Shrek 2
يک غول سبز و يک خر پر حرف
اشاره :
((شرک)) (SHREK) يکی از شخصيت های محبوب انيميشن معاصر سينمای جهان است. موفقيت غافلگيرکننده شرک، سازندگان آن را برآن داشت تا دنباله ای براين انيميشن بسازند و بدينسان شرک 2 شکل گرفت . در شرک، بازيگران معروفی چون (( ادی مورفی ))، (( جولی اندروز )) و . . . . به جای شخصيت های کارتونی حرف میزنند. شرک 2 به تازگی درسينماهای جهان به اکران درآمده است. اين غول سبز و دوستش خر وراج نه تنها کودکان و نوجوانان بلکه همه مردم را جذب خود کرده اند. بااين مطلب شما اطلاعات جالبی در مورد شرک پيدا می کنيد.
خلاصه داستان شرک 2
داستان (شرک2) دقيقا از جايي شروع می شود که در (شرک1) به پايان رسيد، يعنی ((شرک)) و ((فيونا)) تصميم می گيرند که به ماه عسل بروند و فيلم ما را به سرزمين ((فارفاراوی – یعنی سرزمين بسيار بسيار دور)) می برد. ((شرک و فيونا)) به ((فارفاراوی)) می روند تا خبر خوشحال کننده ی ازدواج شان را به پدر و مادر ((فيونا)) که شاه و ملکه ی آن سرزمين بودند بدهند.
اما وقتی همه می فهمند که ((فيونا)) با يک ديو ازدواج کرده است بسيار ناراحت می شوند و در اين ميان((پرنس چارمنيگ)) که قرار بود او طلسم ((فيونا)) را بشکند بيش از همه ناراحت می شود. در ضمن در اين فيلم با ((مادر افسانه ای)) اسرارآميز و با به نام ((اپل پويزن)) ((سيب مسموم)) آشنا می شويم که در اين ((بار)) گربه ای چکمه پوش رفت آمد می کند و اين گربه شکارچی ديو است و اجير می شود تا شرک را از ميان ببرد و . . .
عوامل فيلم (شرک 2)
ساخت شرکت دريم وورکس Dream Works
کارگردانان : اندور آدامسون، کلی آزبری، کنرادورنان
فيلمنامه نويسان : اندرو آدامسون بر اساس داستانی از ((ويليام استيج))
تهيه کنندگان : آرون وارنر، ديويد ليپ من، جان اچ. ويليامز
موسيقی : هری گرگسون- ويليامز
صداها:
شرک : مايک مايرز
خر: ادی مورفی
پرنس فيونا: کامرون اياز
ملکه: جولی اندروز
گربه چکمه پوش : آنتونيو باندراس
شاه : جان کليس
پرنس چارمينگ : راپرت ايورت
مادر افسانه ای : جنيفر ساندرز
مايک مايرز ( شرک ) Mike Myers

((مايک مايرز)) 25 مه 1963 در کانادا متولد شد. او بازيگری را در برنامه های تبليغاتی تلوزيونی با برنامه زنده ی ((شب شنبه)) در 8 سالگی آغاز کرد. آنگاه در چند شوی تلوزيونی کانادا حضور يافت. وی پس از فارغ التحصيلی از دبيرستان به سرعت به گروه نمايشی مشهور ترنتو با نام ((شهر دوم)) پوست. در سن 20 سالگی به يکی از ستارگان سريال های تلويزيونی تبديل شده بود. در ضمن مجری برنامه ويديو و صحبت (Vecjay) نيز بود.
در سال 1994 به خاطر فيلنامه نويسی برنده جايزه ی ((امی)) شد. او درفيلم های بسياری که مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت ايفای نقش پرداخت، فيلمهايي چون ; جنگ ستارگان ((بخش اول))، مرد مرموز بين المللی، من با قاتل اکسی ازداواج کردم و . . . و در فيلم های اول و دوم ((شرک)) روی شخصيت ((شرک)) صداگذاری کرد.
