در کودکی دختری گوشه گیر بود ، اما در جوانی مانند شوهرش در زمینه هنر پله های ترقی را پیمود . زندگی نامه او را بخوانید :
ویکتوریا کرولاین آدامز" یک سال از دیوید بزرگتر و متولد هفدهم آوریل 1974 است و در "هرتفورد شایر " انگلستان به دنیا آمد . او یک برادر به نام کریستین و یک خواهر به نام لوئیز دارد . پدر و مادر ویکتوریا ، جکی و تونی در کار عمده فروشی محصولات الکتریکی بودند و روزگارشان بد نبود .
ویکتوریا در کودکی به گونه ای عجیب ، تنها بود ؛ بچه ها معمولاً او را به خاطر کک و مک های صورتش مسخره می کردند و او حتی از پدرش می خواست او را جلو مدرسه پیاده نکند تا مبادا چشم بچه ها به رولزرویس خانوادگی شان بیفتد !
با داشتن چنین شخصیتی بعید به نظر می رسید او روزی بتواند به یک ستاره پاپ تبدیل شود ، اما او از همان دوران دبستان وارد یک گروه موسیقی شد . وی در نوجوانی در مدرسه تئاتر جیسون تحصیل و سپس زندگی در کالج هنر و تئاتر "لین " را تجربه کرد و در دوران کالج ، هنر رقص باله نیز به تجربه های او اضافه شد .
اگر چه اولین گروه موسیقی او هرگز به جایی نرسید ، اما زندگی او ، زمانی که تصمیم گرفت به آگهی منتشر شده در نشریه استیج پاسخ مثبت دهد ، به کلی دگرگون شد . در آن آگهی از دختران واجد شرایط برای تشکیل یک گروه موسیقی 5 نفره دعوت به همکاری شده بود . ویکتوریا در آن زمان حتی فکرش را نمی کرد که این گروه کوچک به "اسپایس گرلز " تبدیل شود و چهارچوب موسیقی پاپ دنیا را به لرزه درآورد . نخستین ترانه این گروه Wannabe که در سال 1996 وارد بازار شد و نخستین آلبوم آنها ، Spice ، بازار فروش محصولات موسیقی را در ایالات متحده و سایر کشورها ، تکان داد . ویکتوریا و همراهانش اِما ، جری و مِل ها ، آن قدر مشهور شدند که دنیای پاپ را متحول کردند و به توانایی های دختران در موسیقی ، معنای دیگری دادند . ( گفتنی است جری بعدها همسر پل اسکولز شد ) . آن ها با قطعاتی چون "become" و life Spice up your " ،سی و پنج میلیون آلبوم خود را در سراسر جهان فروختند و در این زمینه رکورد تازه ای برجای گذاشتند .
اما این "ابر موفقیت " عمر کوتاهی داشت ؛ چرا که بعد از تورهای جهانی ، فروش میلیون ها آلبوم و حتی تولید یک فیلم به نام "دنیای اسپایس " جری در سال 1998 تصمیم گرفت گروه را ترک کند و با این کار ، ضربه ای جبران ناپذیر به پیکره آن وارد کرد
4 نفر باقیمادنده هم بعد از انتشار آلبوم "Forever" در سال 2000 ، تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند و فعالیتهای خود را به صورت انفرادی ادامه دهند هر چند هیچ کدام از آنها به صورت انفرادی نتوانستند موفقیت گذشته در قالب گروه Spice Girls را تکرار کنند . ویکتوریا در یکی از دوره های استراحت خود ، دل به دیوید بکهام ، ستاره دنیای فوتبال بست و در ماه جولای سال 1999 با او ازدواج کرد . ثمره این ازدواج نیز سه فرزند پسر به نام های بروکلین ، رومئو و کروز است .
وی در دوران فعالیت انفرادی ، زندگی نامه ای از خود تحت عنوان "یادگیری پرواز " منتشر کرد . او سپس در سال 2001 نخستین آلبوم انفرادی خود را با عنوان "ویکتوریا بکهام " منتشر ساخت .
در مواقع فراغت نیز از خرید کردن و رسیدگی به امور مربوط به سه خانه ویلایی خود در یورکشایر لذت می برد . همچنین ویکتوریا بعد از به دنیا آمدن سومین فرزندش تصمیم گرفته است تا از خوانندگی و موسیقی کناره گیری کند و فقط به حرفه طراحی مد بپردازد .
لقب او شیک است !
کمتر تولید کننده پوشاکی است که ویکتوریا تا به حال لباسهایش را در آنجا امتحان نکرده باشد ؛ گوچی ، پراوا ، دی اند جی و ... همه و همه بر این باورند که شخصیتی چون ویکتوریا به راحتی قادر خواهد بود فروش محصولات آن ها را بالا ببرد .
یکی از دلایل این که لباس ها به تن او می نشیند بدون شک هماهنگی آنها با شخصیت اوست . هر چه باشد ، لقب او "شیک" است !
نقل قولی از خود ویکتوریا :
ویکتوریا بکهام درباره شخصیتی که مطبوعات از او درست کرده اند ، می گوید : « شخصیتی که آنها از من درست می کنند ، مرا از شدت عصبانت به حد انفجار می رساند !»
رسوائیهای اخلاقی دیوید بکهام
دیوید و ویکتوریا بکهام در حال حاضر زندگی آرامی را به همراه پسرانشان می گذرانند و ظاهراً همه چیز برای این خانواده ثروتمند به خوبی پیش می رود ، ولی هر از چند گاهی خبرهایی درباره رسوائیهای اخلاقی دیوید بکهام پخش می شود که معمولاً به شدت مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد .
التون جان خواننده پاپ و پدرخوانده رومئو و بروکلین درباره مسائل اخلاقی که در اوایل امسال برای دیوید بکام به وجود آمد، همسر او را مقصر میداند. بکهام پس از انتقال به رئال مادرید دست کم دو مورد رسوایی اخلاقی به بار آورد. یکی ربکالوس منشی شخصیاش بود که ماجرای ارتباط با وی را در مطبوعات و تلویزیون منتشر کرد و از این راه به سود کلانی دست یافت و دیگری یک مدل مالزیایی شاغل در استرالیا که در زمان عضویت او در منچستریونایتد با دیوید مسائلی داشت و بلافاصله پس از ربکالوس به فاش کردن آن پرداخت. هر چند ویکتوریا در ظاهر همه اینها را تکذیب میکرد و این دو نفر را متهم به اغفال دیوید بکهام کرد! اما بین او و دیوید اختلافی عمیق شکل گرفت. بکام برای جلب رضایت او اقدام به خرید یک جواهر صورتی رنگ سلطنتی به مبلغ دو میلیون پوند کرده بود. التون جان در توصیف وضعیت این زوج و رسواییهای به بار آمد میگوید: «ویکتوریا همیشه مسائل حرفهای مربوط به خوانندگیاش را به مسائل خانوادگی ترجیح داده است. او نباید دیوید را در آن شرایط در دیار غربت تنها میگذاشت و در انگلیس میماند. تصورش را بکنید که مردی مثل دیوید بیش از 6 ماه در اتاقی در یک هتل به تنهایی زندگی کند. من مقصر را ویکتوریا معرفی میکنم.» او که در مصاحبه با مجله هیت مگزین درباره این زوج صحبت میکرد، ادامه داد: «آدم در این شرایط دیوانه میشود. به نظر من آنها نباید در دو نقطه جدا از هم زندگی میکردند. فکر میکنم ویکتوریا میخواست چیزی را به همسرش ثابت کند. نمیدانم چه چیز؛ اما میدانم که او باید از اشتباهش درس گرفته باشد.» التون جان حتی تکذیب رابطه دیوید با ربکالوس را مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید: «آنها به جای تکذیب باید اطلاعیهای را منتشر میکردند با این مضمون که هرکس اشتباه میکند و در زندگی هر فردی بالا و پایین وجود دارد؛ اما آنها فقط و فقط به تکذیب اکتفا کردند و هنوز هم روی موضع خود پافشاری میکنند.»
نکته جالب توجه و عجیب در اظهارات التون جان خواننده بزرگ پاپ اینست که ظاهراً در غرب نیز در چنین مواردی همه تقصیرها به گردن زن انداخته می شود . بهرحال دیوید و ویکتوریا علاقه زیادی به یکدیگر دارند؛ اما نمیشود انکار کرد که در دورهای چند ماهه رابطه این دو به شدت خراب شده بود.
دیوید و ویکتوریا ولخرج ترین والدین جهان
شاید باور نکنید؛ اما حقیقت دارد. دیوید بکهام و همسرش ولخرجترین والدین جهان هستند. البته وقتی به لیست 20 بازیکن ثروتمند جهان که از سوی مجله فوربز منتشر شد، نگاه میکنیم به آنها حق میدهیم که به اینگونه ریخت و پاشها دست بزنند.
«اسکاتس من» گزارش داد که این زوج ولخرج فقط در یک فقره خرید برای دو فرزند خود مبلغ 120 هزار پوند هزینه کرده اند. آنها این مبلغ گزاف را – که البته کمی بیش از حقوق یک هفته پدر این خانواده است – صرف خرید یک قلعه بزرگ چوبی کردند. در این قلعه بزرگ چوبی یک سرسره آهنی عظیمالجثه و نردههایی برای بالا و پایین رفتن و حرکات آکروباتیک تعبیه شده است. «دیلی میل» در وصف قلعه بکینگام – لقب کاخ دیوید بکهام که استعاره از کاخ معروف باکینگام است – مینویسد: «این یک برج دو طبقه است، با لامپهای فراوان و وسایل گرمایشی. بچهها در زمستان هم میتوانند در قلعه به بازی بپردازند و درصورتی که بروکلین و رومئو – نام فرزندان بکهام – یا دوستان شان از نردهها سقوط کنند، تشکهایی که روی زمین کار گذاشته شده است، از مصدومیت آنها جلوگیری میکند. یکی از بازدیدکنندگان به طعنه گفت که این قلعه از منزل شخصی او بزرگ تر است!»
کروز نام سومین فرزند بکهام
نام فرزند سوم دیوید و ویکتوریا که چندی پیش به دنیا آمد کروز است. عده ای می گویند وی به جهت رفاقت با چهره بزرگ هالیوود – تام کروز- این نام را برای فرزندش برگزیده؛ اما خودش میگوید کروز نام یک افراطی هوادار یونایتد است که او و همسرش تصمیم گرفتند به احترام حس وفاداری این شخص و علاقه دیرین دیوید به منچستر یونایتد، فرزند سوم خود را کروز صدا بزنند ! به هر حال، در این قسمت از دنیا افرادی وجود دارند که حتی وقتی یک کلمه را تلفظ میکنند، جنجالساز میشوند...

- پوسترهای بازیکنان تیم ملی
- پوستر بازیکنان تیم ملی را در اینجا ببینید

- پوستر هاي منچستر يونايتد قهرمان ليگ برتر انگليس
- پوستر هاي جديد رونالدو و روني را اينجا ببينيد

- پوسترهای ستارگان فوتبال جهان
- جهان پوستر هاي ورزشي تصاو...
خبرورزشي-مصاحبه مفصلى از احمدرضا عابدزاده روى خروجى يکى از خبرگزاريها آمده بود و براى شنيدن توضيحات بيشتر با خودش تماس گرفتيم. سنگربان و کاپيتان دوستداشتنى فوتبال ايران درخصوص مسايل روز فوتبال توضيحات خوبى داد که در زير گزيدهاى از حرفهاى او را مىخوانيد:
* پزشکان از من خواستهاند از هياهوى فوتبال دور باشم تا دچار هيجان نشوم اما نمىتوانم دستور آنها را انجام بدهم و نمىتوانم بپذيرم از فوتبال دور باشم چون آنوقت فکر مىکنم يک مرده متحرک هستم، فوتبال عشق من است.
* هيچوقت پرسپوليس را اينقدر حقير و خنثى نديده بودم، ترکيب اين تيم آنقدر ضعيف چيده شده بود که انگار براى شکست برنامهريزى شده بود تا کسب پيروزي.
* دنيزلى مقصر اصلى ناکامىهاى پرسپوليس است در پايان بازى با پيکان جلوى دوربين تلويزيون گفت از باخت ناراحت نيستم و بازيکنانم مقصرند! متأسفانه دنيزلى آنقدر در تفکراتش ضعف دارد که از معدنچى در جناح راست هم استفاده مىکند!
* بهترين بازيکن پرسپوليس کريم باقرى است که علىرغم مصدوميت و دورى چند ماهه از ميدان، بايد جور بقيه را هم به دوش بکشد.
* دنيزلى نسبت به اوضاع پرسپوليس بىتفاوت است. او بيشتر پولش را گرفته، الان هم وقت تلف مىکند تا بقيه پولش را بگيرد و برود و به قول معروف يک عمر بخورد، کيف کند و به ما بخندد!
* انصارىفر به اشتباهش در استخدام اين مربى پى برده است ولى چارهاى جز تحمل کردن ندارد تا به مشکلات مالى پرسپوليس افزوده نشود.