آنتونيو باندراس (گربه چکمه پوش) Antonio Banderas

((آنتونيو باندراس)) 10 اوت 1960 در اسپانيا متولد شد. او در ابدا می خواست يک بازيکن حرفه ای فوتبال شود اما در 14 سالگی پايش شکست و مجبور شد با رويای خود خداحافظی کند.
سپس در کلاس هنرهای نمايشی شرکت کرد سرانجام به يک گروه تئاتری پيوست . او در تئاتر، نمايش های خيابانی به بازی پرداخت تا اينکه سرانجام در تئاتر ملی اسپانيا به بازی مشغول شد. او در سال 1982 در اولين فيلم سينمايي خود در اسپانيا به ايفای نقش پرداخت و بعد از آن طی چند سالی در چندين فيلم مختلف بازی کرد و چنان درخشيد که خيلی زود به يکی از بازيگران مطرح سينمای اسپانيا تبديل شد. او اولين بازی آمريکايي خود را در سال 1991 با فيلم ((حقيقت يا شجاعت)) انجام داد. سپس در فيلم های ديگری چون نقاب زورو، اوتيا (1998)، بچه های جاسوس 1 و 2 حضور يافت.
در فيلم شرک 2 او به جای گربه ی چکمه پوش صدا گذاشته است .
ادی مورفی (خر) Eddie Murphy

هشت ساله بود که پدرش را از دست داد. او پليس بروکلين (آمريکا) بود و کنار مادر و پدرخوانده اش بزرگ شد. در 19 سالگی در برنامه ی کمدی زنده ی شب به ايفای نفقش پشتيبان پرداخت. او فوق العاده سرزنده و شاداب در عين حال پر حرف بود. پس از آن در چند فيلم به ايفای نقش پرداخت و در سال 1983 برنده ی جايزه گرامی شد.
او در فيلم هايي چون پليس بيورلی هيلز (1984)، کودک طلايي (1986) و ورود به امريکا (1987) و . . . حضور يافت.
وی در فيلم های (شرک) و (شرک 2) به جای خر پر سرو صدا صداگذاری کرده است.
کامرون دياز (پرنس فيونا) Cameron Diaz
30 اوت 1972 در کاليفرنيا متولد شد. در 16 سالگی مدرسه را ترک کرد و مانکن شد و به مدت 5 سال به کشورهای ژاپن، استراليا، مکزيکو، مراکش و پاريس سفر کرد. سپس در سن 21 سالگی به کاليفرنيا بازگشت و در فيلم ((ماسک)) در کنار ((جيم کری)) به ايفای نقش پرداخت. پس از آن به دليل بازی خوب و زيبايي و اندام زيبايش در فيلم های مختلفی چون شام آخر(1995)، خودشه!(1996)، عروسی بهترين دوستم(1997) و . . . به بازی پرداخت.
جولی اندروز (ملکه) Julie Andrews
))جولی اندروز))- جوليا اليزابت ولز- اول اکتبر 1935 در حومه ی شهر لندن متولد شد. پدرش معلم و مادرش نوازنده و مدرس پيانو بود. او از کودکی ((باله)) و ((موسيقی)) آموخت و در 4 سالگی شروع به فراگيری آواز کرد. او در سن 12 سالگی يکی از محبوب ترين کودکان ترانه خوان بريتانيا شد. و در 13 سالگی در فيلم ((نور ستاره روی بام)) ساخت شرکت برادوی بازی کرد. اما بازی او در فيلم ((دوست پسر)) باعث شد به يکی از ستارگان روز آن دوره مبدل شود و در فيلم های خاطره انگيزشان آوای موسيقی. در ايران با نام اشک ها و لبخندها اکران شد. مری پاپينز به ايفای نقش پرداخت. جولی در سال 1974 دو کودک يتيم به نام امی و جوآنا را به فرزندی قبول کرد و آنها را در کنار دختر خود((اماکيت)) بزرگ کرد.