* شانس قهرمانى سايپا بيشتر از ساير تيمهاست. استقلال و سپاهان رقباى سايپا در راه قهرمانى هستند و اين پرسپوليس بايد تلاش کند تا بلکه سوم ليگ شود!
* پرسپوليس بازيکن خوب زياد دارد ولى آدمى که بتواند از آنها بازى بگيرد در کادرفنى مشاهده نمىشود. عليرضا نيکبختواحدي، کريم باقري، داود سيدعباسي، حسين بادامکي، مهرزاد معدنچى و حتى فرازفاطمى هر کدامشان براى هر تيمى يک نعمت هستند و مىتوانند هر نتيجهاى را عوض کنند.
* حذف استقلال از ليگ قهرمانان آسيا به اعتبار فوتبال ايران خدشه وارد کرد و همه مسئولان اين باشگاه بايد پاسخگو باشند و کمترين مجازات براى آنها استعفا از استقلال و دورى از صحنه اجرايى در ورزش است. آنها آنقدر به آدمهاى کوچک ميدان دادند که طرف احساس بزرگى کرد و فکر مىکند در فوتبال کسى شده و متأسفانه مىبينيم همين افراد کوچک و به قول معروف آقايان کليوم! باعث حذف استقلال و زير سئوال رفتن فوتبال ايران شدند!
* حذف استقلال ميلياردها تومان به اين باشگاه ضرر زد. از بحث جذب اسپانسر بگيريد تا ترانسفر بازيکنان به خاطر همين ندانم کاريها از بين رفت!
* بگوويچ قدم مثبتى براى تيم اميد برنداشته است و کميته ملى المپيک هزينه به خدمت گرفتن وى را هدر داده است. مثل اينکه آقاى کفاشيان نمىداند چطور بودجه اين نهاد را خرج کند که اينچنين گزينههايى را براى راهيابى به المپيک درنظر گرفته است.
* با محمد پنجعلى براى کار در تيمملى يکسرى صحبتها کرده بوديم ولى پنجعلى به توافقاتمان پشت پا زد. به هر حال او مىتواند با هر شرايطى کنار بيايد
شهرت: پروين
محل تولد: تهران
متولد: 1325
فرزند: احمد
قد: 169 سانتيمتر
شماره پا: 41
رنگ چشم: سبز
فرزند ششم خانواده (داراي 3 برادر و 4خواهر)
كتاب تاريخ ايران نام مردان زيادي را درصفحات خود بايگاني كرده است. تاريخ ورزشيايران نيز چنين حالتي دارد، اما در اين ميان نامچند نفر بيش از ديگران با گوش ما آشناست. نفراول به طور حتم كسي نيست جز «جهانپهلوانتختي». بعد از او به جرات ميتوان گفت،ورزشكاري با شهرت علي پروين پا به اين عرصهنگذاشته است. استمرار حضور او در فوتبالايران، چه در نقش بازيكن و چه در لباسمربيگري، باعث شده تا خرد و كلان و پير و جوانبا او آشنا باشند. پروين هر چند اين اواخر بهخاطر مسائل پشت پرده حاكم برفوتبال ايران، بهويژه باشگاه پرسپوليس، احترام بايسته را تجربهنكرد، اما اعتبار او به قدري است كه تمام وقايعمنفي، خللي برمحبوبيت و معروفيت او واردنكرده است. افتخارات بينظير و بيشمار وي، ازاو چهرهاي منحصر به فرد ساخته است، اما نكتهجالب در مورد علي پروين، اسطوره شده وياست. طبق قانون حاكم برسرنوشت انسانهايبزرگ، در هر زمينهاي، شاهد اسطوره شدن آنانبعد از مرگشان هستيم، اما علي پروين شكر خدازنده است و در سلامتي كامل به اسطوره فوتبالايران تبديل شده است. هيچ ورزشكاري را درايران و چه بسا در آسيا نميتوان يافت كهافتخارات او را كسب كرده باشد.
با اين مقدمه قصد داريم از اين شماره يكپاورقي در نوع خود خاص، در مورد علي پروينبنويسيم. ديگر اين كه در اين مقال سعي شده كمتربه زندگي فوتبالي علي پروين پرداخته شود و باحاشيه كمي با زندگي شخصي او، دوستان،بچههاي محل خانواده و... بيشتر آشنا شويم.زندگي غير فوتبالي او، به اندازه افتخاراتشجذاب و خواندني است.
كوچه غربيون بازار
بازار تهران يكي از قديميترين محلههايتهران ميباشد و علي پروين در يكي از كوچههايهمين بازار قديمي به دنيا آمده است. كوچهايكه علي در آن چشم به دنيا گشود، «غريبان» نامداشت. البته او در اين محل حضور چندانينداشت و به خاطر شغل پدر، اعضاي خانوادهاشمحل زندگي را بارها تغيير دادند كه آخرين محلدر دوران كم سن سالي پروين، محله «دولاب»بود.
علي پروين فرزند ششم خانواده 10 نفري«حاج احمد» به شمار ميرفت، اما از نظرخصوصياتي كه داشت، تبديل به چهره اولخانواده شد. سوم تيرماه سال 1325 روزي بودكه افسانه فوتبال ايران; علي پروين چشم به جهانگشود. هر افتخاري كه از ذهن شما بگذرد، او بهآن دست يافته است. البته تواناييهاي او فقط بههمين افتخارات ورزشي ختم نميشود; بلكه ويصاحب خصوصياتي بوده و هست، كه او را ازديگران متمايز ميكند. در چشم او خيره شدن ودروغ گفتن محال است; چون با لبخند ميگويد:«بي خيال»
كودك 10 ساله و بيگانه با شكست
با دوچرخه خود از دور پيدايش ميشود.چشمان سبز او باعث شده تا به او «علي زاغي»بگويند. بچههاي محل با ديدن دوچرخه سوارياو در جاميخكوب ميشوند. همه اهل محل باچشمان باز و البته دهان بازتر، نظاره گر هنرنماييكودكي 10 ساله هستند. او با دوچرخهاشلبجوي آبي، كه عميق به نظر ميرسد، مثل يكبندباز به جلو ميراند و آنقدر روي كارش تمركزدارد كه متوجه اطراف نيست. كافي است چرخجلو درون جوي بيفتد فرمان دوچرخه،دندانهاي جلوي علي زاغي 10 ساله را بهشكمش بفرستد; يعني همان بلايي سرش بيايد كهسربرخي از بچههاي محل آمد، اما كسي شكستخوردن او را نديده است.
اين بود سرآغازي برمعروفيت علي پروين قصهما. بزرگترهاي محل هرگز او را نصيحتنميكردند; چرا كه معتقد بودند «اين بچه انرژيفوق العادهاي دارد، نگاهش نافذ است و تا كاريرا بلد نباشد، دست به انجام آن نميزند».
هيچكس نميتواند ادعا كند اين پسر 10 ساله،كه بعدها به اسطوره فوتبال ايران و البته يكي از 3نفر اول تاريخ ورزش تبديل شد، الگويي داشتهاست. خود پروين نيز چنين حرفي را تاييد ميكندو از الگويي فني، ورزشي سخن به ميان نميآورد.آري الگوي او خودش بود. جالب اين كه حتيبچههاي بزرگتر از علي، در محل دولاب تهران،پروين را الگوي خود ميدانستند. هركجا پاميگذاشت، دور و برش شلوغ ميشد. البته كسياين كوچولوي خوشبخت را روزها در محلنميديد. صبح زود سركار ميرفت و غروب بهخانه برميگشت. وقتي خدا بيامرز احمد پروين،(پدر علي پروين) او را براي ياد گرفتن يك حرفهپيش دوست طلاسازش برد، تنها چند هفته ازسركار رفتن فرزندش نميگذشت كه استادكارانديگر، به فكر تصاحب اين شاگرد زرنگ افتادند.
دست پروين نميلرزد
نشاندن نگين روي انگشتر، يكي از مراحلسخت حرفهاي است كه علي پروين آن را بهعنوان شغل خود انتخاب كرده بود. همانطور كهخوانديد او در اين حرفه خيلي زود به يكاستادكار تبديل شد و علت اصلي اين امر هم،نلرزيدن دست وي بود. پروين با چنان دقتينگين را روي انگشتر مينشاند كه تعجب استادش رابرميانگيخت. او براي كار حتي از ذرهبين هماستفاده نميكرد; چون چشمانش به حد كافيتيزبين بود.
با هر يك از دوستان آن روزهاي علي پروينكه همكلام شويد، به اين نتيجه ميرسيد كه پرويناستعداد بالايي در يادگيري داشته است. به قولمعروف ذهنش همه آنچه را كه استاد ميگفت،بدون پس و پيش شدن حتي يك «واو» بايگانيميكرد. به قول دوستانش نيز، علي زاغي اگرادامه تحصيل ميداد، به طور حتم به يكي ازمردان درجه يك ايران تبديل ميشد اما چونآن زمان درس و مشق اهميت اين روزها رانداشت و بيشتر مردم به خاطر مشكلات اقتصاديبه دنبال بيرون كشيدن گليم خود از آب بودند،پروين نيز كار و كاسبي را از سن پايين شروع كرد.البته فراموش نكنيد كه حاج احمد پروين مردثروتمندي بود و علي احتياجي به كاركردن، آنهم در سن پايين نداشت، اما در آن زمان چنينرسم بود كه بچهها، به ويژه پسران، از سن پاييندنبال ياد گرفتن حرفهاي ميرفتند، تا در آيندهگرفتار مشكلات اقتصادي نشوند; به همين دليلعلي پروين خيلي زود از درس و مدرسه جدا شدو اين در حالي اتفاق افتاد كه او به خاطر هوشسرشارش تعجب معلمان خود را نيز برانگيخته بود.
كاپيتان علي زاغي
اولين بار كه با توپ فوتبال آشنا شد، انگار نيمهگمشده خود را يافته بود. وقتي 4 يا 5 ساله بود،قبل از اينكه با توپ بازي كند، به آن خيره ميشدو مدت زمان زيادي آن را نگاه ميكرد. با يكتوپ ميتوانست از كله سحر تا اذان ظهر بازيكند. در ضمن او از همان دوران كودكي كاپيتانبچههاي محل بود و كسي اصلا به خود اجازهنميداد در جايي كه علي زاغي حضور داشت،حرف از كاپيتاني بزند. البته او خود هرگز ادعايكاپيتاني نميكرد، اما خداوند به او نيرويي دادهبود كه همه را به سوي خود جذب ميكرد و البتهتواناييهايش نيز سرشار بود; چنانچه همان طوركه ميدانيد او بعدها كاپيتان بيجانشين سالهايپرافتخار پرسپوليس و تيم ملي شد.
علي پروين، انگار كاپيتان به دنيا آمده بود وروز خداحافظي از فوتبال نيز به همه ثابت كرد كهفوتبال ايران ديگر كاپيتاني مانند او به چشمنخواهد ديد. او براي آخرين بار بازوبند كاپيتانيرا در بازي پرسپوليس، دارايي در سال 1366(27 تيرماه) به بازو بست.
بعد از رفتن او، پرسپوليس، ديگر همچون او رابه خود نديد و البته فوتبال ايران نيز براي هميشهاز ستارهاي در حد و اندازههاي علي پروينمحروم شد.
برگ كوچكي از خاطرات پروين
-علي پروين سوم تيرماه 1325 در جنوبتهران و در خانوادهاي پرجمعيت به دنيا آمد وفرزند ششم خانواده در بين هشت فرزند بود. او ازعباس، منيژه، محمد و فاطمه كوچكتر و از اقدس ومجيد بزرگتر بود.
-دردوران كودكي بسيار شيطان بود،طوريكه خدابيامرز مادرش ميگفت: تمامبچههايم يك طرف، علي طرف ديگر، او از همهشيطانتر بود تا جايي كه برادر و خواهرهايش در18 ماهگي شروع به راه رفتن كردند و علي در14 ماهگي...
-در محله عارف، بچههاي محل به فوتبال،گاريسواري و هستهبازي خيلي علاقه داشتند.يك روز پروين 500 هسته برد، اما وقتي به خانهبرگشت، ديد كه مادرش همه آنها را دور ريختهاست و تا صبح گريه كرد.
-ده ساله بود كه برادرش (حاج محمود)برايش يك دوچرخه مشكي رنگ لوكس خريد واو يك ساعت با آن لب جدول هنرنمايي كرد ودوستانش هم به او نگاه ميكردند.
-او مانند هر فوتباليستي مسيرهاي ترقي راطي كرد و از «كيان» به تيم ملي رسيد. در اين تيمزير نظر «منصور امير آصفي» كار ميكرد كه به تيمملي دعوت شد. در سال 46; زماني كه بازيحساسي با تيم «شهرباني» داشت، توسط«رايكوف» به تيم ملي جوانان دعوت شد. آنزمان ناصر حجازي و ناصر عبداللهي هم ازهمبازيان او بودند.
او سپس از كيان به «پيمان» رفت، اما پيمان نيزپس از مدتي منحل شد. او ميگويد: يك روز درخانه نشسته بوديم كه همايون بهزادي و دكتربرومند به سراغم آمدند و به خاطر آنها باپرسپوليس قرارداد امضا كردم.