جولی اندروز در سال 1998 به دليل عمل جراحی ای که روی گلويش برای برداشتن غده های خوش خيم انجام شد صدای فوق العاده خود را تا مدتی از دست داد، اما پس از گذشتن دوره نقاهت برنامه ای به نام ((بازگشت دوباره)) ترتيب داده شد و جولی در آن برنامه مجددا آواز خواند. نام جولی اندروز در فهرست افتخارات بريتانيا قرار دارد و به وی لقب ((بانو)) اعطاء شده است. او درفيلم متحرک سازی رايانه ای ((شرک 2)) نقش ملکه- مادرفيونا- را صداگذاری کرده است.
روپرت اوي ورت Rupert Everett
((روپرت اوي ورت)) 29 مه 1959 در انگلستان متولد شد. در سن 13 سالگي به فکر بازيگري افتاد و همين مسائله باعث شد تا در سن 15 سالگي ترک تحصيل کند. در مدرسه مرکزي نمايش هاي دراماتيک لندن پبت نام کرد.
او در لندن به نوعي زندگي خياباني و باشگاهي روي آورد و پس از مدتي به ميلان سفر کرد و در آنجا مانکني موفق شدآنگاه به اسکاتلند رفت و در تئاتر شهر ((گلاسکو)) روي صحنه رفت و اولين بازي خود در فيلم سينمايي را در سال 1982 محصول ((وست اند)) ايفا کرد و در سال 1987 در يک فيلم سينمايي آمريکايي به نام ((قلب هاي آتش)) يه ايفتس نقش پرداخت و چنان درخشيد که از آن موقع به بعد در فيلم هاي ديگريدعوت به کار شد. وي در فيلم شرک2 نيز به جاي ((پرنس چارمينگ)) صدا گذاشته است.
جان کليس ( شاه ) John cleese

((جان کليس)) 27 اکتبر 1939 در انگلستان متولد شد. او از سال 1953 به مدت 5 سال در کالج کلينتون درس خواند و دو سال پس از آن به مطالعه حقوق پرداخت، سپس با ((گراهام چپ من)) که در راديو کار مي کرد آشنا شد و پس از آن در راديو بي بي سي مشغول به کار شد. آنگاه به سيرک کمبريج پيوست و با آن به نيوزيلند سفر کرد. سپس به امريکا رفت و مدتي در آنجا ماند و در مجله ((کمک!)) قلم زد. آنگاه بخش سياسي مجله ي ((نيويورک)) را به وي سپردند اما چندان در اين قسمت موفق عمل نکرد و به لندن بازگشت. سپس به همراه گراهام چپ من، اريک آيدل، تري جونز و مايکل پلين که در سيرک کمبريج با هم کار مي کردند براي مجله ((فراست)) مقاله نوشتند کليس در سال 1968 با ((کاني بوشا)) بازيگري امريکايي ازدواج کرد. تا آن زما با دو دوره سيرک همکاري داشت که در دوره ي سوم سيرک نيز کنار گروه باقي ماند. کليس و همسرش مجموعه جذاب تلوزيوني ((برج هاي فالتي)) در سال 1975 را ساختند که سال ها ادامه يافت و کليس بع ايفاي نقش در چندين فيلم سينمايي چون ((سيلورادو))، ((فرانکشتاين)) و . . . پرداخت. پس از مدتي کليس از همسرش جدا شد و با ((باربارا ترنتام)) بازيگر امريکايي ديگري ازدواج کرد.
در شرک 2 جان کليس به جاي شاه – پدر فيونا- صدا گذاري کرده است.