-علي الهي اولين مربي پروين بود كه به خاطررفاقت با برادر بزرگتر پروين (عباس) خواست كهپروين در تيم «عارف» بازي كند. او آن زمان 15سال بيشتر نداشت.
-پروين ميگويد: بهترين بازي عمرم بااستراليا در پيكارهاي مقدماتي جام جهاني1978 بود كه در ورزشگاه آزادي برگزار شد وبازي، با پاس گل من (1 بر صفر) به سود ما تمام شد.
-در زمان كودكي توپ دوست خوبش بود،حتي در زمان خواب هم آن را از خودش جدانميكرد. او حركتهايي با توپ انجام ميدادكهبسيار عجيب و غريب بود.
-كتاني چيني پروين شهره خاص و عام بود.او به آنها علاقه زيادي داشت. فقط كافي بودتوپ در گوشهاي بيفتد و او با چرخشي سريع بهآن برسد.
-او در مدت بازياش هيچ الگوي خاصيبراي خود در نظر نگرفته بود. زماني كه نوجوانبود، هيچ وقت نميگفت دوست دارم فلاني شوميا... او ميگفت: ميخواهم خودم باشم; عليپروين.
-هرگاه او در اردو و يا مسافرت خارجي بود،مادرش براي او و ديگر بازيكنان تيم، «كتلت»درست ميكرد. كتلتهاي مادر بسيار خوشمزهبود.
-پروين ميگويد: هنگامي كه با تيم بهمسافرت خارجي ميرفتيم، آنها پولهايشان را بهمن ميسپردند تا نگه دارم و من هم از آنجا كه اينكار مسئوليت سنگيني بود، پولها را داخل متكايمميگذاشتم و ميخوابيدم...
-زماني بود كه تيم «كريستال پالاس» انگليسخواهان او بود و مبلغ پيشنهادي آن زمان برايشماره 7 ايران، 500 هزار دلار بود. پدرشموافقت خود را اعلام كرد كه علي به انگليسبرود، اما مادر گفت: «تو هنوز بچهاي، آنجا ديوانهميشوي، نميتواني دوام بياوري... در غربتروحيهات به هم ميريزد و...» اين شد كه او ازرفتن به انگليس منصرف شد.
-اولين اخراج پروين مربوط به زماني استكه در بازيهاي محلي در خيابان عارف بازيميكرد. او در يك مسابقه حساس با تيم عارف بهمصاف تيم پيمان رفت. قضاوت اين ديدار همبرعهده رضا غياثي بود. او فكر كرد چون رضاغياثي بچه محل اوست، با خشونت او مداراميكند، اما زماني كه اولين حركت خشن را انجامداد، توسط رفيق و هم محلياش (رضا غياثي) ازميدان اخراج شد. حالا پس از سالها كه آنهايكديگر را ميبينند، هنوز هم درباره آن اخراجحرف ميزنند

دایی، فوتبال را از باشگاههای کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد و دورهی خدمت نظام وظیفه را در تیم پاس گذراند. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.
دایی بعدها به پیروزی تهران پیوست و سپس از این این تیم به اروپا رفت و به همراه کریم باقری به آرمینیا بیلهفلد پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان از نقطههای اوج دوران او بود زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی در باشگاه در سطح بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاههای اروپا رفت و نهایتا مدال نقرهی آن بازیها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد.
او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن 9 از اصلیترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاههای اروپا بازی کرد و دو بار دروازهی چلسی و یکبار دروازهی آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه های اروپایی راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.
ملی
علی دایی در سالهای اخیر همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان این تیم بوده است. او بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهی تاریخ تیم ملی را دارد (گلهای زدهی او در میان تمام تیمهای جهان نیز اول است).
او در جام ملتهای آسیا 1996 امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران بود.
او به همراه ایران در دو جام جهانی 1998 فرانسه و 2006 آلمان به میدان آمده است و تا بحال در5بازی ایران در این بازیها شرکت کرده است. این پاس دایی بود که زمینهگذار گل مهدویکیا به آمریکا در جام جهانی 98 شد.
از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را میتوان روز 14 نوامبر 2004 دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راه یابی به جام جهانی 4 بار دروازهی لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان که 100 گل در بازیهای ملی به ثمر رسانده ثبت کند.
ورزش
ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت از محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن ، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است.
بنابر این پریدن از روی یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده ورزش است در حالی که پریدن از روی یک چشمه هنگام پیاده روی در روستا فقط تلاش برای خیس نشدن پای فرد است.
انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسان ها قسمت مهمی از وقت، پولو دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آن ها اختصاص می دهند .
ورزش امروزه در جهان به وسیله ای مبدل شده که انسان ها را با هم متحد و آشنا کرده و بین آن ها پیوند اخوت و برادری برقرار می کند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هر چند در میدان رقیب هم هستند اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر می باشند .
ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارت های شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه ، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیت هایی با مهارت های متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش می دهد .
*********************************************************************
تمدن در ورزش
تمدن ها در ورزش سراسر تاریخ ، توانستند یک معامله بزرگ که تغییر اجتماع و ماهیت در ورزش است را آموزش بدهند . آن ها چیزهای بسیار جدیدی از هنر را در فرانسه ، آفریقا و استرالیا ی ما قبل تاریخ که مدرک آن در مراسمات رسمی تهیه شد را کشف کنند .
این کسب مهارت ها وابسته به سفارش مردم است که برای یافتن معانی فعالیت ها در ورزش به صورت یک مروارید گران بها می درخشد . مثلا ورزش ژیمناستیک در میان چینی ها پیشینهی زیادی دارد .
ورزش های دیگر شامل : پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و پرش بلند و کشتی است. رسوم سنت گرایی ورزش باستانی ایرانی ، هنر زورخانه ای بود که اکنون با این روش تماس اندکی دارند . در میان دیگر ورزش های ایرانی چوگان و پرتاب نیزه هم وجود داشت. دسترسی به ورزش های عمومی با تاسیس یونان قدیم ، ایجاد شد . کشتی ، دومیدانی ، بوکس ، پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک و مسابقه ارابه سواری نیز در آن زمان متداول بود.
بازی های المپیک هر چهار سال یک بار در دهکدههای کوچک مثل یونان باستانبرگزار می شد و مردم سراسر جهان به این المپیک ها فرا خوانده می شدند.
وجود ورزش های منظم برای موجودات زنده مطابق المپیک قرن قدیمی و قرن حاضر است. فعال شدن موجودات برای تنظیم غذا و خوراک خود موجب منظم انجام شدن فعالیت ها برای لذت بیشتر مسابقات و فعالیت هایی مثل ماهیگیری و باغبانی است . انقلاب صنعتی موجب زیاد شدن آلودگی و فرصت نداشتن تماشاگر ورزشی برای دسترسی و تمایل به بازی های جهانی شده است. محبوبیت و تمایل داشتن مانند ماشین افزایش گر، موجب ترقیهای حرفه ای متداول ورزشی می شود .
*********************************************************************
تاریخچه ورزش
اصل ورزش را از یونان دانسته اند که به منظور چابکی بدن و ایجاد قوّت انجام می یافت و پاروزنی، بوکس ، کشتی ، شنا ، شمشیرزنی ، تیراندازی ، اسکی و ورزش هایی چون بیس بال ، سافت بال و بسکتبال و انواع فوتبال و چوگان بازی ، والیبال ، گلف ، انواع تنیس ، شنا ، پرتاب وزنه و ... جزو ورزش محسوب می شوند.
اولین ملتی که ژیمناستیک را بنیان و آن را نام نهاده اند ، یونانیان قدیم می باشند، که ابتدا اصول ورزش در یونان خیلی خشن و ناصحیح بود و اولین نتیجه از ورزش را بزرگ نمودن عضلات بدن می دانستند. بعدها ورزش در یونان به شکل ریسمان بازی جان بازی در آمد و برای آن اهمیت زیادی قایل بودند و عمل کنندگان آن را آکروبات می نامیدند و این نوع حرکات را آکروباتیک می گفتند. به محل هایی که در آن جا ورزش می نمودند، ژیمنازیوم گفته می شد، که مهم ترین آن ها یکی لیسه و دیگری آکادمی نام داشت و چون مردم در آن محل ها لخت ورزش می کردند، کلمه ژیمناز از کلمه گیمنوس که به معنای لختی است گرفته و به آن محل ها نام نهادند و بعداً به عموم ورزش های بدنی نیز ژیمناستیک نام گذاشته شد.
مورخ مشهور ، ویل دورانت می نویسد: آن (مدینه فاضله بچه ها) فنون خانه داری را به دختران و فنون شکار و جنگ را به پسران می آموختند و به پسران آموزش می دادند که چگونه شکار کنند و ماهی بگیرند و شنا کنند و همچنین شخم زدن کشت زارها، دام گستری، دامپروری و نشانه روی با تیر و نیزه را می آموختند، تا در جمع مخاطرات زندگی توان محافظت و حراست از خویش را دارا باشند.
اما اگر بیش تر در مساله دقت کنیم، در خواهیم یافت تعلیم و تربیت در حقیقت با پیدایش و سکنا گزیدن بشر در روی زمین آغاز شده است. خاک و سنگ و کوه و تپه و دریا و جنگل و جویبار و دیگر مظاهر طبیعت و نیز خود زندگی و نیازهای آن. نخستین کتاب های درسی نوع بشر بوده اند.
از قدیم ترین روزگاران و حتی پیش از پیدایش خط ، نیاز به تامین خوراک و پوشاک از راه شکار حیوانات و احتیاج به کسب توانایی برای مقابله با خطرهای طبیعی و دشمنان گوناگون، جوامع کهن بشری را واداشته بود که به امر تربیت بدنی، به عنوان یکی از مهم ترین امور زندگی توجه نمایند و این حقیقت را دریابند که قدرت، استقامت، مهارت و سرعت را که در زندگی انسان ها از اهمیتی برخوردار است، می توان با بهره گیری از تمرین ها و فعالیت های جسمانی تا حد قابل ملاحظه ای تقویت کرد.
وقتی دولت ها و حکومت ها تشکیل و تاسیس شدند، رهبران آن ها متوجه شدند که برای حفظ یا گسترش مرزهای خود، نیازمند بازوان توانایی هستند که در جنگ ها بتوانند پیروزی را برای آن ها به ارمغان آورند؛ ویل دورانت در این باره می نویسد:
« از ضروریات دولت ها و تاکید بر روی حفظ نیروی جسمانی، پیروزمندی در جنگ هایی بوده است که متکی بر قدرت بدنی و نیرومندی جسمانی بوده است، و نیرومندی و مهارت بدنی، حاصل نخواهد شد، مگر در ورزش هایی که در بازی های المپیک مقرر گردیده است. »
در توجه انسان به تربیت جسم و توانمندی، عوامل زیر نقش اساس داشته است:
* انسان اولیه در جناح مبارزه با طبیعت، که از بدو تولد تا سپری شدن عمر او را تهدید می کرده، ضرورت نیرومندی را دریافته است.
* از طرفی بر اثر قهر طبیعت، ناچار به مهاجرت برای یافتن معاش بوده و در این مهاجرت در برخورد با دیگر اقوام، برای حفظ بقای خویش و بقای اجتماعی.
* و از جناح نیازهای فیزیولوژیک که برای ارضای نیازهای طبیعی خویش و خانواده، به ویژه نظام معیشتی جدیدی که در اثر مهاجرت برای او ایجاد می گردید.
*********************************************************************
تاریخچه ورزش در ایران
اما در خصوص تاریخچه ورزش در ایران باید گفت: در میان کشورهای مشرق زمین، بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیش تری الویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، چه در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گاه مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامتی بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند، پی برده بودند.
هرودوت ، مورخ مشهور یونانی می نویسد:
ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموختند:
* سواری
* تیر و کمان
* راستگویی.
جوانان تمرینات روزانه را از طلوع آفتاب با دویدن و پرتاب سنگ و پرتاب نیزه آغاز می کردند، و از جمله تمرینات معمولشان، ساختن با جیره اندک و تحمل گرمای بسیار و پیاده روی های طولانی و عبور از رودخانه، بدون تر شدن سلاح ها و خواب در هوای آزاد بود. سواری و شکار نیز دو فعالیت معمول و رایج بود و جستن بر روی اسب و فرو پریدن از روی آن در حال دویدن و به طور کلی سرعت و چالاکی، از ویژگی های سوارکاران سوار نظام ایران بود.
به خصوص در باره دوران پارت ها یا اشکانیان و پیدایش کلمه پهلوان باید گفت: شرح فتوحات این قوم آریایی و حکومت پانصد ساله آن ها پر از دلاوری ها و کوشش های این مردم است. کلمه پهلوان و پهلوانی، ریشه پارتی است که هر فرد زورمند را منتسب به پارت یا پرتو و پهلو دانسته اند. اینان مردمی جنگجو و شکارچی بودند.
هنستین ، مورخ یونانی می نویسد:
"پارت ها جنگ و شکار را دوست داشتند. این قوم از دوران طفولیت تا به هنگام کهولت همیشه با ورزش و تمرینات سخت جنگی و شکار بار آمده بودند."