جنيفر ساندرز ( مادر افسانه ای ) Jennifer Saunders

((جنيفر ساندرز)) 12 ژوئيه 1958 در بريتانيا متولد شد. او در مدرسه مرکزي ((سخن ودراما)) شرکت کرد و با همبازي آينده خود در فيلم هاي کمدي يعني ((دان فرنج)) در آنجا آشنا شد. او پس از فارغ التحصيلي در لندن در مجموعه کمدي ((مغازه کمدي)) به عنوان بازيگر و نويسنده مشغول به کار شد و در آنجا با ((آدريان ادموندسون)) (همسر آينده اش)، ((ريک مايال))، ((نيگل پلانر))، ((الکسي سيل)) و ((پيتر ريچارد سون)) آشنا شد و آنگاه خود با کمک اين افراد باشگاهي راه انداخت و مجموعه اي ((کميک استريپ)) ترتيب داد.
اين مجموعه بعدها به تلوزيون با نام ((کميک استريپ تقديم مي کند...)) راه يافت که طرفداران بسياري به خود جلب کرد.
جنيفر در فيلم هاي بسياري چون: جوانان (1982)، خانواده هاي خوشبخت (1985) و . . . بازي کرد.
او در فيلم شرک 2 به جاي مادر افسانه اي صداگذاري کرده است.
نقدي بر شرک 2
خري که تبديل به اسب مي شود!
((شرک 2)) نتوانسته است مانند ((شرک 1)) که ترکيب شگفت آوري از قلب و روح و سحر طنز است، جذاب و لذت بخش باشد. اما چندان هم خالي از لطف نيست و ين بار روي لودگي ها و چوک گفتن هاي شخصيت ها تکيه داشته و سبک کمدي و خنده دار روحوضي را دارد. ((شرک 2)) بهترين صداگذارها را به دور جمع مي کند تا نوعي تفريح و شادي خلق کند که هدفش شاد کردن گروه هاي مختلف سني است . اگر چه ((شرک 2)) نمي تواند در باجه هاي بليت فروشي چون ((شرک 1)) بسيار موفق عمل کند، اما مي توان آن را موفقيت ديگري براي شرکت سازنده ي آن – وريم وورکس – که مانند فيلم اول توانست به جشنواره کن – جايي که فيلمسازان به رقابت با يکديگر برمي خيزند – راه پيدا کند، دانست.
در اين فيلم فيلمنامه نويسان – اندور آدامسون، جو استيل من، جي ديويد استم و ديويد ان ويس – پيشنهادهاي بسيار مطرح کردند و برخلاف شرک 1 که مسير داستان سيري مستقيم و معين داشت در اين قسمت جهش هاي بسياري صورت مي گيرد. در فيلم اول شرک (( شاهزاده فيونا)) با شرک که يک ديو سبز است ازدواج کرد. در اين شماره او علاوه بر اينکه بسيار شبيه شرک شده و داراي پوستي سبز رنگ است بلکه اخلاق و رفتارش نيز چون شرک مي باشد پس جاي تعجبي ندارد که پادشاه و ملکه از ديدن دخترشان شوکه شوند. نويسندگان اين شما ره شخصيت ها و طرح هاي متفاوتي مطرح کردند و هنگام نوشتن فيلمنامه سئوالاتي از اين قبيل مطرح کردند که :
چطور مي شود خويشاوندي سببي بين شرک که ديو است و پادشاه و ملکه سرزمين ((فارفار اوي)) به وجود آيد؟ و اين سئوال مسائل تبعيض نژادي را مطرح مي کند.
چطور مي شود که در اين شماره مادر افسانه اي فيونا طرح برنامه پرنس چارمينگ – که شاهزاده اي زيبا و شيک پوش است – باشد زيرا قرار بود او با فيونا ازدواج کند و طلسم را بشکند؟
چطور مي شود اگر شرک و فيونا پس از بازگشت از ماه عسل دوباره با خر وراج ((شرک 1)) روبه رو شوند و ((خر)) نيز همچنان فضاي اطراف خود را از سر و صدا پر کند.
چطور مي شود اگر پادشاه شوکه شده از ازدواج دخترش با يک ديو و مادر افسانه اي براي از بين بردن شرک برنامه مي ريختند و به دنبال اين برنامه پادشاه سرزمين فارفاراوي مخفيانه به درون ((باراپل پويزه)) مي خزيد تا گربه چکمه پوش که ديوکشي مشهور بود را استخدام کند؟
و بالاخره چطور مي شود اگر شرک و خر پرحرف به درون کارخانه مادر افسانه اي دزدانه وارد شوند و با دزديدن يک فرمول خاص شرک را از موجود چاق و بدهيکل به يک مرد خوش تيپ و خوش قيافه و خر را نيز به يک اسب سفيد رعنا تبديل کند؟
حق با شماست گفتن داستان فوق حداقل هنگام تعريف کردن دشوار است. شخصيت گربه چکمه پوش در اين فيلم اگرچه دلپسند و مطبوع است اما چندان به خوبي پرداخت نشده و بطور کلي هدف خاصي را دنبال نمي کند. البته وجود شخصيت هاي بانشاط و لطيفه هاي با مزه باعث مي شود که تماشاچي از اين نقص صرفنظر کند. علاوه بر آن فيلم پر از شوخي هاي با نمک و چشم اندازهاي زيبا چون سرزمين فارفاراوي – که چشم اندازي چون تپه هاي بيورلي هاليوود دارد. در اين سرزمين خيابان هاي زيبايي وجود دارد که دو طرفشان درخت هاي نخل کشيده شده اند. فيلم از شخصيت هايي چون پينوکيو، سه بچه خوک و زيباي خفته بهره مي جويد. مثلا در صحنه اي در قصر ((کريس دوري داس)) به درون يک ((جوک باکس)) سکه مي اندازد تا موسيقي نواخته شود و موسيقي هايي از اشخاص و فيلم هاي معروفي چون ديويد بووي، ديکسو، ماموريت غير ممکن و . . . شنيده مي شود و در حالي که داستان از بيان چيزي که مي خواهد بگويد عاجز است اما به سبب نشاط حاکم بر فيلم نمي توان از آن بيزار شد.
در ضمن انيميشن سازي 3 بعدي اين فيلم با کارگرداني اندروآدامسون، کلي آزبري کنراد ورنا مخصوصا در چهره سازي انسان ها و نورپردازي در صحنه هاي انفرداي بسيار عالي کار شده است.
تماشاگران و شرک
((شرک 2)) فيلم بسيار خوبي است، اما نمي توان آن را به خوبي فيلم اول دانست. شوخي هاي مطرح شده در فيلم با نمک هستند اما بيشتر به درد گروه سني بزرگسالان مي خورند. در مجموع شرک 2 مانند فيلم اول ابتکار و خلاقيت ندارد . نظر من لزومي نداشت که برخي از شخصيت هاي کم اهميت شماره اول مجددا در اين فيلم حاضر شوند. البته نشاط موجود در اين فيلم نقاط ضعف آن را مي پوشاند. و من از اين فيلم نااميد نشده ام، اما احساس مي کنم که نقاط قوتي هم دارد ولي اميدوارم آخرين شماره شرک باشد.
اگرچه صحنه هاي فيلم شرک 2 بسيار با نشاطتر و بانمکتر از شرک 1 است اما هدف خاصي را دنبال نمي کند. در شرک 1 بازيگران ابتداي فيلم غمگين و از همه جا رانده بودن اما همانطور که داستان پيش مي رفت تغييرات عمده اي صورت گرفت و در پايان داستان هر کس به چيزي مي رسد اما در شرک 2 بازيگران به چيز قابل توجه اي دست نمي يابند.
شماره های آينده شرک که در تاريخ های زير بر پرده سينما خواهد آمد
Shrek 3 (2006) Estimated for December 2006
Shrek 4 (2010) Estimated for May 2010















مهستی خواننده ی محبوب دلها در گذشت