*********************************************************************
تاریخچه فوتبال
اگرچه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم . فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن قبل از حضرت مسیح علیهالسلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت .
عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد.
در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزشها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است .
در ابتدا اختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 1863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد .این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد
فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا فوتبال گفته می شود . آمریکائیها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباط می کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکاییها شده است .
در تاریخ ریشه این ورزش بدین گونه بوده است :
سربازان چینی در حدود 2000 سال پیش ورزشی می کردند که آن را تسوچو (TSUCHU)می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند .
در روز تولد امپراطور در مقابل کاخ امپراطوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع 90 سانتیمتر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمی امپراطور و دوستان و مهمانان به بازی می پرداختند . یکی از امپراطوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سرش را از تنش جدا کنند .
600 سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آن را کماری (KEMARI) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو چینی بوده است . حتی قبل از چینی ها یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آن را هارپاستون (HARPASTON) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود که درونش ماسه و یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی آوردند به نام هارپاستیوم (HARPASTIUM) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمینه ای بود تا فوتبال در انگلیس به مدرنی امروز برسد .
هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجاییکه نوشته اند در روستاهای انگلیسی حدود 1000 سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه با هم دادند و ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را (غالبا از سر تو خالی گاو یا چیزهای شبیه به آن بوده است) به منطقه دفاعی حریف برسانند .
( در انگلیس بیش از 200 سال قبل مردم در خیابان ها فوتبال بازی می کردند )
در قرن 14 این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آن را غیر قانونی خواند ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و جذابیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش بخصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند .
250 سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره بخاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیمی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاد نمایند .
در دهه 1800 میلادی مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریح محصلین در برنامه درسی گنجانیدند ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خود داشت . سپس در سال 1823 فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت و در سال های 1848 و 1862 فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام (ساده ترین ورزش) نوشتن شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود .
(در سال 1850 فوتبال به دوردست ترین شهر های دنیا از قبیل مانیلا در فیلیپین و سایر کشور ها رسید )
*****************************************************************
جودو هنری رزمی است که اساسا گلاویز شدن در آن زیاد بوده و هدف آن زمین زدن ، گیر انداختن ، مهار کردن و حتی از کار انداختن بازوان حریف می باشد به گونه ای که منتهی به تسلیم شدن وی شود . تاکید اصلی جودو روی توانایی به کار بردن نیروی حریف می باشد به گونه ای که منتهی به تسلیم شدن وی شود . جودو تنها یک مبارزه فیزیکی نمی باشد بلکه یک مبارزه فکری نیز هست بدین گونه که یک جودو کار موفق باید قادر باشد حرکات حریف را از قبل پیش بینی کرده و با عکس العمل خود پاسخ مناسبی به آن بدهد .
بسیاری از افراد جودو را از سنین خردسالی و در سنین 5 یا 6 سالگی شروع می کنند و برخی این هنر را تا سنین بالا و در حدود سنین 60 یا 70 سالگی ادامه می دهند . جودو باعث بهبود سطح آمادگی عمومی بدن همراه با افزایش قدرت بدنی می شود . در برخی افراد جودو باعث به وجود آمدن حس اعتماد به نفس ، نظمی درونی و خویشتن داری می شود که همگی آنها مهارت های لازم در زندگی می باشند . پدر و مادر ها اغلب این ورزش را دوست دارند چرا که این ورزش به کودکان آنها انضباط و احترام می آموزد . این ورزش علاوه بر اینکه باعث حفظ آمادگی و آراستگی هنر آموزش می شود مهارت های دفاع انفرادی خارق العاده ای را نیز به همراه دارد .
مسابقات جودو برای کسانیکه مایل به مبارزه هستند هر هفته در سطح محلی ، منطقه ای ، کشوری و بین المللی برگزار می شود . جودو ، ورزشی است که تغییرات در آن وجود ندارد یعنی اینکه تمرینات و مبارزه به این ورزش در همه نقاط دنیا به یک طریق صورت می گیرد .
جودو اولین هنر رزمی بود که به دلیل شهرت جهانی آن برای اولین بار در المپیک توکیو در سال 1964 وارد بازیهای المپیک شد . در حال حاضر در حدود 175 کشور در این رقابت ورزشی حضور دارند و این امر باعث شده تا این ورزش در بازیهای المپیک تبدیل به دومین ورزش جنجال بر انگیز شود .
تاریخچه جودو
جودو ریشه در هنرهای رزمی سامورایی دارد که با دست خالی مبارزه می کردند و بر اساس دست به یقه شدن می باشد .
در ژاپن اسم های زیادی برای هنرهای رزمی که بدون وسیله و با دست خالی انجام می گیرد وجود دارد . از میان آنها می توان به توریتی ، واتسو ، یاوارا ، گوگوسوگو ، تایوتسو و کمپو اشاره کرد .
در سال 1882 استاد جوانی به نام جیگوروکانو باشگاهی را برای آموزش هنر رزمی خود به وجود آورد . وی نام این باشگاه ( یا مدرسه ) را باشگاه کودوکان و نام هنر رزمی خود را جودو نامید . همانگونه که جوجیتسو به معنای هنر ملایمت است جودو نیز به معنای روش ملایمت می باشد . آقای کانو می خواست با انتخاب این کلمه نه تنها به شاگردانش هنرهای رزمی عالی را نیز بیاموزد .
هدف ورزش جودو پرتاب کردن ، گیر انداختن ، خفه کردن و قفل مفصل حریف به منظور تسلیم کردن وی می باشد . در این ورزش ضربه مشت و لگد وجود ندارد و همین باعث تمایز این ورزش با بسیاری دیگر از هنرهای رزمی شده است . حتی زمانی که فرد جودو را به عنوان دفاع شخصی فرا می گیرد چگونگی دفع مشت ها ، لگد ها و سلاح ها را با پرتاب کردن ، خفه کردن و قفل های مفاصل می آموزد . این ورزش اگر به درستی تعلیم داده شود یکی از بهترین روش های دفاع شخصی می باشد .
بزرگترین ارزش جودو در تاکید آن روی ملایمت و اعتدال به عنوان یک روش است .
جودو به شخص می آموزد که از درگیری پرهیز کند و به دنبال معتدل ترین راه حل برای همه درگیری ها باشد .
مزایای جودو
اولین مزیت جودو ایجاد آمادگی جسمانی فوق العاده در فرد است . از این طریق فرد می تواند هم انعطاف پذیری و هم قدرت بدنی خود را بالا ببرد . تمرین فنون مربوط به جودو باعث می شود بدن قوی تر شده و مقاومت دستگاه های قلبی _ عروقی بیشتر گردد .
هنر آموزان جودو می توانند قدرت تمرکز خود را بالا برده و دارای حافظه قوی شوند . این قابلیت ها نه تنها در تمرین جودو تاثیر دارند بلکه در تحصیل و در شغل افراد نیز تاثیر مثبت دارند . هنر آموزان از طریق تعلیم ذهنی جودو یاد می گیرند چگونه در زیر فشار های زندگی آرامش خود را حفظ کنند . این توانایی در همه چیز از رانندگی گرفته تا امتحان و از کسب درآمد گرفته تا ارتقاء سطح زندگی و غیره تاثیر مثبت دارند .
سیستم رده بندی کمربند ها
کیو معمولا به معنای کلاس است و اشاره به آموزش مقدماتی یا تدارکاتی دارد . افرادی که در سطح کیو هستند به مودانشا معروف هستند یعنی "افراد بدون درجه" . دان به معنای درجه یا رتبه است و درجه های آموزش را نسبت به آن می سنجند . استاد کانو با توجه به وجود 12 پایه در باشگاه ها 12 درجه را برای کمربند ها به وجود آورد . وی هرگز بالاتر از دان 10 را به کسی اعطاء نکرد . از این رو درجه دهم بالاترین درجه ای است که در جودو اعطاء می شود . افرادی که در سطح دان هستند به یودانشا معروف هستند یعنی "افراد دادای درجه" .
زمانی که جودو برای اولین بار به ایالات متحده آمد و شهرت جهانی یافت گرفتن کمربند مشکی تبدیل به یک هدف آرمانی شد . و این بدان علت بود که برای بسیاری کمربند مشکی به معنای استاد مطلق در مبارزه بود . بسیاری بر این باور بودند که کسی دارای کمربند مشکی است شکست ناپذیر است . هر چند ژاپنی ها این گونه فکر نمی کردند .
کمربند مشکی نمادی از دانش یادگیری و همانند دیپلم است . واژه شودان که اولین درجه کمربند مشکی است به معنای "فرد مبتدی" می باشد . از این رو فردی که کمربند مشکی را گرفته در حقیقت به اندازه کافی تعلیم دیده است تا به عنوان هنر جوی جدی و مصمم محسوب شود . هدف از آموزش در هنر رزمی جودو تعلیم و توسعه مقررات جهت شرکت در تمرینات روزانه جودو است .
کمربند مشکی نمادی از سخت کوشی و انظباط است . شخصی که دارای کمربند مشکی است باید همانند یک جودو کار واقعی رفتار کند یعنی دارای شخصیتی معتدل بوده و با دیگران در صلح و صفا زندگی کند . کمربند مشکی همچنین سنبلی از رشد کامل فرد از طریق جودو می باشد .
توضیحات بیشتر در رده بندی کمربند ها در جودو
وسایل مورد نیاز در جودو
وسیله دیگری که برای آموزش جودو لازم است جودوگی یا همان لباس جودو است . انواع مختلفی از این لباس ها مورد استفاده قرار می گیرند لباس جودو باید به اندازه کافی ضخیم باشد تا در موقع کشیده شدن پاره نشود . نام ژاکت جودو اوواگی و نام شلوار جودو زوبون است .
جودو کار باید طرف چپ لباس را روی طرف راست آن گذاشته و با کمربند ( ابی ) آن ار محکم کند همان گونه که قبلا گفته شد رنگ کمربند نشان دهنده رتبه جودو کار است . کمربند باید محکم باشد و به آسانی پاره نشود .
همچنین یک ترازوی ماشینی (یا یک باسکول ) در باشگاه جودو مدرن لازم است . هر چند در برابر یک حریف ماهر مهارت بالا ضروری است ولی قدرت بدنی بالا و توسعه یافته حرف اول را در برد و باخت می زند .
****************
جودو (به ژاپنی: 柔道 به معنی «طریقت نرمی یا انعطاف»[1]) هنری رزمی، ورزش رزمی و فلسفهای است که از کشور ژاپن نشأت گرفتهاست. منشا جودو از هنر رزمی جوجیتسو «هنر نرمی» است و در سال ۱۹۳۲ فردی ژاپنی به نام دکتر جیگارو کانو آن را پایهگذاری کرد. [2]
* ۱ درجات فنی
* ۲ اصطلاحات فنی
o ۲.۱ فنون مجاز در مسابقات
o ۲.۲ فنون غیرمجاز در مسابقات
* ۳ امتیازات
* ۴ پانویس
درجات فنی
ورزشکاران این رشته درجات با شروع از Q۱۰ یا همان کمربند سفید با طی مراحل Q۹ تا Q۱ کمربندهای زرد و سبز و بنفش و قهوهای به درجهٔ دان یا کمربند مشکی میرسند.وتا دان 10 ادامه میابد.
اصطلاحات فنی
* جودوکا:جودوکار
* اوکِمی: تکنیک افت بی خطر (نحوهٔ صحیح زمین خوردن)
* کوزوشی:کشش و بر هم زدن تعادل
* مائهماواری:غلت به جلو
* دوجو: باشگاه جودو
* سِنسِی: استاد
* میگی: راست
* هیداری: چپ
* جودوگی :لباس جودو
* ریتسو:بلند شو
* سزا:بشین
* رِی:دستور ادای احترام
* هاجیمه:دستور شروع مسابقه
* مَتِی:دستور توقف مسابقه
* جونای:داخل
* جوگای:خارج
* تاتامی:تشک جودو
* نهوازا: کار در خاک
فنون مجاز در مسابقات
ناگهوازا
* سئویی-ناگه (پرتاب شانه)
کاتامهوازا
* کان ستسو وازا (کانسه): برگرداندن و فشردن مفصلها به سوی مخالف و بیش از دامنه حرکت طبیعیشان
* شیمهوازا:انسداد شریانهای خونرسان به مغز
فنون غیرمجاز در مسابقات
* آتمیوازا: فنون ضربهای
امتیازات
در این ورزش چهار نوع امتیاز وجود دارد که به ترتیب زیر می باشد:
1. کوکا
2. یوکو
3. وازاآری
4. ایپون
کوکا کمترین امتیاز می باشد. یوکو امتیاز متوسط و وازاآری امتیاز بزرگ است. ایپون نیز امتیاز کامل یا ضربه فنی محسوب شده و کسب این امتیاز باعث برد و پایان مسابقه میشود. کسب دو امتیاز وازاآری در طول مسابقه نیز معادل امتیاز ایپون و پایان مسابقه است.در حالی که امتیازات کوکا و یوکو با هم جمع نمی شوند.و امتیازات بر اساس ارزش فنی تکنیک اجرا شده است.


































